گفت‌وگو با دكتر عيسي كشوري:


به تازگي كتابي تحت عنوان «هاوكينگ، خداوند و بهشت» منتشر شد كه مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. به همين مناسبت با دكتر عيسي كشوري، نويسنده اين كتاب گفت و گويي صورت گرفته كه از نظر مي گذرد.


شما در چه زمينه‌هايي كتاب يا مقاله‌يي منتشر كرده‌ايد؟

بنده چند كتاب حقوقي و چند كتاب داستاني و ادبي نوشته‌ام. جالب اين است كه نخستين كتاب را زماني كه كلاس پنجم دبستان بودم، نوشتم. در تابستان آن سال اوقات فراغت را به جمع‌آوري و تاليف كتابي تحت عنوان قصه‌هاي فولكوريك لري اختصاص دادم كه حاصل آن 125 داستان بود كه مادربزرگ‌ها براي نوه‌هاي خود تعريف مي‌كردند و سينه به سينه در طي قرون متمادي به نسل‌هاي بعدي انتقال يافته بود .

چند كتاب داستاني هم نوشتم كه يكي از آنها در سال 1360 به‌نام جرقه‌يي در تاريكي جايزه هم گرفت. بعدها كه وارد رشته حقوق شدم ده‌ها مقاله علمي از اينجانب در مجلات معتبر حقوقي مانند مجله حقوقي دادگستري منتشر شد كه برخي از آنها موجب تغيير رويه قضايي شد و در مجموع مقالات بسيار موثري بود، چند كتاب هم نوشته‌ام در زمينه مسائل حقوقي يكي «حقوق به زبان ساده»و ديگري «تجديد نظر در احكام قضايي»و يكي ديگر«حقوق به زبان ساده»براي كساني كه رشته آنها حقوق نيست و مي‌خواهند آشنايي مختصري با علم و دانش حقوق داشته باشند و كتابي هم نوشته‌ام تحت عنوان كاربرد قواعد فقه در حقوق كه براي نخستين بار قواعد فقهي و كاربرد آنها در حقوق همراه با مطالعه تطبيقي در حقوق كشورهاي ديگر را مورد مطالعه قرار مي‌دهد.

شما كه حقوقدان هستيد چه ارتباطي با رشته فيزيك فلسفه داريد و انگيزه‌تان از تاليف اين كتاب چه بود؟

به نظر من هر انساني ممكن است دارايي‌هاي مختلفي داشته باشد يكي ثروت، ديگري مقام و... ولي دو چيز هست كه ارزشمندترين و واقعي‌ترين دارايي هر انساني هستند يكي ايمان و ديگري عشق كه شايد در نهايت آنها را مانند دو روي يك سكه تجسم كنيم. به نظر من زندگي بدون عشق و ايمان پوچ و بي‌معني است. من آدمي هستم كه با قشرهاي مختلف مردم سر و كار دارم و مي‌بينم كه يك زنگ خطر بزرگي در جامعه ما به صدا درآمده كه بايد قبل از شيوع كامل اين بيماري به فكر پيشگيري باشيم. آن هم به نظر من بيماري بي‌ايماني است كه بدجوري در بين جوانان ما رسوخ كرده كه من اين ناهنجاري را ناشي از دو عامل مي‌دانم؛ عامل اول و مهم رفتارهاي نامناسبي است كه عده‌يي به نام دين در جامعه انجام مي‌دهند و چون اين كارها بدون مطالعات كامل و پژوهش و تحقيق و به اصطلاح ضربتي است، اثر معكوس گذاشته و موجب دين گريزي جوانان از دين شده است. يك‌بار من در فرودگاه امام خميني بودم و ديدم كه ورودي فرودگاه به خانمي كه پزشك بود و كاملاپوشيده و با مانتو و روسري بود گير داده كه مانتوي شما بايد چند سانتي‌متر بلندتر باشد در حالي كه آن خانم دكتر شلوار هم داشت و بدنش پوشيده بود و اگر كمي او را معطل مي‌كردند از پرواز جامانده بود. آن مامور امر به معروف گفت بايد بري تهران مانتو را عوض كني من به او گفتم برادر من اين خانم به زودي سوار يك هواپيماي خارجي مي‌شود و در آنجا كاملا آزاد و رهاست و او اجازه ورود به وي نداد تا يك پتوي مسافرتي آورديم و اين خانم به دور پاهاي خود پيچاند. اين رفتارها كه نمونه‌هاي فراواني در جامعه ما مانند آن رامي توانيد پيدا كنيد، از عوامل اصلي دين‌گريزي جوانان هستند چرا كه دين ناب و اصلي توليد عشق مي‌كند و اين‌گونه تبليغ دين كردن ايجاد نفرت و وقتي در اثر رفتارهاي افراطي و تمام دافعه، اشخاص و جوانان از دين گريزان مي‌شوند آن وقت عامل دوم هم به كمك مي‌آيد و زمينه‌يي خوب براي پذيرش عقايد اشخاصي مانند هاوكينگ ايجاد مي‌شود. به نظر من ما بايد يك انقلاب در بينش خود نسبت به دين و اثر آن در جامعه داشته باشيم، دافعه را به حداقل برسانيم و جاذبه را افزايش دهيم چرا كه اگر اين ناهنجاري بي‌ايماني بيش از اين در جامعه گسترش پيدا كند سنگ روي سنگ بند نمي‌شود. الان در مناطق دورافتاده اگر يك روستايي به حق همسايه خود تجاوز نمي‌كند به خاطر همين اعتقادات، ايمان به‌ خدا و روز آخرت است. حال اگر اين اعتقاد و ايمان از بين برود تصور كنيد چه خواهد شد؟ و اينجانب به عنوان يك حقوقدان برايم مهم است كه جامعه سالم از نظر اخلاقي و ديني داشته باشيم و وقتي ديدم كه رفتار نامناسب و نادرست مدعيان دين موجب دين گريزي جوانان شده و از طرفي بزرگ‌ترين دانشمند عصر ما منكر وجود خدا و روز رستاخيز است و مي‌بينم كه چقدر اين افكار در جامعه ما رسوخ كرده، مرا واداشت كه اين كتاب را بنويسم.

