![[image]](http://si.wsj.net/public/resources/images/P1-BJ050_TAU_G_20121109164614.jpg)
دکتر کلود ویسشیک استرالیایی که در دهه 80 دانشجوی دکترا در کمبریج بوده است ,برخلاف سایر جوانان که علاقمند به چمع اوری تمبر و کلکسیونهای مانند ان بوده است به گرداوری مغز انسانها پرداخته تا راز ابتلا و درمان الزایمر را کشف کند و در یک دوره 12ساله 300مغز را توانست جمع اوری کند.ایا او می توانست راهی برای درمان حدود 36 میلیون نفری که در دنیا به این بیماری مبتلا هستند یافته و انرا مهار کند؟
نظریه جاری برای پاتوفیزیولژی الزایمر ان است که تجمع پروتیینی به نام بتا امیلویید در سلولهای مغزی و ایجاد پلاک عامل شدت گرفتن و بروز علایم بیماری است اما دکتر کلود ویسشیک 63ساله که محقق الزایمر در اسکاتلند است نظریه ای عکس انرا دارد ومی گوید که پروتیین دیگری به نام تاTau که تشکیل الیاف بهم تنیده ای به نام تنگلtangle را در سلولهای مغز می دهد عامل پیشبرد الزایمر در مغز انسانها است.داروهایی که بر پایه تئوری رایج مربوط به تاثیر پروتیین بتا امیلویید است تاکنون موفق نبوده و دوتا از تحققات مربوط به انها در تابستان امسال با گزارش عدم تاثیر منتشر شدند.
اینک توجهات در سطح بین المللی به پروتیین تا tau معطوف شده است و 2 تحقیق مستقل اما به موازات هم از سوی دکتر ویسشیک درجهت تاثیر داروهای تجربی مبتنی بر پروتیین تا درهفته های اخیر اغاز خواهد شدو سایر شرکت های بزرگ دنیا هم در این رابطه دست به بررسی هایی زده اند.
در جای جای تاریخ علم یافته های فراوانی هست که نشان می دهد که چگونه دانشمندان تحت فشار و تعارض قرار می گرفتند که بتوانند حرفشان را در زمینه علمی به ثبوت برسانند و از تعصب سایرین که مانع رشد و توسعه علمی می شود چلوگیری کنند .در1854 طبیب انگلیسی دکتر جان اسنو متذکر شد که عامل وبا از طریق اب منتقل می شود اما در مقابلش گروهی به پا خواسته و مدعی شدند که انتقال از طریق ذرات معلق درهوا است و در دهه 1880 بالاخره مشخص شد که اب الوده عامل انتقال و انتشار میکروب وبا است.در سال 1982 وقتی که دو دانشمند استرالیایی ادعا کردند که عامل زخم معده نوعی باکتری است با تمسخر جهان علم مواجهه شده که شیوه تغذیه و استرس را عامل ان می دانستند تا اینکه در سال 2005 همان دو نفر به خاطر همان کشف برنده جایزه نوبل شدند.
داستان دکتر ویسشیک هم دور از واقعیت نیست که همان مسیر را طی کند.امروزه نظریه درباب علت الزایمر بسیار متفاوت است برخی پروتیین بتا امیلویید و برخی واکنشهایی بین بتا امیلویید و تا را باعث بیماری می دانند.
دکتر ویسشیک و سایر معتقدین به نقش پروتیین تا در بیماری الزایمر سالها فریاد کرده که به دیکتاتوری امیلویید خاتمه دهید اما گوش شنوایی نبوده است وی می گوید که علم سیاست است و سیاست امیلویید برنده بوده است.
هنوز هم دکتر ویسشیک با مقاومت در باره نتیجه تحقیقاتی که منجر به نتیجه مثبتی نشده دست به گریبان است.کمپانی روش هرجند در زمینه پروتیین تا هم دست به بررسی زده است اما هنوزهم قویا معتقد است که باید داروهای مبتنی بر پروتیین امیلویید بیشتر و زودتر در سیر بیماری بر روی بیماران الزایمری بکار رود تا اثر بخشی خود را نشان دهد!!و برای چنان تحقیقاتی برنامه ریزی و سرمایه گذاری کلانی کرده است.اینها را ریجارد شیلر ارشد بخش تحقیقات دارویی در گروه بیوتکنولژی شرکت روش می گوید.
