بوسیدن بی‌ملاحظه ممنوع

در ماه مه امسال صد زن و مرد در یک ایستگاه قطار در آنکارا پایتخت ترکیه همدیگر را بوسیدند. این بوسه در اعتراض به تنبیه زوجی بود که در خیابان لب های هم را بوسیده بودند.

بوسیدن در وسائط نقلیه عمومی، خیابان و در ایستگاه قطار خیلی وقتها پدیده ای رمانتیک تلقی می شود. مخصوصا در فیلم های سینمایی. مثل فیلم برخورد کوتاه ساخته دیوید لین در سال ۱۹۴۵ که زنی عاشق مردی می شود که برای اولین بار او را در ایستگاه قطار می بیند.

خیلی ها بوسیدن در انظار عمومی را اظهار عشق و علاقه و شاعرانه می دانند. خیلی ها آن را رهایی بخش تلقی می کنند. اما برای عده ای دیگر این موضوع باعث رنجش خاطرمی شود.

مقامات در وین پایتخت اتریش به تازگی به عشاق می گویند وقتی می خواهند همدیگر را در انظار عمومی ببوسند باید ملاحظه دیگران را هم بکنند.

کمپانی که بر حمل و نقل در اتریش نظارت می کند فیلمی برای اطلاع رسانی عمومی ساخته و در آن از رفتارهای بی ادبانه یا بی ملاحظه مثال هایی آورده است. فردی که دست در بینی اش کرده، سگی که بدون نظارت صاحبش آب دهانش آویزان است و زوجی که همدیگر را "وحشیانه" می بوسند.

خوردن غذاهایی با بوی تند، بلند صحبت کردن و پا روی صندلی گذاشتن در اتوبوس و قطار رفتارهایی نادرست به شمار می آیند ولی حالا مقامات اتریش می گویند بوسیدن بی ملاحظه هم می تواند به همین اندازه بد باشد.

"بوسیدن در خیابان و در انظار عمومی در اتریش ممنوع نیست و جریمه ای هم ندارد ولی قرار است از این پس از عشاق خواسته شود بیشتر مراقب رفتارشان در فضاهای عمومی باشند."

بعضی از جامعه‌شناسان می گویند بوسیدن گونه اشکالی ندارد. اما بوسیدن لب‌ها موضوعی کاملا خصوصی است.

در گذشته نه چندان دور بوسیدن در ملا عام پدیده ای غربی تلقی می شد. ولی به نظر می رسد که نسل جوان در این زمینه آزادانه تر برخورد می کند مخصوصا در کشورهایی مثل هند که در گذشته نمی توانستند حتی به این موضوع فکر کنند.

حالا در همین کشورهای غربی عده ای معتقدند بوسیدن یکی از آن دسته آزادی های مدنی است که باید ملاحظه اطرفیان را کرد و زوج های بی قرار هم شاید بهتر باشد که صبر کنند تا به جای خلوت تری برسند.

سفري به «طهران» قاجارها


به دنبال بازار عكس هاي تاريخي


 

تهران از حوالي لاله‌زار و توپخانه به پايين، شهر قاجارهاست. در هر كوچه و خيابان كه وارد مي‌شويم، اثر و نشانه‌يي كمتر يا بيشتر از صد ساله مي‌بينيم كه در حال از بين رفتن‌اند. خانه‌هايي كه يا توليدي شده‌اند يا درهاي چوبي كلون دارش جايش را به درهاي فلزي با قفلي بزرگ داده است. اموال و دارايي‌هاي قجرها كه ارزش مادي داشتند، همچنان در كاخ‌ها و موزه‌ها نگهداري مي‌شود، برخي اموال و اثاثيه كه به خاندان پادشاهي مرتبط نيست و به زيردستان منسوب مي‌شود، از خانه‌هاي همان محل‌ها بيرون مي‌آيد و در همان خيابان‌ها به فروش مي‌رسد. خيابان منوچهري تهران، خياباني است پر از خانه تاريخي و مغازه‌هايي كه اشيا اين خانه‌هاي خالي از سكنه را مي‌فروشند.

خبر گم شدن و از بين رفتن 47 هزار سند و عكس تاريخي، در سازمان ميراث فرهنگي كه متولي حفاظت از اشيا، آثار و بناهاي تاريخي است، هر كنجكاوي را به خيابان منوچهري مي‌كشاند. خياباني مملو از آنتيك‌فروشي و خانه‌هاي آنتيك. منوچهري در مركز پايتخت است، خياباني است كه از يكسو به ميدان فردوسي راه دارد و از سويي به لاله‌زار مي‌خورد، خياباني است كم‌عرض مملو از خانه‌ها و كوچه‌هاي تاريخي، ‌ميهمانپذيرها و مسافرخانه‌هايي كه دست‌كمي از خانه‌ها ندارند و برخي‌شان با وجود كهنگي و فرسودگي هنوز در حال استفاده‌اند و برخي ديگر شبيه ويرانه شده‌اند. در اين خيابان، چند پاساژ قديمي هم وجود دارد، در كنار مغازه‌هاي لوازم آرايشي فروشي كه سعي دارند خيابان را به بورس لوازم آرايشي تبديل كنند. اما پاساژ «منوچهري» و «چهل ستون» همچنان از پاساژ‌هاي بزرگ اين خيابانند كه جز اشياي قديمي چيزي براي فروش ندارند.


دستفروش‌ها هم در اين منطقه همان را مي‌فروشند كه مغازه‌دارها، در اشلي پيش پا افتاده‌تر و حقيرانه‌تر. دنبال عكس‌هاي تاريخي مي‌گردم و دستفروشي دسته‌يي عكس كه به نظر مي‌رسد تازه از آلبوم خانوادگي خارج شده‌اند، را به دستم مي‌دهد، عكس‌هايي كه شبيه‌شان در آلبوم هر خانواده‌يي ديده مي‌شود. عكس‌هايي از ‌ميهماني‌هاي شبانه خانواده فروشنده عكس‌ها، عكس‌هايي از كودكي‌هاي فرزندان‌شان و جشن‌ها و سفرها. عكس‌ها در قطع‌هاي متفاوت چاپ شده‌اند، ‌از قطع‌هاي 5 در 5 به چشم مي‌خورد تا سايز‌هاي قاب گرفتني 10 در 10 و بزرگ‌تر از آن. عكس‌ها با وجود اينكه به افراد شناخته شده تعلق ندارد و به نظر مي‌رسد خانواده صاحب عكس‌ها، فقط خانواده‌يي متمول و از سرشناسان تهران قديم بودند، دانه‌يي 50 هزار تومان فروخته مي‌شود، ‌عكس‌هايي كه به گفته دستفروش تميزند و هنوز برق نويي عكس‌ها به چشم مي‌خورد. با بي‌حوصلگي مي‌گويد عكس‌هاي اصلي دست مغازه‌داران است، اگر مي‌خواهيد عكس درست حسابي ببينيد، پاساژها را ببينيد.


چهل ستون، پاساژ دوطبقه خلوتي است كه مغازه‌ها تك و توك باز هستند و همه قديمي و رنگ و رو رفته. ويترين همه شان تقريبا پر است از آويزهاي زينتي، انگشتر و گردنبندهاي بزرگ سنگين كه احتمالا به زنان قاجاري تعلق داشته. تك و توك عكسي هم پشت ويترين به چشم مي‌خورد كه عموما از افراد ناشناس يا عكس‌هاي دسته‌جمعي است. مهم نيست در اين ميان عكس به چه كسي تعلق دارد و آنكه صد سال پيش ژستي گرفته و به دوربين خيره شده، به كدام خاندان معروف منسوب است يا اينكه حتي عضوي است از اعضاي يك خانواده معمولي شهر. مهم اين است كه اين عكس‌ها به دوره‌هاي قاجار و اوايل پهلوي بازمي‌گردند و خوب فروش مي‌روند.


يكي از مغازه‌دارها كه تقريبا همه براي خريد عكس او را نشان مي‌دهند، از مجموعه‌دارهاست و مي‌گويد عكس زياد دارم اما فروشنده نيستم. آنقدر عكس دارد كه كپه‌يي از عكس‌ها را كه از نگاه خودش اهميت چنداني ندارد، در ورودي گذاشته و آنها را تنها در اختيارم مي‌گذارد. عكس‌هايي كه برخي نظامي‌اند و برخي ديگر همان ‌ميهماني‌هاي چندين سال پيش و دور هم جمع شدن‌ها.




از احمدشاه تا شيخ فضل‌الله نوري

پاساژ منوچهري شلوغ‌تر است و بزرگ‌تر. زندگي بيشتري در آن جريان دارد، سر و صداي فروشنده‌ها شنيده مي‌شود و خريداراني غير از من هم در بازار هستند.


مغازه‌ها را يكي يكي جلو مي‌روم. چشمم كه به عكس احمدشاه مي‌افتد، از ديدن نخستين چهره آشنا، ذوق مي‌كنم و جوياي قيمتش مي‌شوم؛ يك ميليون و 200 هزار تومان. عكسي است قاب گرفته در سايزي حدود 20 در 25. عكسي ديگر از مظفرالدين شاه است به همراه دو نفر ديگر از وزرايش كه آن هم در سايزي كوچك‌تر با قيمت حداقل 800 هزار تومان فروخته مي‌شود.


فروشنده مدعي است عكس‌ها همه اصل‌اند. «البته عكس غيراصل كه چاپ اولش نباشد هم داريم، ‌همين طور كارت‌پستال‌ها كه كيفيت‌شان و همين طور قيمت‌شان پايين‌تر است. اما اين عكس‌ها اصل‌اند و چاپ اول.»


عكسي دسته جمعي از شيخ فضل‌الله نوري به همراه همراهانش هم در گوشه‌يي ديگر از مغازه به چشم مي‌خورد، منصب افراد كه پايين‌تر مي‌آيد عكس‌ها هم ارزان‌تر مي‌شوند، عكس شيخ فضل‌الله حدود 200 هزار تومان بيشتر قيمت ندارد.


سراغ اسناد تاريخي را كه از چند مغازه‌دار مي‌گيرم، آنچه را به درد خريدار مي‌خورد نشانم مي‌دهند كه چندان چشمگير نيست. مغازه اصلي در پاساژ منوچهري كه همه خريداران عكس را به آنجا ارجاع مي‌دهند و ظاهرا فروشنده سال‌هاست كه در كار خريد و فروش عكس است، سندي بلند بالا از دربار محمدرضا پهلوي را به ديوار پشت سرش آويخته است. سيدعباس، عكس فروش پاساژ در ميان اسنادش مي‌گردد و تنها به مبايعه‌نامه‌يي برمي‌خورد كه بين فروشنده و خريداري بر سر فروش ملك نوشته شده بود.


كپه كپه عكس است كه مي‌ريزد روي شيشه مغازه و به چشم خريدار نگاهي به آنها مي‌اندازم. «من عكس از دربار مي‌خواهم، دربار شاهان قاجار يا حتي پهلوي‌ها.» درميان حجم انبوه عكس‌ها، عكس دو زن قاجاري با ابروهاي پيوسته جلب‌توجه مي‌كند. عكس‌هايي در سايز 9 در 12، معمولي‌ترين سايز عكس. با گوشه‌هايي كه به خاطر گذشت زمان، قهوه‌يي شده‌اند و رنگ و رو ندارند. يكي از عكس‌ها سوگلي شاه شهيد است و ديگري سه زن كه به طرزي عجيب در كنار هم لميده‌اند، شبيه عكس‌هايي كه مدتي است از دربار شاهان قاجاري در سايت‌هاي مختلف پيدا مي‌شود. زناني با چارقدهاي سنجاق كرده زير گلو و شليته‌هاي پر چين، موهاي سياه‌شان با فرق وسط و ابروهاي پيوندي كه اخموترشان مي‌كرد، زنان دربار شاهان ايران بودند. قيمت عكس سوگلي ناصرالدين شاه، 250 هزار تومان و زنان لميده در كنار هم 400 هزار است.


سيدعباس كه شهره است به عكس‌هايش، بادي به غبغب مي‌اندازد و از عكسي حرف مي‌زند كه چندي پيش فروخته، عكسي از دربار محمد رضا پهلوي با امضاي اسدالله علم،


نخست وزير دربار در پشت عكس با قيمت يك ميليون و 700 هزار تومان.


باقي عكس‌ها كه از وزرا و معاونان‌شان بود ارزان‌تر از درباري‌ها بودند، هر كدام بنا به


شخصيت درون عكس، 100 تا 200 هزار تومان فروخته مي‌شوند.


اما اينها گران‌ترين جنس‌هاي مغازه‌هاي منوچهري نيستند، كلاه‌هاي آلماني‌ها در جنگ جهاني دوم، آماده فروش با قيمت 2 و نيم ميليون تومان در بازار جنس‌هاي قديمي، روي دست عكس‌ها بلند شده‌اند، كلاهخود‌هايي فلزي كه به زحمت با يك دست بلند مي‌شوند.


پيرمرد مغازه‌داري هم عكس‌هايش تمام شده است و به فروش نقاشي‌هايي از رضاشاه و محمد رضا و فرح پهلوي روي آورده است، نقاشي‌هايي با قيمت 150 هزار توماني. قرآني هم در ابعاد دو در سه سانتي‌متر در ميان وسايلش پيدا مي‌شود، قرآني دست نويس متعلق به 150 سال پيش. مي‌گويد اگر مشتري باشم 300 هزار تومان مي‌فروشدش.

http://etemadnewspaper.ir

انسان عامل اصلی انقراض ماموت ها نبود

ماموت

روند انقراض ماموت ها ده هزار سال قبل تکمیل شد

محققان شواهدی را یافته اند که نشان می دهد تغییرات جوی و نه شکار توسط انسان، عامل اصلی در به انقراض کشاندن ماموت ها بوده است.

 تحلیل دی ان اِی نشان می دهد که شمار این مخلوقات در آن دوره با شروع تغییرات آب و هوایی خیلی زودتر از آنچه تاکنون تصور می شد رو به کاهش گذاشت.

این تحلیل همچنین نشان می دهد که جمعیت متمایزی از ماموت ها در اروپا وجود داشت که حدود ۳۰ هزار سال قبل از بین رفت.

این نتایج در نشریه اقدامات آکادمی ملی علوم چاپ شده است.

نظری که بسیاری از محققان درباره ماموت ها، این حیوانات عظیم الجثه پوشیده از پشم داشتند، این بود که بسیار سخت جان و پرشمار بودند که در دوران زیست خود در زمین زندگی خوبی داشتند.

اما به گفته دکتر لاو دالن از موزه تاریخ طبیعی سوئد، دانشمندی که این تحقیقات را هدایت کرده، این مطالعه این نظریه را تغییر می دهد.

او به بی بی سی گفت: "تصویری که در حال ظاهر شدن است این است که این گونه در سطح محلی دایما در حال گسترش، مهاجرت یا انقراض بوده اند. خیلی جالب است که این قدر پویا بوده اند."

دکتر دالن با همکاری محققان در لندن نمونه های دی ان ای از بقایای ۳۰۰ گونه ماموت را بررسی کردند.

دانشمندان دریافتند که این گونه ها ۱۲ هزار سال قبل زمانی که زمین برای مدتی گرم شد تا آستانه انقراض پیش رفتند.

تصور می شود که شمار آنها از چند میلیون به ده ها هزار کاهش یافت اما با ورود مجدد به عصر یخ دوباره جمعیت آنها بزرگ شد.

محققان همچنین فهمیدند که افت شمار آنها ۲۰ هزار سال قبل شروع شد یعنی در اوج عصر یخ نه ۱۴ هزار سال قبل که زمین شروع به گرم شدن کرد.

آنها گمان می کنند که هوا آنقدر سرد بود که بر تغذیه ماموت ها اثر گذاشت.

پروفسور آدریان لیستر از موزه تاریخ طبیعی لندن به بی بی سی گفت: "در واقع حتی برای ماموت ها هم سرد بود زیرا برودت هوا باعث شد رشد گیاهانی که ماموت از آن تغذیه می کردند بسیار کم شود. این اولین ضربه در یک رشته حوادث طولانی بود که در نهایت به انقراض این موجود انجامید."

علت انقراض ماموت ها موضوع بحث های داغ علمی بوده است. بعضی بر این باورند که شکار توسط انسان آنها را به سوی انقراض راند و سایرین می گفتند که تغییرات اقلیمی عامل اصلی بوده است.

انتقادی که به توضیح اقلیمی وارد می شود این است که زمین خیلی پیش از انقراض این موجودات گرم شد بنابراین این نمی توانسته علت بوده باشد.

اما نتایج مطالعه تازه نشان می دهد که ماموت ها در فاصله بین دو عصر یخ تقریبا منقرض شدند که موید نظریه تازه است.

پروفسور لیستر می گوید که البته سایر حیوانات از جمله انسان ها بعد از عصر یخ فعال تر شدند و رقابت میان آنها شدت گرفت بنابر شکار هم می تواند از دلایل دیگر انقراض باشد.

انقراض این حیوانات عظیم در نهایت حدود ۱۰ هزار سال قبل روی داد.

ماهی ها مردند، قورباغه ها زنده ماندند


  • * رییس اداره محیط‌زیست تهران: د ریاچه چیتگر بدون تصفیه خانه قدرت خود پالایی ندارد و آلوده شده است

    «ماهی‌هایش مرده‌اند و فقط قورباغه‌هایش مانده‌اند.» این است وضعیت امروز دریاچه خلیج‌فارس در پارک چیتگر. رییس اداره محیط‌زیست تهران گفته این دریاچه با آب فاضلاب آبگیری شده و از آنجا که برای آبگیری آن عجله داشتند بدون ساخت تصفیه‌خانه آن را آبگیری کرده‌اند، دریاچه‌ای که قرار بود فرصتی برای نفس کشیدن تهران باشد حالا نفسش بالا نمی‌آید.

    دو ماه پس از آبگیری دریاچه پارک چیتگر که نام آن پس از افتتاح به شهدای خلیج‌فارس تغییر کرد، خبرهایی درباره پیامدهای منفی زیست‌محیطی این دریاچه منتشر شد. معاون وقت عمرانی استانداری تهران از شرایط بغرنج شهروندان ساکن در محدوده پیرامونی این دریاچه خبر داد و گفت: «شاهد هجوم قورباغه‌ها و دیگر موجودات آبزی و پشه‌های بسیار خطرناک در منطقه هستیم؛ اتفاقی که به گفته مسئولان شهری، به‌وقوع پیوستن آن به این زودی پیش‌بینی نمی‌شد.» اگرچه از نظر ضوابط و قوانین زیست‌محیطی، ایجاد یک دریاچه بدون احداث تصفیه‌خانه خلاف قانون است اما مسئولان شهری تهران برای این‌که از روزشمار افتتاح پروژه‌هایشان عقب نمانند، یک ماه و 9 روز پیش از انتخابات امسال، این دریاچه را افتتاح کردند.
    تصویر شهردار تهران سوار بر جت‌اسکی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پخش شد. شهردار تهران این دریاچه را فرصتی برای همه شهروندان تهرانی خواند و گفت: «آبگیری دریاچه چیتگر یک کار منطقی و اصولی بوده که با هماهنگی کامل وزارت نیرو انجام شده است.»
    حالا اما رییس اداره کل محیط‌زیست شهر تهران، حرف‌های دیگری می‌زند. او در بیست و ششمین نشست تالار گفت‌وگوی سبز با محوریت نقش شبکه فاضلاب در حفظ کیفیت محیط‌زیست شهر تهران، گفت: «براساس بررسی‌هایی که انجام شد قرار بر این بود که آب دریاچه چیتگر با استفاده از آب تصفیه شده رودخانه کن تامین شود اما چون این دریاچه سریعا آبگیری شد، تصفیه‌خانه‌ها ساخته نشده و این دریاچه با فاضلاب آبگیری می‌شود.»
    «محسن شوکتی» افزود: « اگر طبق آنچه پیش‌بینی شده تصفیه‌خانه‌ها ساخته شود این دریاچه قدرت خودپالایی پیدا می‌کند اما در حال حاضر آب این دریاچه آلوده بوده و ماهیان آن مرده و تنها قورباغه‌ها زنده مانده‌اند. تنها کاری که در این دریاچه انجام می‌شود قایق سواری بوده و کسی به آب آن دست نمی‌زند. بنابراین تاثیری در به خطر انداختن سلامت مردم منطقه ندارد.» «محمد هادی حیدرزاده» اما درباره اظهارات گفته شده در این نشست مبنی بر آبگیری دریاچه چیتگر با فاضلاب اظهار کرد: «برای ساخت دریاچه چیتگر سه مطالعه در دست داشتیم که با انجام ارزیابی‌های زیست‌محیطی و با همکاری دانشگاه آزاد قرار بر این شد که مهم‌ترین منبع تامین آب این دریاچه رودخانه کن باشد.» رییس ستاد محیط‌زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران تصریح کرد: «البته نکته بسیار مهم در این زمینه کیفیت آب است که چون در زمان افتتاح دریاچه فصل پرآب نبود و در این کار تعجیل شد متاسفانه تصفیه‌خانه‌هایی که قرار بود ساخته شود هنوز احداث نشده بود. اما در حال حاضر تصفیه‌خانه طراحی شده و مرکز تحقیقات آب دانشگاه شریف در مناقصه‌ای که در این زمینه برگزار کرده‌ایم برنده شده است و طبق برنامه‌ریزی‌ها طی دو سال تمام مراحل طراحی، جانمایی و ساخت آن به اتمام رسیده و به بهره‌برداری خواهد رسید. در حال حاضر نقدی را که در این زمینه به ما وارد شده می‌پذیریم زیرا باید پیش از افتتاح دریاچه تصفیه‌خانه آن را احداث می‌کردیم.»
    این دریاچه اگرچه با هدف تلطیف هوای غرب تهران ساخته شد اما به گفته «رسول‌علی‌اشرفی‌پور» که مدیر کل اداره حفاظت محیط‌زیست استان تهران است، این دریاچه به سبب تفننی و تفرجی بودن استفاده‌اش، در تلطیف هوا نقشی ندارد و حتی شهرداری تهران، باید هزینه مستمری را صرف نگهداری و پویایی آن کند. اما «کاظم نصرتی» درباره منشأ و سبب این آلودگی به «بهار» گفت: «در دوره‌ای که توسعه منابع طبیعی کشور در کانون توجه قرار گرفت، مناطقی را برای جنگلکاری انتخاب کردند که به لحاظ سوق‌الجیشی، اهمیت بالایی داشت. در تهران نیز که در مسیر توسعه شهری قرار داشت، توسعه فضای طبیعی در دستور کار قرار گرفت تا جلوی ساخت وساز بی‌رویه گرفته شود که یکی از نمونه‌هاي آن، پارک چیتگر بود. به این ترتیب برای دریاچه، شبکه آبیاری ثقلی که آب را پمپاژ می‌کرد هم ساخته شد.»
    او در ادامه با اشاره به انباشته شدن آب و امکان ایجاد آلودگی، اظهار داشت: «وقتی آب را انباشته می‌کنیم، باید شرایط طبیعی، اجتماعی و اقتصادی منطقه هم سنجیده شود. در واقع همه کارشناسان محیط‌زیست بر این عقیده هستند که هرگونه توسعه، نباید به قیمت بر هم زدن طبیعت تمام شود. به همین دلیل هم هست که نباید در اطراف شهرها، جریانات آبی را دستکاری کرد. زیرا درآن صورت مانند دریاچه پارک چیتگر، به جای آن‌که مایه حیات شود، منبع‌ آلودگی می‌شود.»
    البته «بهزاد سعید پور» که از اعضای هیات علمی دانشگاه محیط‌زیست است توضیحات کامل‌تری را در گفت‌وگو با «بهار» ارائه داد: «یکی از دلایل آلودگی آب دریاچه پارک چیتگر، کم عمق بودن آن است که در اواخر فصل تابستان به اوج خود می‌رسد زیرا با کمترین ورودی هم در این مدت مواجه می‌شود. البته نباید این را هم نادیده گرفت که آبگیری دریاچه، زمانی انجام شد که دیگر فصل بارش به اتمام رسیده بود. به‌هرحال قرار بود منبع آب آن، مسیل‌های شمال شهر تهران باشد تا هم عمق آن حفظ شود و هم راکد نماند. اما حالا تنها مسیل رودخانه کن باقیمانده است که این هم نمی‌تواند به تنهایی تامین‌کننده اصلی باشد.» او در ادامه یکی دیگر از مشکلات آن را ناشی از رشد پلانکتون‌ها می‌داند: «در دریاچه‌های باز، این اتفاق با عنوان کشند قرمز معرفی می‌شود که در دریاچه‌های بسته، تروفی نام دارد که همین موضوع، سبب تغییر رنگ آن شده است. در واقع شهرداری تهران باید فکری به حال آب این دریاچه بکند و منابع آب را مدیریت کند.» دریاچه پارک چیتگر که به گفته شهردار تهران، قرار بود تا 50 سال دوام یابد، 135 روز پس از افتتاح، هیچ حال و روز خوشی ندارد و دریاچه‌ای که قرار بود، هوای تهران را مرطوب کند به پهنه بزرگی از آب فاضلاب تبدیل شده که سلامت مردم را تهدید می‌کند. به گفته کارشناسان، دریاچه مصنوعی چیتگر با شرایط فعلی در خطر مرگ زودهنگام اکوسیستمی است و نه تنها به خاطر راکد بودن، این دریاچه را به مرداب و گنداب تبدیل می‌کند بلکه مردم را هم مورد هجوم حشرات و موجودات گزنده قرار می‌دهد. حالا باید دید سرنوشت این دریاچه که تا دو سال آینده، بدون تصفیه‌خانه خواهد بود، چه خواهد شد.

