درگذشت دوریس لسینگ، برنده جایزه نوبل ادبی

دوریس لسینگ، یکی از پرنفوذترین نویسندگان بریتانیایی و برنده جایزه نوبل ادبی، در سن ۹۴ سالگی در لندن درگذشت. موضوع‌‌های اجتماعی‌ای چون نژادپرستی و حقوق زنان جایگاه ویژه‌ای در آثار او دارند. لسینگ متولد کرمانشاه بود.

دوریس لسینگ، از پرنفوذترین نویسندگان بریتانیا؛ این عکس در دوم ژوئن ۱۹۸۲ در کپنهاگ گرفته شده است

دوریس لسینگ، نویسنده‌ی بریتانیایی، برنده جایزه ادبی نوبل سال ۲۰۰۷ بود. او در ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در ایران به دنیا آمد و در زیمبابوه بزرگ شد.

مادر لسینگ پرستار و پدر او افسر ارتش استعماری (colonial army) بريتانيا بود که پس از بازنشستگی به‌علت جراحت در جنگ جهانی اول، در بانک شاهنشاهی ايران در کرمانشاه کار می‌‌کرد. پس از شش سال دوریس به همراه خانواده‌اش به زیمبابوه (رودزیای جنوبی) رفت. وی از ۳۰ سالگی در لندن زندگی کرد.

لسینگ در نوجوانی با رنج و فلاکت مردم، خاصه در کشورهای مستعمره قاره آفریقا آشنا شد. از این طریق تصویرهایی در ذهن او نقش بستند که بعدها در آثارش بازتاب یافتند. مبارزه با بی‌عدالتی اجتماعی و فرهنگ استعماری موضوع‌های مورد توجه لسینگ تا پایان زندگی‌اش بودند.

دوریس لسینگ در اولین رمان خود "ترنم علفزار" که در سال ۱۹۵۰ منتشر شد از نژادپرستی و استثمار بی‌رحمانه در قاره آفریقا می‌گوید. با وجود فشارهای زیاد، او همواره نسبت به انتخاب موضوع‌های اجتماعی در آثار خود وفادار ماند.

او در رمان "دفتر یادداشت طلایی" در سال ۱۹۶۲، که بسیاری آن را بهترین رمان لسینگ ارزیابی کرده‌اند، به موضوع اعاده حقوق زنان پرداخته است. این رمان یکی از رمان‌های محوری ادبیات فمینیستی به شمار می‌رود.

دوریس لسینگ در دوره اول نویسندگی خود عمدتا به مسائل اجتماعی پرداخته، سپس از منظر روانشناختی به موضوع‌ها نگریسته و در دوره‌ی پایانی به عرفان گرویده است.

لسینگ بیش از ۴۰ رمان نوشت و در ۸۸ سالگی بود که جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد.

از جمله‌ آثار او می‌توان از "دفتر یادداشت طلایی"، "ازدواج موفق"، "گرسنگی"، "ترنم علفزار"، "خاطرات یک نجات یافته" و "تابستان پیش از تاریکی" نام برد.

ارتباط قرصهای ضد بارداری با بیماریهای بینایی

تحقیقات تازه نشان می‌دهد زنانی که برای مدت طولانی از قرص های ضدباردار استفاده می کنند، ممکن است بینایی شان را در خطر بیاندازند.


روز دوشنبه ۱۸ نوامبر شماری از پژوهشگران این طرح تحقیقاتی که به بررسی مصرف درازمدت قرص های ضدبارداری پرداخته، در یک نشست پزشکی با موضوع بیماری های چشم، یافته های تازه خود را در این خصوص اعلام کردند.

در این طرح تحقیقاتی محققان ۳۴۰۰ زن بالای ۴۰ سال را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که آنها که به مدت بیش از سه سال به طور مداوم از قرص جلوگیری از بارداری استفاده کرده بودند، بیش از دو برابر زنان دیگر احتمال ابتلا به بیماری های عصب بینایی، به ویژه گلوکوما (آب سیاه) دارد.

محققان این طرح تصریح کرده اند که احتمال ابتلای این گروه از زنان به بیماری های چشمی وجود دارد، اما احتمال بسیار قوی نیست. با این وصف، این محققان توصیه کرده اند که زنانی که در این شرایط هستند (بالای ۴۰ سال، مصرف کننده قرص های بارداری به مدت سه سال مداوم یا بیشتر)‌، حتما به چشم پزشک مراجعه کنند تا از سلامت عصب بینایی شان اطمینان خاطر حاصل کنند.

این گروه از محققان خاطرنشان کرده اند که خطر ابتلا به بیماری های عصب بینایی ارتباطی به نوع قرص ضدبارداری که مصرف می شود، ندارد و هر نوع از گونه های مختلف این دارو‌ (تولید کارخانجات مختلف دارویی) ممکن است این خطر را ایجاد کند.

دکتر شان لین که چشم پزشک و استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سان فرانسیسکو است، طی بیانیه ای به عنوان نتیجه مرور خود از تحقیقات گروه پژوهشگر، به زنانی که بیش از سه سال از قرص ضد بارداری استفاده کرده اند، توصیه کرد که حتما تحت نظر چشم پزشک باشند.

در این حال، انستیتو ملی چشم آمریکا در خصوص یافته های این طرح تحقیقاتی اعلام کرده که زنان آمریکایی بالای ۴۰ سال که در خانواده شان سابقه بیماری های چشم داشته اند، به فشار قرنیه مبتلا هستند، سیگار می کشند، یا سیاه پوست (آمریکایی آفریقایی تبار) هستند، اگر برای جلوگیری از بارداری از قرص استفاده کرده اند یا می کنند، لازم است تحت نظر چشم پزشک باشند.

از سوی دیگر،‌ موسسات تندرستی آمریکا (ان. آی. اچ) همزمان با اعلام نتایج این پژوهش تازه بر روی قرص های ضدبارداری، بار دیگر بر یافته های خود پیرامون عوارض جانبی ناشی از مصرف این دست قرص ها تاکید ورزیده و عوارض جانبی عمده مصرف این داروها را این موارد معرفی کرده است:‌ حال تهوع، استفراغ، انقباض های شکمی دردناک، اسهال، یبوست، تورم لثه، تغییر میزان اشتها، افزایش یا کاهش وزن، جوش، رویش غیر عادی مو، لکه بینی بین دو عادت ماهانه، قاعدگی دردناک، حساسیت پستان ها، بزرگ شدن یا ترشح پستان ها، تورم، خارش، یا سوزش واژنی، و ترشح غیرعادی واژن.

از میان عوارض جانبی دیگر این دست قرص ها که البته چندان معمول نیست، خطر ایجاد لخته خون در شریان های قلب است که ممکن است به سکته قلبی یا مغزی منتج شود. این خطر البته برای زنان بالای ۳۵ سال که سیگار زیاد مصرف می کنند، بیشتر است.

دلائل اصلیِ شیوع خودکشی در جهان

در طی نیم قرن گذشته میلیونها انسان در سراسر جهان قربانی خودکشی شده اند. از سال ۱۹۹۹ هر سال بر تعداد افرادی که در امریکا خودشان را می کشند افزوده شده است. این پدیده مختص امریکا و کشورهای غربی نیست. در سال ۲۰۱۰، خودکشی بالاترین رقم دلیل مرگ در جهان را به خود اختصاص داده است.

In 2010 worldwide deaths from suicide outnumbered deaths from war (17,670), natural disasters (196,018), and murder (456,268). Global burden of disease

In 2010 worldwide deaths from suicide outnumbered deaths from war (17,670), natural disasters (196,018), and murder (456,268). Global Burden of Disease

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که از جنگ جهانی دوم به بعد، خودکشی ۶۰ درصد بیشتر شده است. این حقیقت که هر ۲۵ اقدام برای خودکشی فقط یکی شان منجر به مرگ می گردد حکایت از رشد غیر مترقبه حس و اندیشه مرگ در زندگی بشر معاصر دارد.

از نظر Thomas Joiner استاد دانشگاه ایالتی فلوریدا و جمع بزرگی از محققین و تحقیقات شان، بشر قدم به دوران تاریکی گذاشته است که « خودتخریبی» به شکلی فراگیرتر از همیشه گریبانش را خواهد گرفت.

توماس جوینر یکی از چهره های مطرح در زمینه تئوری های مربوط به دلائل خودکشی در بشر، از نزدیک با این سم مهلک آشنا است چون در کمال ناباوری شاهد خودکشی پدر ۵۶ ساله اش بوده است.

او با تمام وجود معتقد است که: «سزاواز هیچ انسانی نیست که در تنهایی و با فکر اینکه نبودنش بهتر از بودنش است در کوچه پس کوچه های جوامع بشری خودکشی کند»

به نظر می رسد تجربه شخصی و بسیار وحشتناک از دست دادن پدر از یک طرف و اراده عظیمِِ یک ذهن علمی در طی ۲۰ سال گذشته، حامی او بوده است تا بتواند به این معما پاسخ دهد که چرا انسان با دست خودش به زندگی خویش پایان می دهد؟ در چه لحظه مشخصی به این تصمیم می رسد و چطور می تواند از نظر روحی و روانی جرئت پیدا کند که دست به این عمل  بزند؟

رسیدن به یک جمعبندی در باره خودکشی توسط توماس جوینر همزمان بوده است با گزارش مرکز ملی کنترل بیماری ها که ضمن ارائه آمار خودکشی ها اعلام کرده است که این پدیده تبدیل به یک نگرانی رو به افزایش در باره سلامت عمومی شده است. اعلام زنگ خطری که موج جیدی از مباحث مربوطه را در رسانه ها و مراکز تحقیقاتی دامن زد.

او معتقد است که با وجود انکه نمی شود از تاثیرات عواملی چون مشکلات اقتصادی، بیکاری، شیوع یک رفتار و واکنش در یک نسل مشخص، کهولت سن یا ماجراجویی و احساسات جوانی غافل شد ولی جوابگوی شیوع این پدیده نیستند. خودکشی با کنترل اسلحه موجود در دست مردم ،ایجاد جامعه دلبازتر که تعامل بیشتری نسبت به تفاوتها دارد و با ایجاد شغل نیز ریشه کن نخواهد شد.

از دید توماس جوینر، زلزله اجتماعی عظیمی که در جهان معاصر در شرف وقوع است برای شیوع خودکشی ها شتاب جدیدی را فراهم کرده ست. به نظر او مواجه شدن با رشد افسردگی، بدیمنی های پی در پی در جامعه، تمایل به سمت پوچی و نیستی و تن دادن به مرگ از راهای غیرطبیعی نیاز به یک شیوه جدید تحلیل و بررسی دارد.

پروفسور محقق امریکایی در قدم های اولیه به سراغ انواع شرائط که ریسک خودکشی را بالا می برند و به طور سنتی و تلویحا پاسخی است برای دلائل خودکشی نظیر مشکل خانوادگی، شرکت در جنگ، افسردگی، اذیت جنسی در کودکی، شاهد خودکشی دیگران بودن، تنهایی، خشم، اعتیاد، بیکاری، احساس پوچی، طلاق، بیوه شدن، غم از دست دادن فرزند  و .. می رود اما برای شیوع خودکشی جوابی پیدا نمی کند.

ادامه دارد

Tony Dokoupil, Suicide Epidemic

He is a senior writer at Newsweek and The Daily Beast

http://www.thedailybeast.com/newsweek/2013/05/22/why-suicide-has-become-and-epidemic-and-what-we-can-do-to-help.html

منبع:مرد روز

 

فضیلت کجاست؟

سقراط

بشر تنها موجودیست که درک و مفهومی از آینده دارد. باقی مخلوقات همه در زمان حال زندگی می کنند. ولی‌ برای بشر طبیعی نیست که تنها برای امروز زندگی کند. زندگی برای انسانها هر روزش مقوله ای جدید است.

بدین معنی که استقبال بشر از آینده که بر پایه تجربیاتش از دنیا شکل گرفته است، بخشی از آزادی سازنده و مفید او و همچنین ذات پرسشگر او و حرکت بسوی تغییر و عبور از عادتها و قواعد موجودش است.

این حس گشودگی بزرگترین نعمتی است که در اختیار بشر نهاده شده است. این توانمندی خصلتی است که به بشر کمک می کند تا فرای جهان طبیعی و زنده بودن، قدرت تشخیص اینکه چه چیزی به درستی، پاینده و خوب است را داشته باشد.

به این ترتیب انسان سرنوشت خود را در شکل دادن به کیفیت‌های نامشهودی می‌ یابد که از نسلی به نسل دیگر با ما سخن می گوید و ما آن را به عنوان فرهنگ می‌شناسیم .

بالتازار گراسیان، نویسنده اسپانیایی قرن هفدهم در شاهکار خود، "پیش‌گو" فرهنگ را اینگونه شرح می دهد: "انسان بصورت موجودی وحشی به دنیا می آید و با بدست آوردن فرهنگ خود را از حیوان بودن نجات می دهد. بنابراین فرهنگ انسان را می سازد و هرچه فرهنگ او بیشتر شود، شخصیتش والاتر می شود."

مسلما فرهنگ یک ضرورت دائمی برای زندگی روزمره بشر است. همچنین حضور انسان در تاریخ به منزله خود آگاهی‌ مستلزم فرهنگ است.

بالتازار گراسیان، نویسنده اسپانیایی قرن هفدهم در شاهکار خود، "پیش‌گو" فرهنگ را اینگونه شرح می دهد: "انسان بصورت موجودی وحشی به دنیا می آید و با بدست آوردن فرهنگ خود را از حیوان بودن نجات می دهد. بنابراین فرهنگ انسان را می سازد و هرچه فرهنگ او بیشتر شود، شخصیتش والاتر می شود."

این همان چیزی است که هگل به آن Bildung یا "روند یادگیری و تعلیم یافتگی " می گوید. این روند تکوینی خود انکشاف یافتگی ذهن به عنوان سیری اجتماعی و تاریخی است.

فرهنگ بخشی از روند زندگی اجتماعی و تاریخی انسان است که در درجه اول از طریق ترویج اطلاعات توسط معلمان بوجود نمی آید بلکه درعوض، از طریق تجربیات بشر در طول تاریخ شکل می گیرد.

دستاورد اصلی این تجربه غلبه برعدم بلوغ و عمق دادن به ذهن از طریق تفکر است.این همان فرایندی است که گراسیان از آن سخن می گوید: تعالی انسان فراسوی آن چه که هست، یعنی‌ بربریت.

این آرمان از فضیلت که در ارتباط با اصالت ذهن است خود پدیدهای دموکراتیک است.

این آرمان ماندگار تمدن بشری است. مفهوم "فضیلت" ممکن است برای بسیاری از افراد مدرن واژه ایکه نه و عجیب باشد اما به نظر می رسد بیشتر از هر زمان دیگری لازم و ضروری است.

انسان هابزی، موجودی که خودخواه است و هیچ چیز جز رفاه خودش برایش اهمیت ندارد، انسان جویای فضیلت نیست بلکه تنها موجودیست ددمنش . بنابراین فضیلت قابله به ظهور رسیدن خویشتن حقیقی است."

به نظر می‌رسد که جوامع بشری در جایی که فضیلت وجود ندارد به حیات خود ادامه می دهند، ولی درجامعه ای که فضیلت از آن دور شده است، تمدن بی معنا می شود و آنچه که باقی می ماند گستره ای متوسط و مبتذل است.

هیچ حس مشترک زندگی جمعی بدون فضیلت امکان پذیر نیست زیرا کیفیت امر با هم زیستن بر پایه کیفیت فضیلت انسان قرار گرفته است.

انسان هابزی، موجودی که خودخواه است و هیچ چیز جز رفاه خودش برایش اهمیت ندارد، انسان جویای فضیلت نیست بلکه تنها موجودیست ددمنش . بنابراین فضیلت قابله به ظهور رسیدن خویشتن حقیقی است.

این آرمان اخلاقی است که با آن تمدن شروع می شود و بوسیله آن زنده می ماند. بنابر این فضیلت شاخصی برای کرامت انسانی و شایستگی اوست که سقراط زمانی که به دنبال کشف معنای حقیقت و آزادی بود جویایش بود و این فضیلت تا حدی استثنایی و نادر است که اسپینوزا از آن به عنوان بهترین زندگی‌ که به آزادی و حقیقت اختصاص یافته است سخن می‌گوید.

او در کتاب اخلاق خود اثبات می‌کند که فضیلت می تواند تنها از طریق حکمت و عقل بدست آید.

جستجو برای این حکمت و حفاظت از آن در زمان بحران، وظیفه ای است که سقراط به فیلسوفان اختصاص داد.

سقراط با تکیه بر اینکه فیلسوف عاشق حکمت و خرد است و حکیم و فیلسوف به دنبال فضیلت است، این موضوع را تبدیل به امری جهانشمول کرد. و این دقیقا فیلسوف است که وظیفه دارد تا صادقانه، عادلانه و منصفانه عمل کند.

ولی‌ در دنیای تکنولوژیکی و سرما‌یه داری پیشرفته و جهانی‌ شده که موفقیتهای مالی و قدرتهای سیاسی بالاترین ارزشها و توانمندیهای بشر را رقم زده اند، فضیلت مسکوت مانده است و به یکی از تابوهای بزرگ جامعه امروز تبدیل شد.

تکنولوژی ممکن است مذهب جدید بشریت شده باشد اما همه کس به این اطمینان ساختگی و ظاهری اعتماد نمی کنند و باور ندارند که سعادت و خوشبختی‌ از آن مشتق می شود.

مونتسکیو در روح القوانین خود بازتابی به شرح زیر را ارائه می دهد: "سیاستمداران یونانی که تحت دولت مردمی و محبوب زندگی می کردند به این تشخیص رسیده بودند که هیچ نیروی دیگری برای پایداری و ثبات، بهتر از پرهیزکاری و فضیلت نیست.

اما چیزهایی که امروزه اهمیت پیدا کرده اند، تولید، تجارت، مسایل مالی، رفاه و حتی تجمل گرایی است."

با گسترش محافظه کاری و ابتذال و قناعت به کمترین اخلاق و به بیشترین مال و قدرت در دنیای امروز ما، جست و جوی فضیلت به پدیده ای فوق العاده منحصر به فرد و کمیاب تبدیل شده است.

فضیلت نمی تواند یک قدرت باشد بلکه می تواند برای ما تسلی بخش باشد- نه به آن معنا که بگوید زندگی خوب است؛ که می تواند دروغ باشد؛ بلکه به این صورت که به ما هنر به چالش کشیدن امر مسلم و یقین را یاد بدهد.

همانطور که سنکا می گوید: "زندگی به مثابه یک نمایش است، طول آن مهم نیست، بلکه شایستگی بازی مهم است."

با جمله اول که انسان یگانه موجودی ست که درک و مفهومی ار آینده دارد میشود مخالفت کرد؟ چرا که این انسان است که برای انسان های دیگر درک خود را از جهان باز گو میکند آیا می توان به یقین اثبات کرد که یگانه دنیای معقول و متفکر متعلق به انسان است ؟ 
این نوع تفکر که محور کاینات و خاقت بشر است و تمام عالم برای او آفریده و ایجاد شده این روزها با تردید روبرو نشده ......؟

زنان جاسوس: خادم، خائن، یا اغواگر؟

والری پلیم

والری پلیم، مامور مخفی سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی.آی.ای.) در سال ۲۰۰۳ با لو رفتن شغلش به دنبال گزارشی که یک روزنامه نگار در مورد وی منتشر کرد، توسط دولت بوش برکنار و در نهایت ناگزیر به استعفا شد و پس از آن نیز به سبب طرح شکایت از کاخ سفید و چند مسئول بلندپایه دولت آمریکا، شهرت یافت.


در سال ۲۰۱۰ فیلمی با نام«فیر گیم» (بازی عادلانه) با ایفای نقش شان پن و نیومی واتز بر مبنای زندگی و تجربیات وی ساخته شد. خانم پلیم به تازگی رمانی نوشته که روز اول اکتبر امسال منتشر شده است. این کتاب«بلوبک» نام دارد، و عنوان آن با تکیه بر وارونه شدن و به بیراهه رفتن فعالیت های جاسوسی انتخاب شده است. این رمان بر پایه خاطرات وی از زندگی و تجربیات حرفه ای اش نگاشته شده است. به بهانه انتشار این رمان، صدای آمریکا با وی گفت و گویی در این خصوص و پیرامون کار و زندگی اش کرده است.

