X
تبلیغات
دکتر جمشید دَوَنلو متخصص مغز و اعصاب

دکتر جمشید دَوَنلو متخصص مغز و اعصاب

اطلاعات تماس در سایت www.drdavanlou.com درج گردیده

محقق ایرانی دانشگاه برکلی پوست مصنوعی فوق حساس تولید کرد


یک محقق ایرانی دانشگاه برکلی و ژنان بائو از دانشگاه استنفورد در دو تحقیق مجزا موفق شدند با استفاده از فناوری نانو یک پوست مصنوعی فوق حساس ایجاد کند که هزار برابر حساس تر از پوست انسان است و قادر است روباتها را هر چه بیشتر به انسانها شبیه کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی جاوی دانشمند ایرانی دانشگاه برکلی در سال 2006 دکتری خود را در رشته شیمی از دانشگاه استنفورد دریافت کرد و در سال 2006 وارد برکلی شد. تحقیقات وی بر روی کاربردهای پیشرفته نانوالکترونیک، الکترونیک انعطاف پذیر، حسگرهای شیمیایی، انتقال الکترون در مقیاس نانویی، گردهمایی سلسله مراتبی نانوساختارها و نانوسازه ها متمرکز شده است.

علی جاوی از دانشگاه برکلی و ژنان بائو از دانشگاه استنفورد در دو تحقیق مجزا که نتایج هر دو در مجله علمی "نیچر مواد" منتشر شده موفق شده اند این پوست مصنوعی را که e-skin نام دارد توسعه دهد.

e-skin که با استفاده از فناوری نانو به دست آمده هزار برابر حساس تر از پوست انسان است.

این پوست می تواند در آینده در روباتهای با حساسیت بالا مورد استفاده قرار گیرد و این روباتها را هر چه بیشتر به انسان نزدیکتر کند.

از دیگر کاربردهای e-skin استفاده از آن به عنوان روکش پروتزهای نسل جدید و توسعه فناوریهای نوین صفحه لمسی است.

ماده جدیدی که توسط گروه ژنان بائو توسعه داده شده از حسگرهای نسل جدید فشار تشکیل شده که روی یک لایه بسیار انعطاف پذیر پلیمری قرار گرفته است.

e-skin تیم تحقیقاتی علی جاوی برپایه یک کریستال نیمه رسانای غیرآلی قرار گرفته است. این پژوهشگر ایرانی نانوسیمهای سیلیکون/ ژرمانیوم را بر روی یک سیلندر قرار داده و سپس این سیمها را به دور یک نوار زیرلایه پلیمری پیچیده و آنها را بر روی یک الگو قرار داده است.

این دانشمندان برکلی و استنفورد در این خصوص توضیح دادند: "حسگرهای ما بسیار حساستر از پوست انسان هستند. یک لایه پوست انسان می تواند فشاری حدود 1/0 گرم را بر روی یک میلیمتر مربع از سطح تحمل کند. درحالی که حسگرهای ما هزار برابر حساسترند و می توانند فشار یک پشه بسیار کوچک به وزن 20 میلیگرم را درک کنند."

این اولین بار نیست که بر روی پوست مصنوعی کار می شود. تاکنون بسیاری از گروههای تحقیقاتی در دنیا بر روی این فناوری تحقیق کرده اند اما افتخار بزرگ برای کسی است که بتواند حساس ترین و انعطاف پذیر پوست ممکن را که از تواناییهای پوست انسان برخوردار باشد ایجاد کند.

از سالیان قبل در فناوریهای روباتیک بر روی حسگرهایی که حواس پنجگانه انسان را تقلید می کنند کار شده و تاکنون در عرصه توسعه حواس بینایی و شنوایی گامهای بزرگی برداشته شده است. این درحالی است که کار بر روی حواس لامسه و بویایی بسیار پیچیده تر و دشوارتر است.

اکنون بنظر می رسد که این پژوهشگر ایرانی و "ژنان بائو" در مبارزه برای توسعه یک فناوری حساس مثل پوست انسان به یک موفقیت دست یافته اند.

این دو دانشمند توانسته اند با استفاده از متدها و فناوریهای مختلف و حسگرهای لمسی فوق حساس این پوست را ایجاد کنند.

جان بولاند از کالج ترینیتی دوبلین در مجله نیچر در خصوص این دو تحقیق مجزا نوشته است: "می توان پوست مصنوعی را به حسگرهای دما و رطوبت نیز مجهز کرد و یا حتی حسگرهایی ایجاد کرد که حساسیت فولیکولهای مو را تحریک کنند."

وی افزود: "فضاهای کاربردی این فناوری بسیار گسترده تر از پروتزها و روباتیک است به طوری که پوست مصنوعی می تواند برای درک کردن بهتر دستگاههای دقیق در جراحی نیمه باز استفاده شود. همچنین کاربردهای بالقوه دیگر این پوست مصنوعی استفاده از آن در فناوریهای صفحه لمسی است. این حسگرها هزینه کم و فوق حساس هستند و بنابراین کاری که علی جاوی و ژنان بائو انجام داده اند می تواند در توسعه فناوریهای لمسی فوق حساس یک رویداد بسیار بزرگ باشد."

http://www.ashkandav.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 16:1  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

تصویر خوشحالی در مغز


یک عکاس تصاویر میکروسکوپی به دلیل تصاویر شگفت انگیزی که از اسرار جهان میکروسکوپی تهیه کرده است موفق شد جایزه انجمن سلطنتی عکاسی و مدال کالجهای سلطنتی انگلیس را دریافت کند.



یک تصویر میکروسکوپی زیبا از بلورهای دوپامین
هورمون دوپامین یک ماده شیمیایی است که در مغز حرکات، حالات روحی و حافظه را کنترل می کند
دوپامین به هورمون خوشحالی معروف است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 15:58  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

تنها نباشید، تنهایی شما را می‌کشد


تنها نباشید، تنهایی شما را می‌کشد


 بودن در کنار دوستان و آشنایان می‌تواند عمر شما را طولانی‌تر کند.

دانشمندان با انجام تحقیقاتی متوجه شدند افرادی که زندگی اجتماعی گسترده‌ای نداشته و ارتباط چندانی با دوستان و آشنایان خود ندارند با احتمال 50 درصد بیش‌تر ممکن است نسبت به افراد اجتماعی‌تر دچار مرگ زودرس شوند.
بر اساس گزارشی که به تازگی منتشر شده است، دانشمندان ادعا کردند افراد اجتماعی که مرتبا با دوستان و اعضای خانواده خود ارتباط دارند به طور متوسط 3.7 سال بیش‌تر از افراد تنها عمر می‌کنند.
این مطالعات نشان می‌دهد افرادی که دوستان زیادی ندارند نرخ مرگ و میر آن‌ها درست به اندازه افرادی که مشروبات الکلی مصرف می‌کنند بالاست و تاثیر داشتن دوستان خوب به همان اندازه‌ای می‌تواند به بهبود سلامت و طول عمر انسان‌ها کمک کند که یک فرد با ترک سیگار به این هدف دست پیدا می‌کند.
این نتایج با انجام تحقیقاتی روی 148 کشور جهان در طول 3 دهه به دست آمده است. در مجموع در این مطالعات نزدیک به 300 هزار نفر شرکت داشتند که در نوع خود از لحاظ مقیاس و طول مدت بسیار قابل توجه است.
برت اوچینو استاد دانشگاه یوتا که در این تحقیقات شرکت داشته است در این باره گفت: داشتن دوستان و پشتیبانان موثر در زندگی می‌تواند به ساده‌تر شدن زندگی شما کمک کند. آن‌ها می‌توانند به شما پول قرض دهند، در مورد مشکلات زندگی با شما مشورت کنند، شما را راهنمایی کنند و یک دلگرمی در زندگی شما باشند. همین موارد به ظاهر ساده نقش بسیار مهمی در زندگی و سلامت روانی انسان‌ها بازی می‌کند.
آن‌ها می‌توانند به شما توصیه کنند که بیش‌تر مراقب خود باشید، اگر دچار مشکلی در زمینه سلامت خود شوید آن‌ها با اصرار خود شما را به دیدن یک پزشک تشویق می‌کنند و حتی ممکن است شما را به تحرک بدنی بیش‌تر وادار کنند. در کل می‌توان گفت تمام این فاکتورها به شما امید به زندگی می‌دهد و انگیزه‌های شما را برای داشتن زندگی بهتر تقویت می‌کند.
پروفسور اوچینو در این باره گفت: مطالعات ما نشان می‌دهد افرادی که حس می‌کنند دیگران آن‌ها را دوست دارند و از جانب آن‌ها پشتیبانی می‌شوند عمر طولانی‌تری دارند. در این میان جنسیت چندان مهم نیست و نرخ مرگ و میر هم در بین زنان و هم در بین مردانی که احساس تنهایی می‌کنند در تمام گروه‌های سنی بالاتر از حد معمول است. 
نقش تنهایی در ابتلا به بیماری‌های مختلف مدت‌هاست که موضوع تحقیقات زیادی بوده است. برای مثال دانشمندان متوجه شدند استرس و فشار روحی ناشی از تنهایی می‌تواند میزان ترشح هورمون‌های خاصی را در بدن افزایش دهد که این عامل در نهایت می‌تواند منجر به رشد تومورهای سرطانی در بدن شود. به این ترتیب خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان تنها بیش‌ از زنان دیگر است.
میزان ابتلا به بیماری‌های قلبی نیز در میان زنان تنها بیش از سایرین است. زنانی که احساس تنهایی میکنند به احتمال 76 درصد بیشتر از دیگر زنان ممکن است در آینده با مشکلات و آسیبهای قلبی روبه رو شوند.
البته اثرات تنهایی محدود به این موارد نمی‌شود. تحقیقات نشان می‌دهد تنهایی می‌تواند فشار خون را در افراد بالای 50 سال افزایش دهد. طبق این تحقیقات رابطه مستقیمی بین تنهایی و افزایش فشار خون در بدن انسان وجود دارد. فشار خون بالا نیز به نوبه خود می‌تواند خطر حمله قلبی و سکته را افزایش داده و روی عملکرد کلیه‌ها نیز تاثیر منفی داشته باشد.
تنهایی مسری است
جالب اینجاست که افرادی که احساس تنهایی میکنند میتوانند احساس خود را مانند بیماری مسری به دیگران انتقال دهند.
دانشمندان دانشگاههای هاروارد ، شیکاگو و کالیفرنیا کشف کردند که افراد تنها تمایل دارند دیدگاه خود در مورد زندگی را به دیگران منتقل کنند و به این ترتیب ‌دوستان خود را نیز دچار مشکلات روحی کنند.
دکتر جان کاسیپو محقق دپارتمان روانشاسی دانشگاه شیکاگو در این باره گفت : ما الگوی شگفت انگیزی را در مورد احساس تنهایی کشف کردیم که باعث میشود افراد تنها به مرور زمان دوستان خود را نیز به این حس مبتلا کرده و از شبکههای اجتماعی دور کنند.
تنهایی میتواند منجر به بیماریهای مختلف ذهنی و روحی شود که در نهایت باعث کوتاه شدن طول عمر انسانها میشود و به همین دلیل مردم باید سریعا این حس را شناسایی کنند و به افراد تنها کمک کنند با دیگر افراد گروه ارتباط برقرار کنند تا این حس آنها به دیگران منتقل نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 15:45  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

لیدی گاگا برنده بزرگ جوایز ام تی وی 2010


 

یکشنبه شب به وقت محلی، مراسم اهدای جوایز موسیقی "ام تی وی" در آمریکا برگزار شد. برنده‌ی بزرگ این شب لیدی گاگا، خواننده‌ی آمریکایی بود که توانست در مجموع از ۱۳ رشته‌ای که در آنها نامزد شده بود، هشت جایزه را از آن خود کند.

 

لیدی گاگا، خواننده‌ی جوان آمریکایی پس از شکستن رکورد داشتن بیشترین شمار طرفدار (بیش از ده میلیون نفر) در سایت فیس‌‌بوک، رکورد تازه‌ی دیگری را در مراسم اهدای جوایز ام تی وی سال ۲۰۱۰ به نام خود ثبت کرد.

  

برای نخستین بار در تاریخ این مراسم، لیدی گاگا نخستین کسی بود که در ۱۳ رشته نامزد دریافت جایزه شده بود. هر چند که او دست آخر توانست هشت جایزه را با خود به خانه ببرد‌، از جمله بهترین موزیک ویدئوی سال برای ترانه‌یBad Romance، بهترین ویدئوی پاپ هنرمند زن و بهترین کارگردانی ویدئو.    

 

ببینید: مراسم اهدای جوایز موسیقی ام تی وی از دریچه‌ی دوربین 

 

لیدی گاگا که علاوه بر ترانه‌ها و موزیک ویدئوهای جنجالی‌اش، به خاطر نحوه‌ی عجیب لباس پوشیدنش نیز شهرت دارد، این بار هم در مراسم ام تی وی با ظاهری منحصر به فرد ظاهر شد و در طول مراسم چندین بار لباس خود را تعویض کرد.

 

وی در هنگام دریافت جایزه‌ی بهترین ویدئوی سال از دست Cher، خواننده‌ی مشهور هموطنش، نام آلبوم بعدیش را اعلام کرد و بخشی از ترانه‌ی اصلی این آلبوم را که Born this way نام دارد، برای طرفدارانش خواند.

 

امینیم، رپر سرشناس آمریکایی نیز که در هشت رشته نامزد دریافت جایزه شده بود، موفق شد تا جایزه‌ی بهترین موزیک ویدئوی هنرمند مرد و ویدئوی سبک هیپ هاپ را برای ترانه‌ی Not Afraid بدست آورد. این خواننده‌ی ۳۷ ساله همچنین همراه با ریانا، در اجرایی مشترک مراسم امسال را افتتاح کرد.

 

جاستین بیبر، خواننده‌ی ۱۶ ساله‌ی کانادایی نیز به عنوان بهترین استعداد جوان خوانندگی امسال انتخاب شد.

 

جوایز ام تی وی امسال برای بیست و هفتمین بار اهدا شدند. این مراسم در سالن تئاتر نوکیا در لس‌آنجلس برگزار شد و اجرای آن را نیز چلسی هندلر، کمدین آمریکایی بر عهده داشت. یک طراح از شهر مونیخ ‌آلمان نیز طراحی صحنه این مراسم را انجام داده بود.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 15:53  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ترکیه پس از رفراندوم به کجا می‌رود؟


 

پس از همه‌پرسی اصلاحات قانون اساسی چه تغییرات و تحولاتی در انتظار ترکیه است؟ آیا ترکیه به ایران و کشورهای مسلمان نزدیک خواهد شد و یا به اتحادیه‌ی اروپا؟ و اصلاحات قانون اساسی ترکیه چه پیامدی برای ایران خواهد داشت؟

 

به نظر خانم کارمن ساغبیل، سرپرست بخش فارسی"رادیو صدای ترکیه"، هنوز اظهارنظردرباره‌ی نتایج قطعی تغییرات اساسی در قانون اساسی زود است.

 

وی در گفت‌وگو با دویچه‌وله اشاره می‌کند: «۲۶ ماده‌ی قانون اساسی از جمله بافت دادگاه قانون اساسی تغییر پیدا خواهد کرد. از این به بعد، کارمندان دولت می‌توانند برای دعاوی اداری خود به دادگاه قانون اساسی شکایت کنند. تغییرات دیگری نیز دربافت دستگاه قضائی وهمچنین پیرامون حقوق زنان و کودکان انجام خواهد گرفت».

 

ساغبیل با استناد به سخنان اردوغان، نخست وزیر ترکیه پس از اعلام نتایج همه‌پرسی، خاطرنشان می‌کند، پس از همه‌پرسی، اکنون درباره‌ی تغییر قانون اساسی ترکیه کارجدیدی آغازخواهد شد.

 

گسست تاریخی ترکیه از قانون اساسی لائیک؟

 

عارف کسگین، کارشناس مرکز استراتژیک ترکیه به دویچه‌وله می‌گوید، جامعه‌ی ترکیه شاهد تغییرات راهبردی است.

 

وی به نظر موافقین و مخالفین اصلاحات قوانین کشورهم اشاره می‌کند: «موافقین همه‌پرسی بر این باورند که تاریخ سیاسی ترکیه در حال شکل‌گیری است و نیروهای دمکراتیک و جامعه مدنی در نظام سیاسی تثبیت پیدا میشوند. مخالفین هم ادعا می‌کنند با پیروزی حزب "عدالت و توسعه" و عقب نشینی نظامیان، اکنون کشور وارد یک دوره‌ی تاریک و اختناق خواهد شد و نتیجه آن تبدیل ترکیه به ایرانی دیگر خواهد بود و دیکتاتوری طیب اردغان شکل خواهد گرفت».

 

کارشناس: جمهوری اسلامی دوم شکل نخواهد گرفت

 

عارف کسگین از مرکز استراتژیک ترکیه در ادامه می‌افزاید: «درست است که حزب عدالت و توسعه با تفکرات لائیک مخالف است و می‌خواهد آن را تغییر دهد. اما این حزب پروژه‌ای به نام جمهوری اسلامی ندارد و نگرش این حزب با جمهوری اسلامی ایران فرق می‌کند.

 

به نظر کسگین، جامعه‌ی ترکیه مذهبی است، ولی این جامعه دولت دینی نمی‌خواهد. وی به نقش و قدرت رسانه‌ها نیز اشاره می‌کند که در این کشور توانمند است. بنظراو اگر اردوغان و حزب عدالت و توسعه به فکر تاسیس یک دولت دینی باشند، جامعه‌ی ترکیه چنین اجازه‌ای را به آنها نخواهد داد.

 

پیامد همه‌پرسی برای ایران

 

برخی از کارشناسان ترک از جمله عارف کسگین از مرکز استراتژیک ترکیه، بر این باورهستند که هرگونه تحولی در ترکیه بر ایران نیز تاثیر خواهد گذاشت.

 

کسگین می‌گوید، حزب عدالت و توسعه خواستار گسترش روابط با ایران است و اکنون این حزب پیروز شده و اردوغان، نخست وزیر ترکیه اعتماد به نفس بیشتری بدست آورده، بنابراین سیاست خارجی خود را ادامه خواهد داد.

 

کسگین نتیجه می‌گیرد، در کوتاه مدت می‌تواند پیروزی اردوغان به نفع ایران باشد، اما در درازمدت این به معنای توسعه‌ی دمکراسی در ترکیه و به نفع مبارزه‌ی دمکراتیک در ایران خواهد بود.

 

شکست سیاست خارجی ترکیه

 

بنظرعارف کسگین سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در قبال ایران شکست خورده‌ است. وی دراین رابطه توضیح می‌دهد: «سیاستی که این حزب دنبال کرد، سبب تیرگی روابط ترکیه با اسرائیل، اتحادیه ‌اروپا و آمریکا شد. ترکیه پس از درگیر شدن در مسئله‌ی اسرائیل و غزه تضعیف شد. راز موفقیت سیاست خارجی ترکیه، حفظ تعادل در مناسبات خود با کشورهای مسلمان منطقه و آمریکا و اسرائیل بود. ولی در ماه‌های اخیر این تعادل از بین رفت و ترکیه بیشتر بسوی ایران و دیگر کشورهای مسلمان گرایش پبدا کرد».

 

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیهرجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه 

 

این کارشناس مرکز استراتژیک ترکیه پیش‌بینی می‌کند که پس از همه‌پرسی،  ترکیه شاهد بحران‌های نسبی در مناسبات خود با آمریکا و اسرائیل خواهد بود.

 

ترکیه بیشتر اسلامی خواهد شد؟

 

بهاءالدین گونگور، رئیس بخش ترکی دویچه‌وله هم پیش‌بینی می‌کند، ترکیه پس ازهمه‌پرسی اصلاحات قانون اساسی، بیشتر گرایش اسلامی پیدا خواهد کرد. به‌نظر او، دمکراسی در ترکیه وسیله‌ای شده است در دست حزب عدالت و توسعه برای رسیدن به اهداف این حزب.

 

گونگور در گفت‌وگو با دویچه دوله همچنین خاطرنشان می‌کند: «ترکیه تا به حال مدل و الگوی خوبی برای "دمکراسی و اسلام" بود که در حال حاضر این مدل با مشکلاتی مواجه شده است. ترکیه کشوری است دمکرات ولی با اسلامی شدن بیشتر این کشورمی‌تواند دمکراسی تضعیف گردد».

 

گنگور نتیجه می‌گیرد که «هویت اسلامی ترکیه تقویت می‌یابد و این سبب اسلامی شدن بیشتر این کشور درآینده خواهد شد». اما این کشور عضو ناتو و نهادهای اداری اتحادیه اروپاست و پس از همه‌پرسی اصلاحات قانون اساسی، شاهد پیدایش یک جمهوری اسلامی دیگر در منطقه نخواهیم بود.

 

از نظرکارشناسانی که با دویچه‌وله صحبت کردند، قانون اساسی ترکیه به دلیل این‌که در زمان کودتای ۱۹۸۰ نظامیان ترکیه نگاشته شده، بایستی تغییر یابد.

 

در عین حال آن‌ها تائید می‌کنند که نگرانی شدیدی از اسلامی شدن بیشتر این کشور وجود دارد. کارمن ساغبیل، سرپرست بخش فارسی رادیو صدای ترکیه نتیجه‌گیری می‌کند:«اکثریت شهروندان ترکیه، به تغییر و اصلاحات قانون اساسی رای مثبت داده‌اند و باید به اراده‌ی مردم احترام گذاشت».