  • http://baharnewspaper.com

20 معیار جهانی سلامت روان

  •  


از آنجایی‌که در گذشته هدف مطالعات روان‌شناختی بیشتر بررسی بیماری‌های روانی و درمان بوده، تعریف سلامت روان مترادف با نبود بیماری‌های روانی و علایم بیمارگونه تلقی شده است در حالی که از دهه 80میلادی در تعریف سلامت روان تغییر و تحول بسیاری پدید آمده است. با چشم‌پوشی از بعضی تمایزات بین دو اصطلاح «بهداشت روان» و «سلامت روان»، یکی از جامع‌ترین تعریف‌های سلامت روان، تعریف سازمان جهانی بهداشت از این مفهوم خواهد بود، بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، بهداشت روانی و سلامت روان، فقط به معنای نبود اختلال روانی نیست، بلکه بیشتر به‌نوعی سلامت ذهنی ارتباط دارد. این سازمان سلامت روانی را این‌گونه تعریف می‌کند: «سلامت روانی در درون مفهوم کلی سلامت قرار دارد و سلامت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی، سلامت به معنای نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست.» از آنجا که سلامت روان به‌عنوان یکی از معیارهای تعیین‌کننده سلامت عمومی شناخته شده از منظر جهانی، 20 اصل به‌عنوان معیارهای سلامت روانی در فرد مشخص شده است که فراتر از هر نژاد، قومیت، جنسیت و غیره است و اگر شخصی دو یا سه معیار زیر را نداشته باشد با اطمینان می‌توان گفت که سلامت روانی وی در آینده در معرض خطر قرار خواهد گرفت، البته ناگفته نماند این معیارها در یک شرایط محیطی فارغ از هرگونه فشارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کاربرد دارد که به اختصار می‌توان آن‌ها را در زیر برشمرد:
1-توجه به سلامت فیزیکی، افرادی که به سلامت جسمانی خود اهمیت چندانی نمی‌دهند یا از سلامت فیزیکی مناسب برخوردار نیستند.
2-فردی که آرمان‌خواه است و به یک سیستم باوری مشخص اعتقاد دارد و علاوه بر آن
انتقاد‌پذیر است.
3-فردی که به اصول اخلاقی و هنجارهای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند پایبند است و باید و نبایدها را می‌پذیرد.
4-حرمت و حیثیت انسانی برای فرد مهم است و به حق و حقوق دیگران احترام می‌گذارد.
5-فردی که از خرافات و اصول غیرعلمی پرهیز می‌کند و هر چیزی را بر مبنای علمی و از طریق آن می‌پذیرد.
6-شخصی که به‌دنبال یافتن علت و معلول و کشف قوانین جهان هستی است و به عقل به‌عنوان یک اصل رجوع می‌کند.
7-فردی که با رویا و تخیلات، زمان خود را سپری نمی‌کند و از واقعیات فرار نمی‌کند.
8-مسئولیت‌پذیری فرد و این‌که مسئولیت را با وظیفه اشتباه نمی‌گیرد.
9-فردی که دارای هدف و مقصد مشخص است.
10-ارزش‌گذاری برای وقت و زمان
11-فردی که امروز را مساوی با فردا می‌داند.
12-فردی که دارای استقلال شخصی است.
13-شخصی که از منظر عاطفی دلبسته می‌شود نه وابسته
14-احترام گذاشتن به خود و داشتن عزت‌نفس
15-داشتن اعتماد به نفس مثبت و ارزش گذاشتن برای توانایی خویش
16-تعادل بین اوقات فراغت و زندگی کاری و شغلی
17-داشتن یک برنامه‌ریزی دقیق برای 24 ساعت آینده
18-تعادل بین زندگی عاطفی، زناشویی و خانوادگی
19-کنترل خشم و عصبانیت و بروز ندادن تنفر، کینه و افکار منفی
20-آخرین معیار سلامت روان نیز، اطمینان داشتن به اطرافیان و جهان پیرامون خویش است.
با توجه به معیارهای برشمرده باید اضافه کرد که سه تیپ شخصیتی در علم روانشناسی هستند که بیش از دیگران ممکن است سلامت روانی آن‌ها در معرض خطر قرار گیرد. شخصیت‌های جنگجو: افرادی که دائما در حال کنترل کردن دیگران و تلاش برای تسلط برآنها هستند. شخصیت‌های طلبکار: این دسته از اشخاص دائما در این فکرند که دیگران به آن‌ها بدهکارند. شخصیت‌های مهرطلب: افرادی که با درد و رنج به دیگران مهربانی می‌کنند به دلیل آن‌که نگران هستند که دیگران در آینده به آن‌ها لطمه می‌رسانند. درباره ارتباط بین رضایت و لذت بردن از زندگی و سلامت روان، محققان مختلف نشان داده‌اند رضایت و لذت بردن از زندگی، یکی از پیش‌بینی‌کننده‌های قوی سلامت روان است. در واقع افراد با رضایت از زندگی بالا هیجان‌های مثبت بیشتری را تجربه می‌کنند، از گذشته و آینده خود و دیگران، رویدادهای مثبت بیشتری را به یاد می‌آورند و از پیرامون خود ارزیابی بهتری دارند و آن‌ها را خوشایند توصیف می‌کنند. در حالی که افراد با رضایت پایین، خود، گذشته و آینده‌شان، دیگران و رویدادهای زندگی را نامطلوب ارزیابی می‌کنند و هیجان‌های منفی بیشتری مانند افسردگی و اضطراب را گزارش خواهند کرد. محققان دیگری نیز معتقدند افرادی که از زندگی رضایت بالاتری دارند، از شیوه‌های مقابله موثرتر و مناسب‌تری استفاده و عواطف و احساسات مثبت عمیق‌تری را تجربه می‌کنند. در کل رضایت و لذت از زندگی می‌تواند پیشگوی سلامت روان باشد.

http://baharnewspaper.com

آنچه را که «گل سرخ» می‌نامیم، یعنی چه؟

  • رویارویی فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره‌ای 


  • مقاله‌ای که می‌خوانید بخش پایانی مطلبی است که موضوع فلسفه تحلیلی و مواجهه آن را با فلسفه قاره‌ای مورد بررسی قرار می‌دهد. بخش اول این مقاله دوشنبه 23اردیبهشت و بخش دوم آن روز چهارشنبه 25اردیبهشت منتشر شد.

    ظهور اگزیستانسیالیسم و پوزیتیویسم منطقی
    پس از جنگ جهانی دوم در فرانسه، ژان پل سارتر، اگزیستانسیالیسم را باب کرد و آن را «وجودشناسی پدیدارشناسانه» توصیف کرد. اگزیستانسیالیسم، تا به امروز، تاثیرات چشمگیری بر تفکر قاره‌ای داشته است. از نظر سارتر، تمام ابعاد وجودشناسی مبتنی بر انسان، در سوبژکتیویته کامل خود، جمع شده است: ما آن چیزی هستیم که انتخاب و تجربه می‌کنیم. سارتر با اتکا بر آموزه دازاین هایدگر، انسان‌ها را موجودات اگزیستانسیل تلقی کرد -ما به یک جهان سرد و بی‌عاطفه پرتاب شده‌ایم و درمی‌یابیم که به‌طور اجتناب‌ناپذیری آزادیم و مسئولیت گریزناپذیری در برابر اعمالمان داریم. سارتر خاطرنشان می‌کند: «من در جهان رها شده‌ام، نه به این معنا که در جهانی متخاصم، همچون تخته‌ای شناور در آب، رها شده و منفعل بمانم، بلکه به این معنا که ناگهان خود را تنها و بدون کمک می‌یابم، گرفتار در جهانی که به خاطرش تمام مسئولیتی را می‌پذیرم که نمی‌توانم از این مسئولیت، هر قدر هم که تلاش کنم، لحظه‌ای جدا شوم.» (Being & Nothingness, p710.) دوست او آلبر کامو، پوچی حقیقی را در وضعیت اگزیستانسیل انسان یافت. از نظر کامو، «پوچی، مفهوم اساسی و اولین حقیقت است» و «پذیرش پوچی تمام آنچه پیرامون ما را فراگرفته است [... ] یک تجربه ضروری است.
    (An Absurd Reasoning, pp. 15, 16.) 
    در آغوش گرفتن و به چالش کشیدن خصلت پوچی جهان، سبب تجربه‌ای راستین و موثق شد. با این حال، در به آغوش کشیدن پوچی، دو تهدید وجود دارد: ممکن است به یأس و خودکشی یا ممکن است به ایده‌آلیسم و جهل منجر شود. هدف باید برقراری تعادل بین این دو حد نهایی، یعنی ایده‌آلیسم و یأس باشد. 
    فلسفه قاره‌ای از زمانی که سارتر و کامو به انتشار آثار خود مبادرت کردند در حال تغییر اساسی بود. توجه متفکران قاره‌ای، از پروژه‌های جامع و فراگیر، به یک فردگرایی سفت و سخت جلب شده بود. ایده‌های آرمانی هگل درباره گستره عظیم تاریخ، جنگ جهانی دوم و ظهور سوسیالیسم ملی (نازیسم) را پیش‌بینی نکرده بود. به دلیل بروز جنگ جهانی دوم، فیلسوفان قاره‌ای متوجه شدند که به هر اقدامی که در پی قدرت انحصاری است، حتی اگر خود فلسفه چنین باشد، باید بدگمان بود. ضمنا، رابرت هانا معتقد است، «ظهور فلسفه تحلیلی، پایان یک قرن سلطه فلسفه کانت در اروپا را قاطعانه نشان داد.» (Kant and the Foundation of Analytic Philosophy, p. 5) پوزیتیویسم منطقی، با تعیین محل تمرکز فلسفه تحلیلی، افکار حلقه وین را به ثمر رساند. برتراند راسل هم برنامه مشابهی درباره «تحلیلی منطقی» داشت: «تمام فیلسوفانی که تحلیل منطقی را فعالیت اصلی فلسفه می‌دانند، متافیزیک و اصول جزمی دینی را مردود می‌دانند [... ] آن‌ها به‌خاطر این چشم‌پوشی، به پاداش خود رسیدند، زیرا دریافتند بسیاری از مسائلی را که پیش از این در غبار متافیزیک تیره و تار شده بودند، می‌توان با دقت پاسخ داد.» (The History of Western Philosophy, p. 835) 
    رویه‌ای که او تحلیل منطقی نامید، بر مسائل منطقی، مسائل فلسفی و معرفت‌شناسی متمرکز بود و از ابزارهایی چون آزمون علمی استفاده می‌کرد تا در دام متافیزیک نیفتد. این خصیصه، ویژگی خاص فلسفه تحلیلی شد و روش‌شناسی و مسیر فلسفه تحلیلی را تعریف کرد. این‌گونه بود که فلسفه تحلیلی به عنوان طریق متمایز فلسفه‌ورزی، در مقابل فلسفه قاره‌ای تعریف شد. 
    پست‌مدرنیسم به مثابه فلسفه قاره‌ای مدرن
    اگزیستانسیالیسم در حوزه قاره در اروپا، اساسا با سارتر و دوبووار به پایان رسید، اما سلسله‌ای از سایر جنبش‌ها روند کلی فلسفه ضداتوریته‌گرا و شکاکانه را ادامه دادند. ساختارگرایی جای خود را به پساساختارگرایی داد و با ژاک دریدا، به دیکاستراکشنیسم رسید. فوکو مسائل مربوط به کنترل دولت، جنون و روابط جنسی را بررسی کرد؛ بودریار سوالاتی را درباره واقعیت حاد و تشابه مطرح کرد و واتیمو نیهیلیسم را دگرگون کرد. تمامی این حرکت‌های متفاوت را «پست‌مدرنیسم» نامیدند. تعریف این عبارت سخت است، اما آنچه درباره‌اش می‌توان گفت این است که فیلسوفان پست‌مدرن سراغ تخریب دیدگاه‌های مطلق درباره واقعیت، حقیقت، ارزش و معنا می‌روند. فراروایت‌های ایده‌آلیسم آلمانی، مورد موشکافی دقیق در پست‌مدرنیسم قرار می‌گیرد، زیرا از دید پست‌مدرن، تنها چیزی که این نظام‌های فراگیر معنا، برای حامیانشان به جا گذاشته‌اند، ناامیدی است. پست‌مدرنیسم، بخش‌هایی از فلسفه تحلیلی را بسیار خوش‌بین و از خودراضی می‌داند، برای مثال، اعتماد فلسفه تحلیلی به منطق و علم، غفلت از مسائل بزرگ معنا و وجود تلقی می‌شود. پست‌مدرنیسم، اکنون ادامه‌دهنده راه بسیاری از سنت‌های کلاسیک خود است. 
    فلسفه ذهن به مثابه فلسفه تحلیلی مدرن
    در اواخر قرن بیستم، فلسفه ذهن یکی از دغدغه‌های فلسفه تحلیلی شد. هیلاری پاتنم، یکی از بزرگان پیشرو در فلسفه ذهن مدرن، ایده‌هایی را معرفی کرد که به اعتقاد او مسئله رابطه ذهن و مغز را حل می‌کرد. او یکی از موسسان کارکردگرایی بود؛ نظریه‌ای که حالت‌های ذهنی را برحسب کارکرد آن‌ها تحلیل می‌کند. او همچنین نظریه‌ای را در باب «تحقق‌پذیری چندگانه» طرح کرد. او مدعی است انواع متفاوت موجودات فیزیکی، اگر شباهت‌های درست ساختاری داشته باشند، یک حالت ذهنی را تجربه می‌کنند. برعکس، دانلد دیویدسون به خاطر ارائه نظریه «فیزیکالیسم غیرفروکاهشی» مشهور شد. این نظریه معتقد است که فقط اشیای فیزیکی می‌توانند علت معلول‌های فیزیکی شوند، اما بر این باور است که ذهن تماما قابل فروکاهش به مغز نیست. دیوید چالمرز، رییس مرکز آگاهی در دانشگاه ملی استرالیا، با ارائه چند استدلال فرضیه‌ای، مانند امکان [وجود] زامبی‌ها، مدعی شده است که ذهن نمی‌تواند قابل فروکاهش به مغز باشد. همه این تئوری‌ها درون سنت فلسفه تحلیلی قرار دارند. 
    خلاصه داستان: از گذشته تاکنون
    دو پاسخ متفاوت به نظریات کانت در باب متافیزیک و معرفت‌شناسی ارائه شد: یکی توسط هگل و دیگری قرن‌ها بعد توسط حلقه وین. هایدگر، با تاکید خاصی که بر وجود- در- جهان نهاد، وجودشناسی ایده‌آلیستی هگل را به پدیدارشناسی تبدیل کرد. ویتگنشتاین با تحلیل زبان وارد صحنه فلسفه شد و با پذیرش این اصل که اگر قرار است زبان معنادار باشد، باید تنها طبیعت قابل تجربه را منعکس کند، در آتشی که حلقه وین علیه متافیزیک برپا کرده بود هیزم ریخت. در قاره اروپا، اگزیستانسیالیسم بسیاری از آموزه‌های پدیدارشناسی را اخذ کرد و موضوعاتی چون وجود، آزادی، احساس بیم و پوچی را به آن افزود. در انگلستان، پوزیتیویسم منطقی، سنت تحلیلی حلقه وین را ادامه داد؛ راسل و‌ای. جی. ئِر نظریه‌های متعددی درباره معرفت و روش‌های تحلیلی منطقی عرضه کردند. در زمان‌های اخیر، پست‌مدرنیسم به عنوان جریان غالب فلسفه قاره‌ای ظاهر شد. پست‌مدرنیسم طرفداران مطلق انگار حقیقت، فراروایت‌های تاریخی، متافیزیک ایده‌آلیستی و رئالیسم زبان‌شناختی / معناشناختی را مورد حمله قرار داد. در جناح تحلیلی، فلسفه ذهن مدرن به عنوان جنبشی قوی که تفکر تحلیلی را با زیست‌شناسی، علوم اعصاب و فیزیک می‌آمیزد، ظهور کرد. در نتیجه، فلسفه قاره‌ای با ایده‌آلیسم آلمانی آغاز و به پدیدارشناسی تبدیل شد، در اگزیستانسیالیسم متحول شد و در حال حاضر در وضعیت پست‌مدرن است. فلسفه تحلیلی به عنوان واکنشی به معرفت‌شناسی کانت در حلقه وین شروع شد، به واسطه ویتگنشتاین انگیزه‌های زبان‌شناختی یافت، توسط پوزیتیویست‌های منطقی و سایرین صورتبندی شد و امروز در فلسفه ذهن، محکم به راه خود ادامه می‌دهد. حال، تکلیف ما با فلسفه تحلیلی و قاره‌ای چیست؟ نیل لوی پیشنهاد عالی و ساده‌ای دارد و معتقد است که ما «می‌توانیم به ترکیب نقاط قوت هر یک از آن‌ها امیدوارم باشیم و فلسفه‌ای به وجود آوریم متشکل از آگاهی تاریخی فلسفه قاره‌ای و دقت بالای فلسفه تحلیلی.» اگر قرار است تعادل را حفظ کنیم، باید متوجه باشیم که هر دو جناح دارای روش‌ها، مسیرها و تاکیداتی هستند که می‌توان آن‌ها را متحد ساخت. اما این بدان معنی نیست که باید هر چیزی را بپذیریم. در عوض، باید هوشیار باشیم که نقاط شروع، روش‌ها و پاسخ‌های درست و نادرستی در هر دو فلسفه وجود دارد. اساسا آن چیزهایی که یک فیلسوف با آن‌ها سروکار دارد- مخصوصا، مسائلی که در پی پاسخ‌گویی به آن‌هاست- تعیین‌کننده مواردی هستند که او توجه خود را به آن‌ها معطوف می‌کند. با این حال، می‌توان به صورت تبادلی و تعویض‌پذیر سراغ مسائل فلسفی رفت: یک راه پدیدارشناسی تحلیلی است و یک راه تحلیل پدیدارشناسانه؛ تاریخ علمی و علم با ذهنیت تاریخی، اخلاق معرفت‌شناسانه و معرفت‌شناسی اخلاقی. اگرچه ممکن است برای بناکردن فلسفه متعادلی در باب زندگی، از هر دو جناح استفاده شود، اما هنگامی که فرد وارد حوزه‌های تخصصی می‌شود، این امر دشوار خواهد شد. برای مثال، وقتی کسی وارد فلسفه ذهن می‌شود، ضرورتا به استفاده از روش‌های فلسفه تحلیلی روی می‌آورد. 
    آنچه باید از هر دو سنت آموخت
    هر یک از طرفین، مشارکت منحصر به فرد خود را در فلسفه دارد. فلسفه تحلیلی باید بتواند در پدیدارشناسی، اگزیستانسیالیسم، ادبیات و سیاست، به همان میزانی که فلسفه قاره‌ای مشتاق آن‌هاست وارد شود. فلسفه تحلیلی باید درک کند که فلسفه بدون تاریخ نیست، فلسفه حرکتی تاریخی است که به مسائل سیاسی و اجتماعی همچون مسائل فنی منطق و معرفت‌شناسی می‌پردازد. تصور این‌که فلسفه تحلیلی فوق جریانات اجتماعی و تاریخ زمان خود است، همچون مقدس شمردن یک گوساله و پرهیز از واقعیت عمیق‌تر است. مردم عادی اهمیتی به پاسخ مسئله استنتاج یا پارادوکس دروغگو نمی‌دهند، اما ممکن است درباره معنای زندگی، معنای وجود و معنای تاریخ سوالاتی داشته باشند. ممکن است درباره موقعیت سیاسی‌شان یا جایگاهشان در جامعه بپرسند و تصورشان چنین نباشد که با طرح سوالاتی از این سنخ، فلسفه را کوچک و ناچیز شمرده‌اند. فلسفه قاره‌ای هم باید چیزهایی را بیاموزد. باید درک کند که استدلال مستلزم این است که منطق معنادار و ضروری باشد؛ دریابد که زبان رابطه پیچیده‌ای با انتقال معنا دارد و معرفت‌شناسی یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که باید مورد پژوهش قرار گیرد: هرگاه که حکمی صادر می‌کنیم یا گزاره‌ای را شرح می‌دهیم، چنان عمل می‌کنیم که گویی توانایی ما به دانستن، صحیح و موجه است. به نظر واضح می‌آید که پرداختن به وجود و هستی، برای فلسفه ضروری است، حتی اگر فیلسوفان تحلیلی درباره صدق این مدعا از ما دلیل بخواهند. شاید فلسفه قاره‌ای در حال فراموشی آن مقدماتی است که وجودشان برای حصول تجربه معقول ضروری است. علم، منطق و تحلیل زبان، تنها موارد واجد اهمیت نیستند، بلکه ادبیات، هنر و تاریخ نیز مهم‌اند. پس از این همه سخنان منفی، مقاله را با عباراتی امیدبخش به پایان می‌رسانم. جایی بین شکاکیت و دگماتیسم، نیهیلیسم و ایده‌آلیسم، منطق و هنر، می‌توان امید بسیاری را برای فلسفه معاصر متصور شد. امید است پیشرفت همراه با فروتنی حاصل شود که در این صورت هم از حیث معرفت‌شناختی و هم اخلاقی به انسانیت کمک خواهد شد. چه تفاوتی است میان فیلسوف (حکمت دوست) و فیلآنتروپیست (انسان دوست)؟ اولی سراغ مسائل مربوط به حیات ذهن می‌رود، در حالی‌که دومی به دغدغه‌های اجتماعی و زندگی شرافتمندانه اهمیت می‌دهد. هرگز نباید یکی را به نفع دیگری نادیده بگیریم: هر دو به ایفای نقش می‌پردازند و بزرگ‌ترین هدف، برقراری هماهنگی میان آن‌هاست. برقراری تعادل بین عشق و معرفت، دانستن امر نیک و عمل به آن، آرمان یک فیلسوف و بهشت موعودی است که شخص فرزانه در روزگار ما باید چشم به آن بدوزد. 
  • کیل جونز/برگردان: میلاد ربیعی
    منابع در دفتر روزنامه موجود است

