گرگ‌ها چگونه به خدمت انسان درآمدند؟



از هنگامی که گرگ‌ها به زندگی مسالمت‌آمیز با انسان‌ها روی آوردند و تبدیل به سگ شدند، نه تنها به مرور زمان برخی از ویژگی‌های رفتاری جدید را جایگزین الگوهای پیشین کردند، بلکه تغییراتی نیز در دستگاه گوارش آنها ایجاد شد.

نتایج پژوهش اخیر دانشمندان دانشگاه اوپسالای سوئد را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: روند رام شدن گرگ‌ها از معده‌ی این حیوانات گذشته است. این دانشمندان با آزمایش بر روی ژن گرگ‌ها و سگ‌ها به این نتیجه رسیده‌اند. نتایج تحقیق یادشده در مجله علمی "نیچر" منتشر شده است.

انسان ساکن پس از اقدام به کشاورزی، غلات را وارد برنامه غذایی خود کرد. دستگاه گوارش "سگ‌های نخستین" هم با این اوصاف باید به جای هضم گوشت شکار، خود را با غذاهایی تطبیق می‌داد که در اطراف محل زندگی انسان‌ها یافت می‌شد. خوراکی‌هایی که عموما حاوی نشاسته‌ی موجود در غلات بودند.

بنا بر گزارشی که دانشمندان دانشگاه اوپسالا منتشر کرده‌اند، «توانایی هضم بی‌دردسر غذاهای پرنشاسته، گام مؤثری در رام شدن سگ‌ها بوده است». این تغییر در دستگاه گوارش شرایط زندگی را برای حیوانات وحشی به مراتب ساده‌تر می‌کرده است. گرگ‌ها به‌جای تعقیب و گریز مداوم با شکار، با پسمانده‌ی غذاها در اطراف محل زندگی انسان‌ها سیر می‌شدند.

کدام طرف گام نخست را برداشته است؟

اما آیا راحت‌طلبی گرگ‌ها دلیل اصلی نزدیکی گرگ و انسان به هم بوده است؟ پاسخ به این پرسش هنوز کاملا روشن نیست. بر اساس یک نظریه، انسان‌ها دست‌کم ۱۴ هزار سال پیش گرگ‌ها را به خدمت گرفتند؛ یا در هنگام شکار یا به‌عنوان نگهبان محل زندگی.

این احتمال هم وجود دارد که گرگ‌ها پیشگامان این رابطه بوده باشند؛ به این معنی که این حیوانات وحشی هنگامی که به برتری‌های همزیستی با انسان‌ها پی بردند − استفاده از پسمانده‌ی غذای انسان‌ها − رویه زندگی خود را تغییر دادند.


دانشمندان برای این‌که به عادات غذایی سگ‌های نخستین پی ببرند، ژن‌های ۱۹ گرگ و ۷۱ سگ از ۳۸ نژاد مختلف را بررسی کردند. محققان در این روند به بخش‌هایی از زنجیره‌ی ژنتیکی سگ‌ها برخورد کردند که در طول زمان به شدت دستخوش دگرگونی شده است.

بخشی از این تغییرات تعیین می‌کند که بدن حیوان تا چه حد می‌تواند نشاسته را هضم کند. البته گرگ‌ها هم چنین ساختارهای ژنتیکی را دارند. بر اساس تحقیقات دانشمندان دانشگاه اوپسالا اما ژن‌هایی که سوخت‌وساز نشاسته را هدایت می‌کنند، در سگ‌ها به مراتب فعال‌تر از گرگ‌ها هستند.

محققان علاوه بر این در زنجیره‌ی ژنی سگ‌ها به ۱۹ بخش دیگر برخوردند که فعالیت‌های مغزی این حیوانات را هدایت می‌کند. رفتار متفاوت گرگ‌ها و سگ‌ها می‌تواند نتیجه‌ی دستور این ژن‌ها باشد. بر این اساس، به نظر می‌رسد سگ‌ها، بر خلاف گرگ‌ها، هرگز به رشد کامل نمی‌رسند. این شاید نتیجه‌ی آن باشد که انسان از آغاز همزیستی با گرگ‌ها، نمونه‌های آرام‌تر این حیوان را بر دیگران ترجیح داده است.

 روش‌های شگفت‌انگیز جانوران برای مبارزه با عفونت



میمون‌ها، پروانه‌ها و زنبورها برای مقابله با انگل‌ها از مواد گیاهی استفاده می‌کنند و آنها را برای مداوای فرزندان خود هم به کار می‌برند. دانشمندان امیدوارند بتوانند بر اساس تجربیات دنیای وحش، داروهای جدیدی کشف کنند.

بیست و پنج سال پیش در جنگل‌های تانزانیا میشائیل هوفمن و همکارانش رفتار اعجاب‌انگیز شامپانزه‌ا‌ی ماده را مشاهده کردند که ظاهرا از ناراحتی معده رنج می‌برد. این شامپانزه به سمت بوته‌‌ای رفت، چندین شاخه از آن را چید و پس از جدا کردن پوسته و برگ گیاه، به جویدن شاخه مشغول شد. بچه او هم خواست این گیاه را امتحان کند، اما پس از گذاشتن تکه‌ای در دهان، فورا آن را تف کرد زیرا شاخه‌ این گیاه به شدت تلخ است.

شامپانزه‌ها معمولا علاقه‌ای به این گیاه نشان نمی‌دهند. در این مورد نیز شانپانزه‌ ماده می‌خواست از آن تنها به عنوان دارو استفاده کند. پس از مشاهده این صحنه پژوهشگران شیوه‌هایی را که حیوانات برای مداوای خود به کار می‌برند، دقیق‌تر بررسی کردند و متوجه شدند که نه تنها شامپانزه‌ها بلکه حشرات و کرم‌ها نیز برای حفاظت خود در برابر انگل و بیماری روش‌های مختص به خود را دارند.

استفاده از الکل برای راندن انگل‌ها

تیمی پژوهشی از دانشگاه "اموری" (Emory) در آتلانتا در مجله‌ علمی "Science" مجموعه‌ای از مشاهدات علمی در این زمینه را منتشر کرده‌ است. این مشاهدات نشان می‌دهند که حیوانات شیوه‌های اعجاب‌انگیزی برای مقابله با بیماری، نه تنها برای خود بلکه برای فرزندانشان و همینطور دیگر اعضای گروه به کار می‌برند

حیوانات در کنار خوردن گیاهان داروئی، از روش‌های شگفت‌انگیز دیگری نیز برای محافظت خود در قبال بیماری‌ها استفاده می‌کنند. به طور مثال نوعی مگس برای محافظت از تخم‌های خود در برابر انگل، آنها را در باقی‌مانده غذا و میوه‌هایی قرار می‌دهد که در آنها الکل زیادی وجود دارد. میزان الکل بالا به لارو این مگس آسیبی نمی‌رساند و انگل‌ها را دور نگاه می‌دارد.

در آمریکای شمالی نیز نوعی پروانه وجود دارد که معمولا روی انواع مختلف گل "خرگ" تخم‌گذاری می‌کند. اما در صورتی که ماده‌ این پروانه مورد هجوم انگل‌ها قرار گرفته باشد، تخم‌های خود را تنها بر روی نوعی گیاه خاص می‌گذارد. این نوع گیاه میزان بالایی چربی گیاهی دارد که جلوی رشد انگل ها را می‌گیرد.

صمغ درخت در کندوهای عسل

زنبورهای عسل هم برای دور نگاه داشتن قارچ و میکروب در کندوهای خود از صمغ درخت استفاده می‌کنند. پدیده‌ عجیب دیگری نیز در مکزیک مشاهده شده است. در آنجا گنجشک‌ها ته‌سیگار جمع‌آوری می‌کنند و آنها را برای راندن کنه‌سانان (زیرمجموعه‌ای از عنکبوتیان بندپا) در لانه خود قرار می‌دهند.

پژوهشگران در مقاله مربوط به این موضوع در مجله "Sience" به اهمیت بررسی بیشتر در مورد شیوه‌های مورد استفاده‌ حیوانات برای مقابله با بیماری تاکید کرده‌اند. زیرا گیاهانی که حیوانات از آنها به عنوان دارو استفاده می‌کنند، می‌توانند منبع خوبی برای کشف داروهای جدید باشند.

گیاهی که شامپانزه‌ ماده در تانزانیا به عنوان دارو استفاده کرده بود، از مدت‌ها قبل توسط انسا‌های منطقه برای مقابله با تب و انگل‌های معده مصرف می‌شود.

دیدار دو غول مالی جهان برای بررسی وضع اقتصاد

عمده‌ترین مشکلات اقتصادی جهان، از جمله ریشه کنی فقر، افزایش رشد، و مراقبت از بانک‌ها و بودجه‌های ملی در دستور کار مقامات مالی جهان قرار گرفته که در اجلاس سالانه صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در واشنگتن گردهم آمده اند.

بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان زیر خط فقر مطلق زندگی می کنند و جیم جونگ کیم، رئیس بانک جهانی از قصد خود برای تغییر این روند خبر داده است. او اعضای بانک جهانی را به ارائه منابع بیشتر برای کمک به فقیرترین انسان‌های جهان ترغیب کرده است. او می گوید عمیق‌ترین فقر می تواند تا سال ۲۰۳۰ از بین برود.

کارشناسان اقتصاد می گویند رشد اقتصاد جهان به فقرا کمک خواهد کرد و ایجاد شغل برای ۲۰۰ میلیون جمعیت بیکار جهان را آسانتر خواهد ساخت.

کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین المللی پول می گوید از دید کلی، وضع رشد اقتصاد در حال بهبود است. او گفت: «اقتصاد دیگر به خطرناکی ۹ ماه پیش نیست.»

خانم لاگارد در عین حال هشدار داد که رشد اقتصاد بویژه در کشورهای ثروتمند آهسته خواهد بود. او می گوید اقتصاد کشورهای توسعه یافته ممکن است براثر تصمیم‌های نادرست دولت‌ها در قطع بودجه یا اختصاص مشوق، و یا گرفتاری‌های بیشتر اقتصادی در اروپا آسیب ببیند.

بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، همواره بیشترین کمک‌های مالی را برای کمک به وضع اقتصاد جهان ارائه می کنند و بی‌ثباتی اقتصاد این کشورها به وضع مالی بین المللی لطمه می زند.

این بدان معناست که منابع جدید مالی احتمالا از اقتصادهای نوظهوری که رشد سریع داشته اند در آسیا و آفریقا تامین خواهد شد. پرفسور بسما مومانی از دانشگاه واترلو به صدای آمریکا می گوید: «این کشورها پولی را پرداخت خواهند کرد که نیازهای به شدت مورد نیاز صندوق بین المللی پول را تامین می کند. همیشه نمی توان برای پول سراغ آمریکا رفت.»

بسیاری از کشورهای جهان بسته اصلاحی را تایید کرده اند که به اقتصادهای نوظهور قدرت بیشتری در صندوق بین المللی پول می دهد. این توافقنامه تا همین اخیرا در واشنگتن به بن بست رسیده بود.

شماری از کارشناسان می گویند موفقیت نشست مشترک صندوق بین المللی پول و بانک جهانی با مقیاس میزان پولی که در آینده نزدیک برای کمک به کشورهای فقیر فرستاده می شود، سنجیده خواهد شد.

فیلم‌های هندی چقدر به حقیقت نزدیک‌اند؟



وقتی به تماشای فیلم‌های هندی می‌نشینید، همیشه از یک چیز مطمئن هستید: دو دلداده هر‌قدر هم که در فراق و جدایی سختی بکشند، دست آخر طعم شیرین خوشبختی را خواهند چشید. سینمای هند تا چه اندازه روایتگر زندگی واقعی هندی‌هاست؟

عشق بی‌پایان، شادی رؤیاگونه، طعم تلخ غم، رؤیارویی با آزمون‌های سخت و دو دلداده که عشقشان به بوته‌ی آزمایش گذاشته می‌شود. این‌ها ترکیبات همیشگی فیلم‌های هندی هستند که به رغم نخ‌‌نما شدن، هنوز هم میلیون‌ها نفر را شیفته و شیدای خود می‌کنند و به سالن‌های سینما می‌کشانند.

این فیلم‌‌ها در اصل افسانه‌هایی هستند که همگی به پایانی خوش ختم می‌شوند و هر ‌قدر هم که تلخی سرنوشت قهرمانان داستان اشک به چشم آورد، اما در نهایت خوشبختی آنان تردیدناپذیر است.

هرچند که نظام طبقاتی در هند رسما از قانون اساسی این کشور مصوب سال ۱۹۵۰ حذف شد، اما همچنان در متن جامعه به ویژه در مناطق روستایی زندگی مردم را تحت تأثیر خود دارد. برای همین  دلدادگی غنی به فقیر، یا هندو به مسلمان داستانی است که تنها می‌توان بر پرده سینما به تماشای آن نشست، زیرا واقعیت رنگ دیگری دارد.

"داستان‌های غیرواقعی"

کلان‌شهرهایی نظیر دهلی، بمبئی یا کلکته تنها بخش کوچکی از جمعیت ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفری هند را در خود جای داده‌‌اند. بر اساس آخرین سرشماری انجام شده در این کشور در سال ۲۰۱۱ دو سوم هندی‌ها همچنان در مناطق روستایی ساکن هستند و مخارج زندگی خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از راه کشاورزی تأمین می‌کنند.

بر اساس آمار یونیسف که در سال ۲۰۱۲ تهیه شده، در هند ۹۰ درصد ازدواج‌ها همچنان بر اساس تصمیم والدین و از پیش تعیین شده هستند. هر چند در سال‌های اخیر در مناطق شهری دختران و پسرانی که با یکدیگر آشنا شده و ازدواجشان بر پایه عشق شکل گرفته در حال افزایش است.

فیلم تصویر کثیف محصول ۲۰۱۱ با شرکت ویدیا بالان در نقش اصلی، نمونه خوبی برای درک استقبال مخاطبان هندی از فیلم‌هایی با مضامینی متفاوت استفیلم "تصویر کثیف" محصول ۲۰۱۱ با شرکت ویدیا بالان در نقش اصلی، نمونه خوبی برای درک استقبال مخاطبان هندی از فیلم‌هایی با مضامینی متفاوت است

پدیده ازدواج میان هندوها که ۸۰ درصد و مسلمانان که ۱۶ درصد جامعه را شامل می‌شوند، بسیار نادر است. اما با این حال این موضوع که در جامعه هند تابو به شمار می‌رود، تا کنون دستمایه ۴ فیلم بالیوودی شده است. شاهرخ خان و سیف علی خان، دو ستاره‌ی بالیوود از معدود نمونه‌هایی هستند که خود علیرغم مسلمان بودن، با زنانی هندو ازدواج کرده‌اند.

کونال کوهلی، کارگردانی که با فیلم‌های "تو و من" و "فنا" نامش بر سر زبان‌ها افتاد، در خصوص اینکه فیلم‌های بالیوودی تا چه اندازه توانایی تغییر جامعه هند را دارند، با بدبینی می‌گوید: «اگر فیلم‌ها واقعا می‌توانستند روی مردم تأثیر بگذارند، همگی ما می‌بایست بیشتر خنده را به روی لب‌های همدیگر می‌آوردیم یا جسارت بیشتری در عاشق شدن می‌داشتیم. اما این اتفاق‌ها رخ نمی‌دهند.»

جاوید اختر، نویسنده سرشناس هندی هم معتقد است: «این فیلم‌ها مطمئنا رخدادهای جامعه را منعکس می‌کنند، اما بیش از همه بازتاب آرزوها، امید‌ها، ارزش‌ها و سنت‌ها هستند. آنها در اصل آینه‌ی تمام‌نمای جامعه شمرده نمی‌شوند، بلکه رؤیایی هستند که جامعه خوابش را می‌بیند.»

استقبال سرد مخاطبان از مضامین متفاوت

فیلم "تصویر کثیف" محصول ۲۰۱۱ با شرکت ویدیا بالان در نقش اصلی، نمونه خوبی برای درک استقبال مخاطبان هندی از فیلم‌هایی با مضامینی متفاوت است.

این فیلم روایتگر زندگی زنی با اعتماد به نفس به نام "سیلک" است که در فیلم‌های اروتیک ایفای نقش می‌کند. هر چند او موفق به کسب شهرت می‌شود اما دست آخر به دلیل طرد شدن از سوی جامعه، تنها راه چاره را در پایان دادن به زندگی‌اش می‌بیند. سیلک در جایی از فیلم می‌گوید: «برای اینکه بتوانی فیلم‌های موفق بسازی، سه چیز ضروری است: سرگرمی، سرگرمی، سرگرمی.»

هر چند این فیلم با استقبال گرم منتقدان روبرو شد و در جشنواره‌های خارجی به نمایش درآمد و جوایزی را نیز از آن خود کرد، اما در سینماهای هند موفق نبود.

رنجینی ماجومدر، استاد دانشگاه جواهر لعل نهرو، نیز بر این باور است که سرگرم کردن مخاطب، مهمترین ویژگی یک فیلم موفق به شمار می‌رود. او به دویچه‌وله می‌گوید: «سینما یعنی سرگرمی. ما نمی‌توانیم از کارگردان‌ها انتظار داشته باشیم که واقعیت‌های تلخ جامعه را به تصویر بکشند. در سینمای تجاری این وظیفه کارگران محسوب نمی‌شود.»

با این همه فیلم "تصویر کثیف" گرایش تازه‌ای را در سینمای بالیوود به وجود آورد؛ زنان در سینمای هند سال‌ها تنها به عنوان بخشی زینتی دیده می‌شدند اما پس از ساخت این فیلم، موج جدیدی از فیلم‌هایی به راه افتاد که داستان زنان قدرتمند و اغلب موفق را روایت می‌کنند.

