از نخستين روزهاي سينما با
كمديهاي صامت تا اين روزها كه كامپيوتر نُتها را كنار هم ميچيند و آهنگ مناسب
براي فيلمها فراهم ميكند، موسيقي نقش حساس - و شايد اساسي - در پرورش شخصيتها و
داستان فيلمها داشته است. فقط كافي است كه فيلمي را بدون موسيقي مجسم كنيد:
ديالوگها در فضايي مرده معلق ميشود، صحنههاي تعقيب و گريز بيهيجان شكل ميگيرد
و درام بدون اوج، و كمدي بدون خنده باقي ميماند. خلاصه ي كلام، فيلمها بدون
موسيقي به نظر «معمولي» ميآيند. اما تعيين و گزينش بهترين موسيقيهاي متن از بين
هزاران فيلم مختلف، آسان نيست. مجله ي «اينترتينمنت ويكلي» در سال 2001 صد موسيقي
برتر تاريخ سينما را در شماره ي ويژهاي انتخاب كرده بود كه طبق معمول اينگونه
گزينشهاي مجلههاي آمريكايي، بيش تر فيلمها آمريكايي هستند، اما دچار اين
وسوسهام كرد كه پنجاه موسيقي را از آن ميان انتخاب و عرضه كنم. بيشتر اين آثار از
همين فهرست انتخاب شده و چند تا هم به آن افزودهام. به هر حال اين يك انتخاب شخصي
و بدون ترتيب است و قاعدتاً هر كس ميتواند فهرست شخصي خودش را داشته باشد.
«اينترتينمت ويكلي» در توصيف هر اثر متني كوتاه نيز دارد كه تلاش شده فشرده ي ويژگي
آن ها باشد.
1. سرگيجه
(1958) برنارد هرمن
آلفرد هيچكاك موجود رمانتيك رنج
كشيدهاي بود ولي اين خصلت را در پس پردهاي از خويشتنداري انگليسي پنهان ميكرد.
بيشتر از همه ي همكاران هيچكاك در ساختن فيلمهايش، برنارد هرمن آهنگساز با
موسيقيهاي كوبنده و مدهوش كنندهاش براي كلاسيكهاي متأخرتر هيچكاك، اين قضيه را
لو داد. سرگيجه شخصيترين اثر هيچكاك است و موسيقياش هم احتمالاً بهترين موسيقياي
است كه هرمن ساخت.
2. دكتر ژيواگو
(1965) موريس ژار
موريس ژار - آهنگساز تواناي
فرانسوي - با تم شورانگيزش براي شخصيت لارا در اين اثر عاشقانه ي حماسي لين،
وسيقياي را آفريد كه يكي از معروفترين ملوديهايي استه كه تاكنون براي سينما
ساخته شده و در واقع در ميان شش هفت اثر اين چنيني جاي دارد. ژار به خاطر موسيقي
اين فيلم كه سرشار از نواي ساز «بالالايكا» و كر روسي است، جوايز اسكار و گرَمي را
گرفت.
3. پدرخوانده (1972) نينو روتا
اولين شوكي كه فيلم به تماشاگرش
ميدهد، موسيقي شگرف تيتراژ آغازش است. به جاي موسيقي پرتحركي كه تماشاگر انتظار
دارد تصاوير خشونتهاي مافيا را همراهي كند، نواي سوكوارانه و دوردست ترومپتي را
ميشنود كه با اركستر نواخته ميشود؛ همچون خاطرات پيرمردي كه به تدريج روايت
ميشود. اين تم و نيز تم عاشقانه ي فيلم تبديل به مشخصههاي فرهنگ پاپ شدهاند و
براي نينو روتا - همكار ديرينه ي فليني - آن ستايشي را كه از خيلي وقت پيش
شايستهاش بود در آمريكا به همراه آوردند.