تجربه‌ سفر دریایی


سفر در دریاها نیازمند صرف زمان نسبتا طولانی‌ است که کسب تجربیات در
طول سفر را ممکن می‌سازد. با توجه به اهمیت آب در بقای انسان، به‌ویژه در کشور ایران و اقلیم نسبتا خشک آن، چشم‌انداز دریا، دریاچه، آبشار، تالاب، رودخانه و... همواره با جاذبه خود حواس هر بیننده‌ای را به خود جذب می‌کند. مثلا سفر خانوادگی خود به کنار دریای مازندران و اولین تلاقی نگاه با آبی دریا از میان کوچه راه‌های سرسبز را در خاطره خود جست‌وجو کنید... گذر از دریاها خاطرات بسیار به یادماندنی از سوار و پیاده‌شدن را به‌جای می‌گذارد. مسافران مجذوب چشم‌اندازهایی از بندرگاه‌ها و تمامی فعالیت‌های مربوط به حرکت کشتی می‌شوند. سپس، ضمن دور شدن از خشکی، لحظه‌ ترک بندرگاه، تغییر رنگ آب اطراف کشتی و موج حاصل از حرکت را تجربه می‌کنند. هیجان مشترکی پیش از سفر بین افراد سوار بر کشتی و افرادی که در خشکی هستند احساس می‌شود؛ به هنگام نزدیکی به خشکی نیز انتظار رسیدن به خشکی پیش‌رو بسیار دلچسب است. تجربه سفر می‌تواند دیدگاه‌ها را تغییر دهد. مثلا تجربه‌ لذت‌بخش و پرماجرای سفر چندروزه‌ قایقرانی در آب‌های خروشان نه تنها توجه گردشگران را از جنبه‌ها‌ی منفی سفر مانند یخ‌زدن در لباس‌های خیس دور می‌کند، بلکه حس عمیق پیروزی القاشده به آن‌ها در طول سفر تمام جنبه‌های منفی را می‌تواند با ارزیابی مثبت نهایی خنثی کند؛ این سفر ماجراجویانه داستان‌هایی را در راستای پرورش انسان خلق می‌کند؛ البته اگر شما علاقه‌مند هستید تا قایقرانی در آب‌های خروشان را تجربه کنید باید بدانید که رودها درجه‌بندی‌شده هستند و هرچه درجه مورد نظر بیشتر شود نشان‌دهنده سختی بیشتر مسیر قایق‌سواری است. عدد یک امواج بسیار ساده و بی‌خطر و عدد شش امواج بسیار بلند با صخره‌هایی عظیم و معمولا غیرقابل عبور ‌را نشان می‌دهند. رودهایی با درجه‌4 به بالا، فقط مناسب قایقران‌های حرفه‌ای و بین‌المللی هستند که تمرینات مستمر دارند. سرعت بسیار کم و کمی سریع‌تر از راه رفتن در طول سفر با قایق تفریحی فرصت کسب تجربه‌های مناسب در بازدید از چشم‌اندازهای مسیر، تنوع زیستی، تشکیل گروه همگن و احساس تعلق به یک گروه، رشد فردی، بازیابی خویشتن و فراگیری مهارت‌های جدید را فراهم می‌کند. از این دسته قایق‌های تفریحی می‌توان به گُندولاهای شهر ونیز اشاره کرد که خود به جاذبه گردشگری این شهر تبدیل شده‌اند و گردشگران را به تجربه گشتی در کانال بزرگ ونیز و بازدید از کوچه‌های آبی این شهر با معماری رنگارنگ آن دعوت می‌کنند. در کشتی‌های بزرگ مانند کروزهای غول‌پیکر اقیانوس‌پیما گردشگران کمتر مشارکت فعال دارند و خود کشتی مقصدی متحرک و هتلی شناور است که امکان بازدید از چندین مقصد در یک منطقه را به وجود می‌آورد، در حالی که اقامتگاه نیز همراه مسافر است و او را از دردسر جابه‌جایی و رزرو محل اقامت می‌رهاند؛ دیگر نیازی به باز و بسته کردن مداوم بار و بنه‌ سفر نیست و انواع تسهیلات و سرگرمی‌ها در کشتی ارائه می‌شوند. در طول سفر گردشگران مشتاق می‌توانند با استفاده از قایق‌های کوچک تفریحی خاطراتی به یادماندنی را در گشت‌ها و بازدید کوتاه‌مدت از مناظر طبیعی زیبا و حیات‌وحش رویایی بیافرینند. اگرچه سفر با کروزها فرصت‌های زیادی را برای معاشرت با دیگر مسافران و خدمه کشتی ایجاد می‌کند، اما با توجه به این‌که شرکت اصلی کشتی‌های کروز بیشتر گشت‌ها را برنامه‌ریزی می‌کند، این نوع ارتباطات فقط در حد نمایشی باقی می‌مانند و ارتباط حقیقی با مکان‌های مورد بازدید بسیار محدودتر خواهد بود. در واقع می‌توان گفت تجربه‌هایی که در کشتی خلق می‌شوند به دقت برنامه‌ریزی شده‌ هستند.
می‌توان با یک کشتی باری به یک سفر دریایی کروز رفت و حتی به دور دنیا نیز سفر کرد. اما تجربه سفر با کشتی باری متفاوت از سفر با کروزهای ویژه است. اگرچه کابین‌های این کشتی‌ها از استانداردهای بالایی برخوردار هستند، اما امکانات تفریحی روی عرشه به نسبت کشتی‌های کروز خیلی کمتر است؛ با توجه به طولانی‌بودن زمان سفر و عدم وجود فعالیت برنامه‌ریزی‌شده خاص برای مسافران، پیش از سفر به گردشگران توصیه می‌شود کتاب و از این قبیل سرگرمی‌ها را با خود به همراه داشته باشند. وقتی از کشتی‌های تجاری به عنوان وسیله نقلیه در سفر استفاده می‌شود، به‌طور مسلم محدودیت در فضا وجود دارد؛ همچنین، حضور کودکان در این کشتی‌ها به دلایل امنیتی و ایمنی ممنوع است. محدودیت مهم دیگری که وجود دارد، عدم اجازه خروج از کشتی در بعضی از مسیرهایی است که فقط کشتی‌های تجاری می‌توانند از آن‌ها عبور کنند. امکان این امر نیز وجود دارد که کشتی‌ها مجبور شوند در بعضی از بندرگاه‌ها توقف‌های پیش‌بینی‌نشده‌ا‌ی را برای چند روز داشته باشند و به این ترتیب، مدت سفر از زمان تعهدشده طولانی‌‌تر شود.
http://baharnewspaper.com

نقش سیتیکولین در بهبود حافظه

older man thinking

 

قبلا گزارشاتی بوده است که سیتیکولین  در بهبود علایم افسردگی در بیماران دوقطبی و غیر ان در بیماران وابسته به ترکیبات متامتامین و نیز کاهش مصرف کوکایین در بیماران افسرده دو قطبی با سابقه مصرف کوکایین موثر بوده است و نیز قدرت شناخت را در زنان میانسال سالم بهبود می بخشد.گزارش مجله Clinical Intervention in Aging  در سال 2013 توسط گارری Gareriو همکاران از ایتالیا چاپ شده حاکی از ان است که در افراد میانسال با حوادث عروقی مغزی که اختلال حافظه دارند سیتیکولین انرا بهبود می دهد.البته نتایج مقایسه نشده لذا ممکن است قابل اسنتاد نباشد.سیتیکولین عنصری  طبیعی است که در مغز و کبد هم یافت می شود و هم به صورت مکمل ممکن است میل شود.
در این تحقیق تعداد 364 فرد بالای 64 سال با میانگین سنی 79/9 سال که اختلالات شناختی در زمینه ضایعات عروقی مغزی داشته اما تشخیص الزایمر نداشتندمورد مطالعه قرار گرفتندو انهایی که روزانه 500 میلیگرم دوباردریافت کی کردند در 3ماه اول و درپایان مطالعه که 9 ماه بود عملکرد ذهنی و شناختی بهتری از انهایی که این مکمل را دریافت نمی کردند داشتند.وحتی بهبودی الته نه چندان چشمگیری در علایم خلقی داشتند.محققین نظر دارند که سیتیکولین در بهبود حافظه بیماران الرایمری هم می تواند بی تاثیر نباشد پرا که سیتیکولین در سنتز استیل کولین هم نقش دارد و اکثر داروهای کنترل کننده الزایمر از تخریب استیل کولین جلوگیری می کنند.
عوارض جانبی مهم نبوده و شامل تحریک پذیری ویا بیقراری ,اختلالات گوارشی و سردرد بود.
http://www.dovepress.com/articles.php?article_id=12131

فرزندکشی در شاهنامه و فیلم شاینینگ


هرکسی برای یک‌بار هم داستان رستم و سهراب را با دقت بخواند، می‌فهمد رستم می‌دانسته کسی که قصـد کشتنــش را دارد پسرش است. البته این «دانستن» با «آگاهانه بودن» از دیدگاه روانشناختی متفاوت است و بخش قابل توجهی از ذهن ما را ناخودآگاه‌مان تشکیل می‌دهد. درست مانند یک کوه یخی که دوسومش درون آب است و ما تنها یک‌سوم بیرونی آن را می‌بینیم. تاثیر ناخودآگاه در رفتار ما به هیچ روی کمتر از بخش آگاه ذهن‌مان نیست. البته مرز مشخصی بین بخش آگاهانه و ناخودآگاه وجود ندارد. خیلی وقت‌ها رفتار ما برآمده از ذهن نیمه‌آگاه ماست. چیزی را که هم می‌دانیم و هم نمی‌دانیم. هم به آن آگاهیم هم آگاه نیستیم. می‌توانیم ادعا کنیم که آگاه نبوده‌ایم ولی نشانه‌های نا‌خودآگاه دم خروسی نشان ما می‌دهند که دیگر نمی‌توانیم قسم حضرت عباس را باور کنیم. رستم روز پس از ازدواج با تهمینه او را به قصد جنگ ترک می‌کند و دیگر سراغی هم از او نمی‌گیرد. جاه‌طلبی‌ها و جنگجویی‌هایش فرصتی برای عشق به زن و فرزند برایش نمی‌گذارد. حتی یک‌بار هم دلتنگ تهمینه نمی‌شود و پس از آن روز حتی یک‌بار هم از ذهنش نمی‌گذرد که آیا فرزندی از تهمینه دارد یا نه. جاه‌طلبی‌های جنگجویانه‌اش با زندگی خانوادگی معمولی او در تعارض است. وقتی هم سهراب برای دیدن پدرش رهسپار می‌شود، رستم با هویتی نا‌شناس با او وارد جنگ تن‌به‌تن می‌شود. درست است که نا‌شناسی رستم یک استراتژی جنگی است ولی صحبت اینجاست که رستم نشانه‌های قوی مبنی بر این‌که سهراب پسرش است را نادیده می‌گیرد. رستم با سازوکاری دفاعی تمام نشانه‌هایی را که دلالت بر آن دارد که سهراب پسرش است انکار می‌کند. اما سهراب این نشانه‌ها را می‌گیرد. در گیراگیر جنگ به پدرش می‌گوید: من ایدون گمانم که تو رستمی. و رستم هم جسورانه پاسخ می‌دهد که اشتباه گرفته‌ای: چنین داد پاسخ که رستم نیم/ هم از تخمه سام نیرم نیم. تا این‌که روز واقعه فرامی‌رسد و هردو «دوال کمر» یکدیگر را می‌گیرند و رستم چنگ می‌یازد و پشت دلیر جوان را خم می‌آورد و مانند شیر بر زمینش می‌زند و تیغ تیز را از میان بر می‌کشد و پسرش را می‌کشد. گفت‌وگوی رستم و سهراب پس از ضربه و پیش از مرگ سهراب اوج تراژدی داستان است. سهراب به او می‌گوید که رستم انتقام خون مرا می‌گیرد غافل از این‌که قاتل‌‌ همان رستم است. سهراب هنگامی که می‌فهمد قاتلش رستم است به او گلایه می‌کند: بدو گفت ایدون که رستم تویی/ بکشتی مرا خیره از بدخویی/ ز هرگونه‌ای بودمت رهنمای/ نجنبید یک ذره مهرت ز جای. این سماجت رستم برای کشتن سهراب با وجود تلاش سهراب برای اثبات رابطه پدری- پسری یادآور فیلم شاینینگ است. شبیه سماجت جَک برای کشتن پسرش دنی است. تاثیرگذار‌ترین زمان فیلم تلاش جک برای یافتن پسرش در آن‌ هزارتوی مخوف به قصد کشتن اوست و تاثیرگذار‌ترین بخش داستان رستم و سهراب هم تلاش رستم برای چیره شدن به سهراب در جنگ آخرشان است. هردو سماجت در کشتن فرزند دارند. هر دو میل ناخودآگاه به فرزندکشی را برملا می‌کنند. یکی پشت یک استراتژی جنگی پنهان می‌شود و دیگری پشت جنون ناشی از تنهایی در یک هتل خالی از میهمان و سکنه در یک جای دورافتاده پوشیده از برف. میلی ناخودآگاه که در ادبیات عامیانه خودمان با «عاق والدین» و «الهی بمیری» نشان داده می‌شود؛ میلی ناخودآگاه که در ما سرکوب شده است.
http://baharnewspaper.com/

سکته مغزی و مصرف کافیئن


Taking-Pills-with-Water

اخیراً گزارش شده که داروهای تهیه شده با کافئین امکان بروز سکته مغزی را افزایش می دهند ولی در این میان خود کافئین نقشی نخواهد داشت. پژوهشگران کره جنوبی و پزشکان بیمارستان های آن کشور مدت ها بود که شاهد بالا رفتن میزان سکته مغزی در مردم مخصوصاً در افراد میانسال و جوانان بودند ولی علت آن را نمی دانستند. گروهی از این پژوهشگران تحقیقات دقیقی را در این مورد شروع نمودند و تعداد 940 نفر از بیماران میانسال را که ناگهان به خونزیزی مغزی دچار شده بودند زیر پوشش این بررسی قرار دادند. پس از تجزیه و تحلیل و پیگیری این افراد متوجه شدند که افرادی که داروهای مسکن بدون نسخه پزشک به خاطر تسکین دردهای مختلف استفاده می کردند که حاوی مقدار زیادی کافئین بودند در معرض بروز سکته مغزی قرار دارند. البته در این بررسی دو دسته دیگر از بیمارانی که برای درمان بیماری ها و جلوگیری یا تسکین درد در بیمارستان ها بستری بودند در گروه دیگری که داروهای بدون کافئین مصرف می کردند نیز بررسی گردیده اند. جالب این که داروهای مسکنی که حاوی کافئین هستند و می توان بدون نسخه آنها را خریداری کرد 250 درصد یا به عبارتی حدود 5/2 برابر بقیه سبب سکته مغزی می شدند. در این بررسی بسیار جالب همچنین ثابت گردیده که خوردن مسکن های شیمیایی به همراه نوشیدن قهوه یا نوشابه های کافئین دار هم می تواند امکان بروز سکته مغزی را در انسان سالم چند برابر کند. به همین جهت شدیداً توصیه می گردد که داروها باید فقط با آب خورده شوند نه با الکل و چای و قهوه و نوشیدنی های دیگر که ممکن است کافئین داشته باشند. کسانی که داروهای مسکن و داروهای شیمایی دیگر را مصرف می کنند بهتر است تا چند ساعت پس از مصرف دارو از نوشیدنی های کافئین دار دوری کنند و یا غذاهای کافیئن دار مانند شکلات را نخورند. بارها در اینجا اشاره کرده ام که اکثر قهوه هایی که به شما به عنوان بدون کافئین می فروشند کافئین دارند. در یک بررسی در چند سال گذشته 10 نمونه قهوه بدون کافئین از 10 کمپانی معروف به دقت تجزیه شدند، غیر از  یک یا دو مورد بقیه این قهوه های به اصطلاح بدون کافئین بر عکس ادعای کمپانی ها و رستوران ها کافئین داشتند زیرا قهوه بدون کافئین باید گران تر باشد برای این که جدا کردن کافئین از قهوه دردسرهای زیادی دارد و حتی مقدار زیادی از مواد شیمیایی به کار رفته در این نوع قهوه ها، خطرناک هستند. پس بیائید از امروز داروها را با مقداری آب مصرف کنیم و از نوشابه کافئین دار استفاده نکنیم.

فوائد دارویی و غذایی دارچین:

دارچین به خاطر خاصیت آنتی اکسیدانی اش معروف است و در بدن می تواند عوامل بیماری زا یا رادیکال های آزاد را بی اثر نماید. در ضمن دارچین حاوی مقدار زیادی کلسیم، منگنز، آهن و فیبر است. نقش دارچین در پائین آوردن قند خون شناخته شده است و دوست قلب و عروق بوده، در تقویت سلول های مغزی مؤثر است. در عین حال گزارش شده است که ترکیبات دارچین می توانند از بروز و پیشرفت سرطان روده بزرگ جلوگیری کنند و یکی از بهترین داروهای آرتروز یا درد مفاصل و تخفیف التهاب بدن می باشد.

در مورد بیماری قند باید اشاره نمود که دارچین سبب فعال شدن انسولین طبیعی بدن می شود و به سوخت و ساز مواد قندی و نشاسته در بدن کمک می کند. دارچین به خاطر خاصیت آنتی اکسیدانی خود بار زیادی را از دوش قلب و عروق بر می دارد و در سلامت گردش خون مخصوصاً سلامتی بافت های عروق و جلوگیری از بسته شدن آنها کمک می کند، زیرا قادر است کلسترول بد خون را تقلیل دهد که به طور کلی در سلامتی بدن و قلب و عروق مهم می باشد.