والری پلیم، که در دوران کارش به نام های گوناگونی شناخته شده بود، و از جمله آنها نام خانوادگی همسران پیشین وی بود، به صدای آمریکا می گوید که در کتابش تلاش کرده چهره ای واقعی از زنانی که کار اطلاعاتی می کنند، ارائه دهد. پلیم بر‌ آن است که در داستان هایی که شخصیت اصلی شان زنی است که کار امنیتی یا جاسوسی می کند، یا از زنان به شکلی مبالغه آمیز استفاده ابزاری می شود و آنها را به غایت زیبا جلوه می دهند، یا آنها را قربانی نشان می دهند.

خانم پلیم می گوید تلاش کرده در رمان خود، تجربه اش را از زندگی حقیقی و کوشش برای برقراری توازن میان خانواده و کار و مأموریت های خارج از کشورش نشان دهد. از جمله مأموریت های وی سفرهای متعدد و تحقیق برای حصول اطمینان از آن بوده که ایران سلاح هسته ای ندارد. و البته در تمام طول دوران کاری اش، مثل هر مأمور مخفی دیگری، حق فاش کردن کارش را، یا حتی اشاره به آنکه برای کدام سازمان خدمت می کرده، نداشته است.

والری پلیم طی گفت و گویش با صدای آمریکا می گوید:«من هوادار سرسخت فعالیت های اطلاعاتی قهرمانانه زنانی هستم که برای سی. آی. ای. کار می کنند، اما مثلا نقشی که جسیکا چستین در فیلم تحسین شده «سی دقیقه بامداد» ساخته کاترین بیگولو ایفا می کند، نمایش واقعیت نیست، بلکه ارائه تصویری اغراق آمیز از نقش زنی است که مأمور مخفی امنیتی آمریکا بوده و تلاش های او در نهایت به به دام افتادن اسامه بن لادن انجامیده است.»

پلیم پیرامون عملیات منجر به دستگیری بن لادن می افزاید:«واقعیت امر آن است که تلاش پیگیر و شبانه روزی، و همکاری گروهی بزرگ متشکل از ده ها کارمند، به تحقق این مهم منجر شد، نه تنها یک زن، یا اصولا یک کارمند اطلاعاتی دولت آمریکا. کاستی بزرگ این گونه فیلم های هالیوودی یا داستان هایی که برای مخاطب عام نقل می شود، آن است که اغراق آمیز و غیرواقعی اند و زنان را یا خادمانی قهرمان نشان می دهند، یا جاسوسانی اغواگر، یا زیبارویانی که در نهایت امر به کشورشان خیانت می کنند.»

پلیم با انتقاد از شنود مکالمات و مکاتبات شهروندان آمریکایی توسط دولت این کشور و رخنه کردن آن به فرهنگ عام و آثار داستانی و نمایشی، می گوید:«دولت آمریکا از دهه ۱۹۴۰ ارتباطی تنگاتنگ با صنعت ارتباطات داشته است. دولت، به همه چیز سر می کشد و در همه چیز نفوذ دارد. ماموران و سیستم های امنیتی دولت آمریکا همه چیز را آلوده می کنند و از همه اطلاعات شخصی شهروندان آگاهند. حساب های بانکی، فایل های کامپیوتری، محتوای ایی میل ها و مکالمات تلفنی شهروندان، هیچ کدام، از این سیاست و عملکرد دولت آمریکا مصون نیست.».

کتاب والری پلیم نخستین کتاب از مجموعه ای است که با تمرکز بر فعالیت جاسوسان زن آمریکایی تالیف شده است و بازار نشر آمریکا شمار بیشتری از این دست کتاب ها را به خوانندگان ارائه خواهد کرد.

افزايش آمار بيماران كليوي  

 
 شيوع نارسايي‌ كليه از ديابت بيشتر است و ممكن است كه نارسايي‌ كليه در همان موقع تهديد‌كننده نباشد اما خطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي را بيشتر كرده و سكته‌هاي قلبي و مغزي را افزايش مي‌دهد. محمدرضا گنجي، رييس انجمن نفرولوژي گفت: در سطح جامعه در زمينه پيشگيري از ابتلاي افراد به بيماري‌هاي كليوي موفق نبوده‌ايم چرا كه بيماري‌هايي مانند ديابت و فشار خون ريسك ابتلا به بيماري‌هاي كليوي را بالا مي‌برند در حالي كه نتوانسته‌ايم آنها را كنترل كنيم. وي با عنوان اين مطلب كه آمار دقيقي از بيماران كليوي و دياليزي وجود ندارد، افزود: شيوع نارسايي‌ كليه از ديابت بيشتر است و ممكن است كه نارسايي‌ كليه در همان موقع تهديد‌كننده نباشد اما خطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي را بيشتر كرده و سكته‌هاي قلبي و مغزي را افزايش مي‌دهد. گنجي از افزايش شيوع نارسايي‌ كليه خبر داد و گفت: سال گذشته 24 هزار بيمار دياليزي وجود داشت كه امسال پنج هزار و 500 بيمار جديد به اين تعداد افزوده شده و به‌طور كلي در كشور 75 نفر در يك ميليون نفر داراي نارسايي كليه هستند. وي ادامه داد: در سال گذشته همچنين 2400 پيوند كليه انجام شده كه 30 درصد از آن مرگ مغزي بوده است كه در چند سال اخير اين پيوند‌ها پنج درصد بوده است و پيش‌بيني مي‌كنيم تا دو سال آينده به 50 درصد برسد چرا كه آمار تصادفات و مرگ و مير در كشور بالاست.

ناس، ماده‌يي بي‌هويت و بلاتكليف


  فروش يك ماده مخدر در عطاري‌ها


سهيل سراييان/ پيرمرد كنار سيگارها آنها را گذاشته بود. پشت سرش عطاري قديمي قرار داشت كه حالا مي‌فهمم چرا او به اين عطاري تكيه داده بود. ماده گياهي سبز رنگي كه داخل كيسه‌هاي كوچكي بسته‌بندي شده بود «ناس» نام داشت. نخستين بار بود كه اسم اين ماده را مي‌شنيدم، دوستم با تعجب به من گفت كه چيزي نيست، مثل آدامس مي‌ماند، تازه مي‌گويند به درد ترك سيگار هم مي‌خورد. از اين داستان نزديك به يك سال مي‌گذرد. حالا تصميم گرفتم دوباره سري به همان عطاري‌ها بزنم تا وضعيت حضور ناس در آنها را بررسي كنم. ناس يا نسوار نام يك ماده گياهي اعتيادآور است كه با برگ تنباكو ساخته مي‌شود. اين ماده سبزرنگ است و بو و طعم بسيار تندي دارد. «قبلا ناس داشتيم اما الان چند وقت است كه براي ما نمي‌آيد، اما اگر بخواهي مي‌گويم براي تو بياورند» عباس، نام يكي از عطارهايي است كه با ناس برخورد خيلي عادي داشت و اصلا از اينكه اين يك ماده مخدر است، اطلاعي نداشت. رضا، عطار ديگري است كه درباره ناس گفت: «من شنيده‌ام كه ناس ماده خطرناكي است اما خب ما نه زياد اما فروش داريم. كسي تا امروز نيامده درباره فروش ناس از ما سوال كند و آن را جرم تلقي كند. هنوز هيچ گونه تذكري به ما داده نشده است.» شرايط قانوني عرضه ناس و بلاتكليفي هويت آن كه، ناس مخدر است يا محرك آسيب جدي به شمار مي‌آيد. ناس از برگ تنباكو كه در سايه خشك شده و به‌همين خاطر سبز رنگ است ساخته مي‌شود. اين برگ‌ها را نرم مي‌كوبند و با اندكي آهك مخلوط كرده در جلوي دهان، ميان لب و دندان مي‌گذارند. برخي از ناسي‌ها هم ناس را با دستمال كاغذي در دهان مي‌گذارند. اين ماده بيشتر در افغانستان كشت و ساخته مي‌شود و برخي مردم ايران، بيشتر مناطق افغانستان و پاكستان و قسمت‌هايي از هند، تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان از اين ماده استفاده مي‌كنند. در دفعات اول عوارض آن عبارت است از احساس سرگيجه، سردرد و تهوع و ساير عوارض استفاده مديد از ناس شامل از دست دادن تعادل رفتاري و حركتي، ايجاد حركات غير طبيعي در چشم‌ها، تغييرات محسوس در فشار خون، افزايش ضربان قلب، دندان قروچه، لرزش، اختلال در خواب، وابستگي روحي و رواني، بيماري‌ها و سرطان لثه، سرطان حنجره و روده بزرگ و نارسايي‌هاي كليوي است. ناس به صورت سنتي و به شكلي كه در افغانستان و پاكستان استفاده مي‌شود، مصرف مي‌كنند.

ناس، ارزان و بدون منع قانوني

عباس ديلمي‌زاده‌، مديرعامل جمعيت تولد دوباره درباره حضور ناس در كشور و ريشه تاريخي آن به ما گفت: ناس سال‌هاست كه در ايران مصرف مي‌شود، اين ماده از طريق افاغنه به ايران وارد شده است كه به صورت سنتي خودشان از اين ماده استفاده مي‌كنند. به اعتقاد افغان‌ها اين ماده انرژي زا هست. خيلي از عطاري‌ها به صورت قانوني اين ماده را مي‌فروشند اما تا امروز فكر نمي‌كنم درباره منع قانوني فروش اين ماده چيزي گفته شده باشد.

خبرگزاري مهر درباره خلأ قانوني برخورد با فروش ناس در گزارشي نوشت: سرهنگ عليرضا پريور با اشاره به اينكه ناس جزو مواد مخدر نيست، افزود: به همين دليل نيروي انتظامي نمي‌تواند در اين زمينه وارد شده و اقدام به جمع‌آوري آن كند و ما تنها در مواردي مي‌توانيم از ورود ناس به استان جلوگيري كنيم كه به عنوان قاچاق كالا محسوب شود. اين مسوول با اذعان به اينكه كه در اين زمينه خلأ قانوني احساس مي‌شود، ادامه مي‌دهد: شايد در آينده قانوني وضع شود كه به نيروي انتظامي اجازه برخورد با فروشندگان اين ماده گياهي مضر را بدهد. وي مي‌گويد: در اين خصوص متوليان امر مانند سلامت و بهداشت بايد ورود پيدا كنند. سرهنگ پريور همچنين تنها مصرف‌كنندگان ناس را افاغنه مي‌داند و مي‌افزايد: درباره مصرف ناس نگراني وجود ندارد زيرا مصرف اين ماده مضر در بين ايراني‌ها رواج ندارد.

اين ماده به دليل ارزان قيمت بودن در بين جوانان ايراني هم مشتريان تازه‌يي پيدا كرده است. يك بسته ناس را تنها با 300تومان مي‌توان خريد. با گران شدن سيگار و مخدرهاي ديگر استقبال به مصرف ناس بيشتر خواهد شد. پان پراگ يا همان ناس، ماده مخدري است كه به تازگي در غالب آدامس وارد ايران شده است. پان‌پراگ، راجا، تايتانيك، ناس خارجي، پان پاكستان، پان عربي، ويتامين، ملوان زبل، پان اسفناج وگوتكا، نام‌هاي ديگر اين ماده مخدر يا محرك است، به اعتقاد بعضي كارشناسان اين ماده نوعي مخدر و به اعتقاد برخي ديگر محرك است. مخدري كه اين‌بار در بسته‌هاي شكيل با عكس‌هاي هنرپيشه‌هاي خوش‌تيپ هندي و پاكستاني به عنوان آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد شده است. اين آدامس‌هاي مخدر را خيلي راحت مي‌شود مثل سيگار از مغازه‌ها خريد. آلمان در سال 1912 ، ناس را براي درمان بيماران رواني ساخته بود، ولي 40 سال بعد در امريكا، مهر ممنوعيت خورده بودند و حالا پس از نيم قرن، دوباره در بسته‌بندي‌هاي شيك سر و كله‌شان پيدا شده است.


ترك اعتياد ناس سخت‌تر از سيگار

ناس يكي از كثيف‌ترين موادي است كه در گروه مخدرها قرار گرفته است. نحوه استفاده ناس به اين‌گونه است كه اين ماده را به لب و دندان‌هاي خود مي‌زنند يا با انگشت زير لثه قرار مي‌دهند و بعد از مدتي مكيدن، آن را با يك تف غليظ به بيرون پرتاب مي‌كنند كه قرمزرنگ است. تمام خيابان‌ها به اين رنگ درمي‌آيد. آدامس‌ها و خوشبوكننده‌هاي پان پراگ تركيب مخدر ناس را دارند. مخدر كثيفي كه مرزنشينان شرق ايران و خراساني‌ها و ساكنان قسمت‌هايي از آذربايجان، آن را كه از افغانستان، پاكستان و هند وارد مي‌شود به خوبي مي‌شناسند و به تازگي در بقيه شهرهاي ايران هم يافت مي‌شود.

ديلمي‌زاده مي‌افزايد: متاسفانه اين ماده خيلي پديده تازه‌يي نيست و از زمان ورود افاغنه به ايران ناس هم آمده است. سوءِ مصرف ناس در ميان ايراني‌ها زياد نيست، اما خب حضورش نگران‌كننده است. فروش ناس نبايد به صورت قانوني باشد و فكر مي‌كنم امروز هم فروش اين ماده غيرقانوني است. اين ماده ابتدا به دهان و لثه‌ها آسيب وارد مي‌كند، سپس معده و روده را از كار مي‌اندازد. ناس در گروه محرك‌ها قرار مي‌گيرد. مصطفي، عطار آخري است كه به او سر مي‌زنم، او از وارد شدن اين آدامس‌ها و پاستيل‌ها اطلاع دارد اما مي‌گويد جوانان ناس را به خوبي مي‌شناسند و تمايل به مصرف اين ماده دارند، مصطفي ادامه داد: خيلي از اين جوان‌ها به اشتباه فكر مي‌كنند كه ناس براي ترك سيگار مفيد است اما اين در صورتي است كه بيشتر از آن ضرر دارد و اين دستاورد افغان‌هاي داخل ايران است.

اگرچه ناس خودش به شكل وحشتناكي اوضاع دهان و دندان را به هم مي‌ريزد، اما مهم‌ترين هراسي كه از اين ماده وجود دارد، وابستگي‌ است كه اين ماده به مخدرهاي سنگين‌تر و قوي‌تر ايجاد مي‌كند. اين ماده كه در ايران به صورت سنتي همچنان مصرف مي‌شود، عوارض بسيار مخربي دارد كه براساس تحقيقات دانشگاه پزشكي كراچي، جذب نيكوتين موجود در ناس و تنباكو‌هاي جويدني 4-3 برابر سيگار است و به همين ترتيب اعتياد به آن سنگين‌تر بوده و رهايي و ترك آن دشوارتر است. خطر مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي قلبي و عروقي در استفاده‌كنندگان تنباكو‌هاي جويدني 4/1 برابر افراد عادي است.

در جستجوی حقیقت گمشده عشق



آیا عشق به عنوان تجلی رابطه فرد با دیگری ریشه در احساسات تاریک بشری دارد؟ آیا می‌توان عشق را "تدبیری" دانست که زندگی برای بقای نوع انسان بدان متوسل شده است؟ تجربه عشق چرا برای فلسفه اهمیت دارد و چگونه شکل می‌گیرد؟

افلاطون و ارسطو، نقاشی دیواری اثر رافائل. در حالی‌که افلاطون با انگشت آسمان را نشان می‌دهدارسطو با دست به زمین اشاره می‌کند

افلاطون و ارسطو، نقاشی دیواری اثر رافائل. در حالی‌که افلاطون با انگشت آسمان را نشان می‌دهد، ارسطو با دست به زمین اشاره می‌کند

در اسطوره‌های یونانی اروس، خدای عشق همراه با گایا، الهه زمین و تارتاروس، خدای جهان زیرین یا هادس از هاویه نخستین پدید می‌آید. او والدینی ندارد و زیباترین خدای اسطوره‌ای یونان به شمار می‌آید. نفوذ وی از قدرت خردورزی افزون‌تر است. آدمیان و دیگر ایزدان در برابر افسون او تاب مقاومت ندارند. (۱)

آنچه که در تاریخ شکل‌گیری فلسفه به عنوان "گذار از میتوس (اسطوره) به لوگوس (خرد)" بیان می‌شود، ابعادی گسترده دارد، اما یکی از وجوه این گذار در نگاهی دقیق‌تر، تبدیل یا تنزل خدایان و شخصیت‌های اسطوره‌ای به مفاهیم عقلی است. اروس نیز از این قاعده مستثنی نیست و در نزد متفکران نخستین بدل به "مفهومی فلسفی" می‌شود.

عشق در تاریخ فلسفه هم‌جواری مفهومی با "دوستی" دارد. به همین دلیل در ترجمه و برگردان "فلسفه" به معنای "عشق به دانش" یا "دوستدار دانش" نیز می‌توان این قرابت مفهومی را مشاهده کرد.

عشق آنجایی که وحدت‌بخش "ذات‌های دارای روح" است به مفهوم دوستی نزدیک می‌شود و زمانی که "نیروی نافذ" آن برای ایجاد وحدت لحاظ می‌شود با مفاهیمی هم‌چون اشتیاق، تمنا، خواست و لذت هم‌معنایی می‌یابد.

هزیود، ادیب یونانی برای اروس یا عشق حتی در معنای اسطوره‌ای آن نیز قدرتی وحدت‌بخش و نافذ در کل کیهان تلقی می‌کرد که در برابر نیروی "تنفر و نزاع" قرار می‌گیرد که در پی "انشقاق و تجزیه" جهان است.

اروس، خدای عشق، در نمایشگاهی در مونیخ با عنوان بازگشت خدایاناروس، خدای عشق، در نمایشگاهی در مونیخ با عنوان "بازگشت خدایان"

پراکندگی معنایی و کثرت عرصه‌های کاربردی مفهوم عشق از یک‌سو و دگردیسی تاریخی آن از سوی دیگر پهنه‌ی فراخی را ایجاد می‌کند که بررسی همه‌جانبه آن را در یک مقاله یا حتی در یک کتاب بسیار دشوار می‌سازد.

در تاریخ فلسفه مفهوم عشق در عرصه‌هایی هم‌چون متافیزیک، کیهان‌شناسی، انسان‌شناسی، خداشناسی، روان‌شناسی، فلسفه‌ی تاریخ و دین، اخلاق؛ سیاست و غیره حضوری چشم‌گیر دارد و یکی از موضوعات مهم در این عرصه‌ها تلقی می‌شود.

در این جستار گریزی از گزینش نیست تا بتوان به برخی از کارکردهای عشق در تاریخ فکر و فلسفه پرداخت.

اشکال سه‌گانه‌ی عشق

عشق در کلی‌ترین و همزمان ساده‌ترین شکل خود به معنای رابطه یا نسبت میان فرد عاشق و پدیده‌ای است که فرد را به خود جذب می‌کند. این پدیده یا موضوع می‌تواند هر موجود جاندار یا بی‌جانی را شامل شود. به کلام فلسفی می‌توان این موضوع را برابرایستای عشق نامید. این نسبت در انتزاعی‌ترین شکل خود رابطه‌ای میان سوبژکت و اوبژکت (سوژه و ابژه یا ذهن و عین) است.

پس برای تبیین اشکال مختلف عشق باید که برابرایستای یا ابژکت آن را مشخص کرد. برابرایستای عشق دارای ارزش‌های متفاوت است. این ارزش‌ها قابل تفکیک و تمایز هستند.

ارسطو از نخستین فیلسوفانی بود که دست به تقسیم‌بندی برابرایستای عشق زد. (۲) به باور ارسطو در اصل ما هیچ‌گاه با عشق به معنای کلی آن مواجه نیستیم، بلکه همواره اشکال معین آن را در نظر داریم.

برابرایستای عشق می‌تواند "نیک"، "مطبوع و خوشایند (لذت‌بخش)" یا "سودمند" باشد. دقیقاً همین تمایز در برابرایستاهای متفاوت سبب تقسیم‌بندی سه‌گانه عشق به شکل "عشق اروتیک"، "عشق سودمند" و "عشق دوستانه" می‌شود. به این مجموعه می‌توان "عشق به خدا" را نیز افزود، گرچه برخی از فلاسفه برای این شق چهارم استقلال خاصی قائل نیستند و آن تجلی ویژه‌ای از سه شکل اصلی می‌دانند.

رساله افلاطون پیرامون عشق

یکی از مشهورترین رساله‌ها پیرامون عشق دیالوگ افلاطونی "ضیافت" (مهمانی) است. (۳) در این رساله سقراط به همراه دوستانی در باب عشق سخن می‌گوید، اما بر خلاف دیگران، تنها کسی است که از ستایش یک‌سویه‌ی اروس خودداری می‌کند و می‌کوشد وجوه مختلف عشق را مشخص کند.

