تو عزیزی ولی.....
|
|
-----
تا هنگامی که مجردی هرکی بهت میرسه میگه:تو که همه چی داری چرا ازدواج نمیکنی؟
وقتی ازدواج کردی هرکی بهت میرسه میپرسه:
تو که همه چی داشتی واسه چی ازدواج کردی!--------------------------سال ها گذشت و کسی ندید که انسانی با قاشق چای خوری ،چای بخورد---------------------------------------------وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!--------------------وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند :
نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !!------------------------------------------وقتی تمام شیرها پاکتی اند
وقتی همه ی پلنگ ها صورتی اند
وقتی پهلوناش دوپینکی اند
ایراد مگیر عشق ها ساعتی اند!-------------------------------------------یکی به یکی دیگه میگه: چرا کولر نمی خری؟
دومی: بدرد نمیخوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بام------------------------------------------------------------------------------فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!-----------------------------------------------------------------------------------------------لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی !
|
در بعضی از ادوار تاریخ سبیل تا آن اندازه قدر و قیمت داشت که به دارندگان سبیلهای کلفت و پرپشت باج مخصوصی بنام «باج سبیل» از طرف رعایا و طبقات پایین داده میشد. برخی از سلاطین و رجال و سرداران عالم از سبیل خوششان میآمد و معتقد بودند که سبیل هر قدر پر پشت و متراکم باشد بر ابهت و سطوت صاحب سبیل افزوده میشود و از چنین کسی بیشتر حساب میبرند به همین جهت بعضی از آنان سبیلهایی را دوست داشتهاند که تا بناگوش ادامه پیدا کند. در عصر صفویه بازار سبیل رونق یافت و سلاطین صفویه به علت انتساب به شیخ صفی الدین اردبیلی چون خود را اهل عرفان و تصوف میدانستند و به همین سبب لقب مرشد کامل را اختیار کرده بودند؛ لذا غالباً سبیلهای چخماقی و کلفت میگذاشتند و مریدان و پیروانشان را نیز به این امر تشویق میکردند. کسانی که سبیلهای بلند و چخماقی داشتند، ناگزیر بودند همه روزه چند بار به نظافت و آرایش آن بپردازند، زیرا اگر تعلل و تسامح میورزیدند سبیلها آویزان میشد و آن هیبت و زیبایی که انظار دیگران را به خود جلب نماید از دست میداد. کار «سبیل چرب کن» این بود که در مواقع معین که صاحب سبیل مهمانی رسمی داشت و یا میخواست به مهمانی برود، دست بکار میشد و با روغن مخصوصی سبیل را جلا و زیبایی میبخشید. بدیهی است که اگر از عهده سبیل چرب کردن به خوبی بر میآمد، صاحب سبیل مشعوف و خرسند میشد و در این موقع سبیل چرب کن هر چه میخواست از طرف صاحب سبیل برآورده میشده است. شادروان عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» راجع به «چرب کردن سبیل» مظفرالدین شاه چنین مینویسد: «مظفرالدین شاه در سفر اروپا مردی را به اسم ابوالقاسم خان همراه خود برده بود که در مواقع معین سبیل او را چرب میکرد و جلا میداد. وقتی سبیل شاه چرب میشد و از زیبایی و ابهت آن به طرب میآمد، اطرافیان موقع را مغتنم شمرده، هر تقاضایی داشتند مینمودند؛ زیرا میدانستند او سر کیف است و مسلماً تقاضایشان را بر خواهد آورد.» به این ترتیب بود که اصطلاحات: سبیلش را چرب کن، سبیل کسی را چرب کردن، سبیلش چرب شده، و امثال آن مرسوم شد و کم کم رایج گردید.![]()

سبیل پر پشت و متراکم وقتی به هم پیوسته میشد و جلا پیدا میکرد که آن را چرب میکردند و با دست مالش میدادند. آنهایی که قدرت و تمکن مالی کافی نداشتند، خود به این کار میپرداختند، ولی سران و ثروتمندان افرادی را برای سبیل چرب کردن داشتند.![]()
![]()
![]()
|
|