مطالعات علمی نشان می دهند افرادی که در رژیم غذایی خود مقداری دارچین منظور می دارند کمتر به عارضه فراموشی دچار می شوند زیرا بعضی از ترکیبات دارچین در سلامتی سلول های مغز و اعصاب  نقش مهمی دارند. پژوهشگران دانشگاهی در اروپا ثابت کرده اند که دارچین درد مفاصل را تخفیف می دهد و دانشمندان استرالیایی ثابت نموده اند که مصرف نصف قاشق چایخوری از پودر دارچین در روز میزان قند خون را به طور چشمگیری کاهش می دهد.

داروی قند Metformin از بروز فراموشی جلوگیری می کند:

داروهای خوراکی مختلفی در تقلیل قند خون مصرف می شوند. در میان این داروها متفورمین (Metformin) از قرار معلوم قادر است تا حدود 20 درصد از بروز عارضه فراموشی جلوگیری کند. این گزارشی است که دانشمندان Oakland در کالیفرنیا منتشر نموده اند. اصولاً در افراد مبتلا به بیماری قند نوع دو به تدریج سلول های مغزی قدرت حافظه را از دست می دهند و به هر صورتی عارضه فراموشی کم و بیش در آن ها بوجود می آید. در یک بررسی بزرگ چهار داروی پائین آورنده قند خون در 15 هزار نفر از افرادی که حداقل 10 سال سابقه بیماری قند داشتند، مطالعه گردیده که مصرف کنندگان این داروی مخصوص که در حال حاضر مصرف کننده زیادی دارد، نسبت به مصرف کنندگان داروهای دیگر که تا 10درصد بر میزان فراموشی آنها افزایش گردیده، 20 درصد کمتر به عارضه فراموشی دچار شده اند.

بهترین و قوی ترین مسکن های طبیعی:

دردهای مزمن بدن و مفاصل یکی از بیماری های مدرنی است که چند دهه ای ست اپیدمی و همه گیر شده است. بیشتر از 5/1 بیلیون نفر در سراسر دنیا به آن مبتلا می باشند و همه ساله بیلیون ها دلار به اقتصاد دنیا به خاطر عدم توانایی در تولید و مخارج درمان آن ضرر وارد می گردد. میزان درگیری مردم به دردهای مورد بحث به صورتی نمایان گردیده که در صدر جدول بیماری ها قرار گرفته و بیماری سرطان و بیماری قند در ردیف دوم این لیست قرار دارند.

پزشکان به علت عدم وجود مسکن های مؤثر برای دردها هر روز نسخه های بیماران را عوض می کنند و هر زمان داروی شیمیایی جدیدی را تجویز می نمایند که غیر از ضرر و زیان جبران ناپذیر نتیجه ای ندارد.

تومریک موجود در زردچوبه و زنجبیل به طور معجزه آسایی التهاب بدن را کاهش می دهد و به علت داشتن آنتی اکسیدانهای قوی سبب تقویت سیستم دفاعی بدن می گردد تا با درد مبارزه شود. اسیدهای چرب امگا 3 یکی از اسیدهای چربی است که در تقلیل التهاب بدن که نشانه و سبب دردهای مختلف می باشد، شناخته شده است و آن را می توان در ماهی پرچرب، دانه های روغنی و تخم کتان یافت. غذاهایی که حاوی مقدار زیادی سولفور هستند مانند سیر، پیاز و کلم های دلمه ای  که حاوی مقدار زیادی از اسیدهای امینه ضروری هم می باشند، قرن ها است که به بشر در تسکین دردها مخصوصاً درد مفاصل کمک می کنند. منیزیوم از نوع املاحی است که در کنار ویتامین های B سبب فعال شدن سیستم دفاعی و ضد درد طبیعی در بدن می گردد که می توان آن را در سبزیجات سبز تیره رنگ و غذاهای حیوانی به دست آورد. در گیلاس ماده ای را شناسایی کرده اند که یکی از قوی ترین مسکن های طبیعی بدن است. به عبارت دیگر طبیعت بدن به صورتی تنظیم گردیده که اگر به وسیله داروهای شیمیایی مسموم و زیانبار فلج نشود خود بخود می تواند با کمک تغذیه خوب و روش زندگی سالم در تسکین دردها اقدام نماید. به همین دلیل افراد روستایی که دور از دنیای به اصطلاح متمدن زندگی می کنند خیلی کمتر به دردهای مفاصل و التهاب بدن و غیره دچار هستند زیرا مواد شیمیایی موجود در داروهای مدرن طبیعت بدن آنها را ویران نکرده است.

*دكتر پرویز قدیریان  

http://www.shahrvand.com

در ایران۳۹‌میلیون کاربر از «وی پی ان» استفاده می‌کنند

  •  
  •  

  • در حالی محمود خسروی مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت ماه گذشته اعلام کرد که این شرکت آمادگی دارد به اشخاص حقیقی که صلاحیت آنان به تایید مراجع ذی‌صلاح رسیده، خدمات قانونی «وی پی ان» واگذار کند؛ اما با مراجعه به سایت «وی پی ان». ir که پیش از این به منظور ثبت‌نام «وی پی ان» قانونی فعال شده هنوز برای کاربران حقیقی امکانی در نظر گرفته نشده و همچنان ۸۶‌درصد کاربران ایرانی برای دسترسی آزاد به اینترنت از «وی پی ان»ها و فیلترشکن استفاده می‌کنند.
    بنا بر اعلام پایگاه ثبت‌نام رسمی «وی پی ان» قانونی، ثبت‌نام در این بخش صرفا برای ارتباط بین داخل و خارج از کشور است و شامل «وی پی ان»های داخلی نمی‌شود و در صورت استفاده برای دور زدن فیلترینگ سوءاستفاده محسوب شده و پیگرد قانونی دارد.
    براساس گزارش ترازنامه بنا بر این گزارش اظهارنظرهای رسمی حاکی است ۴۵‌درصد کاربران اینترنت کشور برای دسترسی به سایت‌های مورد نظر خود از «وی پی ان» استفاده می‌کنند که مقایسه این رقم نسبت به سال‌های قبل نشان از رشد «وی پی ان»ها در میان کاربران داشته و با این‌که مراجع قضایی استفاده از «وی پی ان» را از مصادیق جرایم رایانه‌ای اعلام کرده‌اند با این حال اقبال کاربران برای دسترسی به بعضی سایت‌ها و شبکه از طریق «وی پی ان» رو به افزایش است.
    این گزارش حاکی است ۴۱‌درصد کاربران اینترنتی نیز برای دسترسی به سایت‌هایی که از طریق فیلترینگ دسترسی به آن‌ها غیرممکن شده است از انواع فیلترشکن‌ها استفاده می‌کنند.
    06/۶۱‌درصد جمعیت کشور به اینترنت متصل می‌شوند
    آخرین آمار اعلام‌شده از ضریب نفوذ اینترنت در کشور از سوی مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت - متما- حاکی است بالغ بر 06/۶۱درصد جمعیت کشور به اینترنت متصل می‌شوند که با توجه به جمعیت ۷۵‌میلیون و ۱۴۹‌هزار و ۶۶۹ نفر در کشور، شمار کاربران اینترنت ۴۵‌میلیون و ۸۸۴‌هزار و ۱۴۴ نفر اعلام شده است. در این ارزیابی‌ها، مشترکان اینترنت موبایل - GPRS - با 11/۳۰درصد ضریب نفوذ و ۲۲‌میلیون و ۶۲۹‌هزار کاربر، بیشترین آمار اتصال به اینترنت را به خود اختصاص داده‌اند؛ در همین حال ضریب نفوذ اینترنت کل کشور از طریق اتصال کاربران با فناوری ADSL حدود 89/۱۰‌درصد، اینترنت
    دایل‌آپ 23/۹‌درصد، اینترنت وایمکس 7/۲‌درصد و اینترنت فیبر 13/۸‌درصد اعلام شده است.
    براساس آمار ارائه‌شده در حال حاضر ۸۶ درصد کاربران ایرانی عضو شبکه‌های اجتماعی بوده و بعضی از آن‌ها همزمان در چند شبکه عضویت دارند. ۵۸درصد کاربران ایرانی در فیس‌بوک، ۳۷‌درصد گوگل پلاس، ۱۲‌درصد تویتتر و ۱۲‌درصد لینکدین عضویت دارند که برای دسترسی به این شبکه‌ها قطعا یا از
    «وی‌پی‌ان»ها یا فیلترشکن استفاده می‌کنند.
    دانشجویان بهترین مشتریان «وی‌پی‌ان»ها
    و فیلترشکن‌ها
    براساس آخرین پژوهش انجام‌شده دانشجویان با فراوانی ۴۱‌درصد بیشترین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی را به خود اختصاص داده که بر همین میزان بیشترین مشتریان «وی پی ان»ها و فیلترشکن‌ها را باید در میان آن‌ها جست‌و‌جو کرد. در رده بعد کارمندان با فراوانی ۳۲‌درصد قرار دارند. همچنین ۵۵‌درصد مردان و ۵۴‌درصد زنان نیز بیشترین وقت خود را به (در مقایسه با سایر فعالیت‌های روزمره سایبری) شبکه‌های اجتماعی مجازی اختصاص می‌دهند که دسترسی به آن‌ها مقدور نیست مگر آن‌که فیلترینگ اعمال‌شده روی آن‌ها را با استفاده از فیلترشکن یا «وی پی ان»ها دور زد. بنا بر این گزارش به نظر می‌رسد حال که کمیسیون ساماندهی فیلترینگ فضای مجازی به منظور صدور مجوز استفاده از فیلترشکن‌های (وی پی ان) مجاز و مسدود کردن فیلترشکن‌های غیرمجاز آیین‌نامه اجرایی تدوین و ابلاغ می‌کند یا کمیسیون سازمان تنظیم مقررات که وعده واگذاری قانونی «وی پی ان» به کاربران را می‌دهد به وعده‌های خود عمل کرده و برای ساماندهی اوضاع موجود چاره‌ای اساسی بیندیشند.

    http://baharnewspaper.com

وقتی گردشگری با آب درآمیخته می‌شود

  گردشگری، صنعتی چندبعدی است. یکی از بهترین روش‌های مطالعه ابعاد مختلف آن تقسیم‌بندی فعالیت‌های این صنعت به زیرگروه‌هایی با ویژگی‌های مشترک است. از جمله زیرگروه‌های شاخصی که در سال‌های اخیر با رشد چشمگیری همراه بوده «گردشگری آبی» است. گردشگری آبی به هر نوع فعالیتی که با هدف ورزش، تفریح و سرگرمی در ارتباط با آب صورت گیرد اطلاق می‌شود. که بدیهی است تمامی این فعالیت‌ها باید در محیطی دور از محیط زندگی فرد انجام پذیرد تا در حوزه تعریف «گردشگری» نیز بگنجد. فعالیت‌های این قالب از گردشگری را می‌توان در سه گروه عمده: 1) بالا، 2) در سطح و 3) زیر سطح آب تقسیم‌بندی کرد. در منابع مختلف واژه گردشگری آبی با واژه‌هایی چون ورزش، تفریح و سرگرمی نیز همراه بوده که این نشان از نقش بسزای این نوع از گردشگری در پرکردن اوقات فراغت متقاضیان گردشگری دارد.از سوی دیگر، با توجه به آلودگی‌ها، مصارف نادرست و خشکسالی‌هایی که کره زمین را با بحران آب روبه‌رو کرده، گردشگری می‌تواند به عنوان یک صنعت تریلیون‌دلاری، اهرم قدرتمندی برای حفظ و حراست از منابع آبی جهان باشد و این امر را از طریق ارائه راهکارهای مناسب به منظور استفاده پایدار و صحیح از منابع آبی امکان‌پذیر کند. با توجه به تعداد بیش از یک‌میلیارد مسافری که هرساله در جهان در سفرند، گردشگری می‌تواند وسیله مناسبی برای اطلاع‌رسانی، آگاهی و تغییر رفتار مصرفی مردم دنیا باشد. حال با گذری بر دیباچه‌ای کوتاه به معرفی چند زیرمجموعه از آن می‌پردازیم.

آب منشاء زندگی

در میان تمام ملت‌های جهان آب همیشه منشاء زندگی و عامل اصلی ساخت و احداث بسیاری از شهرها و سازه‌ها بوده است. چنان‌که در طول تاریخ ایران‌زمین، شاهد ساخت بناهای ارزشمند و شکوهمندی چون سی‌وسه پل اصفهان، آسیاب‌های بادی شوشتر و کوشک‌های ساسانی در کنار آب (یا روی آب) بوده و حتی یکی از شاخص‌های تمییزدهنده معماری ساسانی از معماری دیگر دوره‌های تاریخی، ساخت آن‌ها در کنار منابع آبی است.

این موضوع مختص ایران‌زمین نبوده و در شهرهای قدیمی سراسر جهان اهمیت وجود آب در مجاورت شهر به وضوح به چشم می‌خورد. با پیشرفت فناوری نه‌تنها از این اهمیت کاسته نشد بلکه با شکل گرفتن تفریحات جدیدی چون قایق‌سواری، استفاده از خانه‌های ساحلی، اشتغال به ورزش‌های آبی متنوع مثل اسکی روی آب و همچنین بهره‌مندی از چشمه‌های آب گرم باعث رونق بیش از پیش استفاده انسان از این موهبت الهی بوده است.
شکل ابتدایی گردشگری آبی را می‌توان در سفرهای اشراف‌زادگان رومی برای فرار از گرمای تابستان و سکونت در خانه‌های ییلاقی کنار دریا مشاهده کرد. بعدها با موج انقلاب صنعتی و بهبود شرایط کاری مثل کم شدن ساعات کار، افزایش تعطیلات و بالا رفتن درآمد در کنار پیشرفت فناوری حمل‌ونقل، سطوح میانی و کارگر جامعه نیز امکان تجربه چنین تفریحاتی را یافتند. با افزایش محبوبیت و دسترسی به این اماکن، مالکان و ساکنان مناطق مجاور آب و دریا برآن شدند تا با ارائه خدمات و امکانات خاصی چون اماکن اقامتی دریایی، امکانات پزشکی-درمانی، ورزش‌های خاص دریایی و غیره تجربه گردشگران را هرچه بیشتر خاطره‌انگیز کنند. کم‌کم تفریحات ساحلی به خوبی جای خود را در میان تفریحات دیگر اقشار جامعه باز و جذابیت روزافزونی برای گردشگران نقاط مختلف جهان پیدا کرد که این روند تا به امروز ادامه داشته است.
به شکل رسمی، با آغاز قرن 21 شکل نوین و هیجان‌انگیزی از گردشگری به دنیا معرفی شد. این نوع از گردشگری پاسخگوی نیازهای مختلف جامعه از جمله گردشگری، ورزش حرفه‌ای و تفننی، تفریح و گذراندن اوقات فراغت بوده است. خدمات ارائه‌شده در زمینه گردشگری آبی در سطح وسیع، با قیمت‌های مختلف، با تجهیزات متنوع و در اماکن متفاوت به متقاضیان ارائه شده و هر‌ساله نیز به این تنوع و فناوری‌های به کار گرفته‌شده در آن افزوده می‌شود.
در عصر حاضر میزان مشارکت مردم در چنین فعالیت‌هایی به عواملی چون زمان، هزینه، چرخه عمر گردشگران و میزان مهارت‌ها، خطر‌پذیری، ماجراجویی و چالش‌پذیری فرد بستگی دارد. حال آن‌که در نیمه اول قرن بیستم عوامل غالب شامل جنسیت، توانایی، قومیت و شرایط اجتماعی-اقتصادی و تاثیرات سیاسی بود.
ما هم‌اکنون نیز در ایران و اقصی‌نقاط جهان شاهد ارائه خدمات گردشگری آبی در قالب فعالیت‌های دولتی و خصوصی هستیم که می‌توان از آن جمله به طرح سالم‌سازی سواحل دریا در منطقه شمالی کشور و فراهم‌سازی تجهیزات ورزش‌های آبی در مناطق مختلف اشاره کرد. یکی از بهترین راه‌ها برای برنامه‌ریزی و توسعه این مناطق، آگاهی از انواع مختلف فعالیت‌هایی است که می‌توان در این مناطق به آن پرداخت. بدین منظور چند مورد از این فعالیت‌ها در ادامه آمده و به اختصار توضیح داده شده است: در این بخش سعی شده با معرفی هر رشته نیم‌نگاهی نیز به وضعیت آن در ایران داشته باشیم. البته بررسی وضع کنونی این نوع از گردشگری در ایران نیازمند نقد و بررسی کامل و وسیعی است که در این مجال نمی‌گنجد و تنها به ذکر چند جمله درباره هر گروه اکتفا شده است:
1) قایق‌سواری (متفاوت از قایقرانی است) و ماهیگیری: این دو از قدیمی‌ترین اشکال فعالیت‌های آبی به شمار می‌روند. قایق‌سواری به زمان مصریان باستان بازمی‌گردد (چهار هزار سال پیش از میلاد). در طول تاریخ، ساکنان کشورهای دنیا از قایق‌های مختلف برای اموری چون تجارت، حمل‌ونقل و کشف اماکن جدید بهره می‌جستند. اولین گام در جهت استفاده از قایق به عنوان وسیله‌ای تفریحی، برگزاری اولین مسابقات قایقرانی در سال 1800 میلادی بود. با کم شدن استفاده مردم از قایق، علاقه آن‌ها به آموختن شیوه کنترل و استفاده از آن به عنوان وسیله‌ای تفریحی افزایش یافت. این نیاز در طول زمان خود را به شکل‌های مختلف مانند ایجاد قایق‌های اکتشافی، کشتی‌های بزرگ تفریحی مثل کروزها، قایق‌های تک‌نفره برای مسابقات و... نشان داد. قایق‌سواری همچنان از محبوبیت زیادی در جهان برخوردار است. در ایران نیز با توجه به دسترسی به انواع منابع آبی می‌توان رونق فراوانی را با فروش یا کرایه قایق شاهد بود. ما با وجود دسترسی به آب‌های آزاد کمتر شاهد استفاده شخصی از قایق‌های مجهز مدرن تفریحی هستیم.
2- غواصی: اولین‌بار توسط جکز کاستیو و امیلی گاگنان مخترعان اولین کپسول هوا به نام Self-Contained Underwater Breathing Appartus که واژه انگلیسی غواصی (SCUBA) از ابتدای حروف همین کپسول گرفته شده است، آغاز شد. این کپسول ابتدا با هدف استفاده‌های پزشکی و دولتی ایجاد شد. ولی با تخیل فیلمسازان و داستان‌پردازان، بعدها به عنوان وسیله‌ای برای کاوش اعماق دریا مورد استفاده قرار گرفت.
غواصی در جزایر کیش و قشم از محبوبیت زیادی برخوردار است. برای مثال، یکی از برگ‌های برنده جزیره کیش در غواصی، مرجانی بودن سواحل آن است زیرا در سواحل مرجانی آبِ زلال امکان مشاهده و لمس بهتری از موجودات دریایی بستر آب دریا را به غواصان می‌دهد. بنابراین می‌توان با تدارک امکانات مناسب، ‌تبلیغات بجا و البته با قیمت معقول، لحظات خوشی را برای گردشگران این مناطق رقم زد. با توجه به آمارها بین پنج تا هفت‌میلیون غواص در دنیا فعالانه به این رشته می‌پردازند. ولی به دلیل بی‌توجهی و گاهی عدم آگاهی و البته هزینه‌های بالا، این رشته هنوز در ایران مهجور باقی‌مانده است.
3- ماهیگیری تفننی و مسابقات ماهیگیری: این رشته ریشه در زمانی دارد که انسان برای ادامه بقای خود به شکار ماهیان می‌پرداخت. ولی با روی کار آمدن قایق‌های موتوری و پیشرفته، این فعالیت در دهه‌های 1950 و 1960 میلادی به فعالیت تفریحی محبوبی مبدل شد. البته هنوز هم این رشته به دلیل گرانی لوازم ابتدایی آن محدود به اقشار خاصی از جامعه است. در ایران، با وجود رونق ماهیگیری به عنوان وسیله‌ای برای امرار معاش در مناطق شمالی و جنوبی کشور، کمتر شاهد برگزاری مسابقات ماهیگیری بوده‌ایم که این خود جای بسی کار دارد.
4- ورزش‌های آبی موتوری: قایق موتوری محصول سده نوزدهم میلادی است. ولی استفاده از این وسیله با هدف تفریح و سرگرمی از نیمه دوم سده نوزدهم آغاز شد. ارتقای فناوری در ساخت چنین قایق‌هایی رفته‌رفته باعث ایجاد کشتی‌های تجاری برگزارکننده تورهای یک‌روزه شد. ورزش‌های آبی در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم محبوبیت یافت. معروف‌ترین اشکال این دسته ورزش‌ها استفاده از قایق‌های سرعتی، جت اسکی و جت بوت، ‌موتورسیکلت‌های آبی، اسکوترهای آبی و پاراگلایدرهای آبی بوده است. در سال‌های اخیر این ورزش‌ها در مناطق شمالی و جنوبی کشور به وفور مشاهده می‌شوند. البته اقداماتی که در جزایر قشم و کیش صورت گرفته به مراتب بیشتر از مناطق شمالی کشور است که با برنامه‌ریزی می‌توان از این پتانسیل‌ها به بهترین نحو استفاده کرد.
5- تورهای یک‌روزه: عنوان این گروه گویای اساس این نوع فعالیت‌هاست. امروزه در مناطق آبی مختلف مانند رودخانه‌ها، دریاها و دریاچه‌ها، خلیج‌ها و کانال‌های آبی شاهد برگزاری تورهای یک‌روزه‌ای هستیم که با وسایل مختلفی از جمله کروز و کشتی‌های تفریحی، مردم را از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر برده و علاوه بر تجربه سفر روی آب، با ارائه امکانات تفریحی و سرگرمی جانبی، لحظات خوشی را برای گردشگران رقم می‌زنند.
از این نوع گردشگری می‌توان در جزیره کیش و قشم یاد کرد که به عنوان نمونه با کشتی‌هایی که دارای کف شیشه‌ای هستند، امکان رصد بستر دریا برای گردشگران فراهم شده است.
6) آموزش قایقرانی: یکی از سرگرمی‌ها و تفریحات مولدی که گردشگران می‌توانند در طول سفر خود به مناطق آبی داشته باشند، یادگیری شیوه کنترل و استفاده از قایق‌ها و کشتی‌های مختلف است. این تجربه می‌تواند بعدها اولین گام در جهت سفرهای اکتشافی و ماجراجویانه افراد باشد.
متاسفانه در ایران جای خالی چنین کلاس‌هایی به روشنی احساس می‌شود. در بیشتر مواقع مسافران، تنها به همراه شدن با قایقران حرفه‌ای اکتفا کرده و هیچ‌گاه تمایلی برای یادگیری استفاده شخصی از این وسایل نقلیه نشان نمی‌دهند. که یکی از عوامل این رفتار عدم آگاهی از وجود چنین کلاس‌هایی است. برگزاری کلاس‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت برای گردشگران علاقه‌مند، می‌تواند منبع درآمد مناسبی برای مردم محلی به شمار آید.
7- موج‌سواری، Wing Surfing، کایاک‌سواری و قایقرانی در آب‌های خروشان: تاریخ موج‌سواری به دهه اول میلادی بازمی‌گردد ولی دوران طلایی آن با دهه 1950 همزمان بود که بسیاری از مردم این ورزش را به‌عنوان راهی برای تفریح و سرگرمی خود انتخاب کردند. Wind Surfing نیز -به نوعی- موج‌سواری محسوب می‌شود. با این تفاوت که روی تخته موج‌سواری یک بادبان تعبیه شده است. این ورزش نیز در دهه 1970 اختراع شد.
کایاک‌سواری قدمت تاریخی بیشتری دارد. از قایق‌های کایاک در ابتدا برای سفر در آب‌های منطقه گرینلند استفاده می‌شد. ولی به دلیل شکل ساختاری مناسب آن، بعدها به وسیله‌ای تفریحی مبدل شد.
قایقرانی در آب‌های خروشان نیز در اواخر قرن 19 توسط مردم غیربومی برای شکار و تجارت و همچنین کاوش در مناطق جدید مورد استفاده قرار می‌گرفت که بعدها به یک ورزش هیجان‌انگیز و پرطرفدار مبدل شد.
در پایان می‌توان اهمیت شگرف گردشگری آبی را از اقدام امسال سازمان جهانی جهانگردی (UNWTO) دریافت. این سازمان عنوان روز جهانی جهانگردی امسال را «گردشگری و آب: پاسداشت از آینده مشترک انسان‌ها» تعیین کرده است. بنا بر بیانیه این سازمان، هدف از این نامگذاری ارزیابی چالش‌های پیش روی مدیریت آب در گردشگری و ارائه راهکارهای حفاظت و توسعه منابع آبی، در ضمن حصول سود برای جامعه محلی ساکن در اطراف مقاصد گردشگری آبی جهان است. سازمان میراث فرهنگی ایران نیز با در نظر داشتن این شعار، به برگزاری همایش‌ها، کارگاه‌ها و اقداماتی از این قبیل در هفته گردشگری، پنج مهر (مصادف با 27 سپتامبر روز جهانی جهانگردی) تا 12 مهر، پرداخته است. باشد که با این اقدامات شاهد حفاظت و درعین‌حال توسعه برنامه‌ریزی‌شده فعالیت‌ها و منابع آبی کشور باشیم.