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 15:50  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

وقتی اخلاق دکمه‌ی "سوئیچ آف" دارد


 

بازی‌های کامپیوتری روز به روز پیشرفت می‌کنند و امکان تجربه رفتارهایی را به کاربر می‌دهند که در عالم واقعی مجازات و عواقب درپی دارد. در این میان چه بر سر "اخلاق" می‌آید ومرزهای آن کجاست؟

 

در نوامبر دوهزار و هشت، امی تیلور بیست و هشت ساله، از دیوید، همسر چهل ساله‌ی خود به دلیل رابطه جنسی وی با زنی مجازی و انیمیشن در وب سایت "سکند لایف" جدا شد."سکند لایف" جهان اینترنی خیالی است که به کاربر این امکان را می‌دهد تا "خود دومی" در قالب یک تصویر کارتونی یا الکترونیکی (آواتار) بسازد و زندگی دیگری گاه بسیار متفاوت از زندگی واقعی خود را تجربه کند. امی تیلور بعد از جدایی از همسرش به رسانه‌ها گفته بود:« به صفحه مانیتور همسرم نگاه کردم. آواتار او با آواتار زنی تن‌فروش رابطه‌ی جنسی داشتند. به نظر من این هم خیانت است و به همان اندازه که خیانت در دنیای واقعی آزاردهنده است، دردناک بود.» 

مورد امی تیلور اولین نمونه از اتفاق‌هایی نیست که حاصل به‌هم ریختن مرزهای بین دنیای مجازی و واقعی است. حضور فن‌آوری در زندگی روزمره ‌آنقدر فراگیر و پررنگ شده است و دنیای سایبر آنقدر شبیه‌تر به جهان بیرون، که دیگر آسان نمی‌شود تعریف کرد که اصلاً منظور از "واقع" و "مجاز" چیست.

سعیدرضا عاملی، استادیار گروه ارتباطات دانشگاه تهران در مصاحبه‌ای با همشهری آنلاین  تاکید می‌کند که جهان مجازی دیگر به معنای واقعی یک جهان است؛ یعنی تمام ظرفیت‌های جهان واقعی را در درون خودش تکرار می‌کند. این یک اتفاق نیست. یکی از کلیدی‌ترین اهداف فن‌آوری، خلق و توسعه‌ی بیشتر "واقعیت مجازی" است. اگرچه واقعیت مجازی هیچ فرم و شکل قابل لمس و اعتمادی ندارد، اما نوعی شبیه‌سازی و جایگزینی مجازی دنیای واقعی است. 

واقعیت مجازی فقط به دنبال خلق دوباره‌ی جهان به صورت فضاهای جدید غیر قابل لمس و تخیلی و فانتزی نیست، فن‌آوری تلاش می‌کند فضاهایی بسیار شبیه به واقعیت زندگی روزمره را شبیه‌سازی کند. انگار که همه‌ی این فضا با دنیایی که ما با آن سروکار داریم، ارتباط دارد. انگار که دنیایی تو در تو در دنیای حقیقی ما است. حساب خصیصه‌هایی مثل "اخلاق" که نقش حیاتی در روابط دنیای حقیقی ما دارند در این دنیای "واقعیت مجازی" چیست و مرز و محدوده‌ها کجا؟ 

تعریف‌‌های سرگردان میان دو دنیا

از ارسطو تا کانت، نسل‌های متعدد فیلسوف‌ها از اخلاق و درباره اخلاق می‌نویسند. اما گویا تعریف‌های موجود کفاف دنیای خیره‌کننده‌ی "واقعیت مجازی" را نمی‌دهند. چهارگوشه عالم  پر از بازی‌های کامپیوتری است که پر از تصاویر خشونت، کشتار، تجاوز و شکنجه‌اند. فضای مجازی "فرامکان" و "فرا زمان" است. شاید در نتیجه‌ی همین خصیصه‌هاست  که مصادیق اخلاقی‌ای که  در جهان بیرون پرقدرت و رعایت آنها لازم و ابزار قانونی متعددی برای کنترل رعایت آنها پیش‌بینی شده است، در این فضا قابل کنترل نیستند.

 در دنیای واقعی یا به تعبیر سعیدرضا عاملی "جهان اول" کاربرها، شهروند قانون‌مند دزدی نمی‌کند، دست به شرارت نمی‌زند، کسی را نمی‌کشد و یا ماشین دیگری را نمی‌دزدد. اما همین شهروند قانون‌مدار پای کامپیوتر می‌نشیند، یکی از بازی‌های کامپیوتری پرطرفدار مثل " گرند تفت اوتو"  را "ران" می‌کند، ماشین دیگری را می‌دزدد، با چوب بر سر دیگران می‌کوبد، به پلیس حمله می‌کند و زنجیره‌ای از شرارت‌هایی که در جهان اولش مرتکب آن نمی‌شود را تجربه می‌کند. ازقرار هرچند فن‌آوری در تلاش است تا عناصر جهان واقعی را به خیال و فانتزی گره بزند، اما "اخلاق" در این جهان مجازی دکمه‌ی "سوئیچ آف" دارد. 

"واقعیت" در واقعیت مجازی

بازی کامپیوتری "گرند تفت اوتو" یک هفته پس از ورود به بازار بازی‌های کامپیوتری، پانصد میلیون دلار فروش داشت. بازی که کاربر در آن امکان سرقت، قتل، دزدی و خشونت فیزیکی دارد.

در جهان اینترنتی "سکند لایف"، کاربرها نه تنها می‌توانند سراغ روسپی‌ها بروند و با پرداخت لیندن(واحد پول این جهان خیالی) رابطه‌ی جنسی با  آنها داشته باشند، که حتا می‌توانند سکس با کودک را تجربه کنند. کار فقط وقتی بالا گرفت که عده‌ای از شهروندان این دنیای خیالی، عکس رابطه‌ی جنسی خود با کودکان در "سکند لایف" را در اینترنت منتشر و پخش کردند. بعد از آن بود که صاحبان "سکند لایف" به کاربران اخطار دادند و این عمل را در تضاد با "اخلاق" سایبری دانستند، عده‌ای از کاربران مدعی شدند که اگر کشتار و خشونت در دنیای سایبر مجاز است، چرا سکس با کودک مجاز نباشد؟ دیگران از این هم پیش‌تر رفتند و نوشتند صاحبان این جهان اینترنتی خیالی حق برخورد یا ایجاد محدودیت برای افراد بالغی که می‌خواهند خود را اینگونه در این جهان ارضا کنند، ندارند.

 "اخلاق" را چه کسی و با چه اصولی می‌تواند در این گستره‌ی مجازی تعریف کند؟ 

روان‌شناسان می‌گویند تخیل ریشه در ناخوداگاه دارند، جایی که آرزوها و هوس‌های پنهان انسان‌ها که گاه به آن آگاه نیز نیستند جولان می‌دهند. پس می‌توان پرسید چه تفاوتی میان "واقعیت" و "ادراک" وجود دارد؟  تعداد فزاینده‌ای از کارشناسان علوم اجتماعی حالا از درگیرشدن بسیار کاربران با دنیای مجازی و قطع ارتباط آنها با دنیای واقعی و تلفیق عناصر و رفتارهای مختص هردنیا در دیگری ابراز نگرانی می‌کنند. آنها می‌گویند زندگی با نقاب متفاوت یا شیوه رفتاری بسیار متفاوت از دنیای واقعی، می‌تواند گونه‌ای از دوگانگی شخصیت را برای کاربر به دنبال داشته باشد و فرد را از زندگی اول جدا کند. خشونت و کشتار بازی‌های کامپیوتری دلیل تهییج کننده‌ی عاملان جنایت‌هایی مثل کشتار دانش‌جویان دانشگاه ویرجینیاتک یا کشتار دانش‌آموزان مدرسه‌ای در شهر ارفورت آلمان بود. فاجعه‌هایی از این دست نشان دادند که نگرانی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان بی‌جا نبود؛ مرز "اخلاق" در این جهان "واقعیت مجازی" روشن نیست.

از قرار همان‌طور که زمانی ژول ورن، نویسنده‌ی معروف فرانسوی گفت:« هرآنچه را که یک نفر تصور کند، دیگرانی می‌توانند به واقعیت تبدیل کنند و در واقعیت به عمل رسانند.»، دو جهان اول و دوم آنقدر در حال هم‌پوشان و درگیرشدن در هم‌اند که انگار عصبانیت امی تیلور از خیانت همسرش با یک آواتار مجازی به تدریج به نظر خیلی عجیب نخواهد آمد.

وقتی بازی "گرند تفت اوتو" ظرف یک هفته پانصد میلیون دلار فروش دارد، نشان از واقعیتی انکارناپذیر دارد: عده زیادی از کاربران هستند که تمایل دارند چارچوب مورد توافق اکثریت جوامع درباره‌ی "اخلاق" را در دنیای خیال زیرپا بگذراند و دست به "بی‌اخلاقی" سایبری بزنند. شاید نتیجه‌ی این واقعیت انکارناپذیر، کوبیدن مهر"اخلاق" جهان واقعیت بر جهان خیال و فانتزی باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 15:49  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

خشونت‌های مجازی، کودکان حقیقی


 

سازمان ملل متحد می‌گوید خشونت سایبری علیه کودکان در زمره‌ی جدی‌ترین خشونت‌هایی است که کودکان نسل جدید در معرض آن قرار دارند. تحقیقات محققان این گزارش سازمان ملل متحد را رد نمی‌کند، اما یافته‌های دیگری را نیز نشان می‌دهد.

 

بیست و ششم آوریل سال ۲۰۰۲، رابرت اشتاین هویزر نوزده ساله  مسلح وارد مدرسه‌ای در شهر ارفورت  آلمان شد و هفده دانش‌آموز و یک مامور پلیس را به قتل رساند. او قبل از آنکه  وارد راهروی مدرسه شود، به دست‌شویی رفت، لباس خود را با یک لباس مشابه لباس لاک‌پشت‌های نینجا عوض کرد و بعد وارد راهروهای مدرسه شد و جنایت وحشیانه‌ای را رقم زد.

این واقعه، اولین اتفاق از این دست نبود که  نوجوانی تحت‌تاثیر تصویرهای خشن و با تقلید از شخصیت‌های انیمیشن در فضای مجازی یا بازی‌های کامپیوتری به خشونتی این چنین دست می‌زد. مرز بین جهان واقعی و مجازی کجاست؟ چندین سال قبل، دکتر سعیدرضا عاملی در تعریف مرز میان این دو جهان گفته بود: « جهان اول(واقعی) جایی است که در آن زندگی و فعالیت اجتماعی جریان دارد و جهان دوم(مجازی) جایی است که انسان را در مواجه با واقعیت‌های مجازی قرار می‌دهد.» اما حالا با رشد و گسترش مداوم فن‌آوری، کاربران از هر گروه سنی، وقت بیشتری را پای کامپیوتر و در اینترنت می‌گذرانند و زندگی دوم یا مجازی آنها، پیوند عمیق‌تر و حضور پررنگ‌تری با و در جهان اول آنها دارد. شاید حالا دیگر نتوان به روشنی مرز میان جهان اول و دوم کاربران را تعریف کرد. 
اشاعه‌ی خشونت: واقعیت یا تبلیغ؟ 
تحقیق سازمان ملل  درباره "خشونت علیه کودکان" در سال ۲۰۰۶، "خشونت سایبری علیه کودکان" را در زمره‌ی جدی‌ترین خشونت‌های عصر علیه کودکان قرار می‌دهد و تاکید می‌کند که فن‌آوری‌های تازه می‌تواند آسیب‌های جسمی و روحی و روانی جدی را  برای کودکان و نوجوانان به بار بیاورد. سازمان ملل خشون‍‌ت‌های عیان بازی‌های کامپیوتری را در کنار مواردی چون پورنوگرافی و دسترسی کودکان به محتوای نامناسب، در زمره رایج‌ترین خشونت‌هایی ذکر می‌کند که کودک می‌تواند در معرض آن قرارگیرد.

اما از طرفی، نتایج تحقیقات یک گروه محقق دانشگاه هاروارد بر روی ۱۲۰۰ نوجوان آمریکایی تفاوت‌های بارزی با گزارش سازمان ملل نشان می‌دهد. محققان این تحقیق می‌گویند هرچند کودکان و نوجوانانی که بازی‌های کامپیوتری خشونت‌بار انجام می‌دهند، ۵۱ درصد بیشتر از سایر کودکان به دعوا و درگیری تمایل دارند، اما همین تحقیقات نشان می‌دهد که پیش‌زمینه‌های این نوجوانان برای درگیری، موارد دیگری بوده‌اند که ربط  مستقیمی به بازی‌های کامپیوتری ندارند. 
شادی رامز، روان‌ درمان‌گر مقیم کانادا شادی رامز، روان‌ درمان‌گر مقیم کاناداشادی رامز، روان‌درمان‌گر مقیم کانادا به  دویچه‌وله می‌گوید: «کودکان و نوجوانان الگوسازی می‌کنند و به الگو نیاز دارند. کودکی که مدام از بازی‌های خشن کامپیوتری استفاده می‌کند، به دیدن صحنه‌های خشن مثل خون‌ریزی عادت می‌کند. تجربه و تحقیق‌ها نشان می‌دهد که حس همدردی این گروه از کودکان و نوجوانان کمتر از هم‌سالان دیگر آنهاست، چرا که همدردی در دسته احساساتی است که باید آن را پرورش داد». 
به گفته‌ی شادی رامز، آمار نشان می‌دهد که پیش‌زمینه‌های خشونت می‌تواند ریشه در عوامل دیگری داشته باشد. او می‌گوید آمار نشان می‌دهد که فیلم‌ها و بازی‌های خشن کامپیوتری  بیشتر وارد خانه‌هایی می‌شوند که در آن‌ها نظارت مناسب بر روی کودک و نوجوان نیست و یا خانواده درک کافی از امکانات مناسب سن کودک ندارد. بنا به گفته‌ی این روان درمان‌گر، در چنین خانواده‌هایی معمولن حضور این صحنه‌های خشن به عنوان یک شیوه‌ی زندگی و یک رفتار عادی محسوب می‌شود و خانواده شاید اصلن از این‌که کودک در معرض خشونت است احساس نگرانی هم نکند.
آن روی سکه 

حضور و رشد روزافزون بازی‌های کامپیوتری بیش از پیش نشان می‌دهد که این بازی‌ها با دو ویژگی «غوطه‌ورسازی» و «تعامل»، افراد و به خصوص کودکان و نوجوانان را به جهان مجازی می‌برد. در سال ۲۰۰۸، محققان د انشگاه ویسکانسین اعلام کردند که بازی‌های ویدیویی گروهی و بازی‌های آنلاین در وب‌سایت‌های با محور و مشارکت بالای کاربران، می‌تواند باعث افزایش مهارت حل مساله و روند اجتماعی شدن کودک شود. 

شادی رامز می‌گوید: « بازی‌های کامپیوتری و آنلاین، می‌تواند سرعت عکس‌العمل و توانایی انجام همزمان چند فعالیت را در کودک و نوجوان افزایش دهد. اما تمرکز کودک را کاهش داده و به روند اجتماعی شدن کودک صدمه می‌زند. برای مثال، بچه‌هایی که زیاد پای کامپیوتر می‌نشینند، کمتر کتاب می‌خوانند و یا گاهی یک مکالمه روزمره‌ی عادی  رابه دشواری پیش می‌برند.»
بازی‌های کامپیوتری در خدمت فرهنگ‌پذیری 

یکی از ویژگی‌های بازی‌های کامپیوتری توانایی آن در فرهنگ‌پذیری و فرهنگ‌پذیری مجدد است.  رامز در توضیح این جنبه تاکید می‌کند: « خشونت تعریف گسترده‌ای دارد. هر عملی که حاصلش "بدرفتاری" از هرنوع باشد، می‌تواند در گروه خشونت جا بگیرد.  شاید یک بازی در ظاهر هیچ صحنه‌ی خشنی نداشته باشد، اما برای مثال به شیوه‌ی غیرمستقیم رفتار ضدزن را ترویج یا تشویق کند. برای مثال سالهاست که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به این شیوه‌ی غیرمستقیم رفتار ضد زن یا پروپاگاندای خود را در ذهن بیننده – از کودک تا بزرگ‌سال- القا می‌کند.»  خشونت و پرخاش‌‌گری شاید بارزترین صدمه‌ی استفاده‌ی بی‌رویه کودکان از بازی‌های کامپیوتری یا آنلاین باشد، اما تنها صدمه نیست. 
وقتی رابرت اشتاین هویزر جنایت ارفورت را مرتکب شد، بحث‌های متعددی در جامعه‌ی آلمان و کشورهای دیگر درگرفت که باید استفاده از بازی‌های کامپیوتری برای کودک و نوجوان را محدود یا ممنوع کرد و بسیاری اشاعه‌ی خشونت میان افراد زیر هجده سال را نتیجه‌ی بارز رواج روزافزون بازی‌های کامپیوتری میان کودکان و نوجوانان دانستند. کارشناسان معتقدند اعمال محدودیت‌های فنی برای جلوگیری از دسترسی کودکان به بازی‌های پرخشونت آنلاین یا کامپیوتری کار چندان آسانی نیست و عطش اشتیاق آنها را نیز بیشتر خواهد کرد. از سوی دیگر، نمی‌توان پیش‌زمینه‌های بروز خشونت ناشی از خانواده و اجتماع را نادیده گرفت و شاید به قول جیم گامبل، مدیر سازمان "حمایت از کودکان در اینترنت " نمی‌شود فن‌آوری را مقصر دانست و بار مسئولیت دولت‌ها و خانواده‌ها را بر دوش فن‌آوری انداخت و از نقش اجتماعی خود سلب مسئولیت کرد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 15:38  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

تاثیر شگفت‌انیز شبه‌دارو


 

عملکرد شبه‌داروها (Placebo) در علم پزشکی هنوز کاملا روشن نیست. شبه‌داروها درد را کم می‌کنند، افسردگی را از بین می‌برند و از لرزش بیماران پارکینسون می‌کاهند. این پدیده قدیمی و در عین حال عجیب و اسرارآمیز است.

 

دانش درباره‌ی شبه‌داروها قدمتی بسیار دارد. تحقیقات در این مورد به بزرگترین اسرار طبیعت مربوط می‌شوند. به گفته‌ی افلاطون، فیلسوف یونانی، درمان زمانی امکان‌پذیر است که بیمار به تأثیر دارو باور داشته باشد . این باور به تاثیر دارو است که باعث کارکرد درمانی یک شبه‌دارو (Placebo) می‌شود.

 

گوستاو دوبوس پزشک داخلی از درمانگاه طب گیاهی شهر اسن در آلمان می‌گوید: «در واقع شبه‌دارو یک "دارونما" است». او می‌افزاید: «یک جراحی غیر واقعی مثل معالجه‌ای است که در جریان آن در اصل نه اشعه‌ی لیزر، بلکه نوری که تنها قرمز است، پخش می‌شود. در نتیجه یک شبه‌دارو از نظر ظاهری کاملا شبیه اصل داروست، اما ماده‌های تاثیرگذار را در برندارد».

 

تزریق نمک به‌جای مورفیوم

 

یک شبه‌دارو از نظر ظاهری کاملا شبیه اصل داروست یک شبه‌دارو از نظر ظاهری کاملا شبیه اصل داروستعملکرد یک شبه‌دارو با علم پزشکی که مبنی بر تحقیقات دقیق است، مطابقت ندارد. به همین خاطر بسیاری از پزشکان، شبه‌دارو را، از زمانی که وارد متون پزشکی شد، مورد تمسخر قرار دادند. اما با این همه شبه‌دارو تاثیر خود را می‌گذارد. برای مثال تجربه‌ی یک پزشک ارتش در آمریکا در جنگ جهانی دوم تاثیر شبه‌دارو را اثبات می‌کند.

 

در روزهای اول شلوغی جنگ، داروی مورفیوم ارتش تمام شده بود، اما آن پزشک می‌بایست صدها سرباز زخمی‌شده را با این دارو تسکین بدهد. در این جریان، او به یکی از سربازان خود به جای مورفیوم آمپول نمک تزریق کرده و به او گفته بود که مورفیوم است. جالب این است که تمام سربازانی که این پزشک به آنها آمپول نمک تزریق کرده بود، دردشان کمتر شده بود.

 

در این‌جا این پرسش پیش می‌آید که چگونه می‌شود که نمک همان تاثیر مورفیوم را در بدن داشته باشد. گوستاو دوبوس توضیح می‌دهد: «برخی می‌گویند که این، یک نوع "خوددرمانی" است. اما به نظر من کارکرد شبه‌دارو به انتظار بیمار مربوط می‌شود».

 

هنگام ورود شبه‌دارو به بدن بیمار، در رگ‌های مغز یک سری مکانیزم‌ فعال می‌شود هنگام ورود شبه‌دارو به بدن بیمار، در رگ‌های مغز یک سری مکانیزم‌ فعال می‌شودروبرت یوته، مدیر موسسه‌ی تاریخ پزشکی از «بنیاد روبرت بوش» توضیح می‌دهد: «توسط تکنولوژی جدید ما می‌توانیم مشاهده کنیم که هنگام ورود شبه‌دارو به بدن، در مغز بیماراتفاقاتی می‌افتد. این نشان می‌دهد که شبه‌دارو چیزی فراتر ازتلقین است».