سقراط در این دیالوگ مدعی است که دانسته‌های خود را از زنی دانا به نام "دیوتیما" آموخته است. سخنان سقراط پیرامون عشق سلسله مراتبی را در نظر می‌گیرد که در آن نیاز به نیکی و دستیابی به خوشبختی موضوع محوری آن است.

به نظر سقراط عشق میل به چیزی است که فرد فاقد آن است و عاشق سعی در تصاحب برابرایستای عشق دارد. این تصاحب می‌خواهد که همیشگی باشد و از این رهگذر میل به جاودانگی ملازم عشق است.

تجلی این جاودانگی را می‌توان در تولید مثل (بقای نسل) یا آفرینش آثار ماندگار هنری دید. زیبایی زمینه و محیط مناسبی برای بروز این خلاقیت است و در اینجاست که عشق و زیبایی به یکدیگر پیوند می‌خورند.

سقراط از زیبایی بیرونی شروع می‌کند و سپس به زیبایی درونی و فکری، سپس زیباییِ دستیابی به دانش، و سرانجام به زیبایی مطلق می‌پردازد. این زیبایی مطلق همانا "عشق به فلسفه و خردورزی" است.

اولویت عشق نسبت به شناخت در الهیات مسیحی

آموزه‌هایی که در فلسفه کلاسیک یونان باستان پیرامون عشق پی‌ریزی شده بودند در دوران برآمد دین مسیحیت تغییر شکل دادند. در هیچ‌یک از ادیان دیگر، عشق چنین جایگاه محوری نداشته و برای تفسیر آن چنین دستگاه نظری گسترده‌ای شکل نگرفته است.

در عرفان به ویژه در نزد ایرانیان نیز عشق بدل به یکی از مفاهیم اصلی می‌شود. از آنجایی‌که شعر گذشته فارسی یکی از حاملان اصلی عرفان به شمار می‌آید، مفهوم عشق نیز در آن جلوه‌ای گسترده و متنوع به خود گرفته است.

نظریه‌پردازن مسیحی بر این باور بودند که عشق به طور طبیعی متوجه امور نیک است، اما از آنجایی‌که خداوند، آفریدگار و رستگاری‌دهنده است، نیکی محتوای عشق الهی را می‌سازد. به نظر آبای کلیسا عشق انسان به برابرایستاهای مختلف (به اشیا و هم‌نوعان و حتی به خود) قابل مقایسه با عشق خدا به انسان نیست.

محور اصلی این عشق‌ورزی شناخت از نیکی است، اما بدون عشق نیز شناخت امکان ندارد. از این جاست که یکی از موضوعات پیچیده‌ی فلسفی یعنی اولویت هستی‌شناسانه‌ی نیکی در مقابل هستی و به تبع آن اولویت عشق نسبت به شناخت پا می‌گیرد. خداوند در مسیحیت مظهر عشق است و در چنین تصوری از خدا وحدت میان "بخشش و پذیرا شدن" متحقق می‌شود.

آفرینش نخستین عمل عاشقانه‌ی خداوند است، رستگاری نیز در ادامه همین عشق الهی معنا می‌یاید. از منظر الهی پیدایش جهان و رستگاری بشر حاصل حرکت بیرونی عشق است اما از موضع آدمی این روند تجلی مکاشفه و وحی است.

عشق در تفسیرمسیحیت یگانگی است که در انتها بار دیگر به یگانگی باز می‌گردد و فاصله‌ای که توسط خلقت و گناه، میان انسان و خدا شکل گرفته را از میان بر می‌دارد.

تاثیر درک روانکاوانه از عشق در فلسفه

زیگموند فروید، بنیانگذار روانشناسی ژرف یا به‌گونه‌ای که بعدها نامیده شد، یعنی روانکاوی نیز مانند افلاطون عشق اروتیک را نسبت به دیگر اشکال عشق برجسته می‌کند، اما تبیینی کاملاً متفاوت از افلاطون را دنبال می‌کند.

زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی مدرن زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی مدرن

به نظر فروید عشق اروتیک ریشه در رانش جنسی دارد و انرژی این رانش پایه‌ای را لیبیدو می‌نامد. جایگاه لیبیدو در نهاد (یا ضمیر ناخودآگاه Es) است که آن را در اختیار "خود" (خود‌آگاه‌، من Ich ) قرار می‌دهد. به نظر فروید بخش بزرگی از رفتارهای انسانی توسط نیروهایی راهبری می‌شوند که در حوزه آگاهی قرار ندارند، اما به شدت کارکرد "خود" (بخش خودآگاه دستگاه روانی انسان) را متاثر می‌کنند.

بر اساس نظر فروید برابرایستای عشق در خدمت برآوردن خواسته‌ها وامیال "نهاد" (ضمیر ناخودآگاه) و به معنایی دیگر پاسخ‌گویی مطلوب به لیبیدو و کاهش سطح انرژی آن است.

این نظریه بر خلاف نظریه افلاطونی، عشق اروتیک را در بالاترین مرحله خود به معنای عشق به خردوزری و فلسفه نمی‌داند، بلکه آن را فعالیتی برای برآورده کردن خواست "نهاد" محسوب می‌کند. برخی از نظریه‌پردازان دیگر با ارجاع به همین اصول پایه‌ای فروید، در جهت تکمیل و گسترش تئوری عشق اروتیک کوشیده‌اند.

اریش فروم، متفکر آلمانی نیز عشق اروتیک را در چارچوب ساختارهای اجتماعی مورد تحلیل قرار می‌دهد و آن را شدیداً تحت مناسبات مبادله تعریف می‌کند. برابرایستای عشق هم‌چون دیگر کالاها نیازهای مشخص افراد را در جامعه تامین می‌کند. (۴)

عشق، فراسوی نیک و بد

آرتور شوپنهاوئر، فیلسوف آلمانی عشق به دیگری را "استراتژی طبیعت" می‌خواند. این عشق تجلی "اراده جهان" است که باید بدان به عنوان راهکاری برای تضمین بقای نوع بشر نگریسته شود. شوپنهاوئر می‌گوید: «فرد در اینجا بی‌آنکه خود بداند به دستور مقامی برتر، یعنی نوع بشر دست به عمل می‌زند.» (۵)

تضمین بقای نوع انسان بدل به "عشق به هم‌نوع" شده و یا به معنایی دیگر با آن یکی انگاشته می‌‌شود. به گفته شوپنهاوئر عشق انسانی ریشه در "ترحم و همدردی" دارد. در پدیده‌ی عشق انسانی، فرد می‌تواند رنج دیگری را دریابد و این موضوع مؤلفه و محرکه‌ی مستقیم "ترحم و هم‌دردی" است.

فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانیفریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی

فریدریش نیچه هم‌چون شوپنهاوئر بر این باور است که میل به زندگی و تضمین بقای نوع انسانی بدون نقشه و برنامه‌ای "آگاهانه" صورت می‌گیرد و نیروی‌های کور و غیرآگاهانه این برنامه را به پیش می‌رانند.

اما بر خلاف شوپنهاوئر، نیچه بقای نوع انسانی را در این "استراتژی اراده" به معنای چشم‌پوشی از فردیت نمی‌داند و سرانجامِ آن را نیز به "همدردی و ترحم" پیوند نمی‌زند.

وی اخلاق مبتنی بر "ترحم و همدردی" را در ادامه آموزه‌های اخلاقی مسیحیت به شمار می‌آورد و "عشق به‌هم‌نوع" را "عشق برده‌وار" می‌خواند که با خضوع و تسلیم به نفی فردیت می‌رسد.

در این سنت، برابرایستای عشق "آرمانی" یا "ایده‌آل" و به معنای درست کلمه "فریبنده" می‌شود. در زبان فارسی و آلمانی ضرب المثل "عشق چشم آدمی را کور می‌سازد" تا حدود زیادی بیان این نگرش است. (۶)

بسیاری از نظرات فلسفی دیگر نیز در مقوله عشق خطر "اضمحلال فرد و فردیت" را برجسته کرده و بدان انتقاد کرده‌اند. بیهوده نیست که در نزد برخی فلاسفه "دوستی" جایگاهی برتر از "عشق" می‌بابد. در پدیده دوستی، افراد با استقلال کامل و فارغ از "خودفریبی و آرمان‌گرایی" برای برابرایستای دوستی (می‌تواند انسان یا هر موضوع دیگری باشد) احترام قائل هستند و خود را بدان نزدیک می‌دانند.

نیچه در عشق، نیرنگی را می‌بیند که در آن "از خودگذشتگی" به معنای دقیق کلمه در اصل "فرار از خود" (Selbst) است. به نظر نیچه باید نخست "خود" را جست و تنها پس از دستیابی بدان می‌توان آن را تقدیم کس یا چیزی کرد.

از این منظر بر خلاف اغلب آموزه‌های عرفانی، دینی و فلسفی، عشق همیشه تبلور "خودخواهی" است. بدین معنا عشق همواره ریشه در "خودی" دارد که معطوف به موضوعی بیرونی است.

نیچه: تمامی عشق‌های والا، در پی چیزی بیشتری از عشق هستند

عشق ریشه در زندگی انسانی و تضمین ادامه آن دارد. نیچه این نکته را چنین بیان می‌کند: «طبیعت هم‌چون طبیعت در کلی‌ترین وجه خود تا ابد موضوعی فرااخلاقی است.»

واقعیت عشق فراسوی نیک و بد است، اما نظریه‌پردازی علمی و فلسفی و تجلیات هنری با شاخ و برگ دادن به عشق آن را وارد حیطه‌ای احساسی و فکری می‌کنند که از واقعیت فاصله می‌گیرد.

این تلاش‌ها عشق را از "آنچه که هست" به مکانی دور و به زمانی دست‌نیافتنی منتقل می‌کند که حال باید به عنوان گذاری قدسی و متافیزیکی تجربه شود. در این گذار همواره "توهمی" در مقابل واقعیت ساخته می‌شود.

به گفته نیچه: «در عشق همیشه تا حدی جنون وجود دارد، اما در جنون نیز تا حدی خرد یافت می‌شود.» در این رای نیچه عشق کارکردی دارد که آن را با "تحقیر و دشمنی" پیوند می‌دهد.

عشق به عنوان گذار از واقعیت همواره به معنای تحقیر "امر موجود" و تعلق خاطر به "آینده‌ای" است که ما را از واقعیت کنونی می‌رهاند. مولفه دشمنی در عشق متوجه امور "میان‌مایه" و "ایستایی" است که به خاطر غنای بیشتر زندگی باید پس رانده شوند.

عشق و مرگ در این معنای نیچه‌ای همزاد یکدیگرند زیرا که هر دو به معنای "برگذشتن از واقعیت کنونی" فرد را در موقعیتی قرار می‌دهند تا بتواند از "خویشتن خود" نیز برگذرد.


پانوشت‌ها
(۱) هزیود، "تکوین خدایان"؛
Hesiod „Theogonie“, Griechisch / Deutsch. Philipp Reclam jun., Stuttgart 2002

(۲) ارسطو، اخلاق نیکوماخوسی؛
Aristoteles: Nikomachische Ethik. Felix Meiner, Hamburg 1985

(۳) افلاطون، "ضیافت"؛
Platon: Sämtliche Dialoge, Bd. 3, Meiner, Hamburg 2004

(۴) اریش فروم، "هنر عشق ورزیدن"؛
Erich FROMM: Die Kunst des Liebens (1956)

(۵) آرتور شوپنهاوئر، "مجموعه آثار جلد دوم"؛
Arthur SCHOPENHAUER, Sنmtl. Werke, hg. P. DEUSSEN 2, (1911)

(۶) فریدریش نیچه، "اراده معطوف به قدرت"؛
Friedrich Nietzsche, Der Wille zur Macht: 2 Bände, Kindle Edition, (1922)

سیگار الکترونیکی 'می تواند جان میلیون ها نفر را نجات دهد'

سیگار الکترونیکی

این سیگار بخار نیکوتین را وارد ریه می کند

توصیه دانشمندان برای تشویق سیگاریها به روی آوردن به سیگارهای الکترونیکی که خطرات تنباکو را ندارد،  

دانشمندان می گویند که اگر همه سیگاری های جهان به سیگار الکترونیکی روی بیاورند، جان میلیون ها نفر نجات پیدا خواهد کرد.

در بریتانیا سالانه حدود صد هزار نفر در اثر بیماری هایی که به مصرف تنباکو نسبت داده می شود می میرند. این رقم در سطح جهان سالانه بیش از پنج میلیون نفر است.

محققان اکنون امیدوارند که افزایش استفاده از سیگارهای الکترونیکی باعث کاهش آمار مرگ در اثر کشیدن سیگار شود.

اما برخی گروه ها اخطار می دهند که سیگارهای الکترونیکی می تواند چهره ای عادی به سیگار کشیدن بدهد.

هم اکنون ۷۰۰ هزار نفر در بریتانیا از سیگارهای الکترونیکی استفاده می کنند، که بعضی آن را در ترکیب با سیگار معمولی می کشند و بعضی آن را کاملا به جای سیگار.

اخیرا معلوم شده که سیگارهای الکترونیکی به اندازه چسب های نیکوتینی در کمک به ترک سیگار موثر است.

مصرف کننده این سیگارها در واقع بخار نیکوتین را استنشاق می کنند و بازدم آن بخار آب است.

رابرت وست استاد بهداشت روان در دانشگاه کالج لندن اخیرا در یک سخنرانی گفته است که مصرف این سیگارها به طور بالقوه می تواند جان میلیون ها نفر را نجات دهد.

او می گوید سوال اصلی این است که آیا این هدف قابل تحقق است یا نه و بهترین راه رسیدن به آن چیست.

مساله دیگری که سیگارهای الکترونیکی پیش می آورد دادن اجازه مصرف در اماکن عمومی است.

از یک طرف بخار متصاعد شده از آنها خطری ندارد اما از طرف دیگر گفته می شود که ممکن است هوس سیگار کشیدن را در دیگران زنده کند.

اتحادیه تجاری صنعت ساخت این سیگارها می گوید که حتی باید در اماکن عمومی استفاده اجازه از آن را داد.

کترین دِولین از این اتحادیه به بی سی گفت: "من فکر می کنم خیلی مهم است که اجازه استفاده گسترده از این سیگارهای الکترونیکی در اماکن عمومی داده شود، سیگاری ها باید تا جایی که ممکن است بیشتر از وجود چنین محصولی آگاه شوند، چون هرچه تعداد سیگاری هایی که به نوع الکترونیکی روی آورند بیشتر باشد فایده بهداشت عمومی آن بیشتر است.

از سوی دیگر بسیاری خواستار اعمال مقررات بر صنعت سیگارهای الکترونیکی هستند.

اخیرا یک پیشنهاد اتحادیه اروپا برای طبقه بندی این سیگارها به عنوان دارو رد شد اما در بریتانیا از سال ۲۰۱۶ به عنوان دارو طبقه بندی خواهد شد.

هواداران اعمال مقررات می گویند این کار مهم است چون محصولاتی که به بازار می آید فاقد استاندارد است.

به علاوه یک نهاد مهم، یعنی انجمن پزشکی بریتانیا، خواستار ممنوعیت آنها در اماکن عمومی شده است.

رام مورتی از این انجمن به بی بی سی گفته: "نگرانی ما از مصرف سیگارهای الکترونیکی این است که آن عادت و رفتار یعنی سیگار کشیدن را دوباره عادی می کند و بزرگترین نگرانی این است که دوباره چهره ای جذاب به آن بدهد."

خیلی وقت نیست که این سیگارها به بازار آمده و بنابراین مطالعات طولانی مدت در مورد آنها انجام نشده اما بیشتر کارشناسان بر این نظرند که استنشاق بخار نیکوتین لزوما خطرناک نیست.

تحقیقات در موش ها نشان داده که استنشاق نیکوتین برای مدت دو سال در طول مطالعه خطری برای سلامت آنها نداشت.

سازمان بهداشت جهانی توصیه می کند که مصرف کنندگان تا زمانی که ایمنی این سیگارها ثابت نشده از آن استفاده نکنند.

این سازمان گفت که خطرات بالقوه آن همچنان نامعلوم است به خصوص اینکه بخار متصاعد شده از آن هنوز به درستی بررسی نشده.

درسي كه بايد از ماجراي چوپان لرستاني و پلنگ بياموزيم



خبر را تقريبا همه شنيده‌اند. چوپان لرستاني از خون پلنگي كه 44 بزش را دريده بود، گذشت و تيتر روزنامه‌ها شد. خبر به سرعت خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي را درنورديد و سيل تحسين‌ها و دست‌مريزادها را به سوي چوپان جوان روانه كرد. رسانه‌ها از اين چوپان به عنوان يك قهرمان محيط زيست ياد كردند و سازمان حفاظت محيط زيست نيز اعلام كرد كه خسارت بزها را مي‌پردازد. اما در كمتر از دو روز، بار ديگر نام چوپان جوان به رسانه‌ها رفت؛ اما اين‌بار نه به عنوان قهرمانِ دل‌رحم. اين‌بار برخي او را به وارونه جلوه دادن واقعيت و اغراق و اشتباه در تشخيص حيوان مهاجم متهم كردند؛ تا جايي كه برخي صفحات مجازي لقب «چوپان دروغگو» را براي اين جوان لرستاني برگزيدند! در اينكه داستان نقل شده از زبان مسوولان اداره كل حفاظت محيط زيست لرستان و اين چوپان ابهامات زيادي دارد، شكي نيست. پلنگ معمولا دست به حمله‌يي با اين وسعت تلفات نمي‌زند. از سوي ديگر دامي كه مورد حمله قرار گرفته، بز بوده و نه گوسفند؛ بز حيواني است كه به جست و خيز و سرعت عمل مشهور است و اگر پلنگ به اين موجود حمله كرده باشد، زمان زيادي را براي دريدن 44 بز احتياج داشته است. چنين تلفات وسيعي عموما در حمله گروه گرگ‌ها محتمل است. ممكن است بزها بر اثر عاملي به غير از حمله حيوان شكارگر از پا درآمده باشند؛ يا آنكه در نهايت تعدادي از بزها توسط حيوان وحشي دريده شده باشند و تعدادي ديگر بر اثر عوامل ديگر (مانند سقوط از كوه) تلف شده باشند. تمامي اين گمانه‌زني‌ها نياز به بررسي دقيق موضوع دارد تا پرسش‌هاي مطرح شده درباره اين ماجرا پاسخ داده شوند. اما فارغ از تمامي ابهامات، آنچه بيش از هرچيز در اين ماجرا داراي اهميت است، واكنش جامعه نسبت به انتشار اين خبر است. به فاصله كمي پس از انتشار خبر، بسياري از كاربران شبكه‌هاي اجتماعي (به عنوان نخستين مخاطبان)، خبر را دست به دست كردند و هريك سعي كردند تا اين اقدام را تحسين كنند. با انتشار خبر در ساير رسانه‌ها، جمع تحسين‌كنندگان افزايش يافت و به غير از آنها كه در اصل و جزييات خبر شك كردند، تقريبا همه به نوعي از اقدام چوپان در شليك نكردن به پلنگ تقدير كردند. اين واكنش اجتماعي، بار ديگر نشان داد كه موضوع محيط زيست طبيعي و خصوصا حيات وحش، با اقبال عمومي روبه‌رو است. پيش از اين در ماجراهاي انتقال دو پلنگ به روسيه، مرگ ببر سيبري در باغ‌وحش تهران و انتقال دو آهوي ايراني به قطر، واكنش‌هاي اجتماعي گسترده‌يي مشاهده شده بود. حالا اين‌بار «شليك نكردن به پلنگ» مورد تحسين جامعه قرار گرفته است. پس جامعه بسيار بيشتر از آنچه مديران دولتي و حتي مديران رسانه‌ها تصور مي‌كنند، به مسائل محيط زيست حساس است و نسبت به آن موضع‌گيري مي‌كند. اين، نوعي سرمايه اجتماعي است كه در بيش از يك دهه گذشته به دست آمده و كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. سرمايه‌يي كه بايد براي آن برنامه‌ريزي شود تا به بهبود اوضاع محيط زيست كشور منجر شود. اما نيمه ديگر ماجرا را نيز نبايد ناديده گرفت. اخبار و رويدادهاي اينچنيني نبايد با ابهام گزارش شوند و به مخاطبان برسند. در واقع انتشار اخبار مبهم و با اطلاعات ناقص نتيجه‌يي عكس آنچه انتظار مي‌رود را در جامعه خواهد داشت. كافي‌است نگاهي به نوشته‌ها و گفته‌هاي منتشر شده در شبكه‌هاي اجتماعي، پس از طرح سوالات متعدد درباره ابهامات ماجراي پلنگ و گله بزها بيندازيم تا به راحتي حس عدم اعتماد را ببينيم؛ بسياري از مخاطبان به گفته‌هاي مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست، اداره كل حفاظت محيط زيست لرستان و حتي خود چوپان بدبين هستند. اين حس بدبيني، اعتماد را كاهش مي‌دهد و باعث از دست رفتن سرمايه اجتماعي مي‌شود. اگر قرار بر انتشار اخباري از اين دست در رسانه‌هاست، اين‌كار بايد بدون ابهام و بدون احتياج به توضيحات بعدي باشد. ابهامات، از تاثير اخبار مي‌كاهد و راه را براي تاثيرگذاري خبرهاي ديگر دشوار مي‌كند. از طرفي دراين ماجرا نبايد انگشت اتهام را تنها به سوي چوپان دراز كرد. بلكه در انتشار و شاخ و برگ گرفتن اين خبر، علاوه بر چوپان، اداره محيط زيست، خبرنگاران و حتي كاربران شبكه‌هاي اجتماعي نيز دخيل بودند و اگر ابهامي نيز در خبر وجود داشت، علاوه بر منابع اوليه‌ي خبر، عوامل انتشار خبر نيز آن را ناديده گرفتند. در هر صورت، نبايد ارزش والاي «شليك نكردن به پلنگ مهاجم» را، فداي ابهامات اين خبر كرد. چه چوپان – آنطور كه در خبر آمده- پلنگ را ديده و به آن شليك نكرده باشد و چه مهاجم، حيواني ديگر غير از پلنگ باشد و از ميدان جان به در برده باشد و چه داستان آنطور كه روايت شده، نباشد. آنچه ارزشمند و نيازمند بازتوليد در جامعه است، تفكرِ صيانت از حيوان در معرض خطر انقراض است؛ چه توسط چوپان لرستاني و چه توسط فردي ديگر. بايد براي بازتوليد اين تفكر و افزايش سرمايه اجتماعي فكري كرد؛ فكري خالي از ابهامات و نقاط كور.
حميدرضا ميرزاده

رونق دوباره‌ی کتاب کاغذی در بازار کتاب


با ورود کتاب‌های الکترونیکی به بازار، کارشناسان نشر پیش‌بینی ‌کردند که به زودی کتاب‌های کاغذی روانه‌ی موزه‌ها می‌شوند. چند ناشر آلمانی، با انتشار کتاب‌های نفیس و گران‌بها، بازار کتاب چاپی را هم‌چنان داغ نگه‌داشته‌اند.