http://baharnewspaper.com

دوچرخه سواری سریع در کنترل پارکینسون موثر است.

tandem bike

دکتر جی البرتسJay Alberts متخصص نوروساینس در یک گشت دونفره با دوچرخه طویل خود در شهر ایووای Iowa امریکا برای دادن اطالاعات به اهالی در مورد بیماری پارکینسون که خود نیز به ان مبتلا می باشد متوجه شد که با پا زدن سریع او که در قسمت جلوی دوچرخه قرار داشته است علایم کسالتش بیسار بهتر شده است و این پایه تحقیقی در مورد تاثیر رکاب زدن سریع در کاهش علایم بیماری پارکینسون شد که در ان تعداد26 بیمار با عارضه پارکینسون در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند:

یک دسته در یک دوچرخه ثابت قرر گرفته و در یک ریتم دلخواه شروع به رکاب زدن کردند و دسته دیگر در دوچرخه های طویل دو نفره در قسمت جلو با سرعتی حداقل 30 در صد سریع تر از گروه مقابل رکاب زدند.

پس از8 هفته از رکاب زدن هقته ای سه بار دسته ای که با قدرت بیشتر و سریع تر فعالیت داشتند 35 درصد بیشتر در علائم خود بهبود داشتند در صورتی که گروه رکاب زن معمول نشانه ای از بهبودی نداشتند.

سرعت پا زدن سریع در این تحقیق 77تا 80 دور در دقیقه بود.

محققین در این مطالعه توسط دستگاه ارتباط عملی ام ار ای functioal connectivity MRI میزان اکسیژن مغز را قبل و بلافاصله بعد و 4 هفته بعد از تمرین اندازه گیری کردند و مشاهده کردند که در دسته سریع رکاب زن فعالیت ارتباطی بین قشر مغز اولیه و ناحیه خلفی تالاموس بهبود یافت.

برخی نواحی قشر مغز در بیماران پارکینسونی فعالیت کمتری از خود نشان داد که نشانه این بود که انها که برای جبران نقص حرکتی خود نیاز بیشتری به حرکت داشتند پس از تمرینات ورزشی یاد شده به این افزایش فعالیت مغزی نیاز کمتری داشتند.

این مقاله در کنفرانس سالانه انجمن رادیولژی امریکا که از 25 تا 30 نوامبر سال 2012 در شیکاگو در ایلینویز امریکا برگذار شد مطرح گردید.

فیزیک: تغییر زندگی

  گرافین روش زندگی ما را تغییر خواهد داد!

موسسه فیزیک (‪Iop‬)، در همکاری با شورای تحقیقات مهندسی و فیزیک انگلیس و شورای امکانات علم و تکنولوژی این کشور، کتابچه‌ای با عنوان «فیزیک: زندگی در تغییر»

( Physics: Transforming Lives) شامل مجموعه‌ای از مطالعات موردی برای نشان دادن ارزش اقتصادی پژوهش در فیزیک و این‌که چگونه فیزیک منجر به تاثیر سودمندی بر زندگی روزمره ما می‌شود، منتشر کردند. اگرچه اکثریت موضوعات، با آمار و ارقامی قابل فهم برای مردم انگلستان همراه هستند، این مجموعه یک گنجینه از اطلاعات با ارزش است که برای مخاطبان گسترده‌تری در اروپا و جاهای دیگر دنیا نیز قابل استفاده است. موضوعات انتخاب‌شده همگی با عبارات ساده و مناسبی برای غیرفیزیکدان توصیف شده است. به نحوی که هم برای دولتمردان و هم دانش‌آموزان مدرسه‌ها نیز مفید خواهد بود. هر موضوع شامل تاریخچه کوتاهی از چگونگی روند توسعه و پدید آمدن فناوری‌های روزمره برپایه علم فیزیک است.
در این گزارش نقش برجسته‌ای که فیزیک و فیزیکدانان در زندگی مدرن و روزمره ما دارند، نشان داده شده است. این گزارش به وضوح در مقصود و هدف خود برای نشان دادن اهمیت اساسی فیزیک در زندگی روزمره به ما موفق است و خواندن آن را برای همه علاقه‌مندان فیزیک که آشنایی پایه به زبان انگلیسی دارند، لذت‌بخش خواهد بود. این کتابچه از آدرس زیر قابل دریافت است: 
http: //www. iop. org/publications/iop/2013/page_60316. html

http://baharnewspaper.com

مرگ و جواني

     
 


جواني را دوران طلايي عمر دانسته‌اند و اشعار زيادي در حسرت سپري شدن آن سروده شده است. تلالو اين دوران ناشي از نيروي جسماني، حدت احساسات، سرزندگي همراه خوشبيني و مهلت عمر طولاني پيش روست. جوان با اميد به خودشكوفايي و تحقق وجود خود در چشم‌انداز آينده‌يي سرشار از سوداها و آرزوها زندگي مي‌كند كه در آن مرگ به نقطه‌يي دوردست رانده شده كه اجالتا لزومي براي انديشيدن به آن وجود ندارد. بلوغ، جنسيت، هويت، كنترل، استقلال و كمال‌طلبي كليدواژه‌هاي اين دوران به شمار مي‌آيد. با اين همه جوان از

يك سو در تاملات شبه فلسفي خود در باب چيستي، چرايي و چگونگي زندگي و معناي آن با مفهوم مرگ به عنوان مهم‌ترين راز هستي آشنا مي‌شود و از سوي ديگر در عرصه زندگي روزمره روياروي مرگ و تجليات آن قرار مي‌گيرد. در اين مرحله از عمر دستگاه ذهني جوان آنقدر تكامل يافته است كه مفاهيم بنيادي از قبيل زمان، مكان و عليت را درك كند و مرگ را با مختصات و مشخصات واقعي آن مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. جهت‌گيري‌هاي اجتماعي، الگوهاي فرهنگي، تجربه‌هاي فردي، شخصيت و تفاوت جنسي در رويكرد جوان نسبت به مرگ و مردن نقش بازي مي‌كند. عبور موفقيت آميز از مراحل قبلي رشد، برخورداري از انسجام شخصيتي و بلوغ ذهني، اتخاذ نگرش‌هاي سالم و سازنده در برابر زندگي و در نتيجه مرگ را ممكن مي‌سازد. تجربيات ناخوشايند كودكي موجب آسيب‌پذيري بيشتر جوان در برابر پديده‌هايي مانند جدايي، فقدان و مرگ مي‌شود. الگوهاي فرهنگي ناساز و نادرست زمينه‌ساز بروز مشكلات خواهد شد. به عنوان مثال در اكثر فرهنگ‌ها مردان جوان به رفتارهاي مخاطره‌آميز تشويق مي‌شوند و اين قبيل رفتارها براي كسب هويت و تفاوت فردي مجال بروز پيدا مي‌كند. اتومبيلراني بي‌محابا، عمليات قهرمانانه غيرضروري در رقابت‌هاي ورزشي، استفاده از الكل و داروها و در مواردي رفتارهاي جنسي مبالغه‌شده گاه علامت مردانگي و شهامت و گاه نشانه عبور جوان از مرحله كودكي و ورود او به دنياي بزرگسالي است. بسياري از اين قالب‌هاي رفتاري در ژرفاي خود با انكار فرهنگي و اجتماعي مرگ گره خورده است. تاثير الگوهاي فرهنگي بر جوانان در جنگ‌ها و اعمال خشونت‌ها نيز ديده مي‌شود. جنگ و پيامدهاي مرگ‌آفرين آن مردان جوان را هدف قرار مي‌دهد و در خشونت و نتايج مرگبار آن نيز همين گروه دخيل هستند.

به همين دليل هم علل شايع مرگ در جواني، حوادث و در صدر آن تصادفات اتومبيل و خودكشي است كه به فرآيندهاي زيستي باز نمي‌گردد و ناشي از مسائل رفتاري در تقابل با محيط و ديگران است. مرگ يك جوان هميشه با توصيفاتي مانند نابهنگام و مصيبت بار همراه است كه منعكس‌كننده نگاه و نگرش جامعه به رابطه ميان سن و ميرايي است. رويارويي جوان با مرگ خود در حالي كه در راه كنترل و تصاحب زندگي گام برمي‌داشته و هنوز بسياري از مشكلات او مانند هويت و استقلال حل نشده به معني شكست و بي‌حاصلي است. جواني كه درصدد كسب هويت متمايز فردي بوده ناگهان با دست‌يازي مرگ بر اين هويت روبه‌رو مي‌شود.

جسم يا بدن كه به ويژه در اين مرحله سني در مركز توجه قرار دارد دستخوش زوال مي‌شود و همه اينها درحالي است كه به واسطه برخورداري از نيروي بدني و توان جسمي، نزاع جوان با مرگ دشوار و جدي‌تر خواهد بود. جوان نه تنها با احساس فقدان در باب عزيزان و دوستان و زندگي خود روبه‌رو است بلكه از دست دادن آينده را نيز به صورت فقداني عظيم تجربه خواهد كرد.
| دكتر غلامحسين معتمدي|
http://etemadnewspaper.ir

مصرف کوکائین 'خیلی سریع بر مغز تاثیر می‌گذارد'


پژوهشگران آمریکایی می گویند که مصرف کوکائین خیلی سریع بر مغز تاثیرمی گذارد و تنها طی چند ساعت ساختمان مغز را تغییر می دهد.

درگزارش یک مجله علمی (کلیکنیچر نوروساینس) نوشته شده که آزمایش روی حیوانات نشان داد که بلافاصله بعد از مصرف کوکائین در قسمت هایی که مربوط به یادگیری و حافظه در مغز است، رشد دیده می شود.

موش که کوکائین بیشترین تاثیر را برمغزش می گذارد، تمایل زیادتری به کوکائین نشان می دهد و بیشتر معتاد می شود.

کارشناسان این پدیده را بعنوان "اعتیاد به یادگیری" توصیف می‌کنند.

آزمایش به روی موش ها نشان داد که بعد از تزریق کوکائین برآمدگی هایی در دندریت ها یا سیگنال های عصبی مغز آن ها ایجاد می شود. این سیگنال های عصبی نقش مهمی در حافظه و یادگیری دارند.

لیندا ویل برشت یکی از پژوهشگران در بخش روانشناسی، نوروساینس دانشگاه برکلی می گوید که از این آزمایش ها پی بردیم که مغز اعتیاد را یاد می گیرد. به همین دلیل هرچه بیشتر مواد مخدر مصرف شود، اعتیاد هم بیشتر می شود.

لیندا ویل برشت می گوید که با تازه ترین تحقیقات می توان به مکانیزم اعتیاد بهتر پی برد.

کاهش مرگ و میر کودکان

گزارش جدید سازمان ملل متحد حاکی از آن است که نرخ جهانی مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال تقریباً به نصف  ٢٢ سال پیش کاهش پیدا کرده است.


برپایه پژوهش جدید مشترک «صندوق کودکان سازمان ملل متحد»، «سازمان بهداشت جهانی» و «بانک جهانی»، حدود ٦ میلیون و ٦٠٠ هزار کودک در سال ٢٠١٢ پیش رسیدن به تولد ۵ سالگی جان خود را از دست دادند، در حالی که رقم مرگ و میر کودکان در سال ١٩٩٠ به ١٢ میلیون رسیده بود.

این گزارش پیشرفت در کاهش مرگ و میر کودکان را بسیار قابل توجه خوانده است.
در این گزارش آمده است مرگ و میر کودکان قابل پیشگیری است و با بهره گیری از اقدامات ساده و مقرون به صرفه می توان جان کودکان را نجات داد.

الیزابت میسون، مدیر اداره بهداشت مادران، نوزادان، کودکان و بزرگسالان در «سازمان بهداشت جهانی» می گوید ٢٨ روز اول زندگی نوزاد برای بقای کودک حیاتی است. او می افزاید ادامه بقای نوزاد با عوامل بسیار مهمی همچون مراقبت های دوران بارداری، به هنگام وضع حمل و پس از زایمان و توجه ویژه به سلامت کودک در ساعات اولیه پس از تولد ارتباط نزدیک دارد.

خانم میسون می گوید «ما هم اکنون راهکارهای کم هزینه ای در اختیار داریم که می توان مرگ و میر کودکان نارس را تا حد زیادی کاهش دهیم. تزریق آمپول های کورتیکو استروئید ضدزایمان به مادر یکی از این اقدامات است تا از زایمان زودرس مادران جلوگیری شود. روش دیگر تماس مستقیم نوزاد با پوست مادر و روی سینه او است تا نوزاد بتواند گرم بماند و در همان ساعات اولیه تولد به شیر مادر دسترسی داشته باشد». 

ذات الریه، اسهال، مالاریا و خفگی هنگام تولد از جمله عوامل عمده مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال است.

بنا به اعلام «سازمان بهداشت جهانی» حدود ۴۵ درصد مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال با تغذیه نامناسب و یا سوء تغذیه نوزادان مرتبط است.

در این گزارش جدید خاطرنشان شده است که حدود نیمی از مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال فقط در ۵ کشور چین، جمهوری دموکراتیک کنگو، هند، نیجریه و پاکستان به وقوع می پیوندد و کشورهای زیرصحرای آفریقا از جمله مناطقی است که بالاترین نرخ مرگ و میر کودکان در سراسر جهان را دارد و از هر  هزار کودکی که زنده متولد می شود، ٩٨ نوزاد جان خود را از دست می دهد.

در بخشی از گزارش این سازمان های بین المللی تاکید شده است «خطر مرگ نوزاد متولد کشورهای زیر صحرای آفریقا تا پیش از رسیدن به اولین سال تولد در مقایسه با نوزادان متولد کشورهای ثروتمند ١٦ برابر بیشتر است و سرعت کاهش مرگ و میر سالانه نوزادان از سال ١٩٩٠ تاکنون به ۴ برابر افزایش پیدا کرده است».

مارک یانگ، مشاور ارشد امور بهداشتی «صندوق کودکان سازمان ملل متحد» می گوید توسعه اقتصادی کلی برای کاهش نرخ تلفات کودکان مفید است اما کشورهای فقیر راهبردهای خوبی دارند که می توانند دستاوردهای خوبی در این زمینه داشته باشند.

او به وضعیت نیجر که یکی از فقیرترین کشورهای غرب آفریقا است، می گوید نیجر دو دهه پیش بالاترین نرخ مرگ و میر کودکان زیر ۵ سال در جهان را داشت و این رقم امسال تقریباً دو سوم کاهش پیدا کرده است.

وی یادآوری می کند «مقامات نیجر با حمایت یونیسف، نظارت دولت و بهره گیری از ابتکارهای دولتی اقداماتی هدفدار و متمرکز اتخاذ کرده اند و خدمات بهداشت و درمان رایگان به زنان و کودکان ارائه می کنند و هزینه های کاربران را حذف کرده اند بنابراین دسترسی مردم منطقه به خدمات مالی را افزایش داده اند. از سویی دیگر، از نظر جغرافیایی و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی به مناطق روستایی و نیز دسترسی به خدمات پزشکی در مناطق دورافتاده را توسعه داده اند و کارمندان آموزش دیده این بخش ها خدمات بهداشتی به نوزادان، کودکان و مادران ارائه می کنند. آن ها همچنین به هدف اقدامات پیشگیرانه کارزارهای جمعی و یکپارچه ای را آغاز کرده اند».

واکسیناسیون کودکان، ویتامین «آ»، استفاده از تورهای ویژه برای ممانعت از نیش پشه و گسترش بیماری مالاریا از جمله این اقدامات پیشگیرانه هستند. آقای یانگ می گوید نیجر به هدف ریشه کنی سوء تغذیه کودکان کشور یک برنامه تغذیه اضطراری اجرا می کند.

در این گزارش خاطرنشان شده است که کشورهای دیگری همچون اتیوپی، کنیا، نیجر، تانزانیا، بنگلادش و ایالت های هند نیز برای کاهش مرگ و میر کودکان بر اثر ابتلای به ذات الریه و اسهال از راهبردهای مشابهی استفاده کرده اند.

در حالی که سالانه ٢ میلیون کودک بر اثر ابتلا به اسهال و ذات الریه جان خود را از دست می دهند، اقداماتی همچون توزیع آنتی بیوتیک، سرم نمکی خوراکی، واکسن های جدید و رعایت بهداشت و نظافت و آب آشامیدنی پاکیزه می تواند جان میلیون ها کودک را نجات دهد.

گوش همراه رهبران جهان

 


گوشی‌های هوشمند با شتابی بی‌نظیر در حال فتح جهان‌اند. سیاست‌مداران هم از این پدیده‌های تکنولوژیک در زندگی خود بهره می‌گیرند. این مطلب نگاهی است به موبایل‌های برخی از رهبران سیاسی برجسته دنیا.

وب‌سایت "The Next Web" که از رسانه‌های برجسته آنلاین در زمینه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات است٬ نگاهی انداخته به گوشی‌های موبایل رهبران سیاسی کشورهای گوناگون جهان. با خواندن این مطلب خواهید فهمید که این رهبران سرشناس٬ از باراک اوباما٬ رئیس‌جمهور آمریکا گرفته تا کیم جونگ‌اون٬ رهبر کره شمالی٬ برای رتق و فتق ارتباطات دیجیتال خود از چه موبایل‌هایی استفاده می‌کنند.

باراک اوباما: بلک‌بری

در سال ۲۰۰۹ یک سال پس از روی کار آمدن باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده٬ گزارش‌هایی منتشر شده بود مبنی بر این‌که او پس از بحث‌های فراوان با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا آنها را متقاعد کرد که همچنان بلک‌بری محبوبش را به‌عنوان موبایل شخصی خود نگه دارد.

اوباما از مدت‌ها پیش از هواداران پروپاقرص بلک‌بری بوده است. البته عشق به بلک‌بری ظاهرا در خانواده باراک اوباما چندان آتشین و فراگیر نیست؛ در مراسم تحلیف دومین دور ریاست‌جمهوری او٬ دخترش با آی‌فونی در دست در مراسم شرکت کرده بود.

آنگلا مرکل: بلک‌بری Z10

صدر اعظم آلمان از معدود رهبران سیاسی جهان است که رسما از یک گوشی موبایل تمجید کرده است. گوشی محبوب آنگلا مرکل بلک‌بری Z10 است.