 

مانفرد شدلووسکی، یکی از محققان شبه‌دارو و مدیر موسسه روان‌شناسی پزشکی در دانشگاه اسن، عملکرد شبه‌دارو را چنین توصیف می‌کند: «با این برداشت بیمار که "من دارویی مصرف می‌کنم که دردم را کم می‌کند" در رگ‌های مغز انسان فرایندهایی به جریان می‌افتند که منجر به ترشح زیاد مورفیوم خود بدن می‌شوند. این ترشح از درد بیمار می‌کاهد».

 

پذیرش تدریجی شبه‌دارو برای درمان پزشکی

 

در این میان، شورای علمی کانون پزشکان آلمان طی بیانیه‌ای در ماه ژوئیه سال جاری از استفاده از شبه‌داروها استقبال کرده است.

 

روبرت یوته در این‌باره می‌گوید: «به دلیل آنکه تاثیر شبه‌دارو در هر معالجه‌ای ممکن است، مهم و لازم است که پزشکان حتی در دوران دانشگاهی خود و همچنین در سمینارهای پس از آن، معلومات کامل درمورد عملکرد شبه‌داروها را کسب کنند».

 

پس از سال‌ها تمسخر و بی‌اعتنایی، شبه‌داروها به تدریج وارد علم پزشکی مدرن می‌شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 15:23  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

پادشاهی که گارد حفاظتی‌اش ۴۰۰ دختر مجرد است


معمر در زبان عربی به معنای مهندس است و معمولا توسط افراد قبل از نام خانوادگی افراد تحصیل کرده در رشته مهندسی عمران و ساختمان بکار میرود ، اینکه ایا نام کوچک پادشاه لیبی معمر است و یا این واژه لقب او است معلوم نیست ، ولی آنچه مسلم است پادشاه هشتاد و چند ساله لیبی که مانند هنرپیشه های سینمایی هر روز گریم می کند دارای رفتارهای عجیبی است ، مثلا گفته می شود او تا کنون در هیچ یک از دیدارهای رسمی یک لباس را دو بار نپوشیده است ، حال بماند که هر یک از لباسهای ایشان حکایت خاص خود را دارد و یا ایشان در اجلاس چند روز پیش سازمان ملل در نیویورک بجای استفاده از پانزده دقیقه وقت اختصاصی خود یکصد دقیقه سخنرانی نمود که بیش از نود دقیقه آن فحش و ناسزا بود. بطوریکه مترجم وی پس از سی و پنج دقیقه ترجمه همزمان کم آورد و شخص دیگری جایگزین او شد.
g6
بد نیست بدانید سالها است که او جز در کاخ خودش در هیچ عمارت دیگری اقامت نمی کند و هر گاه برای سفرهای خارجی به دعوت روسای کشورهای دیگر به خارج از لیبی سفر میکند چادر و خیمه و خدم و حشم فراوان خود را به همراه می برد .
چند سال پیش در سفر به فرانسه در فضای سبز کاخ الیزه (یا ورسای) خیمه و بارگاه خود را برپا نمود و سوژه مناسبی برای خبرنگاران و مطبوعات شد و شایعات فراوانی را به دنبال داشت در سفر اخیر به نیویورک هم ابتدا در پارک ملی نیویورک چادر زدند که ماموران پلیس به دنبال اعتراض برخی از اهالی مبنی بر امنیتی شدن فضای پارک پلیس هیئت لیبیایی را مجبور به جمع کردن خیمه ها نمود و نهایتا هیئت لیبیایی فضای سبز چند هکتاری منزل یکی از ثروتمندان را در حومه نیویورک به مبلغ گزافی برای چند روز اجاره نمود و آنها چادر پادشاه لیبی را در این ملک برپا نمودند.

g2

آنچه مسلم است پادشاه لیبی در سن هشتاد سالگی بسیار علاقه دارد که سوژه مطبوعات و رسانه ها باشد ولی شاید از همه جالب تر کادر حفاظتی و محافظین وی باشد ، کادر حفاظتی وی که بسیار ورزیده و جوان بوده پس از آزمونهای فراوان و گذراندن دوره های سخت انتخاب شده و بیش از چهارصد نفر می باشند که در شیفت های چهل نفره مسئول حفاظت از جان وی را برعهده دارند و در سفر نیویورک هنگامی که پادشاه لیبی برای خرید سوغاتی به یکی از فروشگاههای شهر نیویورک رفته بود این کاروان چهل نفره (البته به همراه تعداد بیشمار پلیسهای محلی) باعث راه بندان و ایجاد ترافیک در شهر نیویورک شد.

کادر حفاظتی ایشان که بر خلاف دیگر محافظین هیچگاه لباس شخصی (در حال شیفت و محافظت) نمی پوشند همگی از میان دختران مجرد انتخاب شده اند و تا زمانی که در خدمت هستند حق ازدواج ندارند.

g1

g3

g4

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 15:22  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

قزل‌آلای دستکاری شده ژنتیکی بخوریم یا نخوریم؟



 آیا حیوانات تراریخته یا دستکاری شده‌ ژنتیکی باید به بازار مواد غذایی بیایند یا نه. اگر آری، ماهی قزل‌آلا اولین گزینه خواهد بود. این ماهی بزرگ‌تر از قزل‌آلای معمولی نیست، اما سرعت رشدش دو برابر است.

 سال‌ها است که با پیشرفت‌های سریع مهندسی ژنتیک و فناوری زیستی، انواع و اقسام حیواناتی که دستکاری ژنتیکی شده‌اند،‌ به وجود آمده‌اند. در اغلب این موجودات، تلاش شده‌ که نقص‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و مانند آن اصلاح شود،‌ مثل گاوهایی که نسبت به جنون گاوی مصونیت دارند. همچنین در بسیاری موارد مطالعات رو به افزایش سرعت رشد و در واقع اقتصادی‌تر کردن تولید مواد غذایی حیوانی رفته‌اند.

اما حالا این بحث به وجود آمده که آیا وقت آن رسیده که حیوانات دستکاری شده وارد برنامه غذایی مردم شوند؟ یک دهه پاسخ این سوال نه بود،‌ اما این ماه قرار است که در مورد ماهی قزل‌آلای دستکاری شده تصمیم گرفته شود.

بر اساس گزارش تکنولوژی‌ریویو، این ماهی قزل‌آلا در نهایت بزرگ‌تر از ماهی‌های قزل‌آلای معمولی نخواهند بود اما سرعت رشد آن دو برابر است. آن‌ها ژن رشدی از یک گونه ماهی دیگر دارند که در طول سال اول زندگی‌شان با افزایش هورمون رشد، آن‌ها را به سرعت به اندازه‌ای می‌رساند که برای فروش در بازار مناسب هستند. همچنین ژن دیگری از ماهی سومی، این رشد سریع را به موقع متوقف می‌کند.

در این تصویر،‌ ماهی پشتی دستکاری ژنتیکی شده است. هر دو ماهی هم‌سن هستند، اما سرعت رشد ماهی دستکاری شده دو برابر است. ماهی جلویی یک سال دیگر به این اندازه خواهد رسید.

اما اگر با این نظر موافقت شود، مردم چه عکس‌العملی خواهند داشت؟ امروزه دیگر کسی به مصرف سبزیجاتی که از نظر ژنتیکی دستکاری شده‌اند اهمیتی نمی‌دهد و مصرف آن‌ها بعد از یک دهه خیلی عادی شده است. اما اگر ماهی را با برچسب دستکاری ژنتیکی به بازار بیاورند، مردم استقبال می‌کنند یا برعکس آن را نمی‌خرند؟

به علاوه اگر فروش این قزل‌آلا تایید شود، تخم آن‌ها به مراکز پرورش ماهی ارسال خواهد شد و برخی نگرانند که اگر یکی از این ماهی‌ها فرار کند، می‌تواند با رساندن خود به آب‌های آزاد، روی ژنتیک طبیعی ماهیان آزاد تاثیر بگذارد.

با وجود همه این نگرانی‌ها، این ماهیان جدید می‌توانند خیلی اقتصادی‌تر باشند. باید دید نتیجه این تصمیم‌گیری که به زودی اعلام می‌شود چه خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 14:57  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

انتخاب دشوار ترکیه


رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه

نخست وزیر ترکیه نزدیک یکی دهه است که جایگاه حزبش را با موفقیت حفظ کرده است

آری یا نه؟ امروز مردم ترکیه باید یکی از این دو را انتخاب کنند تا تکلیف اصلاحات قانون اساسی کشورشان روشن شود.

قانون فعلی، میراث نظامیان است. این قانون دو سال بعد از کودتای ۱۹۸۰ از سوی دولت ژنرال کنعان اورن تدوین شد. هرچند تا کنون چندین بار برخی مفاد این قانون تغییر کرده، اما این اولین بار است که با اصلاحات نسبتا گسترده تری، قانون اساسی ترکیه به همه پرسی گذاشته می شود.

سردمدار این اصلاحات، دولت رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه است.

آقای اردوغان می گوید متن پیشنهادی دولتش می تواند ترکیه را برای همیشه از سلطه نظامیان رهایی بخشد. هرچند در ابتدای راه، احزاب رقیب و مخالف حزب حاکم عدالت و توسعه هم موافق تغییر قوانین به جا مانده از کودتا بودند، دیری نگذشت که همه آنها، اصلاحات دولت را به چالش کشیده و از همراهی در این مسیر انصراف دادند.

در این میان احزاب سکولار مانند حزب جمهوری خلق و کردها مهمترین گروههایی هستند که آقای اردوغان را در اصلاحات مورد نظرش تنها گذاشتند. البته هر دلایل خاص خود را داشتند.

جناح سکولار که جمهوری خلق در راس آنهاست، معتقدند که تغییرات پیشنهادی تنها بر اساس منافع حزب عدالت و توسعه نوشته شده و قدرت بیش از حدی به دولت برای تقابل با قوه قضاییه می دهد.

علت این ادعای آنها تغییراتی است که این اصلاحات در ساختار دادگاه قانون اساسی این کشور به وجود خواهد آورد. دادگاهی که اعضایش همواره از میان حامیان سرسخت سکولاریسم انتخاب شده و تا کنون جایگاه قدرتمندی در این کشور داشته است.

اما رابطه این دادگاه و دولت آقای اردوغان از همان ابتدا چندان مطلوب نبود و به عبارتی آبشان به یک جوی نرفت.

کمال قلیچ دار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق

کمال قلیچ دار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق می‌گوید اردوغان سعی دارد جایگاه خود و حزبش را تضمین کند

در سال ۲۰۰۸ همین نهاد، دولت را به نادیده گرفتن و به خطر انداختن نظام لاییک ترکیه متهم کرد و در صدد انحلال حزب حاکم بر آمد. پس از آن هم هر از گاهی با هشدارهایی، وجود خود را به دولت گوشزد کرد.

احزاب مخالف در بسیاری از موارد همچون بحث ریاست جمهوری عبدالله گل و هر آنچه که به نظرشان اقدامی برای قدرت گرفتن بیش از پیش اسلام گرایان می آمد، دست به دامن این دادگاه شدند.

حالا دولت قصد دارد با ایجاد تغییراتی درترکیب دادگاه، نفوذ قضات را در آن کمتر کند، بدین ترتیب که تعداد اعضای آن را از یازده قاضی اصلی و چهار علی البدل به مجموع هفده قاضی افزایش دهد.

در حال حاضر رییس جمهور ترکیه، ۳ عضو را منصوب کرده و بقیه را از میان فهرستی که کمیته عالی قضات تهیه کرده، انتخاب می کند. اما در الحاقیه پیشنهادی، مجلس سه تن از اعضای دادگاه را انتخاب کرده و رییس جمهوری باقی قضات را از میان نامزدهایی که توسط دادگاه های مختلف پیشنهاد شده، بر می گزیند.

بدین ترتیب کنترل رییس جمهور بر این نهاد افزایش می یابد که با توجه به اینکه رییس جمهوری فعلی یعنی عبدالله گل، عضو حزب عدالت و توسعه است، چنین تغییری خوشایند مخالفان دولت نیست.

کمال قلیچ دار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق می گوید آقای اردوغان سعی دارد جایگاه خود و حزبش را تضمین کند و به همین دلیل برای این همه پرسی این قدر دست و پا می زند.

او با اشاره به گرایشات اسلامی حزب عدالت و توسعه می افزاید: "آقای اردوغان می داند که به دنبال چیست. او می خواهد جای پای اسلام گرایان را محکم تر کند و می داند با وجود دادگاه قانون اساسی به این شکل همواره با خطر تعطیلی حزبش مواجه است. پس خواسته خود را زیر پوشش اصلاحات و با شعارهای دلخوش کن مانند "دفع کودتاچیان" و غیره پنهان می کند تا به مرادش برسد."

رای اعتماد برای آقای اردوغان

گذشته از این مسایل، سایه های تردیدهای بخشی از جامعه ترکیه به عملکرد و اهداف حزب عدالت و توسعه سنگینی می کند. این شک و شبهه ها از زمان روی کار آمدن این حزب همواره وجود داشته اما در این همه پرسی اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. برخی از مردم توجه چندانی به بخش فنی ماجرای اصلاحات ندارند، آنها به طور مشخص نمی دانند آیا باید به آقای نخست وزیر اعتماد کنند یا نه؟

زمانی که حزب عدالت و توسعه بر مسند قدرت نشست، با شعارهای اصلاح طلبانه و برداشتن گام هایی در جهت اصلاحات، حامیان بسیاری به ویژه در میان روشنفکران حتی حامیان لاییسم بدست آورد، اما به مرور با برخی برخوردها مانند شکایت مکرر از مطبوعات و یا به دادگاه کشاندن آنها و حرکاتی از این دست این طرفداران را از خود دور کرد.

رجب طیب اردوغان

برخی از مردم نمی دانند که آیا باید به آقای نخست وزیر اعتماد کنند یا نه؟

اجه تملکوران روزنامه نگار و ستون نویس روزنامه خبر ترکیه در این باره می گوید: "آقای اردوغان به رغم هشت سال زمام داری هنوز نتوانسته بخشی از جامعه را در باره صداقتش در اصلاحات به نفع همه گروهها اثبات کنند. منش اسلام گرایانه و گاه شیوه نه چندان خوشایندش در مقابل مخالفان این تردید را برای برخی به وجود آورده که آیا ترکیه به سوی کودتای اسلامی می رود؟"

به نظر خانم تملکوران این یکی از بزرگترین تردید ها در این همه پرسی خواهد بود.

در واقع برخی از رای های "نه" در این همه پرسی نه برای مخالفت با اصلاحات که احتمالا به خاطر همین بی اعتمادی باشد. برای همین، این رای گیری تنها آری یا خیر گفتن به تغییرات نخواهد بود در عین حال محکی خواهد بود برای سنجش میزان محبوبیت و اعتماد عمومی به آقای اردوغان.

نخست وزیر ترکیه نزدیک یکی دهه است که جایگاه حزبش را با موفقیت حفظ کرده اما به نظر این اولین آزمون سختی است که او در طی این سالها با آن مواجه شده است.

نزدیکی انتخابات عمومی که در مدت زمانی کمتر از یک سال قرار است برگزار شود هم هیجان و نگرانی دولت عدالت توسعه را دو چندان کرده است.

نظر سنجی ها از رقابت شانه به شانه موافقان و مخالفان در همه پرسی حکایت می کنند اما آقای اردوغان برای نشان دادن اقتدارش، نیازمند رایی مناسب با فاصله مقبول از مخالفان است تا ثابت کند هنوز خیلی ها از او و اصلاحاتش حمایت می کنند.

کردها؛ قهر با همه پرسی

هواداران حزب کردی

حزب کردی "صلح و دموکراسی" در ترکیه از طرفدارانشان خواسته که امروز پای صندوق های رای نروند

شعار "وداع با کودتا" که نخست وزیر ترکیه برای جلب حمایت از اصلاحاتش سر داده بود، از همان اول مقبول کردهای این کشور قرار گرفت چرا که آنها یکی از قربانیان اصلی حکومت نظامیان بودند و هنوز با آثار آن در حال دست و پنجه نرم کردن هستند.

اما آنها هم در میانه راه از همراهی با دولت دلسرد شدند. علت این یاس، مخالفتی بود که دولت با کاهش یا حذف سد ده درصدی آرا برای ورود به مجلس در انتخابات عمومی نشان داد.

بر اساس قوانین ترکیه هر حزب باید حداقل ده درصد آرا را بدست آورد تا بتواند به صورت گروهی وارد مجلس شود و این برای کردها همواره سد راه بوده است. آنها ناچار به صورت انفرادی وارد پارلمان شده و آنجا تشکیل گروه می دهند.

حزب کردی "صلح و دموکراسی" که جانشین حزب منحل شده "جامعه دموکراتیک" شده، تا چندی پیش از آغاز تبلیغات برای همه پرسی در این باره با دولت رایزنی کرد اما همچنان با پاسخ "نه" مواجه شد. با این حال آنها در این همه پرسی قصد ندارند "نه" بگویند چرا که این "نه" ممکن است "آری" گفتن به قانون اساسی دولت کودتا تعبیر شود.

سردمداران حزب از طرفدارانشان خواسته اند که امروز پای صندوق های رای نروند. از این منظر هم، نتیجه حاصل از مناطق کرد نشین جنوب شرقی از حساسیت خاصی برخوردار است. اگر از این مناطق رای "آری" با تعداد مناسبی سر از صندوق درآورد، می تواند نشانه ای شود از موفقیت دولت آقای اردوغان در کسب اعتماد بزرگترین اقلیت قومی این کشور و در عین حال شکستی برای حزب "صلح و دموکراسی" در جلب حمایت مردمانش.

تصمیم سخت

عکس هایی از کشته شدگان در دوران حکومت نظامیان در ترکیه

امروز سی امین سالگرد کودتای نظامیان در ترکیه است. هزاران نفر در این دوران کشته و ناپدید شدند

امروز سی امین سالگرد کودتاست. دولت می گوید امروز می شود دوران نظامی گری را در تابوت گذاشت اما همه آنچه گفته شد، دست به دست هم داده تا برخی از کسانی که در آن دوران شکنجه شده و در حجره های زندان، جوانی شان را فراموش کرده اند نیز نتوانند به آسانی تصمیم بگیرند.

بعضی از آنها می گویند هیچ چیز چشمگیری در این قوانین عوض نشده، هنوز هم بازداشتهای طولانی، شکنجه های مدرن و محدودیت ها در آزادی اندیشه و بیان ادامه دارد.

بسیاری دراین گروه مانند خانم سزامیس حروز، از اولین بازداشت شدگان بعد از کودتا در تفسیر احساساتش درباره این همه پرسی بر سر دو راهی مانده اند.

خانم سزامیس می گوید "به نظر من این اصلاحات نقابی است بر همان قوانین قبلی اما نمی دانم چه طور اگر "نه" بگویم خودم را ببخشم."

او می گوید تا لحظه آخر می خواهد فکر کند و می ترسد از اینکه با دست خود، تن به ادامه دوران کودتا بدهد و این وجدانش را ناراحت خواهد کرد. اما می افزاید که از همراهی با دولت اسلامگرا هم خوشنود نخواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 14:49  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

1262 میلیارد تومان هزینه هر روز تعطیل برای اقتصاد ملی


1262 میلیارد تومان هزینه هر روز تعطیل برای اقتصاد ملی
تعطیلاتی که نفت دود می کند


  هر روز تعطیلات اضافه بر تقویم در سال جاری 1262میلیارد تومان به اقتصاد کشور زیان وارد می کند.

  تعطیلات رسمی کشور در حال حاضر بالغ بر 77 روز است که در تقویم های سالانه ثبت می شود، این تعطیلات شامل 52 روز جمعه و 25 روز تعطیلات مناسبتی است که در برخی از سالها به دلیل تطابق تعطیلات مناسبتی با تعطیلات اخر هفته تعداد این تعطیلات کاهش پیدا می کند ولی چند سالی است که تعطیل روز های بین التعطیلات به سنت تبدیل واین توقع را در مردم ایجاد کرده است که این ایام را از پیش تعطیل می دانند.

این مسئله باعث شده است ایام تعطیلات در کشور از مرز روزهای ثبت شده در تقویم ها فراتر برود و این مسئله از سوی کارشناسان اقتصادی به یک واقعه بد برای اقتصاد ملی تعبیر می شود زیرا هرچه تعطیلات افزایش پیدا کند در عمل میران تولید در کشور کاهش پیدا می کند و در عمل ایجاد ارزش افزوده را در عرصه ملی کاهش می دهد و اولین دستاورد این وضعیت وابستگی بیشتر اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی از یک سو واز سوی دیگر افزایش سهم دولت (به عنوان متولی درآمدهای نفتی) در تولید ناخالص ملی را به دنبال دارد.

محاسبه زیان حاصل از افزایش تعطیلات در عرصه های اقتصادی برمبنای روش های مرسوم حسابداری کار اسانی نیست و البته در این زمینه نیز ارقام مختلفی بیان شده است ولی معمول ترین روش تقسیم میزان تولید ناخالص کشور به ایام کاری رسمی است که از این طریق می توان گفت در سال جاری میزان هزینه تحمیلی هر روز تعطیلات اضافه معادل 1262 میلیارد تومان خواهد بود.

هزینه تعطیلات

نکته قابل توجه انکه با توجه به حجم بالای سهم دولت در اقتصاد ایران بخش عمده ای از این زیان به دولت تحمیل شده است و به طور حتم می تواند در سالهای آتی به افزایش کسر بودجه بیشتر دولت منجر شود، البته دولت با توجه به امکاناتی مانند استقراض از سیستم بانکی و استفاده از درامد نفت توان پوشاندن این هزینه ها را خواهد داشت ولی در عمل این نوع عملکرد به معنی اتلاف منابع ملی است.