واین ها همه در شرایطی است که تاکنون داروهای مبتنی بر پروتیین بتا امیلویید اثر مثبتی در درمان الزایمر نشان نداده است.این تمام ماجرا نیست دکتر دنیس سلوک
از هاروارد می گوید شواهد به نفع امیلویید زیاد است و دکتر ویسشیک دنیا را تاریک می بیند البته وی به تحقیقات در باره تاtau هم رضایت می دهد که داروهای مبتنی بر هر دو پروتیین می توانند مفید باشند.
الزایمر مهم ترین و شایع تذین علت زوال عقل در دنیا محسوب شده و سالانه براساس تخمین سازمان بهداشت جهانی 600بیلیون دلار هزینه درمان و نگاهداری بیماران مربوطه می شود.
دکتر الویس الزایمر طبیب المانی اولین گزارش در مورد این بیماری را در سال 1906 داد که مربوط به زنی بود که اثار زوال عقل را بخوبی قبل از مرگش نشان داده بود و دکتر الزایمر وچود پلاکها و الیاف بهم پیچیده را در مفز وی پس از مرگ نشان داده بود و اطلاعات خیلی زیادی پس از ان بدست نیامده است که یک علت ان دشواری دسترسی به نسج مغز است که برخلاف سایر نسوج تا پس از مرگ نمی توان انرا در اختیار داشت و نمونه برداری کرد.
دکتر مارتین راث دانشمند انگلیسی در دهه 60 دریافت که شدت بیماری با تجمع و تعداد tangled که همان الیاف متجمع یافته از جنس پروتیین تا tau باشند ارتباط مستقیم دارد.در دهه 80 دکتر ویسشیک گه دانشجوی دکتری دانشگاه کمبریج بود به دکتر راث پیوسته ووظیفه تحقیق در باره عناصر متشکله tangles را بعهده گرفته که با جمع اوری مغز بیماران و تحقیق در باره انها توام شد.
سرانجام در 1988وی به اتفاق همکاران خود برای اولین بار دریافتند که در ساختمان tangles
لااقل بخشی از پروتیین tau تشکیل شده که در مغز بیماران الزایمری بخش اعظم اسیب را ایجاد می کند پروتیین یادشده همانند سایر پروتیین های بدن در اصل وظیفه هماهنگی تماس الیاف نرون های مغز را با یکدیگر بعهده دارد اما در اثر اختلال کارکرد متجمع شده و به بیماریزایی و تشکیل الیاف در هم پیچیده و یا همان tangles منجر می شود که باعث مرگ سلولهای مغزی می شود.
مطالعات دکتر ویسشیک مهم بوده و به انبوهی از مقالات و مطالعات علمی در ان باره منجر شد اما در دهه 90 پروتیین بتا امیلویید چای tau را گرفت و بخش اعظم بررسی ها به ان منجر شد
مجموعه ای از یافته ها منجر به ان شد که محققین تاثیر گذار در روند مطالعات الزایمر به این نتیجه برسند که پروتیین بتا امیویید عامل اصلی ایجاد بیماری الزایمر است و از جمله مهم ترین ها یافتن جهش های ژنتیکی متعددی بود که گمان می رفت به نوعی از الزایمر ارثی منجر می شود و این جهش های ژنتیکی عامل تزاید و تجمع بتا امیلویید در مغز و بیماری زایی ان بشمار می رود یعنی در واقع باعث قانع شدن محققین در اثر گذاری پروتیین فوق در ایجاد الزایمر بود.
فرضیه امیلویید بزودی فراگیر شدو و حمله به پروتیین فوق شالوده اصلی در درمان الزایمر شدو شرکت بیوتکنولژی بایو تک که دکتر سلوک از هاروارد از بنیانگذاران بود
اصل را در یافتن داروهایی برای حذف پروتیین بتا گداشتند و از طرفی در سمت مقابل محققین جستجوگر نقش پروتیین تاtau برای سرمایه گذاری و یا انتشار مقالات خود با دشواری روبرو شدند.