در جهان کتاب، هر چند کتاب‌ الکترونیکی جای خود را در برخی از بخش‌ها، به ویژه در سیستم آموزشی باز کرده ‌است، ولی بازار کتاب کاغذی هنوز کساد نشده است.

اغلب ناشران سنتی بر این باورند که مرحله‌ی گذار از کتاب‌های چاپی به کتاب‌های الکترونیکی به تمامی به پایان نرسیده و می‌توان با انتشار کتاب‌های ارزنده با کیفیت بالا، این روند را متوقف کرد.

الکساندر زندر، رئیس نهاد غیرانتفاعی "هنر کتاب" در این رابطه به دویچه وله می‌گوید: «در حال حاضر توجه به طرح و آرایش کتاب، بیشتر شده است. این گرایش، برخلاف انتظار به‌ویژه در نسل جوان کتاب‌خوان دیده می‌شود.» به گفته‌ی این کارشناس، بخش‌های تزیین و آرایش کتاب "در حال حاضر بیش از پیش مورد توجه خوانندگان قرار می‌گیرد."

کتاب‌های گران‌بها

کریستیان دورینگ که از سال ۲۰۱۱ مدیریت بخش "کتاب‌خانه‌ی دیگر" انتشاراتی معتبر "آوف‌باو فرلاگ" را به عهده دارد، معتقد است که طرح روی جلد و آرایش صفحات کتاب باید نمایانگر و درخور محتوای آن هم باشد.

او در این رابطه می‌گوید:«محتوای کتاب باید به نوعی از طراحی روی جلد، آرایش صفحات، جنس کاغذ، نوع خط، رنگ و صحافی آن نمایان باشد.»

کتاب‌های بخش "کتاب‌خانه‌ی دیگر" نشر "آوف‌باو" از سال ۱۹۸۵ منتشر می‌شوند و هم‌چنان خریداران بسیاری دارند. در این بخش، هر ماه کتابی به بهای ۳۸ یورو در تیراژ ۴۴۴۴ نسخه به چاپ می‌رسد و برای مشترکان ثابت با پست فرستاده می‌شود. بقیه‌ی نسخه‌های این کتاب، در کتاب‌فروشی‌ها به فروش می‌رود.

کریستیان دورینگ، به تازگی حتی یک گام هم از این فراتر رفته و دانش‌نامه‌ی دنی دیدرو (۱۷۱۳ـ ۱۷۸۴)، نویسنده و فیلسوف فرانسوی عصر روشنگری را در قطع بزرگ، با کاغذ و چاپ مرغوب منتشر ساخته است. فروش این کتاب نفیس با وجود بهای گران آن (۷۹ یورو)، نیز بسیار موفقیت‌آمیز بوده است.

داستان‌های اعلای "هزار و یک شب"

یکی دیگر از ناشران آلمانی، نیز با همین شیوه‌ی نشر کتاب گران‌بها به مقابله با کتاب‌ الکترونیکی رفته است: "مانه‌سه فرلاگ" به مدیریت هورست لوینیگر. این ناشر از نخستین دهه‌ی سال‌های ۱۹۷۰ کتاب‌های ارزنده‌ای در بخش "کتاب‌خانه‌ی ادبیات جهان" منتشر کرده است و تا کنون نیز از فروش‌ این کتاب‌ها سود برده است: «ما بیش از ۵ دهه است که کتاب‌های این بخش را با کیفیت بالا، صحافی ظریف، روی کاغذ نازک و جلد نفیس مزین به آب طلا منتشر می‌کنیم.»

به تازگی این ناشر، چند جلد از مجموعه داستان‌های "هزار و یک شب" را با چاپ مرغوب به بهای ۵۰ یورو به چاپ رسانده است. فروش این کتاب هم با موفقیت همراه بوده است.

توصیه به ناشران

هورست لوینیگر، از این رو به همکاران خود توصیه می‌کند که برای رونق دوباره‌ی بازار نشر کاغذی کتاب هم‌چنان بکوشند تا این سنت ۵ هزار ساله از میان نرود. او در این رابطه می‌گوید: «کتاب چاپی که خواننده می‌تواند در دست بگیرد و آن را ورق بزند، حتی در زمانه‌‌ی کتاب الکترونیکی، ویژگی‌های خاص خود را حفظ کرده است. ما مطمئنیم اگر ناشری این ویژگی‌ها را به‌خوبی برجسته کند، می‌تواند از در رقابت با کتاب‌های الکترونیکی درآید: اگر ناشران به این مسئله توجه کنند، همیشه خریداری که قدر این زحمات را بداند، پیدا می‌شود.»

زندگی در طبیعت و تاثیر آن بر تصمیمات درازمدت


پژوهشگران به‌تازگی تحقیقی درباره تاثیر طبیعت در تصمیمات آدمی انجام داده‌اند. بر اساس این تحقیق، نزدیکی به طبیعت باعث صبر بیشتر و گزینش‌های درازمدت و بهتر می‌شود و زندگی در شهر، بیشتر منجر به تصمیمات ناگهانی می‌‌گردد.

دانشمندان در پژوهشی جدید کشف کرده‌اند که انسان‌هایی که در نزدیکی طبیعت زندگی می‌کنند، تصمیمات درازمدت‌تری می‌گیرند. این پژوهش نتایج یک گروه علمی از دانشگاه آزاد آمستردام است. روان‌پزشکان اجتماعی در این دانشگاه برای انجام تحقیق خود از روش اخذ تصمیمات به کمک محرک‌های مالی استفاده کردند.

جوایز پولی کوتاه مدت اما کم و درازمدت اما زیاد

آنها نتایج خود را در نشریه علمی "Proceedings B" که متعلق به انجمن سلطنتی علوم بریتانیاست، منتشر کردند. آنها تصمیمات مالی ۴۷ نفر را که میانگین سنی ۲۰ سال داشتند را مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگان این امکان را داشتند که یا ۱۰۰ یورو به سرعت دریافت کنند، یا اینکه مقدار بیشتری پول در مدت زمان طولانی‌تر پس از آن دریافت کنند. پیش از این، به شرکت کنندگان تصاویری از محیط‌های شهری و مناظر طبیعی نشان داده شده بودند.

پژوهشگران، چنین تحقیقی را با دو گروه دیگر که ۶۷ نفر و ۴۳ نفره بودند و در شهر یا در طبیعت زندگی می‌کردند، نیز انجام دادند. تمام این سه تحقیق یک نتیجه واحد داشتند. هر سه آزمایش تاثیر مشخصی از طبیعت را بر تصمیمات آدمی را نشان می‌دهند. تصمیمات درازمدت در میان کسانی که در طبیعت زندگی می‌کردند به میزان ۱۵ درصد بیشتر بود.

طبیعت، حلال بسیاری از مشکلات 

در شهر، فشار رقابتی و تلاش برای کسب موقعیت و مقام بهتر بسیار شدیدتر از مناطق غیرشهری است. در شهر، فشار رقابتی و تلاش برای کسب موقعیت و مقام بهتر بسیار شدیدتر از مناطق غیرشهری است.

این نتایج از لحاظ علم راون‌پزشکی نیز بسیار جالب هستند. از نظر دانشمندان میل به دریافت پاداشی سریع در مقابل توانایی صبر و حوصله داشتن برای دریافت پاداشی بهتر قرار دارد. هر دوی آنها با رفتار اجتماعی و آمادگی برای تغییر صحیح زندگی مرتبط هستند. 

پژوهشگران دلایل این تصمیمات مختلف را در شیوه‌های گوناگون زندگی در شهر و طبیعت می‌دانند. در شهر، فشار رقابتی و تلاش برای کسب موقعیت و مقام بهتر بسیار شدیدتر از مناطق غیرشهری است. پژوهشگران می‌گویند: «بسیاری از مشکلات امروزی دنیا، مثل تغییرات اقلیمی یا آلودگی هوا به دلیل تصمیمات کوتاه مدت تشدید می‌شوند. به همین دلیل، تاثیر مثبت طبیعت می‌تواند در زمینه‌ی حل این مشکلات مفید باشد.» اکثر جمعیت کره زمین در شهرها زندگی می‌کند.

“کلنل” دولت‌آبادی و جایزه یان میخالسکی

 

“کلنل” دولت‌آبادی برنده جایزه یان میخالسکی شد.

رمان “کلنل” نوشته محمود دولت‌آبادی، برنده جایزه ادبی یان میخالسکی ۲۰۱۳ شد.

به‌گزارش خبرگزاری سوئیس، چهارشنبه ۲۲ آبان‌ماه (۱۳ نوامبر) بنیاد ادبی یان میخالسکی در شهر مونتریشه این کشور، رمان “کلنل” محمود دولت‌آبادی، نویسنده نامدار ایرانی را به‌عنوان برنده جایزه ادبی خود معرفی کرد.

بنیاد یان میخالسکی، توسط ورا میخالسکی، مدیر چند مؤسسه انتشاراتی در سوئیس، فرانسه و لهستان در پاییز سال ۲۰۰۷ به نام همسرش تشکیل شد.

این بنیاد ادبی به نویسندگان جهان بورسیه و اجازه گذران یک ساله در منطقه مونتریشه را می‌دهد.

محمود دولت آبادی در آغاز دهه ۱۹۸۰ میلادی رمان “کلنل” را نوشت. داستان رمان نیز در همین سال‌ها می‌گذرد

جایزه ادبی بنیاد یان میخالسکی از سال ۲۰۰۹، هر سال به کتابی از هر ژانر ادبی، داستان، رمان، مقالات، کتاب‌های هنری، خطاطی و غیره اهدا می‌شود و ارزش آن ۵۰ هزار فرانک سوئیس است.

اعضای هیئت داوران امسال عبارت بودند از ورا میخالسکی رئیس هیئت داوران؛ مارِک بینژیک نویسنده و مترجم لهستانی؛ یانیک هانل نویسنده فرانسوی؛ ایزابل هیلتون روزنامه‌نگار اسکاتلندی؛ ژرژ نیوات تاریخ‌شناس و مترجم فرانسوی؛ تارون جی. تجپال روزنامه‌نگار و نویسنده هندی؛ الیا تروجانُف، نویسنده آلمانی بلغاری‌تبار.

هیئت داوران امسال از دو کتاب “عقاب و اژدها” نوشته سرژ گرونزینسکی که درباره اروپا و جهانی شدن در قرن بیستم است و “امپراتور دروغ‌ها” اثر استیو سم- سند برگ، نویسنده سوئدی که درباره گتوی یهودیان در لودز لهستان در زمان جنگ جهانی دوم است، نیز تقدیر کرد.

محمود دولت آبادی در آغاز دهه ۱۹۸۰ میلادی رمان “کلنل” را نوشت. داستان رمان نیز در همین سال‌ها می‌گذرد.

“کلنل” زندگی یک افسر ارتشی زمان شاه را که پنج فرزند دارد و هر یک از این فرزندان به‌شکلی درگیر سیاست شده‌اند، حکایت می‌کند.

کسی شب‌هنگام درب خانه کلنل را می‌کوبد. دو مرد او را با خود می‌برند تا پیکر دخترش را که دو ماه پیش ناپدید شده و توسط مأموران حکومتی کشته شده است، تحویل بگیرد.

یکی از پسران کلنل در جریان انقلاب ایران و دیگری در جنگ ایران و عراق کشته شده‌اند. کلنل دچار عذاب وجدان است و پس از گذشت این‌همه سال خود را در فروپاشی خانواده‌اش مقصر می‌داند.

“کلنل” توسط بهمن نیرومند، نویسنده ایرانی ساکن آلمان در سال ۲۰۰۹ به زبان آلمانی ترجمه گردید و توسط بنگاه انتشاراتی ”یونیونزفرلاگ” سوئیس منتشر شد.

مراسم اهدای جایزه در بنیاد ادبی یان میخالسکی در شهر مونتریشه سوئیس برگزار می‌شود.

“کلنل” دولت‌آبادی به زبان‌های مختلف نیز ترجمه شده اما هنوز در ایران اجازه انتشار پیدا نکرده است.

این رمان بارها از طرف وزارت ارشاد مورد بازبینی و سانسور قرار گرفت.

قرار بود نشر چشمه آن را در ایران منتشر کند که پروانه فعالیت این انتشاراتی نیز از سوی وزارت ارشاد لغو شد.

محمود دولت‌آبادی، ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در دولت‌آباد شهرستان سبزوار به دنیا آمد. او از سال ۱۳۴۱ داستان‌نویسی را با انتشار داستان ته شب آغاز کرد و پس از آن آثاری چون ادبار، هجرت سلیمان، سایه‌های خسته، سفر، گاواره‌بان، عقیل عقیل، از خم چنبر، سلوک، اتوبوس، روزگار سپری شده مردم سالخورده، آن مادیان سرخ یال و … را نوشت.

از مهم‌ترین آثار محمود دولت‌آبادی می‌توان به رمان ۱۰ جلدی “کلیدر” اشاره کرد.

رمان “کلنل” دولت آبادی پیش از این توانسته بود نامزد دریافت جایزه ادبی آسیایی من در بریتانیا، نامزد دریافت جایزه ادبیات بین‌الملل خانه فرهنگ جهانِ برلین و نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه‌شده در آمریکا با ترجمه تام پتردیل شود.

مقاومت میکروب‌ها به آنتی‌بیوتیک باعث 'عقب‌گرد غیرقابل تصور بشر خواهد شد'

تصویری از نوعی باکتری روده‌ای مقاوم به آنتی بیوتیک

کمیته‌ای از متخصصان بهداشت و سلامت هشدار داده‌اند که مقاوم شدن باکتری‌ها به آنتی‌بیوتیک یکی از بزرگترین خطراتی است که طب مدرن با آن مواجه شده و اگر تمام کشورها اقدامی فوری، بی‌سابقه و هماهنگ انجام ندهند، بشر عقب‌گردی غیر قابل تصور را تجربه خواهد کرد.

"طب مدرن بندرت با خطری چنین جدی مواجه بوده است. بدون آنتی بیوتیک جراحی‌های کوچک و جراحی‌های پیچیده، مثل پیوند عضو غیرممکن می‌شوند و هزینه خدمات بهداشتی ممکن است سر به آسمان بزند چون باید از آنتی بیوتیک‌های جدیدتر و گرانتر استفاده کنیم و بیماران مدت بیشتری بستری خواهند شد."

نتیجه کار این محققان در شماره ویژه نشریه لنست منتشر شده است. پروفسور اُتو کارس، محقق ارشد این پژوهش می گوید: "عواقب این موضوع گریبانگیر همه مردم دنیا خواهد شد. فقط در طی چند سال، ممکن است با عقب گردی غیر قابل تصور مواجه شویم، چه از نظر طبی چه از نظر اجتماعی و اقتصادی؛ مگر آنکه اقدامات هماهنگ، واقعی و بی‌سابقه در تمام دنیا صورت بگیرد."

اسفند ماه گذشته پروفسور سالی دیویس، مشاور ارشد دولت انگلیس در حوزه بهداشت و درمان هشدار داد که اگر به سرعت برای میکروب‌های مقاوم به آنتی بیوتیک چاره‌ای جدی اندیشیده نشود، در سال‌های آینده هر جراحی ساده‌ای می‌تواند به عفونت‌های مرگبار منجر شود و بیماری‌های عفونی مانند دویست سال پیش جان انسان‌ها را بگیرد.

اما توانایی میکروب‌ها در تغییر تنها دلیل مقاومت به آنتی بیوتیک نیست. "از سال ۱۹۸۷ هیچ رده آنتی بیوتیک تازه ای تولید نشده و در خط تولید شرکتهای داروسازی بزرگ تقریبا هیچ آنتی بیوتیک تازه ای نیست."

برای تولید آنتی بیوتیک جدید، انگیزه اقتصادی کافی وجود ندارد چرا که " آنتی بیوتیکها فقط در صورت لزوم برای یک یا دو هفته مصرف می شوند و به دلیل خطر مقاومت میکروب‌ها، مدت استفاده از آنها محدود است" در حالیکه داروهایی مثل داروی فشار خون یا داروی کاهنده قند برای تمام عمر مصرف می شوند.

پروفسور دیویس از دولت بریتانیا خواست که برای سرمایه گذاری در ساخت آنتی بیوتیکهای جدید با شرکتهای داروسازی همکاری کند.

علاوه بر این پروفسور دیویس از "آموزش افتضاحی" که دانشجویان رشته‌های پزشکی در مورد آنتی‌بیوتیک‌ها می‌بینند انتقاد کرد.

پس از این هشدار، وزرای علوم هشت کشور صنعتی خرداد ماه امسال، در آکادمی سلطنتی بریتانیا تشکیل جلسه دادند و تصمیم گرفتند "هماهنگ با یکدیگر، منابع لازم را برای کاهش مقاومت به آنتی‌بیوتیک" تخصیص دهند و با سازمان‌هایی مثل سازمان بهداشت جهانی همکاری کنند.

تجویز و مصرف بی رویه آنتی بیوتیکها در ایران

  • مصرف خودسرانه دارو در چند سال گذشته به یکی از چالشهای اساسی حوزه سلامت ایران تبدیل شده است.
  • ایران جزء بیست کشور اول دنیا از نظر مصرف داروست. میانگین رشد مصرف دارو در ایران ۱۱.۵ درصد است که از میانگین جهانی (۹%) بیشتر است. مصرف آنتی بیوتیک در ایران ۱۶ برابر استاندارد جهانی است.
  • در سال ۱۳۸۹، پزشکان متخصص بطور متوسط برای ۴۸% بیماران خود آنتی بیوتیک تجویز کرده اند.
  • نتیجه یک مطالعه استانی نشان داده است که متخصصان بیماریهای زنان بیش از بقیه آنتی بیوتیک تجویز کرده اند.
  • نتیجه یک تحقیق در استان تهران نشان می دهد بیش از ۴۵% نسخه ها حداقل یک قلم آنتی بیوتیک داشته اند.
  • نتیجه یک تحقیق در استان مازندران یکی از نکات منفی نسخه های متخصصان اطفال را تجویز زیاد آنتی بیوتیکها ذکر می کند.
  • در یک مطالعه استانی نزدیک به ۷۰ درصد زنان در سه ماه گذشته خودسرانه آنتی بیوتیک مصرف کرده بودند.
  • در سال ۱۳۸۴ نزدیک به ۸۵۰ مورد عفونت بیمارستانی در ایران گزارش شده که درصد بالایی از آنها بدلیل باکتریهای شدیدا مقاوم به آنتی بیوتیکها بوده است.
  • در یک تحقیق در بیمارستان خاتم الانبیا تهران بر روی استافیلوکوک طلایی مقاوم به متی سیلین (MRSA)، فقط یک نوع آنتی بیوتیک بر این میکروب موثر بوده است.
  • مصرف آنتی بیوتیک در ایران تقریبا معادل کل اروپاست. مصرف آنتی بیوتیک در سال ۹۱ حدود ۴ میلیارد عدد برآورد می شود. عمده آنتی بیوتیکهای مصرفی در ایران از نوع تزریقی است.