در سال‌های اخیر تنها شمار اندکی از فیلم‌های بالیوودی واقعیت‌های جامعه‌ هند را به تصویر کشیده‌اند. فیلم‌های "مقبول" و "جمعه سیاه" دو نمونه ‌از این گونه فیلم‌ها هستند. "مقبول" محصول ۲۰۰۳ به فعالیت باندهای مافیایی در هند می‌پردازد و "جمعه سیاه" محصول ۲۰۰۴ روایتگر ناآرامی‌ها میان هندوها و مسلمانان بر پایه رخدادهای واقعی بود.

هر چند بسیاری از منتقدان از این دو فیلم ستایش کردند اما آنها تنها در شمار اندکی از سینماهای داخلی و عموما در جشنواره‌های خارجی به نمایش درآمدند.

رابرت ادواردز، کاشف لقاح مصنوعی، چشم از جهان فروبست



اگر او نبود، میلیو‌ن‌ها نفر طعم داشتن فرزند را نمی‌چشیدند. رابرت ادواردز، دانشمند بریتانیایی و کاشف روش لقاح مصنوعی در سن ۸۷ سالگی درگذشت. او باور داشت: «در زندگی هیچ‌چیز مهمتر از داشتن فرزندی از خود نیست.»

به گفته اعضای خانواده رابرت ادواردز، این دانشمند برجسته روز چهارشنبه (۱۰ آوریل/ ۲۱ فروردین) پس از یک دوره بیماری سخت و طولانی در آرامش چشم از جهان فروبست. مارتین جانسون، یکی از مقامات دانشگاه کمبریج، رابرت ادواردز را "مردی برجسته" خواند که "زندگی‌بسیاری از انسان‌ها را تغییر داد."

رابرت ادواردز ۲۹ سپتامبر ۱۹۲۵ در شهر لیدز زاده شد. وی پس از فراغت از خدمت سربازی ابتدا در رشته بیولوژی تحصیل کرد و به زودی تحقیقاتش را در زمینه باروری و ژنتیک آغاز کرد. اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی رابرت ادواردز دست به آزمایش لقاح مصنوعی بر روی حیوانات زد.

در سال ۱۹۶۹ او همراه با دکتر پاتریک استپتو، موفق به لقاح تخم خارج از بدن شد. در این روش که به آن IVF گفته می‌شود، سلول‌های جنسی زن و مردی که دچار مشکل نازایی هستند، در فضای آزمایشگاهی لقاح می‌دهند و پس از تشکیل سلول تخم آن را به رحم مادر منتقل می‌کنند.

در ژوئیه سال ۱۹۷۸ لوییز براون به عنوان نخستین نوزاد حاصل از لقاح مصنوعی چشم به جهان گشود. از آن پس زوج‌های نابارور امید آن را یافتند تا با کمک این روش صاحب فرزند شوند.

این تحقیقات در آن زمان البته به دور از حاشیه نیز نبود. کلیسای کاتولیک و همکاران دکتر ادواردز با خرده‌گیری از روش لقاح مصنوعی او را آماج انتقادهای خود قرار دادند. رابرت ادواردز زمانی در یک مصاحبه گفته بود: «آنها من را دیوانه لقب داده بودند، هیچ‌کس نمی‌خواست به جدل با ریسک اخلاقی این روش برود.»

لوئیز براون، نخستین نوزاد حاصل از روش لقاح آزمایشگاهی، خود هم اینک صاحب دو فرزند استلوئیز براون، نخستین نوزاد حاصل از روش لقاح آزمایشگاهی، خود هم اینک صاحب دو فرزند است

رابرت ادواردز هیچ‌گاه از اینکه نوزاد حاصل از لقاح مصنوعی متفاوت از دیگر نوزادان باشد، هراسی به دل راه نداد: «من می‌دانستم که روش IVF همانند لقاح طبیعی عمل می‌کند.»

در سال ۲۰۱۰ آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایزه نوبل در زمینه پزشکی را به دلیل کشف روش لقاح مصنوعی به دکتر رابرت ادواردز اهدا کرد. دکتر استپتو، همکار رابرت ادواردز پیش از اهدای این جایزه، در سال ۱۹۸۸ درگذشته بود. دکتر ادواردز همواره در سخنانش بر نقش برجسته‌ای که پاتریک استپتو در انجام تحقیقات ایفا کرده بود، تأکید می‌کرد.

تا کنون نزدیک به پنج میلیون کودک از طریق روش IVF چشم به جهان گشوده‌اند که خود نیز در این میان صاحب فرزند شده‌اند. پیتر براد استاد کالج کینگ لندن در مورد رابرت ادواردز می‌گوید: «بیولوژیست‌های اندکی توانسته‌اند چنان تأثیر مثبتی بر جهان و بر بشریت از خود بر جای بگذارند.»

رابرت ادواردز خود دارای پنج فرزند دختر بود و همواره بر انسانی بودن روش لقاح مصنوعی تأکید می‌کرد. گفته می‌شود شعار وی این بود که: «در زندگی هیچ‌چیز مهمتر از داشتن فرزندی از خود نیست.»

 فرار از دنیای صنعتی به سوی رقص فلامنکو

شهر دوسلدورف برای سیزدهمین بار میزبان بزرگترین فستیوال فلامنکو در آلمان شد. در این فستیوال هنرمندی آلمانی‌تبار "کارینا لا دبلا" با رقص فلامنکوی خود ترکیبی از مدرنیته و سنت ارائه داد.

تالار رقص شهر دوسلدورف امسال سی و پنج سالگی خود را با عنوان"بازگشت به آینده جشن می‌گیرد. افزون بر این، امسال برای سیزدهمین بار بزرگترین فستیوال فلامنکو آلمان در شهر دوسلدورف در این تالار از تاریخ ٢١ مارس تا یکم آوریل برگزار شد.

در روز یکشنبه ٣١ مارس کارینا لا دبلا (Carina La Debla) رقصنده آلمانی‌تبار همراه با گروه خود بر روی صحنه رفت. قطعات اجرایی او "فلامنکو برای آزادی" (Flamenco por libre) نام دارد. گروه ٣ نفره‌ی او از یک خواننده، یک نوازنده گیتار و یک نوازنده ضرب تشکیل می‌شد.


فرار از دنیای صنعتی به جامعه کهن


کارینا در سال ١٩٩۵ در پی آموختن رقص فلامنکو به سوییا (Sevilla) اسپانیا مهاجرت کرد. انگیزه‌ی او برای فلامنکو انتقال از دنیای صنعتی آلمان به جامعه کهن و سنتی اسپانیا بود. او خود در این باره می‌گوید: «من در آلمان احساس پوچی می کردم و خواستم از این جامعه تکامل یافته به دنبال ریشه‌ها بروم.»


او در سن ١١ سالگی با خواندن بیوگرافی یک رقصنده فلامنکو به این هنر علاقه‌مند شد و در سن ١۴ سالگی کار خود را با فلامنکو آغاز کرد.

رقصنده آلمانی‌تبار فلامنکو، کارینا لا دبلا رقصنده آلمانی‌تبار فلامنکو، کارینا لا دبلا


ریشه‌های فلامنکو


موسیقی فلامنکو از تاثیر موسیقی قوم مورو (مسلمانان شمال آفریقا)، موسیقی لاتین و موسیقی عربی شکل گرفته است و از ٣ بخش رقص، آواز و گیتار تشکیل می‌شود.

به گفته کارینا، فلامنکو ریشه در جامعه فئودال آندالوس قدیم دارد که نمادی از رنج و اندوه کشاورزان آن زمان را به نمایش می‌گذارد.


در عین حال کارینا می‌افزاید که با وجود این، فلامنکو همانند درختی می‌ماند که دارای شاخه های مختلفی است؛ نظیر فلامنکوی تراژدی، کمدی و فلامنکویی که بر زنانگی رقصنده تاکید می‌کند. هر یک از این شاخه‌ها گویای احساسی متفاوت است.


پلی میان مدرنیته و سنت


ویژگی رقص کارینا نسبت به دیگر رقصندگان فلامنکو در این است که رقص او پلی‌ست میان فلامنکوی سنتی و فلامنکوی مدرن.

گروه سه‌ نفره‌ی رقصنده آلمانی‌تبار فلامنکو، کارینا لا دبلا گروه سه‌ نفره‌ی رقصنده آلمانی‌تبار فلامنکو، کارینا لا دبلا


به گفته او در فلامنکوی مدرن تمام ساختارهای آوازی بر جای خود می‌مانند ولی حرکات بدن، گویای فرهنگی مدرن است که با حرکات بدنی فلامنکوی سنتی متفاوت است.

این آمیزش مدرنیته و سنت بی‌شباهت به شخصیت کارینا نیست. او به نوعی آلمان را وارد اسپانیا کرده و همین امر او را از سایر رقصندگان فلامنکو متمایز می‌سازد.


او درباره هویت خود پس از زندگی طولانی در اسپانیا می‌گوید: «من آلمانی هستم اما با اشتیاق تمام در اسپانیا زندگی می‌کنم.»


فعالیت کارینا تنها به شهر دوسلدورف محدود نمی‌شود. او در شهرهای نورنبرگ و درسدن آلمان کارگاه‌های آموزشی فلامنکو برگزار می‌کند.

عادت‌های روزمره؛ اعتیادهای کوچک



عادات می‌توانند، خواسته یا ناخواسته، مسیر زندگی ما را تعیین کنند. برخی از آنها در زندگی روزمره مفید هستند و برخی آزاردهنده. اما با ترفندهای مناسب می‌توان عادات مزاحم را کنار گذاشت یا از آنها در جهتی مثبت استفاده کرد.

عادات ما، چه مفید باشند و چه مضر، زندگی روزمره‌ی ما را شکل می‌دهند. گویی عادات در گوشه‌ای از ذهن ما کمین کرده‌اند و به طور پنهانی برنامه روزانه ما را در دست گرفته‌اند، به طور مثال اینکه با چه لحنی با فرزندان خود صحبت ‌کنیم، به چه موسیقی‌ای گوش ‌دهیم، هر چند وقت یک بار ایمیل خود را چک کنیم، چقدر ورزش ‌کنیم و چه مقدار شیرینی و چربی بخوریم.


تمام این فعالیت‌ها از روی عادت انجام می‌شوند. تصور کلی در مورد یک شهروند متمدن و روشنفکر این است که تمام فعالیت‌هایش را از روی آگاهی و اراده انجام می‌دهد و با فکر کردن تصمیم می‌گیرد که چه فعالیت‌هایی را چگونه انجام دهد. اما در واقع در زندگی روزمره بیشتر وقت‌ها فکر کردن نقش چندان مهمی ایفا نمی‌کند.


باس فرپلانکن، استاد رشته روانشناسی اجتماعی از دانشگاه "Bath" در بریتانیا، نزدیک به بیست سال است که در مورد عادات تحقیق می‌کند. او می‌گوید: «بین سی تا پنجاه درصد از فعالیت‌های روزانه‌ی ما از روی عادت صورت می‌گیرند و اطلاعات جدیدی که دریافت می‌کنیم به ندرت قادر به تغییر این عادات هستند.» این محقق می‌افزاید ، اگر عادات ما در راستای اهدافی باشند که قصد داریم به آنها دست یابیم، می‌توانند برای ما مفید و حتی در برخی مواقع ضروری باشند. اما در غیر این صورت آزاردهنده و وقت‌گیر هستند و می‌توانند حتی به سلامتی‌مان آسیب برسانند.

سیگار کشیدن برای بسیاری افراد تنها عادت استسیگار کشیدن برای بسیاری افراد تنها عادت است


مکانیسم جا افتادن عادت در مغز


مغز انسان توانایی این را ندارد که بین عادات خوب و بد فرق قائل شود. کافی است که الگوی رفتاری خاصی در ذهن جا بیفتد، آنگاه به سختی می‌توان آن را تغییر داد. اما با این حال ما می‌توانیم عادات خود را بگونه‌ای بکار ببریم که برایمان مفید باشند. کسی که درک کند که هر عادت ‌از چه مکانیسم‌هایی پیروی می‌کند، می‌تواند آن را تغییر دهد.


باس فرپلانکن توضیح می‌دهد که عادت‌ها الگوهای رفتاری هستند که ما به طور مرتب در شرایطی ثابت انجام می‌دهیم، بدون اینکه زیاد در مورد آن فکر کنیم. آنها معمولا نشأت گرفته از تصمیماتی هستند که ما تنها یک بار به طور آگاهانه گرفته‌ایم.


تیمی پژوهشی از موسسه تکنولوژی ماساچوست (MIT) تلاش کرده است تا فرایندهای پیچیده‌ای را که در مغز هنگام شکل گرفتن یک عادت در جریان است دنبال کند. "آن گریبیل"، پروفسور علوم اعصاب، در جریان آزمایش با موش‌ها، آنها را در لابیرنتی رها کرد که در آن تکه شکلاتی مخفی شده بود. موشها ابتدا بو می‌کشیدند، پیش می‌رفتند و هنگامی که متوجه می‌شدند که از هدف دور شده‌اند، دوباره باز می‌گشتند. این وضعیت آنقدر ادامه داشت تا شکلات را پیدا کنند.


پژوهشگران با کمک الکترود فعالیت مغزی موش‌ها را حین جستجو اندازه گرفتند و متوجه شدند که این فعالیت به طور مستمر در سطح بالایی قرار دارد. موش‌ها با افزایش تعداد دفعاتی که بایستی در لابیرنت جستجوی شکلات را تکرار می‌کردند، راحت‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیدند. همینطور در مغز آنها، آن بخشی که در واقع مسئول فرایندهای پیچیده ذهنی و یادگیری است دیگر فعال نبود. تنها مجموعه‌ای از سلول‌ها در وسط مغز فعال بودند که دانشمندان مسئولیت واکنش‌ها و فعالیت‌های غریزی را به آن نسبت می‌دهند.


دشواری تغییر عادات قدیمی


عادات به زندگی ما جهت می‌دهند. بدون آنها مغز ما توانایی بر عهده گرفتن پردازش تمام جزئیات زندگی روزمره را ندارد. اما دقیقا همین عادی شدن فعالیت‌ها و الگوهای رفتاری است که تغییر دادن آنها را دشوار می‌کند. زیرا هدایت آنها در بخشی از مغز رخ می‌دهد که به طور ناخودآگاه کنترل می شود.


"ولفرام شولتس"، پروفسور علوم اعصاب در دانشگاه کمبریج می‌گوید: «عادات، اعتیادهای کوچک هستند. وقتی تجربه به ما نشان می‌دهد که رفتاری خاص ما را به نوعی جایزه می‌رساند، ما به تکرار مستمر آن گرایش پیدا می‌کنیم.»


خیلی وقت‌ها تلاش برای ایجاد تغییرات اساسی در الگوهای رفتاری مقاوم و جا‌افتاده منجر به بیماری‌های سخت، طلاق و تغییر شغل می‌شود. در ارتباط با ترک یا تغییر عادات اساسی توصیه می‌شود که برای رسیدن به هدف، مراحل مختلف و کوچکی را تعیین کنیم و پس از طی کردن هر مرحله، جایزه‌ای برای خود در نظر بگیریم. البته بهتر است که برای دادن جایزه فاصله‌های زمانی گوناگون تعیین شود و جایزه نیز هر بار یکسان نباشد که به آن عادت نکنیم. در مورد عادات غذایی دانشمندان تخمین می‌زنند که حدود سه سال طول می‌کشد تا الگوی غذایی جدید برای فرد جا بیفتد.

عادت پیاده‌روی و گردش در طبیعت، حتی در هوای سرد و برفیعادت پیاده‌روی و گردش در طبیعت، حتی در هوای سرد و برفی


ایجاد انگیزه و تعیین جایزه


راه آسان‌تر برای رهایی از عادات قدیمی این است که تلاش کنیم عادتی جدید را جایگزین آن کنیم. بستن کمربند هنگام رانندگی یا بردن بشقاب به آشپزخانه پس از غذا خوردن از مواردی هستند که تقریبا راحت می‌توان آنها را به عنوان عادت تثبیت کرد. اما به طور مثال دویدن صبح زود از مواردی است که سخت‌تر می‌توان آن را به عنوان عنصری ثابت در زندگی روزانه گنجاند. کلید موفقیت، ایجاد انگیزه برای شروع و تعیین جایزه است. مثلا می‌توان کفش‌های خود را قبل از خواب کنار تخت گذاشت تا صبح بتوان آنها را بلافاصله پوشید.


"یولیا تورن"، کارشناس ورزش از دانشگاه اشتوتگارت، می‌گوید هدف این است که مغز بیدار شدن و دیدن کفش‌ها را با دویدن ارتباط دهد و پس از مدتی به طور اتوماتیک واکنش نشان دهد. در عین حال بایستی جایزه خوبی نیز برای خود در نظر گرفت. معمولا دادن وعده لاغر شدن به خود چندان موثر نیست. جایزه باید مشخص و دست‌یافتنی باشد، مثلا خوردن صبحانه‌ای خوشمزه پس از دویدن.

پیش بینی وضعیت بیمار فرو رفته در حالت اغما

الوآ پارپایون، نوجوان هفده ساله فرانسوی، به هنگام دوچرخه سواری تصادف کرد و یکماه به اغما فرو رفت. از اولین لحظه های اغمای او در بخش مراقبت های ویژه یکی از بیمارستان های شهر پاریس، پزشکان می دانستند که او بیدار خواهد شد. پژوهشگران فرانسوی روش جدیدی برای پیش بینی وضعیت بیمار ایجاد کرده اند. آن ها با گردهم آوردن داده های مختلف درمورد بیمار در یک نرم افزار ویژه، می توانند صراحتا بگویند که بیمار از حالت اغما بیرون خواهد آمد یا نه.

لویی پویباسه، جراح اعصاب بیمارستان پیتیه-سلپتریر، می گوید: «با این روش، دیگر نیازی به انتظار دو ساله برای فهمیدن اینکه بیمار در وضعیت مرگ مغزی خواهد ماند یا نه، نیست. وقتی بیمار در بخش تحت نظر است، محیطی با درمان های ویژه، ما باید سریعا بدانیم چه تصمیمی برای محدود کردن درمان ها اتخاذ کنیم.»