کیم جونگ‌اون: اچ‌تی‌سی وان

رهبر جوان کره شمالی که کشورش سخت‌گیرانه‌ترین قوانین مرتبط با مالکیت ابزارهای ارتباطی را بر شهروندان اعمال می‌کند٬ چندی پیش با یک گوشی اچ‌تی‌سی وان در یکی از جلسات رسمی حضور یافت و تصویر آن در وب منتشر شد. جالب اینجاست که رهبر سوسیالیست کره شمالی از گوشی‌های تولید شده در این کشور که نام "آریرانگ" را برایش انتخاب کرده‌اند٬ استفاده نمی‌کند.

ولادیمیر پوتین: وفادار به تولید ملی با گلوناس ۹۴۵

رئیس‌جمهور روسیه پیش‌تر اعلام کرده بود که هیچ موبایلی در اختیار ندارد. با این حال٬ برخی منابع از جمله "Technoweb" گزارش داده‌اند که پوتین از سال ۲۰۱۲ از یک گوشی هوشمند ساخت روسیه موسوم به "MTS-Glonass 945" استفاده می‌کند. این گوشی تولید روسیه مبتنی بر سیستم عامل اندروید است.

پنگ لی یوان٬ بانوی اول چین: آی‌فون ۵

هنوز مشخص نیست که شی جین‌پینگ٬ رئیس‌جمهور چین از چه گوشی هوشمندی استفاده می‌کند. در واقع هرگز تصویری از او به همراه تلفن همراهش منتشر نشده٬ اما همسر او٬ پنگ لی یوان آن‌طور که اخیرا دوربین‌های خبرنگاران کنجکاو ثبت کرده‌اند٬ از آی‌فون ۵ استفاده می‌کند.

ینگلاک شیناواترا٬ نخست‌وزیر تایلند: نوکیا لومیا ۹۲۰

ینگلاک شیناواترا که نخستین نخست‌وزیر زن در تاریخ تایلند است٬ دست‌کم پنج گوشی هوشمند متفاوت در اختیار دارد. یکی از گوشی‌های خانم نخست‌وزیر نوکیا لومیا ۹۲۰ است.

خانواده سلطنتی انگلیس: آی‌فون

به نظر می‌رسد خانواده سلطنتی بریتانیا از هواداران سفت و سخت کمپانی اپل‌اند. پرنس ویلیام و پرنس هری هر دو در المپیک تابستانی امسال با آی‌فون‌هایشان ظاهر شدند و حتی گفته می‌شود ملکه الیزابت هم اخیرا از کارمندان دربار خواسته که برایش آی‌پدی سفارش دهند.

دیوید کامرون: بلک‌بری

دیوید کامرون٬ نخست‌وزیر بریتانیا هم از هواداران بلک‌بری است. او وقتی سال گذشته در جریان یک سخنرانی در دوبی ناخواسته صدای موبایلش درآمد٬ گوشی بلک‌بری خود را درآورد و به حاضران در سالن نشان داد. ظاهرا بلک‌بری در میان رهبران جهان طرفداران زیادی دارد.

شاید به خاطر همین محبوبیت فراگیر بلک‌بری در میان سیاست‌مداران برجسته جهان است که سیستم مخابرات دولت بریتانیا در جریان اجلاس گروه ۲۰ که در سال ۲۰۰۹ در لندن برگزار شد٬ تلاش کرد تا به گوشی‌های بلک‌بری شرکت‌کنندگان در این مراسم نفوذ کند.

ایران و چالش‌های منطقه‌ای پیش‌رو


  • از زمان فروپاشی عثمانی و استقلال شیخ‌نشین‌ها و امیرنشین‌های منطقه خلیج‌فارس که مدت‌ها کارگزار حکومت ایران در منطقه به‌شمار می‌رفتند، اعراب به‌طور کلی و به‌ویژه حکام مناطق عرب‌نشین «ایران‌عجم» را همچون خاری در چشم می‌پنداشتند و بنابراین چه حکام سرسپرده عرب و چه به‌اصطلاح رهبران ملی‌گرای عرب که پرچم «پان عربیسم» را به‌دوش می‌کشیدند با دولت‌های وقت ایران دل‌خوشی نداشته‌اند.
    سیاست‌های‌شاه نیز که عمدتا بر حفظ منافع غرب در منطقه بود این خصومت دیرینه را دامن می‌زد اما به‌هرحال یک واقعیت انکارناپذیر رقیب یا دشمن بالقوه‌ای به‌نام «اعراب بادیه‌نشین امیرنشین» در حول‌وحوش کشور قرار داشت. از طرف دیگر دولت عثمانی سابق و ترکیه بعدی یکی از علل فروپاشی خود را هم‌داستانی ایرانی‌ها با جبهه غرب در دو جنگ اول و دوم می‌دانستند و به‌ همین علت زمامداران ترکیه نیز دل‌خوشی از قدرتمندی ایران نداشته‌اند. کشور پاکستان که تاریخ آن حداکثر به یکصد سال اخیر بازمی‌گردد و خود بخشی از خاک پهناور هندوستان محسوب می‌شده در راستای حفظ منافع ملی و مرزی خود از مدت‌ها پیش چشم طمع به افغانستان و بخش‌هایی از شرق خاک ایران داشته که وجود یک دولت مقتدر و قدرتمند در ایران این چشم حریص را کور کرده بود. نگاهی واقع‌بینانه به تاریخ کشور به‌ویژه از اواخر دوران نکبت‌بار قاجار (که متاسفانه اخیرا گروهی‌درصدد آرایش چهره کریه ذات اقدس همایونی ناصرالدین‌شاه برآمده‌اند) تاخت و تاز به سرحدات مرزی کشور شدت یافت به‌طوری که بخش‌های زرین شمالی آن به علت بی‌عرضگی، زنبارگی و برقراری نظام شبانی عشیری به زیر سلطه تزارها رفت و گوشه‌ای از بخش جنوبی (بحرین و...) و تکه‌ای از بخش شمال شرقی (افغانستان) نیز به یغما رفت اما با همه این اوصاف آنچه در سال‌های 1970 به بعد در منطقه روی داد چه در اشتراک با منافع سرمایه‌داری جهانی و چه در بلند پروازی‌های رژیم گذشته، حکایت از حضور قدرتمند ایران در مراودات سیاسی خلیج‌فارس و حتی اقیانوس هند دارد. نگاهی به بعضی از کتاب‌های خاطرات صاحب‌‌منصبان رژیم گذشته حاکی از نکاتی است که داعیه برتری ایران در منطقه را به اثبات می‌رساند.
    در این میان دولت فخیمه انگلستان که همه سرزمین‌های امیرنشین عربی استقلال خود را مدیون کرامت او می‌دانستند با همداستانی آنان‌درصدد بوده و هستند که شأن و منزلت ایران به یک جایگاه منطقه‌ای بین‌المللی افزایش نیابد که بی‌شک همسایگی روس‌ها نیز در این میان مزید بر علت بوده است. بررسی وقایع نیم قرن اخیر نشان می‌دهد که اختلافات درونی کشورها و امیرنشین‌های عربی منطقه (که جز سرمایه‌گذاری‌های کلان هیچ‌وجه تشابهی با دولت‌های مدرن ندارند)، بی‌شمار بوده به‌طوری که حکام کشورهای خلیج‌فارس، ‌شاه را به عنوان «عموی بزرگ» یاد می‌کرده‌اند و جهت رفع اختلافات به وی مراجعه می‌کردند (نگاه کنید به کتاب خاطرات امیر اسدالله اعلم). ‌شاه نیز براساس منافع ویژه منطقه‌ای خود کوشش داشته تا از این بازی استفاده کامل کند. حمله عراق به ایران که در واقع «سناریوی همگانی اعراب خلیج همیشه فارس» علیه ایرانی‌ها بود پس از هشت سال مقاومت درهم شکست و اسطوره قهرمانان عربی نیز سال‌ها بعد در سرداب‌های جنگی آمریکا به مرگ محکوم یا به‌دست تکفیری‌های خودساخته کشته شدند. حضور روسیه در مجاورت آب‌های خلیج‌فارس و دسترسی آن‌ها به اقیانوس هند از طریق ایران، آمریکا را در یک پلاتفرم نانوشته با ایران دارای منافع مشترک کرده به‌طوری که سرانجام پس از دو دهه کشمکش دولت آمریکا برای درهم کوبیدن حکومت یاغی طالبان و حکومت فاشیست صدام عملا حمایت لفظی و عملی ایران را در قالب بی‌طرفی محض به دست آورد و توانست دو دشمن دیرینه منافع ملی کشور ایران را از صحنه روزگار محو کند. امری که بی‌شک ایرانی‌ها از آن به‌خوبی استقبال کردند. اما اینک در سال 2013 موضوع انرژی هسته‌ای در ایران که به‌شدت از طرف ایادی مخالف روابط ایران و آمریکا به‌ویژه کشورهای عربی منطقه دامن‌ زده می‌شود به یک معضل ناپایدار در روابط ایران و آمریکا تبدیل شده که هرگونه بی‌توجهی به آن ما را در دامان گرگ رها خواهد ساخت. به‌طوری‌که آثار تحریم ناشی از این امر و سیاست‌های به‌غایت نادرست اقتصادی دولت آقای احمدی‌نژاد عملا اقتصاد کشور را در سراشیبی قرار داده است که انتظار می‌رود دولت جدید با اعمال خردورزی سیاسی- اقتصادی بتواند اوضاع را سامان داده و از سقوط برهاند.
    در این‌که ایران کشوری است که با امیرنشین‌ها و حکام عرب خلیج‌فارس تفاوت‌های ماهوی و بنیادین دارد جای هیچ‌گونه شکی وجود ندارد زیرا ایران هجدهمین کشور جهان از نظر تولید ناخالص داخلی (484‌میلیارد دلار به قیمت رسمی و 997‌میلیارد دلار به قیمت جایگزینی، در پایان سال 2012)، 27‌میلیون نیروی کار فعال شاغل، چهارمین صادرکننده نفت جهان (دومیلیون و 200هزاربشکه در روز) و پنجمین تولیدکننده نفت جهان (4/2 ‌میلیون بشکه در روز)، دارای پنجمین ذخایر نفت جهان (151‌میلیارد بشکه) و دارای سومین ذخایر گاز طبیعی جهان (33/7 ‌میلیارد متر مکعب) و هجدهمین کشور جهان از نظر جمعیت (79‌میلیون نفر) و قدرت برتر نظامی منطقه هستیم که این خصوصیت در بین هیچ‌یک از کشورهای منطقه به‌ویژه شیخ‌نشین‌های عربی منطقه وجود ندارد.
    جالب آن‌که براساس آمار ذیل که از پایگاه‌های اطلاعاتی وابسته به بانک جهانی استخراج شده تولید ناخالص داخلی ایران در سال 2012 که معادل 997‌میلیارد دلار به قیمت جایگزینی بوده از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای (امارات- کویت- عراق- عمان- لیبی- اردن- قطر- یمن) حدود 90‌میلیارد دلار بیشتر بوده که این خود حکایت از توانایی‌های بالقوه ایران در قیاس با همسایگان جنوبی است که البته این توانایی باید به منصه‌ظهور عملی و توسعه اقتصادی (و نه فقط رشد عددی) بینجامد. نکته حائز اهمیت آن‌که براساس گزارش فوق تولید ناخالص داخلی ایران براساس قدرت خرید (برابری قدرت خرید) در سال 2012 معادل 997‌میلیارد دلار بوده که بعد از ترکیه که معادل 1125‌میلیارد دلار بوده از کلیه کشورهای منطقه و عربی بیشتر است. بررسی اجمالی توانمندی بالقوه ایران نشان می‌دهد بخش‌هایی از این قابلیت صرفا در هندوستان وجود دارد که به لحاظ نظری هندوستان (و نه پاکستان) متحد استراتژیک ایران در منطقه خواهد بود.
    بنابراین آمریکایی‌ها به‌خوبی آگاهند که کشوری با چنین خصوصیات ویژه بالقوه که می‌تواند به فعل درآید با توجه به راستای منافع مشترک ایران و آمریکا چه در قبال حوزه امنیتی خلیج‌فارس و چه در مقابل کشورهای آسیای میانه و حضور یک کشور یکپارچه قدرتمند می‌تواند راهگشای حل معضلات منطقه‌ای در قالب مشارکت سیاسی دوجانبه با حفظ منافع طرفین باشد. از طرف دیگر نقش و نگاه ویژه ایران در عراق فعلی، لبنان و افغانستان، همه و همه نشان می‌دهد که دولتمردان ایران باید با سیاست «نگاهی به آمریکا» و «زیرچشم به اروپا» در مذاکرات آتی شرکت کنند، زیرا اگر قرار باشد خود اروپا نیز آمریکایی شود (به نتایج انتخابات و پیروزی راست‌ها در آلمان، لهستان، دانمارک، هلند و... بنگرید) ایران چه الزامی به برقراری روابط با آمریکا از طریق واسطه‌های اروپایی دارد که خود در حل مساله اروپای واحد ناتوان مانده‌اند؟!
    بدیهی است همان‌طوری‌که دکتر روحانی رییس‌جمهوری تاکید دارند روابط هر دو کشوری در جهان می‌تواند تحت‌تاثیر مناسبات عدید‌ه‌ای قرار گیرد که در چارچوب منافع ملی هر یک از طرفین و با قاعده بازی برد-برد قابل پیشبرد است و تاکید مجدد بر آن ‌که تمامی کشورهای عربی از یکپارچگی و توانمندی و استقلال ایران بیزار بوده و ‌میلیاردها دلار خرج می‌کنند تا مناسبات ایران و آمریکا لاینحل باقی بماند زیرا چنانچه ایران بتواند به جایگاه اصلی خود در منطقه دست یابد آنگاه هنگام ورود حکام خلیج‌فارس به ایران به‌جای رییس‌جمهوری یا وزیر امور خارجه همچون سابق ممکن است رییس پاسگاه مرزی مناطق جنوبی کشور به استقبال
    آنان رود!
     
    http://baharnewspaper.com

گشنیز آب را تصفیه می‌کند

دانشمندان می گوید کشت گشنیز تاثیر بسیار مهمی بر کاهش آلودگی آب دارد.


گشنیز که یکی از سبزی های مورد علاقه مردم مکزیک و آسیای جنوب شرقی است، حاوی ماده‌ای است که می تواند فلزات سنگین موجود در آب های زیرزمینی حاصل از فعالیت کارخانه های کشورهای در حال توسعه را جذب کند.
این سبزی ارزان قیمت  به وفور در کشورهایی می روید که با مشکلات محیط زیستی و انباشت زباله  و پس مانده های کارخانه‌جات مملو از روی، سرب، مس، آرسنیک، جیوه و کادمیوم مواجهند. 

فن آوری های پیشرفته ای که کشورهای غربی برای جداسازی فلزات سنگین، مثل کربن فعال از آب و خاک به کار می گیرند، گرانقیمت هستند.

داگلاس شائور، کارشناس دانشکده فنی آیوی در ایالت ایندیانای آمریکا در اوایل سال جاری دانشجویان خود را به دره ای در مکزیکوسیتی برد تا مواد ارزان قیمت و فراوانی را بیابند که می توان از آن ها برای فیلتر کردن مواد آلوده کننده آب های زیرزمینی استفاده کرد.

وی می گوید ما گیاهان وحشی منطقه را له و بعد خشک کردیم و بعد آن ها را درون حلالی گذاشتیم که میزان مشخصی فلز روی داشت. بعد این محلول را تکان دادیم تا ذرات آن حل شود و بعد آب آن را آزمایش کردیم تا ببینیم چه میزان روی باقی مانده است.

آزمایش های دانشجویان ثابت کرد که گشنیز یکی از موثرترین گیاهان سبزی است که می تواند آلودگی را از آب های آلوده بزداید. وی افزود که بعضی از گیاهان به دلیل وجود سلول های میکروسکوپی که در دیواره سلول های خود دارند، خاصیت جذب مواد آلوده کننده را دارند.

آقای شائور توصیه می کند گشنیز، فارغ از چگونگی عملکرد جذب آن برای تصفیه آب از فلزات سنگین آلوده کننده کارخانه ها مورد استفاده قرار بگیرد، به ویژه در مناطق شهری همچون مکزیکوسیتی که همه زباله های شهر را دفن می کنند.

وی معتقد است روزی می رسد که گشنیز خشک مثل کارتریج فیلترهای آب و یا مثل چای کیسه ای بسته بندی و به بازار عرضه شود.

یافته های این محققان در مورد نقش گشنیز در رفع آلودگی در مکزیک در همایش سالانه «انجمن شیمی آمریکا» در ایندیانا ارائه شد.

در هر پنج ثانیه یک کودک در جهان می‌میرد

بنا به آماری که به تازگی از سوی یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد منتشر شده، در سال ۲۰۱۲ میلادی مرگ و میر کودک زیر پنج سال حدود ۶/ ۶ میلیون نفر بوده است. بیشترین میزان مرگ و میر، در کشورهای در حال توسعه بوده است.

گزارش یونیسف تصریح می‌کند که آمار اخیر بیانگر کاهش تقریبا ۵۰ درصدی میزان مرگ و میر کودکان در مقایسه با سال ۱۹۹۰است. با این وجود در هر پنج ثانیه یک کودک در جهان می‌میرد.

بر اساس گزارش یونیسف، مهم‌ترین دلیل مرگ کودکان زیر پنج سال، مشکلاتی است که در نتیجه تولد زودرس کودکان بوجود می‌آیند. وضعیت زایمان، مالاریا و بیمارهای گوارشی از دیگر دلایل عمده مرگ نوزادن و کودکان است.

نیمی از مرگ و میر کودکان ارتباطی مستقیم با امر تغذیه دارد. هدف یونیسف کاهش نرخ فوت کودکان به زیر۴/۴ میلیون نفر تا سال ۲۰۱۵ میلادی است. گفته می‌شود که این هدف واقع‌بینانه نیست و دست‌کم تا دو سال آتی دسترسی بدان ممکن به نظر نمی‌رسد.

کمک‌های ساده‌ای که جان میلیون‌ها کودک را نجات می‌دهد

یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارشی مشترک تاکید می‌کنند که تغذیه بهتر و خدمات پزشکی و دارویی مناسب‌تر می‌توانند از مرگ میلیون‌ها کودک جلوگیری کنند. در کشورهای فقیری نظیر اتیوپی و بنگلادش با تخصیص امکاناتی محدود، شانس رشد کودکان بطرز چشمگیری افزایش یافته است.

سازمان‌های امدادی بین‌المللی اذعان دارند که کاهش میزان مرگ و میر کودکان آهنگی کند دارد. یونیسف و سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود تصریح کرده‌اند :«با وسایل ساده و امکانات محدود هم‌چون واکسیناسیون، پخش آنتی‌بیوتیک‌ها، پشه‌بند و مراقبت از نوزادان و مادران در ماه‌های اولیه پس از زایمان می‌توان میلیون‌ها کودک را نجات داد.»

مبازه علیه مرگ و میر کودکان چهارمین هدف از هشت هدف سازمان ملل در هزاره کنونی است. این اهداف در سال ۲۰۰۰ میلادی به تایید مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیدند. در نیمه سپتامبر امسال بار دیگر رهبران جهان خواهان رایزنی در باره ایجاد شرایط مناسب برای تحقق این اهداف هستند.

کنترل فراموشی

 

نسيان (دمانس) از دست رفتن عملکرد مغزی است که در بیماریهای مختلفی از جمله آلزایمر رخ میدهد. در  نسيان، حافظه، تکلم، داوری، تفکر و رفتار تحت تاثیر قرار می گیرد. با افزایش طول عمر بسیاری از مردم، تخمین زده میشود تعداد کهنسالانِ مبتلا به بیماری آلزایمر از بیست و شش میلیون نفر در حال حاضر به صد و شصت میلیون نفر در سال دو هزار و پنجاه برسد. پژوهشگران به دنبال راهی هستند تا آغاز  نسيان را به تاخیر بیاندازند. یک مطالعه جدید نشان میدهد افزایش فعالیت فیزیکی ممکن است در این راه مفید باشد.

میلیونها نفر در سراسر جهان به بیماری آلزایمر مبتلا هستند و پژوهشگران به دنبال راه هایی هستند تا بروز dementia را به تاخیر بیاندازند. نیکولا لاتین اشلاگر، روانپزشک متخصص کهنسالی می گويد، «ممکن است یک عامل ساده در شیوه زندگی وجود داشته باشد که آغاز dementia و شایعترین عامل آن را که بیماری آلزایمر است به تاخیر بیاندازد.»

نیکولا لاتین اشلاگر و همکارانش در دانشگاه استرالیای غربی، ۱۷۰ مرد و زن را، که بیش از ۵۰ سال سن داشتند، مورد تحقيق و بررسی قرار دادند. این افراد مشکل حافظه داشتند اما مبتلا به dementia نبودند.

شرکت کنندگان به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول برای شش ماه سه بار در هفته به مدت ۵۰ دقیقه ورزش ملایم انجام دادند. گروه دوم مطالبی آموزشی را در مورد از دست دادن حافظه دریافت کردند اما تشویق به ورزش نشدند.

«فعالیت فیزیکی باعث تغییر شد، یعنی کسانی که ورزش کردند در پایان شش ماه حافظه و درک بهتری داشتند. شرکت کنندگان برای بهبود حافظه به طور متوسط به بیست دقیقه فعالیت بدنی بیشتر از آنچه پیش از مطالعه انجام میدادند نیاز داشتند.»

شرکت کنندگان برای سنجش حافظه تحت آزمون های شناختی قرار گرفتند. امتیاز کسانی که فعالیت فیزیکی خود را افزایش داده بودند بیشتر بود و حتی یکسال بعد از خاتمه مطالعه نیز حافظه بهتری داشتند. «چیزی که فعلا نمیدانیم دلیلی است که در پس این اثر قرار دارد.»