4. بر باد رفته (1939) ماكس
استاينر
ماكس استاينر - آهنگساز زاده شده
در وين - چنان موسيقي دلنشيني براي اين ملودرام خانوادگي جنوب آمريكايي ساخته كه
هر زمان بنوشيم، تازه و بكر است. هنوز تم «تارا» از باشكوهترين ملوديهاي سينما به
حساب ميآيد. استاينر كه در كارش خيلي سريع بود سه ساعت موسيقي فوقالعاده را در
طول دوازده هفته بيآنكه استراحت كند، با مهلت محدودي كه تهيهكنندهاش ديويد او.
سلزنيك براي او تعيين كرده بود ساخت و با موسيقياش به اين فيلم پردامنه و پراكنده،
وحدت بخشيد.
5. آواز در باران (1952)
ناسيو هرب براون
آرتور فريد - تهيهكننده - دو
فيلمنامهنويس، بتي كامدن و آدولف گرين، را مأمور كرد تا آوازهايي را كه بيست سال
قبل با همكارشان ناسيو هرب براون تهيه و تنظيم كرده بودند، به صورت فيلمنامه
درآورند. به اين ترتيب آوازهاي «صبح به خير» و «دخترك زيبا» اجرا شد و از همه مهم
تر آهنگ اصلي عنوان فيلم - با رقص جين كلي در باران - كه نوعي ستايش طنزآميز از
روزهاي اوليه ي سينما بود.
6. بن حور (1959) ميكلوش
روژا
ميكلوش روژا پيش از جان ويليامز
سلطان اسكاري «بلاك باستر»هاي هاليوود بود. «بن حر» - كه ما به بن حور ميشناسيمش -
يكي از بزرگترين دستاوردهاي موسيقايي قرن به حساب ميآيد. روژا براي القاي عظمت
ارتش بيرحم روم و ارابههايش در اين حماسه، از سازهاي برنجي و كوبهاي استفاده كرد
كه مارش پيروزمندانه ي پيشرويشان شايد گل سرسبد موسيقي اين فيلم
باشد.
7. جادوگر شهر زمرد (1939) هارولد ارلن
هر آن چه مربوط به اين اثر كلاسيك
ويكتور فلمينگ است، اكنون به صورت اسطوره درآمده و آهنگ «بر فراز رنگينكمان» - كه
جودي گارلند خوانده - براي هميشه در قلبها مانده است. ارتباط با شخصيتهاي ماجرا
كه به كمك اشعار و موسيقي زيباي هارولد ارلن خلق شده، درحقيقت پايه و اساس ساختمان
احساسبرانگيز اين افسانه را ريخته است.
8. آمادئوس (1984) ولفگانگ
آمادئوس موتسارت
آلبوم موسيقي اين فيلم چنان محبوبيت
پيدا كرد كه به واسطه ي درخواستهاي طرفداران، يك سيدي ديگر هم از موسيقيهاي فيلم
پس از آن عرضه شد. اين فيلم، احتمالاً گذشته از فيلمهاي 2001: يك اوديسه ي فضايي و
پرتقال كوكي كوبريك، از فانتازيا به بعد، بيش از هر فيلم ديگري در محبوبيت دوباره ي
موسيقي كلاسيك در ميان سينماروها نقش داشته است. آمادئوس با اجراي موسيقيهاي
هوشرباي موتسارت بر روي تصويرهاي غني و شكوهمند فورمن، براي هميشه خاطرهانگيز شد.
9. اسپارتاكوس (1960) الكس
نورث
الكس نورث - كه پانزده بار نامزد
دريافت اسكار شده - حدود سيزده ماه به كار ساخت موسيقي اين اثر حماسي انديشمندانه ي
استنلي كوبريك درباره ي بردهاي كه شورشي را عليه امپراتوري روم سازمان ميدهد
مشغول بود. موتيفهاي نظامي با آهنگي وحشيانه، صحنههاي خشونتآميز را پيش ميبرند؛
در تضاد با تم ملوديك عاشقانه ي به يادماندنياي كه خود تبديل به استانداردي در
موسيقي جاز شد.