با استفاده از این ابزار وضعیت بیماران درجه بندی می شود. بیمارانی که بدون هیچ آسیبی از اغما خارج می شوند، طبیعتا از زندگی اجتماعی طبیعی تری برخوردار می شوند. بیمارانی هم هستند که در حداقل وضعیت هوشیاری یا همان وضعیت مرگ مغزی باقی می مانند.

لویی پویباسه، جراح اعصاب بیمارستان پیتیه-سلپتریر، می گوید: «اگر شک و تردیدی وجود دارد، تنها راه ممکن انجام آزمایش و ادامه درمان است. البته هرگز با خانواده ای که خواهان ادامه درمان است مخالفت نمی کنیم. حتی اگر این موضوع برای ما کاملا غیر منطقی باشد.»

سالانه به دلایل مختلف هزاران نفر به کما فرو می روند. این حالت هفته ها، ماه ها و گاهی سال ها طول می کشد و موجب رنج خانواده ها و اطرافیان می شود.

دانیل پارپیون، پدر الوآ می گوید: «از یک وضعیت مبهم، که در آن فرزندمان بین زندگی و مرگ قرار داشت خارج شدیم، چون رییس بخش بیمارستان به ما گفت که پسرمان نود درصد شانس به هوش آمدن دارد و این عالی بود.»

الوآ همچنانکه انتظارش می رفت، پس از یک ماه از کما خارج شد. خانواده او به لطف این روش جدید پیشبینی توانست با امیدواری مقاومت کند و منتظر بماند.

 ماهی و مار آناکوندا، الگوهایی برای مهندسان



در نمایشگاه صنعتی ۲۰۱۳ هانوفر اختراعات متعددی از بخش بیونیک عرضه شدند. در این اختراعات مهندسان از ساختارهای طبیعی همچون استخوان‌بندی ماهی یا شیوه‌ی بلعیدن مار آناکوندا، برای طراحی دستگاه‌های خود الهام گرفته‌اند.

واژه‌ی "بیونیک" یا "زیست‌فنی" از ترکیب دو لغت "بیولوژی" و "تکنیک"، تشکیل شده است. "زیست‌فنی" ایده‌های خود را از علوم مختلف می‌گیرد؛ از علم بیولوژی گرفته تا فیزیک و ریاضی. اختراعاتی که بر اساس الگوهای طبیعی در معماری، طراحی و صنعت ماشین آلات مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در نمایشگاه امسال هانوفر مهندسان متعددی دستگاه‌های بیونیک خود را به نمایش گذاشتند. آنها برای طراحی این ماشین‌آلات از ساختار بدن حیوانات از جمله حشرات الهام گرفتند.

الهام گرفتن از بدن ماهی برای طراحی یک نوع دستمال

راینر ارب (Rainer Erb)، مدیرعامل شبکه بیونیک، با دستمالی میزی را در نمایشگاه تمیز می‌کند. جالب اینجاست که این دستمال در کناره‌های میز منحرف نمی‌شود بلکه خود را به گوشه‌های میز به صورت انعطاف پذیری می‌چسباند.هر چه قدر او به دستمال فشار می‌آورد، دستمال نیز خود را بیشتر و بهتر با ویژگی‌های سطح میز منطبق می‌‌کند.

تهیه‌کننده این دستمال از بدن ماهی برای طراحی آن الهام گرفته است. ماهی‌‌ها به‌هنگام لغزیدن در آب از این طریق انرژی ذخیره می‌کنند که استخوان‌بندی خود را با مقاومت آب وفق می‌دهند. 

طبیعت مار آناکوندا در طراحی این چاقوی جراحی سهیم بوده است طبیعت مار آناکوندا در طراحی این چاقوی جراحی سهیم بوده است

الهام‌گیری از بلعیدن مار آناکوندا

برای مثال مهندسان حتی از مار "آناکوندا" نیز الهام گرفته‌اند. پزشکان برای عمل دیسک از چاقوی جراحی استفاده می‌کنند. آنها تا کنون برای انجام این عمل می‌بایست با چاقوی جراحی وارد دیسک شوند، قسمت‌هایی از آن را ببرند و سپس برای خروج بخش‌های اضافی از آنجا بیرون بیایند و بار دیگر برای ادامه کار وارد محل جراحی شوند.

اما با دستگاه جدیدی که مهندسان با الهام از بدن آناکوندا طرح کرده‌اند، دیگر جراحان نیاز به خروج از محل مورد عمل ندارند. آنها قادرند با دستگاه جدید در محل عمل بمانند و به کارشان ادامه دهند، زیرا آن دستگاه قسمت‌های بریده شده را در خود می‌بلعد. این بلعیدن به بلعیدن مار آناکوندا شباهت دارد.

دست روبات توپ را طوری می‌چرخاند که علامت شرکت Festo قابل رویت باشددست روبات توپ را طوری می‌چرخاند که علامت شرکت "Festo" قابل رویت باشد

دست روبات ۴ انگشتی

اختراعی دیگر که در نمایشگاه هانوفر دیده می‌شد یک دست روبات بود که توسط شرکت "Festo" تولید شده است. این دست روبات نیز ساختاری بیونیکی دارد، زیرا بر اساس دست انسان طراحی شده است؛ تنها با این تفاوت که ۴ انگشت دارد.

ویژگی خاص این دستگاه این است که برای مثال یک توپ پلاستیکی را می‌گیرد، لمس می‌کند و وضعیت آن را می‌شناسد. کار این دستگاه این است که توپ را به یک طرف خاص بچرخاند. برای مثال شرکت "Festo" توپی را که علامت شرکت را بر رویش دارد به دستگاه می‌دهد تا آن دستگاه توپ را طوری بچرخاند تا علامت شرکت دیده شود.

 مدیتیشن "آتش درونی" قادر به افزایش دمای بدن است



یک تیم پژوهشی توانسته است ثابت کند، انسان قادر است دمای بدن و ارگان‌های داخلی خود را با نوع خاصی از مراقبه بالا ببرد. افزایش دمای بدن قابلیت شناختی را بهبود می‌دهد و فرد را در مقابله با سرمای شدید و عفونت‌ها یاری می‌کند.

نتایج مطالعات تیم پژوهشی دپارتمان روانشناسی دانشگاه ملی سنگاپور (NUS) به سرپرستی پروفسور ماریا کوژف‌نیکووا (Maria Kozhevnikov) ، برای نخستین بار نشان داده است که مدیتیش تومو (آتش درونی) قادر است دمای ارگان‌های داخلی بدن را بالا ببرد.

نتایج تحقیقات این تیم که کلاوس گرامان (Klaus Gramann) ، روانشناس آلمانی نیز در آن همکاری دارد در مجله علمی PloSOne منتشر شده است. این کار تحقیقاتی در همکاری با راهبان بودایی تبت به ثمر رسیده است.

مطالعات پیشین توانسته بود اثبات کند که مدیتیشن (مراقبه) می‌تواند دمای بدن را در نواحی انگشتان دست و پا افزایش دهد. اما این تیم پژوهشی ثابت کرد که که مدیتیشن تومو قادر است بر "انرژی درونی" بدن تأثیر بگذارد.

مراقبه تومو که هوادارانش آن را "تمرین روحی مقدس" می‌دانند تنها در چند صومعه در مناطق دورافتاده تبت انجام می‌شود.

دانشمندان دانشگاه سنگاپور خود در مراسم مراقبه "آتش درونی" راهبان بودایی حضور داشتند. به موجب این گزارش، راهبان بودایی توانستند با انجام این نوع مدیتیشن حرارت بدن خود را تا حدی بالا ببرند که حتی در دمای منهای ۲۵ درجه سانتی‌گراد نیز پارچه خیس بر بدن آنها خشک می‌شد.

کارشناسان با استفاده از دستگاه الکتروانسفالوگرافی یا نوار مغزی (EEG) نشان دادند که دمای بدن راهبان به هنگام مدیتیشن تا ۳ / ۳۸ درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود. در حالی که در شرایط عادی دمای بدن به هنگام مراقبه بین ۸ / ۳۵ و ۲ / ۳۷ درجه است.

تنفس تومو

در دومین کار تحقیقاتی، پژوهشگران تمرکز خود را بر روی نوعی از مراقبه قرار دادند که در غرب هم انجام می‌شود و در آن تکنیک‌های خاص تنفسی تومو مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در اینجا نیز دیده شد که دمای بدن مدیتورها پس از مراقبه به میزان اندکی بالا رفت.

دانشمندان می‌گویند، مدیتیشن تومو در مواقعی خاص می‌تواند به کمک انسان بیاید، برای نمونه می‌توان از این روش برای حفاظت از بدن در سرمای شدید محیط اطراف استفاده کرد. این شیوه همچنین در افزایش توانایی بدن در برابر عفونت‌ها و بالا بردن قابلیت شناختی کاربرد دارد.

حتی مدیتورهای مبتدی هم می‌توانند با استفاده از روش‌های تنفس تومو دمای بدن خود را افزایش دهند.

تجسم متمرکز و تنفس گلدانی

پژوهشگران می‌گویند، دلیل افزایش دمای بدن در مدیتیشن تومو استفاده از نوعی خاص از تنفس (تنفس گلدانی) و "تصویرسازی متمرکز ذهنی" است.

تنفس گلدانی با ایجاد تغییر در سوخت و ساز (متابولیسم) موجب افزایش دمای بدن می‌شود. در تصویرسازی متمرکز ذهنی (تجسم متمرکز ذهنی) نیز مراقبه‌کننده به صورت ذهنی بر روی تصویری از شعله آتش تمرکز می‌کند. این شعله می‌تواند برای مثال در امتداد ستون فقرات فرد تجسم شود.

محققان تیم دانشگاه ملی سنگاپور می‌گویند: «این دو تکنیک اثرات یکدیگر را کامل کرده و می‌توانند دمای بدن را تا وضعیت تب متوسط افزایش دهند.»

پروفسور کوژف ‌نیکووا، سرپرست تیم تحقیقاتی یادشده می‌گوید، کسانی که از او این تکنیک را یاد گرفتند، بعد از انجام آن می‌گفتند، به گونه‌ای قابل ملاحظه احساس نیروی بیشتر می‌کنند و تمرکزشان افزایش یافته است.

مطالعه در این زمینه ادامه دارد. دانشمندان امید دارند که در آینده بتوان با استفاده از این روش‌ها به افراد کمک کرد تا بتوانند توان بدن خود در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و قابلیت‌های ادراکی‌شان را بالا ببرند.

احتمال شکست جهان در مبارزه علیه تغییرات اقلیمی بیشتر شده است



دانشمندان نامدار جهان زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند. بنا به ارزیابی آنها، اگر نشر و پخش گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۳۰ به شدت کاهش نیابد شکست جامعه جهانی در مبارزه با تغییرات جوی و پیامدهای آن قطعی خواهد بود.

وقوع مکرر و مزمن خشکسالی، امواج بی‌سابقه گرما، سیل و گردباد همه و همه پیامدهای تغییرات غیرمتعارف اقلیمی هستند که کمتر گوشه‌ای در جهان از آنها در امان است.

یک گزارش تحقیقی تازه سازمان ملل می‌گوید که دود و دم کارخانه‌ها، نیروگاه‌ها، اتوموبیل‌ها و سایر وسائل حمل و نقل در دهه اول قرن جاری میلادی (۲۰۱۳) چنان حجمی از گازهای آلوده‌ساز را وارد جو زمین کرده که در تاریخ بی‌سابقه است.

دلیل اصلی این رکوردشکنی رشد اقتصادی سریع چین و برخی دیگر از کشورهای آسیایی عنوان شده است. آلودگی بی‌سابقه جو زمین عمل تهدیدی برای دستیابی به هدفی است که به موجب آن افزایش دمای جو تا پایان قرن جاری نباید در قیاس با آغاز انقلاب صنعتی از دو درجه سانتیگراد تجاوز کند. این هدف محور اصلی بیانیه اجلاس سران برای حفاظت از اقلیم است که سال ۲۰۱۰ در کانکون مکزیک برگزار شد و ۲۰۰ کشور جهان آن را امضا کرده‌اند. اگر اقدامات لازم در راه رسیدن به این هدف انجام نشود، گرمای زمین تا پایان سده جاری بین ۲ /۲ تا ۵ / ۵ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت.

گردبادهای شدید و مکرر از پیامدهای تغییرات اقلیمی بی‌سابقه هستند



پیامدهایی بسیار مشهود

در صورتی که افزایش گرمای زمین در سطح دو درجه باقی بماند پیامدهای ناشی از تغییرات جوی مانند گردبادها، سیل و خشکسالی قابل کنترل خواهد بود. ولی اگر پخش و نشر گازهای گلخانه‌ای تا سال ۲۰۳۰ مهار و کنترل نشود، کشورها باید برای دفع دی‌اکسید کربن از جو تدابیر تازه‌ای را شروع کنند. یکی از راه‌های پیشنهادی گزارش سازمان ملل ایجاد جنگل‌های جدید است تا درختان آنها تا حد ممکن دی اکسید کربن را به خود جذب کنند.

پیامدهای تغییرات شدید جوی از مدت‌ها پیش مشهود بوده‌اند. بنا به یک گزارش بانک جهانی، کاهش قطر و عمق یخ قطب شمال در ماه سپتامبر سال گذشته به بیشترین حد خود رسیده است و گرمای شدید و خشکسالی در دهه گذشته کشورهایی مانند آمریکا و روسیه را بیشتر از گذشته با مشکل روبرو کرده‌ است. بنا به ارزیابی دانشمندان شریک در تهیه گزارش سازمان ملل، این تغییرات شدید اقلیمی و گرمای شدید ناشی از آن به "امری عادی" در جهان بدل می‌شود.

اخیرا ۳۰ شرکت بزرگ آمریکایی دولت این کشور را به مشارکت بیشتر در مبارزه علیه تغییرات اقلیمی فراخوانده‌اند. در فراخوان آنها آمده است: «ما نمی‌توانیم آینده فرزندان خود را به بازی بگیریم با این امید که ارزیابی اکثریت دانشمندان نسبت به خطرات تغییرات اقلیمی اشتباه از کار درآید.»

سیل و آب‌گرفتگی در نقاط مختلف جهان نیز بیش از پیش به پدیده‌ای عادی بدل می‌شود

شرکت‌های یادشده که نام اپل، آدیداس، نایکی، ای‌بی، استارباکس، اینتل هم در میان آنها دیده می‌شود با اشاره به تلاش‌های خود برای کاهش گازهای گلخانه‌ای، دولت را نیز به در پیش گرفتن تدابیری مشابه در سطح ملی فراخوانده‌اند تا "محیط زیست حفاظت شود و رقابت تجاری نیز با میزان بیشتری از عدالت همراه شود".

رئیس جمهور آمریکا حفاظت از اقلیم را هدف دور دوم ریاست جمهوری خود اعلام کرده است. او در فوریه گذشته کنگره را فراخواند که در این راستا تلاش‌های بیشتری انجام دهد. باراک اوباما تهدید کرده است که در غیر این صورت با استفاده از اختیارات خود و صدور فرمان اقدامات لازم را در راه حراست از اقلیم به جریان خواهد انداخت.

در میان جمهوریخواهان آمریکا اما جبهه‌ای قوی علیه تدوین و تصویب قانون برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و حفاظت از جو وجود دارد. این جبهه از سوی شماری از کنسرن‌های بزرگ آمریکا نیز حمایت می‌شود. این کنسرن‌ها اقدامات زیست محیطی را دربرگیرنده هزینه‌های سنگین برای خود می‌دانند و با آنها مخالفند. سال ۲۰۱۰ سنای آمریکا، از جمله با رای سناتورهای جمهوریخواه، قانونی را که برای کاهش گازهای گلخانه ارائه شده بود وتو کرد.

روز دوشنبه آینده (۱۵ آوریل/ ۲۶ فروردین) در دوبلین، پایتخت ایرلند، کنفرانسی جهانی برپا می‌شود که تغییرات اقلیمی، گرسنگی و سوءتغذیه از موضوع‌های محوری آن هستند.

 افزایش دی‌ اکسید کربن ابرها را کاهش می‌دهد



افزایش گاز دی اکسید کربن میزان تبخیر از سطح زمین را کاهش می‌دهد. کاهش تبخیر به کاهش تشکیل ابرها می‌انجامد و کاهش ابرها خود باعث می‌شود که نور بیشتری به زمین بتابد و پدیده زمین‌گرمایی تشدید شود.

افزایش غلظت گاز دی اکسید کربن که علت اصلی ایجاد اثر گلخانه‌ای و پدیده گرمایش زمین محسوب می‌شود، اثر جانبی غیر قابل انتظاری نیز دارد.

به نوشته مجله علمی "ماکس پلانک ریسرچ"، افزایش گاز کربنیک باعث می‌شود که تبخیر از سطح زمین کاهش یابد.

دلیل اصلی این پدیده گیاهان با میلیاردها منفذ ریز خود هستند. هنگامی که غلظت گاز دی اکسید کربن در فضا زیاد می‌شود، گیاهان منافذ ریز برگ‌های خود را زودتر از مواقع عادی می‌بندند. در نتیجه رطوبت کمتری تبخیر شده و بخار آب کمتری وارد جو می‌شود.

سه سناریوی احتمالی

دانشمندان هواشناسی و شیمی مؤسسه ماکس پلانک در یک کار تحقیقاتی مشترک به این نتیجه رسیده‌اند. آن‌ها با استفاده از یک مدل کامپیوتری سه سناریو را شبیه‌سازی کردند.

در نخستین سناریو میزان انتشار گاز دی اکسید کربن دو برابر می‌شد. در دومین سناریو متوسط دمای کره زمین به میزان ۲ درجه سانتی‌گراد افزایش می‌‌یافت و سومین سناریو نیز ترکیبی از دو سناریوی قبلی است.

در سناریویی که غلظت گازکربنیک دو برابر شده بود، میزان تبخیر نسبت به سناریویی که تنها دما بالا رفته بود کاهش نشان می‌داد.