ارقام نجومی خسارت های اقتصادی ناشی از بالا بودن تعطیلات به شکلی است که حتی زمینه انتقاد مستقیم مقام معظم رهبری را هم فراهم کرده است تا انجا که مقام معظم رهبری در یکی از خطبه های نماز جمعه بعد از تعطیلات نوروزعنوان کرد:« این تعطیلات طولانى و بى‏دلیل، هیچ منطق عقلایى ندارد. وضع خوبى نیست که اوّلِ سال، روزهاى متوالى - گاهى دو هفته و گاهى بیشتر - همه چرخهاى فعّالیت در کشور از حرکت بیفتد. خلاف مقرّرات هم هست، طبق مقرّرات تعطیلیها محدود است. ما در ایّام سال، تعطیلى زیاد داریم که این به زیان کشور است. در بعضى از کشورهاى دنیا، طبق فهرستى که مشاهده مى‏کردم، همه تعطیلات رسمى در طول سال از پنج، شش روز تجاوز نمى‏کند. لکن ما تعطیلیهایمان بسیار زیاد است... آن‏هم در آغاز سال. بالاخره در اوّلِ سال، اوّلِ یک دوره جدید مالى و کارى است. توصیه مؤکّدِ بنده این است که هم مسؤولین و هم آحاد مردم عزیزمان تصمیم بگیرند این تعطیلات را کم کنند. این همه تعطیلاتِ پى‏درپى، زیانهایى به بار مى‏آورد که هر چند در اوّل کار محسوس نیست، لکن نتایج آن براى همه زیانبار است.»

البته این تعطیلات به غیر از انکه در عرصه داخلی اقتصاد کشور زیان های زیادی داشته است متاسفانه زیان های عدم تقارن تعطیلات کشور را با دیگر کشورهای جهان افزایش داده است. در حال حاضر خلاء ناشی ار عدم تقارن تعطیلات هفتگی ایران با دیگر کشورهای جهان حدود 4 روز است یعنی در بخش عمده ای از هفته مبادلات خارجی کشور دچار اختلال می شود و این مسئله زیان های زیادی به دنبال دارد که اگرچه رقمی برای ان استخراج نشده است ولی بحث تغییر ایان تعطیل کشور از پنج شنبه به شنبه را دامن زده است، پیشنهادی که در راستای اجرای طرح تحول اقتصادی در کارگروههای مربوط هب بازرگانی خارجی در حال بررسی است.

دولت در ایام ماه مبارک رمضان اقدام به کاهش ساعات کار ادارات کرد کاری که با توجه به بهرو وری پایین ساعات کار اداری در میان دستگاههای دولتی باعث ایجاد مشکلات فراوان برای مردم شده است زیرا در عمل ساعات مراجعه مردم به ادارات از 8 ساعت در روز به 5 ساعت کاهش پیدا کرده است و اگرچه در مورد قانونی یا غیر قانوی بودن این اقدام بحث های در مجلس در گرفت ولی در عمل مسکوت ماند و به نتیجه نرسید.

در نهایت نگاهی به میزان هزینه اقتصادی تحمیل شده به دو بخش خصوصی و دولتی در اثر افزایش تعطیلات نشان می دهد بخش خصوصی نیز در سال جاری بالغ بر روزی 240 میلیارد تومان باید هزینه عدم تولید را بپردازد و متاسفانه هیچ کس پاسخگوی این هزینه ای که به بخش خصوصی کشور تحمیل می شود نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:32  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مغز بزرگمان را مدیون مادرانمان هستیم


مغز بزرگمان را مدیون مادرانمان هستیم


  انسان باهوش‌ترین جاندار روی زمین است. نحقیقات نشان می‌دهد در کنار بارداری طولانی‌مدت و متابولیسم بالای بدن مادر، غریزه مادری نیز در رشد و تکامل مغز در آنها نقشی حیاتی داشته است.

 ما انسان‌ها در کنار دیگر نخستیان باید بابت مغزهای بزرگی که داریم قدردان مادرانمان باشیم. چرا که بخشی از رشد و تکامل مغزی ما را غریزه مادری شکل داده است.

تشکیل مغز و فعالیت آن نیاز به انرژی زیادی دارد به همین دلیل مغز تکامل‌یافته را تنها در جاندارانی می‌توان دید که سوخت‌و‌ساز بالایی دارند. اما مطالعات ورا ویزبکر از دانشگاه کمبریج و انجلی گازوامی از دانشگاه کالج لندن نشان می‌دهد این تنها بخشی از داستان است.

به گزارش نیوساینتیست، این دو محقق مغز 197 کیسه‌دار و 457 پستاندار دارای جفت را بررسی کردند و دیدند ارتباط میان سرعت سوخت‌و‌ساز و اندازه مغز جنین تنها در پستانداران دارای جفت معنی‌دار است. این نکته نشان می‌دهد غریزه مادری نیز باید نقشی کلیدی داشته باشد.

ویزبکر می‌گوید: «جنین پپستانداران از طریق جفت برای مدتی طولانی با مادر در ارتباط است و به همین دلیل اگر مادر نرخ سوخت‌و‌ساز بالاتری داشته باشد، رشد بهتری خواهد داشت». در مقابل نوزادان کیسه‌داران سریع و در حالی که بسیار‌کوچک هستند متولد می‌شوند و نیازهای تغذیه‌ای آنها در خارج از بدن مادر تأمین‌ خواهد شد. به همین دلیل نرخ رشد مغز در مقایسه با جنینی که مرتب دارد توسط محتوای غذایی غنی توسط جفت تغذیه می‌شود به مراتب آهسته‌تر خواهد بود.

با این وجود زمانی که گروه نخستی‌ها -شامل انسان، بوزینه‌ها و میمون‌ها- را استثنا کنیم، می‌بینیم تفاوت معنی‌داری میان ابعاد مغز کیسه‌داران و پستانداران دارای جفت وجود نخواهد داشت. در واقع جنین در نخستی‌ها نه‌تنها فرصت استفاده از دوران بارداری طولانی و متابولیسم بالا را برای رشد داشته بلکه غریزه مادری قوی‌تر و نگهداری طولانی‌مدت نوزاد توسط مادر باعث شده مغز تکامل بیشتری داشته باشد. در نتیجه این نوزادان شانس این را دارند که از ماه‌ها و سال‌های پس از تولد نیز برای رشد و تکامل مغزی استفاده کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:30  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

اعتراف فیدل کاسترو به شکست نظام سیاسی حاکم بر کوبا


 

رهبر انقلاب کوبا برای نخستین مرتبه اعتراف کرد که نظام سیاسی در کشورش به درستی عمل نمی‌کند. وی قصد دارد بدین گونه زمینه‌های اصلاحات اقتصادی در کشور به رهبری برادرش رائول کاسترو را فراهم سازد.

 

فیدل کاسترو، رهبر ۸۴ ساله‌ی انقلاب کوبا در برابر این پرسش که آیا انقلاب کوبا هنوز شایستگی این را دارد که بتوان آن را به دیگر کشورها صادرکرد، گفت: «الگوی کوبایی حتا برای خود ما نیز دیگر عمل نمی‌کند.»

 

مصاحبه‌ی فیدل کاسترو در دو بخش انتشار یافته است. کاسترو در بخش نخست به انتقاد از محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت جمهوری اسلامی در رابطه با موضوع هولوکاست پرداخته است.

 

از نظر فیدل کاسترو، اگر این رویداد بی‌سابقه هولوکاست در تاریخ سامی‌ستیزی را به رسمیت بشناسیم، به امر صلح بیشتر خدمت کرده‌ایم. وی مقامات ایران را فراخواند تلاش کنند بفمند که چرا اسرائیل نگران موجودیت خود است.

 

 

کاسترو می‌خواهد هموارکننده‌ی راه اصلاحات برادرش باشد

 

خبرنگار آمریکایی جفری گولدبرگ برای انجام این مصاحبه به هاوانا، پایتخت کوبا دعوت شده بود. گولدبرگ از خبرنگار آمریکایی و کوباشناس، خانم جولیا تسوایگ خواسته بود وی را در سفر به هاوانا همراهی کند و به هنگام مصاحبه حضور داشته باشد. هدف وی از حضور خانم تسوایگ تحلیل دقیق‌تر پاسخ‌های کاسترو بوده است.

 

به گزارش خبرگزاری آلمان، در پی این مصاحبه خانم تسوایگ اظهار داشت که از نظر وی، کاسترو نفس انقلاب را نفی نکرده است. وی افزود: «استنباط من این است که او می‌‌گوید، دولت در نظام سیاسی کوبا نقشی بیش از اندازه در حیات اقتصادی کشور به خود اختصاص داده است.»

 

جولیا تسوایگ که بیش از ۲۰ سال است با شخصیت فیدل کاسترو آشناست، می‌گوید کاسترو قصد دارد «فضایی برای اصلاحات اقتصادی برادرش رائول ایجاد کند» که امروز جانشین فیدل شده است. رائول کاسترو می‌خواهد «اصلاحات ضرور را عملی سازد که بی‌شک به عنوان عقب‌نشینی از مواضع محافظه‌کار و ارتدوکس کمونیستی و نیز بوروکراسی درون حزبی است.»

 

رائول کاسترو، رئیس دولت کوبا و جانشین فیدل کاسترورائول کاسترو، رئیس دولت کوبا و جانشین فیدل کاستروآرتورو لوپز−لِوی، استاد آمریکایی−کوبایی در علوم سیاسی به خبرگزاری آلمان گفت: «دو عنصر اصلی از سوی جناح محافظه‌کار حزب کمونیست کوبا مورد پرسش است: نخست گفت‌وگو با کلیسای کاتولیک کوبا، و دوم، گام‌های اولیه‌ای است که به منظور اصلاحات اقتصادی برداشته شده است.»

 

از نظر لوپز−لوی ، کاسترو می‌خواهد به این افراد بگوید: «بازاندیشی الگوی سیاسی ضروری است، زیرا شرایطی که این الگو در بستر آن طراحی شد، با شرایط امروز یکسان نیست.»

 

این استادیار دانشگاه دنور در آمریکا نظر خانم تسوایگ را تأیید می‌کند و می‌‌افزاید که فیدل کاسترو نگفته است «آنچه در گذشته رخ داد، اشتباه بود». بلکه وی می‌خواهد بگوید که باید به شکلی مسالمت‌آمیز زمینه‌ها را برای اصلاحاتی متناسب با ضرورت‌های کنونی مهیا ساخت.

 

این کارشناس تصریح کرد که سخنان فیدل کاسترو در زمینه‌ی بازاندیشی نسبت به الگوی سیاسی از این رو اهمیت دارد که پس از مرگ وی، برخی جناح‌های محافظه‌کار حزب کمونیست نگویند که اصلاحات در راستای میراث فکری "فرمانده‌ بزرگ" فیدل کاسترو نبوده است.

 

کاسترو: به همجنس‌گرایان ستم کردیم

 

فیدل کاسترو حدود دو هفته پیش در مصاحبه ‌با روزنامه مکزیکی "لا خورنادا" اعتراف کرده بود که دولت کمونیستی کوبا در گذشته نسبت به همجنس‌گرایان برخوردی تبعیض‌آمیز داشته است. کاسترو گفت که در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ حکومت او نسبت به همجنس‌‌گرایان در کشورش «بی‌عدالتی بزرگی» اعمال کرده است.

 

ماری‌یلا کاسترو، دختر رئیس دولت کنونی، رائول کاسترو. وی به عنوان طرفدار حقوق همجنس‌گرایان در راهپیمایی این اقلیت در هامبورگ شرکت کرد.ماری‌یلا کاسترو، دختر رئیس دولت کنونی، رائول کاسترو. وی به عنوان طرفدار حقوق همجنس‌گرایان در راهپیمایی این اقلیت در هامبورگ شرکت کرد.کاسترو در این مصاحبه چنین توجیه کرد که او در آن دوره به بحران موشکی کوبا و مسائل سیاسی و خنثی‌کردن توطئه‌های خارجی مشغول بوده و قادر نبوده به این مسئله به درستی رسیدگی کند. وی مسئولیت این بی‌عدالتی را به شخص خود نسبت داد و حزب کمونیست کوبا را از هر گونه مسئولیتی بری دانست. وی افزود: «اگر قرار باشد کسی مسئولیت آن را برعهده گیرد، آن فرد خود من هستم.»

 

در دهه‌ی ۱۹۶۰ شماری روحانیان مسیحی و نیز همجنس‌گرایان به عنوان "منحرفان ایدئولوژیک" به اردوگاه‌های کار فرستاده شدند تا "تربیت سوسیالیستی" ببینند. در دهه‌ی ۱۹۷۰ نیز حکومت کاسترو با همجنس‌گرایان، به ویژه با هنرمندان و نویسندگان رفتاری تبعیض‌آمیز داشت. این افراد به دستور دولت از جامعه منزوی و به نقاط دوردست تبعید شدند. فیدل کاسترو گفت که وی شخصا نسبت به همجنس‌گرایان زن و مرد هیچ‌‌گونه پیش‌داوری ندارد.

 

هم‌اکنون وضعیت همجنس‌گرایان زن و مرد در کوبا رو به بهبود است. برادرزاده‌ی فیدل کاسترو، ماری‌یلا کاسترو، دختر رائول کاسترو، ریاست "مرکز ملی آموزش‌های جنسی" را برعهده دارد. وی سال‌هاست که برای حقوق بیشتر همجنس‌گرایان در کوبا مبارزه می‌‌کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:21  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

جامعه آمریکا به اسلام چگونه می نگرد؟


محوطه یک کلیسا در فلوریدا که قرار است قران در آنجا سوزانده شود.

مقامات آمریکا برنامه سوزاندن قران توسط کلیسایی کوچک در شهر فلوریدا را محکوم کرده اند.

مقامات بلندپایه نظامی و سیاسی آمریکا برنامه یک کلیسای کوچک این کشور برای سوزاندن نسخه هایی از قرآن در سالروز حملات ۱۱ سپتامبر در نیویورک و واشنگتن را محکوم کرده اند.

اما سوال این جاست که این تصمیم جنجال برانگیز و مسایل بحث برانگیز دیگر مانند بحث ساخت یک مرکز فرهنگی اسلامی در نزدیکی محل سابق برجهای دوقلو مرکز تجات جهانی در نیویورک که در یازدهم سپتامبر نابود شد، در مورد نگاه عمومی به اسلام در آمریکا به ما چه می گوید؟

باراک اوباما، رییس جمهوری آمریکا تغییر وجهه این کشور در جهان اسلام را به عنوان یکی از اهداف عمده سیاست خارجی دولت خود در نظر گرفته است.

اما تحولات اخیر در آمریکا شرایطی محیا کرده که می تواند تمام تلاشهای دولت اوباما در رسیدن به این هدف را خنثی کند.

برنامه سوزاندن قرآن توسط کلیسایی کوچک در شهر گینزویل فلوریدا که ظاهرا تنها حدود ۵۰ عضو دارد، یکی از این تحولات مشکل آفرین است.

مشکل دیگر مشاجره موجود میان طرفداران و مخالفان احداث یک مرکز اسلامی در نزدیکی محل سابق برجهای ویران شده مرکز تجات جهانی در نیویورک است.

نکته عجیب دیگری هم که به نوع خود پیچیدگی شرایط موجود را نشان می دهد، نتیجه یک نظر سنجی اخیر است که حاکی است ۱۸ درصد شهروندان آمریکایی مورد سوال قرار گرفته فکر می کنند خود باراک اوباما یک مسلمان است.

اما تمام این مسایل را در کنار هم چگونه می توان تفسیر کرد؟

آیا نشانه افزایش خصومت و دشمنی با اسلام در جامعه آمریکاست؟ یا اینکه باید محکوم شدن برنامه سوزاندن قران توسط هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا، فرمانده نظامی ارشد آمریکا در افغانستان و همچنین گروهی از رهبران مذهبی مسیحی، یهودی و مسلمان را ملاک نظر گرفت و آنرا نشانه تحمل جامعه آمریکا نسبت به مذاهب و دیدگاهای گوناگون دانست.

آشکارا می توان دید که جناح راست سیاسی به مناقشه بر سر برنامه احداث یک مرکز اسلامی در نیویورک دامن زده است و در کل جو حاکم بر این مباحثات از عمیقتر شدن شکاف میان جناحهای سیاسی حکایت دارد.

به هر حال نظر سنجی ها نشان دهنده وجود اختلافی آشکار در جامعه آمریکا در مورد اسلام هستند.

نگرش مثبت نسبت به اسلام در جامعه آمریکا از سال ۲۰۰۵ به بعد تدریجا کمرنگ تر شده است.

اما هنوز ۴۰ درصد شهروندان آمریکا معتقدند که اسلام بیش از ادیان اصلی دیگر در ترویج خشونت نقش ندارد، اگرچه حدود ۳۵ درصد آمریکاییها نظری مخالف دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 9:20  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

از مواد غذايي مخدر چه می‌دانيد؟


فست‌فودها و شیربنی‌جات اعتیادآورند

فست‌فودها و شیربنی‌جات اعتیادآورند

 مطالعات نشان می‌دهند غذاهای حاوی شکر، نمک یا چربی بالا می‌توانند با ایجاد تغییراتی در مغز انسان او را مانند یک مصرف‌کننده کوکائین معتاد کنند و میل فرد را به مصرف مواد غذایی سالم کاهش دهند. 

  اغلب شما کم‌و‌بیش در مورد مواد مخدر و اعتیاد به آنها شنیده‌اید. اما آیا فکر می‌کردید نمک، شکر و خامه هم می‌توانند اعتیادآور باشند؟ جالب است بدانید که می‌توان فست‌فودها یا انواع کیک را در کنار موادی مانند کوکائین و هروئین قرار داد!

به گزارش نیوساینتیست، تحقیقات نشان می‌دهند تغییرات شیمیایی که غذاهای حاوی مقادیر زیادی از این سه ماده در مغز انسان ایجاد می‌کنند با تغییرات حاصل از مصرف کوکائین یکسان است. شاخص‌ترین غذاهایی که در این دسته می‌شناسیم غذاهای آماده یا فست‌فود هستند که دارای ترکیبی از هر سه ماده هستند.

مطالعه روی موش‌های آزمایشگاهی نشان می‌دهد مغز موش‌هایی که به مدت 1 ماه در کنار غذاهای همیشگی و آب به شربتی غنی از شکر دسترسی داشتند، تنها پس از یک‌ماه دچار تغییراتی شده که موش‌های معتاد به مورفین آن را تجربه می‌کنند. حتی تغییراتی در انتقال‌دهنده‌های عصبی موجود در هسته اکومبنس که مرکز پاداش‌های مغز است، مشاهده شده است.بررسی‌ها نشان می‌دهند با هر بار مصرف این شربت، حتی در بازه‌های زمانی طولانی‌مدت در مغز موش‌ها انتقال‌دهنده عصبی دوپامین آزاد می‌شود. این روند طبیعی نیست.

ترشح دوپامین با احساس رضایت همراه است. این ماده هنگام خوردن مواد غذایی تازه ترشح می‌شود اما ترشح آن هنگام نوشیدن یا خوردن یک ماده غذایی آشنا رفتاری مانند اعتیاد به مواد مخدر و نیاز بدن به این ماده را نشان خواهد داد.

مغز چگونه معتاد می‌شود؟غذاهای آماده
اعتیاد به هر ماده مخدر حاصل کمرنگ شدن چرخه پاداش در ذهن است. احساس رضایت با مصرف مداوم یک ماده کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه فرد به استفاده بیشتر و بیشتر از این ماده رو خواهد آورد.

بعضی از افراد فاقد ژن‌های DRD2 وDRD4 هستند. فقدان این ژن‌ها باعث می‌شود حین خوردن غذای مورد علاقه‌شان حجم کمتری از دوپامین در مقایسه با سایر افراد در بدن آنها ترشح شود. احتمال اضافه‌وزن و چاقی در این افراد بیشتر از سایرین است. عکس این مورد نیز صادق است، اگر با خوردن غذاها دوپامین بیش از حد متعارف ترشح شود فرد را به بیشتر خوردن تشویق خواهد کرد.

از سوی دیگر پرخوری باعث می‌شود سطح ترشح دوپامین با خوردن مرتب غذا کاهش پیدا کند و فرد به ناچار برای رسیدن به احساس رضایت سابق حجم بیشتری از همان غذا را مصرف کند. این مورد در افراد الکلی نیز صادق است.

غذاهای آماده ترکیبی نامتعارف از نمک، شکر و چربی هستند. یک رژیم 40روزه شامل این غذاها در کنار غذای همیشگی موش‌ها نشان می‌دهد پس از حذف این مواد، موش‌ها به نوعی اعتصاب غذاهای سالم دچار می‌شوند و حداقل 2هفته طول می‌کشد تا به رژیم غذایی سابق برگردند.

محققان با توجه به این یافته‌ها می‌گویند باید انتظار داشته باشیم اعتراض‌های دهه 1360/1980 و 90 به صنعت تنباکو و سیگار این‌بار در صنعت غذا تکرار شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 9:25  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

جشن سال نو یهودیان، آغاز سال ۵۷۷۱ عبری


 

این روزها در اسرائیل و دیگر کشورهای دنیا که یهودیان در آن زندگی می‌کنند مراسم جشن سال نو عبری برپاست. مه‌ئیر جاودان‌فر و بابک اسحاقی از حال و هوای جشن سال نو در اسرائیل و یهودی‌های ایرانی‌اصل در روز سال نو می‌گویند.