10. لارنس عربستان (1962)
موريس ژار
صحرا شايد به نظر لخت و خالي برسد
اما به قدر دريا ناپايدار و دمدمي است. در اثر حماسي ديويد لين در باب سفر شجاعانه
ي تي. اي. لارنس انگليسي به ميان شنهاي زرد، اين چشمانداز بيثباتي را موريسژار
با موسيقي سحرانگيزش ترسيم كرده است. به موسيقي ژار گوش بدهيد و خواهيد شنيد كه
چهگونه از شكوه طلوع آفتاب تا خشونت كوبنده به نرمي از آن تراوش ميكند.
11. ماجراي نيمروز (1952)
دميتري تيومكين
صحنه ي دو دقيقه به ظهر بيشك در
سينما جاودانه است. هرگز تا اين اندازه بين موسيقي و تدوين هماهنگي وجود نداشته
است. دميتري تيومكين براي فيلم فرد زينهمان، ريتم موسيقي را مطابق با ضربههاي
پاندول ساعت تنظيم كرده و بر ذهن مخاطب بيش ترين تأثير را گذاشته است. تيومكين با
موسيقي زيباي خود در صحنه ي «تراولينگ مشهور» اين وسترن بزرگ، به خوبي تنهايي
قهرمان ماجرا (گري كوپر) را القاء كرده است.
12. مكاني در آفتاب (1951)
فرانتس واكسمن
هرگز تمي به زيبايي و عمق موسيقي
فرانتس واكسمن در اين درام يگانه ي جرج استيونس به وجود نيامد. به خصوص ملودي
عاشقانه ي لطيفي كه هر بار مونتي كليفت به ياد اليزابت تيلر ميافتد، به گوش ميرسد
و شاعرانهترين اوجش در صحنه ي وداع آخر در زندان است. در هنگام ترسيم موقعيت رو به
زوال كليفت در جريان طرح نقشه ي غرق كردن شلي وينترز، موسيقي آرام به وجود مخاطب،
نفوذ ميكند. واكسمن به خاطر اين موسيقي، اسكار گرفت.
13. جاني گيتار
(1954) ويكتور يانگ
اتفاق، سرقت، سوءظن، آتش، تعقيب،
پناهگاه دزدان و تجديد خاطره ي جاني گيتار قمارباز (استرلينگ هيدن) با وينا (جون
كرافورد) فقط با موسيقي سكرآور گيتار، ساخته ي آهنگساز بزرگ ويكتور يانگ،
ميتوانست اينگونه ترسيم شود و به اين وسترن، تلألو ببخشد. يانگ با وسترن كلاسيك
شين هم چنين كرد. موسيقي تغزلي يانگ، احساسات تلخ مربوط به عشقي قديمي را به تدريج
همچون خاكستري از زير آتش به در ميآورد.
14. پيكنيك (1953)
جرج دانينگ
مشخصه ي اصلي موسيقي رمانتيك جرج
دانينگ در صحنهاي جلوه مييابد كه ميولا (كيم نواك)، رقصي جادويي را با بيگانه ي
جوان (ويليام هولدن) در ميان چراغهاي رنگين و در فضاي باز پيكنيك، انجام ميدهد.
موسيقي دانينگ با ضربههايي سريع در لحظههاي تنش، قدرت خود را آشكار ميكند. آن چه
به اين موسيقي اعتبار ميبخشد، ادغام تم عاشقانه ي لبريز از شور و اشتياق با تم
شكست و سرخوردگي در آن واحد است.