دکتر لوک بویی از مرکز بهداشت و تحقیقات طبی فرانسه که از جمله محققین در باره پروتیین tau بشمار می رود می گوید که بخاطر قدرتمندی زنجیره محققین بتا امیلویید تا 15 سال اگر شما در باره بتا امیلویید تحقیق نمی کردید در واقع در باره الزایمر تحقیق نمی کردید!!
دکتر ویسشیک و همکارانش برای کسب بودجه در مورد مغزهای بانک مغز خودشان از شورای تحقیقات علمی کمریج و بریتانیا در واقع جنگیدند, وی می گوید که بانک مغز یک ابزار کارامد بود.
در اوایل دهه 90 دکتر ویسشیک و همکارانش با مقایسه مغز درگذشتگان از الزایمر و یا بدون الزایمر به این تنیجه رسیدند که هم در مغز الزایمری وهم در مغز سالم می توان پلاکهای بتا امیلویید رادید اما الیاف متجمع tau را تنها در مغز بیماران الزایمری می توان دید و هر چه میزان ان بیشتر بود درصد شدت زوال عقل بیمارهم بیشتر بودو این بود که دکتر ویسشیک و همکارانش به این نتیجه رسیدند که پروتییین تا tau مسئول بیماری الزایمر است و نه پروتیین بتا امیلویید.
در میانه دهه 90 وی دریافت که نوعی دارو که گهگاه برای درمان اختلالات روان پریشی بکار می رود در لوله ازمایش باعث کاهش حجم و تعداد الیاف تجع یافته پروتیین تا میشود , او بدنبال جلب توجه شرکتهای داروسازی برای سرمایه گذاری روی دارویی در این زمینه شد اما انها تمایلی نشان ندادند و نحقیق در مورد بتا امیلویید را در دستور کار خود داشتند.!!
درسال 2002 دکتر ویسشیکWischik موفق به دستیابی به حدود 5 میلیون دلار با کمک سرمایه گذاران اسیایی شد که در واقع با کمک یک پزشک سنگاپوری بود که پدر یک همکلاسی او در کمبریج بود و داروی تحقیقی شرکت TauRxدارویی که در سنگاپور تولید اما در ابردین اسکاتلند تحقیقات ان تکمیل شد.
در حالی که تلاشهای دکتر ویسشیک برای معرفی و نقش پروتیین تاtauدر بیماری الزایمر درحال انجام بود داروهای معرفی شده به بازار با اثرگذاری روی بتا امیلویید با شکست معرفی شده وواکسنی که شرکت اتنا به بازار عرضه کرده بود در درمان بیماران الزایمری موفقیتی نداشت وبررسی های ان در انتهای 2002 به اتمام رسیده بود.
جهت بررسی بیشتر اثر واکسن یادشده در درمان بیماران الزایمری گروهی از محققین انگلیسی که در شرکت دارویی نام برده شده ذینفع نبودند مطالعه ای روی بیمارانی که از واکسن فوق استفاده کرده بودند انجام دادند وبا بررسی مغز انها پس از مرگ مشاهده کردند که واکسن فوق پلاکهای امیلویید را از مغز انها پاک کرده بود اما در پیشگیری از استحاله بیشتر مغزی انها نتواسته بود کمکی کند.
البته تعهد و وفاداری به فرضیه امیلویید از میان نرفت.!پیتر دیویس یک محقق الزایمر از انستیتوی تحقیقات فین اشتاین در منهست نیویورک در یک کنفرانس مطبوعاتی در2002 می گوید که در انجا از زبان یک محقق دیگر شنیده که درباره نتیجه بررسی های خود می گفته: مطالعات ما در باره امیلویید تاکنون راه به جایی نبرده است اما تا حصول نتیجه رها نخواهیم کرد!