 

روز دهم سپتامبر، اولین روز سال جدید یهودیان، یعنی سال ۵۷۷۱ عبری‌ست. «راش هشنا» یا روز سال نو عبری بنا بر برخی روایات یهودی، روز خلقت حضرت آدم است که در آن تقدیر هر موجودی در سال جدید تعیین می‌شود. این روزها در اسرائیل و دیگر کشورهای دنیا که یهودیان در آن زندگی می‌کنند مراسم جشن سال نو عبری برپاست.

خوردن عسل، انار و کله‌ماهی در روز سال نو

مئیر جاودان‌فرمئیر جاودان‌فربا مه‌ئیر جاودان‌فر، کارشناس مسائل خاورمیانه در اسرائیل، این‌بار نه درباره سیاست که از حال هوای سال نو در اسرائیل، گفت و گو کرده‌ایم. ‌آقای جاودان‌فر می‌گوید: «در دو شب گذشته، خانواده‌های یهودی دور هم جمع شدند و قبل از شام، غذاهای مخصوص سال نو یهودی را خوردند. این غذاها شامل عسل است تا سال جدید سال شیرینی باشد. غذاهای دیگر مثل کله‌ماهی که یهودیان آن را می‌خورند تا سال جدید سال فراوانی باشد، مخصوصا از دیدگاه بچه‌دار شدن و به‌وجود آوردن نسل‌های آینده. غذای دیگر انار است تا به اندازه‌های دانه‌های انار ما در سال آینده بتوانیم کارهای نیک انجام دهیم. کلا این روزها خانواده‌ها دور هم جمع هستند.»

آغاز سال نو و شروع مذاکرات صلح

یهودیان سال جدید عبری را در حالی آغاز می‌کنند که مقام‌های اسرائیل و فلسطینی نیز مذاکرات مستقیم صلح را آغاز کرده‌اند. مه‌‌‌‌‌‌‌ئیر جاودان‌فر درباره ویژگی امسال جشن سال نو عبری می‌گوید: «برای من سال جدید به‌خاطر دو مسئله ویژگی خاصی دارد. اول این‌که امیدواریم در سال آینده روند صلح با فلسطینی‌ها پیشرفت کند. همان‌طور که می‌دانیم این کار شروع شده و دولت اسرائیل مذاکرات صلح را با فلسطینی‌ها شروع کرده. امیدواریم که سال جدید یهودی سالی موفق برای روند صلح باشد. دوم، سال جدید برای ما به‌خاطر ایران نیز مهم است. تحولاتی که سال گذشته در ایران به‌وجود آمد را دیدیم. امید ما این است که امسال مسئله اتمی ایران به‌طور مسالمت‌آمیزی حل شود و این‌که امسال باعث پیروزی مردم ایران در هر زمینه‌ای که دوست دارند بشود.»

یهودی‌های ایرانی‌اصل در اسرائیل و مراسم سال نو

بیش از چهارصد هزار یهودی ایرانی‌اصل در اسرائیل زندگی می‌کنند. بابک اسحاقی، خبرنگار و شاعر ایرانی‌اصل ساکن شهر خلن که بیشترین تعداد یهودی‌های ایرانی‌تابر در آن ساکن هستند، درباره حال و هوای سال نو عبری بین یهودی‌های ایرانی در اسرائیل به دویچه وله می‌گوید: «ما بیشتر حال و هوای ایرانیان یهودی را داریم تا اسرائیلی‌ها. آغاز سال نو عبری برای ایرانی‌های بیشتر یادآور همان نوروز خودمان هست. دور هم جمع شدن‌، به باغ و بوستان رفتم و دیدار خانواده‌ها با هم. مراسم سال نو برای یهودیان ایرانی‌الاصل با اسرائیلی‌ها یک مقدار تفاوت دارد.  روز اول روز هاشنا مثل عید نوروز ما یک سفره‌ای پهن می‌کنیم که غذاهای مختلفی در آن وجود دارد و هر کدام از آن‌ها نشانه‌ای از صلح، دوستی، محبت باشد در سالی که ما در پیش داریم».
 
ترانه «راش هشنا» با ملودی ترانه «کوچولو» از عارف

بابک اسحاقی درباره ترانه‌ها و آهنگ‌های مخصوص سال نو در اسرائیل به دویچه وله می‌گوید: «موسیقی‌هایی که به زبان عبری برای سال نو ساخته می‌شود بسیار زیاد است. مسئله جالبی که می‌خواهم برایتان تعریف کنم این است که آهنگ بسیار بسیار زیبایی از عارف وجود دارد به‌نام «کوچولو». سال‌ها پیش، اسرائیلی‌ها روی ملودی کوچولو، ترانه‌ای عبری گذاشته‌اند و الان این آهنگ به‌صورت موسیقی سنتی سال نو درآمده است که همه آن را با آواز می‌خوانند».

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 9:17  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

چرا آتش زدن پرچم و توهین به ادیان در آمریکا آزاد است؟

تظاهرات ضدآمریکایی در افغانستان

پرچم آمریکا در اعتراض به طرح کشیش آمریکایی در چند کشور اسلامی به آتش کشیده شد

مراسم عید فطر امسال با آتش زدن پرچم آمریکا به وسیله مسلمانان خشمگین در بعضی از کشورهای جهان همراه بود.

این افراد با این اقدام نمادین انزجار خود را از طرح متوقف شده یک کلیسا در فلوریدا برای برگزاری مراسم قرآن سوزی نشان دادند.

جالب این که اگر تظاهرکنندگان پرچم آمریکا را در خیابان های واشنگتن یا نیویورک هم به آتش می کشیدند، به خاطر این کار تحت تعقیب قرار نمی گرفتند.

سوزاندن پرچم آمریکا و توهین به نمادهای ادیان مختلف از جمله قرآن نه تنها در ایالات متحده غیرقانونی نیست که مورد حفاظت قانون اساسی این کشور نیز قرار دارد.

قانون اساسی ایالات متحده دارای ده متمم است که با هدف منع حکومت از اقدام علیه حقوق شهروندان تدوین شده اند.

متمم اول قانون اساسی آمریکا حق شهروندان این کشور را برای ابراز عقیده، آزادی دینی و برگزاری تجمع اعتراضی تضمین کرده است.

متمم اول قانون اساسی آمریکا می نویسد: "کنگره نباید هیچ قانونی را تصویب کند ... که آزادی بیان و مطبوعات و حق شهروندان برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز را محدود کند."

جان واتسون، استاد دانشگاه آمریکن در واشنگتن، متمم اول قانون اساسی ایالات متحده را تضمین کننده بقای دموکراسی در این کشور می داند.

آقای واتسون گفت: "هدف از تدوین متمم اول قانون اساسی این بود که مردم بتوانند بدون واهمه از حکومت درباره مسائل سیاسی عقیده خود را بیان کنند."

حرکات نمادین

کنگره نباید هیچ قانونی را تصویب کند ... که آزادی بیان و مطبوعات و حق شهروندان برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز را محدود کند

متمم اول قانون اساسی آمریکا

در طول ۲۱۹ سالی که از تصویب متمم اول قانون اساسی آمریکا گذشته است، دیوان عالی این کشور در احکام مختلف اقدام های نمادین مختلف مانند آتش زدن پرچم، توهین ادیان، اظهارات ضد نژادی و حتی پوشیدن انواع لباس را به عنوان ابراز عقیده قانونی شناخته است.

آزادی بیان تضمین شده در قانون اساسی آمریکا با آن چه در دموکراسی های اروپایی وجود دارد تفاوت دارد.

به عنوان مثال، در بسیاری از کشورهای اروپایی انکار هولوکاست برخلاف قانون است و منکران مجرم شناخته می شوند.

اما در آمریکا این طور نیست.

کنگره آمریکا در سال ۱۹۶۸ در واکنش به تظاهرات مخالفان جنگ ویتنام و به آتش کشیدن پرچم ایالات متحده در شهرهای این کشور قانونی را تصویب کرد که این اقدام را ممنوع می کرد.

دیوان عالی آمریکا دو دهه بعد این قانون را به خاطر مغایرت با قانون اساسی لغو کرد.

یک نمونه دیگر از آزادی بیان در آمریکا، خلق یک اثر هنری در دهه هشتاد به وسیله عکاسی به نام آندرس سرانو است.

این عکاس، یک صلیب را در داخل شیشه ای پر از ادرار قرار داد و تصویر آن را در نمایشگاه های مختلف به نمایش گذاشت.

هر چند این اقدام با واکنش تند رهبران مسیحی و چند تن از سناتور بانفوذ مواجه شد ولی غیرقانونی شناخته نشد.

بهای آزادی بیان

به رغم تصریح قانون اساسی آمریکا بر آزادی بیان و مطبوعات، قانون این کشور محدودیت هایی را برای این موضوع در نظر گرفته است.

کشیش تری جونز

طرح تری جونز با واکنش تند مسلمانان و انتقاد گسترده بین المللی مواجه شده است

به عنوان مثال، گسترش نفرت و سخنان ضدنژادی در آمریکا آزاد است ولی نباید به ارتکاب جرائم نژادی و آسیب جانی منجر شود.

از دیگر محدودیت های آزادی بیان در آمریکا، انتشار ابتذال است.

تعریف ابتذال به دادگاه های آمریکا سپرده شده است و با توجه به تغییر شرایط زمانی، این تعریف نیز تغییر می کند.

با این حال، سخنان کفرآمیز و اقدام های ضددینی به عنوان ابتذال شناخته نشده اند.

به گفته دکتر واتسون آزادی بیان در آمریکا مشکلات خاص خود را دارد و به بعضی از افراد امکان می دهد عقاید بسیار خطرناکی را ابراز کنند.

آقای واتسون گفت: "این نوع از آزادی، هزینه های خودش را دارد. افرادی که مرتکب حرکات احمقانه می شوند، برای انجام تصمیم های خود آزاد هستند. افرادی که می خواهند مرتکب کارهایی مانند سوزاندن قرآن شوند، مانند دیگر شهروندان مورد حمایت قانون هستند."

او در این حال به مزایای آزادی بیان و عقیده در آمریکا اشاره می کند و آن را علت پیشرفت و بقای دموکراسی در این کشور می داند.

جان واتسن گفت: "متمم اول قانون اساسی آمریکا به اقلیت ها امکان می دهد همانند اکثریت جامعه ابراز عقیده کنند و در صورت مقبول بودن عقایدشان، به اکثریت تبدیل شوند."

جنبش ضد برده داری و جنبش حقوق مدنی آمریکا از جمله تغییرات اجتماعی در این کشور بودند که از حمایت های قانونی متمم اول قانون اساسی بهره فراوانی بردند.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 9:16  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

شمشیر داموکلس چیست ؟



شمشیر داموکلس
شمشیر داموکلس قبل از اینکه حدود قرن چهار قبل از میلاد، به داستان‌های اساطیری یونان بپیوندد، افسانه‌ئیست با قدمتی زیاد. ریشه و منشاء بعضی حکایات را نمی‌شود دقیقاً مشخص کرد ولی می‌شود گفت این حکایت برمی‌گردد به زمانی که انسان از آنجا که “انسان” است و خطاکار، نیاز به “دست بالای دست” را احساس کرده است.

داموکلسی که در تمثیل آمده، درباری خوش زبان و چاپلوسی بوده در دربار جبّاری بنام دیونیزوس دوّم پادشاه سیراکوز در قرن چهارم قبل از میلاد. او ادعا می‌کرد که پادشاه، از نظر قدرت و صلاحیّت ادارهٔ مملکت، واقعاً مردی خوشبخت و موفق است. پادشاه به او (دموکلس) پیشنهاد کرد تا یک‌روز جایشان را باهم عوض کنند. هدف پادشاه این بود که دموکلس بتواند شخصاً این خوشبختی را تجربه کند. شامگاه در دربار مجلس شام و ضیافتی ترتیب دادند. دموکلس درآن مجلس از اینکه شاهانه از وی پذیرائی می‌شد احساس رضایت و شعف فراوان می‌کرد.

تنها در لحظات پایان شام و ضیافت بود که دموکلس متوجّه شد شمشیر تیزی درست بالای سرش با تار موئی از دم اسب آویزان است. بلافاصله با دیدن شمشیر، طعم خوش غذا و لذت حضور پسرکان زیبا در دهان و نظرش از بین رفت و بقول معروف آن‌چه خورده بود در دهانش زهرمار شد! وی با دست‌پاچگی از جا برخاست و از پادشاه درخواست کرد به وی اجازه داده شود تا مجلس را ترک کند و در همان حال گفت: هیچ‌وقت آرزو نخواهد کرد چنین خوشبخت باشد .
+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 8:47  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

انرژی‌اتمی، گران‌تر از آنچه ادعا می‌شود


 

انرژی اتمی پاکیزه است، ارزان تمام می‌شود و آینده دارد. فعالان صلح‌سبز آلمان می‌گویند چنین نیست. این سازمان با انتشار تحقیقی‌، هزینه‌های تولید انرژی اتمی از دهه پنجاه میلادی را بالغ بر ۲۵۸ میلیارد یورو تخمین می‌زند.

 

فعالان صلح ‌سبز آلمان می‌گویند هزینه‌های گزاف تولید انرژی اتمی از جیب ملت می‌رود. دولت آلمان خواستار تمدید فعالیت نیروگاه‌های اتمی این کشور تا سال ۲۰۳۷ میلادی است. این خواسته موجب اعتراض گسترده فعالان محیط‌زیست و شرکت‌های تولید کننده انرژی‌های تجدیدپذیر شده است. کارشناسان انرژی سازمان صلح سبز آلمان به بررسی هزینه‌های تولید انرژی هسته‌ای از سال ۱۹۵۰ تا سال ۲۰۰۹ پرداخته‌اند.

 

فعالان صلح سبز با انتشار نتیجه تحقیقی خود این هزینه را بالغ بر۲۵۸ میلیارد یورو تخمین می‌زنند. بر اساس این پژوهش از سال ۱۹۵۰ تنها برای ساخت و تجهیز مراکز و تأسیسات هسته‌ای ۱۶۵ میلیارد یورو هزنیه شده است. بازسازی و تعیمر این نیروگاه از سال ۲۰۰۹ به بعد نیز دست‌کم ۹۲ میلیارد یوروی دیگر به این مبلغ اضافه می‌کند.

 

مدافعان انرژی اتمی آلمان تحقیق سازمان صلح سبز را "غیرجدی" خوانده و نتیجه آن رد می‌کند. آندره بولینگ یکی از کارشناس انرژی صلح‌ سبز آلمان در مقابل می‌گوید: «با یک محاسبه ساده متوجه می‌شوید که هزینه تولید هر کیلووات برق از طریق انرژی هسته‌ای از تولید برق در نیروگاه‌های آبی و ذغال‌سنگی گرانتر تمام شده است. این هزینه‌ها همچنان رو به افزایش است.»

 

نادیده گرفتن هزینه‌های تحقیقات اتمی و بیمه نیروگاه‌ها

 

در آلمان هم مانند تقریبأ تمامی کشورهای که به تولید انرژی هسته‌ای علاقمندند، هزینه بخش تحقیقات اتمی نیز توسط دولت و در نتیجه از مالیات‌های مردم پرداخت می‌شود. در مقابل تمایل دولت‌ها به سرمایه‌گذاری در بخش تحقیق و پژوهش انرژی‌های تجدیدپذیر کمتر است. بارمالی چنین تحقیقاتی اغلب بر دوش بخش خصوصی است. توجیه دولت‌ها در این مورد، بازدهی ناکافی تولید برق از انرژی‌های تجدیدپذیر است. دولتمردان آلمانی هم می‌گویند تا زمانیکه انرژی‌های تجدیدپذیر به بازدهی کافی برسند ادامه فعالیت نیروگاه‌های اتمی برای تأمین انرژی ضروری است.

 

مرکز کنترل یک نیروگاه اتمی در آلمانمرکز کنترل یک نیروگاه اتمی در آلماندر این میان نکته مهم دیگر‌، ضریب بالای خطر در تأسیسات اتمی است که موجب پرداخت سالانه هزینه کلانی بابت بیمه این تأسیسات می‌شود. این هزینه‌ها اغلب در گزار‌ش‌نهایی هزینه تولید انرژی اتمی قید نمی‌شوند.

 

در آلمان از سال ۱۹۶۱ میلادی تا کنون ۱۱۱۷ مورد اشکال فنی در نیروگاه‌های اتمی ثبت شده است. فعالان زیست‌محیطی می‌گویند، تنها یک مورد جدی کافی است تا فاجعه چرنوبیل تکرار شود. گروهی از کارشناسان سویسی که در مورد ضریب خطر حوادث ناگهانی در نیروگاه‌های اتمی تحقیق کردند می‌گویند اگر در یکی از نیروگاه‌های اتمی این کشور اتفاقی رخ دهد کل خسارات مادی که به بار می‌آورد معادل ۲۶۲۵ میلیارد یورو خواهد بود. بیمه‌های بین‌المللی تنها پنج درصد چنین خساراتی را پرداخت می‌کنند و در نهایت بار این خسارت نیز بر دوش دولت خواهد بود.

 

آندره بولینگ با انتقاد از کوتاهی دولت‌ها در سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر می‌گوید: «مسئله اینجاست که وقتی دولت‌ها سرمایه‌گذاری در پروژه پرهزینه‌‌ای مانند انرژی اتمی را آغاز می‌کنند، دست کشیدن از آن برایشان سخت می‌شود. این درحالی است که با تأمین سرمایه‌گذاری در بخش انرژی‌های تجدید پذیر بازده سریعتر و بسیار بهتری خواهند داشت.»

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:19  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

باقلوا در آلمان؛ اوج فروش در ماه رمضان


 

ارتان سایدام، یک شهروند آلمانی ترک تبار، صاحب بزرگترین شیرینی‌پزی ترکی اروپا به نام "تاتلیسیلار" است. تولیدات ویژه تاتلیسیلار باقلوا و شیرینی‌های دیگر هستند. فروش ا ین شرکت در ماه رمضان به اوج می‌رسد.

 

 

"تاتلیسیلار" یعنی شیرینی ترکی. این کارخانه‌بزرگترین تولیدکننده‌ی باقلوا در خارج از ترکیه است. در اصل در این کارخانه ۱۳ نفر،زن و مرد، مشغول به کار هستند. اما در ایام ماه رمضان پنج نفر به این تعداد افزوده شد. باقلوا  و "دوروم" جز تولیدات محبوب  تاتلیسیلار هستنند. باقلوا از خمیر لوزی شکلی تهیه می‌شود که دارای عسل است و "دوروم" از رولت خمیر تهیه می‌شود و پسته دارد. 

 

در ماه رمضان تقاضای این نوع شیرینی‌ها بسیار بالاست، زیرا مسلمان‌ها زمان افطار بیشتر دوست دارند که چیزی شیرین بخورند. کارخانه‌ی ارتان در ماه رمضان روزانه تا ۲ تن باقلوا تهیه می‌کند. در کل "تاتلیسیلار" سالانه ۲۰۰ تن باقلوا تهیه می‌کند. در کنار این، کارخانه‌ی ارتان ۱۰۰ تن دیگر از انواع شیرینی‌های مختلف تولید می‌کند که آنها را به فروشگاه‌های ترکی در آلمان می‌فرستد. اما نه تنها آلمان، بلکه ۱۶ کشور اروپایی دیگر نیز جز مشتریان ارتان هستند؛ از هلسینکی تا مایلند و از دوبلین تا شهر وین.

 

ارتان یک تاجر خودساخته است. او در سال ۱۹۷۵ در شهر برلین به دنیا آمد. پدرش یک کارگر ترک بود که برای کار پس از جنگ جهانی دوم به آلمان مهاجرت کرده بود و در برلین یک نانوایی داشت. ارتان مدیریت این نانوایی را در نوجوانی به عهده گرفت، در حالی که علاقه داشت که درس بخواند و به دانشگاه برود. وی در سال ۱۹۹۱ در سن ۱۶ سالگی مدرسه را ترک کرد و در این سن یک تاجر مستقل بود. پدر وی پس از آن به ترکیه بازگشت و ارتان می‌بایست با کمک برادر خود نانوایی پدرش را اداره کند.

 

اما  خصوصیتی که ارتان از آن زمان داشت انعطاف پذیری و تحرک او بود. او به محض گرفتن گواهینامه رانندگی، ماشین خود را با باقلوا پر می‌کرد و به شهرهای دیگر آلمان که نمی‌شناخت می‌رفت تا در بازارهای آن شهرها دنبال تاجرهای بزرگ ترک بگردد. برای مثال به فرانکفورت: «اون موقع یک پیرمردی آمد طرف من و به من گفت که "تو اینجا چه کارمی‌کنی؟ از برلین میای اینجا که باقلوا بفروشی؟" اما من بهش گفتم که "عمو جون من هر هفته برای شما باقلوا می‌آورم" بعد اون گفت "نمیشه نمی‌تونی!" ولی من تونستم؛ هرهفته با ماشین می‌رفتم فرانکفورت، حالا فرقی نمی‌کرد اون ۵ تا کارتون می‌خواست یا ده تا. ولی بالاخره زحمات من نتیجه داد».