15. سقوط امپراتوري
روم (1964) دميتري تيومكين
خشونت در موسيقي دميتري تيومكين كه
به خصوص در وسترنها (رود سرخ و جدال در او. كي. كرال) به اوج ميرسد. اين جا در
اثري حماسي - تاريخي درباره ي آخرين روزهاي حكومت امپراتوري مقتدر روم، احساس
درهمشكستگي را به خوبي القاء ميكند. در هر صحنه ي نبرد سپاهيان، نواي شيپور به
طرزي تكاندهنده، فضايي خشن را ميسازد. در مقابل، تم زيبا و عاشقانه ي تيومكين در
رابطه ي سوفيا لورن و استيون بويد، قلب را ميلرزاند.
16. داستان وست سايد
(1961) لئونارد برنستين
تلفيق لئونارد برنستين و شكسپير و
دو دسته ي متخاصم از بروبچههاي ياغي خيابان؟ اين برداشت از رومئو و ژوليت در منهتن
با موسيقي لطيف و شاعرانه ي برنستين، تجسمي معصومانه از دار و دستههاي جوانانه ي
گذشته در قالب موزيكال بود. اين اثر رابرت وايز/ جروم رابينز با آهنگهاي غنايياش
از يادنرفتني است.
17. رواني (1960) برنارد
هرمن
برنارد هرمن درباره ي موسيقي اين
دلهرهانگيزترين فيلم تاريخ سينما از هيچكاك نقلقول كرده: «هر چه دوست داري بساز
اما فقط يك چيز يادت باشد و آن اين كه براي صحنه ي قتل زير دوش هيچ موسيقياي
ننويسي. آن صحنه بايد بدون موسيقي باشد». هرمن هوشمندتر از اين ها بود و اتفاقاً
براي اين صحنه با نواي جيغآساي ويولنها در هنگام قتل ماريون كرين (جنت لي)، چنان
فضايي را ساخت كه اين صحنه را در تاريخ سينما يگانه كرد. نه تنها آن قطعه، بلكه
موسيقي فصل فرار ماريون از قانون كه با تم غمآلودش بر تقدير شوم او سوگواري ميكند
هم ماندگار شد.
18. ال سيد (1961) ميكلوش
روژا
موسيقي سحرانگيز ميكلوش روژا هر
زمان كه به ياد عشق اثيري سيد (چارلتن هستن) و شيمن (سوفيا لورن) بيفتيم، با ما
خواهد بود. بيش از آن ملودي رمانتيك، شايد فرياد شيپورها و ويولنها هنگام نبرد در
كرانه ي دريا، تأثيرگذار باشد. روژا با كجا ميروي؟ (1951)، آيوانهو (1952) و سودوم
و گومورا (1961) قدرت خود را در تجسم شكوه و جلال دوران ديرين به اثبات رساند.
19. اين گروه خشن (1969) جري
فيلدينگ
از همان آغاز با حضور سواران و
پيشتاز آن ها ويليام هولدن، موسيقي غريب و دقيق جري فيلدينگ وجود مخاطب را تسخير
ميكند. فيليدنگ با اجتناب از تمهاي كليشهاي وسترنها، از طريق سازهايي ظريف به
فضاي اين اثر كلاسيك سام پكينپا جلوهاي اپرايي ميبخشد. اوج موسيقي در اواخر فيلم
است؛ آن جا كه مردان گروه ميروند تا حماسه ي تلخي را از خود خلق كنند.
20. آخرين موهيكان
(1992) جيمز نيوتن هاوارد
براي اين اثر تجربي فوقالعاده ي
مايكل مان، جيمز نيوتن هاوارد موسيقياي را تدارك ديد كه در هر لحظه ي هيجاني و
پركشش آن - به خصوص هنگاميكه سرخپوستها با تبر، طعمه ي خود را هدف قرار ميدهند
- قلبها را به شدت به تپش مياندازد. در ميان موسيقي خشن، ناگهان تمي رمانتيك و
احساسبرانگيز هم شنيده ميشود و ثابت ميكند كه موسيقي فيلم هنوز هم ميتواند
تماشاگران را از شور و شوق لبريز كند.