درسال 2004 شرکت TauRxداروی خود را به نام متیلن بلو در332بیمار الزایمری مورد تحقیق قرار داد و در همان زمان داروی دیگری به نام باپینزومابBapinezumab
از سوی شرکت الانElan Corpکه اتنا نوروساینس را خریده بود روی 234بیمار مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج این تحقیقات در سال 2008 در یک سمینار علمی در شیکاگو مورد بحث قرار گرفت ودر انجا نتایج مطالعه نشان که داروی شرکت الن تفاوتی با دارو نما نداشته و بی اثر بوده است واین گزارش باعث سقوط چشمگیر شرکت مزبور در روزهای بعد از ان شد.(بیش از 60درصد)
اما در مورد داروی شرکت TauRxhdاینطور نبود .کسانی که داروی مزبور را به میزان 60 میلیگرم 3بار در روز را گرفته بودند در نتایج تستهای مربوط به قوای شعوری و ذهنی یک درجه سقوط داشته اما این نتیجه در مورد بیمارانی که دارونما گرفته بودند 7/8 درصد بود که به معنی 87 در صد کاهش در شدت نزول قوای شعوری در دریافت کنندگان داروی TauRx بود.
نتایج تحقیقات بصورت عمومی منتشر نشد و این برای علاقمندان و محققین خوشایند نبود و نیز قرص 100 میلیگرمی تاثیری نداشت و لابراتراتوار تولید کننده در حال ساخت قرص تاخیری است که بررسی ان روی بیماران اواخر سال جاری اغاز می شود.
از سوی دیگر داروهای مرتبط اب امیلویید هم در کفایت اثر خود بیشتر ناتوانی نشان دادند ودر تابستان امسال 3 شرکت دارای امتیاز تولید باپینزوماپ(الن-فایزر و جانسون &جانسون) بعد از شکست تاثیرش از توسعه و تولید ان دست کشیدند.
سپس در اوت امسال مسئولین شرکت الیلیEliLilly &Co در بررسی های خود متوجه شدند که داروی مشابه یعنی سولانزماب Solanezumabدر جلوگیری از کاهش نزول قوای شعوری و نیز مهارتهای روزانه مانند حمام کردن و لباس پوشیدن در دو تحقیق شامل 2050 بیمار با الزایمر ملایم تا متوسط تاثیری ندارد.
اخیرا شرکت دارویی یادشده اعلام کرده است که در مطالعه مربوطه با حذف بیماران با الزایمر متوسط و تنها در بیماران با الزایمرملایم ممکن است داروی اخیر الذکر درجلوگیری از کم شدن حافظه موثر باشد و برای این موضوع تحقیقات بیشتری را خواستار شده است.
نکته جالب ان است در تحقیقات انجام شده که به شکست انجامیده است هنوز هم از تئوری امیلویید دفاع شده و اظهار شده است که باید داروهای مربوطه خیلی زود مصرف شوند تا اثرات مثبت خود رانشان دهند!
در بهار امسال دولت فدرال امریکا اعلام کرد که یک کمک یکصد میلیون دلاری برای داروی جدیدی به نام Cerenuzumab که بازهم مربوط به امیلویید است و از طرف شرکت روشRocheدر حال ارائه است است خواهد نمود تادر بیمارانی که بصورت ژنتیکی مستعد ابتلا به الزایمر بوده اما عنوز علامتی ندارند مورد تحقیق قرار گیرد و دکتر سلکور از هواداران سرسخت نطریه امیلویید بیان می دارد که این مطالعه تعیین کننده خواهد بود.
توجه به داروهای مبنتی بر تاtau بین محققین و سرمایه گذاران بیشتر می شود شرکت روش اعلام کرده است که بودجه ای را برای این تحقیقات اختصاص خواهد داد و یک بودجه اضافی 400میلیون فرانک سوسی چنانچه داروی در رابطه با تاtau به بازار راه پیدا کند.
دکتر بویی Buee از محققین که تحقیقات طولانی در رابطه با نقش پروتیین تا در الزایمر داشته است می گوید که شرکت های معظم دارویی در حال نذاکره و عقد قراردار با او وهمکارانش برای مطالعات برعلیه الزایمر هستند.
به عنایت به مطالب مطروحه TauRx اولین شرکت ارایه دهنده داروی الزایمر مبتنی بر پروتیین تا است که در انسانها مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است که در عرف علوم دارویی بالینی به نام فاز 3 مطالعهPhase 3 Trial معروف است.
در انتها دکتر ویسشیک می پذیرد که تعصب او به تا ممکن است مانند تعصب سایرین به بتا امیلویید باشد ولی درعین حال می گوید که تحقیق ما در پایان راه و نتیجه گیری نهایی نزدیک است.
http://online.wsj.com