در سناریوی سوم نیز که هم دما و هم انتشار دی اکسید کربن بالا رفته بود، میزان تبخیر ۱۵ درصد کم شده بود.

کاهش تبخیر گیاهان به کاهش تشکیل ابرها منجر می‌شود. در صورتی که ابرها کاهش یابند، پرتوهای خورشید که در شرایط عادی به دلیل وجود ابرها انعکاس می‌یابند مستقیما به زمین می‌تابند و زمین گرم‌تر می‌شود.

تاثیر مخرب مواد شیمیایی بر سیستم هورمونی


یافته های گزارش جدید «برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد» و «سازمان بهداشت جهانی» حاکی از آن است که بسیاری از انواع مواد شیمیایی مصنوعی و ترکیبی بر سیستم هورمونی بدن تاثیر منفی و پیامدهای زیان بار جسمی قابل توجهی به همراه دارند.

نتایج تحقیقات مشترک این دو سازمان بین المللی بر شواهد علمی ده سال پیش در مورد اثرات مواد شیمیایی بر بدن انسان و تاثیرات مخرب آن بر عملکرد هورمون ها مهر تایید می نهد.

سلامت بدن انسان به سیستم غدد و ترشحات داخلی و عملکرد مناسب و عادی آن ها بستگی دارد. این غدد هورمون های خاصی را ترشح می کنند که برای برخی از عملکردهای انسان حیاتی هستند. ترشحات هورمونی این غدد متابولیسم، رشد و بالندگی، روحیه و خواب انسان را تنظیم می کنند.

بعضی از مواد (شیمیایی) که به آن ها مخل عملکرد غدد و ترشحات داخلی انسان می گویند، می توانند عملکرد سیستم هورمونی بدن را تغییر دهند و در نهایت خطر افزایش پیامدهای مضر و معکوس آن ها بر سلامت بدن انسان وجود دارد.

ماریا نیرا، مدیر اداره «بهداشت عمومی و محیط زیست» سازمان بهداشت جهانی می گوید شواهد فزاینده ای در مورد نقش این مواد شیمیایی موثر بر هورمون ها و ترشحات غدد درون ریز وجود دارند که عامل افزایش اختلالات و بیماری های جدی بوده اند.

دکتر نیرا می گوید «سرعتی که در افزایش نرخ ابتلای به این بیماری ها شاهد بوده ایم را نمی توان به طور انحصاری به مشکلات ژنتیکی مرتبط بدانیم. این بیماری ها حتی با فاکتورهای زیست محیطی و مسائلی همچون تغذیه و یا رژیم غذایی نامناسب، سن و عوامل دیگری مرتبط هستند که ژنتیکی نیستند و با محیط خارج ارتباط دارند».

مواد شیمیایی که ترشح هورمون های درون ریز را با اخلال مواجه می کنند در بسیاری از مواد و محصولات خانگی و صنعتی وجود دارند. این مواد اصولاً از مسیر زباله های شهری، کشاورزی و سوزاندن و رها کردن زباله ها در محیط زیست تولید می شوند.

در معرض این مواد شیمیایی قرار گرفتن به معنای نارسایی ها و ابتلا به بیماری های بسیاری همچون ابتلای زنان به سرطان سینه، اخلال در سیستم عصبی کودکان، تاثیر منفی بر رشد مغز، کاهش تعداد اسپرم ها و افزایش ابتلای سرطان پروستات در مردان است. 

در این پژوهش مصرانه توصیه شده است تا با آزمایش های جامع تاثیر سایر مواد شیمیایی که بر عملکرد هورمون ها و سیستم ترشحات داخلی بدن تاثیر منفی دارند و یافتن منابع آلوده کننده به پیشگیری از نارسایی های جسمی و روانی افراد کمک شود.

دستگاهی برای نگهداری بهتر کبد پیوندی ساخته شد

سالانه سیزده هزار پیوند کبد در اروپا و ایالات متحده آمریکا انجام می شود. معمولا کبد پیوندی در یخ نگهداری می شود که گاهی اوقات باعث آسیب دیدن این اندام می گردد. دانشمندان دانشگاه آکسفورد راه جدیدی برای نگهداری بهتر کبد، خارج از بدن انسان پیدا کرده اند.

این دستگاه جدید قادر به نگهداری کبد تا چندین ساعت است. کبد انسان که به این دستگاه متصل است در محیطی با درجه حرارت بدن قرار می گیرد که باعث ادامه جریان خون در رگ ها می شود. درواقع کبد در این دستگاه مانند زمانیکه در بدن انسان قرار داشت، عمل می کند.

پروفسور کنستانتین کسیوس، مهندس پزشکی در دانشگاه آکسفورد و بنیانگذار «اورگانوکس» می گوید: «چون اندام سرد نشده است، دیگر نیازی به گرم کردن دوباره آن نیست. آن از محیط گرم به بدن بیمار منتقل می شود و از اولین لحظات پیوند می تواند کار کند.»

این دستگاه جدید شمار کبدهای قابل پیوند را تا دو بار و زمان نگهداری آن را تا ۲۴ ساعت افزایش می دهد. چون کبدهایی که ممکن بود در اثر کمبود اکسیژن یا در اثر محیط سرد خراب شوند، با این روش جدید دیگر خطری متوجه آنها نیست.

پروفسور نایجل هیتون، جراح پیوند کبد و مدیر بخش پیوند بیمارستان «کینگز کالج» می گوید: «اکنون به مرحله جدیدی از عمل پیوند وارد می شویم، مرحله ای که با نگه داشتن کبد در درجه دمای بدن که باعث گردش خون می شود، باعث حفظ آن در شرایطی عالی می شود.»

نتایج مثبت دو پیوند در بیمارستان «کینگز کالج» در ماه فوریه سال جاری، کارایی این دستگاه را ثابت کرد.

تحقیق دانشمندان برای دستیابی به شیوۀ جدید درمان حملۀ قلبی

حمله قلبی دیگر به عنوان یک خطر مرگ، انسان ها را تهدید نمی کند اما کسانی که یکبار به حمله قلبی دچار می شوند تا پایان عمرشان با قلبی آسیب دیده و ناقص زندگی می کنند.

تصور کنید که برای ترمیم قلبی که آسیب دیده تنها بتوان با تزریق سلول های یک قلب سالم به قلب آسیب دیده، امکان بهبود آن را فراهم کرد. این سلول های سالم جایگزین سلول های مرده قلب آسیب دیده می شوند و بمرور، منطقه مورد حمله قرار گرفته را ترمیم می کنند.

دکتر سوان جایاسینگ در آزمایشگاه دانشگاه لندن تحقیقات خود در این زمینه را پیش می برد. این دانشمند در مورد نحوۀ عمل این شیوۀ درمانی می گوید: “سلول های سالم به صورت مایع به کمک یک سرنگ به مرکز آسیب دیده وارد می شوند. … این سلول های تزریقی بصورت یک حجم اسپری شده به روی محل آسیب دیده پخش می شود و منطقه را در اختیار می گیرد.”

همزمان با این عمل، یک شوک ده هزار ولتی برق نیز به منظور تحریک محل تزریق سلول های سالم وارد می شود.

واسیلی جئورجیادی، یکی از اعضای این پروژۀ تحقیقاتی است. وی در مورد آزمایش های انجام گرفته می گوید: “آنچه که ما اینجا داریم سلول های آسیب دیده قلبی است که بعد از تزریق سلول های سالم و بعد از گذشت چند روز، فعالیت فیزیولوژیک آن بخوبی قابل مشاهده است. در این آزمایش، ما در مرحله استفاده از شوک های الکترونیکی به منظور تحریک سلول های آسیب دیده هستیم و پس از آن نتیجه را خواهیم دید.”

در حال حاضر عمل جراحی برای درمان بیماران قلبی یکی از راههای لازم الاجراست اما محققان این طرح می گویند با روش های جدید بزودی عمل جراحی دیگر لازم نخواهد بود.

استیون هاکینگ: باید در اندیشه کوچ به فضا بود

استیون هاکینگ

استیون هاکینگ، یکی از شاخص ترین دانشمندان و نظریه پردازان فیزیک نجومی جهان، طی سخنرانی تازه اش در مرکز پژوهش های پزشکی «سیدارز سینای» در لس انجلس گفت  که بقای بشر در گرو اندیشیدن به امکان کوچ به فضاست.


استیون هاکینگ افزود که منابع زمین رو به زوالند و طی هزار سال آینده ممکن است محو شوند. وی گفت:«ما برای نجات بشریت باید به فضا برویم. اگر تا هزار سال دیگر سیاره زمین را که در وضعیت آسیب پذیر و شکننده ای قرار دارد، ترک نکنیم، نوع بشر یارای بقا نخواهد داشت».

استفان هاکینگ که ٧١ سال دارد، همواره از هواداران اکتشافات فضایی بوده است. وی ۴ سال پیش در سخنانی به مناسبت گرامیداشت پنجاهمین سالگرد تاسیس ناسا (آژانس ملی هوا ـ فضای آمریکا)، نسبت به آغاز عصر جدیدی در ماموریت اکتشاف فضا توسط انسان ها ابراز امیدواری کرد و چنین عصری را مدرنیته ای جدید خواند. 

استیون هاکینگ گفته است: «حضور انسان در فضا در نهایت آینده نوع بشر را به طور کامل متحول خواهد کرد و شاید حتی برای بقای نسل بشر حیاتی باشد».

استیون هاکینگ در سال ۱۹۶۳ به بیماری فلج کننده ای به نام «ای.ال.اس» مبتلا شد و سال هاست که کاملا معلول است و حتی برای صحبت کردن از دستگاه های کامپیوتری پیشرفته استفاده می کند. کتاب «تاریخچه مختصری از زمان» آقای هاکینگ یکی از معروفترین آثار او است که تا به حال بیش از ده میلیون نسخه از آن در سراسر جهان فروخته شده است.

این نظریه پرداز سرشناس، چهره پیشگام رازگشایی از اسرار کهکشان ها، تحول عمیق فیزیک نجومی و تسخیر حس تخیل میلیون ها انسان بوده است.

استیون هاکینگ با وجود ناتوانی های جسمی هنوز به تحقیق ادامه می دهد، کتاب می نویسد و سفر می کند. از او در ٦٥ سالگی دعوت شد تا سوار جت ویژه جاذبه صفر شود تا رویای او برای تجربه بی وزنی فضانوردان سوار بر سفینه فضایی محقق شود.

استیون هاکینگ دانش آموخته دانشگاه های آکسفورد و کمبریج است. او ٣٠ سال در دانشگاه کمبریج ریاضیات تدریس کرد و در سال ٢٠٠٩ از تدریس کناره گیری کرد و به ریاست مرکز فیزیک نظری دانشگاه کمبریج منصوب شد.

بحث پزشکان بر سر تاثیرات داروی کاهش کلسترول

داروی «استاتین» سالهاست برای کنترل میزان کلسترول در خون بیماران مورد استفاده قرار می گیرد. اخیرا درمیان پزشکان بحث درمورد تاثیرهای منفی این دارو بالا گرفته است.

پروفسور برنار دوبره، متخصص کلیه و مجاری ادراری و فیلیپ اون، رییس موسسه «نکر» در فرانسه کتابی راهنما برای دارو ها منتشر کرده اند. طبق گفته آن ها داروی استاتین بدون فایده است.

استفان ریکوآ، ۴۴ ساله، از زمانی که حمله قلبی داشته است، به طور مرتب به بیمارستان ژرژ پمپیدوی پاریس می رود. متخصص قلب و عروق این بیمار از سطح بسیار بالای کلسترول او نگران است.

استفان ریکوآ می گوید: «قبل از اینکه پزشک به من بگوید، نمی دانستم کلسترول بالایی دارم. هرگز قبلا آزمایش انجام نداده بودم، چون حالم خوب بود.»

اکنون آقای ریکوآ از داروی «کرستور» که هم گروه «استاتین» است استفاده می کند. با وجود بحث بر سر این موضوع، بسیاری از پزشکان هنوز استاتین را به بیماران خود تجویز می کنند.

نیکولا دانشن، متخصص قلب و عروق بیمارستان ژرژ پمپیدو می گوید: «بیمارانی که انسداد شراین دارند، استاتین نه تنها خطر حمله را کاهش می دهد، بلکه از خطر مرگ نیز به میزان قابل توجهی می کاهد. این دارو خطر مرگ را کاهش داده و امید به زندگی در بیماران را تا حد قابل توجهی افزایش می دهد.»

بنا به گزارش آژانس فرانسوی ایمنی محصولات بهداشتی، مزایای استاتین، تاثیرات جانبی آنرا جبران می کند.

ژوزف امریش، مدیر آژانس فرانسوی ایمنی محصولات بهداشتی می گوید: «این دارو ها از نظر احتیاط و تاثیرهای جانبی به دقت مورد بررسی قرار گرفته اند. در هر حال داروهای بسیار کمی توان کاهش مرگ را به میزان ده درصد دارند.»

سال ها پیش میزان کلسترول خون رونو دو لانگلد بسیار بالا بود. او به مدت ده سال استاتین مصرف کرد. این ده سال برای او بسیار رنج آور بود تا اینکه مصرف استاتین را قطع کرد و اکنون حال او بهتر است.

او می گوید: «همیشه خسته بودم. عصر وقتی به خانه برمی گشتم مثل این بود که دیگر نیرویی ندارم. وقتی می گفتم هیچ چیز نمی خواهم، واقعا منظورم همین بود و همین باعث مشکلاتی شد. صبح وقتی به اداره می رفتم، انگیزه ای برای کار نداشتم و کارایی نداشتم. وقتی استاتین را قطع کردم و هنوز ورزش را شروع نکرده بودم، احساس بهتری داشتم، ده بار بهتر بودم. دیگر نگران نبودم، استرس نداشتم، هیچ مشکلی نداشتم و می توانستم بخوابم. ریتم سابقم را بازیافته بودم.»

میشل دو لورژریل، پژوهشگر و متخصص قلب و عروق، معتقد است که تحقیقات علمی اخیر ثابت می کند که استفاده از دارو بر برای کاهش میزان کلسترول نه تنها بی فایده، حتی خطرناک است. او می گوید: «الزاما به این نتیجه می رسیم که این دارو ها لازم نیست و سمی است. باید از بازار خارج شود و از فهرست داروهای قابل استرداد بیمه پاک شود. همانطور که پروفسور ها اون و دوبره قبلا هم گفتند اگر می خواهیم واقعا خود را از بیماری های قلبی و عروقی و سکته مغزی محافظت کنیم، به چیز دیگری غیر از داروهای ضد کلسترول احتیاج داریم.»

پزشکان راه هایی برای پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی ارائه می کنند که می توان به ورزش، ترک سیگار و رژیم مدیترانه ای، یعنی مصرف سبزیجات و روغن کلزا اشاره کرد.

پیشرفت قابل توجه در ساخت واکسن آنفولانزا

دانشمندان و پژوهشگران استرالیایی می گویند با یافتن راهی برای محافظت بهتر از بدن انسان در مواجهه با ویروس آنفولانزا در مسیر ساخت واکسن این بیماری، به پیشرفت های قابل توجهی دست پیدا کرده اند.


اپیدمی فصلی آنفولانزا هر سال در سراسر جهان جان صدها هزار نفر را می گیرد و بسیاری نیز به بیماری های جدی ناشی از ابتلای به آنفولانزا دچار می شوند.

بنا به گفته پژوهشگران استرالیایی، کلید ساخت واکسن جهانی برای آنفولانزا سلول های موسوم به «T-cells» هستند که «عامل اصلی آسیب به سیستم ایمنی بدن» تلقی می شوند.

دانشمندان استرالیایی  تحقیق خود را بر شیوه حمله ویروس آنفولانزا به سلول های سفید خون متمرکز کرده اند که به سلول های معروف به «T-cells» حمله می کنند. این واکسن در نهایت با شناسایی ویژگی های مضر و خاص ویروس ساخته خواهد شد.

چنین واکسن هایی می توانند  در برابر آسیب ها و دردهای ناشی از ابتلای به آنفولانزا در بدن ایمنی ایجاد کنند. بدین ترتیب بدن انسان نسبت به ابتلای به بیماری های فصلی و سرماخوردگی های فراگیر به مدت طولانی تر و ماندگارتری مصون خواهد شد.

استفن ترنز، استاد دانشکده میکروبیولوژی و ایمونولوژی دانشگاه ملبورن امیدوار است که نتایج این پژوهش عاملی برای تکمیل درمان های کنونی  آنفولانزا باشد.

واکسن هایی که هم اکنون برای آنفولانزا مورد استفاده قرار می گیرند می توانند پادتن هایی برای انواع خاصی از عوارض ابتلای به آنفولانزا تولید کنند.

آقای ترنر می گوید پژوهشگران امیدوارند که واکسن های جدید بتوانند به جای این که بدن را در برابر برخی از عوارض ناشی از آنفولانزا مصون کنند، فرد را در برابر ابتلای به آنفولانزا ایمن کند.

آقای ترنز خاطرنشان می کند مشکل این است که ویروس قابلیت تغییر دارد. بنابراین ما قصد داریم تا جنبه های موثر و مثبتی را به واکسنی که هم اکنون در بازار موجود است، بیافزاییم تا نه تنها بتوانیم در برابر پادتن و آنتی بادی ایمنی به وجود بیاوریم، بلکه حوزه مصونیت «T-cells» را برای شرایطی بیشتر کنیم که ویروس آنفولانزا تغییر می کند و ما قادر به پیش بینی تغییر آن نبوده ایم.

آزمایش های بالینی این واکسن در طی پنج سال آینده آغاز می شوند. پژوهشگران امیدوارند این تحقیق در مورد افزایش ایمنی «T-cells» به فهم بهتر آن ها از عفونت های ویروسی همچون «اچ آی وی»، هپاتیت سی و تومورهای سرطانی کمک کند.

آنفولانزا یک بیماری حاد تنفسی است. اپیدمی های فصلی سالانه اغلب عامل ابتلای٥ میلیون نفر به بیماری های جدی در سراسر جهان است و گاه بیش از پانصد هزار نفر جان خود را بر اثر ابتلای به این بیماری ها از دست می دهند.