جناب آقاي دكتر از اثري كه اين كتاب در خوانندگان آن داشته اطلاع داريد؟

بله، من خودم اين كتاب را به چند نفر كه به خدا اعتقاد نداشته‌اند، دادم و وقتي خواندند ، گفتند كه قبلا اشتباه فكر مي‌كرده‌اندو موجب ايمان آنان به آفريدگار جهان شد. تعدادي از قضات كه اين كتاب را خواندند، گفتند كه به‌شدت تحت تاثير مطالب آن قرار گرفته‌اند و حتي يكي از آنان گفت پس از خواندن اين كتاب، راي كه مي‌خواهم بنويسم چند بار آن را مي‌خوانم و بدون وضو راي صادر نمي‌كنم و مواظب هستم راي من در جهت عدالت باشد نه اينكه موجب ظلم وستم به مردمان شود.

پروفسور هاوكينگ به اين اثر واكنش نشان داده و از انتشار چنين كتابي كه در نقد نظريات او نوشته شده قدرداني كرده است. لطفا بگوييد دليلي كه اين كتاب مورد توجه ايشان واقع شده چيست؟

كتاب‌هاي زيادي در نقد نظرات هاوكينگ در عربستان، مصر، پاكستان و ساير كشورهاي اسلامي نوشته شده و من برخي از آنها را مطالعه كردم و در آنها آمده‌اند با مذهب پاسخ ادعاي هاوكينگ را داده‌اند در حالي كه در كتاب من علاوه بر طرح موضوعات مذهبي و عرفاني هسته اصلي پاسخ به ادعاي هاوكينگ دستاوردهاي علم فيزيك و علوم تجربي است. امروزه مي‌دانيم كه به ياري محاسبات دقيق علم فيزيك و كامپيوتر‌هاي پيشرفته،‌انسان توانسته سير خلقت جهان را در مدت تقريبي (43-) 10 ثانيه بررسي و كشف كند اما آن لحظه كوتاه كه به نام لحظه آفرينش يا دم خلقت جهان معروف است كه در آن يك جرم بي‌نهايت كوچك چنان انرژي بي‌نهايت بزرگي نهفته است و در آن انفجار اين انرژي آزاد و عالمي به اين بزرگي خلق مي‌شود كه درك عظمت ابعاد و فاصله‌هاي اين عالم خارج از قدرت درك و ذهن انسان است. حال هاوكينگ مي‌گويد كه اين انفجار خود به خود به وجود آمده و من با ادله علمي شرح دادم كه خلقت به‌خودي خود و انفجاري به اين بزرگي يا تولد جهان هستي از نيستي محال و غيرممكن است و اين به مانند همين مثال است كه شما يك ساعت رولكس در جنگلي پيدا كنيد و معتقد شويد كه اين ساعت گرانبها و دقيق خود به‌خود درست شده است. و همچنين بسياري دلايل علمي در نقد نظريات هاوكينگ كه به‌حق بزرگ‌ترين دانشمند عصر ما است در اين كتاب آورده شده و يكي از دوستان من در امريكا با من چت كرد و ايشان دارد اين كتاب را به زبان انگليسي ترجمه مي‌كند و ان‌شاءالله به زودي چاپ انگليسي آن هم منتشر مي‌شود.

آقاي‌كشوري، در پايان اگر مطلبي داريد كه براي خوانندگان مفيد است بفرماييد؟

يك نگاه در جامعه ما هست كه من به آن نگاه «استتار» مي‌گويم. يعني مي‌خواهند همه‌چيز در نهان باشد و مي‌ترسند رواج برخي عقايد يا گفته‌ها اثر نامطلوب داشته باشد در صورتي‌كه اين تفكر بسيار ابتدايي و اشتباه است. بارها گفته «قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين»، يعني ‌اي مشركين و كفار شما هم ادله و مستندات و برهان خود را بياوريد يا فرموده «فبشر عبادالذين يستمعون القول فيستبعون احسنه» و لازمه آن اين است كه اقوال و نظرات مختلف باشند تا انسان‌ها بهترين را انتخاب كنند. من در خارج كشور چندين كتاب كه در ضديت با خدا و مذهب نوشته شده بود ،خواندم. واقعا تاثيري كه روي من گذاشت اخذ اين آگاهي و ايمان به خالق جهان بود چرا كه هر چيزي با ضد خود بهتر شناخته مي‌شود، «تعرف الاشياء بالاضداد» در جامعه تك صدايي همان صدا هم مدفون مي‌شود ما بايد اجازه دهيم گفته‌ها و صداها در جامعه پخش شود.

آنگاه مي‌بينيم كه مردم بهترين انتخاب را خواهند كرد و آن‌وقت آن انتخاب ارزش دارد. به قول شهيد مطهري ما دو ايمان داريم ؛يكي ايمان قبل از تحقيق و شك كه ارزش ندارد و در معرض تزلزل است و ديگري ايمان پس از تحقيق و مطالعه، آن ايماني است كه با ثبات و ارزشمند است.