آرتور شنیتسلر تلاش می کرد راز ناراحتیهای درونی افراد را دریابد و آنها را در داستانها و نمایشنامههای خود بازتاب دهد
آرتور شنیتسلر یکی از نخستین نمایندگان ادبیات مدرن بود که به تحلیل روانی شخصیتهای خود دست زد. او رویدادها و تنشهای داستانی را در پرتو حالات روحی و احساسات فردی قهرمانان آثار خود ترسیم میکرد.
این نویسندۀ برجستۀ اتریشی نشان داد که ادبیات میتواند فراتر از روایت یک "قصه"، به ژرفای روان انسانها نفوذ کند. آرتور شنیتسلر ۱۵۰ سال پیش به دنیا آمد.
زیگموند فروید (۱۸۵۶ – ۱۹۳۹) گفته بود که هر آنچه با تحقیق و تجربه دریافته، شنیتسلر به نیروی کشف و شهود نشان داده است. این بزرگترین ستایشی است که پدر روانکاوی میتوانسته از یک نویسنده به عمل آورد. در واقع این دو مرد اتریشی با این که هرگز آشنایی شخصی نداشتند، دارای شباهتهای زیادی بودند:
هر دو در دوران زوال پادشاهی اتریش در خانوادههایی با فرهنگ مدرن شهری (بورژوازی رو به رشد) بار آمده بودند. هردو از چهرههای سرشناس وین بودند. هردو یهودی بودند، هرچند این برای آنها بیشتر یک وابستگی تباری و فرهنگی بود تا دینی.
هر یک به شیوۀ خود به قلمرو ناآگاهی و زوایای پنهان و ناشناختۀ روان آدمی علاقه داشت. فروید به کاوش و پژوهش در این قلمرو پرداخت و آرتور شنیتسلر به ترسیم هنرمندانۀ آن دست زد. آنها کارهای یکدیگر را با دقت و علاقه دنبال میکردند؛ و از همه مهمتر: هر دو جامعه را خاستگاه ناراحتیهای روحی و بستر نا بسامانیهای روانی میدیدند.
آرتور شنیتسلر در ۱۵ مه ۱۸۶۲ در خانوادهای کمابیش مرفه زاده شد. پدرش در وین پزشکی نامور بود و او نیز به تحصیل پزشکی پرداخت.
"زیگموند فروید و آرتور شنیتسلر کارهای یکدیگر را با دقت و علاقه دنبال میکردند؛ و از همه مهمتر: هر دو جامعه را خاستگاه ناراحتیهای روحی و بستر نا بسامانیهای روانی میدیدند."
در سال ۱۸۸۵ تحصیل پزشکی را به پایان رساند و چند سالی در کلینیک پدر به کار طبابت مشغول شد، اما کشش و علاقه اصلی او به سوی ادبیات بود، که در آن هیچ آموزشی ندیده، اما قریحه و استعدادی بینظیر داشت.
آرتور شنیتسلر تا حدود سال ۱۸۹۵ به کار پزشکی ادامه داد، اما کار ادبی هر روز جای بیشتری در زندگی او باز کرد تا سرانجام تمام آن را فرا گرفت. در ۳۵ سالگی یک پزشک معمولی بود، اما نام او به عنوان نویسندهای توانا به سر زبانها افتاده بود. با وجود این شهرت، "سرآمدان فرهنگی" همواره به آثار او با تردید مینگریستند، آنها را مروج "هرزگی و انحراف اخلاقی" میدانستند.
آرتور شنیتسلر بیش از بیماریهای جسمی به دردها و ناهنجاریهای روانی علاقهمند بود و تلاش میکرد راز ناراحتیهای درونی افراد را دریابد و آنها را در داستانها و نمایشنامههای خود بازتاب دهد.
آرتور شنیتسلر در دوره گذار قرن نوزدهم به بیستم میزیست. دورانی فرو میمرد تا دورانی تازه فرا روید. در اتریش که فخر و شکوه گذشته سپری شده بود، شرایطی دوگانه حاکم بود: سردمداران جامعه با گرایش به محافظهکاری سیاسی، پاسدار اخلاقیات و معنویات کهن بودند، و در برابر آنها نیروهای تازهای سر بر آورده بودند که نظم و دنیایی نو میخواستند.
پیشرفت ترتیبات دموکراتیک با گسترش آزادیهای فردی، به معنای برانداختن هنجارها و ارزشهای کهنه بود. اذهان آگاه و بیدار به روشنی میدیدند که زیر سرپوش "اخلاق مسلط" انبوهی از دملهای چرکین لانه کرده است که مایه رنج و پریشانی است.
موتور محرکۀ بسیاری از روایتهای شنیتسلر، لحظهای است که "قهرمان" در مییابد اخلاقیات مسلط روح و روان او را در فشار قرار داده، تمایلات و غرایز طبیعی او را "سرکوب" میکند. در این مقطع میان غرایز درونی، به ویژه رانشهای جنسی با هنجارهای حاکم برخوردی شدید در میگیرد، که معمولا به شکست و نابودی قهرمان منجر میشود.
شنیتسلر با جسارتی بیاندازه و با تکیه بر طنزی رندانه نشان داد که بسیاری از هنجارها و رفتارهای جنسی در ژرفای نهاد آدمی مکنون است. تلاش جامعه در انکار یا سرکوب این غرایز به رواننژندی و ناراحتی روحی میانجامد. جامعه باید به جای انکار این امیال با آنها با شناخت علمی برخورد کند.
آشنایی با پژوهشها و آموزههای فروید در باروری دیدگاه هنری آرتور شنیتسلر بسی مؤثر بود. فروید نشان داده بود که عرصۀ گستردهی ناخودآگاه، جولانگاه غرایز و امیال سرکشی است که به فرمان "خود برتر" به نهانگاه روان آدمی روانه و انبار میشوند. آرتور شنیتسلر، چنانکه فروید نیز در ستایش او گفته است، میکوشید بر بخشی از این دنیای تیره و ظلمانی پرتوی روشن بیفکند.
"استنلی کوبریک، سینماگر نامی امریکایی، در سال ۱۹۹۹ آخرین فیلم خود به نام "چشمان کاملا بسته" را بر پایه "داستان رؤیا"ی آرتور شنیتسلر کارگردانی کرده است. در این فیلم رابطه پیچیده یک زوج جوان با رویکردی فرویدی کاویده و در نهایت "درمان" میشود."
آرتور شنیتسلر در ۲۱ اکتبر ۱۹۳۱ در وین درگذشت.
آرتور شنیتسلر نویسندهای پرکار بود و آثاری فراوان خلق کرد، هرچند در میان آثار پرمایه و گوناگون او رمانهای بزرگ و پرحجم وجود ندارد.
آرتور شنیتسلر با مسائل اجتماعی و معضلات روحی جامعه درگیر بود و به ویژه لایههای متوسط شهرنشین زندگی خود را در آینه آثار او میدیدند.
او به بالندگی و پرورش آزادانه جسم و روح آدمی معتقد بود. گرایشهای "ملی" و تعصبات قومی و نژادی را به مسخره میگرفت. در زمانهای که برتریجویی در اروپا سکه رایج بود و میرفت تا جهان را به کام یک جنگ جهانی فرو برد، او جنگ را به عنوان "حماقت بیکران" رد کرد. او به دستاوردها و پیشرفتهای دنیای "مدرن" نیز با ناباوری نگاه میکرد. بیجهت نبود که بسیاری از منتقدان او را با انگ "نیهیلیست" (هیچ باور) میکوبیدند.
یکی از نخستین آثار برجسته آرتور شنیتسلر داستانی است به نام "ستوان گوستل" که در آن بر پایه تجارب شخصی در "خدمت نظام" به نقد زندگی ارتشی پرداخته است. او در قالب یک "مونولوگ" یا تکگفتار درونی، خاطرات و تألمات راوی داستان را بازگو میکند.
در این داستان یک ستوان ارتش که به تعصبات اخلاقی کمترین اعتقادی ندارد، به دام باورها و تعصباتی میافتد که جامعه به او تلقین کرده است. این اثر را میتوان یکی از نخستین نمونههای موفق سبک معروف به "سیلان ذهن" دانست.
داستان "فرویلاین الزه" (یا دوشیزه الزه) نیز در قالب یک "مونولوگ" یا تکگفتار نوشته شده است. این اثر در سال ۱۹۲۴ و زمانی خلق شد که آرتور شنیتسلر در اوج شهرت بود. داستان در مدتی کوتاه به محبوبیتی فراوان رسید و در سال ۱۹۲۹ فیلمی صامت از روی آن ساخته شد که شنیتسلر آن را دید و بسیار پسندید. اما معروف است که پس از تماشای فیلم با نقشآفرینی الیزابت برگنر، بازیگر اتریشیتبار بریتانیایی، گفته بود: «ولی این که الزه من نبود!»
آثار داستانی و نمایشی آرتور شنیتسلر به خاطر توصیف موقعیتهای تنشآلود و ترسیم شخصیتهای جاندار و زنده دستمایهای غنی برای کارگردانان سینما و تئاتر بوده است. آرتور شنیتسلر هنوز زنده بود که از روی برخی از کارهای او توسط سینماگران اروپایی و هالیوود فیلمهای سینمایی تهیه شد.
یکی از اولین و مهمترین آثار نمایشی آرتور شنیتسلر "بازی عشق" نام دارد که به سال ۱۸۹۵ در وین به روی صحنه رفت. در این نمایشنامه دو گونه برداشت از "عشق" در برابر هم قرار میگیرند. یک افسر جوان با احساسات دختری "بازی" میکند، در حالیکه دختر واقعا به او دل باخته است. وقتی افسر به دنبال رابطهای "نامشروع" در یک دوئل به قتل میرسد، دختر پس از شنیدن خبر مرگ او خودکشی میکند.
به سال ۱۹۱۳ سینماگری دانمارکی بر پایه این داستان تراژیک فیلمی صامت ساخت. این اولین برگردان سینمایی از آثار شنیتسلر بود.
در سالهای بعد دو فیلم دیگر بر پایه این نمایشنامه تهیه شد: به سال ۱۹۳۳ مارسل اوفولس، سینماگر برجسته فرانسوی - آلمانی فیلمی کارگردانی کرد که در آن نقش اصلی را ماگدا اشنایدر ایفا کرده است.
در سال ۱۹۵۸ پیر گاسپار ویت، کارگردان فرانسوی ورسیون تازهای از این فیلم ساخت به عنوان "کریستین". طرفه آن که در این فیلم نقش اصلی را رومی اشنایدر ایفا کرده است، یعنی دختر ماگدا اشنایدر.
و نکته جالب دیگر این است که نمایشنامه "بازی عشق" در سال ۱۳۴۰ توسط شاهین سرکیسیان، کارگردان نامی تئاتر، با بازیگران "گروه تئاتر ارمن" در تهران به روی صحنه رفت. این احتمالا نخستین اجرای اثری از آرتور شنیتسلر در ایران بود.
نمایشنامه "چرخ فلک"، ساختار دورانی جالبی دارد و ماجراهای عشقی ده زن و مرد را در ده صحنه روایت میکند. نمایش روایت رشتهای پیوسته از "عشقهای هوسآلود" است که در آنها دلدادگان از احساسات عاشقانه در سوز و گداز هستند، اما یکسره با فریب و دروغ، زیرا همه در نهان سرگرم "خیانت" هستند. نمایش لحنی شوخ و شاد دارد و نویسنده در "شهوترانی" آنها هیچ اشکالی نمیبیند!
"چرخ فلک" یکی از جنجالیترین نمایشنامههای تاریخ تئاتر است که اجرای آن در همه جا "رسوایی و فضیحت" فراوان به دنبال داشت.
آرتور شنیتسلر این اثر را در سال ۱۹۰۰ با هزینه شخصی در تنها ۳۰۰ نسخه منتشر کرد. اثر بلافاصله با اعتراض محافل "اخلاقی" روبرو شد، که نویسنده را از هر طرف به باد فحش و ناسزا گرفتند. ارباب شریعت و اخلاق گفتند که نویسنده به تبلیغ "روابط نامشروع" پرداخته است.
"چرخ فلک" نخست در پایان سال ۱۹۲۰ در برلین و در سال ۱۹۲۱ در وین به روی صحنه رفت؛ دستاندرکاران اجرا در هر دو جا تحت تعقیب قانونی قرار گرفتند. شنیتسلر برای پرهیز از جار و جنجال بیشتر، اجرای نمایش را ممنوع کرد. این ممنوعیت تنها در سال ۱۹۸۲ برداشته شد.
بر پایه نمایشنامه "چرخ فلک"، باله، اپرا و شش فیلم سینمایی تهیه شده است، که به ویژه دو فیلم اهمیت و معروفیت بیشتری دارند:
در سال ۱۹۵۰ مارسل اوفولس فیلمی کارگردانی کرد که در آن سیمون سینیوره، سرژ رژیانی، دانیل داریو و ژان لویی بارو بازی دارند. در سال ۱۹۶۴ روژه وادیم، سینماگر فرانسوی، فیلم تازهای ساخت با هنرنمایی آنا کارینا، موریس رونه، جین فوندا، ژان کلود بریالی و... هر دو فیلم با سانسور و در مواردی با توقیف روبرو شدند.
نمایشنامه "چرخ فلک" در اوایل دهه ۱۳۵۰ خورشیدی در ایران پیش از انقلاب در "كارگاه نمایش" به روی صحنه رفت، اما "جنجال" قابلذکری به دنبال نداشت.
""چرخ فلک" نخست در پایان سال ۱۹۲۰ در برلین و در سال ۱۹۲۱ در وین به روی صحنه رفت؛ دستاندرکاران اجرا در هر دو جا تحت تعقیب قانونی قرار گرفتند. شنیتسلر برای پرهیز از جار و جنجال بیشتر، اجرای نمایش را ممنوع کرد. "
ترجمه فارسی نمایشنامه "چرخ فلک" توسط محمدعلی صفریان و صفدر تقیزاده در سال ۱۳۴۵ به زبان فارسی منتشر شد.
صادق هدایت، نویسنده ایرانی، به احتمال قوی نخستین بار اثری از آرتور شنیتسلر را به زبان فارسی برگرداند. این اثر داستانی بود به نام "کور و برادرش" که در مجموعه داستان "دیوار" منتشر شد.
نعمت حقیقی که بیشتر به عنوان فیلمبردار شهرت دارد، در سال ۱۳۵۶ از روی این داستان فیلمی ۴۴ دقیقهای برای "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" کارگردانی کرد، که روی آن عنوان "سکه" گذاشت.
این داستان در سالهای اخیر با عنوان اصلی "جرونیموی کور و برادرش" توسط نسرین شیخنیا به فارسی ترجمه شده و در کتاب "گریز به تاریکی" آمده است. (نشرماهی، نشر ۱۳۸۶)
استنلی کوبریک، سینماگر نامی امریکایی، در سال ۱۹۹۹ آخرین فیلم خود به نام "چشمان کاملا بسته" را بر پایه "داستان رؤیا"ی آرتور شنیتسلر کارگردانی کرده است. در این فیلم رابطه پیچیده یک زوج جوان با رویکردی فرویدی کاویده و در نهایت "درمان" میشود.
"داستان رؤیا" به تازگی در ایران منتشر شده است، در کتاب زیر: "بازی در سپیده دم و رؤیا" ترجمه علی اصغر حداد، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۹.
در سالهای پیش برخی از آثار دیگر آرتور شنیتسلر نیز به فارسی در آمده است: "بئاتریس"، "مردهها سکوت میکنند"، "خودشیفتگی آناتول" و...