پژوهشگران معتقدند ویروس جدید آنفولانزا می تواند در مدت زمانی کمتر از هشت هفته در بیش از هفتاد کشور جهان گسترش پیدا کند.

تلاش برای ساخت واکسن جدید بیماری سل

در بیمارستانی در شمال اسپانیا به سراغ یک بیماری قدیمی و شاید فراموش شده می رویم که هنوز قربانی می گیرد، مرضِ سل.

آلفردو کابالیرو، یکی از مبتلایات به این بیماری می گوید: « وقتی معلوم شد مسلولم، دو انتخاب داشتم. اول این که برای مدتی طولانی در بیمارستان بستری شوم و هیچ کس بدون ماسک نتواند به ملاقاتم بیاید. دوم این که در خانه قرنطینه شوم و هر روز برای درمان به اینجا بیایم. در بیمارستان هر روز یک تزریق دارم و باید 22 کپسول هم در حضور پرستار بخورم. راه دوم را انتخاب کردم. اگر بخواه از خانه بیرون بروم و مثلا نانی بخرم، همیشه باید ماسک بزنم.

بعد از دو سال سخت، آلفردو از چنگ بیماری ای رهایی می یابد که سالانه جان یک و نیم میلیون نفر را در سراسر جهان می گیرد. در اروپا سالانه صد هزار مورد از ابتلاء به مرض سل شناسایی می شود.

رافائل وازکز، متخصص بیماری های دستگاه تنفسی می گوید: بیماری آرام آرام سوراخ هایی را در ریه ایجاد می کند. درست مثل سوراخ های روی پنیر. وقتی که باکتری های سل ریه را تحت کنترل درآوردند، آن وقت وارد خون می شوند و به بقیه ارگان های بدن سرایت می کنند.»

در یک آزمایشگاه زیست- دارویی که خیلی هم از بیمارستان دور نیست، دانشمندان فعال در یک طرح تحقیقاتی اتحادیه اروپا تلاش می کنند تا پاسخی برای چالش پیچیده و غم انگیز بیماری سل پیدا کنند.

کارلوس مارتین از دانشگاه زاراگوای اسپانیا می گوید :« وقتی در دهه هشتاد میلادی دانشجوی پزشکی بودم، سازمان جهانی بهداشت از ریشه کنی این بیماری در سال 2000 سخن می گفت. حالا کارشناسان احتمال از بین رفتن آن را در سال 2050 میلادی بررسی می کنند. اما ریشه کنی این مریضی تنها هنگامی ممکن خواهد بود که ما با به کارگیری ابزارهای سریع تر تجزیه و تحلیل و داروهای قوی تر به جنگ مرضی برویم که گونه های بسیار دارد و در برابر واکسن ها مقاوم است.»

نخستین نتیجه این پروژه یک واکسن جدید است.

بر خلاف تنها واکسن موجود سل که صد سال قدمت دارد، واکسن جدید، ماهیتی زیستی دارد و بر پایه یک گونه بسیار ضعیف شده از با کتری عامل بیماری ساخته شده است. بر همین اساس دانشمندان امیدوارند که واکسن جدید ایمن تر و موثرتر باشد. با این همه باید مشکل بزرگ تولید آن را هم در نظر داشت.

ماریا اگنیا، متخصص داروهای زیستی و مدیر موسسه نوآوری و توسعه بیوفابری می گوید: «کشت میکرباکتریای زنده در یک چرخه صنعتی کار پیچیده ای است. در باره ساختار زنده بسیار کوچکی صحبت می کنیم که بسیار آرام رشد می کند. باید یک تا دو ماه منظر باشیم تا این میکروباکتری قابل بررسی باشد.

به اضافه ما در باره یک واکشن زنده صحبت می کنیم. برای این که واقعا کارآمد باشد، باید در باره زنده بودن و پایداری حیات در این واکسن در طول فرایند ساخت آن مطمئن شویم.

در مرحله نخست، پزشکان و محققان می خواهند تا اولا ایمنی داوطلب واکسن ها را بالا ببرند و در عین حال، یک تصویر اجمالی از چگونگی کارکرد واکسن به دست آورند و با شبیه سازی فرایند، کیفیت ناثیر مولکول ها برای محافظت از بدن در برابر بیماری را شاهد باشند.

فرانسوا اسپرتین، پژوهشگر طرح در سوئیس معتقد است:« اگر بتوانیم در مرحله اول فرآیند آزمایشگاهی، بتوانیم نشان دهیم که مولوکول های مدافع در بدن داوطلبان حضور دارند، بسیار خوب خواهد بود. این امر بدان معنی است که در بدن بیماران واقعی، کسانی که این مولکول ها را دارند، از افرادی که فاقد آنها هستند بهتر مقاومت می کنند. این شیوه ای است که می کوشیم اثبات کنیم.”

در صورتی که تمام مراحل آزمایشی در هر سه مرکز بهداشتی با موفقیت پشت سر گذاشته شود و صحت آن از نظر علمی تایید شود، بنا به تخمین دانشمندان، تولید صنعتی واکسن جدید سل، از ده سال دیگر آغاز خواهد شد.

کنترل میزان الکل در بدن اشخاص از راه دور

شرکت آمریکایی «ای ام اس» یک دستگاه جدید برای کنترل ۲۴ ساعته الکل در بدن انسان با نام «اسکرم اکس» (SCRAMX) تولید کرده است. این دستگاه به مچ پا بسته می شود.

این پابند اولین دستگاه تست الکل است که از طریق پوست میزان مصرف الکل را اندازه گیری می کند. در شخصی که الکل مصرف می کند، اتانول در پوست حرکت می کند و بصورت نامشهود از طریق پوست دفع می شود. دستگاه دفع اتانول بصورت بخار را تشخیص می دهد.

ایستگاه های «اسکرم اکس» در خانه، محل کار یا در نزدیکی محل اقامت کاربر قرار داده می شود و کاربر مجبور است هر روز در زمانی تعیین شده از قبل خود را به نزدیکی یکی از ایستگاه ها برساند.

این روش کنترل از شش ماه پیش در بریتانیا به کار گرفته شده است و به نظر می رسد استفاده از آن در دیگر کشور ها نیز سریعا گسترش یابد.

ایده‌هایی متفاوت  


تصاویری مشاهده کنید، از ایده‌هایی متفاوت درباره اشیایی که اطراف ما قرار دارند و از آنها استفاده می‌کنیم.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، تصاویری مشاهده کنید، از ایده‌هایی متفاوت درباره اشیایی که اطراف ما قرار دارند و از آنها استفاده می‌کنیم.

آسانترین راه تهیه قهوه

برای کسانی‌که به قهوه علاقه بسیار دارند و با مشکل فراموشی مواجه هستند و قهوه را روی آتش فراموش می‌کنند. می‌توان بسان کیسه‌های چای کیسه‌های قهوه درست کرد، همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید. برای تهیه این نوع قهوه تنها 5 الی 6 دقیقه وقت نیاز است و در همه جا می‌توان از آن استفاده کرد.

 

 

به راحتی کتاب بخوانید


 

جوجه تیغی جامدادی

 

 

 

درخت بسکتبال

سبد بسکتبالی برای همه گروه‌های سنی

http://www.mashreghnews.ir

 ترس از آینده؛ نگرانی اصلی نویسندگان جوان آلمان



پائیز امسال ده چهره‌ی جوان نسل جدید نویسندگان آلمان تازه‌ترین رمان‌های خود را به بازار عرضه کردند. تبحر و استادی در بازگویی سرنوشت‌های گوناگون قهرمانان این رمان‌ها، ویژگی مشترک این آثار است.

سال‌هاست که جامعه‌‌ی ادبی و دست‌اندرکاران ادب آلمان نگران سوت و کور‌شدن بازار کتاب و به رکود کشیده شدن صنعت نشر در این کشور است. از این‌رو سیاست‌گذاران جامعه‌ی فرهنگی آلمان دست به ابتکارهای گوناگون زده‌ند تا روند مرگ تدریجی کتاب را متوقف کنند یا، در صورت عدم موفقیت، از شتاب آن بکاهند.

ایجاد "نهادها و سازمان‌های گسترش ادبیات آلمانی"، "خانه‌های ادبیات"، تشکیل دوره‌های ‌"آموزش نویسندگی" در دانشگاه‌ها، برپایی نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های بین‌المللی، ایالتی و شهری کتاب و... از جمله‌ی این ابتکارات است.

حاصل این تلاش همه‌سویه امسال، ده کتابی است که از ده چهره‌ی نسل جوان نویسندگان آلمان منتشر شده است. بیشتر این آینده‌سازان دنیای کتاب در این کشور، در سال‌های دهه‌ی ۱۹۸۰ به دنیا آمده‌اند و انتشار نخستین رمان آنان، آغاز زندگی ادبی‌شان است.

اشتفانی گلایسنر، مرجانا گاپوننکو، ربکا مارتین، کوین کوهن، آندرآس اشتیشمن، از جمله‌ی این تازه‌واردان به دنیای ادبیات آلمان هستند. در این میان تنها آندرآس اشتیشمن که ۲۹ سال دارد و مرجانا گاپوننکو که در سال ۱۹۸۱ در اوکراین به‌دنیا آمده، موفق به انتشار دومین رمان خود شده‌اند.

دستمایه‌ی رمان‌ها‌

قهرمان کتاب تازه انتشار یافته‌ی گاپوننکو که از ۱۶ سالگی به زبان آلمانی می‌نویسد، مردی است که در ابتدای داستان پس از پشت‌سر گذاشتن زندگی‌ای سرشار از شادی و امید، عازم وین می‌شود تا خود را برای مرگ آماده کند. ولی در عنوان رمان نام یک زن ظاهر می‌شود: "مارتا کجاست؟" با این عنوان هشیارانه، ‌رابطه‌ی بین قهرمان داستان، قصد او و زنی که در زندگی ‌وی نقش برجسته‌ای بازی کرده، برقرار می‌شود.

اشتفانی گلایسنر، نویسنده‌ی رمان "شهرستان"

شخصیت اصلی رمان اشتفانی گلایسنر که "آنه‌ موت" نام دارد، نیز دختر جوانی است زاده‌ی شهر کوچکی در جنوب آلمان. آنه در نوجوانی این شهر و خانواده‌ی خود را برای کشف دنیا و زندگی ترک می‌کند، ولی پس از سال‌ها، سرخورده و ناراضی، بدون شغل و مدرک، دوباره به آن‌جا باز می‌گردد تا با تقسیم مشکلات و دغدغه‌های خود با یوهانا، دوست دوران دبستانی‌اش، از نو خود را بازیابد. یوهانا که اکنون کارمند دفتری یک بیمارستان است و شخصیتی قوی و اراده‌ای راسخ دارد، تمایلی به ادامه‌ی دوستی با آنه نشان نمی‌دهد. آنه که خود را در بن‌بست زندگی تنها و درمانده حس می‌کند، به مرور در گذشته‌ی خود می‌‌نشیند تا به دلیل شکستش در زندگی پی ‌ببرد.

رگه‌ای نو

اشتفانی گلایسنر در بازبینی زندگی قهرمان نخستین رمان خود که عنوان "شهرستان" را یدک می‌کشد، برخلاف اغلب نویسندگان نسل پیشین آلمان که تنها جامعه و شرایط اجتماعی ـ تاریخی این کشور را مسئول شکست‌های فردی قلمداد می‌کردند، به کنکاش در گذشته، برخوردها و کنش‌های قهرمانش نیز می‌نشیند و از برجسته‌ کردن سهم و مسئولیت او در این ناکامی واهمه‌ای نشان نمی‌دهد.

ولی این نویسنده‌ی جوان در نمایش دنیا و رابطه‌ی دوستی بین این دو دختر در جامعه‌ی بسته‌ی شهرستانی در جنوب آلمان، تنها به قاضی نمی‌رود و می‌کوشد زندگی پر فراز و نشیب، دغدغه‌های فکری و ترس از آینده‌ی آن‌ها را در شهری که روابط سنتی بر آن حاکم است، به‌گونه‌ای عینی به تصویر بکشد. آنه بارها در طول داستان با نگرانی از خود می‌پرسد: «آینده‌ام چی می‌شه؟»

روی جلد رمان ربکا مارتین با عنوان "همه چیز عالیه"

"همه چیز عالیه"، البته در "هاکی کوموری"

قهرمان نخستین رمان ربکا مارتین با عنوان "همه چیز عالیه" هم اغلب درگیر همین پرسش است. "النا" دختر ۱۹ ساله‌ای است که در خوشبختی غرق است. او تازه دیپلم گرفته و با درآمدی که از انتشار نخستین رمانش به‌دست آورده، مستقل و در رفاه زندگی می‌کند: پارتی‌های شبانه، مشروب و کوکائین، سفر به دور اروپا؛ برلین، هایدلبرگ، سوییس... تنها نگرانی "النا" آینده است. او هم مانند هم‌نسلان خود نمی‌داند «چی پیش می‌آد؟» و چگونه باید آینده را ساخت.

ربکا مارتین می‌کوشد در این رمان زندگی و دغدغه‌ی نسل جوان آلمان را که از رفاهی نسبی برخوردار است، ولی از پذیرش مسئولیت برای ساختن آینده‌ای مطمئن واهمه دارد، به تصویر بکشد.

شخصیت اصلی رمان "هاکی کوموری" از کوین کوهن که "تیل" نام دارد، با همین ترس‌ها و واهمه‌ها دست به گریبان است. "تیل" هم مانند "النا" در رفاه کامل بسر می‌برد. این بار ولی پدر و مادر متمول او زندگی لوکس تیل را تامین می‌کنند.

این قهرمان مرفه، بر خلاف النا، موفق به گرفتن دیپلم نشده و همین شکست در آستانه‌ی جوانی او را به ورطه‌ی ناامیدی و افسردگی سوق داده است. دوری از جامعه و زندگی‌ای پویا، واکنش تیل در برابر این "ناکامی فاجعه‌بار" است. او یک روز صبح برای یافتن پاسخ به اساسی‌ترین پرسش زندگی‌اش به اتاقش می‌رود، در را به روی خود قفل می‌کند و به تفکر می‌پردازد: «آینده‌ام چی می‌شه؟»

ربکا مارتین، در رمان خود دغدغه‌‌های نسل جوان آلمان را به تصویر بکشد.

"هاکی کوموری" واژه‌ای ژاپنی است که برگردان آلمانی آن "کناره‌گیری از جامعه" معنی می‌دهد. کوین کوهن که از جمله در رشته‌های فلسفه و تاریخ هنر تحصیل کرده، از آن‌جا که این عنوان شیوه‌ی برخورد قهرمان داستانش را به زندگی ‌بازمی‌تاباند، آن را برگزیده است.

"تیل" در اتاق خود برای یافتن پاسخ پرسش «آینده‌ام چی می‌شه؟» به تدریج از واقعیت فاصله می‌گیرد و به دنیایی تخیلی پناه می‌برد: «در واقع ما تو سرمون دنیای خودمون رو داریم که همه چیز را مثل اسفنج جذب می‌کنه؛ این‌جا فنجون قهوه‌ای که کف شیر دورش خشک شده، ترک روی کاشی‌های حموم، گل‌هایی که تو گلدون‌های بالکن روبرو کاشته شدن، جوراب‌های یخ‌زده... همه چیز.»

قهرمانی در ساحل دریای خزر

دنیای تخیلی قهرمان رمان "درخشش پرتلالو"، از آندرآس اشتیشمن، با نام "روپرت" بیشتر با واقعیت هم‌خوان جلوه می‌کند. این قهرمان محجوب و گوشه‌گیر که در شهر کوچکی در آلمان زندگی می‌کند، عاشق آنا، یک دختر ایرانی است.

این دختر ماجراجو که با خانواده‌ی خود در نزدیکی روپرت خانه دارد، یک روز ناگهان ناپدید می‌شود و "عاشق بی‌کار و بی‌عار" تصمیم می‌گیرد، با کمک دوستش (روبرت)، به جستجوی "معشوق" به زادگاه او در شمال ایران، به کرانه‌های دریاچه‌ی خزر سفر ‌کند؛ سفری پر فراز و نشیب از میان کویر، صحرا، جنگل و دشت و دمن و دریا که او را با مردم و سنت‌های این کشور آشنا می‌سازد.

روپرت و روبرت در این سفر تخیلی ماجراهای بسیاری را پشت سر می‌گذارنند و از جمله به یک اسب یک شاخ، درویشی در حال خلسه، چند ژنرال بازنشسته‌ی توطئه‌گر، تبهکاران روسی، چند تریاکی در حال سکرات و صاحب یک نارنجستان که "سنش اندازه‌ی خدا بود" برمی‌خورند.

مرجانا گاپوننکو، نویسنده‌ی کتاب "مارتا کجاست؟"

دنیای تخیلی قهرمان آندرآس اشتیشمن که سال‌ها در آفریقای جنوبی زندگی کرده و سفر کوتاهی هم به ایران داشته است، ابتدا شباهت زیادی به "دنیای آلیس در سرزمین‌ عجایب" دارد، ولی به تدریج جلوه‌های واقع‌نمایانه‌ی خود را از دست می‌دهد و سرانجام به تخیلات بیمارگونه و مالیخولیایی وحشت‌برانگیزی بدل می‌شود که در پایان خود راوی را هم در خود "می‌بلعد".

ویژگی‌های مشترک

وجه مشترک رمان‌های این نویسندگان، پرداخت ادبی مرحله و موقعیتی است که قهرمانان آنان در آن بسر می‌برند؛ این شخصیت‌ها همگی در آستانه‌ی آینده، در لحظه‌‌ی تصمیم‌گیری‌ای اجتناب ناپذیر ایستاده‌اند، ولی تردید، ترس، بی‌برنامگی و بی‌ارادگی آنان را از "ورود به آینده" باز می‌دارد؛ آینده‌ای که هم خطوط آن محو و بی‌رنگ است و هم ساختنش با پذیرش مسئولیت و داشتن هدف همراه.