    (منبع: کنگره ملی تجویز منطقی آنتی بیوتیکها)

در شهریور ماه امسال دولت بریتانیا برنامه پنج ساله‌ای برای غلبه بر این مشکل اعلام کرد و ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار پوند به آن اختصاص داد.

در دهه های اخیر مصرف آنتی بیوتیک علاوه بر پزشکی در کشاورزی هم افزایش چشمگیری داشته و آنتی‌بیوتیکها در دامداری، پرورش مرغ و طیور، پرورش ماهی و آبزیان، تولید محصولات کشاورزی و در باغهای میوه استفاده می‌شود، بنابراین مقاومت به آنتی بیوتیک، کشاورزی و محیط زیست را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد.

دانشمندان می‌گویند که زنگ خطر سال‌هاست به صدا در آمده، اما به آن بی اعتنایی شده است. به گفته آنها، بدون کنترل و قاعده‌مندی و بدون آگاهی‌رسانی، سیر صعودی مقاومت به آنتی بیوتیک ادامه پیدا خواهد کرد.

برای مقابله با این معضل باید مصرف آنتی بیوتیک را کاهش داد، بهداشت و پاکیزگی در بیمارستان‌ها را بهتر کرد و برای کارخانه های داروسازی مشوق‌هایی گذاشت تا به تولید آنتی‌بوتیک‌های جدید روی آورند.

دکتر پیتر سویینیارد، رئیس انجمن پزشکان خانواده بریتانیا می‌گوید که مردم هم باید احساس مسئولیت کنند :"انتظارات بیماران باید تغییر کند. مردم باید آموزش ببینند که هر بیماری نیاز به دارو ندارد."

"ما سخت تلاش می کنیم که آنتی بیوتیک تجویز نکنیم، اما این کار دشواری است. بیماران از کار شما راضی نخواهند بود" و از راههای دیگر آنتی بیوتیک را بدست خواهند آورد.

اما اگر وارد دوران بعد از آنتی‌بیوتیک شویم، عفونت‌هایی که الان به آسانی درمان می‌شوند به سادگی جان انسان‌ها را خواهند گرفت.

سالانه دو میلیون نفر در آمریکا به عفونت‌هایی دچار می‌شوند که به یک یا بیش از یک نوع آنتی‌بیوتیک مقاوم هستند

"مردم باید متوجه این رابطه بشوند. اگر عفونت گوش بچه‌ای با آنتی‌بیوتیک خوب شود، ممکن است مادر این بچه از عفونت ریه بمیرد."

پروفسور جوآنا کوست، استاد اقتصاد بهداشت می‌گوید ما نمی‌دانیم این مشکل چقدر بزرگ است. مثل این است که برای گرم شدن هوای زمین بخواهید برنامه ریزی کنید. این مشکل نظام بهداشتی در تمام کشورهای دنیا را دگرگون خواهد کرد.

تخمین دقیقی از اینکه مقاومت به آنتی بیوتیک چقدر هزینه خواهد داشت وجود ندارد، اما مرکز پیشگیری و کنترل بیماریهای اروپا تخمین زده مقاومت به آنتی بیوتیک سالانه ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون یورو برای سیستم های بهداشتی اروپا هزینه داشته است.

سالی دیویس، مشاور ارشد دولت انگلیس در تلاش است که در سازمان ملل معاهده ای را به تصویب برساند تا بر اساس آن، استفاده از آنتی بیوتیک در صنایع پرورش حیوانات ممنوع شود.

قرار است آژانس پزشکی اروپا با تغییر قوانین، شیوه آزمایش آنتی‌بیوتیک‌های جدید را تغییر دهد تا داروهای جدید سریعتر به بازار راه پیدا کنند.

افزایش ۲۸ درصدی تخریب جنگل‌های آمازون

برزیل می گوید از ماه اوت ۲۰۱۲ تا ژوئیه‌ای که گذشت روند تخریب جنگل‌های آمازون ۲۸ درصد افزایش یافته است.

این در حالی است که پیش از آن روند تخریب سیر نزولی داشت.

ایزابلا تی‌شیرا، وزیر محیط زیست برزیل از تخریب آمازون با کلمه "جرم" یاد می کند و می گوید که دولت تلاش می کند تا این روند را به عقب بازگرداند.

فعالان محیط زیست اما انگشت اتهام را رو به مقام‌ها گرفته اند که با تغییر قوانین محافظت از جنگل‌ها زمینه را برای تخریب آمازون آماده کرده بود.

از زمانی که جنگل‌های آمازون زیر نظر گرفته شد، میزان تخریب در هر سال ثبت و اعلام می شد. سال گذشته این میزان کمترین بود.

تخریب امسال ۵۸۴۳ کیلومتر مربع برآورد شده که نسبت به سال گذشته ۲۸ درصد افزایش داشته است.

سال گذشته این عدد ۴۵۷۱ متر مربع گزارش شده بود.

از سال ۲۰۰۹ روند تخریب سیر نزولی داشت.

با این که امسال تخریب آمازون نسبت به پارسال بیشتر شده اما باز هم عددی که به دست آمده در زمره کمترین میزان تخریب این جنگل‌هاست.

بسیاری از موسسات علمی افزایش تخریب را در گزارش های ماهانه خود ثبت کرده بودند.

در سال ۲۰۱۲ قوانین محافظت از جنگل‌ها تغییر کرد و از نظر فعالان محیط‌زیست همین تغییر است که موجب این تخریب شده است.

بنا به تغییراتی که انجام شده، بخش های تحت کنترل کمتر شده اند و برای کسانی که پیش از ۲۰۰۸ اقدام به تخریب کرده اند، تقاضای بخشش شده است.

این تغییرات از خواسته های لابی کشاورزان بود. چند باری هم رئیس جمهوری برزیل در مقابل آن ایستادگی کرد و قانون را وتو کرد، تا اینکه بالاخره مجبور به امضای آن شد.

جنگل‌زدایی در آمازون، به تصفیه هوا در کره زمین صدمه می‌زند

کشاورزی بیش از پنج درصد از تولید ناخالص ملی برزیل را در بر می گیرد.

پائولو آداریو یکی از فعالان محیط زیست در واکنش به گزارش روند تخریب آمازون، در توئیتر نوشته که حشر و نشر با لابی کشاورزان حتی در یک شب موجب تخریب جنگل در روز بعد می شود.

وزیر محیط زیست برزیل آنچه که بر آمازون رفته را غیرقابل پذیرش توصیف کرده و در عین حال زیر بار این نرفته که دولت دیلما روسوف در این زمینه مقصر است.

خانم تی‌شیرا گفت آنچه که روی داده به خاطر کم شدن بودجه ماموران قانون نیست.

او که برای شرکت در اجلاس تغییرات جوی سازمان ملل متحد به لهستان سفر کرده، گفته که به مجرد بازگشت به کشور می خواهد با فرمانداران و شهرداران محل هایی که بیشترین تخریب را داشته اند جلسه بگذارند و چاره‌اندیشی کنند که روند را به عقب بازگردانند.

جنگل‌های آمازون نقش بزرگی در تصفیه هوای زمین دارند و برای همین دولت برزیل در سال ۲۰۰۹ متعهد شد تا جلوی جنگل‌زدایی را در این کشور بگیرد.

آنها متعهد شدند که تا سال ۲۰۲۰ میلادی (هفت سال دیگر) ۸۰ درصد از جنگل‌زدایی در کشورشان را به نسبت آنچه که به طور متوسط بین ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۵ روی داده بود، کم کنند.

آیا جلوگیری از عطسه ناسالم است؟


عطسه ناگهانی یک نفر برای اطرافیانش معمولا نا‌خوشایند است. اما در عین حال نیز گفته می‌شود که جلوگیری از عطسه می‌تواند به پرده گوش صدمه بزند و ناسالم است. جواب علمی این مساله چیست؟

گفته می‌شود که از نظر بهداشتی بهتر است هنگام عطسه سوراخ‌های بینی را بسته نگه داشت. اما در برخی نشریات علمی گزارش‌هایی در این زمینه منتشر شده که نشان می‌دهند افرادی به علت بسته نگه داشتن بینی خود، هنگام عطسه ناشنوا شده‌‌اند.

متخصصان آلمانی در زمینه گوش و حلق و بینی نیز توصیه می‌کنند که هنگام عطسه نباید بینی را بسته نگه داشت، زیرا این کار می‌تواند عواقبی خطرناک به همراه داشته باشد.

آمار دقیقی در این‌باره هنوز موجود نیست. اما می‌توان از این موارد نتیجه گرفت که با بینی باز عطسه کردن سالم‌تر است.

پاک کردن شش‌ها از طریق عطسه

در هنگام عطسه کردن حدود ۴۰ هزار ذره با سرعت ۱۵۰ کیلومتر در ساعت از بینی به بیرون رانده می‌شوند. این واکنش بدنی (عطسه) برای مثال می‌تواند توسط ذرات خاک به‌وجود آید؛ ذراتی که عصب داخل غشای مخاطی بینی را تحریک می‌کنند. این عصب پیام را به قسمت مربوط به عطسه در مغز می‌رساند.

واکنش عطسه خود عملکرد خاصی دارد. با فشار زیادی که هوا از شش‌ها به بیرون رانده می‌شود، راه‌های تنفسی تمیز و پاک می‌شوند. این ذرات در غیر این صورت در شش‌ها می‌ماندند. 

پژوهشگران بیمارستان تحقیقاتی "ایزمیر آتاتورک" در ترکیه در مقاله‌ای آورده‌اند که هنگام عطسه با دهان نیمه باز، فشار در حفره بینی برای مدت کوتاهی به شدت افزایش می‌یابد. این فشار هم اندازه فشاری است که ماهیچه قلب یک بیمار فشار خون دارد آنهم در زمانی که ماهیچه‌های قلب دچار بیشترین انقباض هستند.

نور نیز می‌تواند محرک یک عطسه باشد 

علاوه بر خاک، فاکتورهای دیگری همچون نور هم می‌توانند ایجاد عطسه کنند. پژوهشگران گمان می‌برند که در هنگام نگاه به نور ارتباطی بین واکنش چشم و مرکز عطسه ایجاد می‌شود. به این معنا که محرک نور علاوه بر عصب چشم، عصب مربوط به عطسه را نیز تحریک می‌کند.

داستان پاييز؛ پايتخت نيمه تعطيل




اعتماد| هواي تهران بار ديگر از فردا آلوده خواهد شد، آلودگي‌اي كه با اجراي طرح زوج وفرد از درخانه‌ها كه مصوب كميته كاهش آلودگي هواست، قصد پيشگيري در اين امر وجود دارد. اما اجراي اين طرح مشكلاتي را براي تهراني‌ها ايجاد كرده، مشكلاتي كه آنها را به ناچار به سمت استفاده از حمل و نقل عمومي مي‌برد، ناوگاني كه به خودي خود مشكلاتي اساسي دارد و نمي‌تواند پذيراي جمعيت ميليوني تهران باشد. اما كميته ظهر ديروز تشكيل جلسه داد، جلسه‌يي با حضور اعضاي سازمان‌هاي درگير آلودگي. شهرداري، تعطيل كردن شهر را تصميمي غلط مي‌داند و استانداري چاره‌يي جز تعطيلي‌هاي نصفه و نيمه نمي‌بيند. به گفته نماينده سازمان هواشناسي، ظاهرا امروز آلودگي شروع مي‌شود و دوشنبه به اوج خود مي‌رسد. وحيد نوروزي، نماينده شهرداري با غلط خواندن اجراي طرح زوج و فرد اظهار داشت: «براساس قانون شاخص PSI بايد به بيش از 200 برسد كه طرح زوج و فرد و تعطيلي در دستور كار قرار گيرد اما با تدبير اعضاي كميته براي پيشگيري از ورود به شرايط بحراني اقدامات مذكور عملي شده تا شرايط بدتر از اين نشود. شهرداري به جاي اين اقدام پيشنهاد دارد از تردد خودروهاي فرسوده از جمله پيكان‌ها جلوگيري شود نتيجه بهتري حاصل خواهد شد چراكه در حال حاضر 70 هزار خودروي فرسوده از جمله پيكان‌ها به اندازه 2 ميليون و 500 هزار خودرو آلودگي ايجاد مي‌كنند.»شاخص كيفيت آلودگي هوا از ديگر مباحث مورد انتقاد بود كه توسط نماينده وزات بهداشت عنوان شد، كاظم ندافي با اعلام اينكه هيچ كشوري مانند ما شاخص اعلام نمي‌كند، گفت: «زماني كه شاخص كيفي آلودگي هوا اعلام مي‌شود ميانگين را اعلام مي‌كنند در حالي كه هيچ كشوري در سطح دنيا براين اساس عمل نمي‌كند بلكه ايستگاه‌هايي كه شرايط بدي از نظر سلامت دارند را ملاك عمل قرار مي‌دهند. در ديگر كشورهاي دنيا اگر قرار به اعمال محدوديت‌هايي باشد پيش از اينكه شرايط به وضعيت بدي تبديل شود نسبت به اجراي آنها اقدام مي‌شود، هميشه شهر تهران در فصل سرما تعصيلات چندروزه‌يي دارد كه منجر به خسارت‌هاي اقتصادي مي‌شود.»

مرگ و مير آلودگي يا شبه قتل عمد

اما آنچه در اين ميان مورد توجه است كيفيت سوخت مصرفي در خودروهاست،رييس كميسيون سلامت شوراي شهر تهران، ميزان مرگ ناشي از آلودگي هوا در تهران را سالانه بالغ بر 2700 نفر مي‌داند. رحمت‌الله حافظي، اعلام اينكه 88 درصد آلودگي هواي تهران ناشي از تردد خودروهاي سواري و موتوسيكلت‌ها ست، گفته است: «يك موتوسيكلت معادل 8 خودروي يورو 2 آلودگي ايجاد مي‌كند. 42 درصد هيدروكربن‌هاي نسوخته حاصل تردد موتوسيكلت‌هاست. مرگ و مير شهروندان بر اثر آلودگي هوا مثل قتل شبه عمد است، از قوه قضاييه خواستار ورود به موضوع آلودگي هوا هستيم.»معاينه فني كه عمرش درازتر شده است از گناهكاران اصلي آلودگي هواست، معاينه‌يي كه پنج‌ساله شده است. نمايندگان مجلس حتي از نوع فراكسيون محيط زيستي‌اش هم براي فوريت آن و تغيير هرچه زودتر آن عجله‌يي ندارند. كمال‌الدين پيرموذن درپاسخ به « اعتماد» درباره ايجاد فوريت درباره تغيير قانون معاينه فني خودروها گفت: «نكته اصلي اينجاست كه تعطيل كردن شهر چاره نيست، چاره در سوخت آلوده است كه ميزان بنزن و سرب‌اش استاندارد نيست، مشكل در پالايشگاه‌هايي است كه قولش را به مردم دادند و هنوز خبري از آنها نيست، مشكل در تنزل رتبه 70 درصدي زيست محيطي كشور در هشت سال گذشته است، اين اقدامات موقت تنها پاك كردن صورت مساله است، قانون معاينه فني را همين كارگروه تشكيل شده مي‌تواند تغيير دهد، نبايد كه منتظر مجلس باشند، اما با اين حال من قول مي‌دهم سه شنبه براي اين مساله جلسه‌يي بگذاريم و فوريت آن را در دستور قرار دهيم.»اما سالاري، قائم‌مقام سابق مديرعامل پالايش پخش در پاسخ به «اعتماد» درباره كيفيت سوخت بنزين گفت:« آنچه مشخص است اين است كه ما بر اساس استانداردهاي ملي كار مي‌كنيم و نمي‌توان تقصيرها را به گردن سوخت داخلي انداخت، چرا كه مشكلات آلودگي هوا را بايد در جاهاي ديگر جست‌وجو كرد، صنايع آلاينده اطراف كلانشهرها، حذف خودروهاي فرسوده از چرخه حمل و نقل، تعويض كانورتور و كاتاليست‌هاي خودروها كه بايد توسط خودروسازان انجام مي‌شد، اينها مشكلات اصلي آلودگي هوا محسوب مي‌شوند. ميزان بنزن بنزين داخلي زير يك درصد است و از اين بابت نبايد نگران باشيم.»اما برنامه‌ها براي كاهش آلودگي هوا آنقدر زياد بوده كه نمي‌توان به همه آنها يكجا پرداخت، حجم برنامه‌هاي اجرا نشده و در حال خاك خوردن. حقاني عضو كميسيون سلامت و محيط زيست شوراي شهر درباره اين برنامه‌هاي بلندمدت كاهش آلودگي هوا گفت: «ما از نظر برنامه كمبودي نداريم.

براي مثال طرح كاهش آلودگي هوا داريم، اما مشكل اين است كه اين برنامه اجرايي نشده است. قرار بوده از ابتداي سال 91 بنزين با استاندارد يورو چهار و از ابتداي سال 92 با كيفيت يورو پنج ارائه شود، قرار بوده توليد خودروها بر مبناي استانداردهاي جهاني صورت بگيرد، قرار بوده معاينه فني الزام‌آور شود، قرار بوده خودروهاي فرسوده از رده خارج و نوسازي شوند، قرار بوده كاتاليست‌ها و تجهيزات فني تاكسي‌ها مرتب تعويض شود، اما هيچ كدام از اين كارها انجام نشده است. قرار بوده پليس با متخلفان و توليد‌كنندگان آلودگي برخورد كند، اما ابزار قانوني را در اختيارش نمي‌دهند. در نتيجه در سطح شهر ماشين‌ها و موتوسيكلت‌هاي دودزا فراوان است، اما هيچ كسي به آنها رسيدگي نمي‌كند.»فعلا كه شاخص‌هاي آلودگي نشان از هواي سالم مي‌دهد، هوايي كه در آستانه ناسالم شدن است و حتي شايد هم به حالت اضطرار برسد. تنها راهكار موقت استانداري در حال حاضر زوج و فرد كردن شهر است و محدوديت تردد خودروها. اما كسي به فكر راهكاري عمقي‌تر و عملي‌تر نيست تا تنها با ارائه راهكارهاي اينچنيني كه آسان‌ترين كارهاست و تنها تردد مردم در شهر مختل مي‌شود، هوا را براي چند ساعت صاف نگه نداريم.
اعتراض مردم به نيمه تعطيل كردن شهر تهران
بانوي خانه‌دار 45‌ساله ساكن شمال تهران مي‌گويد: «به نظر من تعطيلي يا زوج و فرد كردن تردد خودروها در كاهش آلودگي هواي تهران تاثيرگذار نيست زيرا هزينه‌هاي گران رفت و آمد با وسايل عمومي باز هم بر مردم تحميل مي‌شود. وقتي تردد خودروها به زوج و فرد از منازل محدود مي‌شود ما بايد مسووليت آمد و شد فرزندمان را بر عهده بگيريم چون نمره خودرويمان يا زوج يا فرد است. از آن طرف هزينه سرويس و آژانس هم آنقدر گران است كه نمي‌توانيم تمام رفت و آمدها را با اين وسايل تقبل كنيم. وسايل حمل و نقل عمومي هم از تمام خودروها آلوده‌تر است اما هيچ مسوولي به اين موضوع رسيدگي نمي‌كند. اتوبوس‌ها و ميني‌بوس‌هاي خطي كه هوا را آلوده مي‌كنند دايم در رفت و آمدند بدون آنكه مانعي براي ترددشان ايجاد شود. بايد از توليد و فعاليت شركت‌هايي كه دقيقه‌يي خودرو توليد مي‌كنند و مي‌فروشند جلوگيري كنند. بنزين ناسالم هم كه ديگر نور علي نور است. با اين تعطيلات موقتي آلودگي هواي تهران برطرف نمي‌شود. امروز دبستان و فردا دانشگاه و روز بعد هم ادارات را تعطيل مي‌كنند. در شرايط عادي مملكت فلج است. آيا وضعيت اقتصادي‌مان خيلي عالي است كه بايد دايم در تعطيلات باشيم؟»

يك فروشنده لوازم خانگي در محدوده جنوب تهران هم با تعطيل كردن شهر به جاي پيدا كردن راهكار اساسي و پايدار مخالف است و مي‌گويد: «اين تعطيلات درست نيست زيرا قصد اصلي از اين تعطيلات اين است كه خودروي كمتري در خيابان تردد كند در حالي كه در همين ايام تعطيل شاهد هستيم كه اتفاقا حجم ترددها افزايش پيدا مي‌كند. بنابراين، اين تعطيلات در كاهش آلودگي هواي تهران تاثيرگذار نيست.»