 

این پیرمرد و مشتریان دیگر به کارخانه‌ی شیرینی‌پزی ارتان وفا دار مانده‌اند. به گفته‌ی آنان، او سروقت شیرینی‌ها را تحویل می‌دهد و آن هم با کیفیت خوب. ارتان می‌گوید: «آدم نمی‌تونه باقلوا را ماشینی درست کنه باید با دست درست کنه؛ وگرنه مزه‌ی باقلوای خونگی رو نمی‌ده».

 

دوسال پیش ارتان برای بازاریابی به کشورهای مالزی و دبی سفر کرد. حتی بازار ایالات متحده برای ارتان جالب است. اما برای توسعه تجارت خود او باید مساحت کارخانه‌اش را افزایش دهد.

 

ارتان سه فرزند دارد که به مدرسه می‌روند. او دوست دارد که فرزندانش به دنبال آن چیزی بروند که او امکانش را نداشت: تحصیل.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:6  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مردان مسن بیشتر دچار فراموشی می‌شوند


 

پژوهشگران می‌گویند مردان مسن بیش از زنان دچار تحلیل قوه ادراک می‌شوند که در حالت پیشرفته موجب آلزایمر می‌شود. بر اساس آمار اما، شیوع آلزایمر میان زنان بیش از مردان است. این تفاوت می‌تواند ناشی از روند پیشرفت بیماری باشد.

 

با افزایش سن، سرعت حافظه نیز کاهش پیدا می‌کند. گروهی از پژوهشگران آمریکایی اکنون به این نتیجه رسیدند که مردان بیشتر از زنان دچار چنین مشکلی می‌شوند. بیش از دوهزار فرد داوطلب در محدوده سنی ۷۰ تا ۸۹ سال، با این پژوهشگران همکاری کردند.از دواطلبان شرکت کننده در این تحقیق خواسته شد ضمن پاسخ دادن به سوالاتی در مورد سلامت عمومی‌شان، ابتدا خود توانایی فکری‌شان را تخمین بزنند.

 

این داوطلبان سپس به سوالاتی در مورد خاطرات‌شان پاسخ دادند و در نهایت تمرینات فکری که پژوهشگران در نظر گرفته بودند، انجام دادند. نتیجه اینکه: ۱۹ درصد مردان بالای هفتاد سال دچار کمی فراموشی بودند و تمرکز ذهن و فکر کردن برایشان سخت بود. در مقابل ۱۴ درصد زنان از چنین مشکلاتی رنج می‌بردند.

 

نکته مهم و امیدوار کننده اینجاست که روی هم رفته ۷۶ درصد دوطلبان شرکت کننده در این تحقیق از سلامت فکر مناسبی برخوردار بودند.  ۱۴ درصد دچارفراموشی بودند و نشانه‌های اولیه تحلیل قوه ادراک در آنها مشهود بود. ۱۰ درصد این داوطلبان نیز مبتلا به آلزایمر تشخیص داده شدند.

 

برنامه‌های ویژه برای بیماران مبتلا به آلزایمربرنامه‌های ویژه برای بیماران مبتلا به آلزایمرتغییر در شیوه درمان آلزایمر باتوجه به جنیست بیمار

 

بررسی دقیق اطلاعات ثبت شده توسط این پژوهشگران ثابت می‌کند که جنسیت در شیوع فراموشی میان مردان و زنان سالخورده نقش مهمی بازی می‌کند. فراموشی و کاهش تمرکز در میان مردان بیش از زنان مشاهده است.

 

نتیجه این تحقیق در مجله تخصصی نورولوژی به چاپ رسیده است. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند افرادی که از تحصیلات کمتری برخوردارند و کسانی که هرگز ازدواج نکردند، با افزایش سن، بیشتر از دیگران دچار فراموشی و کاهش توانایی‌قوه ادراک می‌شوند. کاهش این توانایی‌ها از نشانه‌های بیماری آلزایمر یا زوال عقل است که پیامدهایی جدی به همراه دارد.

 

نکته قابل ذکر در یافته‌های پژوهشگران آمریکایی این‌جاست که طبق آمار، زنان با افزایش سن بیشتراز مردان دچار آلزایمر می‌شوند. پژوهشگران بر این عقیده‌اند که علت این مسئله می‌تواند تفاوت در روند پیشرفت بیماری با توجه به جنسیت بیمار باشد. یافته‌های پژوهشگران آمریکایی در شیوه شناسایی و درمان بیماران مرد و زن مبتلا به آلزایمر نقش موثری خواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:4  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

احتمال حذف وقت اضافه در فوتبال


فیفا حذف قانون وقت اضافه بررسی می کند تا اگر بازیها مرحله حذفی پس از 90 دقیقه مساوی شد دو تیم بلافاصله ضربات پنالتی بزنند.

سپ بلاتر رئیس فیفا گفت: "برای پرهیز از بازی دفاعی ما می توانیم مستقیم سراغ ضربات پنالتی برویم".

بلاتر توضیح داد: "اغلب می بینیم که تیم ها در وقت اضافه حتی دفاعی تر می شوند تا به هر قیمت که شده گل نخورند. برای جلوگیری از این وضعیت می توانیم به جای وقت اضافه بعد از 90 دقیقه، مستقیم ضربات پنالتی را شروع کنیم یا دوباره قانون گل طلایی را در نظر بگیریم".

فیفا پس از بازیهای جام جهانی 2010 به فکر تجدید نظر در قوانین فوتبال افتاده است. پس از بازیهای کم گل مرحله گروهی بازیهای جام جهانی آفریقای جنوبی، فیفا در تلاش است تا تیم ها را به بازی تهاجمی با گل های بیشتر تشویق کند.

امشب چهار تیم بسکتبال قهرمانی جهان مشخص می شوند

چهره چهار تیم نیمه نهایی بازیهای بسکتبال قهرمانی مردان جهان امشب، مشخص می شود.

طبق برنامه ، پنجشنبه شب، دو تیم آخر نیمه نهایی زمانی مشخص می شوند که آمریکا برابر روسیه می ایستد و لیتوانی به مصاف آرژانتین می رود.

پیش از این صربستان و ترکیه خود را به جمع چهار تیم آخر رسانده بودند. صربستان با پیروزی 92-89 مقابل اسپانیا بالا آمد و ترکیه که 95-68 اسلوونی را شکست داد توانست به نیمه نهایی برسد.

فینال مسابقات بسکتبال قهرمانی مردان جهان که در کشور ترکیه جریان دارد روز 20 اردیبهشت ماه برگزار می شود.

طبق مقررات تیم قهرمان سهمیه حضور در المپیک 2012 لندن را به دست می‎آورد.

اولیه دوشنبه روی نیمکت استون ویلا

اولیه 63 ساله پیش از این مدیر فنی فدراسیون فوتبال فرانسه بود

ژرار اولیه چهارشنبه عصر به طور رسمی مربی باشگاه استون ویلا انگلستان شد و قرار است در اولین بازی روز دوشنبه در استوک روی نیمکت بنشیند.

اولیه فرانسوی پس از6 سال غیبت به لیگ برتر انگلستان بازمی گردد تا به عنوان جایگزین مارتین اونیل مربیگری استون ویلا را برعهده بگیرد.

مربی چدید استون ویلا گفت: "خوشحالم که در باشگاه بزرگ استون ویلا شروع به کار می کنم. تصمیم سختی گرفتم. ترک فدراسیون فوتبال فرانسه کار سختی بود اما نمی توانستم این فرصت مناسب را رها کنم".

او قبلا درتیم لیورپول و درسال 2001 افتخارات بزرگی چون قهرمانی جام حذفی، جام اتحادیه انگلستان و جام یوفا را کسب کرده بود. اولیه درمدت 37 سال مربیگری خود درباشگاه های کشورش لانس ،پاری سن ژرمن و لیون نیز کارکرده است.

اولیه 63 ساله پیش از این مدیر فنی فدراسیون فوتبال فرانسه بود.

شروع دوباره لیگ ایران

با بازگشت تیم ملی فوتبال ایران، هفته هشتم رقابتهای لیگ برتر از روز جمعه و با پنج بازی آغاز می شود. البته ساعت بازیها هنوز مشخص نیست و سازمان لیگ برتر اعلام کرد در صورتیکه روز جمعه عید فطر نباشد، دیدارهای این روز ساعت 21 برگزار خواهد شد.

پس از بازیهای شب هنگام در ماه رمضان در برنامه جدید و به فرض عید بودن روز جمعه ساعت بازیها به ساعت های پنج و شش و چهل و پنج دقیقه عصر تغییر پیدا کرده بود.

مهمترین دیدار جمعه عصر رویارویی مس کرمان و استقلال است. کرمانی ها با مربیگری صمد مرفاوی بازیکن و مربی سابق استقلال، میزبان آبی های تهران هستند.

در چهار بازی دیگر سایپا با شاهین بوشهر بازی می کند، پیکان قزوین به مصاف نفت تهران می رود و تراکتور سازی میزبان ذوب آهن اصفهان است. صنعت نفت هم در گرمای آبادان با فولاد خوزستان روبرو خواهد شد.

چهار بازی باقیمانده هفته، یک روز بعد، شنبه شب به این ترتیب خواهد بود:

راه آهن شهرری - ملوان بندرانزلی 
سپاهان اصفهان - شهرداری تبریز 
پرسپولیس - پاس همدان
صبای قم - استیل آذین

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 8:45  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

فواید سوسک‌های منفور


 

سوسک که به عنوان حشره‌ای موذی و ناقل بیماری‌های گوناگون شناخته شده احتمالا در آینده برای نجات انسان از عفونت‌های میکروبی نقش مهمی ایفا خواهد کرد. دانشمندان بریتانیایی در جریان پژوهشی جدید متوجه وجود آنتی‌بیوتیکی قوی در مغز سوسک‌ها شده‌‌اند.

 

          برای بسیاری از افراد بویژه خانم‌ها، حتی شنیدن نام "سوسک" کافی است تا از فرط انزجار چهره خود را درهم کشند. صحبت درباره سوسک تا به حال تنها با توصیفات منفی همراه بوده است. آن‌ها منبع آلودگی و ناقلان بیماری محسوب می‌شوند. اما پژوهشی جدید نشان می‌دهد که همین حشرات منفور اتفاقا می‌توانند برای انسان‌ها مفید باشند.

ویژگی‌های مثبت سوسک‌ها

دانشمندان بریتانیایی در دانشگاه ناتینگهام متوجه شده‌اند که در مغز سوسک‌ها و ملخ‌ها مولکول‌های قوی آنتی‌بیوتیکی وجود دارد. این مولکول‌ها قادر به محافظت بدن سوسک‌ها در مقابل میکروب‌های خطرناک هستند.

"سیمون لی" یکی از محققان دانشگاه ناتینگهام در زمینه میکروبیولوژی می‌گوید که آنتی‌بیوتیک موجود در مغز و بافت‌های عصبی دیگر در بدن سوسک‌ها در جریان تحقیقات آزمایشگاهی بیش از ۹۰ درصد از باکتری‌های MRSA و ای.‌کلی (E.colli) را از بین برده‌اند، بدون اینکه به سلول‌های بدن انسان آسیب برسانند. در مجموع ۹ ملکول در بدن این حشرات کشف شده که می‌توانند باکتری‌ها را نابود کنند.

MRSA نوعی از باکتری‌های استافیلوکوکوس Staphylococcus است که عفونت‌های خطرناکی را در بدن ایجاد می‌کند و در برابر بیشتر آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم است. ای.‌کلی نیز باکتری عفونت‌زای دیگری است که یکی از علایم آن اسهال است.

رمز توانایی سوسک‌ها برای زندگی در آلوده‌ترین مکان‌ها

البته اینکه بدن سوسک‌ها خود توانایی تولید آنتی‌بیوتیک برای مبارزه با باکتری‌های موجود در محیط زندگی این حشرات را دارد برای دانشمندان غافل‌گیرکننده نیست. "سیمون لی" در این باره می‌گوید: «حشرات معمولا در محیطی آلوده و غیربهداشتی زندگی می‌کنند و باید با انواع و اقسام باکتری‌ها دست و پنجه نرم کنند. از این رو کاملا طبیعی است که بدن آنها سیستم دفاعی قوی برای مقابله با میکروب‌ها در اختیار داشته باشد.»

در حال حاضر مولکول‌های کشف شده همچنان در آزمایشگاه تحت بررسی هستند. سیمون لی و همکارانش امیدوارند که در آینده از آنتی‌بیوتیک ‌موجود در بدن سوسک‌ها برای درمان بیماری‌های عفونی حاصل از MRSA و ای.‌کلی بتوان استفاده و آن را جایگزین داروهایی کرد که در حال حاضر برای مقابله با اینگونه بیماری‌ها استفاده می‌شوند و عوارض جانبی زیادی را به همراه دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 16:46  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

معضل بی‌سوادی در آلمان

 

 

 

هشتم سپتامپر روز جهانی مبارزه با بی‌سوادی است. این مشکل گریبان‌گیر بسیاری از کشورها است. بر خلاف آنچه تصور می‌شود آلمان نیز با مشکل بی‌سوادی رو‌به‌رو است. در مجموع ۴ میلیون نفر در این کشور از بی‌سوادی رنج می‌برند.

 

"رالف" ۴۵ سال دارد و بی‌سواد است. او به مدت ۲۰ سال در بخش حمل و نقل جاده‌ای کار می‌کرده است. هیچکدام از همکاران او از ضعف او در خواندن و نوشتن خبر نداشتند. رالف به خاطر ترس از اینکه مورد تمسخر قرار بگیرد، این مشکل را از اطرافیان خود پنهان می‌کرده است. او می‌گوید: «تو مجبور هستی دائما نقش بازی کنی و همیشه باید موظب باشی که کسی متوجه مشکل تو نشود. برای همین من هیچگاه در مورد آن با کسی حرف نزدم. از بی‌سوادی‌ام خجالت می‌کشیدم.»

حال رالف تصمیم گرفته که شرایط را تغییر دهد. او برای اولین بار در کلاس سوادآموزی شرکت می‌کند و اینبار به جای پنهان کردن مشکل خود، قصد دارد آن را برطرف کند.

چهار میلیون نفر بی‌سوادی که در آلمان زندگی می‌کنند ظاهرا در جامعه انتگره شده‌اند، اما آنها در حقیقت به خاطر ترسی که از برملا شدن این ضعف خود دارند، در حاشیه جامعه زندگی می‌کنند.

به طور مثال این افراد هنگام خرید کردن نمی‌توانند به راحتی مطالب چاپ شده روی کالاها را بخوانند و هنگام اجاره کردن خانه نمی‌توانند اجاره‌نامه را بخوانند. به احتمال زیاد شمار افرادی که از بی‌سوادی رنج می‌برند، بیش از چهار میلیون نفر است.

بی‌توجهی والدین و معلمان از عوامل بی‌سوادی در آلمان

پژوهشگران قصد دارند در قالب برنامه‌ای به نام "لئو- مرحله اول پژوهش " آمار دقیقی از افراد بی‌سواد در آلمان بدست آورند. آنها قرار است که در ماه فوریه سال ۲۰۱۱ نتایج این بررسی را اعلام کنند.

عدم کسب موفقیت در سالهای نخست مدرسه و بی‌توجهی معلمان و مادر و پدر می‌توانند از دلائل بی‌سوادی و یا سواد بسیار کم افراد باشند. بنا بر گزارش سازمان بین‌المللی همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) در آلمان ۱۵ درصد از افرادی که به مدرسه رفته‌اند، پس از پایان دوران متوسطه هنوز نمی‌توانند به درستی بخوانند و بنویسند.

بسیاری از این دانش‌اموزان مجبورند در ساعات آزاد خود در کلاس‌های تقویتی موسسات دولتی شرکت کنند. در این موسسات برای مهاجران نیز کلاس‌های ویژه سوادآموزی برگزار می‌شود.

اما علی‌رغم تمام این امکانات شمار بی‌سوادان در آلمان کاهش پیدا نکرده است.

"کردولا لوفلر" (Cordula Löffler) کارشناس علوم تربیتی است و در زمینه پیشگیری و علت‌یابی بی‌سوادی در آلمان فعالیت می‌کند. او از نبود اقدامات پیشگیرانه در مهدکودک‌ها و مدرسه‌ها انتقاد می‌کند: «معلمان، دوره‌های آموزشی لازم برای تشخیص مشکلات کودکان را ندیده‌اند. در سالهای بالاتر هم در مدرسه معلمان جدید فکر می‌کنند که این کودکان خواندن و نوشتن یاد گرفته‌اند. »

"کردولا لوفلر" اعتقاد دارد که همین مسئله باعث می‌شود که معلمان برای رفع ضعف این کودکان در خواندن و نوشتن اقدامی نکنند. از این رو "لوفلر" خواستار برگزاری دوره‌های آموزشی برای معلمانی است که با مشکل بی‌سوادی رو‌به‌رو هستند.

حساس کردن افکار عمومی نسبت به شکل بی‌سوادی

"پیتر هوبرتوس" (Peter Hubertus)، مدیر انجمن سوادآموزی آلمان تلاش‌های بیشتری برای پیدا کردن و آموزش مجدد افراد بی‌سواد را پیشنهاد می‌دهد: «بسیاری از بزرگسالان فکر می‌کنند آنها تنها کسانی هستند که خواندن و نوشتن بلد نیستند. ما باید با آنها وارد گفتگو شویم. ما همچنین باید حساسیت افکار عمومی را نسبت به این موضوع برانگیزیم. در حال حاضر در جامعه این پیش‌داوری وجود دارد که هرکس خواندن و نوشتن نمی‌داند، احمق است. ما باید این تصور اشتباه را از اذهان عمومی پاک کنیم.»

بیشتر افراد بی‌سوادی که دوباره به مدرسه می‌روند، نخست باید بر آسیب‌هایی چیره شوند که در گذشته به خاطر ضعف در خواندن و نوشتن به آنها وارد شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 16:31  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

اسرار گلخانه‌های صنعتی



 با افزایش جمعیت جهان به 9 میلیون نفر طی چهل سال آینده، تامین غذا به یکی از مهم‌ترین مشکلات بشر تبدیل خواهد شد. آیا بذرهای تغییریافته ژنتیکی و مقاوم به شرایط سخت زیست‌محیطی از پس این مشکل برخواهند آمد؟

  «آبیاری نکنید»، این نوشته‌ کوچکی است که در کنار گلدان‌های نهال‌های پژمرده و قهوه‌ای ذرت دیده می‌شود؛ نهال‌های بداقبال ژنتیکی که در یک آزمایش بر روی میزان تحمل خشکسالی در ذرت شکست خورده‌اند. پنج دقیقه بعد از ورود به یک گلخانه بزرگ متعلق به دفاتر مرکزی شرکت مونساتو که در آن این گیاهان تلاش می‌کنند رشد کنند، احساس ضعف ژنتیکی به انسان دست می‌دهد.

عرق از سر و روی بازدیدکنندگان جاری است و مانند گیاهان پژمرده، آن ها هم برای تابستان‌های بسیار گرم که آب‌وهوای این گلخانه شرایط آن‌ها را بازسازی می‌کند آمادگی ندارند. ولی درست در مقابل آنها، یک ردیف از نهال‌های سبز و بانشاط قرار گرفته که سرسبزی خود را مدیون ژنی هستند که پژوهشگران از باکتری Bacillus subtilis بدست آورده‌اند.

به گزارش نیچر، این گیاهان سبز و دانشمندانی که آنها را تولید کرده‌اند، عجایبی دارند که به چشم دیده نمی‌شوند. آنها دارایی مونسانتو در مسابقه‌ای هستند که بر سر تولید اولین نمونه‌های تجاری ذرت تغییر یافته ژنتیکی مقاوم در برابر خشکسالی در گرفته؛ گیاهی که قیمتی رقابتی داشته باشد و کشت آن برای کشاورزان به صرفه باشد. ولی به گفته مسئولین مونسانتو بعد از بیست سال تحقیق و توسعه، این شرکت هنوز دو سال تا عرضه این دانه‌ها در بازار فاصله دارد و در چند سال آینده، این شرکت و رقبای عمده آن امیدوارند تا بتوانند دیگر گیاهان چند ژنی (حاصل ترکیب ژن‌های چند جاندار متفاوت) مقاوم در برابر مشکلاتی مانند خاک دچار فقر نیتروژن، فسفر و دیگر مواد مغذی ضروری را تولید و به بازار مصرف عرضه کنند.

مونسانتو و دیگر غول‌های زیست فناوری کشاورزی، برای رسیدن به چنین گیاهانی، فاصله چشمگیری از آن‌چه تاکنون تکیه‌گاه اصلی تجارت آنها بوده، گرفته‌اند: «تولید و فروش محصولات مقاوم در برابر آفات و علف‌های هرز، مانند ذرت BT مونسانتو». هنگامی که در دهه 1990 اولین بار این بذرها به بازار عرضه شدند، افزایش قابل توجه در محصولات کشاورزی را موجب شدند و البته ثروت بادآورده‌ای برای شرکت‌هایی که این بذرها را می‌فروختند نیز به همراه آوردند. ولی افزایش محصول و به تبع آن سود شرکت‌ها در جایی متوقف شد. اکنون هدف تجاری بزرگ بعدی در دانه‌هایی نهفته است که بتوانند در خاک‌های کم‌آب و دچار ضعف مواد مغذی هم به خوبی بار دهند. کشاورزان امریکایی هر سال 10 تا 15 درصد از درآمد سالیانه خود را به دلیل خشک‌سالی یا کم‌آبی از دست می‌دهند.