این قهرمانان نه مانند شخصیت‌های رمان‌های نویسندگان پس از جنگ، با خفت و خواری ماندن "بیرون، جلوی در" (بورشرت) درگیرند، نه حسرت "نان آن سال‌ها" (بل) را می‌خورند، نه از سر خشم و اعتراض بر "طبل حلبی" (گراس) می‌کوبند، نه با لحنی هشداردهنده در "کلاس درس آلمانی" (لنز) از بهای آزادی و دموکراسی صحبت می‌کنند، نه هم‌صدا با "کاساندرا" (کریستا ولف) و با نگاه به آینده‌ای امیددهنده، مشروعیت نظم حاکم را زیر سوال می‌برند، نه به گذشته می‌نگرند و از خود می‌پرسند "چه باقی مانده است؟" (کریستا ولف) و نه با فکر "خیلی ممنون بابت زندگی" (زبیله برگر) به‌استقبال آینده می‌روند.

آینده، که برای این شخصیت‌ها اغلب "پا گذاشتن به دنیای بزرگ‌ترها" معنی می‌دهد، جذابیت خاصی ندارد. تصور بنای آن، چالشی است که نسل جوان را (مثل تیل و النا و روپرت...) از ترس فلج می‌کند و نمایندگان ادبی این نسل، برای گریز از رویارویی با آن به دنیایی غیرواقعی پناه می‌برند.

راویان استاد

از نظر تکنیکی این سرنوشت‌های گوناگون، با استادی کامل بازگو می‌شوند. همگی خط روایتی باورپذیری را دنبال می‌کنند؛ داستان در این‌جا، این‌گونه و اکنون آغاز می‌شود، به اوج می‌رسد و سپس راه سراشیبی را در پیش می‌گیرد. گاهی اکنون، گذشته و آینده تغییر جا می‌دهد.

روی جلد رمان "مارتا کجاست؟" به زبان آلمانی

خواننده ‌اغلب با دنبال کردن رابطه‌ها، گاه به خنده می‌افتد و گاه اشک به چشم می‌آورد. بعضی ‌وقت‌ها هم احساس کسالت به او دست می‌دهد؛ مخصوصا در لحظه‌هایی که خود را با قهرمان داستان "یکی" می‌بیند و برای خوشگذرانی به این پارتی و آن دیسکو می‌رود. در این دیسکوها از سکس و عشق‌بازی‌های معمول بین این جوانان که در رمان‌های نویسندگان نسل پیشین اغلب در مرکز روایت بازگو می‌شد، خبری نیست (به جز رمان "درخشش پرتلالو").

راز استادی

نگاهی به زندگی‌نامه‌ی این نویسندگان جوان، دلایل "بی‌نقص بودن" آثار آنان را آشکار می‌کند: همه‌ی این "علاقمندان جدی ادبیات"، با پشتیبانی مالی "نهادها و سازمان‌های گسترش ادبیات آلمانی" یا "خانه‌های ادبیات" این کشور، در کلاس‌های ‌"آموزش نویسندگی" شرکت کرده‌اند یا از کمک‌های مشورتی واسطه‌های ادبی و ویراستارهای بنگاه‌های انتشاراتی‌ای که "نبض بازار را در دست دارند"، برخوردار بوده‌اند. این ناشران به این ترتیب "احتمال عدم موفقیت اثر" را کاهش می‌دهند.

این‌که این رمان‌ها همگی در بنگاه‌های بزرگ و معتبر چاپ و منتشر شده‌اند (نشر روهولت، نشر برلین، دومون، آفباو، زورکمپ) تصادفی نیست. اغلب این بنگاه‌ها از جمله مبتکران و حامیان این نهادهای دولتی یا خصوصی هستند، یا به عنوان عضو در هیات‌های داوران انتخاب این و آن رمان برای انتشار شرکت دارند.

به این ترتیب و متکی بر خرد جمعی این شبکه‌ی با نفوذ گسترده، و حمایت در تولید ادبیات و هم‌چنین عرضه‌ی موفق آن به کمک تبلیغاتی کارآ، می‌توان مطمئن بود که خطری آینده‌ی دنیای ادب آلمان را تهدید نمی‌کند.

ترازو..........


مرد فقیرى بود که همسرش کره درست می کرد و او هم کره ها را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت. آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کدام از کره ها ۹۰۰ گرم بود.
بقال از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى، در حالى که وزن آن ها ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر خجالت کشید؛ سرش را پایین انداخت و گفت:ما وزنه ترازو نداریم و در نتیجه، یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم.
داستان .

مرد فقیرى بود که همسرش کره درست می کرد و او هم کره ها را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت. آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کدام از کره ها ۹۰۰ گرم بود.
بقال از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى، در حالى که وزن آن ها ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر خجالت کشید؛ سرش را پایین انداخت و گفت:ما وزنه ترازو نداریم و در نتیجه، یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم.
 

رمزگشايی رؤيا با اسکن مغز



گروهی دانشمند عصب شناس ژاپنی در تلاشند با استفاده از فن آوری اسکن مغزی افراد در لحظات خواب ديدن کليد رمزگشايی رؤيای آدمی را کشف کنند. 
 
يوکياسو کاميتانی و تيم همکارانش با بهره گيری از روش تصويرسازی تشديد مغناطيسی کارکردی (اف ام آر آی)، مغز سه انسان را در حال خواب اسکن کرده و در همين حال از امواج 

مغز اين افراد نوار مغزی (ای ای جی) گرفته اند.
 
اين پژوهشگران هر زمان که در نوار مغزی افراد تحت آزمايش نشانه ای از نخستين مراحل خواب ديدن را مشاهده می کردند آنها را بيدار کرده و از ايشان می پرسيدند که چند لحظه پيش چه چيزی را در رؤيا ديده اند و سپس به آنها اجازه می دادند مجدد بخوابند. اين عمل برای هر داوطلب در بازه های زمانی سه ساعته، بين ۷ تا ۱۰ بار در روزهای مختلف، تکرار شد. در نهايت محققان به طور متوسط  در مجموع ۲۰۰ رؤيا از هر داوطلب را ثبت کردند. 
 
به ظاهر بيشتر خواب های ثبت شده در قالب اين آزمايش، بازتاب دهنده تجربيات روزمره افراد بوده است. يک داوطلب می گفت: «خواب ديدم که در يک نانوايی هستم. يک قرص نان برداشتم... بعدش از نانوايی آمدم بيرون و وارد خيابان شدم، يک نفر را ديدم که داشت عکاسی می کرد،» ديگری گزارش می داد: «يک تنديس برنزی بزرگ ديدم...روی يک تپه کوچک بود و پايين تپه چندين خانه بود، خيابان بود با درخت.» بعضی از رؤياها نيز عجيب و غريب بوده و ملاقات با يک ستاره سينما يا حضور در استوديوی فيلمبرداری را شامل می شده است.
 
کاميتانی و همکارانش با استفاده از يک پايگاه داده های زبانی به نام «وُرد نِت»، واژه های کليدی گزارش های کلامی داوطلبان را استخراج و در ۲۰ گروه (خودرو، مذکر، مؤنث، رايانه و ...) طبقه بندی کردند. اين گروه ها بر اساس بسامد تکرار اين موارد در خواب های گزارش شده تعيين شدند. در مرحله بعد، دانشمندان تصاويری از هر گروه تهيه کرده و با نشان دادن آن ها به داوطلبان، در حين تماشای اين تصاوير مغز اين افراد را باری ديگر اسکن کردند.

مقايسه عملکرد مغز اشخاص در هنگام ديدن يک تصوير و متناظر آن در زمان خواب ديدن آن تصوير، شيوه اصلی رمزگشايی رؤيا توسط پژوهشگران ژاپنی بود.
 
بدين ترتيب در سال ۲۰۰۸، يوکياسو کاميتانی و همکارانش اعلام کردند که توانسته اند با موفقيت تصاوير ديداری متناظر فعاليت بخش های «وی ۱»، «وی ۲» و «وی ۳» مغز را رمزگشايی و بازسازی کنند . اين دانشمندان می گويند در عين حال به کشف ديگری نيز نايل آمده و با بررسی فعاليت مناطق عالی قشر مغز به طور دقيق محتوای رؤيای افراد را پيش بينی کرده اند.
 
کاميتانی می گويد: «ما مُدلی ساخته ايم که به کمک آن می توان پيش بينی کرد که کدام گروه طبقه بندی مان در خواب شخص وجود داشته، علاوه بر اين، برای مثال، از طريق بررسی فعاليت مغز شخص در نُه ثانيه قبل از بيدار شدنش توانسته ايم با دقت ۷۵-۸۰ درصدی بگوييم که آيا يک انسان در رؤيای شخص وجود داشته يا خير.» 
 
اين دانشمند عصب شناس در ادامه توضيح می دهد که آزمايش های انجام شده ساختار تصويری رؤيای داوطلبان را مورد بررسی قرار نداده است: «مسأله معنای اين رؤياها بوده، اما هنوز فکر می کنم که امکان دارد بتوانيم ويژگی های ساختاری -از قبيل شکل و کنتراست - را از خواب شخص استخراج کنيم، همانطور که در ۲۰۰۸ هم چنين کاری را انجام داديم.»  
 
نتايج اين پژوهش در جريان نشست ساليانه انجمن رشته عصب شناسی در ماه اکتبر گذشته در ايالت نيو اورلئان آمريکا ارائه شد و هم اينک در نشريه علمی «ساينس» نيز به چاپ رسيده است. نويسندگان اين مقاله مدعی شده اند که دو پديده «رؤيا ديدن» و «دريافت بصری»، تظاهرات عصبی مشابهی را در مناطق ديداری عالی مغز ايجاد می کنند. 
 
کاميتانی تأکيد می کند: «به دليل دقت بالای رمزگشايی رؤيا در چند ده ثانيه پيش از بيدار شدن، می توان نتيجه گرفت که به ياد آوردن رؤياهای فرد به حافظه کوتاه مدت وی بستگی دارد.»
 
هم اينک، کاميتانی و اعضای تيم همکاران وی می کوشند داده هايی مشابه درباره مرحله حرکت سريع چشم در خواب (آر ای ام) جمع آوری کنند. آزمايشی که نسبت به فاز قبلی دشوارتر می نمايد، چرا که «بايد دست کم يک ساعتی صبر کنيم تا سوژه به خواب برود تا به اين مرحله از خواب عميق برسد.» اين عصب شناس ژاپنی در نهايت تصريح می کند که «شخصاً هيچ نظريه محبوبی درباره کارکرد رؤياها ندارم، اما [اطمينان دارم که] دانستن بيشتر درباره محتوای رؤيا و چگونگی ارتباط اين محتوا با فعاليت مغز می تواند ما را در درک آنها ياری کند.» 

با این نشانه‌ها سکته را پیش‌بینی کنید

 



سكته، بویژه سكته مغزی ناگهانی اتفاق می‌افتد و خیلی سریع فرد مبتلا و اطرافیانش را خلع‌سلاح می‌كند؛ بخصوص اگر ندانیم چه علائمی دارد و در قبال آن، باید چه اقداماتی انجام دهیم.

طبق توصیه‌های سایت انجمن سكته مغزی آمریكا که روزنامه «جام جم» به آنها اشاره می‌کند، مهم‌ترین مساله در برخورد با فرد مبتلا به سكته مغزی انتقال هرچه سریع‌تر او به بیمارستان است. این یك مساله حیاتی هم در زنده‌ماندن فرد و هم افزایش كیفیت زندگی او پس از درمان به شمار می‌رود.

 

مهم‌ترین نشانه‌ها

آگاهی از علائم اصلی بروز سكته مغزی بسیار راهگشاست تا به محض مشاهده، وارد عمل شده و در اسرع وقت به اورژانس اطلاع دهیم.

افتادگی صورت: دقت كنید آیا در یك طرف صورت بیمار افتادگی دیده می‌شود یا بیمار در یك طرف صورت خود احساس بی‌حسی می‌كند؟ برای اطمینان، از فرد بخواهید لبخند بزند. صورتی كه افتادگی داشته باشد، لبخند متقارنی ندارد.

ضعف دست: آیا بیمار در یكی از دست‌ها احساس ضعف یا بی‌حسی می‌كند؟ از او بخواهید هر دو دست خود را بالا بیاورد و دقت كنید كه آیا یكی از دست‌ها به پایین تمایل دارد یا می‌افتد؟

اختلال گفتار: آیا فرد در سخن گفتن ناتوان است یا به سختی متوجه سخنان شما می‌شود؟ از او بخواهید جملات ساده‌ای مانند «آسمان آبی است» را تكرار كند. آیا می‌تواند جمله را به درستی تكرار كند؟

 

وقت تنگ است!

اگر با یك یا هر سه علامت فوق مواجه شدید زمان را از دست ندهید، بلافاصله به اورژانس زنگ بزنید. حتی اگر این علائم بر‌طرف شدند نیز نباید دست بردارید و حتما بلافاصله با اورژانس تماس بگیرید تا بیمار در كوتاه‌ترین زمان ممكن به بیمارستان منتقل شود. حین رسیدگی به بیمار از همان ابتدا حواستان باشد كه نخستین علائم سكته مغزی چه زمانی بروز كرده‌اند. این مسأله به كادر درمانی كمك فراوانی خواهد كرد.

 

حمله گذرا بسیار جدی است!

حمله ایسكمی گذرا (به اختصارTIA‌)‌ یك سكته خفیف است كه علائمی مانند علائم سكته مغزی ایجاد می‌كند. علائم این حمله خفیف معمولا طی چند دقیقه از بین می‌روند، اما اگر فرد مبتلا به حال خود رها شده و درمان نشود، در معرض خطر بالای سكته مغزی قرار خواهد گرفت. تشخیص و درمان TIAمی‌تواند احتمال بروز یك سكته مغزی بسیار خطرناك را به میزان قابل توجهی كاهش دهد.

 

بیشتر بدانیم!

علائم سكته مغزی به سه علامت ذكر شده محدود نمی‌شود. علائم دیگری هم هست كه آگاهی از آنها نیز در مواقع خطر می‌تواند كارساز باشد:

ـ بی‌حسی ناگهانی یا ضعف در پا

ـ گیجی ناگهانی یا اختلال ادراك

ـ اختلال ناگهانی در دیدن یك یا هر دو چشم

ـ بروز ناگهانی اختلال در راه رفتن، سرگیجه، نداشتن تعادل یا ناهماهنگی اعضا

ـ سردرد ناگهانی و شدید بدون علت

 

آنچه مغز را سكته می‌دهد

به گزارش مجله ریدرز دایجست، بر اساس یك پژوهش وسیع بین‌المللی بسادگی می‌توان از بروز حدود 80 درصد سكته‌های مغزی پیشگیری كرد، زیرا در حال حاضر عوامل اصلی سكته را بخوبی می‌شناسیم. جالب است بدانید این عوامل، در بروز بسیاری از مشكلات‌ جسمی دیگر نیز نقشی برجسته و اساسی دارند. پس بیش از پیش باید حواسمان به آنها باشد:

1‌ـ فشار خون بالا

2‌ـ استعمال دخانیات

3 ـ چاقی در ناحیه شكم

4‌ ـ تغذیه نامناسب (گوشت قرمز و غذاهای سرخ كردنی بیش از اندازه و مصرف ناكافی میوه و سبزیجات و ماهی)‌

5‌ ـ نداشتن ‌تحرك و فعالیت جسمانی

http://webzine.mehrnews.com

 آزمایش بازدم، شیوه تشخیص بیماری‌ها در آینده



دانشمندان سوئيسی در صددند با بالا بردن دقت روش‌های تجزیه و تحلیل، از بازدم انسان برای تشخیص بیماری‌های او استفاده کنند. آنها موفق شده‌اند نشان دهند که نفس هر انسان مانند "اثر انگشت" او منحصر به فرد است.

مایعات بدن می‌توانند از سلامت یا بیماری انسان خبر دهند. به همین دلیل پزشکان می‌توانند با آزمایش‌های خون و ادرار؛ عفونت‌ها، بیماری‌های متابولیکی، نارسایی ارگان‌ها و بیماری سرطان را تشخیص دهند و دوز داروها را بررسی کنند.

اینک کارشناسان مؤسسه تکنولوژی زوریخ (ETH) و بیمارستان دانشگاه زوریخ سوئيس در تلاشند با استفاده از روش‌های تحلیلی شفافیت بالا و راهکارهای دقیق اندازه‌گیری، از تجزیه و تحلیل ترکیبات شیمیایی موجود در بازدم انسان برای تشخیص بیماری‌های او استفاده کنند.

آنالیز نفس

پژوهشگران در این موضوع، اصلی را مبنا قرار داده‌اند که پیش از همه در طب سنتی چین متداول است.

در طب سنتی چین بوی نفس بیمار کلید وضعیت سلامت او را به دست می‌دهد. همچنین مرسوم است که سگ‌ها و موش‌های تربیت‌شده از طریق نفس انسان‌ها، بیماران مبتلا به برخی از سرطان‌ها را تشخیص می‌دهند.

تیم تحقیقات به سرپرستی رناتو زنوبی (Renato Zenobi)، پروفسور آزمایشگاه شیمی آلی دانشگاه زوریخ قصد دارد با مطالعه ترکیبات موجود در تنفس و بوی بازدم انسان به تشخیص بیماری‌های او برسد.

این تیم نفس ۱۱ نفر را مورد بررسی قرار داد. محققان به این نتیجه رسیدند که نفس هر کدام از آزمایش‌شوندگان، به عبارت دیگر ترکیبات شیمیایی موجود در بازدم هر کدام از آنها متمایمز از دیگران بود.

به بیان دقیق‌تر هر انسانی دارای "اثر نفس" یا Breath – Print است.

طی اندازه‌گیری‌هایی که در طول ۱۱ روز به طور مرتب انجام شد این تیم توانست نشان دهد که الگوی نفس هر انسان ثابت باقی می‌ماند.