21. عشق چيز باشكوهي
است (1955) آلفرد نيومن
آهنگساز توانا، آلفرد نيومن، موفق
شده عشق سوزان و تلخ ويليام هولدن و جنيفر جونز را در فضاي غريبه ي هنگكنگ، در
نهايت احساس و با تم مسحوركنندهاش آنگونه كه هنري كينگ انديشيده بود، تحقق بخشد.
كُر وستالژيك «عشق چيز باشكوهي است» (كه از آن در خيلي جاها و حتي در تيتراژ فيلم
گريس هم استفاده شد) در صحنه ي وداع دو دلباخته بر فراز تپه، به عمق وجود مخاطب
راه پيدا ميكند.
22. گراجوئت/
فارغالتحصيل (1967) ديو گروسين
راكاند رول از 1967 به فيلمها
رخنه كرد و البته ابتدايش با موزيكالهاي سطحي و فيلمهاي سبك الويس بود اما مايك
نيكولز با انتخاب موسيقي طنزآميز و بهرهگيري از آهنگهاي قديمي و جديد پل سايمن و
ارت گارفانكل، نوعي بدعت در موسيقي فيلم ايجاد كرد. مثل ترانه ي «صداي سكوت» كه
بنجامين (داستين هافمن) را هنگام حركت به سوي آيندهاي نامطمئن نشان ميدهد و
همچنين آهنگ معروف «خانم رابينسن» (با بازي آن بنكرافت) كه موسيقي جوانانهاي
ميسازد.
23. اديسه ي فضايي 2001
(1968) گزيدهاي از آثار كلاسيك
وقتي به «دانوب آبي» گوش بدهيد محال
است كه بلافاصله حركت كشتي فضايي بر فراز كهكشان را مجسم نكنيد. استنلي كوبريك براي
فيلم علمي خيالي كلاسيكش وصلتي بين موسيقي قرن نوزدهم با موسيقي تخيلي قرن
بيستويكم ايجاد كرد. وقتي كوبريك موسيقي الكس نورث براي اين فيلم را كنار گذاشت و
تصميم گرفت از موسيقي كلاسيك براي همراهي با اين «سفر غايي» بهره بگيرد، مطمئن بود
كه پس از نمايش فيلم، كم تر كسي ممكن است با شنيدن موسيقي «چنين گفت زرتشت» به ياد
آن نوزاد فضايي فيلم نيفتد.
24. بانوي زيباي من
(1964) آندره پرِوين
در برگردان اين نمايش موزيكال
برادوي بر اساس پيگماليون جرج برنارد شا، الن جي لرنر و فردريك لو آهنگها و
آوازهايي سحرانگيز ساختند و خلق دو شخصيت خارقالعاده ي پروفسور هيگينز (ركس هريسن)
و اليزا دوليتل (ادري هپبرن) با همراهي موسيقي لطيف بر زمينه ي رابطه ي نامأنوس
عاشقانه ي اين معلم و شاگرد، فيلم را ماندگار كرد. آندره پرِوين به خاطر اين فيلم
اسكار گرفت.
25. ريو براوو
(1959) دميتري تيومكين
تنها كافي است به تم زيباي تيومكين
در صحنهاي كه دود (دين مارتين) تصميم گرفته مشروب را ترك كند توجه كنيد. تيومكين
اين جا هم مثل وسترنهاي ديگرش از آواز شاد و شوخ ريكي نلسن در ميان جمع، با جان
وين و والتر برنان، بهره گرفت. در اين وسترن كلاسيك هاوارد هاكس، دو نوع قطعه ي
مختلف در هم آميختهاند؛ يكي ظريف و احساسي كه براي توصيف عوالم و احوال شخصيتها
به كار ميرود و ديگري ضربي و پُرشتاب كه هنگام درگيريها به هيجان آن ها
ميافزايد.