صاحب يك شركت مهندسي در شمال شهر هم به «اعتماد» مي‌گويد: «تعطيل كردن شهر با هدف كاهش آلودگي هواي تهران ضربه بزرگي به مردم مي‌زند. مردم بلاتكليف شده‌اند. نمي‌دانيم طرح زوج و فرد دايمي است يا موقت است. بايد جمع‌آوري خودروهاي دودزا و فرسوده را جدي بگيرند. خودروهاي غيراستانداردي كه با استفاده از رانت‌هاي دولتي توليد مي‌شود بايد جمع‌آوري شود. موتوسيكلت‌ها بايد جمع‌آوري شوند كه متاسفانه با توجيه ايجاد شغل فعلا مسكوت مانده است. تردد همين خودروهاي غيراستاندارد و فرسوده به همين خروجي آلودگي هوا ختم مي‌شود. متاسفانه دولت در حال پاك كردن صورت مساله است در حالي كه سازو كار چيز ديگري است.»

يك مرد بازنشسته ساكن غرب تهران مي‌گويد: «من در زمان آلودگي هوا از خانه خارج نمي‌شوم چون قلبم را جراحي كرده‌ام. اما براي مردمي متاسفم كه ناچار به خارج شدن از منزل هستند و اين هوا را تنفس مي‌كنند. و براي دولت‌ها متاسفم كه جان مردم برايشان اهميتي نداشته و فقط دنبال پيدا كردن مقصر بوده‌اند بدون آنكه تلاشي در شناسايي تقصير داشته باشند. گناه را بر گردن يكديگر مي‌اندازند و سعي مي‌كنند دامن خودشان را پاك كنند. چه كسي بنزين توليد مي‌كند؟ چه كسي بنزين مي‌خرد؟ چه كسي بنزين را به پمپ‌هاي بنزين مي‌دهد؟ اينها بايد پاسخگو باشند كه هيچگاه اسم‌شان را هم نشنيده‌ايم.»

كارمند يك دارالترجمه در مركز تهران مي‌گويد: «تعطيلي‌ها غير از آنكه به اقتصاد كشور لطمه مي‌زند هيچ سودي در جهت كاهش آلودگي هواي شهر تهران ندارد. دولت هم مي‌داند كه راه‌حل اصلي براي كاهش آلودگي هواي شهر تهران استاندارد كردن سوخت خودروهاست اما با تغيير موضوع مي‌خواهد خودش را به ندانستن بزند. ديگر بچه‌هاي دبيرستاني هم فهميده‌اند كه علت اصلي آلودگي هواي شهر تهران سوخت غير‌استاندارد است. دولت چه چيزي را از مردم پنهان مي‌كند؟»

خانم خانه‌دار 36 ساله ساكن شرق تهران مي‌گويد: «مشكل آلودگي هواي تهران بايد به صورت اساسي حل شود. اين تعطيلات فقط مسكن موقت است. دو يا سه روز تعطيل مي‌كنند و تصورشان اين است كه آلودگي برطرف مي‌شود. باقي روزها آيا هواي تهران سالم است؟ البته من با تعطيل شدن مدارس موافق بودم زيرا دختر دبستاني دارم كه مبتلا به آلرژي است و اگر در هواي آلوده بيرون برود ريه‌هايش آسيب مي‌بيند. اما آيا تعطيل كردن راه‌حل موثري براي كاهش آلودگي هواي تهران است وقتي سوخت غير‌استاندارد به مردم فروخته مي‌شود؟»

مادر دو فرزند ساكن مركز تهران به «اعتماد» مي‌گويد: «فرزندان من در مقطع دبستان درس مي‌خوانند. هفته گذشته فقط يك روز مدرسه رفتند و از روز يكشنبه تعطيل بودند بدون آنكه معلم بتواند برايشان برنامه درسي و تكليف خانه بدهد. دو هفته ديگر امتحانات شروع مي‌شود و اين تعطيلات بيشترين آسيب را به دانش‌آموزان مي‌زند چون در واقع بازده كار آنها را كم مي‌كند. من با طرح زوج و فرد موافقم اما اين طرح هم نمي‌تواند راه‌حل دايمي باشد. مردم خودرو مي‌خرند كه در تمام ايام سال از آن استفاده كنند نه آنكه فقط در روزهاي زوج يا فرد سال اجازه استفاده از آن را داشته باشند. دولت بايد در پي راه‌حل موثر باشد. تعطيل كردن مدارس و ادارات و محدود كردن تردد خودروها در حالي كه اخبار افزايش نمره‌گذاري خودروها را مي‌شنويم بي‌فايده است.»

بانوي ساكن جنوب تهران هم مي‌گويد: «زوج و فرد شدن تردد خودروها يا تعطيل كردن مدارس و دانشگاه‌ها نمي‌تواند به كاهش آلودگي هواي شهر تهران كمك كند. مردم چقدر درآمد دارند كه از يك طرف براي خودروي شخصي‌شان خرج كنند از طرف ديگر در زمان محدود شدن تردد، مجبور به پرداخت كرايه آژانس و اتوبوس و تاكسي باشند؟ علاوه بر آنكه در اين تعطيلات هم كسي خانه نمي‌نشيند كه شاهد كاهش آلودگي هوا و خلوت شدن شهر باشد. شما در اين چند روز سري به خيابان‌ها مي‌زديد تا ببينيد كه اتفاقا رفت و آمد مردم بيشتر هم شده بود.»

هوش عاطفی چیست؟

والدین ایرانی، همسو با یک مد شیوع یافته جدید، به این باور رسیده اند که رمز موفقیت فرزندانشان در گرو مهارتهایی است که اصطلاحاً با هوشِ ریاضی یا چیزی به نام آی کیو  سنجیده می‌شود. البته این اندیشه یکسره بر خطا نیست، اما باید خاطر نشان ساخت که نگرش‌های نوین، معنای داشتن هوش بیشتر را به تلاش موفق در «حل مسئله» محدود نمی کنند و توانایی‌های روان‌شناختی را هم در آن دخیل می‌دانند.

 اگر چه توانایی حل مسئله یکی از مهمترین ابزارهای رشد ذهنی انسان است، اما باید توجه کرد که انسان اجتماعی توده‌ای متراکم از احساسات و عواطف است.  بر این اساس، شناخت احساسات و تمایز آنها، تشخیص منشاء آنها و نهایتاً کسب مهارت لازم برای کنترل آنها می‌تواند توانایی حل مسائل اجتماعی را افزایش دهد.

امروزه برای کسب موفقیت‌های اجتماعی از چیزی به نام هوش عاطفی سخن می‌رود که در روابط میان انسان‌ها نقش اساسی را بازی می‌کند. به عبارت دیگر، هوش عاطفی وظیفه اش مدیریتِ احساسات انسانی است.

درک احساسات دیگران و واکنش متناسب به آنها دادن، کنترل احساسات، گریز از احساسات مخرب در تصمیم‌گیری‌ها، تلاش برای یافتن آرامش شخصی، همه و همه نکاتی هستند مرتبط با مهارت‌‌هایی که از آن به عنوانِ هوش عاطفی یاد می شود.

شاید برای بسیاری از ما قابل درک نباشد که واکنش یک کودک در مواقعی که اسباب‌بازی‌اش توسط همبازی او به غنیمت گرفته شده است می‌تواند مبنای رفتار و عکس العملی باشد که در بزرگسالی در حین احساسِ ضرر به سراغ او می‌آید. اگر برای کودکان شانس بیشتری برای تکرار و تجربه اندوزی در مواجهه با چنین موقعیت‌هایی فراهم شود شانسِ بیشتری برای تصمیم‌‌گیری‌های درست خواهند داشت.

بسیاری از پدر و مادر‌ها فکر می کنند موفقیت اجتماعی فرزندانشان در گرو  افزایش محفوظات آنها است. اصرار بر آموختن مهارت‌های درسی پیش از موعد، اگرچه می‌تواند برای کودکان مفید باشد اما اگر این عمل مفید به ازای اهمیت ندادن به مهارت های اجتماعی کسب شود می‌تواند مضر نیز باشد.

تاکید بیش از حد به یادگیری و حفظ کردن اطلاعات، صدمات خود را به محض ورود به محیط‌های اجتماعی مثل دبستان که سرشار است از رفتارهای متنوع و متفاوت، نشان می‌دهد. کودکی که پیش از موعد، آموزش‌های درسی را  قرار گرفته است در کلاس حوصله‌اش سر می‌رود و احساس هماهنگی با جمع نمی‌کند.

 در چنین شرایطی، خصلت های ضد جمع بودن، نپذیرفتن مسئولیت در کار جمعی و  از همه مهمتر، احساس بی نیازی و تکروی می‌تواند جهان‌بینی عاطفی کودک را تحت الشعاع قرار دهد و او را به انزواطلبی سوق دهد.

کودکی که دارای محفوظات و اطلاعات بیشتر و رفتار های اجتماعی ضعیف تری است یا احساس برتری می کند و یا اینکه تصور می کند دیگران او را نمی فهمند. ادامه‌ی این روند منجر به این خواهد شد که برای دیگران ارزش چندانی قائل نخواهد شد. نتیجه ایی که برای او جز عدم سازگاری و تبدیل به فردی جمع‌گریز و خودخواه  ثمر دیگری ندارد.

افرادی که در کودکی وجود دیگری را برنمی‌تابند و فرصت کشف مکانیسم خویشتنداری را در گذشتن از لذت های کوچکتر به نفع لذات بزرگتر  نمی‌یابند، همان کودکان، در بزرگسالی در مهمترین مشارکت اجتماعی خود یعنی همسرگزینی نیز دچار مشکل عاطفی عمیق می‌شوند و به سختی می‌توانند از بحران‌هایی که تجربه‌ نکرده‌اند سربلند بیرون آورند.

 این گونه افراد، با آنکه قابلیت‌های شغلی بالا و مدارج تحصیلی قابل توجه خواهند داشت  اما در برقراری ارتباط، در بیان احساس و خواسته های خود قاصرند. چنین افرادی با وجود آی کیوی بالا، از سلامت روانی کمتری برخوردارند و گرایش بیشتری به اعتیادپذیری از خود بروز می‌دهند.

Intelligence Quotient

Emotional Intelligence

http://marde-rooz.com

آلودگی هوا مردان را نابارور می‌کند


پیامدهای زیانبار آلودگی هوا برای سلامتی انسان‌ها ابعاد گسترده‌‌ای دارد. نتیجه تحقیق گروهی از پزشکان چینی درباره اسپرم مردانی که هوای آلوده شهری را تنفس کرده‌اند حاکی از "بدشکل" شدن اسپرم‌ها و کاهش قدرت باروری آنهاست.

آلودگی هوای شهرهای بزرگ، به ویژه کلان شهرهای آسیایی، مدتهاست گریبانگیر ساکنان این شهرها شده است. آلودگی هوا در این شهرها هر سال با کاهش دما، سکون توده‌های هوا و روشن شدن تجهیزات گرمایشی خانه‌ها نسبت به وضعیت هشدار می‌رسد. ‎

ساکنان ابرشهرهای مختلف چین نیز مانند تهرانی‌ها با این معضل بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هفته جاری انتشار خبر ابتلای یک دختر هشت‌ساله چینی به سرطان ریه به دلیل تنفس هوای آلوده بازتاب گسترده‌ای در افکار عمومی این کشور داشت.

به گزارش خبرگزاری رسمی شینگهوا، پزشک این دختر هشت ساله آلودگی هوای محل سکونت او در ایالت جیانگ‌سو را دلیل ابتلای او به سرطان ریه عنوان کرده است.

همزمان با انتشار این خبر، نتیجه تحقیق گروهی از پزشکان چینی نیز از ناباروری مردان به دلیل تنفس هوای آلوده خبر می‌دهد. نتیجه این تحقیق که به تازگی منتشر شده است حاکی از "بدشکل" شدن اسپرم‌ها و کاهش توانایی باروری آنهاست.

اسپرم‌های تغییر شکل یافته توانایی حرکت خود را از دست می‌دهند اسپرم‌های تغییر شکل یافته توانایی حرکت خود را از دست می‌دهند

کاهش توانایی حرکت اسپرم‌های "بدشکل"

تیم پزشکی دکتر "لی زنگ" و همکاران او از بیمارستان "رنجی" در شهر شانگهای، متوجه تغییر شکل اسپرم مردان به دلیل تنفس هوای آلوده شدند.

این تیم پزشکی به بررسی نمونه‌های اسپرمی پرداختند که در مدت ده سال در بزرگترین بانک اسپرم شهر میلیونی شانگهای جمع‌آوری شده بودند.

نتیجه پژوهش آنان نشان می‌دهد که اسپرم‌ها در ده سال گذشته و با افزایش آلودگی هوا در این شهر، رفته رفته "بلندتر" و "بدشکل تر" شده‌اند. این تغییر فرم موجب کاهش توانایی شنای آنها در مایع اسپرم و در نتیجه کاهش باروری اسپرم‌ها شده است.

نکته قابل توجه اینجاست که دو سوم اسپرم‌های بررسی شده فاقد استانداردهای تعریف شده سازمان بهداشت جهانی بودند. دکتر لی، مدیر این تیم پژوهشی، هشدار می‌د‌هد که "باروری مردان قربانی آلودگی هوا می‌شود".

افزایش نقص عضو جنین و تولد نوزادان زودرس

نتیجه تحقیق در مورد کاهش باروری مردان با تنفس هوای آلوده در حالی منتشر می‌شود که گروه دیگری از پژوهشگران چینی در مورد تاثیر زیانبار آلودگی هوا بر شکل‌گیری جنین و تولد نوزادان زودرس هشدار داده بودند.

افزایش ریزگردها که موجب نشستن دودمه در سطح شهر می‌شود نقص جنین را افزایش می‌دهدافزایش ریزگردها که موجب نشستن دودمه در سطح شهر می‌شود نقص جنین را افزایش می‌دهد

جمعه گذشته (۸نوامبر/ ۱۷ آبان) ‌آکادمی جامعه‌شناسی چین هشدار داده بود که ریزگردهای معلق در هوا منجر به افزایش نقص عضو جنین ‌و تولد نوزادان زودرس می‌شود.

با این حال هرچند که آلودگی هوا به یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث محافل عمومی در چین تبدیل شده اما ساکنان شهرهای آلوده برای دست‌و پنجه نرم کردن با این معضل بزرگ چاره‌‌ای پیش رو نمی‌بینند.

سال به سال آلودگی هوا در سطح کلان‌شهرها شدت گرفتهاست. از جمله شهر پکن را برخی روزها دودمه غلیظی فرا می‌گیرد که دامنه دید را گاه به حداکثر سه متر کاهش می‌دهد.

مقامات مسئول پکن اعلام کردند که در نظر دارند با صرف هزینه‌ا‌ی بالغ بر ۳۶ میلیارد یورو غلظت ریزگردهای این شهر را تا سال ۲۰۱۷ میلادی، یعنی سه سال دیگر، به یک چهارم کاهش دهند.‎ این درحالی است که غلظت ریزگردهای معلق در هوای پکن در سال جاری نسبت به سال گذشته یک چهارم افزایش یافته است.

اثری از فرانسیس بیکن رکورد "جیغ" ادوارد مونک را شکست


اثری از فرانسیس بیکن، نقاش ایرلندی رکوردی تازه در تاریخ حراج آثار هنری به جای گذاشت. این اثر که سه قطعه را دربرمی‌گیرد، به مبلغ ۴ / ۱۴۲ میلیون دلار به فروش رفت. رکورددار قبلی، تابلوی "جیغ" اثر ادوارد مونک بود.

نمایی از «سه اتود از لوسین فروید»

نمایی از «سه اتود از لوسین فروید»

شامگاه سه‌شنبه (۱۲ نوامبر / ۲۱ آبان) اثری سه‌قطعه‌ای از فرانسیس بیکن، نقاش صاحبنام ایرلندی موفق شد رکوردی تازه در عرصه حراج آثار هنری به جای گذارد.

خانه حراجی کریستی در نیویورک امید داشت که از فروش این اثر ۹۰ میلیون دلار حاصل شود. این خود رکوردی تازه در فروش آثار بیکن محسوب می‌شد. حاصل حراج اما در نهایت از سطح انتظارات به مراتب بالاتر بوده و اثر مزبور به مبلغ ۱۴۲ میلیون دلار و ۴۰۰ هزار دلار به فروش رفته است.

این اثر که سه تابلو را در بر می‌گیرد "سه اتود از لوسین فروید" نام دارد. لوسین فروید که خود یکی از نقاشان مطرح بریتانیایی محسوب می‌شود، از نوه‌های زیگموند فروید، روانکاور مشهور بوده است.

رکورد حراج آثار هنری تا پیش از این در اختیار تابلوی "جیغ"، اثر معروف ادوارد مونک، نقاش نروژی بود که حدود یک و نیم سال پیش به مبلغ ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شده بود.

فرانسیس بیکن در سال ۱۹۰۹ در ایرلند به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۲ در اسپانیا از دنیا رفت. او یکی از مهم‌ترین نقاشان قرن بیستم میلادی محسوب می‌شود. انسان و بدن او از جمله موضوعات محوری است که بیکن در آثارش بیش از همه به آن پرداخته است.

وی در آخرین مصاحبه‌ای که پیش از مرگش انجام داد، از جمله گفته بود: «من در زندگی‌ام جنگ‌های بسیار زیادی را تجربه کردم». رد پای سایه جنگ و تاثیر آن بر سرنوشت انسان‌ها در آثار این نقاش ایرلندی به خوبی مشهود است.

درخور توجه آن که فریاد یکی حالت‌هایی است که مورد توجه این نقاش قرار داشته و یک‌چهارم چهره‌هایی که در آثار وی دیده‌ می‌شوند، دهانی باز دارند و یا در حال فریاد کشیدن هستند. بیکن در طول زندگی خود حدود ۱۳۰ اثر هنری به جای گذاشت.

دستورالعمل جدید برای جلوگیری از سکته و حملات قلبی

دستورالعمل جدید در آمريکا برای جلوگیری از سکته و حملات قلبی، داروهای استاتين مخصوص پایین آوردن کلسترول را برای تعداد بيشتری از آمريکاييان تجويز می کند.


دستورالعمل جديد که روز سه شنبه توسط دو سازمان پزشکی برجسته آمريکا منتشر شد، از یک فرمول جدید برای محاسبه خطر قلبی افراد استفاده می کند. اين فرمول عوامل بسیاری را بعلاوه کلسترول که تا به حال تمرکز اصلی پزشکان بوده است، در نظر می گيرد.

بالا ترين ميزان مرگ و مير در سراسر جهان، بر اثر بیماری های قلبی است. و کلسترول بالا منجر به سخت شدن عروق میشود که می تواند حمله قلبی یا سکته مغزی به همراه داشته باشد.

میلیون ها آمریکایی داروهای استاتین را بکار می برند، که به طور چشمگیری باعث کاهش کلسترول خون می شود.

بر اساس دستورالعمل های قبلی، داروهای استاتین برای حدود ۱۵ درصد از بزرگسالان آمریکایی توصیه می شد، اما، تحت فرمول جدید توصيه می شود که یک سوم جمعیت بزرگسال، يعنی ۳۳ میلیون آمریکایی، از اين داروها استفاده کنند.

تاثیر شگفت‌انگیز شبه‌دارو

عملکرد شبه‌داروها (Placebo) در علم پزشکی هنوز کاملا روشن نیست. شبه‌داروها درد را کم می‌کنند، افسردگی را از بین می‌برند و از لرزش بیماران پارکینسون می‌کاهند. این پدیده قدیمی و در عین حال عجیب و اسرارآمیز است.

دانش درباره‌ی شبه‌داروها قدمتی بسیار دارد. تحقیقات در این مورد به بزرگترین اسرار طبیعت مربوط می‌شوند. به گفته‌ی افلاطون، فیلسوف یونانی، درمان زمانی امکان‌پذیر است که بیمار به تأثیر دارو باور داشته باشد . این باور به تاثیر دارو است که باعث کارکرد درمانی یک شبه‌دارو (Placeboمی‌شود.

گوستاو دوبوس پزشک داخلی از درمانگاه طب گیاهی شهر اسن در آلمان می‌گوید: «در واقع شبه‌دارو یک "دارونما" است». او می‌افزاید: «یک جراحی غیر واقعی مثل معالجه‌ای است که در جریان آن در اصل نه اشعه‌ی لیزر، بلکه نوری که تنها قرمز است، پخش می‌شود. در نتیجه یک شبه‌دارو از نظر ظاهری کاملا شبیه اصل داروست، اما ماده‌های تاثیرگذار را در برندارد».

تزریق نمک به‌جای مورفیوم

یک شبه‌دارو از نظر ظاهری کاملا شبیه اصل داروست
عملکرد یک شبه‌دارو با علم پزشکی که مبنی بر تحقیقات دقیق است، مطابقت ندارد. به همین خاطر بسیاری از پزشکان، شبه‌دارو را، از زمانی که وارد متون پزشکی شد، مورد تمسخر قرار دادند. اما با این همه شبه‌دارو تاثیر خود را می‌گذارد. برای مثال تجربه‌ی یک پزشک ارتش در آمریکا در جنگ جهانی دوم تاثیر شبه‌دارو را اثبات می‌کند.

در روزهای اول شلوغی جنگ، داروی مورفیوم ارتش تمام شده بود، اما آن پزشک می‌بایست صدها سرباز زخمی‌شده را با این دارو تسکین بدهد. در این جریان، او به یکی از سربازان خود به جای مورفیوم آمپول نمک تزریق کرده و به او گفته بود که مورفیوم است. جالب این است که تمام سربازانی که این پزشک به آنها آمپول نمک تزریق کرده بود، دردشان کمتر شده بود.

در این‌جا این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌شود که نمک همان تاثیر مورفیوم را در بدن داشته باشد. گوستاو دوبوس توضیح می‌دهد: «برخی می‌گویند که این، یک نوع "خوددرمانی" است. اما به نظر من کارکرد شبه‌دارو به انتظار بیمار مربوط می‌شود».

هنگام ورود شبه‌دارو به بدن بیمار، در رگ‌های مغز یک سری مکانیزم‌ فعال می‌شود
روبرت یوته، مدیر موسسه‌ی تاریخ پزشکی از «بنیاد روبرت بوش» توضیح می‌دهد: «توسط تکنولوژی جدید ما می‌توانیم مشاهده کنیم که هنگام ورود شبه‌دارو به بدن، در مغز بیماراتفاقاتی می‌افتد. این نشان می‌دهد که شبه‌دارو چیزی فراتر ازتلقین است».

مانفرد شدلووسکی، یکی از محققان شبه‌دارو و مدیر موسسه روان‌شناسی پزشکی در دانشگاه اسن، عملکرد شبه‌دارو را چنین توصیف می‌کند: «با این برداشت بیمار که "من دارویی مصرف می‌کنم که دردم را کم می‌کند" در رگ‌های مغز انسان فرایندهایی به جریان می‌افتند که منجر به ترشح زیاد مورفیوم خود بدن می‌شوند. این ترشح از درد بیمار می‌کاهد».

پذیرش تدریجی شبه‌دارو برای درمان پزشکی

در این میان، شورای علمی کانون پزشکان آلمان طی بیانیه‌ای در ماه ژوئیه سال جاری از استفاده از شبه‌داروها استقبال کرده است.

روبرت یوته در این‌باره می‌گوید: «به دلیل آنکه تاثیر شبه‌دارو در هر معالجه‌ای ممکن است، مهم و لازم است که پزشکان حتی در دوران دانشگاهی خود و همچنین در سمینارهای پس از آن، معلومات کامل درمورد عملکرد شبه‌داروها را کسب کنند».

پس از سال‌ها تمسخر و بی‌اعتنایی، شبه‌داروها به تدریج وارد علم پزشکی مدرن می‌شوند.

تصویر مردی که همه خواب می بینند

 

از سال ۲۰۰۶ وقتی که بیمار یک روانپزشک معروف نیویورکی، طرح صورت مردی که در حواب می بیند را کشیده است تاکنون هزاران نفر در سراسر جهان ادعا کرده اند که مردی به این شکل را در خواب خود دیده اند. به همین مناسبت تئوری های مختلفی برای این پدیده ارائه شده است.

بر طبق نظریه یونگ، این تصویر « آرکاتیپ» یک مرد است که در ضمیر  ناخودآگاه عمومی بشر وجود دارد

بر اساس نگاه مذهبی غربی، این تصویری است از قدرت برتر که در ذات  بشر وجود دارد

بر اساس یک نظر روانشناسی کمابیش غیر علمی، این تصویر واقعی مردی است که قدرت تردد در رویاهای مردم را دارد

یک نظریه نیز بر اساس فرهنگ « دائی جان ناپلئون»  وجود دارد که می گوید کمپانی های بزرگ اقتصادی در حال پخش و جایگزین کردن این تصویر در ذهن زنان هستند ( که البته مجله ما را هم ناخواسته به خدمت خود گرفته اند).

از دید ما، اینگونه مطالب و اخبار، بیشتر در مجموعه اسطوره های مدرن می گنجند. اتفاقات و پدیده هایی که نوعی از افسانه های شهری را در بر می گیرند. منبعی که برای درج گزارش استفاده شد یک مجله خوش ذوق و البته بازیگوش است که منعکس کننده ماجراهای است که در محدوده رسانه های رسمی! نمی گنجند.

 مجله io9

http://marde-rooz.com

 

کاربرد واکسن سل در درمان دیابت

بِ- ثِ – ژ BCG یا واکسن سل یکی از قدیمی ترین واکسن های تولید شده توسط پزشکان و پژوهشگران علوم بهداشتی است که برای پیشگیری از ابتلا به سل به کار می رود. اما این واکسن شناخته شده و پر کاربرد؛ پس از ۸۰ سال که از عمرش می گذرد، مورد مصرف جدیدی پیدا کرده است؛ درمان دیابت نوع یک یا دیابت جوانان.

در اغلب کشورهای در حال توسعه بِ- ثِ – ژ، جزو واکسن های ضروری در برنامه ایمن سازی کشوری است و نزدیک به یک قرن است که جلوی مسلول شدن میلیون ها نفر را گرفته است. اما تا پیش از این کسی برای این واکسن نقش دیگری قائل نبود تا اینکه اخیرأ، پژوهشگران دانشگاه هاروارد، در یک کارآزمایی بالینی این فرضیه را پذیرفتند که واکسن سل، قادر به تحریک ترشح انسولین در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک است.
دکتر دنیس فاستمن سرپرست تیم پژوهشی هاروارد می گوید؛ «تیم ما متوجه شد که حتی دو دوز ضعیف واکسن بِ ثِ ژِ، اگر با فاصله چهار هفته تزریق شود، سلول های ایمنی مهاجمی را که نسج پانکراس را از بین می برند، مهار می کند.»  

در دیابت نوع یک، سلول های سازنده انسولین در پانکراس یا لوزالمعده به دلیل نامعینی توسط سیستم ایمنی بدن تحت حمله قرار می گیرند و از بین می روند. این بیماری غالبأ نوجوانان را گرفتار می کند و فرد مبتلا باید تا آخر عمر انسولین تزریق کند. دکتر فاستمن می گوید، واکسن از طریق فعال کردن هورمونی به نام TNF  یا فاکتور معدوم کننده تومور عمل می کند. 

واکسن ب- ث- ژ جلوی ابتلا به نوع منتشر و خطرناک سل را می گیرد و دکتر فاستمن می گوید؛ اگر شرکت کنندگان در این مطالعه، منفعتی در بهبود دیابت نبرند، حداقل علیه سل واکسینه شده اند. او ادامه می دهد که شخصأ نسبت به سودمندی واکسن برای بیماران دیابتی اطمینان دارد و فقط در پی آن است که میزان لازم و توالی تزریق های آن را مشخص کند.

تلاش برای ریشه کنی دیابت شکست خورده است

بنا به گفته کارشناسان، با وجود ۳۲۸ میلیون انسان مبتلا به بیماری دیابت، مقابله با این بیماری شکست خورده است. رقمی که کارشناسان پزشکی روز پنج شنبه (۱۴ نوامبر) از تعداد افراد مبتلا به دیابت ارائه داده اند، بالاترین سطح در تاریخ مبارزه با این بیماری محسوب می شود.

موارد ابتلای به دیابت نوع ۲ و اپیدمی این بیماری در کشورهای در حال توسعه در شرایطی به سرعت در حال افزایش است که تعداد زیادی از مردم این کشورها، سبک زندگی شهری و رژیم های غذایی غربی را جایگزین سبک زندگی سنتی خود کرده اند.

چاقی و ورزش نکردن از جمله عوامل عمده ابتلای به بیماری دیابت نوع ۲ به شمار می روند.

جدیدترین ارزیابی «فدراسیون بین المللی دیابت» با نرخ ۸ و ۴ دهم درصدی ابتلای جمعیت بزرگسال به دیابت همخوانی دارد. در سال ۲۰۱۲ تعداد مبتلایان به دیابت در سراسر دنیا ۳۷۱ میلیون نفر بود.

این سازمان پیش بینی کرده است تا سال ۲۰۳۵ تعداد افراد مبتلا به ۵۹۲ میلیون نفر خواهد رسید، رقمی که از افزایش ۵۵ درصدی این بیماری حکایت می کند.

این فدراسیون در ششمین شماره «اطلس دیابت» نوشته است در هر ۶ ثانیه یک نفر، یعنی سالانه ۵ میلیون نفر بر اثر ابتلای به بیماری دیابت جان خود را از دست می دهند. در این یادداشت آمده است «مبارزه برای نجات جان مردم از دیابت و پیامدهای خطرناک و فلج کننده این بیماری با شکست مواجه شده است».

سطح قند خون افراد مبتلا به دیابت نوسان دارد و همین امر پیامدهای خطرناکی همچون آسیب به چشم، کلیه ها و قلب دارد و اگر مورد درمان قرار نگیرد، باعث مرگ زودرس خواهد شد.

دیوید ویتینگ، کارشناس اپیدمولوژی و بهداشت عمومی فدراسیون می گوید «هر سال شاهد افزایش تعداد افراد مبتلا به دیابت و رو به وخامت گذاشتن شرایط آن ها هستیم. هر سال اوضاع بدتر می شود».

او می گوید راهبردی که همه اقشار و بخش های جامعه با انتخاب یک رژیم غذایی بهتر و سبک زندگی سالم تر در آن مشارکت داشته باشد، راهکار اصلی مقابله با این بیماری است.

بر اساس محاسبه این فدراسیون بین المللی، دیابت سالانه برای نظام بهداشت و درمان کشورها ۵۴۸ میلیارد دلار هزینه در بردارد و احتمال دارد این هزینه تا سال ۲۰۳۵ به بیش از ۶۲۷ میلیارد دلار بالغ شود.

مسئله نگران کننده برای کارشناسان و متخصصان بهداشت و درمان این است که ۱۷۵ میلیون مورد ابتلای افراد به دیابت هنوز به طور کامل تشخیص داده نشده اند، بنابراین تعداد بسیاری زیادی از مردم از ابتلای به دیابت و پیامدهای ناشی از آن آگاهی ندارند. بیشتر این افراد در خانواده های کم درآمد و یا با درآمد متوسط در کشورهایی زندگی می کنند که بسیار کمتر از سایر اقشار جامعه آمریکا و اروپا به خدمات بهداشت و درمان دسترسی دارند.

چین از جمله کشورهایی است که تعداد کل افراد مبتلا به دیابت در آن از سایر نقط جهان بسیار بیشتر است. انتظار می رود تعداد مبتلایان به بیماری دیابت در چین تا سال ۲۰۳۵ به بیش از ۱۴۲ میلیون نفر بالغ شود. در حال حاضر بالغ بر ۹۸ میلیون نفر در چین به دیابت مبتلا هستند.

شرکت های داروسازی طی سال های گذشته برای مقابله با دیابت انواع داروها را تولید کرده اند اما بسیاری از بیماران هنوز برای کنترل قند خون و بیماری خود با چالش های بسیاری روبرو هستند.

حمل چاقو‌های کوچک در پروازهای آمریکا آزاد می شود


چاقوهای معمولی و کوچک

این تصمیم جدید با انتقاد نهاد صنفی حمایت از حقوق مسافران خطوط هوایی آمریکا روبرو شده که معتقد است حتی حمل چاقوهای کوچک هم می تواند امنیت مسافران و تیم پرواز را به خطر بیاندازد

برای نخستین بار پس از حملات یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، مرکز نظارت بر امنیت حمل و نقل آمریکا اعلام کرده که مسافران خطوط هوایی این کشور دوباره اجازه خواهند یافت تا چاقوهای کوچک و برخی اشیاء برنده را همراه خود به داخل هواپیما حمل کنند.

این مرکز تصمیم گیری روز سه شنبه (پنجم مارس - ۱۵ اسفند) اعلام کرد که از بیست و پنجم ماه آوریل آینده، مسافران خطوط هوایی اجازه خواهند داشت که اشیاء تیزی که درازای تیغه آنها بیشتر از ۶ سانتیمتر و پهنای تیغه آنها کمتر از ۱۲ و شش دهم میلیمتر است را همراه کیف دستی‌شان به داخل هواپیما ببرند.

با این وجود، حمل تیغ‌های اصلاح آقایان، تیغ موکت بری و چاقوهای بزرگتر از سایزهای اعلام شده و دارای ویژگی‌های سلاح‌گونه همچنان در فهرست اشیاء ممنوعه باقی خواهند ماند.

این تصمیم جدید با انتقاد نهاد صنفی حمایت از حقوق مسافران خطوط هوایی آمریکا روبرو شده که معتقد است حتی حمل چاقوهای کوچک هم می تواند امنیت مسافران و تیم پرواز را به خطر بیاندازد.

اما مقام‌های تصمیم گیرنده در این باره معتقدند که این تغییرات در یکسان سازی مقررات میان خطوط هوایی آمریکا و سایر کشورها، مفید خواهد بود و سفر با این خطوط را برای مسافران راحت‌تر خواهد کرد.

کشف مهمی در مسیر مبارزه با اچ آی وی

 تحقیق به روی حیوانات نشان می دهد که شاید یک معالجه تازه برای نابودن کردن ویروس اچ آی وی در بدن عملی باشد، گزارش هایی که نشان می دهد سرعت تولید دی اکسید کربن در جهان در حال کاهش است، و هشدار یک میکروب شناس در مورد خطر استفاده از یک کیف یا ساک دایمی در حمل مواد غذایی.

داروی اچ آی وی

داروهای موجود ویروس را تحت کنترل نگاه می دارد اما کاملان آن را نابود نمی کند

تحقیقات تازه ای در حیوانات که نتایج آن در نشریه نیچر چاپ شده حاکی است که راهی به طور بالقوه بسیار موثر بر زدودن اچ آی وی از بدن وجود دارد.

 کارشناسان می گویند این کشف می تواند در فرآیند جستجو برای یافتن یک معالجه "انقلابی" پدید آورد.

در این مطالعه از پادتن های قوی استفاده شد که فقط ظرف چند روز ویروس را از جریان خون در میمون ها پاک کرد.

وقتی ویروس اچ آوی وی وارد بدن می شود سیستم ایمنی بدن برای مقابله با آن پادتن هایی تولید می کند.

واکنش ویروس این است که به سرعت جهش می کند تا از یورش سیستم ایمنی جان سالم به در ببرد.

دو گروه از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و موسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی آمریکا برای اولین بار پادتن هایی را آزمایش کرده اند که در بدن ۱۰ تا ۲۰ درصد بیماران آلوده به اچ آی وی تولید می شود.

این پادتن ها به بخش هایی از ویروس می چسبد که بسیار "محفوظ" هستند که بدان معنی است که آنقدر برای ویروس اهمیت دارند که در تقریبا همه انواع اچ آی وی دیده می شوند.

پادتن های مورد نظر با چسبیدن به ویروس مانع می شود که سایر سلول ها آلوده شوند.

در یک دهه اخیر، دانشمندان سعی کرده اند واکسن هایی بسازند که می تواند بدن را به ساختن این نوع پادتن های ویژه حمله به اچ آی وی تشویق کند.

اما پیدا کردن راهی برای ساختن این پادتن ها که پیچیده هم هستند دشوار بوده.

دانشمندان میمون های آلوده به اس اچ آی وی که ترکیبی از دو نوع ویروس اچ آی وی انسانی و میمونی است را تحت آزمایش قرار دادند.

داده های تیم هاروارد نشان داد که تزریق پادتن ها باعث می شود اس اچ آی وی از جریان خون زدوده شود به طوری پس از سه تا هفت روز اثری از آن دیده نمی شد.

این تاثیر یک تا سه ماه دوام داشت اما در سه میمون ویروس بعد از ۲۵۰ روز که مطالعه ادامه داشت بازنگشت.

پروفسور دن باروخ استاد دانشگاه هاروارد که هدایت مطالعه بزرگتر را به عهده داشت می گوید که تاثیر این پادتن ها عمیق و بی سابقه بود و احتمالا تاکنون تاثیری درمانی در این ابعاد دیده نشده است.

البته او می گوید نباید اغراق کرد چون این مطالعه به حیوانات محدود بوده.

پادتن ها همچنین توانستند به ویروس در بعضی بافت ها حمله کنند.

داروهای موجود به ویروسی که در جریان خون حضور دارد حمله می کنند اما ویروس می تواند در سایر بخش های بدن مخفی شود.

این یافته های اولیه چشم انداز استفاده از پادتن ها برای پاکسازی این بافت ها را هم ممکن می کند.

تیم محققان در موسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی آمریکا هم به نتایج مشابهی دست یافت.

آلودگی به اچ آی وی غیرقابل درمان است، هرچند داروهای موجود ویروس را تحت کنترل نگاه می دارد و امکان یک زندگی تقریبا عادی را برای بیماران فراهم می کند.

محققان گفتند که آزمایش این شیوه تازه در بیماران آلوده به اچ آی وی مرحله بعدی تحقیقات آنها خواهد بود.

با این حال آنها هشدار دادند که اچ آی وی چنان استعداد جهش داد که احتمال دارد بعضی از مردم حامل ویروس هایی باشند که در مقابل بعضی از این پادتن ها مقاوم باشند.

کاهش سرعت افزایش تصاعد دی اکسید کربن

برآوردهای جهانی نشان می‌دهند سرعت تولید دی‌اکسید کربن در جهان رو به کاهش گذاشته.

طبق یک گزارش جدید، گازهای گل‌خانه‌ای در سال گذشته میلادی، به اندازه نصف مدت زمان مشابه در یک دهه گذشته، افزایش پیدا کرده‌اند.

افزایش استفاده از گاز طبیعی و همین‌طور افزایش ۲۳ درصدی استفاده آمریکا و چین از نیروگاه‌های آبی، از علت‌های این کاهش بوده.

چین، آمریکا و اتحادیه اروپا، ۵۵ درصد از کل گازهای گلخانه‌ای جهان را تولید می‌کنند.

این گازهای گلخانه‌ای، عامل تغییرات زیست‌محیطی و گرمایش زمین شناخته می‌شوند.

با این حال استفاده از سوخت ارزان‌قیمت زغال‌سنگ همچنان ادامه دارد و مصرف این سوخت آلوده‌کننده در بریتانیا ۲۵ درصد بیشتر شده.

این گزارش را هر سال یک گروه تحقیقی مشترک از سازمان پایش محیطی هلند و کمیسیون اروپا تهیه می‌کند.

طبق آن، تولید دی‌اکسید کربن در جهان در سال ۲۰۱۲ میلادی، به ۳۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تن رسید.

ولی سرعت افزایش این گاز گل‌خانه‌ای، ۱.۴ درصد بود که نشان‌دهنده کاهش سرعت تولید آن است.

این اتفاق در حالی افتاده که رشد اقتصادی جهان ۳.۵ درصد بوده است.

تولید گازهای گلخانه‌ای چین در یک سال گذشته، ۳ درصد افزایش داشته. افزایش تولید این گازها در یک دهه گذشته در چین، حدود ۱۰ درصد بوده. به این ترتیب سال گذشته شاهد کاهش چشمگیر در افزایش تولید این گازها توسط چین بوده ایم.

به این ترتیب کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی، استفاده بیشتر از انرژی‌های تجدیدپذیر و همین‌طور تلاش بیشتر برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی باعث شده افزایش تولید گازهای گل‌خانه‌ای، از سرعت بیفتد.