پابلو مارتینز ـ لوزانو سینوئز(Pablo Martinez –Lozano Sinues)، دستیار ارشد تیم زنوبی می‌گوید: «ما گاهی در طول روز شاهد نوسان‌هایی (در ترکیبات بازدم آزمایش‌شوندگان) بودیم، با این حال الگوی فردی (نفس آنها) از آن اندازه از پایداری برخوردار بود که برای مصارف پزشکی لازم است.»

اگر غیر از این بود و نوسان‌های موجود در ترکیبات نفس آزمایش‌شوندگان بیش از اندازه بود، استفاده از بازدم برای تشخیص بیماری ممکن نمی‌شد.

در این آزمایش از اسپکترومتر یا طیف‌نماهای معمول استفاده شد. از آزمایش‌شوندگان خواسته شد تا در قسمت دهانی لوله دستگاه آنالیز فوت کنند. با این روش محققان به وجود حدود ۱۰۰ ترکیب شیمیایی در بازدم پی بردند.

دانشمندان در حال حاضر در حال مطالعه بر روی این ترکیبات، مولکول‌های موجود در آنها و رابطه آنها با بیماری‌ها هستند.

اثر انگشت بیماری‌ها

قدم بعدی پژوهشگران تیم تحقیقاتی سوئيس این است که نه تنها الگوی نفس هر فرد را بررسی کنند بلکه تشخیص دهند، کدام یک از این الگوها نشان‌گر بیماری‌هایی خاص است.

به همین دلیل این تیم با پزشکان بیمارستان زوریخ همکاری نزدیک دارد. تشخیص بیماری‌های تنفسی از طریق بازدم در محور بررسی‌های این تیم قرار دارد. اما در آینده بیماری‌های دیگری نیز مد نظر تیم پروفسور زنوبی قرار خواهد گرفت.

با وجود اینکه استفاده از آنالیز بازدم برای تشخیص بیماری‌ها برای پزشکان موضوعی شناخته‌شده است اما به ندرت از این روش استفاده می‌شود.

پابلو مارتینز ـ لوزانو سینوئز، دستیار ارشد تیم تحقیقاتی سوئیسی می‌گوید: «یک دلیل برای این موضوع این است که متدهایی که تا به حال از آنها استفاده می‌شد زمان‌بر بود و اغلب می‌توانست تعداد کمی از ترکیبات را بررسی کند.»

استفاده از بازدم برای تشخیص بیماری‌ها دو مزیت دارد. نخست این که آزمایش بازدم نسبت به آزمایش خون و ادرار بسیار سریع‌تر به نتیجه می‌رسد. مزیت دوم این است که فوت کردن در دستگاه آنالیز تنفس مطلوب‌تر از فرو کردن آمپول به بدن برای برداشتن نمونه خون یا آزمایش ادرار است.

آنالیز بازدم برای پیش‌آگهی از بیماری‌ها

دست‌اندرکاران تیم تحقیقاتی زوریخ می‌گویند، در صورتی که تحقیقات آنها به ثمر بنشیند در آینده می‌توان با استفاده از آزمایش‌های مرتب بازدم افراد به پیش‌آگهی از بیماری‌های آنها رسید.

برای رسیدن به این منظور باید حساسیت ابزارهای لازم برای این کار را افزایش داد. باید بازدهی ابزارهای اندازه‌گیری (طیف‌سنج‌ها) را به شکل محسوسی بالا برد تا جایی که بتوان از آنها به راحتی مثلا در مطب پزشکان استفاده کرد.

 درباره چیپس!

تحقیقات نشان می دهد که خوردن یک بسته چیپس در روز شبیه نوشیدن 5 لیتر روغن مایع در سال است، حقیقت امر این است که خوردن چیپس و در کل اسنکها نه تنها موجب چاقی و بیماریهای قلبی می شود، بلکه مشکلات رشدی را برای جنین، بیش فعالی را در کودکان و سرطان را در بزرگسالان به همراه دارد.
خبرگزاری مهر: تحقیقات نشان می دهد که خوردن یک بسته چیپس در روز شبیه نوشیدن 5 لیتر روغن مایع در سال است، حقیقت امر این است که خوردن چیپس و در کل اسنکها نه تنها موجب چاقی و بیماریهای قلبی می شود، بلکه مشکلات رشدی را برای جنین، بیش فعالی را در کودکان و سرطان را در بزرگسالان به همراه دارد.

شاید خوردن چیپس و در کل اسنکها چندان هم هشدار دهنده نباشد اما اگر مصرف آنها به یک عادت تلقی شود، تبعات آن بسیار خطرناک است. برخی از تحقیقات نشان می دهد که یک سوم از کودکان بریتانیایی هر روز چیپس می خورند و دو سوم دیگر چندین بار در یک هفته چیپس مصرف می کنند.

در حقیقت در این کشور سالانه شش میلیارد بسته چیپس مصرف می شود به طوری که مردم هر سه دقیقه یک تن چیپس می خوردند یا هرکس دست کم 100 بسته چیپس می خورد.

خورد یک بسته چیپس در روز می تواند معادل نوشیدن 5 لیتر روغن در سال باشد. نیاز به گفتن نیست که این اسنکها علاوه بر چربی حاوی نمک و شکر هم هستند.

شاید باور تمام این موارد منفی درباره بسته هایی با اشکال معصومانه  و خنده دار در رنگهای روشن در فروشگاه ها خودنمایی می کنند دشوار باشد اما حقیقت این است که این محصولات از نظر صنعتی طوری طراحی شده اند که ذائقه ما را تحریک کرده و به نقطه اعتیاد می رساند.

مایکل ماس نویسنده کتاب" نمک، شکر، چربی: چگونه بزرگان صنعت غذا ما را فریب می دهند" اظهار داشته است که تحقیقاتش نشان می دهد که چگونه شرکتهای بزرگ تولید غذا، چگونه چیپس را از چیپس نسبتا هیجان انگیز دهه هفتاد به بمب هوشمند مغز ما تبدیل کرده اند.

وی توضیح می دهد، وقتی که یک چیپس در دهان خود می گذارید، مزه نمک بی درنگ شما را درگیر می کند. این تأثیری است که در صنعت نمک به آن انفجار طعم گفته می شود.

چیپسهای مدرن نیز سرشار از چربی هایی هستند که این صنعت به آن احساس دهانی می گوید. این موجب می شود که تجربه خوردن چیپسهای امروزی شبیه لذت گاز زدن به یک پنیر چسبناک است. ما این چربی را از طریق عصبی حس می کنیم که به آن عصب سه قلو گفته می شود، هرچه این احساس دهانی بهتر باشد ما از خوردن چیپس لذت بیشتری می بریم.

راز نهایی چیپس در تردی آن است. محققان دریافته اند که هرچه صدای خوردن چیپس بیشتر باشد، فرد از خوردن آن بیشتر لذت می برد.

اعتیادآور بودن چیپس

مسئله اصلی اینجاست که چیپس ها به گونه ای طراحی شده اند که اعتیاد آور باشند. این محصول به قدری دقیق طراحی شده که سازنده نقطه شکستن آن هنگام گاز زدن را نیز به دقت برنامه ریزی کرده است. نکته بعدی نحوه انتخاب برچسب و نوشته های روی بسته برای این نوع محصولات است که گویی به واقع از میزان نکات منفی آن کم می کند.

همه این موارد می تواند توضیح دهد که چرا همه ما این همه به چیپس خوردن علاقمندیم. اما بهای خوردن این اسنک چرب، شکر دار و نمکین توسط سلامتی ما پرداخته می شود.

مصرف بیش از حد این مواد عامل افزایش خطر چاقی، فشار خون بالا، دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی شود. در کودکان مصرف بیش از حد چیپس موجب می شود که آنها در مسیر زندگی با زندگی غیر سالم قدم بگذارند.

براساس اظهارات دکتر داریوش مظفریان متخصص قلب و محقق و پژوهشگر غذا، چیپس در چاقی مسری ایالات متحده نقش مهمی برعهده دارد. همه غذاها با هم برابر نیستند و درمورد برخی حتی میانه روی در خوردن آنها نیز کافی نیست.

وی در تحقیقات خود تمام انواع  غذاهای دارای سیب زمینی به ویژه چیپس را عامل چاقی دانسته است.

دکتر مظفریان استادیار پزشکی و همه گیری شناسی دانشکده پزشکی هاروارد اظهار داشت که سطح بالای نشاسته و هیدروکربنات تصفیه شده در بسته های بزرگ و متوسط چیپسهای امروز می تواند سطح گلوگز و انسولین خون ما را تغییر دهد. این عدم تعادل موجب می شود که احساس سیری کمتری داشته باشیم و حس گرسنگی ما افزایش یافته و میزان غذای مصرفی در طی روز نیز بیشتر شود.

براساس اظهارات دکتر مظفریان که خود یک یا دوبار در ماه چیپس را در مقادیر کوچک مصرف می کند، در نتیجه این تغییرات احتمال بازکردن یک بسته چیپس دیگر بیشتر می شود.

خطر خوردن چیپس برای جنین متولد نشده

مصرف میزان چشمگیری از چیپس نه تنها در بدن کودکان و بزرگسالان عدم تعادل ایجاد می کند، بلکه به جنین متولد نشده نیز صدمه می زند.

به گزارش مهر، تحقیقات بریتانیایی نشان می دهد که زنان بارداری که چیپس و اسنک می خورند درست به همان میزانی به جنین خود صدمه می زنند که گویی دخانیات مصرف می کنند. این مسئله به علت وجود یک ماده شیمیایی بی بو و غیرقابل مشاهده ای به نام آکریلامید که می تواند به دی ان ای صدمه بزند.

آکریلامید یک سم عصبی است که نخستین بار در پلاستیکها و صنایع رنگرزی کشف شد. 10 سال پیش دانشمندان سوئدی به این نتیجه رسیدند که وقتی غذاهای فرآوری شده نشاسته ای چون چیپس به طوری صنعتی با دمای بالا تهیه می شود، این سم در مقادیر زیاد تولید می شود.

اکنون تحقیقات انجام شده توسط موسسه تحقیقات سلامت بردفورد ارتباطی بین سطح بالای آکریلامید و تولد کودکانی با وزن کم قائل شده است.

درحال حاضر مطالعه تأثیرات مصرف آکریلامید روی بزرگسالان ادامه دارد.

ارتباط چیپس و بیش فعالی

مصرف چیپس و اسنکها خطرات دیگری هم برای جوانان و نوجوانان دارد که در میان آنها می تواند به بیش فعالی اشاره کرد.

در ماه فوریه یک تحقیق که نتایج آن در مجله Plos One منتشر شده گزارش داد که وقتی موشها رژیم غذایی داشتند که از چیپسهای صنعتی فراهم شده بود مغز آنها در مقایسه با مغز موشهای عادی از نظر فعالیت متفاوت بود.

محققان دانشگاه ارلانگن - نورنبرگ آلمان دریافتند، در این موشها، آن قسمتهایی از مغز که به خواب مربوط است کار نمی کرد، درحالی که قسمتهایی که با حرکت بدن همراه بود فعالیتی بیشتر از همیشه داشت. این تغییرات در مغزها موجب می شود که در رفتار آنها بیش فعالی مشاهده شود.

تحقیقات نشان می دهد که مصرف چیپس میان کودکان به سطح خطرناکی رسیده است و اکنون زمان عملکرد هوشیارانه در این رابطه است.

هرچقدر هم که بسته ها و تبلیغات این خوراکیها فریبنده باشند اما به علت، فقدان درج هشدارها روی بسته های اسنکها باید نسبت به زیادروی بزرگسالان و کودکان در مصرف این اسنکها هوشیار عمل کنیم.
mehrnews.com

در باره ژاپنی ها

 
 در این سال ها ژاپن تبدیل به یکی از جالب ترین کشورهای دنیا شده است. فرهنگ منحصر بفرد، غذاهای عالی و پیشرفت تکنولوژیک این کشور بقیه کشورهای دنیا را شگفت زده کرده و به آنها الهام بخشیده است.

با این وجود، بعضی از آداب و رسوم و سلایق ژاپنی کاملاً اشتباه درک شده است. این 20 واقعیت حقایقی را در مورد ژاپن مشخص می کنند و ژاپن واقعی را به تصویر می کشند:

1.گوشت خام اسب یکی از غذاهای محبوب و متداول در ژاپن است. این گوشت که باساشی نام دارد را نازک برش می زنند و خام می خورند.

19 واقعیت جالب در مورد ژاپن که نمی دانستید!

2. بیش از 70 درصد ژاپن کوهستانی است. این کشور بیش از 200 آتشفشان دارد.

3. یک خربزه (شبیه طالبی) گاهی تا بیش از 31473 ین (300 دلار) فروخته می شود.

4. نرخ سواد در ژاپن حدود 100 درصد است.

5. میانگین عمر ژاپنی ها 4 سال طولانی تر از آمریکایی هاست.

6. در ژاپن مردان به عنوان معذرت خواهی سر خود را می تراشند.

19 واقعیت جالب در مورد ژاپن که نمی دانستید!

7. ژاپن دومین کشور جهان از لحاظ کمترین نرخ قتل در دنیاست، در عین حال جنگل خودکشی اوکی گاهارا هم در همین کشور قرار دارد.

8. ژاپن تابحال 15 نامزد جایزه نوبل (در علوم شیمی، پزشکی و فیزیک)، سه مدال آور در این رشته ها و یک نامزد جایزه گاوس داشته است. 


9. کشتی گیران جوان سومو باید کشتی گیران پیش کسوت سومو را در "اصطبل" های کشتی آنها نظافت و حمام کنند.

10. نرخ بیکاری در ژاپن کمتر از 4 درصد است. 

19 واقعیت جالب در مورد ژاپن که نمی دانستید!

11. ژاپن بیش از 6800 جزیره دارد.

12. فیلم "تتسوئو: مرد آهنی" که البته ربطی به فیلم یا کتاب رابرت داونی جی. آر. ندارد، یک فیلم نسبتاً محبوب در ژاپن است که شینیا تسوکاموتو در کالج آن را نوشته و کارگردانی کرد.

13. فرهنگ دیرینه سنگی از حدود 30 هزار سال پیش از میلاد، مربوط به ساکنین ژاپن می شود.

14. تاکاهی میک، فیلمساز ژاپنی، در ده سال اوج حرفه اش، بیش از 50 فیلم ساخت.

15. فیلم های انیمیشن و شوهای تلویزیونی (انیمه های) ژاپنی بیش از 60 درصد برنامه های انیمیشنی دنیا را تشکیل می دهند. انیمیشن در ژاپن آنقدر موفق است که بیش از 130 مدرسه صداپیشگی در این کشور وجود دارد.

16. 21 درصد از جمعیت ژاپن سالمند هستند که این رقم بیشترین رقم در دنیاست.

19 واقعیت جالب در مورد ژاپن که نمی دانستید!

17. در گذشته، نظام دادگاهی ژاپن نرخ محکومیتی در حدود 99 درصد داشت!

18. زندان های ژاپنی (از سال 2003) با ظرفیت 117 درصد کار می کنند.

19. کف بالاآمده نشان می دهد که چه زمانی باید دمپایی یا کفش خود را درآورید. در ورودی خانه های ژاپنی، کف تا 6 اینچ (15.24 سانتیمتر) بالا آمده است که نشان می دهد باید کفش هایتان را درآورید و دمپایی بپوشید. اگر خانه دارای اتاقی با کفپوش تاتامی باشد، کف آن 1 تا 2 اینچ (2.54 تا 5.08 سانتیمتر) بالا آورده می شود و نشان می دهد که باید دمپایی خود را درآورید.

.www.bartarinha ir

چهلمین سالمرگ پابلو پیکاسو هنرمند قرن



پابلو پیکاسو در هر نوآوری و تحولی در مدرنیسم هنری قرن بیستم پیشگام و رهگشا بود. این هنرمند پرکار و توانا با بیش از ۵۰ هزار اثر هنری، بیش از هر هنرمند دیگری بر دید و نگاه انسان امروز تأثیر گذاشته است.

پیکاسو در ۲۵ اکتبر ۱۸۸۱ در مالاگا، جنوب اسپانیا، به دنیا آمد. پدرش نقاش و معلم هنر بود و فرزند را با عنایتی ویژه با پایه‌های هنر نقاشی آشنا کرد. پسر نیز از نخستین سال‌های کودکی از خود استعدادی شگرف در طراحی و نقاشی نشان داد. او از اوان نوجوانی پنجه‌ای قوی داشت، طراحی دقیق و زبردست بود و آثار استادان بزرگ را با مهارت کپی می‌کرد.

پیکاسو در ۱۸۹۶ در هنرستان بارسلون تحصیل نقاشی را شروع کرد. از سال بعد به "آکادمی سان برناندو" در مادرید رفت که از بهترین و سخت‌ترین آموزشکده‌های هنری اسپانیا شناخته می‌شد. در این آموزشکده به خوبی با موازین نقاشی آکادمیک آشنا شد.

او از سال ۱۹۰۰ نخستین طرح‌های خود را در نشریات بارسلون منتشر کرد. اکنون برای همگان روشن بود که با استعدادی یگانه و استثنائی روبرو هستند. معروف است که مادر پیکاسو از ذوق و استعداد شگرف پسر باخبر بود. او گفته بود که اگر پابلو وارد ارتش شود، حتما ژنرال خواهد شد و اگر جامه‌ی کشیشی به تن کند، حتماً پاپ خواهد شد؛ پابلو در پاسخ گفته بود: من نقاشی را انتخاب کردم و پیکاسو شدم.

در میان حرفه‌ای‌ها

پیکاسو بیست ساله بود که برای نخستین بار به پاریس رفت. در محیط هنری پاریس، که پایتخت هنری جهان، به شمار می‌رفت، هم به مطالعه آثار هنرمندان بزرگ پرداخت و هم با چالش‌های فنی و تئوریک "هنر مدرن" آشنا شد.