نقاش جلوه هایی از روح و روان انسان ها را با استفاده از رنگ، اشکال و خطوط مورب، منحنی و تو در تو به تصویر کشیده است
نمایشگاهی به نام "عریان، بازتابی در چشم انداز روح" در "گالری مارکت استریت" در شهر ساحلی "ونیس" در حومه لس آنجلس به مدت سه هفته (از ۱۹ آوریل تا ۱۰ مه) آثار نقاشی هنرمند ایرانی،"فرید کیا" را به نمایش گذاشت.
این آثار نقاشی که در ابعادی عظیم بر دیوارهای "گالری" آویخته شده، در نگاه اول خوف آور و ترسناک به نظر می رسد اما نقاش از طریق هنر چهره نگاری (پرتره) توانسته است جلوه هایی از روح و روان انسان ها را با استفاده از رنگ، اشکال و خطوط مورب، منحنی و تو در تو به تصویر بکشد و با نمایاندن سیما و حرکات ویژه چهره افراد بر روی بوم، تماشاگر را به درون احساسات بشری هدایت کند.
آقای "کیا" زاده ایران است و در ۱۲ سالگی به همراه خانواده خود به لس آنجلس نقل مکان کرده است. او زبان نقاشی را از راه تجربه با رنگ ها و حرکت قلم مو فراگرفته است.آثار اولیه "کیا" را پرتره های کوچک مملو از لایه های رنگ با استفاده از ضربه های کاردک نقاشی تشکیل می دهند.
برخی از این آثار هم بر روی دیواری جدا گانه در"گالری" به نمایش گذاشته شده اما این نقاشی های بزرگ تر از سری کارهای تازه "فریدکیا" است.آثاری که از فلسفه عیب جویی و بدگمانی که هنر نقاشی "پرتره" امروز را تحت تاثیر قرار داده دوری جسته و در عوض تمرکز خود را بر روی نمایش احساسات زیرپوستی موضوع نقاشی، قرار می دهد.
فرید کیا می گوید: "در این سری تازه از کارهایم می خواستم فقط یک حس خاص را در هر یک از این موضوع ها نشان بدهم."

نقاشی های "فرید کیا" با محیط اطراف خود در تضاد قرار درند
او می گوید:"وقتی جلوی این پرتره ها می ایستید و به آن ها نگاه می کنید، ممکن است احساس کنید که این آن ها هستند که به شما خیره شده اند. برای لحظاتی ممکن است این حالت، یک احساس سودایی و عجیب در تماشاگر بوجود بیاورد. اما در حقیقت معلوم نیست چقدر از این احساسات مالیخولیایی را پرتره به تماشاگر القا کرده و چقدر از این احساسات از درون خود تماشاگر برخاسته است."
در اینجاست که تماشاگر نیاز پیدا می کند تا یک بار دیگر و این بار با دقت بیشتری پرتره های غیر متعارف "فرید کیا" را تماشا کند.
پرتره ای به نام "تسلیم" از روی عکس کوچکی در یک مجله که یک بیمار سرطانی را در حال معاینه پزشکی نشان می دهد برداشته شده است: "هر انسانی چه جوان و چه پیر، در یک مقطع از زندگی خود این مسئله را قبول می کند که فانی است. در اینجا این بیمار سرطانی هم انگار ناگهان این حس را قبول کرده و من هم صرفا خواسته ام این حالت قبولی و تسلیم را بدون هرگونه حس خشم یا افسردگی به نمایش بگذارم."
نقاشی دیگر نمایشگاه از روی یکی از معروف ترین پرتره های "پابلو پیکاسو" نقاش اسپانیائی کشیده شده است. "کیا" این اثر را نوعی تجلیل از هنرمندی که آثارش تاثیر زیادی بر کارهای او داشته می داند. این "پرتره" صورت تحریف شده "پیکاسو" را با چشم هایی که به ما نگاه نمی کنند نشان می دهد.
آقای کیا می گوید: "پیکاسو هنرمندی بود که شاید هیچکس دیگری به غیر از خودش را قبول نداشت. او فقط و فقط به خودش و کارش فکر می کرد، در عین حال آدم سررشته داری بود. همانطور که از چشم های این اثر پیداست پیکاسو همیشه به جایی در آینده نگاه می کرد و به دنیای خاص خودش در قلمروی دیگری تعلق داشت. قلمرویی که برای ما ناشناخته باقی خواهد ماند."
نکته جالب، تضاد غریبی است که بین نقاشی های روحی، روانی "فرید کیا" و محیط اطراف آن یا جامعه سرد و بی احساس شهر لس آنجلس وجود دارد: "شاید این نقاشی ها به ما نشان می دهند که چگونه هر روز نسبت به دردها و رنج های دیگران بی تفاوت ترمی شویم."

