ارشد تهماسبي تارنواز و آهنگساز توانمند، از جمله هنرمنداني است كه براي بحث ساز تار مي‌توان سراغ او را گرفت. او مطالعات گسترده‌يي در حيطه موسيقي دارد و تنها يك نوازنده و آهنگساز نيست. ارشد چندان مشكلي با ثبت تار به نام آذربايجان ندارد و سوالات ما در اين باره را به شيوه خاص و جذاب خودش پاسخ داده. متن زير گفتار ايشان با حذف پرسش‌هاست.
بايد از اين مساله عبور كرد كه تار ايراني است يا آذربايجاني. بايد از اين موضوع هم گذشت كه آذربايجان تا 180 سال پيش جزيي از ايران بوده و در دوران فتحعلي شاه واگذار شده است در نتيجه ما يك سرزمين پهناوري داشتيم به نام ايران. من اصلا نمي‌خواهم وارد اين بحث شوم. من مي‌گويم بياييد جست‌وجو كنيم كه نخستين ريسنده نخ چه كسي بوده! يا اولين سازنده‌ چرخ گاري! و اينها متعلق به چه سرزمين و ملتي بودند و در حال حاضر چه كساني يا چه قومي دارند مثلا از اين چرخ درست شده، بهره‌برداري مي‌كنند؟ چه كساني آن را به سرانجام رساندند، تكنولوژي آن را نظم دادند و نه تنها آن را به نام خود ثبت كردند، بلكه آن را صادر كردند؟ و از يافتن پاسخ اين پرسش‌ها به چه نتيجه‌يي مي‌رسيم؟ بيايد فرض كنيم صدها سال پيش ما چرخ گاري را درست كرديم. امروز چرخ و صنعتش متعلق به كيست؟ در حقيقت اروپا و امريكا هستند كه صنعت خودرو‌سازي را قبضه كرده و به جاهاي مختلف دنيا صادر مي‌كنند.

در طول تاريخ ما هيچ كاري براي تار نكرده‌ايم و سال‌هاي متمادي تار و تارنواز را تحقير كرده‌ايم. در دوره شاه تهماسب، هر موسيقيداني را مي‌گرفتند يا او را بر سر‌دار مي‌كردند يا دستش را قطع مي‌كردند. پسر شاه تهماسب اهل موسيقي بود و دو، سه تن از اساتيدش را ماه‌ها در خانه مخفي كرده بود تا كسي آنها را نكشد. شما از همين دوران بگيريد و بياييد تا برسيد به پيش از انقلاب و نسبت موسيقي و جامعه را بررسي كنيد. مثلا بحث گردهمايي‌ها، كنفرانس‌ها، سمينارها و... موسيقي در كجاي فرهنگ ما جاي دارد؟ هيچگاه موسيقي براي ما مهم نبوده است. حالا اين گناه به گردن ملت است يا متوليان؟ اين دو يك زنجيره به هم پيوسته است. اگر ما آنقدر متعصب بوديم كه نگذاشته‌ايم فرزندان‌مان به سراغ آموختن موسيقي و نواختن تار بروند پس حالا براي چه ناراحت هستيم كه آذربايجان تار را به نام خود ثبت كرده است؟! وقتي كار كردند، وقتي آموزش دادند، وقتي به هر دهاتي از آذربايجان كه بروي مي‌بيني ده‌ها نوازنده تار دارد كه بنده را توي جيب‌شان مي‌گذارند، پس طبيعي است كه تار را حق خود بدانند؟ من چرا بايد شاكي باشم؟ اگر بخواهم منصفانه قضاوت كنم، حق را به آنها مي‌دهم. آنها حق شان است كه تار را به نام خودشان ثبت كنند.

من معتقدم بايد با انصاف برخورد كرد. براي شما مثالي مي‌زنم؛ حدود سال 1304 در مصر يك كنگره موسيقي برگزار مي‌شود. از تمام ممالك عربي و حتي غير عربي، خاور شناسان و شرق شناسان در اين كنگره شركت كردند. ارل لانژه و حتي فكر كنم فارمر را هم دعوت كردند. هزينه بسياري مي‌كنند. شوراي مقام مي‌گذارند، شوراي نت نويسي و... اينها همه در كتاب «موسيقي فارابي» اثر دكتر مهدي بركشلي موجود است. به هر صورت آنها هم مسلمان بودند. در همان دوره مدرسه وزيري بودجه‌يي شبيه به اعانه از دولت دريافت مي‌كرد تا سرپا بماند. يكي از نمايندگان مجلس در نطق خود مي‌گويد كه پول‌هاي بي‌دليلي در ايران هزينه مي‌شود. يكي از آنها هزينه همين مدرسه وزيري است. «اين مقدار پولي كه مي‌دهيم مگر صرف چه چيزي مي‌شود؟ خيلي با صراحت به شما بگويم همه‌اش خرج تار مي‌شود. » و باعث مي‌شود همان يك مقدار بودجه‌ اين مدرسه هم قطع ‌شود. اين اتفاق همزمان با كنگره موسيقي مصر رخ مي‌دهد. اين بازتاب جامعه ما است، بازتاب رفتار ما و دولتمردان ما و كساني كه به هرچيزي اهميت مي‌دهند جز موسيقي. هيچ پديده فرهنگي و هنري‌اي در جهان نيست كه به اندازه موسيقي مهم باشد. يعني شما اگر بخواهيد پديده‌ها را حذف كنيد، موسيقي آخرين چيزي است كه مي‌توانيد آن را از جامعه حذف كنيد. هيچ هنري بدون همياري موسيقي نمي‌تواند سرپا بايستد. هيچ انساني نيست كه بدون موسيقي سر كند. از همان بدو تولد كه نوزاد دارد قاقو، قاقو مي‌كند، نواهايي از گلويش خارج مي‌شود كه موسيقي است. در هر مرحله‌يي از زندگي ما بيشترين فعاليت مان به موسيقي مربوط مي‌شود. حتي لحن گفتار ما. حتي در عزاداري‌ها موسيقي مهم‌ترين و تنها وسيله است. آفريقايي‌ها حتي وقتي مي‌خواهند اعتراض كنند، با موسيقي اين كار را مي‌كنند. مسيحيان با موسيقي و ادوات آن عبادت مي‌كنند. هر جاي دنيا شما با ساز يا ادوات موسيقي وارد اتوبوس شوي، اگر جاي نشستن نباشد به احترام تو از جاي بر مي‌خيزند. من نمي‌دانم در اين سرزمين چه اتفاقي افتاده كه ما و تنها ما با اين مهم‌ترين پديده روحي بشر چنين كرده‌ايم. بنابر اين من حاضرم دو دستي تارم را تقديم به آذربايجاني‌ها كنم و بگويم شما به اين ساز احترام گذاشته‌ايد و برايش ارزش قائليد و اين حق شماست. اگر مي‌خواهيد تار را به نام خودتان ثبت كنيد، اين كار را انجام بدهيد و اگر برايتان مقدور است كمي هم به موسيقي ما كمك كنيد!
ارشد تهماسبي
http://etemadnewspaper.ir