پژوهشگران می گویند با آنکه نمی دانند چه اتفاقی در مغز رخ میدهد که باعث بهبود حافظه میشود، ولی این یافته ها نشان میدهد فعالیت فیزیکی ممکن است از مغز محافظت کند و بالقوه میتواند شروع dementia را به تاخیر اندازد. «این بدان معناست که باید در توصیه های خود وقتی از ما در مورد راه های حفاظت از مغز میپرسند، تجدید نظر کنیم.»

جنجال بر سر اسکنر اثر انگشت آی‌فون 5S؛ آیا باید از اپل ترسید؟


مهم‌ترین امکانی که اپل در آی‌فون 5S ارائه کرده سنسور اثر انگشت است که از هم اکنون بحث‌های گسترده‌ای را درباره حریم خصوصی در سراسر جهان برانگیخته است. حال بازار تئوری‌های توطئه داغ داغ است.

اپل روز دهم سپتامبر (۱۹ شهریور) در مراسم معرفی آی‌فون 5S از امکانی پرده برداشت که برای نخستین بار در گوشی‌های هوشمند این کمپانی تعبیه شده و می‌تواند سرآغاز تحولی اساسی در حوزه امنیت دیجیتال باشد. امکانی که به "هویت لمسی" (Touch ID) موسوم شده است.

اما اسکنر اثر انگشت اپل که به کاربران امکان تایید هویت دیجیتال از طریق این مشخصه منحصربه‌فرد را می‌دهد٬ خیلی زود به موضوع بحث‌های گسترده درباره حریم خصوصی و مخاطرات پیرامونش تبدیل شد.

سنسور اثر انگشت آی‌فون 5S که روی دکمه Home این گوشی هوشمند تعبیه شده٬ بی‌تردید مهم‌ترین امکانی است که در آخرین نسخه آی‌فون ارائه شده و به این ترتیب پسوردها جای خود را به اثر انگشت کاربر خواهند داد. تا اینجای کار امنیت کاربر به‌طور چشمگیری ارتقا می‌یابد. حتی خریدهای آنلاین هم از آن پس (فعلا در محدوده اپ‌استور و آی‌تونز) تنها در صورتی تایید خواهد شد که کاربر اثر انحصاری و یکتا انگشت خود را به سیستم نشان دهد.

اپل در معرفی این سیستم گفته: «اثر انگشت٬ بهترین پسورد ممکن برای شما در جهان است٬ چون همیشه با شماست و هیچ نمونه مشابهی ندارد.» در مجموع٬ تایید هویت دیجیتال کاربران از طریق اثر انگشت که مشخصه‌ای انحصاری و یکتاست٬ می‌تواند موازنه خوبی میان راحتی و امنیت برای یک گوشی موبایل باشد.

اما مساله این است که اپل به این ترتیب می‌تواند بزرگ‌ترین پایگاه داده از اطلاعات بیومتریک (آثار انگشت) شهروندان جهان را بسازد و نکته بحث‌برانگیز این است که با توجه به افشاگری‌های اخیر ادوارد اسنودن درباره همکاری غول‌های تکنولوژیک جهان با سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا٬ آیا اپل این "دیتابیس" (اطلاعات پایه‌ای) را با نهادهای دیگری همچون آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) به اشتراک خواهد گذاشت؟

هراس از همکاری احتمالی اپل با سازمان‌های اطلاعاتی

اپل در مراسم معرفی آی‌فون 5S تاکید کرد که اطلاعات مرتبط با اثر انگشت رمزگذاری می‌شود و فقط روی پردازشگرهای A7 همان گوشی ذخیره خواهد شد: «نرم‌افزارهای دیگر هرگز به آن دسترسی نخواهند داشت و به سرورهای اپل منتقل نخواهد شد؛ نسخه بک‌آپ آن هم در iCloud قرار نمی‌گیرد.»

این چیزی است که مدیران اپل می‌گویند٬ اما بسیاری از متخصصان و کاربران در سراسر جهان هشدار می‌دهند که این کمپانی پیش‌تر با سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا از جمله NSA (آژانس امنیت ملی ‌آمریکا) در پرونده موسوم به "پریسم" همکاری‌های نزدیکی داشته و این همکاری ممکن است با اطلاعات بیومتریک ارزشمندی که اپل به دست می‌آورد٬ حتی گسترده‌تر هم شود.

بیشتر بخوانید: افشاگری‌ گاردین درباره جاسوسی‌ مخوف اینترنتی آمریکا

در یک کلام٬ برای بسیاری از متنقدان بحث بر سر اعتماد است. آنهایی که به اپل و دیگر غول‌های تکنولوژیک اعتماد ندارند٬ یا در پی افشاگری‌های اخیر اعتماد خود به این کمپانی‌ها را از دست داده‌اند٬ تئوری‌های مختلفی درباره شیوه‌های متنوعی که برای سوءاستفاده از میلیون‌ها اثر انگشت کاربران وجود دارد ارائه کرده‌اند.

نو‌آوری‌های اپل به‌رغم انتقادهای اولیه به سرعت به زندگی کاربران تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها راه یافته‌اندنو‌آوری‌های اپل به‌رغم انتقادهای اولیه به سرعت به زندگی کاربران تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها راه یافته‌اند

تاکتیکی برای فروش یا تلاش برای ارتقای امنیت کاربر؟

گروهی دیگر از منتقدان می‌گویند ارائه چنین امکانی در آخرین نسخه آی‌فون٬ اساسا «تاکتیک اپل برای فروش بیشتر» این محصول است و تلاش مدیران این کمپانی برای تاکید بر اهمیت ارتقای امنیت کاربران٬ تنها یک مانور تبلیغاتی است که استراتژیست‌های بازاریابی اپل طراحی کرده‌اند.

استفاده از اطلاعات بیومتریک در دنیای دیجیتال هنوز چندان مرسوم نیست و همواره با موانع جدی روبرو بوده است. اما اپل همواره نشان‌ داده که می‌تواند نوآوری‌های پیش‌تاز و خط‌شکن خود را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی بخش بزرگی از کاربران دنیای دیجیتال تبدیل کند.

با همه دغدغه‌های موجود پیرامون حریم خصوصی و سرنوشت اطلاعات بیومتریکی که از طریق این سنسورهای جدید می‌تواند به‌طور بالقوه در سرزمین پهناور سرورهای اپل ذخیره شود٬ فراگیری «هویت لمسی» می‌تواند نقطه آغاز انقلابی بزرگ در دنیای فن‌آوری باشد.

تهران چنار ندارد

درخت چنار از سال‌های دور همراه زندگی ایرانیان بوده‌است و با تنه قطور و چتری که با سرپنجه برگ‌های انبوهش می‌سازد در ایران قدیم مظهر باروری و سرسبزی طبیعت و بانی نعمت و برکت خدایان به شمار می‌‌آمده ‌است. پناه بردن به درختان مقدس به‌ویژه چنارهای کهنسال برای طلب شفا و توسل به آن‌ها با دخیل بستن و قربانی کردن از باورهای بسیاری از مردم بوده‌است. درعین‌حال چنار دارای خواص دارویی نیز است. الفت ایرانیان با این درخت را در نام‌گذاری بسیاری از مناطق ایران می‌توان یافت. در دهخدا و دیگر منابع، ده‌ها نمونه از اسامی مکان‌های مختلف که با واژه چنار و ترکیبات آن ساخته شده‌اند، قابل دسترسی است. چنارهای بسیار کهنسالی در نقاط مختلف ایران وجود داشته‌اند. تعداد کمی از آن‌ها هنوز توانسته‌اند سرپا بمانند و بی‌شماری از دست رفته‌اند. مانند چنار تجریش در صحن امامزاده صالح که بیش از ۱۰۰۰ سال عمر کرد و حتی مارکوپولو در سفرنامه خود از آن یاد کرده‌بود. ایرانیان همواره به‌گونه‌ای دلبستگی و اعتقادشان به چنار و معجزاتش را حفظ کرده‌اند. در طول زمان با تغییر اندیشه‌ها و باورهای مردم روایت آن‌ها از شکل تقدس چنار نیز دگرگون شده‌است؛ از پادشاهان هخامنشی که چنار زرینی آراسته به زیور در خوابگاه‌شان نگاه می‌داشتند تا مردمی که باور داشتند زیر هر درخت چنار کهنسال و مقدسی امامزاده‌ای مدفون است؛ این باور را سینه به سینه در حافظه ایران ماندگار کرده‌اند. با مدرن و شهری‌تر شدن شیوه زندگی ایرانیان چنار از باغ‌ها به خیابان‌ها آمد و در تجربه سبک جدید زندگی این درخت در منظر شهری حضوری روزمره یافت. به عنوان نمونه خیابان ولیعصر تهران که در سال ۱۳۰۰ احداث آن آغاز شد، با ردیف درختان چنار در دو طرفش به طول تقریبا ۱۸ کیلومتر شریان اصلی شهر را ساخت. با ماشینی‌تر شدن شیوه زیست، این درختان سرسبز رنگی از طبیعت به زندگی می‌زدند و در کنار پاکیزه کردن هوای شهر سایه گسترده‌شان را نیز بر سر خیابان می‌انداختند. ورای تمام این‌ها درختان چنار خیابان ولیعصر همراه و ناظر روزهای زندگی ایرانیان شدند. در خاطرات بسیاری از مردم ایران این درختان به مثابه عضوی از خانواده، رفیق یا هم‌رزمی حضور دارند. این درختان چنار شاهدان خاموش تاریخ معاصر تهران شدند و شاید معجزه امروزشان برای مردم این سرزمین همین باشد. اما امروز درختان چنار خیابان ولیعصر گرفتار فرسایشی فزاینده شده‌اند به‌طوری که از حدود ۲۴‌هزار اصله درختی که در آغاز احداث این خیابان دو طرف آن کاشته شدند طبق آمارگیری‌های رسمی در آغاز دهه ۸۰ تنها 11هزارو500درخت و در پایان آن حدود ۷‌هزار اصله باقی‌مانده بود و این روند هنوز ادامه دارد. عوامل متعددی باعث این نابودی هستند؛ از مهم‌ترین آن‌ها آلودگی هوای تهران و همین‌طور آلودگی آب است. چنار درختی پرزدار است و این پرزها جاذب ذرات معلق هوا هستند. بالطبع آلودگی این ذرات آسیب زیادی به درخت می‌زند. تجمع دی‌اکسیدکربن و گوگرد برگ چنار را دچار سوختگی می‌کند. به همین دلیل در مناطق جنوبی‌ و پرتردد که آلودگی بیشتر است درخت‌های بیشتری در حال نابودی هستند. آلودگی آب و کم‌آبی نیز در مرگ چنارها موثرند؛ کاهش روزافزون سفره‌های آب زیرزمینی و اختلال در دسترسی ریشه‌ها به این منابع به سبب حفاری‌های عمرانی آسیب زیادی به درختان وارد کرده‌است. به علاوه هرچه از شمال به جنوب حرکت کنیم آلودگی آب بیشتر شده و در راه‌آهن به حداکثر خود می‌رسد. فاضلاب بعضی از اماکن تجاری و اداری نیز به جوی‌هایی وارد می‌شوند که محل سیراب کردن درختان هستند. چنار درختی آب‌دوست است و ریشه‌هایش نیازمند هواگیری است. گل و لایی که در ۴۰ تا ۵۰ سال اخیر روی هم انباشت شده باعث مسدود شدن خاک و عملا خفگی درخت‌ها به‌خصوص در جنوب شده‌است. اما مهم‌تر از آن بستر سیمانی است که در پای درخت‌ها ایجاد کرده‌اند؛ بستری که نفوذ آب و هوا به ریشه‌ها را تقریبا ناممکن می‌کند. حتی در محدوده میدان ولیعصر تا خیابان فاطمی کف تمام جوی‌ها عایق شده‌است تا از نشت آب و ریزش در تونل‌های مترو جلوگیری شود. این اقدام در عمل پیامدی جز خشکی برای درخت‌ها به بار نمی‌آورد. از طرف دیگر، چنار تحمل گرما را ندارد. با توجه به گرم شدن کره زمین و بالطبع تهران، اقلیم فعلی این شهر برخلاف گذشته با طبع سرمادوست این درخت سازگار نیست. علاوه بر تمام این مصائب خطرات دیگری نیز این درختان را تهدید می‌کنند. از جمله جدی‌ترین آن‌ها ساخت‌وساز در حاشیه خیابان ولیعصر است. گودبرداری عمیق باعث از بین رفتن رطوبت زمین می‌شود. به علاوه گچ و آهکی که پای درختان می‌ریزد برای آن‌ها مضر است. رعایت نکردن حاشیه و حریم چنارها و حتی بازتاب نور و گرما از ساختمان‌ها با نمای شیشه‌ای همه به این درختان آسیب می‌زنند. تاسف‌آورتر شواهدی است که نشان از مسموم کردن عمدی درخت‌ها توسط ساکنان و کسبه مجاور دارند. به این ترتیب این درختان در طول سالیان تحلیل رفته و با ادامه این شرایط در حال نابودی هستند. چنارهای پوسیده برای عابران خطرناک هستند و محکوم به قطع می‌شوند. حتی در بعضی موارد درختان به سبب مسدود کردن دید دوربین‌های امنیتی یا شکایت اهالی به‌ خاطر مزاحمت درخت برای رفت‌و‌آمد یا تابلوهایشان قطع شده‌اند. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای ساماندهی به این وضع صورت گرفته‌است. در سال ۸۲ کارشناسان شهرداری تهران مطالعات و بررسی‌های جدی روی درخت‌ها انجام دادند و طرح عملی اصلاح وضع موجود را ارائه کردند. راهکارهایی مانند حذف بتن و سنگفرش‌های موجود از کف نهر خیابان، جداسازی نهر از مسیر فعلی، تبدیل محل استقرار درخت‌ها به باغچه‌های جداگانه، اصلاح خاک و بسترسازی مناسب، اصلاح سیستم آبیاری با دور منظم و آبیاری قطره‌ای، واکاری نهال در محل درختان از دست رفته و آماربرداری و مدیریت رایانه‌ای درختان از جمله این موارد هستند. هرچند این طرح‌ها در عمل اجرا نشدند و از بودجه ۲۵ تا ۱۰۰‌میلیارد تومانی بهسازی پیاده‌رو خیابان ولیعصر در سال ۸۵ چیزی صرف حفظ درخت‌ها نشد. با وجود ثبت خیابان ولیعصر و درختانش به عنوان سرمایه ملی در سازمان میراث فرهنگی بی‌مهری و بی‌توجهی به سرنوشت آن‌ها ادامه یافت. حتی قطع درختان بدون استعلام از این سازمان صورت گرفته است. به‌طور کلی عدم وجود کمیته نظارتی و بی‌نظمی و ناهماهنگی ارگان‌های مختلفی که در این‌باره مسئول‌ هستند، مانع پیشبرد راهکاری عملی و رسیدگی به تخلفات شده‌است. با این احوال گناه فرسایش و نابودی درختان را به گردن هرکه یا هرچه هم بیندازیم، دردی از خیابان عزیزمان دوا نمی‌شود. اضمحلال چنارهای ولیعصر یعنی نابودی یکی از زیباترین و تاریخی‌ترین منظرهای شهری تهران و گم شدن بخش بزرگی از حافظه و خاطرات یک ملت. شاید هنوز خیلی دیر نباشد. شاید هنوز فرصتی برای دلجویی و جبران آن‌چه بر درخت‌ها روا داشته‌ایم، باقی باشد.

www,baharnews.paper.com

كاهش 40 درصدي مسافرت ايراني‌ها به آنتاليا

گفت‌وگو با رضا اويسال، معاون شهردار آنتاليا:
  
رضا اويسال اصالت ايراني دارد و اجدادش از علوي‌هاي خراسان بودند كه طي 250 سال گذشته به تركيه مهاجرت كرده‌اند. او هنوز شهر مشهد را به اسم خراسان مي‌شناسد و وقتي مي‌گويم امروزه در ايران مردم بيشتر به اسم مشهد مي‌شناسند، مي‌خندد و مي‌گويد: «ما كه به اسم خراسان مي‌شناسيم» و اسم امام رضا را به زبان مي‌آورد كه هم اسم اوست. براي مصاحبه با او به دفتر كارش در ساختمان ... كه در مركز شهر آنتاليا قرار دارد و اطراف آن را درختان نخل پوشانده مي‌روم ... . ساختمان بزرگ و زيبايي است و براي ورود به آن همانند مكان‌هاي امنيتي كارت معتبر خواسته و هماهنگي‌هاي لازم صورت مي‌گيرد. با وجود زرق و برق آنتاليا اتاق مديران شهري بسيار ساده است و برخلاف مديران ايراني اثاث آن را صرفا يك دست مبل، ميز و كامپيوتر تشكيل مي‌دهد. او استقبال گرمي مي‌كند و با وجود اتمام ساعت كاري با حوصله نزديك به دو ساعت به گفت‌وگو مي‌نشيند و حتي درباره مواردي كه مطمئن نيست به كامپيوتر مراجعه مي‌كند تا ارقام دقيق را ارائه دهد و به هيچ عنوان از آمار تقريبي و متوسط استفاده نمي‌كند. با او درباره موضوعات مختلف صحبت كردم، از جمله خريد خانه از سوي شهروندان اروپايي كه در سال‌هاي اخير افزايش يافته، ميزان ساخت و ساز، كم و كيف ارائه خدمات، درآمد حاصله از توريسم و اينكه توريست‌هاي ايراني بيشتر كجا مي‌روند. او هم علاوه بر پاسخ به سوالات موضوعاتي را عنوان كرد كه جالب بود مثل تاثير بحران منطقه بر كاهش تعداد توريست‌هاي آنتاليا و كاهش فاحش سفر توريست‌هاي ايراني به آنتاليا طي يك سال اخير. پاسخ‌هاي اين مدير شهري آنتاليا را در گفت‌وگو با «اعتماد» مي‌خوانيد.



آنتاليا يك شهر توريستي است و طبيعتا توريست‌هاي زيادي به اين شهر مي‌آيند و از كشور ما ايران هم هستند توريست‌هايي كه از اين شهر ديدن كرده‌اند، طبق آماري كه داريد به ما بگوييد ايراني‌ها در بين ديگر توريست‌ها رتبه چندم بازديد از اين شهر را دارند؟

براساس آمار ما توريست‌هاي سه كشور آلمان، روسيه و اسلوكي رتبه‌هاي اول بازديد از شهر آنتاليا را به خود اختصاص مي‌دهند و بيشترين تعداد توريست‌هاي آنتاليا اغلب از اين كشورها هستند. ايراني‌ها در رتبه‌هاي بعدي بوده و آمارشان نوسان دارد. يعني مثل توريست‌هاي آلمان و روسيه نيستند كه تعدادشان از آنچه بوده نه‌تنها كاهش نيافته بلكه افزايش هم مي‌يابد.

مي‌توانيد بگوييد اين نوسان در دو، سه سال اخير به چه صورت بوده است؟

به‌عنوان مثال در دو سال اخير كاهش يافته است. پيش از اين در سال‌هاي گذشته تعداد توريست‌هاي ايراني كه به آنتاليا مي‌آمدند 70 به 100 بود ولي در حال حاضر به 30 در 100 نفر كاهش پيدا كرده است. البته اين نكته را هم بگويم كه اين كاهش تعداد توريست منحصر به ايراني‌ها نبوده و توريست‌هاي كشورهاي عربي هم تا حدودي البته خيلي كم كاهش يافته است.

فكر مي‌كنيد علتش چه بوده؟

بحران منطقه. سال 2011 در تابستان كه بيشترين تعداد توريست‌ها براي شنا و تفريح به آنتاليا مي‌آيند از مرز 11 ميليون نفر گذشت اما سال 2012، اين آمار 10 ميليون نفر بود كه بحران‌هاي منطقه در اين رابطه اثرگذار بودند.

از كشورهاي عربي هم توريست زياد داريد؟

خيلي.

و اساسا دريا و تفريحات ساحلي بايد مهم‌ترين عامل جذب اين توريست‌ها باشد؟

بله، اغلب توريست‌ها براي شنا و استفاده از طبيعت و آب و هواي خاص آنتاليا به اين شهر مي‌آيند و اغلب توريست‌ها را در ساحل دريا مي‌بينيد اما اين وضع درباره توريست‌هاي ايراني فرق مي‌كند.

چطور؟ ايراني‌ها كجاها مي‌روند؟

(مي‌خندد) ايراني‌ها بيشتر به مراكز خريد مي‌روند و بيشتر ايراني‌ها را مي‌توان در مراكز خريد آنتاليا ديد. تا آنجا كه مي‌دانم ايراني‌ها از اين مراكز زياد هم خريد مي‌كنند. يك موضوع ديگر هم درباره ايراني‌ها وجود دارد كه به فصل و زمان بازديد آنها از آنتاليا مربوط مي‌شود و آن اينكه بيشتر ايراني‌ها در فصل بهار و تعطيلات عيد نوروز كه ظاهرا نزديك به دو هفته هم هست به آنتاليا مي‌آيند. هرچند در تابستان هم اين سفرها تداوم دارد اما در مقايسه با عيد نوروز به نسبت تعدادشان كمتر است.