براساس آمار تعداد افراد میانسالی که بر اثر ابتلا به سرطان در بریتانیا جان خود را از دست میدهند به کمترین میزان رسیده است.
آمار نشان میدهد تعداد افراد ۵۰ سالهای که بر اثر ابتلا به سرطان در بریتانیا جانشان را از دست میدهند؛ به کمترین میزان ثبت شده رسیده است.
مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا اعلام کرده که آمار مرگ میر بر اثر این بیماری بین سنین ۵۰ تا ۵۹ سال حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.
براساس این آمار در سال ۱۹۷۱ بیش از ۲۱ هزار و ۳۰۰ بیمار مبتلا به سرطان جان سپردند اما این آمار در سال ۲۰۱۰ به کمتر از ۱۴ هزار نفر رسیده است.
این مرکز خیریه دلیل کاهش آمار مرگ و میر را مراقبت، درمان و کاهش مصرف سیگار بین افراد عنوان کرده است.
این در حالیست که سیگار همچنان یکی از مهم ترین عوامل ابتلا به سرطان و تنباکو عامل ایجاد یک پنجم از انواع سرطان ها در دنیاست. به بیان دیگر تنباکو عامل ایجاد شش هزار مورد سرطان در سال است.
براساس آمار منتشر شده موارد دیگر که احتمال ابتلا به سرطان را افزایش میدهد مصرف الکل و رژیم غذایی نامناسب (نخوردن میوه، سبزیجات) است که این عوامل میتواند موجب ۳۵ هزار مورد ابتلا به سرطان در سال شود.
متخصصان بر این باورهستند که حدود نیمی از سرطانها به دلیل نوع و نحوه زندگی افراد است.
سرطانهای ریه، معده و نوعی از سرطان خون به نام "هادکین لنفوم" از جمله سرطانهایی هستند که آمار مرگ و میر بر اثر آنها در میان مردان۵۰ ساله کاهش یافته است.
در میان زنان میانسال نیز آمار مرگ و میر ناشی از سرطانهای معده، رحم، روده و نوعی از سرطان خون به نام "هادکین لنفوم" کاهش یافته است.
پروفسور پیتر جانسون از مرکز تحقیقات سرطان بریتانیا میگوید:" برای نخستین بار در چهار دهه آمار مرگ بیماران مبتلا به سرطان بین سنین ۵۰ تا ۵۹ سال به کمتر از ۱۴ هزار مورد در سال رسیده است. این خبر مشوق همه دستاندرکاران این حوزه است و نشان میدهد که پیشرفت فوق العادهای در این حوزه داشتیم. کاهش استعمال سیگار در میان افراد حرکت بسیار بزرگی است. ما همچنین در تشخیص اولیه سرطان و درمان آن از طریق جراحی، رادیوگرافی یا شیمی درمانی وضعیت بهتری پیدا کردهایم."
اما متخصصان میگویند :هنوز باید کارهای زیادی انجام شود تا سرطان به بیماری تبدیل شود که مردم با آن زندگی کنند و نه اینکه از ابتلا به آن بمیرند.





به گزارش گروه خواندنی های باشگاه خبرنگاران، پدیده دوپینگ از جمله معظلات امروز ورزش جهان است که هر از چندگاهی باعث به وجود آمدن رسوایی های گسترده ای در جهان ورزش می شود. با توجه به نزدیک شدن به مسابقات المپیک 2012 لندن قصد داریم تا شما را با تعدادی از ورزشکاران معروفی که به دلیل دوپینگ مدال المپیکی خود را از دست دادند آشنا کنیم.
بن جانسون ـ کانادا
این دونده سیاه پوست کانادایی که متولد کشور جامائیکا است یکی از موارد مشهور دوپینگ است. این ورزشکار در دهه 80 میلادی در تیم ملی دو ومیدانی کانادا عضو بود و در بازی های المپیک 1984 موفق شد تا یک مدال برنز در رقابت 4 در 100 متری انفرادی و همچنین مسابقات تیمی کسب کند. در فاصله این بازی ها تا المپیک 1988 وی توانست رکوردهای بسیاری را در ورزش دو ومیدانی ثبت کند.
او در این سالها رقابت شدیدی را با " کارل لویس" دونده آمریکایی داشت و لویس آمریکا به نوعی به دوپینگ کردن وی مشکوک بود. در مسابقات المپیک سال 1988 لویس در 100 متر اول اول شد اما نهایتا این جانسون بود که مدال طلا را به دست آورد. اما سه روز بعد ماده ممنوعه " Stanozolol " در نمونه ادارا جانسون کشف شد و مدال وی از او گرفته شده و از ورزش محروم شد. وی در سال 1991 میلادی دوباره به ورزش بازگشت اما مجددا به دلیل دوپینگ محروم شد.
اولگ مدوتسا
این ورزشکار روسی در رشته ترکیبی اسکی – تیراندازی فعالیت می کند. وی در المپیک زمستان سال 2002 میلادی در شهر سایت لیک آمریکا مدال طلا در رشته اسکی - تیراندازی 10 کیلومتر را کسب کرد. وی در همین مسابقات در مسابقه تیمی 4 دوره 7.5 کیلومتری مدال برنز را کسب کرد. وی در مسابقات المپیک زمستانی تورین در سال 2006 نیز شرکت کرده و توانست در رشته 15 کیلومتر انفرادی زنان به مدال نقره دست پیدا کند.
در آزمایش به عمل آمده از وی در این مسابقات ماده محرک " carphedon " در نمونه های وی پیدا شد. این حادثه منجر به گرفتن مدال و محرومیت دوم ساله برای او شد. اما کمیته ملی المپیک روسیه اعلام کرد که این ماده به بخشی از دارویی بوده است که توسط پزشکان برای درمان مصدومیت پای او به وی داده شده است. این ادعا تایید شد و پزشک مورد نظر دو سال معلق و شرکت دارو ساز نیز یک اخطار دریافت کرد. وی در مسابقات المپیک زمستانی 2010 در ونکور به میدان بازگشت و توانست در رشته 4 در 6 کیلومتر یک مدال طلا کسب کند.
هانس گونار لیجینوال
این ورزشکار سوئدی به نوعی اولین مورد مثبت دوپینگ پس از تشکل کمیته بین المللی دوپینگ در سال 1967 میلادی بوده است. او که در رشته 5 گانه " دوندگی در شرایط سخت ، سوارکاری، تیراندازی، شنا و شمشیر بازی" فعالیت داشت در المپیک سال 1964 در شهر توکیو به مقام سوم دست پیدا کرد. در سال 1968 و در جریان بازی های المپیک در مکزیکو سیتی این ورزشکار به همراه تیم سوئد در رشته 5 گانه شرکت کرد و با وجود این که اعضای این تیم موفق شدند تا در این 5 رشته مدالهای مختلفی را کسب کنند اما در نهایت مدالهای تمام اعضای این تیم پس گرفته شد. در آزمایشات به عمل آماده مشخص شده است از " لیجینوال" مشخص شد که وی الکل مصرف کرده است. این مسئله باعث شد تا خود وی علاوه بر از دست دادن مدال محروم شود و سایرین نیز تنها مدال خود را از دست دادند.
ماریان جونز
این زن دونده آمریکایی یکی دیگر از موارد معروف دوپینگ در مسابقات المپیک است. او از ابتدای دهه 90 و در سنین جوانی در مسابقات مختلفی در سطح مدارس و دانشگاه های آمریکا شرکت کرد و سپس در طول سالهای بعد توانست در مسابقات جهانی شرکت کرده و توانست در مسابقاتی در اسپانیا و کره جنوبی مدالهای طلا و نقره را کسب کند. اما در سال 2000 و در جریان المپیک سیدنی بود که او سقوط کرد. در این زمان بود که همسر وی " سی جی هانتر" که یک پرتاب گر وزنه است اعتراف کرد که ماریان و خود او در جریان بازی های سال 2000 از ماده ممنوعه " steroids " استفاده می کردند. این مسئله باعث شد تا تمامی مدال های وی ضبط شده و او محروم شود. وی دیگر به میادین ورزشی بازنگشت.
آرا آبراهامیان
این کشتی گیر ارمنی الاصل با پیراهن تیم ملی کشتی فرنگی سوئد به میدان رفته است. او از سن 8 سالگی تمرین کشتی را در کشور ارمنستان آغاز کرد و در مسابقات زیادی در کشورش مقام اول را کسب کرد. در سال 1994 وی به کشور سوئد مهاجرت کرده و با پیراهن تیم ملی این کشور به میدان رفت. در طول مسابقات المپیک سال 2000 در سیدنی وی مکانی بهتر از ششم را بدست نیاورد.در سال 2001 میلادی وی توانست تا یک مدال طلا از مسابقات جهانی یونان بدست آورد.
مدال طلای بعدی در جریان مسابقات جهانی سال 2002 در روسیه بدست آمد. پس از آن و قبل از مسابقات یونان تمامی مدالهای او نقره و برنز بوده است. در ماسبقات المپیک 2008 چین او مقام سوم را بدست آورد. نکته جالب این است که او دوپینگی نبود اما به او به همراه مربی خود به داوری اعتراض کردند. این اعتراض مورد پذیرش واقع نشد و او در زمان مراسن اهداء مدال ، نشان برنز خود را از گردن درآورده و بر روی سکو قرار داد و بدون مدال سکو را ترک کرد. او و مربی خود به دلیل این اقدام دو سال محروم شد. این محرومیت یک سال بعد برداشته شد.
آلین بکستر
این اسکی باز بریتانیایی یکی دیگر از ورزشکاران دوپینگی در لیست ما است. او که متولد اسکاتلند است در سال 1991 و در حالی که تنها 16 سال سن داشت برای عضویت در تیم اسکی آلپاین انگلستان انتخاب شد. او با وجود سن کم توانست در تیم اسکی انگلستان پیش رود او جایگاه خود را تثبیت کند. در سال 2002 و در جریان رقابتهای المپیک زمستانی سالت لیک سیتی او توانست برای اولین بار بریتانیا را صاحب یک مدال در این رشته کند. او جایگاه سوم را کسب کرده بود.
او پس از بازگشت به کشورش با خبری از طرف کمیته ملی المپیک رو به رو شد که بر اساس آن نمونه آزمایش دوینگ او مثبت بوده و حاوی ماده " methamphetamine " بوده است. او مجبور شد که مدال خود را بازگرداند. وی در تلاش برای اثبات بی گناهی خود اعلام کرد که در زمان حضور در آمریکا از یک داروی مسکن استنشاقی ساتفاده کرده است که ظاهرا حاوی این ماده بوده است. او اعلام کرده است که از وجود این ماده در مدل آمریکایی بی اطلاع بوده است. نهایتا این ادعا پذیرفته شد و وی تنها 3 ماه از ورزش حرفه ای منع شد.
جیم تورپ
این پرتاب دونده آمریکایی یکی دیگر از موارد عجیب در لیست ما است. او در مسابقات المپیک سال 1912 در سوئد در رشته های پرتاب دیسک، 5 گانه استقامت و پرش طول شرکت کرد. او در 5 گانه مورد نظر مدال طلا را کسب کرد. بعد از اتمام مسابقات در سال 1913 قوانینی تصویب شد که بر اساس آن افرادی که سابقه ورزش حرفه ای داشته و یا معلم ورزش بودند و یا از ورزش پولی بدست می آوردند نمی توانند در مسبقات شرکت کنند. این مسئله باعث شد تا مدالهای تعداد زیادی از ورزشکاران از جمله تورپ که در لیگ سال 1910 – 1909 در رشته بیسبال بازی کرده بود گرفته شود.
www.yjc.ir