گیاهانی که بتوانند در برابر این فشارها مقاومت کنند، برای کمک به حل بحران جهانی غذا هم حیاتی هستند. اگر قرار باشد 9 میلیارد نفر در سال 2050 بر روی زمین زندگی کنند، کشاورزان ساکن کشورهای فقیر باید غذای بیشتری تولید کنند که بر روی زمین‌های کم‌آب یا دچار فقر غذایی دوام بیاورند. پژوهشگران و تصمیم‌سازان دریافته‌اند که نمی‌توانند بدون کمک گرفتن از بخش خصوصی امیدی به موقفیت در مقابله با بحران امنیت غذا داشته باشند. بودجه پژوهشی سالیانه مونسانتو به تنهایی 1.2 میلیارد دلار است، در حالی که کل پولی که دولت ایالات متحده در سال 2007 برای علوم کشاورزی خرج کرد، 1.1 میلیارد دلار بود. در مقابل، بودجه سالیانه گروه مشاوره‌ای پژوهش‌های بین‌المللی کشاورزی CGIAR (گروه پیشروی جهانی متشکل از مراکزی که در کشورهای در حال توسعه، تحقیقات کشاورزی را انجام می‌دهند) تنها 500 میلیون دلار است.

همگراییکشاورزی
در تلاش برای تولید گیاهان مقاوم‌تر، اهداف تجاری شرکت‌های زیست فناوری و نیازهای کشورهای در حال توسعه، با هم همگرا شده‌اند؛ و شرکت‌هایی مانند مونسانتو امیدوارند که به این اهداف برسند. در ژوئن 2008 / خرداد 1387، مونسانتو متعهد شد که تا سال 2030، محصول مزارع ذرت، سویا و کتان را به دو برابر افزایش دهد. در ماه سپتامبر همان سال، رئیس هیئت مدیره مونسانتو وعده داد که «زندگی 5 میلیون کشاورز دیگر دچار فقر منابع را بهبود بخشد»، که بخش عمده آن با در دسترس قرار دادن بخشی از فناوری تولید بذر این شرکت به منظور افزایش تولید آنها حاصل می‌شد. دیگر شرکت‌ها نیز تعهدات مشابهی را متقبل شدند.

همه اینها به دلیل دیگری منتج می‌شود که چرا بذرهای سبز تغییر یافته ژنتیکی در این گلخانه در میسوری سر برآورده‌اند. در سال 2008، مونسانتو با بنیاد فناوری کشاورزی افریقا (سازمان پژوهشی غیرانتفاعی مستقر در نایروبی کنیا) شریک شد تا روش‌ها و کشفیاتی را که در ارتباط با محصول تجاری ذرت مقاوم در برابر کم‌آبی خود داشته برای تولید گونه‌های مقاوم در برابر کم‌آبی برای کشاورزان منطقه زیر صحرای افریقا اعمال کند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن بعد از تجاری شدن در ایالات متحده در دسترس قرار بگیرد. این همکاری که از کمک مالی 47 میلیون دلاری از بنیاد بیل و ملیندا گیتس در سیاتل واشینگتن، و بنیاد هاوارد جی بافت در دکاتور ایلینویز هم بهره می‌برد، یکی از معدود پروژه‌های بسیار بزرگی است که در سال‌های اخیر انجام شده و در ان بخش خصوصی و بخش عمومی با هم همکاری می‌کنند تا با مشکل کمبود غذا در کشورهای در حال توسعه مواجه شوند. شرکت‌ها می‌گویند که این سرمایه‌گذاری‌ها از لحاظ تجاری هم خوب هستند، چرا که مشتریان آینده آنها را در بین کشاورزان جهان سوم پدید می‌آورند که رفته رفته از تامین معاش به سودآوری می‌رسند و پولی به دست می‌آورند تا برای خرید بذر خرج کنند. این شرکت‌ها همچنین فرصتی را برای نشان دادن یک چهره انسانی از خود به دست می‌اورند.

پیشرفت آرام
غلبه بر بدبینی عمیق منتقدان نسبت به زیست‌فناوری تجاری، نیاز به کاری بیش از نمایش چهره انسانی از سوی این شرکت‌ها دارد. به گفته آنها، محصولات بهینه شده ژنتیکی تاکنون کار چندانی برای جهان سوم انجام نداده است. اقدامات انسان‌دوستانه‌ای که پیش از این انجام گرفته‌اند هنوز به باردهی نرسیده‌اند. برای مثال، برنج طلایی؛ برنج تراریخته ژنتیکی که به منظور مقابله با فقر ویتامین آ طراحی شده بود؛ از سال 1990 تا کنون از آزمایشگاه‌های تحقیق و توسعه بیرون نیامده است. پرسش منتقدین این است که چه چیزی سبب شده که تولید این محصول این قدر به طول بیانجامد و هنوز هم خبری از نتیجه نباشد؛ آنها از این نگرانند که چنگ زدن صنعت به مالکیت معنوی مانع از پیشرفت پژوهش‌ها شده باشد؛ آنها می‌پرسند که چرا این فناوری‌های تراریخته ژنتیکی که قرار است همه چیز را دگرگون کند، هنوز نتوانسته برای گرسنگان زمین غذا فراهم کند. آکیم دوبرمن، مدیر اجرایی موسسه بین‌المللی تحقیقات برنج CGIAR در مانیل فیلیپین بر این باور است که «بخش خصوصی به اندازه کافی در این امر جدی نیست».

راجر بیچی، رئیس موسسه ملی غذا و کشاورزی وزارت کشاورزی امریکا در واشینگتن دی‌سی، کنجکاو است که بداند که شرکت‌های زیست فناوری کشاورزی تا چه حد می‌خواهند به جلو بروند. او می‌پرسد:‌«آیا آنها تا آن حد که باید توانسته‌اند در کشورهای در حال توسعه پیشرفت کنند؟ آنها مسئولیت خود را در قبال جهان سوم، چه چیزی می‌دانند؟» برای خیلی از دانشمندان، پاسخ‌های این پرسش‌ها، پشت دیوارهای شرکت‌ها پنهان شده است.

به همین دلیل است که خبرنگاران نیچر؛ آن‌گونه که خود می‌گویند؛ گرمای این گلخانه مونسانتو را تحمل می‌کنند و به سراغ دو غول دیگر این بخش؛ یعنی Pioneer Hi-Bred در آیووا، و شعبه اصلی بخش پژوهش‌های انگلستان شرکت سوئیسی سینجنتا؛ نیز رفته‌اند تا از آزمایشگاه‌ها، گلخانه‌ها و مراکز آزمایش آنها که نسل بعدی محصولات در آنها در حال رشد و نمو هستند، بازدید کنند.

شرکت مونسانتو تقریبا 5000 دانشمند و دستیار فنی را در سراسر جهان در استخدام خود دارد و بودجه تحقیق و توسعه خود را به طور مساوی بین زیست فناوری و روش‌های سنتی تولید تقسیم کرده است. (البته مسئولین مونسانتو هم مانند باقی شرکت‌ها از بیان این که شرکت چقدر از بودجه خود را صرف پروژه‌های بشردوستانه خود کرده است، طفره رفتند).

دانشمندان مونسانتو برای تولید گیاهان تراریخته ژنتیکی خود، صدها و حتی هزاران ژن را از گیاهان، باکتری‌ها و دیگر جاندارانی که بتوانند ویژگی مطلوب را به گیاه بدهند بررسی کردند. هنگامی که ژن مقاوم در برابر خشکی باکتری subtilis (cspB که به باکتری کمک می‌کند با فشارهای زیست محیطی مانند دمای سرد بهتر روبرو شود) به گیاه ذرت تزریق شود به آن کمک می‌کند تا با رها کردن آر‌ان‌ای (که هنگامی که با کم‌آبی مواجه شود به طور غیر عادی درهم می‌پیچد) با خشکی مقابله کند. توجیه نظری این امر این است که انرژی که گیاه برای اصلاح وضعیت آر‌ان‌ای درهم تابیده صرف می‌کرد، اکنون می‌تواند صرف دانه محصول شود.

در بیرون گلخانه، پوسترهایی به شش زبان قرار دارند که یادآور «تعهد» مونسانتو به جهان است. شرکت وعده گفتگو، شفافیت، احترام، شراکت و سود را می‌دهد. و باب ریتر، نایب‌رئیس بخش فناوری‌های تولید مونسانتو، در مورد دیدگاه تجاری شرکت به کارهای بشردوستانه خود کاملا صادق است. گیاهانی که شرکت را در کشورهای ثروتمندتر به سود کوتاه مدت می‌رسانند، می‌توانند در جاهای دیگر نیز در نهایت به سودآوری برسند. او می‌گوید:‌ «رویکرد اولیه، کمک به کشاورزان فقیر است تا سر پای خود بایستند. اینجا یک عنصر انسان‌دوستانه وجود دارد. ولی این را در نظر بگیرید که یک صنعت کشاورزی بادوام در آفریقا چه آینده‌ای خواهد داشت، و قرار هم نیست که این کشاورزان تا ابد از کمک‌های رایگان برخوردار باشند».

برنامه بلند مدت
به این دلایل است که مونسانتو حاضر به همکاری با بنیاد فناوری کشاورزی افریقا شد. آن‌ها قرار نیست زنجیره سبزی را که در گلخانه داشتند، بدهند؛ بلکه منابعی را که برای تولید استفاده کردند در اختیار افریقایی‌ها قرار می‌دهند؛ منابعی مانند ژن cspB، به علاوه داده‌هایی در مورد دیگر ژن‌های مقاوم در برابر خشکی و جاندارانی که پژوهشگران از طریق پرورش سنتی با ذرت ترکیب می‌کنند. گیاهانی که در نتیجه این همکاری تولید می‌شوند به رایگان در اختیار کشاورزان فقیر قرار می‌گیرند. ولی اگر کشوری از کشاورزی برای بقا به سوی کشاورزی تجاری حرکت کند، شرکت می‌تواند برای بذرها پول بگیرد.

ولی اول مونسانتو باید «نسل اول» ذرت مقاوم در برابر خشکی خود را در کشورهای توسعه یافته به فروش برساند. شرکت آزمایش این بذر را به پایان برده و اکنون، فقط باید تاییدیه‌های سازمان‌های فدرال امریکا را بگیرد و بذر را در مقیاس انبوه تولید کند. پژوهشگران مونسانتو، اکنون در حال کار بر روی نسل دوم گیاهان خود هستند که می‌توانند در یک بازه وسیع‌تر آب‌و‌هوایی در ایالات متحده رشد کنند.

مهندسی مکانیزه
یک ایالت بالاتر از میسوری، در شهر کوچک جانستون آیووا، بعد از آخرین خانه‌ها دریای سبزی از نهال‌های جوان ذرت در افق ظاهر می‌شود. در برخی تکه‌ها ذرت‌ها زرد شده‌اند و از رشد باز مانده‌اند. باران‌های شدید اخیر، سبب سیلاب در بخش‌هایی از مزرعه شده‌اند، و مواد غذایی ضروری برای رشد سالم ذرت را از خاک شسته‌اند، موادی که شامل کودهای ازت (نیتروژن) هم می‌شوند.

پایونیر های‌برد که بخشی از دوپونت، غول صنایع شیمیایی است، اینجا فرصتی برای افزایش محصول مشتریان خود یافت. هنگامی که قیمت جهانی کود ازت در سال 2008 به بالاترین حد خود رسید و بیش از 450 دلار در هر تن فروخته شد (که تقریبا دو برابر سال قبل از آن بود) شرکت بودجه یک پروژه تحقیقاتی را که از سال 2005 و به منظور تولید یک گونه ذرت که بتواند محصول مشابهی را با کود کمتر تولید کند آغاز شده بود، به 2 برابر افزایش داد.

پایونیر در زیست‌فناوری به بزرگی مونسانتو نیست: در سال 2009 دوپونت 734 میلیون دلار بر روی تحقیق و توسعه کشاورزی خرج کرد که کار پایونیر بر روی حفاظت از بذرها و گیاهان بخشی از آن بود. این شرکت اکنون بخش اعظم فرایند اتصال ژن‌های تزریق شده به گیاهان را به صورت مکانیزه انجام می‌دهد. یک روبات ذرت‌ها را روی نوار نقاله می‌کشد و دیگری تصاویر دیجیتال می‌گیرد تا به سرعت مشخص شود که ژن‌ها چقدر توانسته‌اند بر رشد گیاه تاثیر بگذارند.

در مورد این محصول، پژوهشگران پایونیر به سراغ یک ژن در جلبک قرمز Porphyra perforate رفتند، جانداری که می‌تواند در محیطی با سطح نیتروژن پیک صدم مقدار مورد نیاز برای ذرت زنده بماند. این ژن حاوی کد آنزیم نیترات ردوکتاز است که نیترات را به نیتریت تبدیل می‌کند. دیل لوسرت، از دانشمندان ارشد ارشد این پروژه می‌گوید: «ما دقیقا نمی‌دانیم که نحوه عملکرد آن چگونه است. حال و روز مدل‌های این گیاه در آزمایشگاه نویدبخش است. محصول هم خوب به نظر می‌رسد». البته شرکت انتظار ندارد که تا کمتر از 10 سال دیگر بتواند این محصول را به بازار عرضه کند.

پایونیر موافقت کرده که فناوری‌های تولید محصولات تراریخته زنتیکی، نشانگرهای مولکولی و دیگر منابع مورد استفاده در پروژه کاهش نیتروژن خود را به یک همکاری بخش خصوصی و عمومی اهدا کند. پروژه ذرت بهینه شده برای خاک‌های افریقا در ماه فوریه سال جاری شروع شد. این پروژه توسط مرکز بین‌المللی تقویت ذرت و گندم در مکزیک که بخشی از CGIAR است، هدایت می‌شود، و از بنیاد بیل و ملیندا گیتس و سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده امریکا 19.5 میلیون دلار کمک دریافت کرده است. گونه‌های ذرت حاصل این پروژه به رایگان در اختیار شرکت‌های تولید بذر قرار می‌گیرند تا آن را به کشاورزان خرده‌پا در جنوب صحرای افریقا بفروشند.

پایونیر همچنین از سال 2005 و با اهدای فناوری‌هایی به ارزش 4.8 میلیون دلار درگیر پروژه‌ای برای افزایش مواد مغذی سورقوم است که پایه غذایی میلیون‌ها نفر از مردم در افریقا و آسیا است. سورقوم سطوح بالایی از فیتات (فسفر ذخیره شده در گیاهان) دارد که پیوندهای محکمی با آمینو اسیدهای ضروری، ویتامین آ، آهن و روی دارد ، در نتیجه این مواد قابل هضم نخواهند بود. به همین دلیل کسانی که رژیم غذایی با پایه سورقوم دارند همیشه از فقر غذایی رنج می‌برند.

آزمایش‌های انجام شده در سال جاری نشان داده‌اند که گونه‌‌ای از سورقوم که پایونیر در این پروژه تولید کرده، به نسبت گونه‌های سنتی، 80 درصد فیتات کمتر و در عین حال 20 درصد آهن و 30 درصد روی بیشتر دارد.

این نتایج اما منتقدین را راضی نمی‌کنند. گرگوری گراف، کارشناس اقتصاد کشاورزی از دانشگاه ایالتی کلرادو ، بر این باور است که هدف‌گیری اصلی بخش تحقیق و توسعه اکثر شرکت‌ها هنوز به سمت محصولات با ویژگی‌های خاص مانند ضد آفت بودن است که به اقتصاد کشاورزی سود می‌رسانند، ولی بخش اعظم گیاهان دیگر را که برای جهان سوم اهمیت حیاتی دارند نادیده می‌گیرند. «آنها یک یا دو مثال از تحقیقاتی مفید برای عموم، مانند گونه‌های مقاوم در برابر خشکسالی یا برنج طلایی، ارائه می‌کنند، در حالی تحقیق بر روی این‌ها مدت‌های مدیدی است که به طول انجامیده و تازه هنوز هم آماده نیستند». به عقیده او این عدم پیشرفت تا حد زیادی ناشی از تمایل شرکت‌ها به حفظ حق مالکیت معنوی خود بر روی فناوری‌های مهمی مانند نشانگرهای ژنتیکی هستند.

جان بدبروک، نایب رئیس بخش زیست فناوری کشاورزی در دوپونت، اذعان دارد که «تنش‌ها» برای حفظ حق مالکیت معنوی وجود دارد، اما بدون مالکیت معنوی، شرکت‌ها انگیزه اندکی برای سرمایه‌گذاری بر روی پژوهش خواهند داشت. ولی البته می‌می‌افزاید که شرکت‌ها می‌توانند «منابع خود را برای فناوری‌هایی که برای پیشرفت لازم هستند بازتر کنند».

تاخیرهای واقعی
سینجنتا که دفاتر مرکزی بخش پژوهش آن در یک زمین 260 هکتاری در نزدیکی براکنل انگلستان قرار دارد، برای پروژه برنج طلایی تاریخ طولانی از همکاری با بخش عمومی دارد. سینجنتا از سال 2001 بررروی افزایش مقادیر یک پیش‌ماده ویتامین آ در برنج و در دسترس قرار دادن بذرها برای کشاورزان قحطی زده جنوب صحرای افریقا کار می‌کند، البته حقوق انحصاری در دیگر نقاط جهان در اختیار شرکت است (محصولی که قرار است تا سال 2012 به بازار عرضه شود). ولی برخی از منتقدین این پروژه را به دلیل زمان بسیار طولانی آن شکست‌خورده می‌دانند و تا حد زیادی به حضور شرکت در این پروژه بی‌اعتمادند و تصور می‌کنند که دلیل حضور این شرکت در این پروژه استفاده از حقوق انحصاری متعدد آن است.

البته اینگو وتریکوس، رئیس شورای بشردوستانه برنج طلایی، به عنوان یک پژوهشگر آکادمیک و یکی از مخترعین برنج طلایی، این را درست نمی‌داند. او می‌گوید که گروه در ابتدا فکر می‌کرد که به مجوزهای رایگان برای 70 حق انحصاری برای فناوری‌های مورد استفاده در تولید برنج دست پیدا خواهند کرد. ولی هنگامی که سینجنتا درگیر پروژه شد، وکلای آن دریافتند که تنها کمتر از 5 عدد از این مجوزها برای کشورهای هدف برنج طلایی قابل اعمال هستند. پس در حقیقت، مالکیت معنوی مشکل اصلی نبود. «بدون همکاری بخش خصوصی احتمالا هیچ‌گاه نمی‌توانستیم مشکل مالکت معنوی را حل کنیم و پروژه به اینجا نمی‌رسید».

مایک بوشل، دانشمند ارشد سینجنتا می‌گوید که در حقیقت قوانین پیچیده مانع اصلی بر سر راه محصولات تراریخته ژنتیکی هستند: «تحقیق و توسعه ده سال به طول می‌انجامد و بعد از آن شما تازه وارد مرحله مقررات می‌شوید». در سال‌های 2004 و 2005، شرکت پژوهش‌های محصولات بهینه‌شده ژنتیکی خود را از اروپا خارج و به امریکا منتقل کرد، که تا حدی به دلیل شرایط بد اروپا برای این تحقیقات و همچنین عدم وجود بازار بود. ولی در سال جاری به نظر می‌رسد که این محدودیت‌ها کمتر شده باشند. به گفته بوشل، این می‌تواند خبر خوبی برای جهان سوم باشد. به رغم این‌که او می‌گوید محصولات تراریخته ژنتیکی تنها راه برای افزایش تولید محصولات نیستند، به ویژه برای جهان سوم، ادعا می‌کند که آنها بخش مهمی از مجموعه ابزارهای لازمی هستند که می‌توانند شامل روش‌های بهینه شده کشاورزی و روش‌های سنتی تولید هم بشوند.

نیکلاس کالایتزاندوناکیس، اقتصاددان کشاورزی در دانشگاه میسوری- کلمبیا، که صنعت زیست فناوری کشاورزی را ره‌گیری می‌کند، می‌گوید که صنعت در حال سرمایه‌گذاری جدی بر روی این همکاری‌های خصوصی- عمومی است: «به نظر می‌رسد که افراد در صنعت می‌دانند که نمی‌توانند در کشورهای در حال توسعه از این محصولات پولی به دست بیاورند، ولی می‌خواهند که این کار را امکان‌پذیر کنند. ولی خوب در عین حال باید مراقب خود هم باشند. «اگر جایی اشتباه شود؛ برای مثال شکست تحقیقات یا برهم خوردن شراکت؛ شرکت با مسئولیت‌های مالی و سنگین و تخریب وجهه عمومی مواجه خواهد شد.

این نگرانی تا حدی به این دلیل است که تنها تعداد کمی از این همکاری‌ها وجود دارند. با این حال کالایتزاندوناکیس امیدوار است که وقتی یکی از این همکاری‌ها به نتیجه نهایی برسد و محصول به بازار عرضه شود، آنگاه بازار، دولت‌ها و عموم به حمایت از موارد بعدی بیشتر علاقه‌مند می‌شوند.

ولی آینده غذایی دنیا تنها وابسته به محصولات این مزارع نیست، حال هرچقدر هوشمندانه مهندسی شده باشند؛ زیست بوم‌ها برای حمایت از آنها هم باید در آینده وجود داشته باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 16:30  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

همبرگر حلال بحث‌برانگیز


 

مدتی است رستوران‌های زنجیره‌ای "کوییک" در فرانسه همبرگرهایی می‌فروشند که گوشت آن از راه ذبح اسلامی تهیه شده و باصطلاح مسلمانان "حلال" است. گسترش رستوران‌های فروشنده"همبرگر حلال" به بحث‌هایی در فرانسه دامن زده است.