علاوه بر مساله بحران منطقه كه شما گفتيد در كاهش توريست‌هاي آنتاليا موثر بوده، اوضاع اقتصادي كشورها كه در يك سال اخير با بحران‌هايي مواجه بوده و در همين كشور همسايه يونان به بدترين شكل نمود پيدا كرده، تا چه حد در نوسانات ورود توريست به آنتاليا تاثير دارد؟

اين يك واقعيت است كه وقتي قدرت مالي خانواده‌ها كاهش پيدا مي‌كند اولويت را به تامين نيازهاي اوليه زندگي مثل تهيه خوراك مي‌دهند و مسافرت شايد در اولويت آخر آنها باشد اما درباره آنتاليا ما يكسري تسهيلات به توريست‌ها مي‌دهيم كه در نهايت هزينه سفر را برايشان پايين آورده و نسبت به مكان‌هاي توريستي ديگر به‌صرفه‌تر مي‌كند.

هر توريستي كه به يك شهر سفر مي‌كند درآمدي هم براي آن شهر دارد، اين درآمد در آنتاليا چقدر بوده و آيا شما محاسبات دقيقي در اين زمينه داريد كه نشان دهد درآمد متوسط شما از ورود هر شهروند به آنتاليا چقدر است؟

بله. هر توريست كه به آنتاليا مي‌آيد 705 دلار براي شهر درآمد دارد و اگر تعداد توريست را به‌طور ثابت در نظر بگيريم كه همه ساله 10 ميليون نفر است اين رقم مي‌شود ...

با توجه به تعداد توريست‌هايي كه به آنتاليا مي‌آيند بايد تعداد پروازهاي صورت گرفته به فرودگاه اين شهر هم زياد باشد، به ما مي‌گوييد در روز چند پرواز به آنتاليا صورت مي‌گيرد؟

هر روز 902 پرواز به فرودگاه آنتاليا را داريم البته در روزهاي گرم و در روزهاي ديگر اين تعداد پرواز كاهش يافته و به 500 پرواز مي‌رسد.

با اين حال در روزهاي گرم يك ترافيك هوايي را در آسمان آنتاليا داريد؟

تقريبا.

حمل و نقل داخل شهر به چه صورت است و بيشتر از چه وسايلي براي تردد شهروندان و توريست‌ها استفاده مي‌كنيد؟

شهروندان آنتاليا كه بيشتر از دوچرخه استفاده مي‌كنند و اگر در خيابان‌هاي شهر دقت كنيد ،مي‌بينيد كه اغلب با دوچرخه تردد مي‌كنند و استفاده از دوچرخه هر روز هم توسعه بيشتري پيدا مي‌كند. از آنجا كه دوچرخه يك وسيله نقليه سالم و

كم‌هزينه است و از نظر ورزش هم فوايدي براي شهروندان دارد امكانات زيادي را در اين رابطه براي شهروندان فراهم مي‌كنيم تا تردد خود را به راحتي با اين وسيله انجام دهند اما علاوه بر دوچرخه ما تراموا را در بخش حمل و نقل داريم كه بخشي از تردد توريست‌ها و شهروندان به‌وسيله آن صورت مي‌گيرد و در كنار اين وسايل حمل و نقل عده‌يي هم هستند كه از ماشين‌هاي شخصي خود براي تردد استفاده مي‌كنند.

با توجه به توسعه ارضي شهر آنتاليا كه همه ساله بناهاي زيادي در آن احداث و افراد بيشتري در آن ساكن مي‌شوند و طبيعتا تعداد سفرهاي شهري هم به موازات آن افزايش مي‌يابد، آيا با مشكل ترافيك مواجه نمي‌شويد؟

نه هرگز. ما مشكل ترافيك نداريم و تردد وسايل نقليه در شهر به سهولت و راحتي انجام مي‌شود و متعاقب اين مساله مشكلي همانند تصادف هم نداريم و اگر هم اتفاق بيفتد در ابعاد بسيار كم بوده و در مجموع در معابر آنتاليا شاهد تردد روان وسايل نقليه هستيم. علاوه بر اين پياده‌روهاي خوبي داريم كه شهروندان را ترغيب به پياده‌روي مي‌كند و در پياده‌روي ساحل دريا به‌وضوح مي‌توان آن را ديد كه مردم براي تردد خود در مسيرهاي كوتاه پياده روي مي‌كنند.

موضوع ديگري كه درباره شهر آنتاليا وجود دارد خريد خانه از سوي شهروندان كشورهاي مختلف هست كه من در مطلبي كه در اين رابطه وجود داشت، ديدم كه بيشتر آنها از كشورهاي اروپايي هستند و با خريد خانه در آنتاليا ساكن شده‌اند، در اين زمينه توضيح مي‌دهيد؟

همين‌طور است. شهر آنتاليا علاوه بر جذابيتي كه براي گردش و تفريح دارد با امكاناتي كه در آن فراهم شده از نظر اقامت هم براي عده زيادي از شهروندان كشورهاي ديگر جاذبه پيدا كرده است و به‌ويژه در سال‌هاي اخير عده زيادي اقدام به خريد خانه و سكونت در آن كرده‌اند، به گونه‌يي كه در بين شهرهاي مختلف تركيه شهر آنتاليا رتبه اول را از اين نظر به خود اختصاص مي‌دهد.

آمار دقيق هم داريد كه تاكنون چه تعداد شهروند خارجي در آنتاليا خانه خريده‌اند؟

بله. از بين 100 هزار و 623 خانواده‌يي كه در كشور تركيه خانه خريده‌اند و ساكن شده‌اند 26 هزار و 202 خانواده در آنتاليا ساكن شده‌اند.

از كدام كشورها و با چه تعداد؟

انگليسي‌ها و آلماني‌ها بيشترين تعداد را تشكيل مي‌دهند و از تعداد 26 هزار و 202 خانواده ساكن در آنتاليا بيشتر آنها انگليسي، آلماني و روسي هستند. با اين حال در مجموع كساني كه در تركيه خانه خريده و ساكن شده‌اند 30 هزار و 710 خانواده انگليس، 10 هزار و 902 خانواده يوناني، 10 هزار خانواده آلماني، چهار هزار و 262 خانواده اهل دانمارك، سه هزار و 106 خانواده هلندي از جمله شهرونداني هستند كه خانه خريده‌اند و از كشورهاي ديگر هم هستند كه آمارشان به تفكيك در سايت موجود است.

با اين اوضاع و با توجه به تقاضايي كه براي خريد خانه در آنتاليا وجود دارد، سالانه چه تعداد خانه در اين شهر ساخته مي‌شود؟

به‌طور متوسط در سال دو هزار و 500 بنا ساخته مي‌شود و واحد آپارتماني كه از اين تعداد بنا به دست مي‌آيد بين 20 تا 30 هزار واحد است.

اعضاي بدن شما چه قيمتي دارد؟


 
  

ديسكاوري | تا به حال به فروش اعضاي بدن خود فكر كرده‌ايد؟ آيا مي‌دانستيد كه با فروش اعضاي بدن خود مي‌توانيد به بخش عمده‌يي از آرزوهاي خود برسيد؟ اين روزها براساس اعلام بانك اهدا و پيوند عضو در جهان نزديك به يك ميليون و سيصد هزار نفر در ليست هستند و در سال گذشته حدود 130 هزار پيوند انجام شده است. در امريكا رقمي حدودي كه براي طحال گذاشته‌اند نزديك به 200هزار دلار است كه خيلي‌ها به اين فكر مي‌كنند كه اين‌گونه مي‌توانند به خانه رويايي خود بروند و راحت زندگي كنند. اما خب انسان بدون اعضاي بدنش چگونه مي‌تواند زندگي كند. براساس محاسبات مجله تايم در گزارشي قيمت كل بدن انسان نزديك به 23 ميليون دلار مي‌رسد. حالا قيمت‌هاي ديگر عضو‌هاي بدن انسان را براي شما در پايين مي‌آوريم.

1- ستون فقرات

از اين عضو بدن عموما در آزمون ايمپلنت‌هاي ارتوپدي توسط جراحان استفاده مي‌شود. قيمت آن به ??? دلار مي‌رسد. جالب است بدانيد كه اگر كسي در امريكا اقدام به تاسيس شركتي براي فروش اعضاي بدن براي مقاصد تحقيقاتي و آموزشي كند، هيچ‌كس دقيقا بررسي نمي‌كند كه آيا اعضاي فروخته شده در اين شركت قانوني تهيه شده‌اند يا خير.

2- دست، ساعد و شانه

قيمت دست و ساعد به ??? و قيمت شانه به ??? دلار مي‌رسد. ساعد و دست عموما درتمرين‌هاي جراحي براي آموزش به جراحاني كه قصد جراحي‌هاي سنگين دارند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. پيدا كردن اين عضو معمولا راحت است. اگرچه پيدا كردن شانه نسبت به دست و ساعد دشوارتر است. چرا كه جدا كردن اين عضو از بدن سخت‌تر است. اين اعضا همچنين براي تحقيقات ارتوپدي و تمرين‌هاي جراحي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

3- قلب

قلب و ديگر ارگان‌هاي دروني بدن عموما توسط جراحان براي مقاصد تمريني و توسعه تكنيك‌هاي جديد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. قيمت آن ??? دلار است. بانك اعضا كه توسط اداره كل دارو و غذاي امريكا ايجاد شده، جراحان را مطمئن مي‌كند كه عضوي كه به دست آنها رسيده از راه قانوني به دست آمده است.

4- قرنيه

هر جفت قرنيه نزديك به شش هزار دلار قيمت دارد. اين بافت شفاف در چشم اجازه مي‌دهد تا انسان ببيند و بدون آن بينايي مفهومي ندارد. جراحت يا بيماري مي‌تواند به تخريب قرنيه منجر شود.

5- كليه

قيمت كليه بين ??? تا ??? دلار است. جراحان معمولا از كليه و ديگر ارگان‌هاي دروني بدن براي آموزش مهارت‌ها و توسعه تكنيك‌هاي جديد استفاده مي‌كنند.

6- سر سالم و دست نخورده

قيمت اين عضو حياتي بدن به شش هزار دلار مي‌رسد. سر معمولا توسط پزشكان تروما و جراحان پلاستيك براي تمرين تكنيك‌هاي جديد مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

7- مغز

اين عضو عمدتا توسط جراحان مغز و اعصاب براي تمرين روش‌هاي جديد حذف تومور و درمان صدمات مغزي استفاده مي‌شود. قيمت آن ??? دلار است.

8- زانو

جراحان ارتوپدي از مفاصل زانو براي تمرين روش‌هاي جراحي كمتر تهاجمي استفاده مي‌كنند. قيمت هر زانو ??? دلار است.

9- تاندون

تاندون‌ها عموما در جراحي‌هاي ارتوپدي براي جايگزيني تاندون يا استخوان‌هاي آسيب‌ديده توسط تروما، تومور يا ديگر وضعيت‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. قيمت هر تاندون به هزار دلار مي‌رسد.



آیا می دانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است.( زیر دندان خود حس کرده اید ( 
آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود. 
آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و... با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد. 
آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و ... همه سرطان زا هستند. 
آیا می دانید قیمت روغن های مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد؛ خیلی گرانتر از روغن هایی است که در بازار وجود دارد.(حدود 12 برابر) 
آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و... می شود که کشنده است. 
آیا می دانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد. 
آیا می دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست. 
آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود). 
آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است. 
آیا می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد می باشد. 
… و اما چه کنیم؟ 
بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است. روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست. 
بهترین نان نانهاي سبوس دار است؛ مثل نان سنگک. بهترین نوشابه سکنجبین است؛ که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد. 
بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس,...) همراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار به جاست. 
بهترین ظرف که هم کمبودهای خون بدن را جبران کرده و هم موجب میکروب زدائی از غذا می شود ظرف سنگی و مسی می باشد. 
بهترین تنقلات آجیل های طبیعی هستند؛ که به جهت طبع گرمشان بسیار مفید می باشند( مصرف آجیل ها جزء فرهنگ عمومی بوده است) 
غذاهای خورشی سنتی, غذاهای سرخ نشده، سبزی خوردن به ویژه نعنا بجای سالادهای امروزی, لبنیات پرچرب و دست نخورده(شیر و لبنیات باید جوشانده شود) حبوبات بخصوص نخود( اگر خیس شده و آب آن بدور ریخته شود موجب نفخ نمی شود) سس دست ساز طبیعی(مخلوط تخم مرغ وسرکه) بطور تازه قابل استفاده است. 
کلیه غذاهای طبیعی به صورت تازه استفاده شود. 
از خوردن میوه در غیر فصل آن خودداری شود. ضمناً عمده میوه در محل جغرافیای رویش طبیعی آن مفیدتر است. 
پوست میوه ها بعنوان ماسک جهت نرمی و زیبایی پوست بسیار مفید است. 
میو ها و سبزی جات هرچه بیشتر در معرض نور خورشید قرار بگیرند؛ مفیدترند. 
فقط سنگ نمک و پودر آن, نمک سالم و قابل استفاده هستند. 
استفاده از چوب مسواک(بنام چوب اراک) بعد از خلال دندان بهترین مسواک و ضدعفونی کننده طبیعی و مالش دهنده لثه ها خواهند بود.

www.tebbook.com

نقش وراثت در بروز اسکلروزیس هیپوکامپ

اسکلروزیس هیپوکامپHippcampbal Scelrosis عارضه شناخته شده ای در زمینه صرع بخش گیجگاهی مغز بشمار می اید که علت ان احتمالا چند وجهی و مورد اختلاف نظر است که عمدتا عارضه اکتسابی بشمار می اید و ثانوی به اسیب های متعاقب زایمان در جریان تشنج های تب طولانی دانسته می شود هرچند مطالعات وسیعی روی کودکان با تشنج تب رابطه ای بین ان کسالت و اسکلروزیس هیپوکامپ بیان نشده است اما یک تحقیق اخیر اسیب حاد هیپوکامپ در جریان تب و تشنج طولانی می دهد که می تواند به اختلالات رشد و نمو هیپوکامپ بیانحامد.از طرفی چند مطالعه روی موارد فامیلی شواهدی به نفع یک زمینه ارثی خانوادگی برای ابتلای به اسکلروزیس هیپوکامپ را اطلاع داه اند.اما تحقیقات روی  4 دوقلوی تک تخمکی برعلیه زمینه ارثی برای صرغ لب تامپورال با اسکلروزی هیپوکامپ ویا اسکلروزیس هیپوکامپ به تنهایی می باشد.

مطالعه اخیر که در شماره 9 جولای مجله نورولوژی ارگان انجمن مغز و اعصاب امریکا به چاپ رسیده است در پی یافتن پاسخی به نقش ژنتیک در بروز عارضه فوق دارد.

www.aan.com


تحريك مغزي مي تواند مهارت رياضي را ارتقا دهد

 
 

بر طبق مطالعه انجام شده در دانشگاه آکسفورد، اعمال نويز الكتريكي با فركانس بالا در حقيقت مي­تواند مهارت­هاي ریاضی را به اندازه 6 ماه افزایش دهد. در تکنیک به کار گرفته شده در این مطالعه الکترودها روی پوست سر قرار داده شده و نویز الکتریکی به صورت رندوم برای تحریک بخش هایی از مغز اعمال شده و منجر به شلیک سلول­های عصبی می­شود. در این مطالعه، الکترودها روی سر قرار می­گیرند تا روی نواحی مغز که در انجام ریاضی نقش دارند، اثر بگذارد.

این فناوری كه به نام تحریک رندوم نویز از روی جمجمه (tRNS) شناخته شده بی­درد، غیرتهاجمی و کم هزینه است. محققان مطالعه حاضر را به این منظور انجام دادند که بیازمایند آیا tRNS بر انجام روزانه عملیات ذهنی تکلیلف ریاضی اثرگذار است.

محققان به مدت 5 روز از 51 دانشجوی شرکت کننده در آزمایش خواستند تکالیف ریاضی را انجام دهند. توانایی آ­نها در انجام محاسبات و آموختن سریع نکات ریاضی از حفظ تحلیل شد. آنها معتقدند تنها 5 روز اعمال tRNS به همراه تمرین شناختی، ما را قادر خواهد ساخت پیشرفت­های طولانی مدتی در کنش­های شناختی و مغزی ایجاد نمائیم.

این مطالعه در مقیاس کوچکی انجام شده و به دلیل آسیب احتمالی نباید در منزل انجام شود. تحقیقات بیشتری برای تعیین چگونگی استفاده از این روش در آینده نیاز است. اگر نتایج آزمایشی روی گروه­ها و افراد مختلف دیگر در این راستای مثبت باشد، می­توان امیدوار بود که این فناوری تحریک مغزی بی­درد، ایمن و ارزان غیرتهاجمی زمانی برای کمک به افرادی که با تکالیف شناختی در کشمکش هستند در کلینیک، کلاس­های درس و حتی منازل مورد استفاده قرار گیرد. این افراد می­توانند شامل کودکانی که در درس ریاضی کند هستند تا بیماران مسنی که از بیماری­های زوال عصبی در رنجند، باشد.

نحوه اثرگذاری tRNS بر عصب­های مغزی فرد هنوز ناشناخته باقی مانده است. برخی بر این عقیده­اند که tRNS همگاهم سازی شلیک عصبی در نواحی مغزی تحریک شده را افزایش می­دهد.

مطالعات نشان داده­اند tRNS از لحاظ جسمانی بی ضرر است. این فناوری بخشی از گروه شناخته شده تری با نام تحریک الکتریکی از روی جمجمه (TES) است که آثار مثبت بر گستره وسيعی از توانایی­های شناختی دارد.

 http://www.medicalnewstoday.com/articles/260695.php

اتصال مغز دو انسان با اینترنت


  • پژوهشگران دانشگاه واشنگتن موفق شده‌اند پیغام‌های مغزی یک انسان را «از طریق اینترنت» انتقال دهند و یک دستور در مغز یک نفر را در مقصد بدن انسانی دیگر به واکنش درآورند. به گزارش رویترز، دانشمندان می‌گویند نخستین اتصال ذهنی انسان‌ها را در محیط آزمایشگاهی ایجاد کرده و موفق شده‌اند «پیغام مغزی» را «از طریق اینترنت» انتقال دهند و حرکت دست انسانی را «تنها با کمک امواج مغزی انتقالی» هدایت کنند. این دستاورد بخشی از برنامه طولانی‌تری بوده که بیش از یک سال از آغاز آن می‌گذرد. برنامه‌ای که با هدف اولیه ایجاد نوعی رابط میان پیغام‌های الکتریکی مغز و ترجمه آن‌ها توسط کامپیوتر و انجام اعمالی معنادار دنبال می‌شود؛ اعمالی که در این مرحله به حرکت بازویی مکانیکی یا نشانگر کامپیوتری محدود می‌شود. هم‌اینک بخش زیادی از پژوهش یادشده برای توانبخشی بیماران دچار فلج انجام می‌شود، با این وجود تعدادی از اخلاق‌گرایان زیستی نگرانی خود را از احتمال استفاده‌های غیرمتعارف و جنجالی از این توانایی اعلام کرده‌اند. برای مثال در ماه فوریه سال‌جاری، گروهی از دانشمندان به سرپرستی «میگوئل نیکولسیس» از مرکز پزشکی دانشگاه دوک با استفاده از حسگرهای الکترودی «افکار» یک موش صحرایی را در آزمایشگاهی در برزیل دریافت کرده و از طریق اینترنت به مغز موش صحرایی دیگری در ایالات متحده ارسال کردند. نتیجه آن شد که موش دوم - که افکار اولی را دریافت کرده بود، - رفتار همنوع خود را در برزیل تقلید می‌کرد. افزون بر این، به‌تازگی فعالیت الکتریکی مغز یک میمون در دانشگاه دوک به یک بازوی روباتی در ژاپن ارسال شد و آن را هدایت کرد. در یکی از تازه‌ترین این آزمایش‌ها که با سرمایه‌گذاری اداره پژوهشی ارتش ایالات متحده و دیگر نهادهای نظامی دولت فدرال آمریکا دنبال می‌شود، «راجش رائو»، استاد علوم رایانه‌ای و مهندسی دانشگاه واشنگتن، که بیش از یک دهه رابط‌های بین مغز و رایانه را مورد بررسی قرار داده، در اتاق آزمایشگاه خود نشست و کلاهکی از الکترودهای مخصوص ثبت نوار مغزی را بر سر گذاشت که به یک «الکتروانسفالوگرام» ‪وصل بود؛ دستگاهی که فعالیت‌های الکتریکی مغز را می‌خواند. رائو به یک صفحه نمایشگر رایانه‌ای زل زده و صحنه یک بازی رایانه‌ای را زیر نظر گرفته بود و در ذهنش آن را بازی می‌کرد. چند لحظه بعد، او تصور کرد که دست راستش را برای شلیک یک گلوله توپ به حرکت درآورده اما درعین‌حال حواسش جمع بود که این حرکت را فقط در ذهن نگه دارد و در عمل دستش را حرکت ندهد. الکترودها پیغام الکتریکی مغز او را خوانده و از طریق خطوط اینترنت به سوی دیگری می‌رسانند. جایی که «آندریا استوچو»، از موسسه فراگیری و علوم مغزی دانشگاه با کلاه شنای بنفش‌رنگی بر سر نشسته بود که به دستگاه ویژه‌ای متصل بود که «‫تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال‬» (تی‌ام اس) نام دارد. وقتی پیغام الکتریکی دست راست رائو به استوچو رسید، او ناخودآگاه انگشت دست راستش را روی صفحه‌کلید رایانه حرکت داد تا با فشار دکمه فاصله گلوله توپ را در بازی شلیک کند. او می‌گوید حس حرکت غیرارادی دستش مانند یک «تیک عصبی» بود. رائو می‌گوید: «برای من هم هیجان‌انگیز بود و هم ترسناک که می‌دیدم آنچه در ذهنم تصور کرده بودم توسط مغز دیگری به عمل فیزیکی تبدیل می‌شود.»
    در مقابل دیگر کارشناسان می‌گویند این دستاورد چندان هم تاثیرگذار نبوده و امکان دارد یکی از الکترودهای دستگاه پیغام شوک ضعیفی را انتقال داده باشد.

    http://baharnewspaper.com