اینترنت نه تنها امروزه در زندگی روزمره جای خود را دارد، بلکه حتی قادر به تغییر شیوهی تدریس در دانشگاهی در آلمان نیز بوده است. دانشجویان دانشگاه ماربورگ کمتر به کلاس میروند و اینترنتی آموزش میبینند.
دانشجویان رشتهی زبانشناسی انگلیسی به رفتن به کلاسهایی که استادشان در آن سخنرانی میکند، نیازی ندارند. آنها این امکان را دارند که در خانهی خود با رفتن بر روی سایت مرتبط، مطالب درسی را دنبال کنند.
"دانش بشریت در اینترنت"
پروفسور هاندکه (Handke) که در دانشگاه ماربورگ زبانشناسی انگلیسی تدریس میکند، سخنرانی درسی خود را انجام میدهد؛ با این تفاوت که مخاطب او دانشجویان نیستند، بلکه یک دوربین فیلمبرداری است. او در مقابل یک تختهی سفید رنگ که به آن "تختهی تعاملی" نیز گفته میشود میایستد و مطالب خود را بیان میکند. پس از آنکه پروفسور هاندکه تمام مطالب خود را تهیه کرد، آنها را در اینترنت میگذارد.

پوفسور هاندکه در حال تهیه مطالب بر روی "تختهی تعاملی"
واژهی تعاملی به این دلیل به کار میرود، زیرا دانشجویان میتوانند ویدئوهایی را که این استاد در شبکههایی مانند "یوتیوب" گذاشته است، را تماشا کنند و درس یاد بگیرند. به گفتهی پروفسور هاندکه، اینترنت از اهمیت بسیاری برخوردار است، به این دلیل ساده که "تمام دانش بشری در اینترنت موجود است".
روشی وارداتی از شمال آمریکا
از این روش آموزشی برای اولین بار در شمال آمریکا استفاده شده است. اسم این شیوه در آنجا „Inverted Classroom“ است؛ به معنای "کلاس وارونه". به عقیدهی پروفسور هاندکه، این روش تدریس یک مزیت بزرگ دارد و آن هم این است که هر دانشجویی این امکان را دارد که با سرعت درسها را در هر زمان و مکانی در دنیا دنبال کند.
از دید دانشجویان، این نوع تدریس یک مزیت دیگر نیز دارد. برای آنها بسیار مفید است که میتوانند مطالبی که به طور ذهنی دریافت نکردهاند، را عقب و جلو کنند و از نو فرا بگیرند.
ضرورت ادامه ارتباط شخصی
این درست است که در دانشگاه ماربورگ روش تدریس اینترنتی جایگاه خود را پیدا کرده است، با وجود این، رابطهی شخصی بین دانشجو و پروفسور همچنان لازم تلقی میشود. دلیل این امر آن است که تمرین مشترک به طور حضوری بین دانشجو و پروفسور هنوز از اهمیت خاصی برخوردار است.
مطالبی که دانشجویان در اینترنت میآموزند، در چنین کلاسهایی عمیقتر میشوند. اینجاست که نقش استاد دانشگاه نسبت به دانشجویان تغییر میکند. او دیگر بیشتر همراه آنهاست تا معلمشان.
|
پژوهشگران استرالیایی معتقدند که اثر گلخانهای، باعث سرعت دوبرابر چرخه آب می شود. چرخه آب پدیدهای جهانی است که شامل ریزش باران بر سطح زمین، بخار شدن آب و بارش دوباره باران میشود.
محققان «سازمان پژوهش صنعتی و علمی کشورهای مشترک المنافع» نتیجه تحقیقات خود را در مجله «ساینس» چاپ کردند.
افزایش سرعت چرخه آب، در بارش و تبخیر تغییر ایجاد کرده و درنتیجه شوری آب اقیانوسها افزایش یافته است. محققان با آزمایش نمونههای آب اقیانوس به این نتیجه دست یافتهاند. داده های وضعیت اقیانوس در مدت ۵۰ سال، مقایسه شدند. پی آمدهای این پدیده مختص اقیانوسها نیست بلکه بر روی زمین نیز تاثیر خواهد داشت.
با خشک شدن بیشتر زمین های کشاورزی قابلیت رشد محصولات در این مناطق کاهش یافته و تاثیر منفی خود را بر امنیت و ذخیره غذایی خواهد گذاشت.
دانشمندان برای نظارت بر این روند، راهنماهای شناور متعددی را در اقیانوس قرار دادهاند. به این ترتیب وضعیت اقیانوسها هم زمان پیگیری خواهد شد.
دانشمندان آمریکایی در خرابههای یک شهر باستانی در گواتمالا قدیمیترین تقویم مایاها را کشف کردند. در این تقویم که شامل ۷ هزار سال آینده میشود، پیشگویی "پایان جهان در سال ۲۰۱۲ " بازتابی ندارد.
باستانشناسان آمریکایی در خانهای در ویرانههای شهر شولتون (Xultun)، از شهرهای مایاها در گواتمالا تقویمی نجومی پیدا کردند که قدیمیترین تقویم کشفشده از این دست است.
این تقویم به قرن نهم تعلق داشته و از دیگر تقویمهای کشفشده مایاها صدها سال قدیمیتر است.
در این تقویم ۷ هزار سال آینده بر خلاف پیشگوییهایی از این دست "دسامبر ۲۰۱۲ را پایان دنیا تلقی نمیکند."
طبق گزارشی که روز جمعه (۱۱ مه/ ۲۲ اردیبهشت) از سوی تیم تحقیقاتی دانشگاه نیوهامپشایر (New Hampshire) به سرپرستی ویلیام ساتورنو (William Saturno) در مجله علمی ساینس به چاپ رسیده، در سال ۲۰۰۵ در چند کیلومتری شهر شولتون در سان بارتولو (San Bartolo) اولین حکاکیها کشف شد.
اما سرنخ کشف جدید مربوط به سال ۲۰۱۰ میشود. در آن زمان خانهای در شهر شولتون پیدا شد که با انبوهی از گیاهان پوشیده شده بود. بیرون آوردن این خانه و دسترسی به حکاکیهای درون آن تا کنون طول کشیده است.
مایاها به طور معمول سقف ساختمانها را ویران کرده و بر ویرانه ساختمانها بناهای جدیدی میساختند. اما این خانه با دیگر خانهها متفاوت بود. در اصلی خانه را با مادهای پر کرده بودند. باستانشناسان هنوز علت این کار را درنیافتهاند اما گمان بر این است که این کار باعث میشد که دست کم نقاشیهای روی دیوار بیش از ۱۰۰۰ سال باقی مانده و از بین نرود.

تشریح ساختمان کشفشده
شبکه خبری "بی بی سی" با استناد به اظهارات باستانشنان نوشته است: «۳ دیوار از ۴ دیوار و همچنین سقف ساختمان وضعیت خوبی دارد.»
در تصاویر برداشتهشده از این ساختمان دیوارهایی دیده میشود به پهنای ۲ و ارتفاع ۳ متر. بخش عمده کف ساختمان را نیز سکوهای سنگی پوشانده است.
بر دیوار شرقی تصاویر چند انسان در حالت نشسته در اندازههای طبیعی با جامههایی سیاه و سرهایی مزین را میتوان دید که همه آنها به سوی دیوار شمالی نگاه میکنند. بر دیوار شمالی شخصی دیده میشود که مزینتر است و حکاکی آن نیز پیچیدهتر از دو نفر اول است.
این شخص ابزار حکاکی به دست دارد که متوجه تصویر پیچیده دیگری است که ویلیام ساتورنو، سرپرست این تیم تحقیقاتی تصور میکند، این تصویر باید پادشاه شولتون و یکی از خدایان مایاها باشد.

بر دیوارهای درونی ساختمان همراه با این تصاویر میتوان نقوش، فهرستهای نجومی و لوحهای دیگری را دید.
ویلیام ساتورنو، باستانشناس دانشگاه بوستون آمریکا معتقد است که این تقویمهای نجومی شامل تقویم ۲۶۰ روزه مراسم آیینی، تقویم خورشیدی ۳۶۵ روزه و همچنین یک دوره سالانه ۵۸۰ روزه متعلق به سیاره ونوس و یک دوره ۷۸۰ روزه متعلق به سیاره مریخ و تقویمهایی متعلق به مراحل مختلف کره ماه میشود.
«نشانی از اینکه ۲۰۱۲ پایان دنیا است دیده نمیشود»
ساختمان مکشوف در شهر شولتون نخستین مکانی است که با در بر داشتن تمامی محاسبات چرخههای شناختهشده مایاها تقویمی ارائه میدهد که ۷ هزار سال آینده در آن گنجانده شده است. در حقیقت چرخههای کشف شده شامل ۲ و نیم میلیون روز میشود.
تقویم جدید بر این "برداشت که دنیا در ۲۰۱۲ پایان مییابد خط بطلان میکشد" و حاکی از آن است که دنیا بعد از سال ۲۰۱۲ نیز به هستی خود ادامه خواهد داد.
ساتورنو در این باره گفته است: «مایاهای قدیم پیشبینی میکردند که جهان در ۷ هزار سال آینده نیز تداوم خواهد داشت.»
قرار است یافتههای جدید در ماه ژوئن در مجله "نشنال جئوگرافیک" منتشر شود.
کریس جیمز پس از اینکه در مدت بیست سال تدریجا بینایی خود را از دست داد، فرصتی دوباره برای دیدن پیدا کرده است. او از نوعی بیماری چشمی، موسوم به «رتینیس پیگمنتوسا» رنج میبرد.
کریس جیمز یکی از بیمارانی است که در یک طرح آزمایشی کاشت «چشم بیونیک» در بیمارستان جان ردکلیف آکسفورد در بریتانیا شرکت کردند.
هنگام یک عمل جراحی، یک تراشه در مغز شخص نابینا کاشته میشود. این تراشه، نور وارد شده از طریق چشم را به پیامهای الکتریکی تبدیل میکند تا مغز بتواند آنها را به عنوان تصویر، تفسیر کند.
پروفسور رابرت مک لارن، جراح، میگوید: «تصویر دریافت شده توسط تراشه تکه تکه است. اگر شما یک دایره کامل را تصور میکنید، شاید به صورت دو نیم دایره یا چهار ربع دایره یا شاید در نقاط مختلف مغز بیمار باشد، درنتیجه او آنها را در نقاط مختلف فضا میبیند. آنچه او باید بیاموزد این است که مغزش یاد میگیرد که این تکهها را کنار هم بگذارد و یک تصویر واحد تشکیل دهد.»
کریس فقط میتواند طرح کلی اشیاء را با دقت بسیار بر آنها و از فاصله نزدیک تشخیص دهد. پزشکان انتظار دارند او بتواند با تطبیق اطلاعات حسی، قادر به تشخیص چهره ها شود.

فرانسوآ ژرار ژرژ اولاند در سال 1954 در شهر روآن فرانسه بدنیا آمد و در همانجا تحصیلات ابتدایی خود را گذراند. او را یکی از پرتلاش ترین سیاستمداران فرانسه می دانند. اولاند دارای مدرک لیسانس حقوق از پاریس و دو دیپلم مطالعات سیاسی و اقتصاد به طور جداگانه از کالج مطالعات عالی اقتصادی است. اولاند پس از کسب این مدارک وارد کالج انا ENA( کالج معروف مطالعات عالی سیاستمداران) شد- جایی که با سگولن رویال آشنا شد و حاصل زندگی مشترک او با رویال 4 فرزند بود. چهار فرزند به نام های توماس(وکیل)، کلمانس(انترن)، ژولین(فارغ التحصیل در رشتۀ سینما) و فلورا( دانشجوی روانشناسی است. اولاند در شب انتخابات پارلمانی فرانسه در سال 2007 جدایی خود را از رویال اعلام و رابطۀ خود با والری ترییرویلر، روزنامه نگار فرانسوی علنی کرد.

اولاند به شدت شیفتۀ میتران بود. او در سال 1979 به حزب سوسیالیست پیوست و دو سال بعد به عنوان رقیب شیراک وارد مبارزات انتخاباتی از استان کورز شد. اما بازی را به شیراک که در آن زمان شهردار پاریس بود، واگذار کرد. اما اولاند 26 ساله با این شکست صبر و حوصلۀ سیاسی را آموخت. در سال 1988 او قبل از اینکه شهردار تول(2001 تا 2008) شود، به عنوان نماینده وارد پارلمان شد. اولاندِ وفادار به ژاک دلور( وزیر اقتصاد دولت میتران) خیلی زود پله های ترقی را طی کرده و توانست بعد از ژوسپن به مقام دبیرکلی حزب در سال 1997 نایل آید و به مدت 11 سال در این پست باقی ماند.

در آوریل 1993، فرانسوا اولاند به همراه فردریک برودن کمیته مدیریت حزب سوسیالیست را ترک و از مدیریت حزب سوسیالیست در پاریس استعفا دادند. 18 اکتبر1995 لیونل ژوسپن، دبیرکل حزب سوسیالیست اعضای جدیدی را وارد حزب کرد که در آن اولاند سخنگوی حزب بود.

او در سال 2008 از این سمت کنار کشید و ترجیح داد زمان بیشتری برای تمرکز بر انتخابات ریاست جمهوری صرف کند و به راهنمایی های مشاورش، والری ترییرویلر، روزنامه نگار فرانسوی(و شریک فعلی زندگی اولاند) گوش کند. اولاند در طول این مدت با پستی و بلندی های زیادی روبرو شد. او در مارس 2011 رسماً اعلام کرد که قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را دارد. هرچند به اعتقاد بسیاری از کارشناسان برای اعلام کاندیداتوری بسیار زود بود، اما شاید همین دلیل پیروزی نزدیک او باشد.

امروزه روانشناسان نقشی مهم در تیمهای المپیک دارند. قوت ذهنی یک ورزشکار در برنده یا بازنده شدن او بسیار مهم است، به ویژه در ورزشهایی مانند قایقرانی که نیاز به پایداری و تحمل دارند.
کریس شامبروک، روانشناس گروه قایقرانی المپیک بریتانیا میگوید: «در هر دوره چهار ساله، یک لحظه در اختیار دارید تا قابلیتتان را ارائه کنید. باید قادر باشید فقط بر روی نکاتی تمرکز کنید که مربوط به مسابقهاند. نکاتی که به شما کمک خواهد کرد تا از هر دقیقه تمرینی که انجام دادهاید بهترین استفاده را بکنید. پس کیفیت تمرکز و دانستن اینکه بر نکته درست تمرکز کردهاید و میتوانید به طور مداوم و تحت هر نوع فشار آن را انجام دهید، عالی خواهد بود.»
اکنون روانشناسان، بخش ثابت تیم قایقرانی هستند. کنترل ذهن و احساسات ورزشکار، ضروری است.
سر متیو پینسنت، در تاریخ قایقرانی بریتانیا، یک قهرمان افسانهای است. او در چهار المپیک پیاپی، چهار مدال کسب کرده است.
او می گوید: «اکنون روانشناسان در کنار مربیان و پزشکان، بخشی از گروهند. فکر میکنم در گذشته میتوانستیم بهتر عمل کنیم. ولی استدلالمان این بود که اگر بدون روانشناس برنده میشویم، پس نیازی به آنها نداریم. این طرز فکر واقعا کهنه و قدیمی است.»
در بازیهای المپیک، فشارها به سرعت بالا میرود و توانایی کنترل اعصاب باعث تفاوت نتیجه میشود.
سر استیو ردگریو پنج بار برنده مدال طلای قایقرانی شده است. او میگوید: «واقعا آدرنالین بالا میرود و نیاز دارید بر روی لبه تیغ قرار بگیرید، ولی نباید به طرف دیگر بیافتید. اگر بیش از حد هیجان زده و مقید باشید، کاراییتان خوب نخواهد بود.»
ساختن یک ذهن آهنین نیز به نوع خود یک ورزش است. به همین دلیل در لحظات مهم، حضور روانشناس به اندازه حضور مربی در گروه ضروری است.
در شماره اوریل 2012 مجله پزشکی سفالژیا گزارشی از تاثیر درمانی توکسین بوتولیسم تیپ ا در درمان نورالژی عصب سه قلو انجام شده که بر پایه ان این دارو در تجویز داخل جلدی ویا زیر مخاطی نسبت به دارونما نقش قابل توجهی در درمان و کنترل درد های شدید این بیماران داشته است.
عوارض این دارو ناچیز و تاثیر ان قابل توجه بوده است.تعداد40بیمار در این مطالعه بررسی شدند که در هفته اول بعد از درمان با سم بوتولیسم A شدت درد انها ودر هفته دوم درمان فواصل درد انها تغییر کرده و کاهش یافت.
چاسخ مثبت درمانی 68درصد و در مورد دارونما 15درصد بود.
این شیوه ئرمانب به عنوان یک گام بزرگ در درمان نورالژی تری زومو مطرح می شود.
غذای محبوب خود را خوردهایم و قاعدتا باید سیر شده باشیم، اما همچنان نمیتوانیم از خوردن دست بکشیم. محققان در جریان پژوهشی جدید توانستهاند پاسخی برای این پدیده پیدا کنند.
این یک معماست که چرا انسان با وجود پشت سر گذاشتن دوران تکامل، با قدمتی حدود چهار و نیم میلیارد سال، همچنان قادر نیست از پرخوری پرهیز کند.
چرا در انسانها مانند حیوانات سیستمی وجود ندارد که ترمزی بر غذا خوردن باشد و باعث شود پس از اینکه سیر میشوند و به اندازه کافی بدنشان مواد غذایی دریافت میکند، دیگر میلی به غذا خوردن نداشته باشند؟
هر فردی با توجه به سلیقه شخصی و همچنین فرهنگ غذائی کشور خود، در مقابل غذاهای محبوبش کنترلی روی معده خود ندارد. برای ایتالیائیها احتمالا پیتزا و اسپاگتی، برای آلمانیها شنیسل و سوسیس و برای ایرانیها غذاهایی مانند قورمهسبزی و فسنجان این ویژگی "سیریناپذیری" را بیدار میکنند.
محققان پدیدهی خوردن فراتر از مرز سیری را "گرسنگی هدونیستی" یا "گرسنگی لذتطلبانه" مینامند، به این معنی که اشتها دیگر تنها ابزاری برای رفع نیاز بدن به کالری نیست، بلکه بیشتر در خدمت آرام کردن حرص و ولع نسبت به غذای مورد علاقه فرد است.
معمای "گرسنگی لذتطلبانه"

هر فردی با توجه به سلیقه شخصی و همچنین فرهنگ غذائی کشور خود، در مقابل غذاهای محبوبش کنترلی روی معده خود ندارد
برای یافتن پاسخی برای تمایل انسان به پرخوری محققان ایتالیائی پژوهشی در این زمینه انجام دادهاند. پالمیرو مونتهلئونه (Palmiero Monteleone) از دانشگاه ناپلی و تیم پژوهشی او نتایج این بررسی را در مجله علمی
Clinical Endocrinology & Metabolism منتشر کردهاند.
آنها در این پژوهش کوچک برای هشت داوطلب ۲۱ ساله غذای مورد علاقهشان را تهیه کردند. در مرحله دوم داوطلبان بایستی غذایی نه چندان باب میلشان را میخوردند. در عین حال از داوطلبان قبل، بعد و در حین خوردن غذا خون گرفته شد.
محققان قصد داشتند از این طریق میزان هورمون "گرلین" در خون که محرک اشتها است را اندازه بگیرند. آنها به دنبال پیدا کردن معمای مکانیسمی بودند که غریزه بقای انسان را تبدیل به کششی برای ارضاء کردن لذتطلبی در انسان میکند.
از کار افتادن "دکمه سیری" در بدن
نهایتا نتایج این بررسی نشان داد که هورمون "گرلین" خود عامل اصلی پدیدهی "گرسنگی لذتطلبانه" است. هنگامی که ما به غذای مورد علاقهی خود فکر میکنیم و طبیعتا هنگام میل کردن این غذا، میزان هورمون "گرلین" در خون بالا میرود. به عبارتی دیگر غذای محبوب ما دکمه سیری را در بدن از کار میاندازد.
کشف این مکانیسم میتواند به یافتن راهحلی برای رها یافتن از معضل چاقی کمک کند. اگر محققان موفق شوند مدارهای عصبی که در مغز مسئول تنظیم عملکردهای گرلین هستند را شناسایی کنند، آنگاه شاید بتوان پرخوری را از زندگی انسانها حذف کرد.
یک پژوهش در ژاپن، راه جدیدی برای درمان طاسی سر ارائه می کند. پژوهشگران دانشگاه علوم توکیو به رهبری پروفسور تاکاشی تسوجی، موفق شدند بر روی سر موش طاس، موی تراریخته برویانند.
دانشمندان دو نوع سلول بنیادی فولیکول های موی موش بزرگسال را استخراج کردند. سلول ها به مدت سه هفته در آزمایشگاه کشت داده شد و بر روی موش هایی که به طور طبیعی بدون مو هستند، کاشته شد. سه هفته بعد، مو بر روی پوست صاف موش ها رویید. دوره زندگی این موها همانند موهای موش های اهدا کننده است.
تاکاشی تسوجی، پروفسور دانشگاه علوم توکیو می گوید: “در حال حاضر، این نوع عملیات سلولی بسیار دقیق، فقط توسط گروه ما انجام می شود.”
عارضه طاسی عمدتا در مردان روی می دهد و به سن بالا، استرس و وراثت مربوط می شود.
تخصص کلینیک “مموریال” در توکیو، درمان طاسی است. آکیو ساتو، مدیر کلینیک می گوید: “ما با درمان دارویی شروع می کنیم. اگر نتیجه نداد، پیشنهاد کاشت مو می دهیم.”
ولی برخی اوقات درمان با بن بست مواجه می شود. آکیو ساتو، ادامه می دهد: “همیشه لحظه ای می رسد که دیگر از دست ما کاری ساخته نیست.”
به نظر متخصصان، این روش احیای مو، پتانسیل بسیاری دارد. می توان از آن برای احیای اندام های دیگر استفاده کرد. روش دکتر تسوجی ده سال دیگرمی تواند مورد استفاده قرار گیرد.
به همين بهانه قصد داريم به بررسي ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن در برخي شهرها و كشورهاي جهان بپردازيم.
به گزارش سرويس بين الملل باشگاه خبرنگاران ؛
ابتدا به ترتيب ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن را در 9 شهر آمريكا مورد بررسي قرار مي دهيم:
1- در ايالت اندين پليس آمريكا ، ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن نوساز مبله شده با تمامي لوازم و تجهيزات ، 207 دلار و 26 سنت برابر با 254 هزار و 100 تومان است.
2- در ايالت ديترويت آمريكا ، ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن نوساز مبله شده با تمامي لوازم و تجهيزات برابر با 188 دلار و 97 سنت يا 62 دلار و 45 سنت در هر فوت مربع، كه مي شود 231 هزار و 677 تومان.
3- در ايالت فورت وين آمريكا، ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن نوساز مبله و نوساز، 66 دلار برابر با 201 دلار و 16 سنت كه مي شود 246 هزار و 622 تومان.
4- در شهر تولدو آمريكا، ميانگين قيمت هر فوت مربع مسكن 67 دلار برابر با 204 دلار و 21 سنت در هر متر مربع كه مي شود 25 هزار و 361 تومان.
5- در شهر ويچيتا آمريكا، قيمت هر فوت مربع مسكن 69 دلار و 4 سنت كه برابر با 210 دلار و 31 سنت در هر متر مربع كه مي شود 257 هزار و 840 تومان.
6- در شهر نيوجرسي، ميانگين هر فوت مربع مسكن نوساز و مبله شده با تمامي لوازم و تجهيزات، 299 دلار برابر 911 دلار و 35 سنت كه مي شود يك ميليون و 117 هزار و 315 تومان.
7- در شهر سن خوزه، ميانگين قيمت هر فوت مربع مسكن نوساز، مبله شده با تمامي لوازم و تجهيزات، 315 دلار برابر با 960 دلار و 12 سنت كه مي شود يك ميليون و 177 هزار و 389 تومان.
8- در شهر واشنگتن سيتي، ميانگين قيمت هر فوت مربع مسكن نوساز و مبله شده، 381 دلار برابر با 1030 دلار و 52 سنت در هر متر مربع كه مي شود يك ميليون و 263 هزار و 4017 تومان.
9- در شهر سن فرانسيسكو گرانترين شهر آمريكا، قيمت هر فوت مربع بهترين مسكن مبله و با تمامي لوازم و تجهيزات، 420 دلار و 99 سنت برابر با 1283 دلار و 20 سنت كه مي شود يك ميليون و 5073 هزار تومان.
اما ميانگين هر فوت مربع قيمت مسكن در كشور آلمان بنابر تازه ترين ليست ارائه شده ، 98 دلار آمريكا برابر 298 دلار و 70 سنت در هر متر مربع كه مي شود 366 هزار و 206 تومان.
نكته جالب اينكه ميانگين قيمت مسكن در هر فوت مربع شهر مادريد با كاهش 29 درصدي روبرو بوده و به تنها 26 دلار رسيده كه مي شود 79 دلار و 24 سنت در هر متر مربع برابر با تنها 97 هزار و 158 تومان.
اكنون به قيمت مسكن در شهرهاي مختلف عربستان سعودي مي پردازيم:
1- در شهر جده، ميانگين قيمت بهترين مسكن مبله، نوساز و با تمامي لوازم و تجهيزات، هر متر مربع 653 دلار برابر 805 هزار و 70 تومان.
2- در شهر رياض ميانگين قيمت هر متر مربع مسكن مبله، نوساز، نزديك به مركز شهر 762 دلار برابر با 934 هزار و 212 تومان.
3- قيمت يك آپارتمان 150 متري براي فروش در مركز پاريس با تمامي امكانات و تجهيزات مبله شده، برابر با 60 هزار دلار يعني حدود 74 ميليون تومان و نكته جالب اينكه در كشور فرانسه، قيمت مسكن سالهاست كه هيچ تغييري را تجربه نكرده است.
گفتني است ، در بسياري از كشورهاي اروپايي و آسيايي، قيمت مسكن منطقه اي، براساس سال ساخت تعيين مي شود و متقاضيان در صورت كمترين نوسان مثبت، خريد مسكن را متوقف مي كنند و به همين دليل، بهاي مسكن در بيشتر نقاط جهان رشد منفي را تجربه مي كند.
www.yjc.ir
مردم هرگز خوشبختی خود را نمی شناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست . . .
.
.
.رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد ، اما حتمی است . . .
.
.
.
دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست
به جای آن که جای کسی را بگیرید،تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید..
.
.
رمز کلیه پیروزی ها، اراده است.
.
.
.اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست،از کارش دست می کشید.
.
.
.
اگر تنها ترین تنها شوم، باز هم خدا هست، او جا نشین تمام نداشتنی هاست.
.
.
.
به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی.
.
.
.
ارزش یک سال را دانش آموزی که مردود شده ، می داند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به دنیا آورده، می داند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه ، می داند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را می کشد ،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جامانده ،
ارزش یک ثانیه را آن که از تصادفی مرگبار جان به در برده، می داند...
.
.
.
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند . . .
.
.
.
زندگی دو قسمت است،آن چه گذشته،رویایی بیش نبوده و آنچه هنوز نیامده آرزویی بیش نیست.
.
.
.
زبان عاقل درقلب اوست و قلب احمق در زبانش.
زخمی که دوست وارد کرده است، بهبود نمی یابد.
زمین مالک افراد است نه افراد مالک زمین.
سخاوت، بخشیدن پیش از تقاضاست.
سنگین ترین بار در سفر کیف خالی است.
سکوت گاهی بهترین پاسخ است.
مرگ تمام نفرت ها را دفن می کند.
.
.
.
معجزه ها رخ می داد،اگر جوانان می دانستند و پیران می توانستند.