هشداری در مورد ساک های خرید

سطح گوشت میکروب های زیادی دارد که ممکن است به ساک منتقل شود

خریداران مواد غذایی در سال های اخیر دایما تشویق شده اند که کیسه های پلاستیکی را کنار بگذارند و به جای آن از کیف یا ساک استفاده کنند.

هدف این است که با کاهش مصرف مواد پلاستیکی طبیعت کمتر آلوده شود.

اما کارشناسان اخطار می دهند که استفاده از ساک یا کیف دایمی برای حمل گوشت خام و سبزیجات آلوده به خاک خطر مسمومیت را افزایش می دهد.

هیو پنینگتون استاد میکروب شناسی در دانشگاه آبردین اخطار داده که حتی گوشت پیچیده در پلاستیک هم می تواند حامل میکروب های خطرناک باشد.

او به بی بی سی گفت: سطح گوشت خام میکروب های زیادی دارد که می تواند باعث مسمومیت شودو اگر آن را داخل کیف بگذارید ممکن است بخشی از میکروب های سطح گوشت را به داخل کیف منتقل کنیدو اگر دوباره از آن کیف برای چیزهایی مثل میوه استفاده کنید که بدون پختن می خورید خودتان را در معرض آلودگی به میکروب های گوشت قرار می دهید

آقای پنینگتون می گوید گوشتی که در پلاستیک بسته بندی شده هم هرچند احتمالا میکروب های کمتری دارد اما مطالعات نشان می دهد که حتی آن هم می تواند آلوده به میکروب باشد.

بنابراین پیشنهاد او این است: "شستن ساک فکر خیلی خوبی نیست، نمی توانید مطمئن باشید که همه جرم ها را نابود کرده اید. پیشنهاد من این است با که هرچیزی که گوشت را با آن منتقل می کنید دور بیاندازید."

او می گوید که بهترین راه این است که گوشت خام همیشه باید در کیسه یا کیف جداگانه ای حمل شود.

آن‌كه خاك را به نظر كيميا كند!


شاهرخ تويسركانياز گذشته‌هاي دور تا چند دهه قبل، نقاشي و تصويرگري و خلاصه هنرهاي تجسمي در اين ديار زياد مورد اقبال عموم قرار نمي‌گرفت و چندان طرفداري نداشت چراكه به ما القا كرده بودند كه اين نوع هنرها پسنديده نيست و اغلب بر اين باور بودند.

يقين داشتند كه آثار ميكل آنژ، بهزاد، داوينچي، رامبراند، بوتيچلي و كمال‌الملك در پليدي برابر سگ هستند و فرشتگان كه نماد قداستند، به مكان‌هايي كه آثار اين هنرمندان در آن باشند، وارد نمي‌شوند و... ولي خوشبختانه در اين‌ سال‌ها، دولت‌هاي معاصر ميليون‌ها تومان صرف حراست و ترويج هنرهايي چون نقاشي و مجسمه‌سازي كرده و دانشكده‌هايي را براي آموزش اين هنرها راه‌اندازي كرده با اين دليل ديگر همچون گذشته كه نقاشي هميشه در خدمت شعر و هنر بود و براي تزيين اشعار شعرا و هنرمندان كه در ديوان‌ها به چاپ مي‌رسيد، استفاده نمي‌شود بلكه خود به عنوان هنري مستقل و فراگير در ميان خيلي از افراد اين جامعه بسط وگسترش يافته و آثار بعضي از نقاشان ما همانند استاد فرشچيان و پرويز كلانتري و آيدين آغداشلو و... به شكلي به موزه‌ها و نمايشگاه‌هاي جهاني راه يافته‌اند. باري، بگذريم و برسيم به كارها و زندگي استاد پرويزخان كلانتري. اگر اشتباه نكنم فروردين ماه سال 1351بود كه با حضور هنرمندان زيادي تولد 40‌سالگي پرويز كلانتري جشن گرفته شد از آن روز تاكنون به‌طور مدام با او در ارتباط هستم، از نظر من او همان هنرمند 40‌ساله‌يي است كه با بلوغ فكري خود تاكنون، آثار قابل تاملي آفريده است، شايد تقارن نخستين ماه بهار با شروع زندگي اين نقاش و نويسنده بزرگ دليل عشق و علاقه وافر پرويز كلانتري به اعجاز اين رنگ‌ها بوده و هست. يادم مي‌آيد خودش مي‌گفت: (در دوسالگي لباس سفيد و بلندي به تن داشتم و از مادرم خواستم كه دكمه‌هاي رنگين برآن بدوزد) كودكي با پيراهني عجيب و غريب كه سرتا پا پوشيده از دكمه‌هاي رنگين بود، در همين سن، عشق خود را به رنگ‌ها نشان داد و در سه سالگي با خط‌خطي كردن در و ديوار همسايه‌ها را و به (جكسون كولاك) نشان داد كه چگونه بايد نقاشي انتزاعي ساخت، البته (جكسون كولاك) هيچ‌وقت از همسايه‌ها كتك نخورد! درهفت سالگي با تكه زغالي در كوچه روي ديوار خانه خود نوشت اگر مي‌خواهيد مرا بشناسيد سر اين خط را بگير و بيا... او خط را پيچاند و پيچاند و رفت روي ديوار كناري و رفت روي ديوار همسايه‌ها و خط را ادامه داد تا كوچه‌هاي بعدي تا اينكه متوجه شد در يك محله غريبه گم شده و شروع كرد به گريه و زاري چون گم شده بود، او هنوز هم كه ‌سال‌هاي زيادي از آن دوران مي‌گذرد در ميان اين خط و نقاشي‌ها همچنان گم شده اما گمشده‌يي كه آثارش در معتبرترين نمايشگاه‌هاي جهاني به نمايش درآمده و يكي از نقاشي‌هايش با نام (شهر ايراني از نگاه نقاش ايراني) در ساختمان سازمان ملل متحدو دريكي از سالن‌هاي آن نصب شده و يكي ديگر از نقاشي‌هاي او را يونسكو به‌صورت تمبر در سطح جهان منتشر كرده. پرويز كلانتري در نوجواني به اروپا رفته بود و آن هنگام كه پايش به ركاب قطار هنر رسيد و از آن بالا رفت و از پنجره قطار به (پيكاسو) نگاه كرد كه قلم‌موهايش را به‌جان درختان پيرو سبك‌هاي پيشين اندخته بود و تلاش مي‌كرد جايي را براي نهال كوبيسم باز كند. او در همان سال (ميرو) و (شاگال) را ديد ولي از سال 1353 با شروع نقاشي‌هاي (كاهگلي)، دوره‌يي تازه از زندگي هنري خود را آغاز كرد كه هنوز هم ادامه دارد، آثار خلق شده پرويز كلانتري از آن زمان تاكنون به موزه‌هاي زيادي از جمله موزه جهان نما در كاخ نياوران، موزه سعدآباد، موزه هنرهاي معاصر تهران و موزه كرمان راه يافته است، پرويز كلانتري غير از فعاليت‌هاي هنري‌اش در زمينه نقاشي بدون ترديد نويسنده‌يي زبر دست و توانا نيز هست. خودش مي‌گويد: اگر كسي مرا ببيند و بگويد (كتاب مرا ديده و خوانده خيلي ذوق مي‌كند ولي اگر كسي بگويد نقاشي مرا ديده و پسنديده زياد قلقلكم نمي‌دهد) ... من نقاش هستم! اما هر چه زمان مي‌گذرد به قلمرو نوشتن بيشتر از كشيدن عشق مي‌ورزم و علتش يعني همين است كه در نقاشي يكي سرنيزه پشت من مي‌گذارد تا علاقه‌هايش را به من تحميل كند گذشته از اين يكي از موارد آسيب‌شناسي هنر تجسمي اين است كه نقاش خود به خود تابع بازار مي‌شود، ولي در نوشتن اين‌طور نيست و قرار نيست چيزي را كه مي‌نويسيم از ما بخرند يا حداقل براي من اين‌طور نيست... بنابراين آزادانه عمل مي‌كنم و هر آنچه مي‌خواهم مي‌نويسم. به ‌هر ترتيب كلانتري نقاش، روزنامه‌نويس و نويسنده‌يي تيزهوش نيز هست نويسنده‌يي كه تاكنون چندين مجموعه داستان از او با نام‌هاي (ولي افتاد مشكل‌ها)، (چهار روايت)، (نيچه نه! فقط بگو مش اسماعيل)، (سال نويي كه بر نيما گذشت) و در زمينه نقاشي كتاب‌هاي (خاك را به ‌نظر كيميا كنند)، (سر اين خط را بگير و بيا)، (مرگ پايان كبوتر نيست) از او منتشر شده. نوشته‌هاي پرويز كلانتري طرح واقعيت‌هاي

درد مندانه اجتماعي است، يكي از نوشته‌هاي او تحت عنوان (هيچ) اين موضوع را بيان مي‌كند: در نمايشگاه زيورآلات پرويز تناولي كه درگالري 10 بر پا شده بود شب اول نمايشگاه بسيار شلوغ و پربيننده بود كه گويا شب قبل براي خريداران زيورآلات ديداري غير‌رسمي ترتيب داده شده بود من با تاخير چند روزه كه به نمايشگاه رفتم صاحب گالري از صاحبان قلم خواسته بود براي ويژه نامه تناولي يادداشتي بنويسند و از من هم خواست چيزي بنويسم آن روز در نمايشگاه از خريداران زيورآلات خبري نبود ولي گروهي از دختركان را ديدم كه به تماشاي نمايشگاه آمده بودند، نسلي كه بعد از انقلاب به‌دنيا آمده بودند و احتمالا تناولي استاد هنرمند پيش از انقلاب را خوب نمي‌شناختند. سرو وضع آنها با روسري كه فقط بخشي از موهاي آنها را پوشانده و روپوش كوتاه و تنگ، شلوار جين كه سبك هنرجويان هنرستاني‌ها بود، با كوله‌پشتي‌هاي خود، خودنمايي مي‌كردند از خودم مي‌پرسم كه آنها در اين كوله‌پشتي‌هاي كوچك، چه چيزي را با خود به اين‌طرف و آن طرف مي‌برند؟ براي دريافت پاسخ، طاقت نياوردم و از خود آنها پرسيدم شما توي اين كوله‌پشتي‌هاي به اين كوچكي چه چيزي را به اين طرف وآن طرف مي‌كشيد و آنها با خنده و شوخي سربه سر من پيرمرد گذاشتند و يكي از آنها به من گفت: در اين كوله‌پشتي‌هاي خود پرسش‌هاي بزرگ‌مان را به اين ‌طرف و آن‌طرف مي‌بريم، پرسيدم اين پرسش‌هاي بزرگ چي هستند؟ گفت خيلي ساده است پرسش‌هاي ما اين است كه عشق چيه؟ جواني كدومه؟ خوشبختي يعني چي؟اصلا براي چي آمديم؟ براي چي مي‌رويم؟ آنها اگرچه به زيور‌آلات نمايشگاه نگاه مي‌كردند و بضاعت خريد آنها را نداشتند ولي شايد (هيچ) ‌هاي تناولي پاسخ پرسش‌هاي آنها بود، علاوه بر اينها درون مايه بيشتر نوشته‌ها ي كلانتري از طنزي زيبا و دلنشين برخوردار است. طنزي كه او را وامي‌دارد از نوشته پشت يك وانت بار در جاده شمال آنچنان تاثير بگيرد كه دلش نخواهد از وانت بار سبقت بگيرد و از راننده بخواهد بايستد وبا او گپ بزند و از معني جمله‌يي بپرسد كه درشت روي بدنه آبي ماشين نوشته است. (ز گهواره تا گور بي‌خيال...) اين نوشته نويسنده صاحب ذوق، نصيحت حكيم طوس را به نصيحتي مناسب با احوال خودش برگردانده... او كه شاهد بي‌نتيجه بودن تحصيلات و ناكامي دانش‌آموختگان اين روزگار است. كساني را مي‌بيند كه از فرط بي‌دانشي بر خر مراد سوارند و به اين نتيجه تلخ مي‌رسد كه (زگهواره تا گور بي‌خيال) به‌نظر مي‌رسد، گوينده اين نصيحت تلخ كه احتمالا خود اين راننده است، تجربه تلخ خود را از زندگي انشاي علم بهتر است يا ثروت! در قالب متلك و كنايه به‌صورت نصيحت بيان مي‌كند. اگرچه بي‌خيالي پيام اصلي اين نصيحت است اما اين واژه منفي و پرمعني از كجاآمده است؟ بي‌خيالي و منفعل بودن در برابر جو تقدير ريشه در فرهنگ ناشي از شكست‌هاي پي‌در‌پي نزاع‌هاي تاريخي دارد و انسان در حالت انفعالي تنها چاره رهايي از دغدغه‌هاي توان‌فرسا را همان در بي‌خيالي مي‌پندارد. پرويز كلانتري گذشته از اينها، عضو چندين موسسه فرهنگي و هنري نيز هست از جمله عضو موسسه شوراي كتاب كودك، عضو موسس انجمن حمايت از حقوق كودك در ايران براساس كنوانسيون جهاني كودك، عضو موسس انجمن دوستداران فرش در ايران، عضو موسس انجمن نقاشان ايران عضو افتخاري تصويرگران كتاب كودك و همچنين عضو افتخاري طراحان گرافيك در ايران نيز است.

گوشت قرمز 'به قلب آسیب می رساند'

گوشت قرمز

محققان می‌گویند ماده ای را کشف کرده اند که در تاثیرات منفی گوشت قرمز بر قلب انسان نقش دارد

محققان آمریکایی در تحقیقی که در مجله نیچر مدیسین (Nature Medicine) به چاپ رسانده اند می‌گویند ماده ای به نام کارنیتین که در گوشت قرمز وجود دارد، به قلب انسان آسیب می رساند.

آنها می‌گویند گوشت قرمز در روده انسان توسط نوعی باکتری تجزیه شده و همین، آغاز سلسله مراتبی است که به افزایش میزان کلسترول و احتمال بیشتر بیماری قلبی می انجامد.

همزمان، متخصصان تغذیه هشدار می‌دهند که افرادی که از مکمل‌های حاوی کارنیتین استفاده می‌کنند نیز، در معرض خطر قرار دارند.

تاثیر منفی چربی اشباع شده و مواد نگهدارنده در گوشت‌های فرآوری شده برای انسان، قبلا هم بارها مطرح شده بود.

اما این کل داستان نیست.

دکتر استنلی هیزن، محقق مقاله اخیر به بی‌بی‌سی می‌گوید: "کلسترول و چربی اشباع شده در گوشت‌های کم چرب قرمز کمتر وجود دارند، بنابراین باید مورد دیگری باشد که در بالا بردن میزان بیماری‌های قلبی دخالت داشته باشد."

در بریتانیا، دولت توصیه می‌کند که افراد روزانه بیش از ۷۰ گرم گوشت قرمز و فرآوری شده استفاده نکنند.

باکتری‌های روده

آزمایش‌ها بر روی انسان و موش نشان داده است که نوعی باکتری که در روده وجود دارد، می‌تواند کارنیتین را ببلعد.

بعد از آن کارنیتین تبدیل به گازی می‌شود که آن نیز در کبد به ماده ای به نام تی ام ای او (TMAO) مبدل می‌شود.

این تحقیقات نشان داد که ماده تی ام ای او در انباشته شدن چربی در رگ‌ها که به بیماری قلبی و مرگ می انجامد، نقش چشمگیری دارد.

دکتر هیزن می‌گوید ماده تی ام ای او معمولا نادیده گرفته می‌شود.

او گفت: "این ماده، محصول زائد است، اما تاثیر زیادی بر متابولیسم کلسترول و تجمع آن در عروق دارد. تحقیق ما نشان می‌دهد که استفاده کمتر از گوشت قرمز برای سلامت انسان بهتر است."

وی در ادامه گفت: " من خودم قبلا در هفته پنج روز گوشت قرمز می‌خوردم، اما حالا این مقدار را به یک بار در هر دو هفته کاهش داده ام."

آقای هیزن می‌گوید یک راه دیگر برای جلوگیری از آثار استفاده مدام از گوشت قرمز، مصرف ماست‌های پروبیوتیک است.

این ماست‌ها میزان باکتری‌ها را در روده تغییر می‌دهند و در تئوری، کاهش تعداد باکتری‌ها به سلامت کمک می‌کنند.

افراد گیاهخوار به طور طبیعی میزان کمتری از این باکتری را نسبت به دیگران در بدن خود دارند.

ویکتوریا تیلور، متخصص تغذیه در موسسه قلب بریتانیا، می‌گوید: "این تحقیق جزییات تازه زیادی را درباره تاثیرات مصرف گوشت قرمز بر سلامت قلبی انسان مطرح می‌کند. با این وجود، نتایج لزوما باعث تغییر در میزان پیشنهادی مصرف گوشت نخواهد شد، اما باعث می‌شود که اگر گوشت قرمز زیاد مصرف می‌کنیم، به فکر یافتن جایگزین باشیم."

کاترین کالینز، متخصص تغذیه در بیمارستان سنت جورج می‌گوید: "استدلال‌ها در این تحقیق بسیار متقاعد کننده هستند، اما می دانیم که مصرف چند وعده غذایی گوشت قرمز در هفته، خطراتی برای قلب ندارد."

وی در ادامه گفت که نیازی برای تغییر الگوی مصرف مواد غذایی مدیترانه ای نمی بیند. الگوی مدیترانه ای شامل مقدار کمی گوشت قرمز، ماهی، لبنیات، الکل، حبوبات، سبزیجات، میوه، نان سبوس دار و چربی‌های اشباع نشده است.

با این حال او نسبت به استفاده مکمل‌های ال-کارنیتین، لکتین، کولین و یا بتائین، در افرادی که گیاهخوار نیستند، هشدار داد.

وی گفت: "تحقیقات نشان داده است که در موارد استفاده این مکمل‌ها برای تقویت مغز و یا افزایش متابولیسم چربی، تاثیرات منفی آن بر عروق بیشتر از فوائد آن است."

تکامل ژنتیک بشر سریعتر شده است

11_29_2012_dna-molecule-e1354204122210

باورها و شایعاتی وجود دارند مبنی بر اینکه زندگی برای بشر به نسبت هزاران سال پیش زیادی راحت شده است. ادعا می شود بشری که با غذای سوپر مارکت، آب فیلتر شده، دارو، واکسن و به دور از خطرات مستقیم تنازع بقا، در محیطی امن در حال تکثیر است از نظر فیزیکی روز به روز ضعیف تر می گردد. بر همان اساس نتیجه گیری می شود که با افزایش جمعیت، کمبود غذا و گرم شدن زمین، عاقبت بدی در انتظار بشر است.

اما تحقیقات ژنتیکی جدید بر خلاف سناریوهای سیاهی که برای آینده بشر ترسیم شده، خبر از اتفاقات خارق العاده در ذات فیزیکی انسان می دهد. در تحقیقی که هفته نامه بین المللی تحقیقات علمی « Nature» به آن استناد می کند ثابت شده است که بخصوص در طی ۵ هزار سال گذشته، ژن بشر با شتاب بسیار زیاد مشغول برخورداری از منافع ناشی از تنوعِ انبار ژنتیکی و طبیعتاً جهش های ژنتیکی ناشی از آن است.

1.11913_GETTY-157181951

یکی از محققین گزارش علمی مورد نظر، متخصص دی ان ای در دانشگاه واشنگتن، Josh Akey می گوید افزایش نمونه های متنوع از ساختار پروتئینی ژن ها، زمینه  قابل توجهی را برای جهش ژنتیک فراهم کرده است تا بدانجا که جهش های فوق در تارخ معاصردر طی ۲۰۰ نسل گذشته، در هر نسل بشری نیز دیده می شود

.

بی شک افزایش جهش های ژنتیکی می تواند همراه باشد با افزایش اشتباهات ناخواسته ساختمان ملکولی در ژن انسانها و حتی آمادگی برای بیماری های جدید را افزایش می دهد ولی همه این تغییرات و تحولات ژنتیکی در یک مفهوم کلی همان چیزی است که در علم زیست شناسی و حیات، بسترِ تغییراتِ تکاملی است. تغییراتی که در طی ۵ هزار سال گذشته تکامل نوع انسان را تسریع کرده است.

Humans Have Been Evolving Like Crazy Over the Past Few Thousand Years

 http://blogs.smithsonianmag.com/smartnews/2012/11/humans-have-been-evolving-like-crazy-over-the-past-few-thousand-years/#ixzz2fmoObmu7

Past 5,000 years prolific for changes to human genome

http://www.nature.com/news/past-5-000-years-prolific-for-changes-to-human-genome-1.11912

http://www.nature.com/nature/journal/v493/n7431/full/nature11690.html