او در جریان تحلیل آثار هنرمندان مدرن، از پست‌امپرسیونیست‌ها تا اکسپرسیونیست‌ها و فوویست‌ها، به این باور رسید که نباید قالب‌های کهنه و سبک‌های پیشین را تکرار کند. هنرمندان بزرگ در آن اسلوب‌ها و شیوه‌ها همه چیز خلق کرده بودند و او باید چیزی تازه می‌آفرید که با جنب و جوش دنیای پرتلاطم و ریتم پرشتاب زندگی انسان مدرن همساز باشد.

پیکاسو در پاریس با ذهنی باز و ولعی شدید هم آخرین دستاوردهای هنر مدرن را شناخت و هم به قاره‌های دور نظر دوخت. به هنر ابتدائی و ماسک‌های آفریقایی، که در عین سادگی، از آنها حسی نیرومند می‌تراوید.

پیکاسو با نیرویی خستگی‌ناپذیر تجربه می‌کرد و هر روز چیزی تازه فرا می‌گرفت. در نخستین ماه‌های اقامت در پاریس هم با مجله‌ای هنری به همکاری پرداخت و هم ساعت‌ها در کارگاه خود کار می‌کرد.

معروف است که برای برپایی اولین نمایشگاه خود در پاریس تا روزی سه تابلو می‌کشید و توانست ظرف یک ماه ۶۰ تابلو آماده کند. اولین نمایشگاه او موفقیتی خیره‌کننده بود و نام او را در صحنه هنری پاریس بر سر زبان‌ها انداخت. این موفقیت او را به ادامه‌ی راه تازه‌ای که در پیش گرفته بود، تشویق کرد.

دوره آبی و صورتی

پیکاسو در سال‌های ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۴ سری کارهای معروف به "دوره آبی" را خلق کرد. در این تابلوها فضایی گرفته و تیره با رنگ آبی سیر تا روشن مسلط است.

یکی از آثار معروف پیکاسو که در دوره‌ی آبی شکل گرفتهیکی از آثار معروف پیکاسو که در "دوره‌ی آبی" شکل گرفته

ترکیب کلی کارها آشنا و کلاسیک است. محتوای کارها بیانگر همدردی عمیق با بی‌نوایان و تیره‌روزان جامعه است. با نگاهی عاطفی اما سرد و بی‌هیاهو. دیدی انسانی و سرشار از مهر و همدلی که در دهه‌های بعد نیز کمابیش به تمام کارهای پیکاسو گرمی می‌بخشد.

پیکاسو در کنار نگارگری از فرم‌ها و قالب‌های دیگر غافل نبود، طرح می‌زد، گراوور حک می‌کرد و پیکره می‌ساخت. او در سال ۱۹۰۴ برای همیشه به پاریس کوچ کرد و در محله معروف مون پارناس زندگی هنرمندانه‌ای در پیش گرفت.

از سال ۱۹۰۵ بود که پیکاسو به رنگ‌های روشن‌تر و بازتری روی آورد و در رشته‌ای از طرح‌ها و نقاشی‌ها و کنده‌کاریهای و نقوش برجسته دنیای سیرک و کاباره را توصیف کرد. نقاشی‌های او از این دوره به خاطر تسلط رنگ‌های زرد و گلی و نارنجی به "دوره صورتی" معروف شد.

یک انقلاب بصری

پیکاسو در اوایل سال ۱۹۰۷ تابلویی را به پایان برد به نام "دوشیزگان آوینیون". این اثر یکی از مهمترین کارهای تاریخ هنر است که تحولی بنیادین را در دید و برداشت هنری رقم زد. با این اثر طرز نگاه انسان و نگاه هنری مدرن از پایه دگرگون شد. "هنر" پیکاسو در این اثر بر نگره‌ای ساده استوار بود: هنرمند حق دارد در دنیای پیرامون دست ببرد‌، عناصر و اشکال آن را در هم بریزد و آن را به گونه‌ای نشان دهد که خود می‌بیند یا مایل است که ببیند.

در "دوشیزگان آوینیون" همان اشیای آشنای دنیای پیرامون به کار رفته، اما همه چیز چنان دستکاری و کژدیسه (دفورمه) شده است. امر شگفت‌انگیز آن است که به رغم این "آشنایی‌زدایی"، "روح" و گوهر اشیا زنده می‌ماند و حتی ژرف‌تر و زیباتر دیده می‌شود.

در تابلو پنج زن ایستاده و با نگاهی جسور و اغواگر به تماشاگر چشم دوخته‌اند. اندام آنها از حالت طبیعی بیرون رفته. چهره‌ها با خطوط شکسته و مقطع، شبیه به ماسک‌های آفریقایی است، و با این وجود از آنها زندگی و حرارت می‌تابد، و تماشاگر به سرعت در می‌یابد که آنها پنج روسپی هستند که بدن خود را به فروش گذاشته‌اند.

خودنگاره‌ای از پیکاسو (۱۹۰۶)خودنگاره‌ای از پیکاسو (۱۹۰۶)

پیکاسو با خلق این اثر انقلاب بصری خود را تکمیل کرد و دنیا را با دید هنری تازه‌ای آشنا ساخت. خود او ماهرترین استاد این شیوه باقی ماند و به هنرمندان مدرن آموخت که چگونه یک نقش‌مایه را تا حد تجرید از طبیعت و ظاهر طبیعی بیرون برد، اما نه تنها سوژه همچنان شناختنی باشد، بلکه تمام گوهر و ذات طبیعی خود را نیز منتقل کند.

به سوی کوبیسم

از حوالی سال ۱۹۰۸ پیکاسو به تجاربی باز هم جسورانه‌تر دست زد. در این دوره سطوح سخت و تیره، خطوط صاف و مقطع، حجم‌های هندسی نظر او را جلب می‌کند. استاد راهنمای او در این راه پل سزان بود که ده‌ها سال پیش گفته بود: همه اشیایی که می‌بینیم از سه حجم بنیادی شکل گرفته: کره، مخروط و استوانه.

پیکاسو ترکیب طبیعی اشیا را به انتزاع می‌کشد، آنها را به حجم‌ها و سطوح بنیادی تجزیه می‌کند و می‌کوشد دنیای بیرون را در فرم‌ها و رنگ‌های تکه تکه مجسم کند. این شیوه بیان به زودی پیکاسو و همکارش ژرژ براک (۱۸۸۲ – ۱۹۶۳) را به سبک کوبیسم رهنمون می‌شود.

در همین مرحله پیکاسو به کولاژ دست می‌زند. او قیچی به دست می‌گیرد، تکه‌های پارچه و مقوا را با چسب به تابلو می‌چساند. او مثل هر کار دیگری این تجربه را نیز تا دورترین حد ممکن گسترش می‌دهد؛ با کنار هم چسباندن ورقه‌های رنگین و تصاویر مقطع، دنیایی شگرف و تازه خلق می‌کند.

بدین سان برای نخستین بار در تاریخ هنر عناصر خارجی و نامتجانس وارد هنر می‌شوند. پیکاسو همه چیز را به تابلوی خود می‌کشاند، از سنگ و خاک تا چوب و فلز. او با تخیلی غریب قادر است از هر چیزی کاری تازه و بدیع خلق کند. برای او "اثر هنری" هیچ تعریف و محدودیتی ندارد.

دورا مار با گربه یکی از آثار معروف پیکاسو"دورا مار با گربه" یکی از آثار معروف پیکاسو

در کارگاه او هر نوع کاری تولید می‌شود، در متفاوت‌ترین سبک‌ها و گرایش‌ها: از تابلوهای "طبیعت بی‌جان" تا موضوعات کلاسیک، با نقش‌مایه‌هایی از فراخنای تاریخ هنر، از اسطوره‌های یونان باستان تا نقاشان رنسانس و...

هنرمندی با "تعهد"

پیکاسو از حوالی سال ۱۹۲۰ که تنها چهل سال داشت، به جایگاهی والا و بلند در عالم هنر دست یافت. هنردوستان ذوق و قریحه او را شناخته بودند و هر حرکت او را با علاقه دنبال می‌کردند.

به ویژه پس از جنگ جهانی اول که آزمندی و جاه‌طلبی دولتمردان ستیزه‌جو، بار دیگر خطر کشتار و آدم‌کشی را افزایش داده بود، انسان‌های هشیار و دوربین نگران آن بودند که کشمکش‌های امپریالیستی دنیا را به آتش و خون بکشد.

پابلو پیکاسو در کنار بیشتر هنرمندان به اردوی نیروهای پیشرو و صلح‌دوست جامعه فرانسه نزدیک شد، خدمت به صلح و همبستگی انسانی را وظیفه هر هنرمند حقیقی دانست. در برابر ابرهای تیره‌ی کین و نفرت که می‌رفت تا آسمان اروپا را تصرف کند، او با هر اثری صلای شادی و آزادی سر داد و به انسان‌ها یادآور شد که اگر با هم باشند و به هم تکیه کنند، می‌توانند این کره زیبا را از وحشت جنگ و عفریت ددمنشی دور نگه دارند.

پیکاسو از دنیای موسیقی و باله نیز بیگانه نبود. او در همکاری با دوستش ژان کوکتو (۱۸۸۹ – ۱۹۶۳) به رنگ‌آمیزی و طراحی برای لباس و صحنه چند باله مدرن دست زد.

پسر جوان با چپق، پیکاسو این اثر را در سال ۱۹۰۵ آفریدپسر جوان با چپق؛ پیکاسو این اثر را در سال ۱۹۰۵ آفرید

پیکاسو در سال ۱۹۲۵ با تابلوی "سه رقصنده" در اولین نمایشگاه سوررئالیست‌ها در پاریس شرکت کرد. او نیز مانند بسیاری از هنرمند، خلجان آزاد روح و روان آدمی را کشف کرده و کوشید با قلم موی خود دنیای پنهان و مرموز ذهنیات و تخلیات انسان را تصویر کند.

پیروزی و شکست جمهوری اسپانیا

در سال ۱۹۳۶ جمهوری‌خواهان اسپانیا، در جبهه‌ای متحد از نیروهای چپ‌گرا، در انتخاباتی آزاد به پیروزی رسیدند. پیکاسو که با تمام نیرو از نیروهای مترقی حمایت می‌کرد، دعوت جمهوری نوبنیاد را پذیرفت و مدیریت موزه بزرگ "پرادو" را در مادرید قبول کرد.

اما نیروهای راستگرای افراطی، فرایند دموکراسی در اسپانیا را تاب نیاوردند. چیزی نگذشت که سیاه‌ترین باندهای واپسگرا با حمایت ایتالیای فاشیست و آلمان نازی، علیه جمهوری و پایه‌های دموکراتیک آن سر به شورش برداشتند. نیروهای فالانژ بیرحمانه از "انقلاب" انتقام گرفتند، نیروهای "فالانژ" بر صدها شهر بمب ریختند و هزاران روستا را با خاک یکسان کردند. یکی از آنها گرنیکا نام داشت که امروز تنها نامی از آن باقی مانده است، نامی که به یمن شاهکار هنری پیکاسو هرگز فراموش نخواهد شد.

تابلوی بزرگ "گرنیکا" که در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید، اعتراضی خشم‌آلود به جنگ‌افروزان داخلی و حامیان خارجی آنهاست که شعله امید و آزادی و را در اسپانیا خاموش کردند. بی‌تفاوتی دموکراسی‌های غربی در برابر حملات بیرحمانه‌ی جبهه نیروهای فاشیستی علیه اسپانیا، پیکاسو را هرچه بیشتر به سوی اردوی نیروهای چپ نزدیک کرد.

با حمله آلمان نازی به فرانسه در سال ۱۹۳۹ پیکاسو حاضر به ترک کشوری نشد که آن را میهن دوم خود می‌دانست. او در سکوت و انزوا به کار هنری ادامه داد، و در نهان از "نهضت مقاومت" و بازوی اصلی آن یعنی حزب کمونیست فرانسه حمایت کرد. پیکاسو تا پایان عمر به ایدآل‌های "اردوگاه سوسیالیسم" به رهبری اتحاد شوروی (سابق) حمایت می‌کرد.

  • Pablo Picasso

    یادی از پابلو پیکاسو، افسونگر خستگی‌ناپذیر

    هنرمند قرن

    پابلو پیکاسو در هر نوآوری و تحولی در مدرنیسم هنری قرن بیستم پیشگام و رهگشا بود. این هنرمند پرکار و توانا با بیش از ۵۰ هزار اثر هنری، بیش از هر هنرمند دیگری بر دید و نگاه انسان امروز تأثیر گذاشته و امروز هیچ موزه‌ی معتبری در جهان نیست که به داشتن یک یا چند اثر از این هنرمند اسطوره‌ای به خود نبالد.

در سال ۱۹۴۹ با در گرفتن جنگ کره و کارزار گسترده‌ی نیروهای صلح‌دوست در مخالفت با سلاح هسته‌ای، پیکاسو فعالانه به این جنبش پیوست و در کنار چهره‌هایی مانند چارلی چاپلین، آلبرت آینشتاین، برتولت برشت، رومن رولان و هانری ماتیس در اعتراض علیه جنگ‌افزوزان، اعلامیه امضا کرد. او طرح معروف "کبوتر سفید" را به همه صلح‌دوستان هدیه کرد. این اثر کوچک تا امروز لوگوی آشنای جنبش صلح باقی مانده است.

پیکاسو در دهه‌های آخر زندگی همچنان یکی از پرکارترین و پربارترین هنرمندان جهان بود و به رمز ابداع و نوآوری بدل شده بود. او صدها اثر خلق کرد: پیکره‌هایی در اشکال و اندازه‌های گوناگون از سنگ و چوب و آهن، کاغذ و مقوابری، چیدمان‌های ثابت و متحرک، نقاشی روی سنگ و سرامیک و سفال، کنده‌کاری روی چوب و فلز و...

پیکاسو در واپسین سال‌های زندگی موفق‌ترین، محبوب‌ترین و مشهورترین هنرمند زنده قرن شناخته می‌شد. هر کار او با قیمت‌های گزاف به بازار هنر عرضه می‌شد، حتی اگر آشکارا با شتابزدگی و سهل‌انگاری یا بازیگوشی فراهم آمده بود.

پیکاسو روز هشتم آوریل ۱۹۷۳ در ویلای پرشکوه خود در موژن، جنوب فرانسه، چشم از جهان فرو بست. او در طول عمر خود چندان اثر هنری خلق کرده بود، که امروز هیچ موزه‌ی معتبری در جهان نیست که به داشتن یک یا چند اثر از این هنرمند اسطوره‌ای به خود نبالد.

افزایش اهمیت داروهای ژنریک



داروها قادرند زندگی آدمی را نجات دهند. اما تنها زمانی که انسان‌ها بتوانند آنها را بدست آورند و امکان خریدش را داشته باشند. اخیرا داروهای ژنریک در سراسر دنیا جایگزین داروهای مارک‌دار گرانقیمت شده‌اند.

زمانی که دوران حق انحصاری داروهای مشهور می‌گذرد، داروهای ژنریک وارد بازار می‌شوند. داروهای ژنریک در واقع یک کپی از اصل هستند. آنها اگر چه حاوی همان ماده‌ی موثرند، ولی با نامی متفاوت از شرکت‌های نام‌دار داروسازی در بازار عرضه می‌شوند؛ به همین خاطر قیمت آنها مناسب‌تر است.

صرفه‌جویی با مصرف داروی ژنریک

تاکنون در کشورهای در حال توسعه داروهای ژنریک از اهمیت خاصی برخوردار بودند. اما اکنون چنین داروهایی در کشورهای صنعتی نیز پر اهمیت‌تر می‌شوند. در این کشورها مخارج مربوط به بهداشت و سلامتی افزایش یافته‌اند و به همین خاطر داروهای ژنریک پراهمیت‌تر شده‌اند. با مصرف داروهای ژنریک، هم سیستم بهداشتی آن کشور و هم خود بیمار صرفه‌جویی می‌کنند.

اما زمانی که بازارهای مصرف بسته می‌شوند، بازارهای دیگری باید گشایش یابند. اکثر داروهایی که قبلا تنها در کشورهای صنعتی به فروش می‌رفتند، اکنون در سراسر دنیا بازار مصرف دارند.

شرکت‌های داروسازی و کشف بازار مصرف در جهان سوم

کمپین داروسازی "بوکو" واقع در شهر بیلفلد آلمان، موسسه‌ای است که بررسی فعالیت شرکت‌های بزرگ داروسازی آلمانی در کشورهای جهان سوم را هدف کار خود قرار داده است.

به گفته‌ی مسئولان این موسسه، شرکت‌های داروسازی اخیرا سعی داشته‌اند که بازارهایی در کشورهای در حال توسعه بیابند. در کشورهای در حال توسعه نیز قشرهای بالای جامعه در حال رشد هستند، قشرهایی که قادر به تامین دارو هستند و در عین حال مشتریان مناسبی برای شرکت‌های بزرگ داروسازی به‌شمار می‌روند. در این کشورها اما قشرهای فقیر جامعه نیز در حال رشد هستند و شرکت‌های داروسازی باید برای آنان داروهای ژنریک با قیمت مناسب تولید کنند.

۳۴۰ ماده موثر دارو در سرتاسر دنیا

سازمان بهداشت جهانی به طور مداوم فهرستی از مهم‌ترین داروها برای مردم در سراسر دنیا تهیه می‌کند. بر اساس این فهرست، در حال حاضر با ۳۴۰ ماده موثر در سرتاسر دنیا می‌توان بیش از ۹۰ درصد تمام بیماری‌های دنیا را درمان کرد.

در کشور آلمان در حال حاضر ۹۰ هزار دارو مجوز فروش دارند. بیشتر این داروها ژنریک هستند. اما این امر تفاوتی برای بیمار نمی‌کند. بر اساس گفته‌ی مسئولان کمپین داروسازی "بوکو"، مرزها بین داروهای مارک‌دار و داروهای ژنریک در حال از بین رفتن هستند. امروزه اکثر شرکت‌های بزرگ داروسازی، خود دارای چند خط تولید در زمینه‌ی داروهای ژنریک هستند.