 

اینکه سوپرمارکت‌های فرانسه در آغاز ماه رمضان، اواسط ماه اوت (هفته چهارم مرداد ماه)، شروع به تبلیغ در مورد محصولات "حلال" کردند، موجب ایجاد هیجان در میان عده‌ای شد. ژاک ادوار شاره، مدیر رستوران‌های زنجیره‌ای کوییک، می‌دانست چنین چیزی پیش می‌آید، برای همین کنفرانسی مطبوعاتی را برای موضوعی ترتیب داد که به طور معمول کسی بخاطرش اصحاب مطبوعات را فرانمی‌خواند. اما شاره  لازم ‌دانست توضیح دهد که چرا در آینده بر شمار رستوران‌های کوییک در فرانسه که "همبرگر حلال" عرضه می‌کنند، افزوده خواهد شد.

 

همان طور که از مدیر یک شرکت خصوصی با سود یک میلیارد یورویی در سال انتظار می‌رفت، استدلال شاره  بر پایه مباحث اقتصادی بود. وی گفت که از ماه اکتبر تا کنون فروش همبرگر حلال به طور انفجاری بالا رفته و نسبت به سابق دو برابر شده است.  شاره افزود که شمار مشتریان این رستوران‌ها هم بیشتر شده و منطق ایجاب می‌کند که بر تعداد آن‌ها افزوده شود.

 

شاره در مصاحبه مطبوعاتی خود گفت که راه دیگری برای شرکت  کوییک در رقابت بازار اقتصاد وجود ندارد، مگر آنکه پاسخگوی تقاضایی باشد که از سوی مشتریان وجود دارد. وی افزود که امکان بدست آوردن سود از این طریق بطور بالقوه موجود است، چون فرانسه با پنج میلیون مسلمان بزرگترین جمعیت مسلمان در اروپا را داراست. برآورد می‌شود که سود "بازار محصولات حلال" بالغ بر پنج و نیم میلیارد یورو در سال باشد. در سال ۲۰۰۹ مک‌دونالد در لندن به طور آزمایشی به فروش "محصولات حلال" پرداخت، اما پس از تنها چند هفته این محصولات را از لیست فروش خود خط زد.

 

شاره گفت که همبرگر حلال تنها در ۲۲ شعبه از ۳۰۰ شعبه کوییک بفروش می‌رسد و در این رستورانها همبرگرهای سنتی هم فروخته می‌شوند. وی افزود که اگر کسی نخواست وارد رستورانی شود که در آن همبرگر حلال می‌فروشند، می‌تواند با ماشین خود را در مدت کوتاهی به شعبه دیگر کوییک برساند؛ به هنگام انتخاب محل رستورانهای همبرگر حلال به این مسئله توجه شده است.

 

تبدیل همبرگر حلال به بحث سیاسی

 

با وجود این، تلاشهای مدیر رستورانهای زنجیره‌ای کوییک چندان فایده نداشت. موضوع همبرگرهای حلال به بحثی سیاسی تبدیل شد. شهردارهای شهرهای مختلف خود را وارد بحث کردند. برخی می‌گویند که این کار باعث ایجاد تفرقه می‌شود و بخش‌هایی از مردم را از کل جامعه جدا می‌کند. برخی افراد خواستار بایکوت شدند. دیگران اظهار تاسف کردند که همبرگر گوشت خوک از منوی غذای رستوران خط خورده، اما اینکه گاوها برای ذبح برده می‌شوند و بی‌آنکه بی‌حس شوند، گردن زده می‌شوند، موضوع بحث نبود.

 

شاره که دراین میان مورد حمله این و آن بوده، درحقیقت وارث همبرگر حلال است، چون او تازه از آغاز سال ۲۰۱۰ مدیریت کوییک را بر عهده گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 15:55  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

پایان عمر خاویار خزر؟


 

نسل ماهیان خاویاری در خزر روی به انقراض است. مقام‌های ایرانی از کاهش ۱۰ برابری خاویار خبر می‌دهند و در عین حال کشورهای حاشیه خزر را مقصر دانسته‌اند. نظر کارشناسان امور خزر درمورد این اتهام ایران چیست؟

 

در چند سال‌ گذشته گزارش‌های زیادی پیرامون "انقراض نسل ماهیان خاویاری"، "مرگ و میر فک‌های آبی"، "پیدایش جلبک‌های کشنده"، "نشت نفت و ورود فاضلاب‌های صنعتی و خانگی" در روزنامه های روسیه و ایران انتشار یافته است. کشورهای حاشیه خزر همدیگر را متهم می‌کنند که در آلودگی دریا، صید بی‌رویه ماهیان خاویاری و بالاخره قاچاق خاویار دست دارند.

 

بیشترین خاویار مال ایران است

 

عمق دریای خزر در شمال آن ده متر و  در بخش جنوبی آن یعنی در سواحل ایران حتی به هزار متر می‌رسد. جریان آب دریا نیز از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. ژرفای آب درسواحل ایران از سوئی سبب کندی حرکت آب می‌شود و موجب تمرکز آلودگی بیشتر شده است.

 

از سوی دیگر عوامل طبیعی باعث شده که بخش جنوبی دریا به زیستگاه ماهیان خاویاری تبدیل گردد. ایران با توجه به برخورداری از زیستگاه عمده‌ی ماهیان خاویاری نقش ممتازی را در تولید خاویار دنیا دارد. خاویار ایران شهرت جهانی دارد و گران‌ترین محصول غذایی دنیا به حساب می‌آید. مقامات شیلات ایران هشدار می‌دهند، ادامه‌ی روند کنونی صید غیرمجاز و قاچاق خاویار سبب خواهد شد در ۱۵ سال آینده اثری از این ماهیان باقی‌ نماند.

 

بر اساس آمارکشورهای حاشیه خزر بیشتر از نصف جمعیت حاشیه‌نشینان دریای خزر در سواحل جنوبی آن یعنی در ایران زندگی می‌کنند. بر آورد می‌شود که در شهرهای شمالی ایران که در سواحل دریای خزر واقع شده‌اند، حدود ۶ میلیون نفر سکونت دارند.

 

حدود  ۳ میلیون نفر در باکو، و بقیه ساحل‌نیشینان در قزاقستان، ترکمنستان و روسیه سکنی گزیده‌اند. نابودی خاویار، ماهیان خاویاری و آلودگی دریا به‌ویژه با سرنوشت آنان ارتباطی مستقیم دارد.

 

عدم نظارت بر صدور خاویار

 

کارشناسان محلی،  خاویار و ماهیان خاویاری را یک عامل مهم اقتصادی در استان‌های شمالی کشور، گیلان، مازندران و گلستان به شمار می‌آورند. مقامات شیلات ایران خاطرنشان می‌کنند، "در بیش از ۱۰ استان غیر ساحلی نیز ماهیان خاویاری نظیر فیل ماهی پروش می‌یابد." در ایران علاوه بر صدور خاویار، ۲۰ محصول ماهی نیز تولید می‌شود.

 

کشورهای ساحلی ۱۰ سال پیش، "کمسیون منابع زنده" را  برای کنترل صادرات خاویار تاسیس کردند که به کشورهای ساحلی این حق را می‌داد با صدور خاویارمخالفت کنند.

 

ایران اعتراض می‌کند!

 

محمد پورکاظمی مدير مركز تحقيقات بين‌المللی ماهيان خاوياری در گفتگو با خبرگزاری فارس از برداشت غيرمجاز ۱۰ برابری خاويار توسط برخی كشورهای حاشيه خزر صحبت کرده است. وی خاطرنشان می‌کند که"ميزان ماهيان دريای خزر نسبت به سال‌های گذشته بيش از ۹۰ درصد كاهش يافته است." مدير مركز تحقيقات بين‌المللی ماهيان خاوياری گفته است ميزان استحصال ماهيان خاوياری در سال ۱۹۸۵ سه هزار تن بود كه اين رقم در حال حاضر به كمتر از ۱۰۰ تن تقليل يافته است.

 

پورکاظمی به خبرگزاری فارس همچنین گفته است، ادامه‌ی این روند سبب انقراض ماهیان خاویاری دریای خزر در ۱۵ سال آینده خواهد شد و این دریا تهی از ماهیان خاویاری می‌شود. از ۲۷ گونه ماهیان خاویاری بنابه گفته‌ی او تاکنون فقط ۵ گونه در این دریا زندگی می‌کنند.

 

سرازیری فاضلاب‌های صنعتی ایران به خزر

 

کارشناسان دریای خزر، تائید می‌کنند ایران در پروش ماهیان خاویاری و حفظ نسل آنها بیشتراز کشورهای دیگر ساحلی اقدام کرده، در عین حال بنابه گفته‌ی همین کارشناسان در آلودگی دریا نیز سهم عمده‌ای داشته است.

سرازیری فاضلاب‌های صنعتی و خانگی یکی از عمده ترین مشکلات ساحل‌نشینان ایرانی است.

 

 

در این خصوص احمد مرادی یک کارشناس ترکمن، که در خصوص امور شیلات و تولید خاویار در ایران تحقیق کرده، خاطرنشان می‌کند: «آلودگی دریای خزر دربخش شرقی آن کمتر است، زیرا در این بخش کارخانه‌های عظیمی تاسیس نشده، اما آلودگی عمده‌ی دریای خزر در استان‌های گیلان و مازندران انجام می‌گیرد و توسط رودخانه‌هائی که به خزر سرازیر می‌شوند، انتقال می‌یابد.»

 

بنظر مرادی دولت ایران باید برای جلوگیری از انقراض نسل ماهیان خاویاری و قاچاق خاویار مشترکا با کشورهای حاشیه خزر سیاست واحدی را اتخاذ کند.  

 

کشورهای حاشیه خزر اتهامات ایران را رد می‌کنند!

 

خانم اراده ابراهیم اوا، سخنگوی وزارت محیط زیست آذربایجان ادعای مقام‌های ایرانی را رد می‌کند. وی در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه‌وله دراین‌باره می‌گوید: «در سی‌ویکمین اجلاس ذخائر زیست حیاتی دریای خزر که در ماه ژوئن امسال در تهران برگزار شد، طبق توافقات، آذربایجان مجاز به صید ماهی خاویار به میزان ۸۴ تن برای سال ۲۰۱۰ است که شامل ۴۶ تن ماهی خاویار و ۳۸ تن ماهی اوزون بورون می‌شود. آذربایجان به‌خاطر خطر انقراض برخی انواع ماهی در کمیسون‌های کشورهای ساحلی خزر پیشنهاد کرده بود که از صید گسترده و در مقیاس صنایعی این نوع ماهی‌ها جلوگیری شود.»

 

این مقام آذربایجانی در گفت‌وگو با دویچه وله تاکید می‌کند: «آذربایجان چندین سال است که از صید دو نوع ماهی خاویار بخاطر خطر انقراض نسل آنها چشم پوشی کرده است. اما در کمیسیون زیست محیطی دریای خزرهیچ کدام از طرفین پیشنهاد آذربایجان را قبول نکرده‌اند. آذربایجان همچنین نسبت به سال گذشته حدود ۷ درصد صید ماهی خاویار را کاهش داده است.»

 

این مقام آذربایجانی در ادامه‌ی صحبت‌هایش خاطرنشان کرد که طبق برآوردهای کارشناسی که در سال ۲۰۰۹ انجام شد، ذخائر ماهی خاویار در آب‌های آذربایجان ثابت باقی مانده است. آذربایجان به شدت مانع از فعالیت غیر قانونی کشتی‌ها و قایق‌های صید ماهی شده و بخاطر تدابیر سختگیرانه دولت در سال ۲۰۱۰ تنها یک مورد فعالیت صید غیرقانونی کشف شده است.

 

خانم اراده ابراهیم اوا، سخنگوی وزارت محیط زیست آذربایجان در گفت‌وگو با دویچه‌وله همچنین خاطرنشان می‌کند که ضرر زیست محیطی انقراض ماهی‌ها از ضرر کوتاه‌مدت اقتصادی صید بی‌رویه آنها به مراتب بیشتراست.

 

اقدامات یک جانبه بی‌نیتجه است

 

دولت‌های حاشیه خزر برخی اقدامات یک جانبه‌ای را نیز برای نجات ماهیان خاویاری انجام دادند. سازمان فدرال شیلات روسیه خواستار توقف پنج ساله‌ی صید ماهی خاویار در دریای خزر شد و درخواست کرد که صید ماهی خاویار به انحصار دولت درآید.

 

روسیه این چاره‌جوئی را پس از آن اعلام کرد که نتوانست به اندازه‌ی سهم تعیین شده‌ی خود از دریای خزر، خاویار به دست آورد. کشورهای دیگر ساحلی دریای خزر نیز اعلام کردند، تولید و یا برداشت خاویار آنها فقط مصرف داخلی خواهد داشت. در عین حال ایران نیز در سال‌‌های اخیر تاسیسات جدیدی را برای حفظ نسل ماهیان خاویاری تاسیس کرد.

 

علیرغم اینگونه تلاش‌های یکجانبه برای حفظ نسل ماهیان خاویاری، کارشناسان اقدام مشترک و ۵ جانبه را از سوی کشورهای حوزه‌ی دریای خزر، پیشنهاد می‌کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 13:10  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آیا بارندگی‌های اخیر نشانه پایان تغییرات آب‌وهوایی است؟


آیا بارندگی‌های اخیر نشانه پایان تغییرات آب‌وهوایی است؟


 درحالی‌که دانشمندان از گرمایش جهانی و تغییرات آب‌وهوایی سخن می‌گویند، زمستان سرد و پر از بارش پارسال، بعضی را به این فکر انداخت که این سرما و بارندگی نشان از نادرستی نظریات دانشمندان دارد. اما...

 تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد بارش شدید برف در شمال آمریکا و اروپا در زمستان سال گذشته به دلیل پدیده بسیار نادر برخورد دو سیستم آب‌وهوایی بوده که در هر قرن فقط یک بار اتفاق می‌افتد و پیش‌بینی آنها بسیار سخت است.

به گزارش بی‌بی‌سی، در زمستان سال گذشته بخش زیادی از اروپای شمالی برف سنگینی را تجربه کرد و دمای هوا به پایین‌ترین میزان در 30 سال گذشته رسید. در همین زمان نیز برف سنگین واشنگتن دی‌سی و دیگر بخش‌های آمریکا را در نوردید. همین زمستان سخت سبب شد برخی از گزارش‌ها، این هوای بسیار سرد و بارش‌های سنگین را به عنوان شاهدی علیه تغییرات آب‌وهوایی معرفی کنند.

اما دانشمندان با بررسی شاخص‌هایی از بارش برف در 60 سال گذشته و اطلاعات ماهواره‌‌ای به این نتیجه رسیده‌اند که این بارش‌ها در نتیجه ترکیب غیر معمولی از پدیده ال‌نینو و نوسان‌های اقیانوس اطلس شمالی به وجود آمده است. پدیده ال‌نینو بر اثر گرمای دوره‌ای در اقیانوس آرام به همراه تغییرات در جو به وجود می‌آید و سیستم‌های طوفانی را از نیمکره شمالی به سمت استوا حرکت می‌دهند. این رویداد هر چند سال یک بار اتفاق می‌افتد و می‌توان آن را از چند فصل قبل پیش‌بینی کرد.

از سوی دیگر، نوسان‌های اطلس شمالی(NAO) ، پدیده‌ای آب‌وهوایی است که در اثر تغییر فشار اتمسفری بین دو منطقه در بالای اقیانوس اطلس به وجود می‌آید و وقتی وارد فاز منفی می‌شود، هوای سرد مرتب از منطقه قطبی به سمت پایین حرکت می‌کند. این رویداد قسمت‌های آمریکای شمالی و اروپای غربی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما آن را فقط می‌توان از یک یا دو هفته قبل پیش‌بینی کرد.

ریچارد سیگر، هواشناس مرکز تحقیقات زمین لامونت دوهرتی در دانشگاه کلمبیا در آمریکا یکی از محققانی است که در نوشتن گزارش اخیر شرکت داشته است. او در این باره به بی‌بی‌سی گفت: «پدیده NAO احتمالا یکی از بدترین اثرات خود را از اوایل سده 18 داشته است. این رویداد فقط یک بار در هر صد سال به این شکل رخ می‌دهد. همین واقعه با پدیده ال‌نینو ترکیب شده و باعث بارش شدید برف در آمریکای شمالی شد. پدیده NAO به نوبه خودش نمی‌تواند باعث این حد بارش در آمریکا شود، بلکه فقط باعث سردتر شدن آب‌وهوا می‌شود. از سوی دیگر ال‌نینو می‌تواند باعث مرطوب شدن هوا شود که ترکیب این دو پدیده آب‌وهوایی بارش شدید برف را نتیجه می‌دهد».

البته محققان معتقدند ترکیب دوباره این دو پدیده در آینده نزدیک اتفاق نخواهد افتاد. اطلاعات پرداش‌شده نشان می‌دهد مشابه با این اتفاق بر اثر ترکیب سیستم‌های آب‌وهوایی بیش از 200 سال پیش هم اتفاق افتاده و زمستان سال 1783 را باعث شده است. بسیاری از مردم تصور می‌کردند زمستان سخت سال 1783 در نتیجه فوران آتش‌فشان به وجود آمده، اما محققان معتقدند ترکیب پدیده‌های آب‌وهوایی مهم‌ترین دلیل وقوع بارش‌های سنگین برف در آن سال بوده است.

ریچارد سیگر معتقد است این تحقیقات نشان می‌دهد بارش‌های سنگین زمستان گذشته نمی‌تواند به عنوان مدرکی بر ضد تغییرات آب‌وهوایی مورد استناد قرار گیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 13:8  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آیا افراد گیاه‌خوار بیشتر عمر می‌کنند؟


 

گیاه‌خواران همواره شهرت دارند به اینکه رژیم غذایی سالم‌تری نسبت به دیگران دارند و طولانی‌تر زندگی می‌کنند. اما بنا بر پژوهش‌های مختلف در این زمینه، دلیل عمر طولانی‌ گیاه‌خواران تنها از رژیم غذائی آنها نشأت نمی‌گیرد.

 

افراد گیاه‌خوار به این می‌بالند که رژیم غذایی سالم‌تری نسبت به دیگران دارند. تحقیقات پیشین در این زمینه هم نشان می‌دادند که پرهیز از خوردن گوشت کلید داشتن زندگی‌ای طولانی است.

البته این، حقیقت دارد. به طور مثال به دلیل پرهیز از مصرف فراورده‌های حیوانی، سطح کلسترول خون افراد گیاه‌خوار پائین‌است و این امر آنها را از ابتلا به بیماری‌هایی مانند فشار خون، انسداد عروق و بیماری‌های قلبی مصون نگه می‌دارد. از طرفی دیگر کمبود چربی در رژیم غذایی گیاه‌خواری از چاقی و بالا رفتن چربی خون نیز جلوگیری می‌کند. اما اینجا این پرسش پیش می‌آید که آیا سالم‌تر بودن گیاه‌خواران نسبت به افرادی که در رژیم غذایی خود از خوردن گوشت صرف نظر نمی‌کنند، تنها به دلیل گیاه‌خوار بودن آنها است؟

بررسی ۱۲ ساله رژیم غذایی مبتنی بر گیاه‌خواری

مرکز تحقیقاتی بیماری‌های سرطانی در آلمان به مدت ۱۲ سال تغذیه شماری از گیاه‌خواران را زیر نظر داشته است. در میان این افراد انواع مختلف گیاه‌خواران حضور داشته‌اند، از جمله کسانی که از تمام فراورده‌های گوشتی حتی تخم‌مرغ، شیر و عسل پرهیز می‌کنند و همینطور کسانی که رژیم غذایی میانه‌رو دارند و گاهی گوشت مصرف می‌کنند.

نتیجه این پژوهش کاملا روشن بود: میزان مرگ و میر افراد گیاه‌خوار بین زنان ۳۰ درصد و بین مردان ۵۰ درصد کمتر از افراد بوده که رژیم غدایی عادی داشته‌اند.

الکل و سیگار کمتر، رمز دیگر عمر طولانی

نکته‌ای که در مورد این اعداد و ارقام وجود دارد این است که در این پژوهش میان گیاه‌خواران مورد بررسی، شمار بسیار کمی به طور افراطی سیگار و الکل مصرف می‌کردند.

گیاه‌خواران مشهور هستند به اینکه در مجموع سبک زندگی سالم‌تری دارند، معمولا تحصیل‌کرده هستند و ورزش در زندگی آنها جایگاه ثابتی دارد. اگر پژوهشگران هنگام بررسی این نکات را هم در نظر بگیرند، در نتایج پژوهش چه تغییری ایجاد می‌شود؟

اگر نتایج بررسی‌های مختلفی که تا به حال در این زمینه در سطح بین‌المللی انجام شده‌اند را هم در نظر گرفت و گیاه‌خواران را با افراد گوشت‌خواری که سالم زندگی می‌کنند مقایسه کرد، آنگاه تصویر دیگری حاصل می‌شود: میزان مرگ و میر دراین دو گروه فرق چندانی با هم ندارد.

در پژوهشی که مرکز تحقیقاتی بیماری‌های سرطانی آلمان انجام داده، گیاه‌خواران میانه‌رو نسبت به دیگران وضعیت بهتری دارند. اما در مجموع می‌توان گفت: جدا از گیاه‌خوار بودن یا گوشت‌خوار بودن، هر کس سالم‌تر زندگی کند، به‌طور معمول طولانی‌تر زندگی می‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 13:6  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر