دکتر جمشید دَوَنلو متخصص مغز و اعصاب

اطلاعات تماس در سایت www.drdavanlou.com درج گردیده

کشف ۳۵ کیلومتر نفت در خلیج مکزیک و ادامه‌ی دعواهای حقوقی


 

در حالیکه کارشناسان از وجود لکه بزرگ نفت در اعماق آب‌های خلیج مکزیک خبر داده‌اند، دعواهای دو شرکت بریتیش پترولیوم و ترانس اوشن همچنان ادامه دارد. بی‌پی که متهم به پنهان کردن اطلاعات کلیدی شده این اتهام را رد کرده است.

 

کارشناسان آمریکایی به وجود مقادیر زیادی نفت در اعماق آب‌های خلیج مکزیک پی‌برده‌اند. آنها می‌گویند، لکه‌ای به درازای ۳۵ و پهنای ۲ کیلومتر در اعماق ۹۰۰ متری آب‌های خلیج مکزیک کشف کرده‌اند.

یافته‌‌‌های جدید کارشناسان که در مجله‌ی علمی "ساینس" منتشر شده است، با گزارش‌های خوش‌بینانه‌ی مقام‌های دولتی آمریکا در مورد پاکسازی آب‌های خلیج مکزیک از نفت مغایرت دارد.

مقام‌های آمریکایی در تازه‌ترین گزارش خود گفته‌اند که سه‌چهارم از حدود ۷۸۰ میلیون لیتر نفت نشت شده را توانسته‌اند محو کنند. در حالیکه یافته‌ها‌‌ی جدید دانشمندان نشان می‌دهد که نفت تنها از سطح آب محو شده است.

دعواهای حقوقی دو شرکت مربوط به فاجعه

در همین حال دعواهای حقوقی دو شرکت مربوط به سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزون" ادامه دارد. شرکت ترانس اوشن که صاحب این سکو است بریتیش پترولیوم (بی‌پی) را متهم کرده که از ارائه‌ی اطلاعات مورد نیاز برای تحقیقات در مورد انفجار این سکو سرباز می‌زند.

بریتیش پترولیوم متهم شده که تلاش دارد تا هر گونه تحقیقات در مورد انفجار این سکو در ۲۰ آوریل سال جاری را متوقف کند. مهار نهایی نشت نفت حاصل از این انفجار طبق آخرین اخبار تا سه هفته‌ی دیگر طول خواهد کشید.

این اتهام با پاسخ سریع بی‌پی روبرو شده است. شرکت نفتی بریتیش پترولیوم بریتانیا طی نامه‌ای که به ۳ تن از اعضای کابینه‌ی باراک اوباما و اعضای ارشد کنگره‌ی آمریکا ارسال کرده این اتهام را «ترفندی تبلیغاتی» برای سلب مسئولیت از خود نامیده است.

جیمز نیث (James Neath)، وکیل بی‌پی، طی نامه‌ای در پاسخ به این اتهام گفت که نامه‌ی ترانس اوشن حاوی «ادعاهای نادرست و گمراه‌کننده» است. وی همچنین گفت، در حقیقت بی‌پی «هزاران صفحه مدرک»، از جمله نتایج آزمایش‌ها و نخستین طرح‌های استفاده از سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزون"، را در اختیار ترانس اوشن قرار داده است.

ترانس اوشن: رفتار بی‌پی نگران‌کننده است

استیون رابرتس (Steven L.Roberts)، وکیل شرکت ترانس اوشن، در این نامه نوشته است: «بی‌پی کماکان نسبت به ارائه‌ی کمترین اطلاعات اساسی به ترانس اوشن، حتی اگر آن را امتناع کامل ننامیم، عدم تمایل نشان می‌دهد».

وکیل ترانس اوشن با اشاره به تعهد بی‌پی برای روشن شدن موضوع و زمینه‌سازی تحقیقاتی عادلانه، رفتار این شرکت را «نگران‌کننده» نامیده است. استیون رابرتس می‌افزاید: «به نظر می‌رسد که بی‌پی با پنهان نگه داشتن برخی مدارک سعی دارد هر گونه امکان دیگری برای تحقیقات را سد کند».

شرکت ترانس اوشن که مقر آن در سوئیس است سکوی "دیپ واتر هوریزون" را به بریتیش پترولیوم اجاره داده است. شرکت یادشده پس از انفجار این سکو با درخواست‌های پرداخت غرامت روبرو شد.

ترانس اوشن مدعی است که در انفجار این سکو تقصیری ندارد و از دادگاه خواسته تا مسئولیت این شرکت برای پرداخت خسارت را به ۲۷ میلیون دلار محدود سازد.


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 8:15  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

جمع آوری نیم میلیون تخم مرغ در آمریکا به دلیل نگرانی از سالمونلا


تخم مرغ

بیماری سالمونلا در دو مرغداری در آیوا دیده شده است

اداره مواد غدایی و دارویی آمریکا دستور جمع آوری نزدیک به نیم میلیون تخم مرغ را به دلیل نگرانی از خطر شیوع بیماری سالمونلا صادر کرده است.

صدور این دستور پس از شیوع بیماری سالمونلا در دو مرغداری در ایالت آیوا است.

در اوایل هفته گذشته دستور جمع آوری 380 میلیون تخم مرغ های یک مرغداری داده شده بود و اکنون 170 میلیون تخم مرغ یک مرغداری دیگر جمع آوری خواهد شد.

مسئولان اداره مواد غذایی و دارویی آمریکا می گویند دستور جمع آوری تخم مرغ هایی که از این دو مرغداری برای فروش عرضه شده به دلیل نگرانی از شیوع بیماری سالمونلا است.

بازرسان این اداره می گویند از ماه مه گذشته موارد ابتلا به بیماری سالمونلا سه برابر شده است.

مرکز کنترل بیماری ها در آمریکا اعلام کرده که در فاصله ماه مه تا ژوئیه گذشته حدود دو هزار مورد بیماری سالمونلا دیده شده است.

نوع باکتری سالمونلا در هر دو مرغداری آلوده، یکسان بوده است.

صاحب یکی از دو مرغداری آلوده می گوید تخم مرغ ها را تحت پنج نام مختلف برای فروش به 14 ایالت آمریکا فرستاده است.

صاحب مرغداری دیگر می گوید تخم مرغ هایش را با چندین نام مختلف به بازار عرضه کرده است.

بیماری سالمونلا می تواند از طریق موش ها، مرغ های آلوده به این بیماری و خوراک طیور آلوده در این دو مرغداری شیوع یافته باشد.

یک پرفسور میکرب شناس می گوید این که شیوع این بیماری از چند منبع باشد مسئله نادری نیست چون مرغداری ها می توانند هم دردسر موش ها را داشته باشند و هم این که غذایی که به مرغ ها می دهند آلوده باشد.

مرکز کنترل بیماری ها در آمریکا هشدار داده که ممکن است تعداد مبتلایان به بیماری سالمونلا افزایش یابد چون شمار مبتلایان به این بیماری از نیمه ماه ژوئیه به بعد، هنوز اعلام نشده است.

سم سالمونلا می تواند برای کسانی که سیستم مصونیت بدنشان مشکل دارد مهلک باشد ولی هنوز مرگ ناشی از این بیماری در آمریکا گزارش نشده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 7:50  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

گاف بزرگ سامانه اعلام حساب خانوار


نویسنده وبلاگ مظنونین همیشگی در مطلبی نوشت:

analytics، گوگل را قادر می‌سازد تا به حجم عظیمی از اطلاعات شخصی افراد دسترسی داشته باشد.
از چند روز پیش وزارت رفاه با اعلام سایت www.refahi.ir به عنوان سامانه ای که تمامی خانوارها باید به آن وارد شده و شماره حساب سرپرست خانوار را ثبت کنند، اعلام کرد.

نکته جالب توجه آنجاست که اگر نگاهی به سورس(منبع) صفحه نخست این سایت بیاندازید با چیزی شبیه تصویر زیر مواجه می شوید و اگر به قسمت درون کادر دقت کنید خطای نابخشودنی طراحان این سامانه را به چشم میبینید!
شرکت معظم گوگل سرویسی دارد به نام Analytics(+) که حقیقتاً در نوع خود بی نظیر است. این سرویس برای آمارگیری و مشاهده رفتار کاربران در وب سایت شماست که به شکلی عجیبی در سایت رسوخ می کند به نحوی که می تواند حتی زمان تقریبی حضور هر کاربر را نیز به شما اعلام کند و از آن فراتر شما را قادر می سازد تا یکسری اهداف در وب سایت خود تعریف نمایید و رفتار کاربران در مواجه با المانهای مورد نظر خود را بررسی کنید! گوگل همه این موارد و حتی بیشتر از آنرا از طریق کدی به دست می آورد که شما بصورت داوطلبانه در سایت خود جای می دهید.اما خطای طراحان عزیز سایت refahi.ir کجاست؟

در این سامانه شما با ورود کد ملی و پس از آن شماره حساب خود و در برخی موارد شماره موبایل خود اطلاعات لازم را در سایت درج می کنید و استفاده از کد سرویس analytics گوگل، این شرکت معظم را قادر می سازد تا به حجم عظیمی از (و یا شاید همه) اطلاعات شخصی افراد که شامل: کد ملی، نام و نام خانوادگی، شماره حساب و شماره موبایل دسترسی داشته باشد و خوشحال باشد از این اتفاق!

طراحان این سامانه برای تامین امنیت سامانه از دیتاسنتر داخلی استفاده کرده اند و در حال حاضر این سایت روی سرور شرکت www.aryasat.ir قرار دارد که امری قابل توجیه و صحیح است ولی با این همه دقت در امنیت سرور، چنین خطای بزرگی در استفاده از سرویس آمارگیری گوگل چه معنایی دارد؟

بهتر نیست در اینگونه موارد دقت کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 7:35  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

احتمال درمان دیابت با استفاده از سلول پایه


تزریق انسولین

بیش از 220 میلیون نفر در سراسر جهان به بیماری دیابت مبتلا هستند

رئیس یک انستیتوی تحقیقاتی در کالیفرنیا که در باره معالجه بیماری ها از طریق احیای سلول ها مطالعه می کند می گوید به عقیده او تا حدود 10 سال دیگر، درمان بیماری دیابت (مرض قند) امکان پذیر خواهد شد.

پرفسور آلن ترونسون، در باره تحقیقاتی توضیح داد که مربوط به انتقال سلول های پایه جنین انسان به سلول های تولید کننده انسولین و معالجه دیابت در موش ها از این طریق است.

پرفسور ترونسون به بی بی سی گفت استفاده از این تکنیک را می توان روی انسان نیز پیاده کرد و ادامه این تحقیقات می تواند به ساخت واکسنی که از سلول پایه تهیه شده منتهی شود که برای معالجه ویروس اچ آی وی موثر خواهد بود.

سازمان جهانی بهداشت می گوید بیش از 220 میلیون نفر در سراسر جهان از بیماری دیابت رنج می برند و پیش بینی کرده است که در سراسر جهان هر سال پنج درصد مرگ ها ناشی از این بیماری است.

این سازمان خاطر نشان می سازد که رقم تلفات ناشی از این بیماری تا سال 2030 دو برابر خواهد شد.

برخی از کارشناسان معتقدند که در باره توانایی بالقوه تکنولوژی استفاده از سلول پایه برای درمان بیماری ها اغراق شده و معالجه دیابت با کمک سلول پایه جنینی هنوز قطعی نیست.

کارشناسان به این موضوع اشاره می کنند که امیدواری به درمان برخی از بیماری ها از جمله بیماری پارکینسون از طریق سلول پایه، اکنون کاملا از بین رفته است.

بیماری دیابت ناشی از مشکلات مرتبط با هورمون انسولین است که در لوزالمعده تولید می شود

با وجود سال ها مطالعه و تحقیق برای یافتن روش موثر درمان این بیماری، دانشمندان هنوز نتوانسته اند به این هدف نایل شوند.

اگر چه انجام آزمایش های بالینی بر سلول های پایه جنینی تایید شده، هنوز در هیچ نقطه جهان این گونه آزمایش ها شروع نشده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 7:17  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

کره ماه کوچک میشود


ماه

عمر کره ماه چهار و نیم میلیارد سال تخمین زده می‌شود

مطالعات جدید حاکی از این است که کره ماه که نزدیک ترین همسایه کره زمین است، ممکن است در حال کوچک تر شدن باشد.

شواهدی که در نشریه Journal Science ارائه شده بر اساس ترک هایی است که در پوسته خارجی کره ماه مشاهده شده است.

اولین بار فضانوردان سفیه آپولو در بخش استوایی کره ماه ترک هایی را کشف کرده بودند.

اکنون یک سفینه کاوشگر وجود چهارده ترک جدیددر پوسته خارجی کره ماه را ثبت کرده است.

این شکاف ها در سراسر پوسته کره ماه دیده می شود و منحصر به بخش استوایی ماه نیست.

طول این شکاف ها به چندین کیلومتر می رسد.

مطالعات اخیر به سرپرستی دکتر توماس واترز، از مرکز تحقیقات در باره کره زمین و سیارات، وابسته به موزه اسمیتسونیان در نیویورک، صورت گرفته است.

دکتر واترز می گوید این ترک ها کاملا جدید است و در سراسر سطح کره ماه دیده می شود.

وی می افزاید در اثر شکاف های جدید قطر کره ماه اکنون حدود صد متر کاهش یافته است.

یک چنین کاهشی با چشم بدون سلاح قابل مشاهده نیست ولی این تغییرها تازه شروع شده است و ادامه خواهد یافت.

طول شکاف هایی که به مرور زمان در کره مریخ ایجاد شده به مراتب بیشتر است که حاکی از این است که کوچک تر شدن سیاره عطارد در مقایسه با کره ماه بیشتر و سریع تر خواهد بود.

دانشمندان می گویند انقباض کره ماه بر کره زمین تاثیری نخواهد داشت.

قطر کره ماه یک چهارم قطر کره زمین است.

عمر کره ماه چهار و نیم میلیارد سال تخمین زده می شود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 9:30  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

همه چیز درباره‌ آب گازدار در آلمان


 

اگر در آلمان تازه‌وارد باشی، یکی از چیزهایی که احتمالاَ توجهت را جلب می‌کند، انواع مختلف آب‌های آشامیدنی‌ست که در یخچال مغازه‌ها کنار هم ردیف شده‌اند. اما خیلی از این آب‌ها گازدارند و به مذاق ایرانی‌ها خوش نمی‌آیند.

 

با این‌همه هستند ایرانی‌هایی که بعد از مدتی اقامت در کشوری مثل آلمان، به خیل طرفداران آب‌های گازدار می‌پیوندند و می‌گویند که فقط آب گازدار عطش‌شان را رفع می‌کند.

ولی ماجرای مریم با این دسته از ایرانیان فرق داشت. او تابستان ۲۰۰۹ به آلمان سفری کاری داشت و باید همه روز خود را در کنفرانس‌های مختلف می‌گذراند. یعنی یکی از همان جاهایی که تقریباَ محال است آلمان‌ها در آن از مدعوین خود با آب بدون گاز پذیرایی کنند. پس همین بود که مریم فکر می‌کرد سرنوشت‌اش این شده که دو هفته از زندگی‌اش را در آلمان، در تشنگی به سر ببرد.

او به «رو در رو» می‌گوید: «حتی نوشیدن یک قلپ آب گازدار هم برایم سخت بود. از مسئول هتل پرسیدم که می‌توانم از آب دست‌شویی بخورم و او هم تائید کرد که آشامیدنی‌ست. همین شد که روزها در کنفرانس تشنه می‌ماندم تا غروب به هتل برگردم و از آب شیر بخورم. بالاخره یکی از دوستان آلمانی گفت که به جز آب گازدار، بطری‌های آب بدون ‌گاز هم در مغازه‌ها موجود است و می‌توانی بخری.»

پس مریم هم به گروهی از ساکنان موقت و یا دایمی آلمان پیوست که در مغازه یا کافه و رستوران هنگام سفارش آب می‌گویند: «بیته اونه!*» و این دو کلمه یعنی تو دوست داری که آب بدون گاز بیاشامی.

اما بقیه ایرانی‌ها و خود آلمانی‌ها، مغازه‌‌دارها، رستوران‌دارها، مشتری‌ها، رهگذرها چه تجربه‌ای دارند؟ چرا آب گازدار می‌نوشند؟ و اگر نمی‌نوشند، چرا؟

دوربین و ضبط صوت به دست می‌رویم به مرکز شهر بن، شهری که سابق بر این پایتخت آلمان بود و حالا جایی دنج برای یک زندگی خانوادگی آرام. می‌رویم که رو در رو با مردم حرف بزنیم.

نوشیدن آن، عادتی ساده

اول از همه راهمان را کج می‌کنیم به سمت کافه رستوران "اشپیلتس" در نزدیکی قسمت قدیمی شهر بن یا آن‌طور که آلمانی‌ها می‌گویند، آلت‌اشتات. جایی که دو خانم حدوداَ ۳۵ یا ۴۰ ساله در پیاده‌رو روی صندلی‌های کافه نشسته‌اند. هر دو آلمانی هستند و ساکن بن. اولین سوال ما از آن‌ها این است: «به یاد دارید که اولین بار کی آب گازدار خوردید؟» هیچ کدام به یاد نمی‌آورند و حتی نمی‌دانند که از چه زمانی در آلمان نوشیدن آب گازدار رایج شده، می‌گویند: «همیشه بوده!»

رو در رو: چه مقدار از مصرف روزانه آب آشامیدنی شما، آب گازدار است؟

اولی: من معمولا تنها آب گازدار می‌خورم، البته در طول روز نوشیدنی‌های دیگر هم می‌نوشم، چون دوست ندارم فقط آب بخورم.

دومی: من سر کار فقط آب بدون گاز می‌خورم، اما به غیر از این بیشتر اوقات آب گازدار می‌خورم، ولی زمانی که خیلی تشنه باشم آب بدون گاز را ترجیح می‌دهم.

آب بدون گاز می‌خرید یا آب لوله‌کشی مصرف می‌کنید؟

اولی: من آب بدون گاز می‌خرم و اصلا آب لوله‌کشی نمی‌خورم.

چرا آب گازدار را به آب بدون گاز ترجیح می‌دهید؟

اولی: برای این‌که گاز دارد. اما وقتی که هوا خیلی گرم است، آب بدون گاز را ترجیح می‌دهم. مثلا هنگام گذراندن تعطیلات در کشورهای گرم بیشتر آب بدون گاز می‌خورم، چون آب بدون گاز را می‌توانم راحت‌تر و سریع‌تر بنوشم. در حقیقت خیلی بستگی به آب و هوا دارد.

دومی: دلایل من هم مشابه هستند. گذشته از این من آب گازدار، اما با گاز کم می‌خورم. من خودم رستوران دارم و در رستورانم هم آب گازدار و هم آب بدون گاز می‌فروشم، البته آب بدون گاز کم‌تر خریده می‌شود. آب با گاز کم هم نسبت به آب با گاز زیاد کم‌تر طرفدار دارد.

و سوال آخر ما از آن‌ها این است که «به نظر شما آب گازدار شیک‌تر‌ست؟» و جواب یکی از آن‌ها این‌که: «فکر می‌کنم که تنها عادت است. مثلا در کشورهای جنوبی آب بدون گاز رایج‌تر است، چون مردم به آن بیش‌تر عادت دارند.»

آب بدون گاز برای هوای گرم

اما خود مسئول کافه رستوران "اشپیلتس" هم که مرد قدبلندی‌ست و پشت لپ‌تاپ‌اش پشت بار نشسته‌ حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. می‌پرسیم «آیا در رستوران شما آب گازدار بیش‌تر از آب بدون گاز خریداری می‌شود؟» و او جواب می‌دهد:« متفاوت است، خیلی بستگی به آب و هوا دارد و این‌که مشتریان از چه رده سنی هستند و همین‌طور بستگی به اوقات مختلف روز دارد، مثلاَ هنگام ظهر مشتریان بیش‌تر آب بدون گاز و نوشیدنی‌های ترکیبی مانند آب گازدار و آب‌میوه سفارش می‌دهند. اما راحت نمی‌شود گفت که چه قشری و یا افراد در چه رده سنی بیش‌تر آب گازدار سفارش می‌دهند.»


آیا این واقعیت دارد که خارجی‌ها بیش‌تر طرفدار آب بدون گاز هستند و آلمانی‌ها آب گازدار دوست دارند؟

مسئول کافه رستوران: ما معمولاَ دقت نمی‌کنیم که چه کسی چی سفارش می‌دهد. بیش‌تر از همه نوشیدنی‌های میکس شده می‌فروشیم.

ولی آب گازدار در کل بیشتر طرفدار دارد؟

مسئول کافه رستوران: خواهان زیاد دارد، چون به عنوان نوشیدنی سالم شناخته شده است. جوانانی که بیش‌تر به تغذیه سالم توجه می‌کنند ومعمولا آب‌گازدار سفارش می‌‌دهند.

سالم یا ناسالم، مساله این است

آن چیزی که این رستوران‌دار به ما می‌گوید فقط نظر شخص او نیست. خیلی‌های دیگر هستند که مثل او اعتقاد دارند که آب گازدار برای سلامتی مفید است. اما با گشتی در اینترنت به نظرات پزشکی می‌رسیم که در بسیاری از آن‌ها گفته شده که آب گازدار به مینای دندان آسیب می‌رساند. این چیزی‌ست که کیارش دانشجوی ایرانی ساکن بن هم در جواب تعدادی دیگر از دانشجوهایی که از مفید بودن آب گازدار برای سلامت دفاع می‌کنند، می‌گوید.


برای همین به سراغ دکتر مختار جلیلی، متخصص داخلی، می‌رویم. او می‌گوید: «از نظر پزشکی هیچ ضرورتی برای مصرف آب‌های گازدار نمی‌بینیم. متاسفانه در آلمان بارها تجربه کردم که در کودکستان و بیمارستان هم این آب را می‌دهند که خودم بارها اعتراض کرده‌ام. گاز در آب بخصوص برای آن‌هایی که ناراحتی‌های معده و مری دارند باعث افزایش حجم معده و ترش کردن و بالا آوردن می‌شود.»

او در جواب این‌که بعضی‌عقیده دارند که مصرف آب گازدار به هضم غذا بیش‌تر کمک می‌کند هم می‌گوید که از نظر تئوریک ممکن است و توضیح می‌دهد: «ممکن است تراکم غذا کم‌تر شود و تاثیر ترشحات معده روی غذا بیش‌تر شود.» با این‌همه باز هم تاکید می‌کند که «حتی اگر این مورد صادق هم باشد، باز هم نیازی نیست.»

او حتی توصیه می‌کند خانم‌هایی که برای لاغری در رژیم غذایی‌شان از مصرف آب بهره می‌برند از آب‌های گازدار استفاده نکنند: «مصرف آب درمورد خانم‌هایی که رژیم می‌گیرند جزو رژیم حساب می‌شود چرا که باعث سیری کاذب می‌شود ولی نباید این آب گازدار باشد . آب گازدار بیشتر حجم معده را پر می‌کند ولی در مجموع چون معده فرد خالی‌ست گاز باعث تحریک پوشش مخاطی معده می‌شود و به هیچ وجه توصیه نمی‌شود.»

پس دلیل مصرف آب‌های گازدار از نظر این پزشک متخصص و ساکن در آلمان چیست؟ دکتر جلیلی می‌گوید: «متاسفانه این تبلیغات بازار است که به خورد مردم می‌دهند که این آب‌ها سالم است.» او به نکته دیگری هم اشاره می‌کند: « این آب مزهای مخصوص خودش را هم دارد و خب طرف عادت کرده است به آن. مثل دوغ که وقتی گازدار است مزه‌اش فرق دارد!»


خارجیان طرفداران آب‌های بدون گاز

اما آن چیز دیگری هم که مسئول کافه-رستوران "اشپیلتس" درباره‌اش صحبت کرد شاید یک حکم کلی نباشد، این‌که خریدار آب گازدار بیش‌تر است. چرا که کافی‌ست تا پایت را در مغازه کوچک سیگار و نوشیدنی فروشی‌ای دقیقاَ نزدیک "اشپیلتس" بذاری تا دختر ترک فروشنده برایت از تجربه‌های متفاوتی بگوید.

او می‌گوید: «در مغازه ما آب بدون گاز نسبت به آب گازدار بیشتر خریداری می‌شود، البته بیشتر خارجیان هستند که آب بدون گاز می‌خرند.»

او که خودش قیافه کاملاَ خارجی‌ای در میان آلمانی‌ها دارد، آب گازدار دوست دارد. اما چرا؟ پاسخ می‌دهد: «به نظرم آب بدون گاز خیلی خوش طعم نیست. اما فکر می‌کنم آب گازدار خیلی محبوب نیست، چون باد گلو ایجاد می‌کند و مردم بویژه در تابستان ترجیحا آب بدون گاز می‌خورند، چون راحت‌تر از گلو پائين می‌رود.»

شاید به خاطر همین باشد که به نظر می‌رسد بیشتر خارجی‌ها که اهل کشورهای جنوبی هستند یا وقتی آلمانی‌ها به کشورهای جنوبی می‌روند ترجیحاَ آب بدون گاز می‌خورند.

مسئول کافه رستوران: اتفاقا بیشتر آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها هستند که همیشه آب بدون گاز می‌خرند. من تا به حال به یاد ندارم که به یک انگلیسی یا آمریکایی آب گازدار فروخته باشم. نمی‌دانم دلیلش چیست. در کشور خودم ترکیه هم آب گازدار در بازار وجود دارد و امری معمولی است اما با این وجود اطرافیان من همه آب بدون گاز می‌خورند. می‌گویند آب بدون گاز راحت‌تر از گلو پائین می‌رود. البته گاز داخل آب گازدار ترک خیلی بیش‌تر از آب گازدار در آلمان است. من خیلی از طعم آب گازدار ترکی خوشم نمی‌آید. ایران، ویسکی با طعم آب گازدار

مقصد آخر کافه کوچکی‌ست آن‌هم باز در قسمت قدیمی شهر. کافه‌ای که می‌توانی کلمات فارسی را رها در فضا بشنوی و این همه را مدیون صاحب جوان کافه باید بود. دختری ایرانی این طرف و آن طرف می‌رود و به مشتریان ایرانی یا غیر ایرانی که چای سفارش داده‌اند چای و در کنار آن ظرفی از نبات می‌دهد.

این دختر جوان هم از تجربه کار کردن در یک کافه می‌گوید: « راستش من سورپرایز شدم بخاطر این‌که فکر می‌کردم آب گازدار حتماَ فروشش بیش‌تر است، اما این‌جا بیشتر آب معمولی سفارش می‌دهند. وقتی هم می‌پرسم آب گازدار می‌خواهی یا بی‌گاز؟ اکثراَ می‌گویند بی‌گاز.»

سه جوان ایرانی در کافه‌ای در شهر بنسه جوان ایرانی در کافه‌ای در شهر بن

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 8:55  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آمریکایی‌ها دیگر ولخرجی نمی‌کنند


 

آمریکائی‌ها به گشاده دستی و ولخرجی شهره‌اند. اما ترس آن‌ها از پس‌لرزه‌های بحران مالی جهانی، سبب شده است که آن‌ها کمتر خرید و بیشتر پس‌انداز کنند. این مساله، روند بهبود رشد اقتصادی ایالات متحده را کند کرده است.

 

پرهیز آمریکائی‌‌ها از خرید، در شرایطی ادامه دارد که بیشتر کارشناسان اقتصادی معتقدند اقتصاد ایالات متحده آمریکا، بازگشتی به رکود سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ نخواهد داشت.

 

بازار خارجی، امید وال‌مارت

 

روز سه شنبه (۱۷ اوت) "مایک دوک" رئیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای "وال‌مارت" در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که این شرکت تنها به شکرانه شعبات خارجی خود توانسته است به تراز مالی مثبتی برسد.

 

وال‌مارت، پر درآمدترین فروشگاه زنجیره‌ای دنیا است که در سراسر جهان بیش از دو میلیون نفر برای آن کار می‌کنند. فروش این شرکت، در سال مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۹ به رغم بحران مالی جهانی ۷ درصد افزایش یافت و به ۴۰۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار رسید. ۱۳ میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار از این رقم، سود خالص بود.

 

رئيس وال‌مارت در مصاحبه مطبوعاتی خود پیش‌بینی کرده است که آمریکائی‌ها در سال‌جاری و حتی سال آینده میلادی نیز، همچنان در زمینه پول خرج کردن خویشتن‌دار خواهند ماند. به این ترتیب، او همچنان تنها به فروش شرکت خود در خارج از ایالات متحده آمریکا امیدوار است.

 

اعتصاب مصرف‌کنندگان

 

روزنامه فاینشنال تایمز می‌نویسد:«ارقامی که وال‌مارت ارائه داده، وضعیت فعلی اقتصاد ایالات متحده آمریکا را روشن می‌کند. تداوم بحران مستغلات، نگرانی برای کار و ترس از بازگشت رکود، شوق خرید را در میان مصرف کنندگان کاهش داده است. بازار داخلی، بیش از دو سوم خدمات اقتصادی آمریکا را تشکیل می‌دهد.»

 

تایمز مالی، خویشتنداری خریداران را "اعتصاب مصرف‌کنندگان" نام نهاده  و در ادامه تحلیل خود می‌افزاید:«اقتصاد آمریکا، با یک مشکل بزرگ روبرو است. اعتصاب مصرف‌کنندگان،  به ترس بازگشت رکود دامن زده و روند بهبود اقتصاد تازه از بحران سربرکشیده را کند کرده‌است.»

 

بانک فدرال آمریکا هفته گذشته اعلام کرد که رشد اقتصادی ایالات متحده  در سال جاری از حد انتظار کمتر خواهد بود. انتشار همین تحلیل، بر نگرانی‌مصرف‌کنندگان دوباره دامن زد. بانک فدرال اعلام کرد بار دیگر اوراق قرضه دولتی را می‌خرد. هدف این بانک، پائين نگه‌داشتن درازمدت بهره سرمایه‌گذاری و تشویق سرمایه‌گذاری و مصرف است.

 

چشم‌انداز نامطمئن

 

بانک فدرال آمریکا همچنان بر این‌نظر است که اقتصاد این کشور در سال‌های آینده درگیر رکودی مثل سال‌های گذشته نخواهد شد. با این همه، رئيس این بانک به تازگی گفته است که چشم‌انداز اقتصاد ایالات متحده، به گونه‌ای غیرمعمول "نامطمئن" است.

 

مسئولان اقتصادی، ارزیابی‌های متفاوتی نسبت به ریسک‌ها دارند. به‌عنوان نمونه، رئیس بانک فدرال در ایالت میشیگان به تازگی نسبت به بروز مناسبات "ژاپنی" در اقتصاد آمریکا هشدار داده است. منظور او سقوط قیمت‌ها در ابعادی فراگیر است. دیگران، برعکس، روی بهبود متعادل اقتصاد حساب می‌کنند و هشدار می‌دهند که در مورد داده‌های منفردی که از ضعف اقتصاد حکایت دارند نباید اغراق کرد.

 

کارشناسان سرشناس اقتصادی نیز نظری شبیه رئیس بانک فدرال میشیگان دارند. "ادموند فلپس" برنده جایزه نوبل به مجله اقتصادی کاپیتال گفته است:«خطر بازگشت رکود، همچنان بسیار ناچیز است.» توماس مایر کارشناس ارشد دویچه بانک نیز معتقد است که انتظار نمی‌رود اقتصاد ایالات متحده بار دیگر دستخوش رکود شود.

 

اما در هر حال اقتصاد آمریکا، تا تثبیت کامل فاصله‌ای بسیار دارد. به گفته "بری آیشن‌گرین" کارشناس برکلی، ریسک‌ها بدون تردید بیشتر شده‌اند.

 

خطر سقوط بورس‌ها

 

به نظر یک کارشناس اونی‌بانک نیویورک، آنچه بیش‌از همه می‌تواند خطر بازگشت به رکود را در آمریکا تشدید کند، بخش مالی است. سقوط ناگهانی ارزش اوراق بهادار یا انجماد بازار معاملات داخلی بانک‌ها، اقتصاد را به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر به کام بحران و رکود خواهد کشید.

 

به‌لحاظ فنی، شاخص رکود در ایالات متحده آمریکا با این شاخص در اروپا متفاوت است. در آمریکا، دفتر ملی مطالعات اقتصادی، تنها داده‌های مربوط به کندی خدمات اقتصادی در دو فصل از یک سال را مبنا قرار نمی‌دهد، بلکه شاخصه‌های متعددی را در نظر می‌گیرد. بازار کار و مصرف، دو شاخصه مهم هستند. دفتر ملی مطالعات اقتصادی، در نگاه به گذشته نظر می‌دهد که آیا این شاخصه‌ها به رکود منتهی می‌شوند‌، یا نه.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 8:52  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

باغبانی در پیاده‌روهای هامبورگ


 

شهرنشینی انسان را از طبیعت دور می‌کند. این واقعیت حتی در آلمان که طبیعتی سبز دارد آشکار دیده می‌شود. ساکنان شهر هامبورگ تلاش می‌کنند به نحوی گوشه‌ای هر چند کوچک از طبیعت را دوباره به زندگی خود برگردانند.

 

زن جوانی با عینکی گرد و موهای نامنظم در یکی از پیاده‌روهای شهر هامبورگ کنار باغچه‌ای کوچک ایستاده است. او خود را با اسم مستعارش "فلوری" معرفی می‌کند. "فلوری" در زمینی کوچک، جایی که معمولا مقداری علف هرز می‌روید و زباله در آن ریخته می‌شود، درختی کاشته است.

او قصد دارد با این اقدام به تغییر چهره‌ی ماشین‌زده و کثیف شهر کمک کند. او می‌گوید: «من این درخت را در طول روز کاشته‌ام و در حین این کار عابران مرتب می‌ایستادند و کار مرا تحسین می‌کردند. آنها می‌گفتند: چقدر عالی که بالاخره کسی پیدا شده که این کار را انجام دهد.»

شهروندان هامبورگ برای زیباتر کردن چهره شهر در هر جا که کمی خاک وجود داشته باشد گیاه می‌کارندشهروندان هامبورگ برای زیباتر کردن چهره شهر در هر جا که کمی خاک وجود داشته باشد گیاه می‌کارند

"باغبانان چریکی"

"فلوری" شیفته باغبانی است و این را انگیزه اصلی اقدام خود می‌داند. او مجبور بوده پس از آمدن به شهر از داشتن باغچه و باغبانی کردن چشم‌پوشی کند. اما با این وجود او خود را "باغبان چریکی" نمی‌داند. اصطلاح "باغبانان چریکی" Guerilla Gardeners در کشورهای غربی به کسانی اطلاق می‌شود که برای بیان اعتراض به کمبود فضای سبز در شهرهای بزرگ، مخفیانه اقدام به کاشت گیاه و درختچه در هر جایی که امکان آن وجود داشته باشد، می‌کنند.

محدودیت بودجه دولت برای گسترش فضای سبز

شهروندانی که با انگیزه‌های شخصی به گسترش فضای سبز کمک می‌کنند میان مردم وجهه خوبی دارند و دولت نیز از وجود آنها بهره می‌برد، زیرا معمولا بودجه کافی برای این کار ندارد.

"لارس اشمیت" Lars Schmidt سخنگوی شهرداری محله "سن پاولی" در هامبورگ می‌گوید: «دقیقا به همین دلیل ما در برابر این افراد شکیبا هستیم، البته به شرطی که آنها در این امر افراط نکنند.» به طور مثال درختان خودرو می‌توانند به پیاده‌رو آسیب بزنند و رفت و آمد را دشوار کنند. با این وجود حتی این امکان وجود دارد که افراد به طور رسمی مسئولیت مراقبت از بخشی از فضای سبز شهر را بر عهده گیرند، اما بدون حمایت مالی از جانب دولت.

روی این تکه کاغذ نوشته شده: این باغچه جای پارک کردن دوچرخه و مدفوع سگ نیستروی این تکه کاغذ نوشته شده: این باغچه جای پارک کردن دوچرخه و مدفوع سگ نیست

در حال حاضر کاشتن گیاهان و درختچه‌های مختلف در هامبورگ تبدیل به سرگرمی رایجی شده است. "مانفرد براش" Manfred Braasch از سازمان حمایت از محیط زیست به نام "بوند" Bund از علاقه شهروندان برای گسترس فضای سبز استقبال می‌کند، اما هشدار می‌دهد که نباید اقدام به کاشت هر درخت و گیاهی کرد، زیرا برخی از گیاهان کمیاب جلوی رشد گیاهان بومی را می‌گیرند.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 8:46  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

دوربین جدید نیکون پروژکتور جیبی شما هم خواهد بود

S1100pj_GR_front34r_lo.jpg

به یاد دارید سال گذشته نیکون ‏ دوربین - پروژکتور ‏ خودش را معرفی کرد؟ حالا نسخه جدید این دوربین توسط نیکون ارایه شده است. مدل جدید واقعا وسوسه انگیز است. چرا که از هر نظر به آن نگاه کنیم پیشرفت های مهمی کرده است. ‏ 
‏ 
سایز آن کوچک تر شده است و ارزان تر است. در مدل قبلی می توانستید تنها عکس هایی که گرفته اید را با پروژکتور دوربین روی سطوح مختلف پخش کنید. حالا ببینیم که مشخصات مدل جدید که S1100pj نام دارد چیست. ‏ 
‏ 
مدل جدید ۱۴ مگاپیکسلی است و نمایشگر آن هم بزرگتر شده و حالا ۳ اینچی است. بیشتر کنترل ها به صورت لمسی انجام می شود و ISO دوربین به ۶۴۰۰ رسیده است. قدرت زوم اپتیکال ۵ برابر شده و می تواند با کیفیت 720p ویدیو ضبط کند. ‏ 
‏ 
سراغ پروژکتور دوربین می رویم. روشنایی آن بیشتر شده و از ۱۰ لومن به ۱۴ لومن ارتقا یافته است. اما این بزرگترین تغییر محسوب میشود: در مدل جدید می توانید دوربین را به کامپیوتر ویندوز یا مک وصل کنید و از پروژکتور آن به عنوان یک پروژکتور برای کامپیوتر استفاده کنید. این یک کار عالی است چون داشتن چنین دوربینی باعث می شود که ابزار پرزنت کردن و عکاسی را با هم داشته باشید. ‏ 
‏ 
این دوربین از ماه سپتامبر در رنگ های متنوع و با قیمت ۳۵۰ دلار به بازار ارایه می شود. ‏ 

http://www.narenji.ir/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 17:52  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

شیوع بی‌سابقه و سریع مرگ در مرجان‌ها


شیوع بی‌سابقه و سریع مرگ در مرجان‌ها
فاجعه زیست‌محیطی دیگر در آب‌های اندونزی


  با افزایش دمای سطح،‌ مرجان‌های آب‌های اندونزی با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال مردن هستند به طوری که پیشبینی می‌شود تا چند ماه آینده اثری از این موجودات در منطقه باقی نماند. اکوسیستم منطقه به شدت در خطر است

 به دنبال بالا رفتن دمای زمین به طور گسترده، تعادل زیستی بسیاری از مناطق در حال بر هم خوردن است. یکی از این مناطق که به نظر می‌رسد بسیار تحت تاثیر گرمایش جهانی قرار گرفته است، اندونزی است. این بار مسئله به آب‌های اندونزی مربوط می‌شود.

بر اساس گزارشی که ساینس‌دیلی منتشر کرده، به دنبال تغییرات آب و هوایی از جمله بالا رفتن دمای سطح آب، بخش وسیعی از مرجان‌های این آب‌ها دارند سفید می‌شوند. سفیدشدگی مرجان‌ها پدیده‌ای است که وقتی اتفاق می‌افتد که جلبک‌هایی که درون مرجان‌ها زندگی می‌کنند آن‌ها را ترک کنند. در برخی موارد،‌ این سفیدشدگی ترمیم می‌شود و مرجان به زندگی خود برمی‌گردد. اما در بسیاری موارد هم مرجان می‌میرد.

بررسی‌های محققین نشان می‌دهد که مرجان‌های آب‌های اندونزی با سرعتی بی‌سابقه در حال مردن هستند. سنجش‌های اولیه نشان داده‌اند که 80 درصد این مرجان‌ها مرده‌اند و تخمین زده می‌شود که نسبت قابل توجهی از گونه‌های باقیمانده هم طی چند ماه آینده جان خود را از دست بدهند.

همه این تغییرات بر اثر افزایش 4 درجه‌ای دمای سطح آب دریای آندامان در مقایسه با میانگین دمای سطحی این دریا طی مدت‌های طولانی اتفاق افتاده‌اند. آب‌های این دریا به سواحل میان‌مار، تایلند، جزیره آندامان و نیکوبار و شمال غربی اندونزی ختم می‌شود.

مرجان‌ها از مهم‌ترین موانع فجایعی چون سونامی به شمار می‌آیند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 17:42  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

سرطان پر هزینه ترین بیماری جهان


سرطان پر هزینه ترین بیماری جهان


 هزینه‌های بیماری سرطان از بودجه‌های اختصاص داده شده به آن فراتر رفته است.

سرطان پرهزینه‌ترین بیماری جهان و مهم‌ترین عامل مرگ و میر در آمریکاست. جامعه سرطان آمریکا در گزارش جدیدی که در کنفرانس جهانی سرطان در چین برگزار می‌شود آمارهای نگران کننده‌ای را در این مورد منتشر کرده است.
در این گزارش آمده است سرطان از بیماری‌هایی مانند ایدز، مالاریا، آنفولانزا و دیگر بیماری‌هایی که از انسان به انسان منتقل می‌شود افراد بیش‌تری را به کام مرگ کشانده و اقتصاد کشورها را با چالش روبه رو کرده است.
بیماری‌های مزمن مانند سرطان، بیماری‌های قلبی و دیابت نزدیک به 60 درصد از مرگ و میرها در جهان را شامل می‌شوند اما کم‌تر از سه درصد بودجه‌های اختصاصی و عمومی برای سلامت جهانی را به خود اختصاص داده‌اند.
ریچل ناگنت از مرکز توسعه جهانی که در واشنگتن واقع است در این باره گفت: بودجه‌های اختصاص داده شده برای بیماری‌هایی که از انسان به انسان منتقل می‌شوند نباید کاهش پیدا کند، اما باید توجه داشت بودجه اختصاص یافته به سرطان بسیار کم است. نباید توجه به بیماری‌های عفونی مانند آنفولانزاها توجه ما را نسبت به سرطان منحرف کند.
خسارت‌های اقتصادی سرطان در سال 2008 نزدیک به 895 میلیارد دلار بوده است که معادل با 1.5 درصد از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورها در جهان است. سرطان معادل با فلج شدن زندگی و از دست رفتن چندین سال از عمر انسان‌هاست. نکته مهم این است که در این گزارش، هزینه‌های ناشی از درمان این بیماری لحاظ نشده است.
سازمان بهداشت جهانی مدت‌ها قبل پیش‌بینی کرده بود که سرطان از بیماری‌های قلبی پیشی خواهد گرفت و تبدیل به مهم‌ترین عامل مرگ و میر در جهان خواهد شد. در سال 2008 ، سرطان 7.6 میلیون نفر را کشته است. هر سال نیز 12.4 میلیون نفر به این بیماری مبتلا می‌شوند.
سیگار کشیدن و چاقی نیز به افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری مزمن کمک کرده‌اند. این در حالی است که واکسیناسیون و داروهای بهتر از بسیاری از بیماری‌های عفونی پیشگیری کرده‌اند.
به همین دلیل است که بسیاری از گروه‌ها توجه خود را نسبت به بیماری‌های غیر عفونی مرگ‌زا کاهش داده و متوجه بیماری سرطان شده‌اند. در همین راستا نیز مجمع عمومی سازمان ملل ملاقاتی را تا سال آینده پیش‌بینی کرده تا اثرات این بیماری را بررسی کنند. تعدادی از کارشناسان سیاست‌گذاری معتقدند این حرکت‌ها می‌تواند در نهایت منجر به افزایش سرمایه‌گذاری برای مبارزه با بیماری سرطان شود، اتفاقی که نزدیک به 10 سال پیش در مورد بیماری ایدز اتفاق افتاد.
دکتر آندریاس اولریچ از مرکز کنترل سرطان در سازمان بهداشت جهانی در این باره گفت: این مسئله باید در سازمان ملل بحث شود، ما باید مشخص کنیم که چه طور باید با این بیماری و گسترش نگران کننده آن مبارزه کرد.
راه حل کلی این است که همه باید با یکدیگر هماهنگ شده و به فکر مبارزه جدی با بیماری سرطان و تعدادی دیگر از بیماری‌ها باشیم که روند گسترش خود در جهان را افزایش داده‌اند.
گزارش جامعه سرطان برای اولین بار است که هزینه‌های اقتصادی و تاثیر مخرب سرطان روی تولید را بررسی کرده‌است. نویسندگان این تحقیق تصمیم دارند نتایج حاصل را در یک نشریه علمی به چاپ رسانده و در کنگره جهانی سرطان در چین ارائه کنند.
محققان در این گزارش از آمارهای منتشر شده در مورد مرگ و میر بر اثر سرطان که توسط سازمان بهداشت جهانی تهیه شده استفاده کردند و هم‌چنین از اطلاعات اقتصادی بانک جهانی نیز بهره بردند. آن‌ها محاسبه کردند که بیماری سرطان چه تاثیری روی زندگی مردم و اقتصاد داشته است.
در این گزارش هم‌چنین آمده است ریه و سرطان‌های مرتبط با آن در مجموع 180 میلیارد دلار از 895 میلیارد دلار هزینه‌های مربوط به سرطان را به خود اختصاص داده‌اند. علاوه بر آن اشاره شده است که سیگاری‌ها به طور متوسط 15 سال زودتر از غیر سیگاری‌ها جان خود را از دست می‌دهند و بیش‌تر به سرطان دچار می‌شوند. بعد از سرطان بیماری‌های قلبی در مقام دوم قرار دارند و اثرات اقتصادی آن نیز نزدیک به 753 میلیارد دلار بوده است. 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 17:40  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آیا سگ‌ها می‌توانند سرطان را بو بکشند؟


 

سرطان ریه کشنده است. از آنجا که روش مناسبی برای تشخیص نشانه‌های اولیه این بیماری وجود ندارد، سرطان ریه اغلب زمانی تشخیص داده می‌شود که بسیار رشد کرده است. به نظر می‌رسد سگ‌ها می‌توانند سرطان ریه را از بازدم فرد بو بکشند.

 

در بیماری سرطان ریه، از آنجا که بافت ریه دچار تغییر می‌شود، کنش ‌و واکنش‌های درون این ارگان نیز تغییر می‌یابد. در نتیجه، گازهایی که در بازدم از ریه خارج می‌شوند، در مقایسه با بازدم ریه فرد سالم، ترکیبات دیگری دارند. جمعی از پژوهشگران اتریشی بر این باورند که سگ‌های تربیت شده می‌توانند این تغییر را حس کرده و سرطان ریه را در مراحل اولیه آن تشخیص دهند.

 

تحقیقات مختلفی که در آنها از سگ‌های آموزش دیده استفاده شده است، نشان می‌دهند که این سگ‌ها به احتمال بسیار زیاد می‌توانند سرطان ریه را از روی بازدم فرد بیمار تشخیص دهند. دکتر فلیکس هرت، متخصص بیماری‌های ریوی در دانشگاه هایدلبرگ، به چنین روشی به دیده تردید می‌نگرد. او پزشکی است که به دستگاه‌های مجهز و تکنولوژی بیمارستانی بیشتر از  پارس یک سگ اعتقاد دارد.

 

درستی ۹۳ درصد موارد تشخیص

دکتر هرت می‌گوید: «برای من هم پذیرفتنی است که این تئوری می‌تواند درست باشد، اما برای تشخیص بیماری مناسب نیست.» ورنر گلایش‌وایت اما نظر دیگری دارد. او سال‌ها در اداره پلیس اتریش سگ‌های یابنده مواد مخدر و مواد منفجره را تربیت ‌کرده است و اکنون با بنیاد تحقیقاتی تربیت سگ‌های سرطان‌یاب همکاری می‌کند. در این بنیاد در یک دوره ‎پنج‌ماهه سگ‌هایی تربیت می‌شوند که ‎پوزه‌های کشیده و بینی بزرگی دارند.

 

ورنر گلایش‌وایت در مرکز تربیت‌ سگ‌های سرطان‌یابورنر گلایش‌وایت در مرکز تربیت‌ سگ‌های سرطان‌یاب

ورنر گلایش‌وایت می‌گوید: «پوزه کشیده سلولهای بویایی بیشتری دارد و سگ‌هایی که پوزه کشیده دارند قوه بوبایی قوی‌تری دارند.» ورنر گلایش‌وایت هیچ تردیدی در توانایی سگ‌هایش ندارد. در پروژه آزمایشی‌ای که در سال۲۰۱۰ در اتریش انجام شد، سگ‌های سرطان‌یاب این بنیاد در ۹۳ درصد موارد به درستی وجود سرطان را تشخیص دادند. 

 

گلایش‌وایت حتی به موردی اشاره می‌کند که توانستند یک تومور چند میلی‌متری را شناسایی کنند. او می‌گوید: «این تومور آنقدر کوچک بود که حتی در عکس‌برداری هم مشخص نشده بود. اما به دلیل اینکه سگ‌ها تومور را بو کشیده بودند و پارس می‌کردند، فرد دوباره معاینه شد که این‌بار تومور در دستگاه ماموگرافی کامپیوتری خود را نشان داد.»

 

"به پزشک مراجعه کنید"

 

کسانی که می‌خواهند با این روش معاینه شوند، در اینترنت فرم مخصوصی را پر می‌کنند. سپس بسته‌ای که حاوی یک بالون کوچک و چند شیشه ‌آزمایشگاهی است به آدرس متقاضی ارسال می‌شود. فرد بایستی ابتدا درون بالون فوت کند، بعد هوای درون بالون را به درون شیشه‌ها منتقل کند. این شیشه‌ها حاوی مواد خاصی هستند که با بازدم ترکیب می‌شوند و آن را حفظ می‌کنند. ‎شش هفته بعد نتیجه معاینه حاضر است.

 

دکتر فلیکس هرت، پزشک متخصص بیماریهای ریوی، ‎ معتقد است که این روند صحیح نیست. به گفته او، شیوه ذخیره بازدم که در آن گازهای بازدم با ماده دیگری ترکیب می‌شوند، ساختار آنها را تغییر می‌دهد. دکتر هرت می‌گوید: «برای تشخیص این ترکیبات در هوای بازدم به دستگاه‌های مجهز آنالیز نیاز داریم. نگه داشتن بازدم در ترکیبی که از ریه بیرون آمده بسیار سخت است. برای تشخیص سرطان به دکتر مراجعه کنید.» 

 

البته با وجود چنین توصیه‌هایی، روش تشخیص زودهنگام سرطان که توسط بنیاد تربیت سگ‌های جستجوگر در اتریش عرضه می‌شود، در چند ماهی که از آغاز آن می‌گذرد توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 17:0  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

نامه‌های اف. اسکات فیتزجرالد - 2


من بدبخت هستم و مثل شیطان شده‌ام

من بدبخت هستم و مثل شیطان شده‌ام

 - فیتزجرالد می‌خواست کنترل کامل بر فیلمنامه‌ها داشته باشد و در نامه‌های فراوانی بیزاری خود را از کار دسته‌جمعی فیلمنامه‌نویسی، کار کردن در تیم‌های مشترک یا در گروه‌های سه‌نفره و یا بیشتر نشان داده است.

 اف. اسکات فیتزجرالد (1940-1896) در سراسر عمر خود شیفته فیلم و سینما بود، گرچه هرگز در هیچ فیلمی ظاهر نشد. او سال‌های آخر عمر خود را در هالیوود گذراند و خاطراتش از آن روزها را به صورت غیرمستقیم در میان «آخرین نواب» رمان ناتمام خود نوشته است.

نامه‌هایی که فیتزجرالد به افراد مختلف نوشته در واقع نشانه ارتباط مشکل‌دار او به طور کلی با سینما و به طور ویژه با هالیوود است. این نامه‌ها در واقع هم تأییدکننده و هم تکذیب‌کننده سال‌های هالیوودی او هستند. او از یک سو کمی بیش از یک فیلمنامه‌نویس مزدور بود و از سوی دیگر هنرمندی اصیل بود که توسط کارفرمایان بی‌عاطفه خود درک نشد و مورد طعنه و استهزا بود.

هیچ یک از فیلمنامه‌هایی که خود فیتزجرالد با اقتباس از آثارش نوشت به صورت فیلم درنیامد و در میان ده‌ها طرح‌های سینمایی که کار کرد تنها یک فیلمنامه یعنی «سه رفیق» (1938) برایش اعتباری به عنوان فیلمنامه‌نویس کسب کرد. این مسئله برای یکی از بزرگترین نویسندگان صاحب سبک طعنه‌آمیز و قابل استهزاست. هرچند نباید نتیجه گرفت سال‌های هالیوودی فیتزجرالد یک شکست کامل بود، زیرا واقعیت امر چنانچه از نامه‌های او برمی‌آید بسیار پیچیده‌تر بود.

به نظر می‌رسد فیتزجرالد از ابتدا به زندگی و کارش به عنوان یک فیلم سینمایی می‌اندیشید و این را می‌توان از نامه‌ای که به یک دوست صمیمی و هم‌اتاق کالج خود در سال 1919 نوشت، دریافت. توصیف او از خودش مانند یکی از سناریوهای سریع و غیراحتمالی هالیوودی است: «من به نحو وحشتناکی ناراضی و بدبخت هستم و مثل شیطان شده‌ام. اگر تا دو ماه آینده زنده بمانم، ظرف 12 ماه بعد مشهور خواهم شد.»

فیتزجرالد 24 فوریه 1920 در نامه‌ای به همسرش، زلدا نوشت که کمپانی مترو نخستین داستانش «سر و شانه‌ها» را که در نشریه «ستردی ایوینیگ پست» منتشر شده بود به مبلغ 2500 دلار خریداری کرده است. این فیلمنامه سال بعد با عنوان «عشق دخترک گروه سرودخوانان» با شرکت ویولا دانا و گارت هیوز ساخته شد.

همان سال دو فیلم دیگر یکی «راهزن دریایی» با شرکت ویولا دانا که اقتباس از داستان دیگر فیتزجرالد به همین نام بود و فیلم «شکارچی همسر» با شرکت آیلین پرسی نیز که اقتباسی از داستان «مایرا به دیدن خانواده‌اش می‌رود» بود، ساخته شد و نسخه سینمایی دومین رمان او به نام «زیبا و نفرین‌شده» نیز سال 1922 با شرکت ماری پروست تولید شد.
خودبینی بیش از حدفیتزجرالد با این چند فیلم‌ ترغیب شد و آن طور که نامه‌هایش نشان می‌دهد در پی ادامه این کار بود. او زمستان سال 1921 در نامه‌ای که به یک هم‌اتاقی‌ در کالج پرینستون نوشت مدعی شد مشغول نوشتن سناریویی برای دوروثی گیش بازیگر معروف است و قرار است 10 هزار دلار دریافت کند، ولی چنین چیزی اتفاق نیفتاد. بعد قرار شد برای دیوید سلزنیک فیلمنامه‌ای آماده کند که آن هم ساخته نشد.

فیتزجرالد در آوریل 1926 در شرایطی که بابت نوشتن هر داستان در «ستردی ایونینیگ پست» مبلغ 3000 دلار دریافت می‌کرد به یکی از دوستانش چنین نوشت: «من بیش از اندازه خودبین هستم. به علاوه به اندازه کافی سیاستمدار نیستم که در سینما موفق باشم و با جسارت علیه این و آن و ماجراهایشان مطلب بنویسم».

با وجود این او در سال 1937 خود را برای نخستین بار در هالیوود یافت و طی 13 سال بعد تنها سه بار مسافرت کرد. به او مأموریت داده شد یک فیلمنامه ارژینال برای کنستانس تالماج ستاره معروف دوران صامت بنویسد، ولی پس از آماده شدن کار، پروژه تا اطلاع بعدی معوق ماند.

او در نامه‌ای که جولای 1927 به دخترش نوشت، این ناموفق بودن را به دلیل خطای خودش دانست: «من برای نخستین بار در زندگی‌ام شش ماه وقت‌گذرانی کرده‌ام و در این نکته مطمئن بودم که هالیوود سر و صدای زیادی بر پا خواهد کرد.»

فیتزجرالد سال 1931 دوباره به کار فراخوانده شد. این بار او در کمپانی مترو گلدوین مه‌یر تحت مدیریت ایروینگ تالبرگ کار می‌کرد. دوران مشکلی بود. فیتزجرالد نیاز به پول داشت. زلدا همسرش از سال قبل در بیمارستان به خاطر اولین سکته مغزی‌اش بستری بود و مشکلات نوشخواری خود او نیز روز به روز بیشتر می‌شد، ولی در نهایت تلاش‌هایش مورد پذیرش واقع نشد و آنیتا لوس نویسنده باتجربه و معروف به جای او قرار گرفت.

او در نامه‌ای به ماکس پرکینز در تاریخ 8 نوامبر 1934 از این شکایت دارد که سایر پروژه‌ها یعنی کارهایی مانند «شب آرام است» و پروژه‌ای برای گراسی آلن کمدین آن زمان نیز به ناکامی رسید. فیتزجرالد پروژه را با پول دریافتی‌اش ترک کرد.

او در نامه‌ای که قبلاً به آن اشاره شد به دخترش اسکاتی نوشت: «سرخورده و بیزار شده‌ام و قسم می‌خورم هرگز دوباره برنگردم. می‌خواستم وقتی قراردادم انجام شد به شرق بروم و به مادرم که مریض است رسیدگی کنم ولی این قصه نیز به زیان و ضرر من تعبیر شد».

بدهی‌های رو به افزایش فیتزجرالد او را مجبور کرد در سال 1937 درمورد بازگشت به هالیوود تجدیدنظر کند. درآمد اندک او از داستان‌هایی که برای مجله پست می‌نوشت، قطع شده بود و نمی‌توانست چیز قابل فروشی بنویسد. نومیدی او برای کار فیلم در چند نامه که به هارولد اوبر، مدیر برنامه‌هایش نوشته آشکار است که شامل نامه‌ای به تاریخ 8 فوریه 1936 است. او در این نامه از اوبر می‌خواهد با استفاده از رابطین خود برایش شغلی دست و پا کند.

او نوشت: «عجیب است که مجبور شدم چنین پیشنهادی به تو بدهم. پس از سه سال ناکامی لازم به نظر می‌رسد تو را مجدداً مطمئن کنم برای انجام آن انگیزه دارم و اجازه نمی‌دهم این فرصت با این شایعه که نوشخواری می‌کنم یا به پایان خط رسیده‌ام، از دست برود».
شما هرگز مرا نخواهید شناخت
فیتزجرالد مدت شش ماه با کمپانی مترو گلدوین مه‌یر به مبلغ هفته‌ای یک هزار دلار کار کرد. او در نامه‌ای به آن اوبر در تاریخ 26 جولای 1937 اعتراف کرد مجبور بوده در برابر شکوه و عظمت گیج‌‌کننده آنجا مقاومت کند.

او نوشت: «از حالا به بعد به هیچ جا نمی‌روم و هیچ کس را نمی‌بینم، زیرا کار مانند جهنم سخت است، حداقل شاید برای من چنین باشد. من 10 پوند از وزن خود را از دست داده‌ام؛ بنابراین خدا نگهدار میریام هاپکینز که وقتی صحبت می‌کنی تا این اندازه صمیمی هستی. خدا نگهدار کلودت کولبرت که تاکنون تو را ندیده‌ام. ‌ای گرتا گاربوی اسرارآمیز، مارلنه دیتریش باشکوه و شرلی تمپل مرموز، شماها هرگز مرا نخواهید شناخت.»

او پس از انجام چند اصلاح روی فیلمنامه یک آمریکایی در آکسفورد بالاخره اولین و تنها اعتبار فیلمنامه‌نویسی‌اش را برای اقتباس از داستان «سه رفیق» (1938) اثر اریش ماریا رومارک را به دست آورد و خوشحال شد زیرا پس از سه سال آن را کسب کرده بود.

او خطاب به جوزف ال. منکه‌ویتس تهیه‌کننده و کارگردان معروف‌ هالیوود درخصوص میزان کردن فیلمنامه چنین نوشت: «از اینکه بگویم آن را امری متوسط گرفته‌ام سرخورده هستم. برای 19 سال - با حساب دو سال که بیمار بودم - پرفروش‌ترین سرگرمی‌ها را نوشته‌ام، ولی تو ناگهان تصمیم گرفته‌‌ای بگویی، "این دیالوگ خوبی نیست و تو می‌توانی چند ساعت مرخصی بگیری و کار بهتری ارائه کنی، تو نویسنده خوبی بودی و یا هستی، ولی..." جو، آیا تهیه‌کنندگان نمی‌توانند اشتباه کنند؟ آیا نمی‌خواهی منطقی فکر کنی؟»

او بعد در نامه‌ای که به تاریخ فوریه 1938 به آن اوبر نوشت درخصوص سانسور در فیلم‌ها شکایت کرد و نامه را چنین به اتمام رساند که: «بنابراین آنچه برای من باقی می‌ماند دیگر زیاد به فیلمنامه‌ای که در آن مردم هنوز به خاطر آن به من تبریک می‌گویند، مرتبط نیست. گرچه من اعتبار سینمایی‌ام را حالا چه خوب و چه بد در خارج از آن دارم و تو همیشه می‌توانی یک شکست را در مورد فرد دیگری مورد حمله و سرزنش قرار دهی.»

تمام پروژه‌هایی که بعد از آن به فیتزجرالد سفارش داده شد، همگی آثار سایر نویسندگان بود که بنا به گفته خودش یا آنها را نپذیرفت یا بدون ذکر نام کار کرد. این فهرست شامل آثاری چون «بی‌وفایی» با بازی جون کرافورد بود که از سانسور دفتر «هیز» جان سالم به در برد.

پروژه «زن‌ها» براساس یک نمایش کمدی معروف در برادوی اثر کلر بوت لوس ساخته شد. فیتزجرالد برای گرتا گاربو فیلمنامه «مادام کوری» و «لاتاری» را پیشنهاد کرد که پروژه‌ای از مترو گلدوین مه‌یر با شرکت دیوید نیون بود و نوعی دستکاری در فیلم «بر‌باد‌رفته» دیوید سلزنیک محسوب می‌شد.

او تابستان 1940 فیلمنامه‌ای را براساس داستانی به قلم خودش به نام «دیدار مجدد از بابل» تنظیم کرد که با عنوانی دیگر در سطح بین‌المللی ارائه شد، ولی عملاً بیهوده بود. کمپانی مترو گلدوین مه‌یر سال 1954 یک نسخه سینمایی از «دیدار مجدد از بابل» را با عنوان «آخرین باری که پاریس» را دیدم ساخت که فیلمنامه آن جولیوس اپستاین و فیلیپ اپستاین نوشته بودند.

فیتزجرالد هرگز نتوانست با صنعت سینما همکاری اساسی در کار فیلمنامه‌نویسی داشته باشد. او می‌خواست کنترل کامل بر فیلمنامه‌ها داشته باشد و در نامه‌های فراوانی بیزاری خود را از کار دسته‌جمعی فیلمنامه‌نویسی، کار کردن در تیم‌های مشترک یا در گروه‌های سه‌نفره و یا بیشتر نشان داده است.
آخرین فرصت برای رسیدن به شهرت
او 31 دسامبر 1935 به هارولد اوبر چنین نوشت: «در این گونه موارد هیچ فرد تنهایی با شهرت ادبی جدی نمی‌تواند کاری انجام دهد. من تنها با فرد دیگری آن هم اگر او یک کارشناس فنی باشد می‌توانم کار کنم، کسی که نه تنها بازی را بلد باشد بلکه مردم را بشناسد و به من کمک کند داستانم را بگویم و آن را در قالب فیلمنامه به فروش برسانم، نه اینکه داستان او را چنان خوب جلوه دهم تا همه چیز به نام او تمام شود.»

بیشتر مأموریت‌های فیتزجرالد در هالیوود نوشتن فیلمنامه‌ از آثار دیگران یا دوباره‌نویسی فیلمنامه‌هایی بود که به وسیله دیگران کار شده بود و این برای بهتر و درست‌تر جلوه دادن آنها و کاهش دیالوگ‌های اضافی بود. جالب اینجاست که علیرغم این شکست‌ها هالیوود هنوز هم برای فیتزجرالد آخرین فرصت برای به دست آوردن شهرت و ثروت بود.

او بیش از افرادی مانند ناتانیل وست (1940- 1903) و بعداً ویلیام فاکنر درآمد داشت. نامه‌ها این نکته را آشکار می‌سازد که درآمد فیتزجرالد در سال‌های 40-1939 بیش از 40 هزار دلار بود، به طوری که برای نخستین بار برای تقریباً یک دهه، کلیه بدهی‌هایش پرداخت شد.

این فیلم‌ها امیدهایی برای کارهای سینمایی بیشتر و تصویرگر مردی بودند که سعی می‌کرد مجدداً کنترل زندگی‌اش را به دست آورد؛ یعنی با نوشخواری‌اش مبارزه کند، در نوشته‌هایش به یک باور برسد و بکوشد ارتباط خود را با مطبوعات تثبیت کند. با این حال در یکی دیگر از نامه‌هایش به تاریخ 29 جولای 1940 دنیای فیلم و سینما را نفرت‌انگیز می‌داند.

او در نامه خود نوشت: «آیا هالیوود یک زباله‌دانی نیست؟ شهری پنهان که به وسیله باغ‌های افراد ثروتمند احاطه شده و در ابتذالی جدید و توهین‌آمیز پر از ارواح انسانی است؟»

فیتزجرالد همچنین در 8 مه‌1940 به همسرش زلدا نوشت که ترجیح می‌دهد برای فیلم‌ها چیزی بنویسد تا آنکه برای نشریات مقاله و داستان تهیه کند، زیرا: «استاندارد نوشتن درباره بهترین فیلم‌ها مانند «ربکا» در حال حاضر بسیار بالاتر از حق‌التحریر مجلات تجاری است».

همچنین آشکار است سال‌های اقامت در هالیوود به فیتزجرالد مجموعه‌ای از مطالب جدید برای نوشتن داد. چنانچه تام دانیلز در کتاب «گاهی در زیر آفتاب» درباره فیلمنامه‌نویسان هالیوود نوشت: «نثر داستانی فیتزجرالد از اوایل دهه 1930 کهنه و مبتذل شده بود. او واقعا استعداد خود را در نوشتن از دست نداده بود، آنچه بیشتر احتیاج داشت... چیزی تازه بود که باید درباره آن می‌نوشت: زمانی که در هالیوود بود توانست تجربیاتی به دست آورد که غنای داستانی او را شکل داد.»

میل به نوشتن «آخرین نواب» به عنوان یک داستان کوتاه آغاز و به یک رمان کامل ختم شد. «می‌ترسم این اطلاعات ناصحیح در ستون‌های ادبی منتشر شود. این رمان درباره حوادثی است که در دو سال اخیر در اطراف من اتفاق افتاده است».

البته اسکات با دوراندیشی کتاب «آخرین نواب» را نوشت. او نمی‌خواست به کارگیری او در آینده و نحوه همکاری‌اش با سیستم دچار خطر شود. مونرو استار، قهرمان داستان یک تهیه‌کننده هالیوودی و در واقع نشان‌دهنده شخصیت ایروینگ تالبرگ تهیه‌کننده معروف بود.»

او درباره رمان خود نوشت: «چیزی نیست که به خاطر آن برای رمان نگران باشم. چیز نامطمئنی به نظر نمی‌رسد... امیدوارم موضوع تازه‌ای باشد، شاید حتی با روش جدیدی از نگریستن به پدیده‌های معین و مشخص، عواطف جدیدی برانگیخته شود».

وقتی فیتزجرالد 21 دسامبر 1940 درگذشت، تنها شش فصل از کتاب نوشته شده بود. وقتی یک سال بعد این کار ناتمام به چاپ رسید، ارنست همینگوی آن را اثری هنرمندانه خواند و از ظرافت آن گفت. فیتزجرالد مانند گذشته استعداد خود را به دست آورده بود. قهرمانان آثار معروف او همگی مانند خودش مفهوم و مقصود جدیدی در رؤیاهای هالیوودی را دنبال می‌کردند. آنها افرادی مطمئن به خود، خوش‌‌نیت، خود‌ساخته و شخصیت‌هایی تراژیک بودند که بر رؤیاهای خود حکومت می‌کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 11:46  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ضربه به سر ممکن است چند سال بعد شما را بکشد


ضربه به سر ممکن است چند سال بعد شما را بکشد


 دانشمندان شواهدی به دست آوردند که با قطعیت تائید می‌کند چندین مورد ضربه به سر می‌تواند باعث بروز بیماری‌های نابود کننده عصب، آلزایمر و دیگر بیماری‌ها شود.

کالبدشکافی 12 ورزشکار که به دلیل بیماری‌های عصبی و مغزی جان خود را از دست داده بودند نشان از الگوهای آسیب مغزی داشته است.
تمام این ورزشکاران چندین بار دچار آسیب مغزی شده بودند. سه نفر از این افراد نیز به بیماری ای.ال.اس که تخریب کننده دستگاه عصبی است دچار شده بودند.
کارشناسان آسیب‌های مغزی با انجام این تحقیقات به دنبال روش‌هایی برای پیشگیری از اثرات طولانی‌مدت آسیب‌های ناشی از ضربات مغزی بودند.
دکتر جفری بازاریان از مرکز پزشکی دانشگاه روچستر در نیویورک در این باره گفت: شاید توجه بهتر به ضربات مغزی بتواند از بسیاری از بیماری‌های و مرگ و میرها پیشگیری کند. این یافته‌ها هم‌چنین نشان می‌دهد بسیاری از سربازان در جنگ عراق و افغانستان نیاز به مراقبت‌های ویژه دارند چرا که تعدادی از آن‌ها در اثر انفجارها، تصادفات و دیگر حوادث دچار ضربات مغزی شده‌اند.
در این تحقیقات هم‌چنین آمده است ورزشکارانی که به طور مداوم در برخوردهای ورزشی دچار ضربه سر می‌شوند ممکن است به بیماری‌های عصب‌های حرکتی دچار شوند. برای انجام این تحقیقات، مغز و ستون فقرات 11 فوتبالیست حرفه‌ای، بوکسور و یک بازیکن هاکی مطالعه شده است.
دانشمندان معتقدند آسیب زدن به یک عصب می‌تواند باعث منتشر شدن آسیب به دیگر سلول‌های عصبی و مرگ آن‌ها شود.
دیوید هودا مدیر مرکز تحقیقاتی آسیب‌های مغزی یو.سی.ال.ای در این باره گفت: آسیب‌های مغزی بسیار شایع هستند . هر سال فقط 1.5 میلیون نفر در آمریکا دچار آسیب‌های مغزی می‌شوند. ضربه به سر می‌تواند باعث بروز بیماری‌های مغزی در شما شده و در نهایت باعث کوتاه شدن طول عمر شما شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 11:44  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مغز بدبین‌ها از آن‌ها یک شکست‌خورده می‌سازد


مغز بدبین‌ها از آن‌ها یک شکست‌خورده می‌سازد


  شاید به نظر برسد که بعضی‌ها خوش‌شانس‌اند و بعضی‌ها بدشانس. اما مطالعات نشان می‌دهند که انسان‌های خوش‌بین به استقبال موفقیت می‌روند و مغز انسان‌های بدبین رفتار را طوری می‌چیند که یک شکست‌خورده باشند

 هر یک از ما در مورد توانایی خود باورهایی داریم که به احتمال زیاد تا به حال متوجه حضور آن‌ها در زندگی خود شده‌ایم. برخی فکر می‌کنند چون عملکرد بدی دارند،‌ دوست داشتنی نیستند، ضعیف هستند و مانند این‌ها، در کارهای خود موفق نمی‌شوند و شانس زیادی ندارند. خب، البته بدشانسی‌های زندگی این افراد هم اغلب کم نیست. اما واقعا زندگی این افراد با دیگران فرق دارد؟

بر اساس گزارشی که ساینس‌دیلی منتشر کرده، عصب‌شناسان در مطالعه‌ای جدید، بررسی کرده‌اند که نقش بدبینی و خوش‌بینی یا در حقیقت انتظار ما برای وقایع خوب و بد، چه تاثیری روی مغز،‌ عملکرد و تصمیم‌گیری ما دارد.

آن‌ها یک بازی رایانه‌ای طراحی کردند که مراحل مختلفی دارد و با پیشرفت بازی دائم پیچیده‌تر می‌شود. تا جایی که خود محققین اعلام کرده‌اند حتی خودشان هم نمی‌توانند در این بازی برنده شوند! هر مرحله،‌ پاداش یا جریمه‌های متفاوتی دارد، مثلا بردن یک مرحله ممکن است 5 دلار پاداش و باختن در آن یک دلار جریمه داشته باشد در حالی که در یک مرحله دیگر،‌ بردن تنها یک دلار پاداش و باختن 5 دلار جریمه دارد. قبل از هر محله برای افراد میزان پاداش و جریمه توضیح داده می‌شد.

بعد از این که افراد هر مرحله را پشت سر می‌گذاشتند،‌ فرمی را پر می‌کردند و می‌گفتند که به نظر خودشان تا چه حد خوب و یا بد عمل کرده‌اند. اولین نکته جالب در این مطالعه این است که ارزیابی‌های افراد از عملکردشان اغلب غیرواقعی بود. یعنی بین کسی که گفته بود خیلی عالی بازی کرده با کسی که گفته بود افتضاح بازی کرده،‌ در عمل در نتیجه واقعی بازی چندان تفاوتی نبوده است!‌

مغز بدبین،‌ مغز خوشبینتصویربرداری به شیوه ام.آر.آی عملکردی از مغز این افراد نشان می‌دهد که افرادی که عملکرد خود را خوب ارزیابی می‌کنند،‌ در مراحلی از بازی که پاداش بیشتر است،‌ فعالیت مغزی بیشتری دارند در حالی که افراد بدبین،‌ وقتی جریمه‌ها بیشتر باشد مغزشان بیشتر درگیر می‌شود.

در حقیقت،‌ به نظر می‌رسد که افراد خوشبین، به استقبال موقعیت‌های خوشایند و پاداش‌دهنده می‌روند و برای این موقعیت‌ها بیشتر تلاش می‌کنند و برنامه‌ریزی مغزی بهتری برای این موقعیت‌ها دارند، در حالی که بدبین‌ها برای موقعیت‌های بد آماده می‌شوند و طوری برنامه‌ریزی مغزی می‌کنند که یک شکست‌خورده باشند،‌ یعنی درست همان طور که خودشان باور دارند که هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 9:59  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

کشف فیلم 'آنا کارنینا' پس از پنجاه سال


رمان آنا کارنینا به قلم لئو تولستوی چند بار به زبان فارسی ترجمه شده است

در آرشیو فیلم‌های تلویزیونی بی ‌بی ‌سی نسخه‌ای از یک فیلم آنا کارنینا یافت شده، که سال ها گمان می‌رفت برای همیشه گم شده است.

این اقتباس تلویزیونی نخستین بار در سوم نوامبر ۱۹۶۱ پخش شد و سپس به فراموشی فرو رفت.

فیلم‌شناسان این نسخه سیاه و سفید از "آنا کارنینا" را اثری ارزشمند دانسته و بی‌بی‌سی به نشر آن در قالب "دی وی دی" اقدام کرده است.

در این فیلم کلر بلوم بیست ساله نقش آنا کارنینا را ایفا کرده و شون کانری جوان در نقش ستوان ورونسکی ظاهر شده است.

هر دو هنرپیشه ناشناخته بودند، اما در سالهای بعد به معروفیت زیادی رسیدند.

شون کانری سال بعد در اولین فیلم "جیمز باند مأمور ۰۰۷" بازی کرد به نام "دکتر نو".

کلر بلوم در فیلم "لایم لایت" (روشنایی‌های صحنه) به کارگردانی چارلی چاپلین در کنار استاد بزرگ کمدی ظاهر شد.

رمان بزرگ اجتماعی

لئو تولستوی، نویسنده بزرگ روس، رمان "آنا کارنینا" را بین سال های ۱۸۷۵ تا ۱۸۷۷ منتشر کرد و پس از "جنگ و صلح" مهمترین اثر او به شمار می‌رود.

آنا کارنینا در واقع داستانی اخلاقی و پندآموز است. سرگذشت یک زن اشرافی روس را روایت می‌کند که در راه عشقی شیدایی قدم می‌گذارد، و پس از ماجراهای بسیار رسوایی و پشیمانی نصیب او می‌شود.

آنا کارنینا همسر و فرزند دارد، اما هر دو را در راه عشق به افسری به نام ورونسکی ترک می‌کند.

با رواج سینما در آستانه قرن بیستم، رمان معروف "آنا کارنینا" نوشته لئو تولستوی توجه فیلمسازان گوناگون را جلب کرد و از این داستان بیش از ۲۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی ساخته شد.

این رمان اولین بار به سال ۱۹۱۰ در یک فیلم صامت روسی به روی پرده سینما آمد.

گرتا گاربو، ستاره سوئدی‌تبار هالیوود، دو بار در نقش آنا کارنینا ظاهر شد: یک بار در فیلمی صامت به سال ۱۹۲۸ در برابر جان گیلبرت و یک بار در سال ۱۹۳۵ در برابر فردریک مارچ.

فیلم دیگری در سال ۱۹۴۸ در بریتانیا تهیه شد که کارگردان آن ژولین دوویویه سینماگر فرانسوی بود. در این فیلم ویوین لی، ستاره نامی هالیوود، نقش آنا کارنینا را ایفا می‌کرد و کیرون مور نقش ورونسکی را.

سینمای روسیه در سال ۱۹۶۷ فیلمی پرشکوه در قالب ۷۰ میلیمتری از "آنا کارنینا" عرضه کرد به کارگردانی الکساندر زارخی. در این فیلم که زمینه اجتماعی پررنگی دارد، تاتیانا ساموئیلووا در نقش آنا ظاهر شده و واسیلی لانووی در نقش ورونسکی.

در سال ۱۹۸۵ سیمون لنگتون، فیلمساز بریتانیایی، نسخه تلویزیونی تازه‌ای از آنا کارنینا عرضه کرد که در آن ژاکلین بیسه، ستاره فرانسوی، بازی داشت.

در فیلم سینمایی آنا کارنینا (۱۹۹۷) به کارگردانی برنارد رز، فیلمساز بریتانیایی، سوفی مارسو هنرپیشه فرانسوی نقش آنا را ایفا کرده است.

رمان آنا کارنینا به قلم لئو تولستوی چند بار به زبان فارسی ترجمه شده و آخرین بار توسط سروش حبیبی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 9:50  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ترمیم آسیب نخاعی برای اولین بار


ترمیم آسیب نخاعی برای اولین بار


  دانشمندان با به عقب برگرداندن ساعت تحولی رشد سلول‌های عصبی مغزی- نخاعی،‌ موفق شده‌اند سیستم بازداری بازسازی این سلول‌ها را متوقف کرده و مجددا آن‌ها را ترمیم کنند و توانایی حرکت را به فرد برگردانند 

 آسیب نخاعی،‌ یکی از آسیب‌های نه چندان نادر سیستم عصبی مرکز است که اغلب به دلیل قطع ارتباط اعصاب حسی یا حرکتی که از درون ستون مهره‌ها می‌گذرند با مغز، باعث ایجاد ناتوانی حرکتی و معلولیت می‌شود. در واقع دراغلب موارد، آسیب نخاعی غیرقابل درمان خوانده می‌شود و وقتی به کسی می‌گویند آسیب نخاعی دیده، ‌انگار تمام دریچه‌های امید را به روی او و خانواده‌اش می‌بندند. اما به نظر می‌رسد که در آینده‌ای نزدیک می‌تواند این آسیب دیگر این طور وحشتناک و ناامیدکننده نباشد.

بر اساس گزارشی که گیزمگ منتشر کرده، گروهی از پزشکان و محققین دانشگاه‌های ایروین،‌ سن‌دیگو و هاروارد مدعی شده‌اند که می‌توانند سلول‌های عصبی آسیب دیده نخاعی را ترمیم کنند. آن‌ها می‌گویند که می‌توانند سلول‌های عصبی کنترل کننده ماهیچه‌های حرکات ارادی را از نو بازسازی کنند. اگر این ادعا درست باشد، برای اولین بار در زمینه مطالعات پزشکی روشی ابداع شده که به واسطه آن دیگر آسیب نخاعی به معلولیت منتهی نخواهد شد.

این محققین در مطالعه خود ساعت تحولی مربوط به رشد دسته تارهای عصبی مغزی- نخاعی را به عقب برگرداندند. دسته تارهای عصبی مغزی- نخاعی، مجموعه‌ای از آکسون‌ها (دنباله بلند سلول‌های عصبی که مسئول انتقال پیام‌های عصبی به سایر سلول‌های عصبی است)‌ هستند که از قشر مغزی تا نخاع کشیده شده‌اند و مسئول انتقال پیام‌های حرکتی مغز به ماهیچه‌های ارادی بدن می‌باشند.

اما آن‌ها چه طور توانستند ساعت رشدی این تارهای عصبی را به عقب برگردانند؟ این محققین آنزیمی به نام پی.تی.ای.ان را حذف کردند، آنزیمی که کنترل مسیر رشدی سلول‌ها را بر عهده دارد. در اوائل تولد، آنزیم پی.تی.ای.ان در بدن ما خیلی کم است و بدین ترتیب به سلول‌ها امکان تکثیر و زیاد شدن می‌دهد. اما بعد، وقتی رشد ما کامل شد، مقدار این آنزیم در بدنمان بالا می‌رود و از طریق بازداری مسیر رشدی سلول‌ها، باعث می‌شود که رشد متوقف شود و سلول‌تازه دیگری ساخته نشود. بدین ترتیب، حذف این آنزیم به معنای این است که دیگر مانعی درونی برای بازسازی سلول‌ها وجود ندارد، درست مثل اوائل تولد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 9:49  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

سیل پاکستان و آتش‌سوزی مسکو منشاء مشترکی دارند


  مطالعات هواشناسی نشان می‌دهند سیل عظیم پاکستان، آتش‌سوزی‌ها در روسیه، گرمای کشنده ژاپن و تغییرات شدید آب‌و‌هوایی در کانادا و اروپای غربی همگی حاصل توقف جریان جت‌استریم بر فراز این مناطق بوده ‌است. 

  آمارها نشان می‌دهند با آغاز آتش‌سوزی در غرب روسیه نرخ مرگ‌و‌میر روزانه در مسکو دو‌برابر شده و علاوه بر این باران‌های ناتمام و سیل بی‌سابقه در پاکستان بیش از 6میلیون نفر را بی‌خانمان کرده است. باید دلیلی برای این تغییرات آب‌و‌هوایی ویرانگر وجود داشته باشد.

به گزارش نیوساینتیست، مطالعات هواشناسانی که روی نیمکره شمالی زمین تمرکز کرده‌اند، نشان می‌دهد نه‌تنها این دو رویداد به ظاهر بی‌ارتباط منشاء مشترکی دارند بلکه بخشی از تغییرات شدید آب‌و‌هوایی هستند که یکی‌دو ماه اخیر در جهان رخ داده است. از این میان می‌توان به موج گرمای شدید در ژاپن و کاهش شدید دما در اروپای غربی اشاره کرد. تغییرات دمایی عجیب در ایالات متحده و کانادا نیز علت مشابهی دارد.

این هواشناسان معتقدند تمامی این تغییرات آب‌و‌هوایی شدید و بارش باران‌های سیل‌آسا به دلیل تغییراتی در الگوی حرکتی جت‌استریم یا رودباد است. این جریان سریع هوا که در ارتفاع 7 تا 12کیلومتری جو زمین و از غرب به شرق در حرکت است به وسیله موج پیچشی و قدرتمند دیگری که امواج راسبی نام دارد به تناوب از شمال به جنوب تغییر جهت می‌دهد.

در هفته‌های اخیر تغییرات مشهودی در جریان عادی جت‌استریم رخ داده است. مطالعات نشان می‌دهند جریان هوایی که همیشه به سمت شرق در حرکت بوده و سیستم‌ آب‌و‌هوایی را با خود جا‌به‌جا می‌کرده، متوقف شده است. مایک بلکبورن از دانشگاه ریدینگ در انگلستان می‌گوید: «همین توقف جریان اواخر ماه ژوئن (حدود سه‌هفته پیش) بر فراز ایالات متحده نیز رخ داده است».

«علت این پدیده امواج قوی راسبی در جهت غرب هستند که جریان رو به شرق رودباد را متوقف کرده‌اند. در اغلب مواقع قدرت جریان جت‌استریم بیشتر است اما زمانی که امواج راسبی غلبه می‌کنند جت‌استریم متوقف می‌شود و این نقطه آغاز شرایط آب‌و‌هوایی بسیار‌ غیرمنتظره است».

 

توقف جریان رودباد

همزمانی این عامل با آغاز باران‌های شدید موسمی در پاکستان باعث‌ شده این کشور قربانی سیلاب‌های مهیب شود. از سوی دیگر توقف این جریان بر فراز روسیه جریان دائمی هوای گرم را از آفریقا به مسکو کشانده و به بیش از 800 آتش‌سوزی در منطق غربی روسیه منجر شده است. توقف جت‌استریم در جولای/خردادماه گذشته بر فراز ژاپن هم گرمای بی‌سابقه را به این کشور کشانده، اروپای غربی را خنک کرده و باز حدود یک‌ماه بعد اثرات مشابهی بر مناطق مختلف ایالات متحده داشته است.

اینکه چه عاملی می‌تواند تمامی این اتفاقات را رقم بزند، هنوز برای هواشناسان ناشناخته مانده است. شاید تراکم گازهای گلخانه‌ای با گسترش مناطقی با دمای بالا مشکلات فعلی را رقم زده است یا منشاء این همه تغییر تنها کاهش فعالیت‌های خورشیدی است. شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند کاهش فعالیت‌های خورشیدی در تابستان می‌تواند به توقف جریان جت‌استریم منجر شود.

متن اینفوگراف: اواخر خردادماه و اوایل تیرماه گذشته جت‌استریم بر فراز بخش‌هایی از آسیا و قاره اروپا متوقف شده است. نقشه بالا تغییرات آب‌و‌هوایی حاصل از این وقفه را نشان می‌دهد.

جریان هوای سرد موج گرمای بی‌سابقه اروپا را شکست

جریان سرد و کم‌فشار بر فراز پاکستان بارش‌های موسمی را تشدید کرد

جریان گرم و مرطوب آفریقا رطوبت را بر فراز اروپا از دست داد و گرم و خشک، تابستان هولناک مسکو را رقم زد

اختلاف از دمای میانگین 9ساله با رنگ‌های آبی و قرمز مشخص شده است. طیف آبی اختلاف تا 12- درجه سانتیگراد از میانگین و طیف قرمز تا 12+ درجه را نشان می‌دهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 9:35  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

رونق اقتصادی در خاور دور


 

نشانه‌های پایان یافتن بحران مالی جهانی در خاور دور آشکار شده است. صادرات ژاپن در ماه ژوئن امسال نزدیک به ۲۸ درصد افزایش یافت. همزمان، تولید ناخالص ملی کره جنوبی نیز، ظرف ۳ ماهه دوم سال، یک و نیم درصد بالا رفت.

 

آمار انتشار یافته در ژاپن و کره جنوبی نوید می‌دهند که قاره آسیا به سمت از میان برداشتن عوارض بحران مالی جهانی پیش ‌می‌رود. در ماه ژوئن امسال، حجم صادرات ژاپن در مقایسه با ژوئن سال پیش ۷ / ۲۷ درصد افزایش یافت. این هفتمین ماه پیاپی است که صادرات ژاپن افزایش می‌یابد.

 

۷ درصد رشد بیشتر در کره جنوبی

 

همزمان، اقتصاد کره جنوبی نیز، که چهارمین اقتصاد قدرتمند آسیا محسوب می‌شود،  چشم‌اندازی روشن یافت.

 

بانک مرکزی سئول اعلام کرده است که در سه ماهه دوم سال‌جاری، تولید ناخالص ملی این کشور در مقایسه با سه‌ماهه نخست سال، یک و نیم درصد بالا رفته است. رشد اقتصادی کره جنوبی، در همین سه ماه، نسبت به سه ماهه مشابه سال پیش، حدود هفت درصد افزایش یافته است.

 

موفقیت چشمگیر ژاپن

 

تولیدات ژاپن، به ویژه در کشورهای آسیایی طرفداران بیشتری یافته‌اند. در سه ماه گذشته، میزان صادرات کالاهای ژاپنی به این کشورها نزدیک به ۳۲ درصد بالا رفت. اما مارک‌های ژاپنی، با استقبال بیشتر بازار اروپا نیز روبرو شده‌اند. گزارش‌های منابع اقتصادی نشان‌می‌دهند که صادرات ژاپن به اروپا، در ۳ ماه گذشته، ۹ درصد بالا رفته است.

 

همزمان، بزرگترین تولید‌کننده نیکل ژاپن تصمیم گرفته است تا نیمه اول سال آینده میلادی وارد بورس شود. یک روزنامه چینی نوشته است که شرکت "جین‌چوان" ژاپن تا ماه اکتبر امسال درخواست ورود به بورس را تسلیم خواهد کرد. تولید نیکل شرکت ژاپنی در سال جاری به ۱۳۰ هزار تن و تولید کوبالت آن به ۱۰ هزار تن خواهد رسید.

 

شانس پیش از بحران

 

ژاپن، اواخر دهه نود میلادی بحران مالی بزرگی را از سر گذراند که از بسیاری جهات به بحران مالی جهانی در سال‌۲۰۰۸ شباهت داشت. در آن زمان، دولت سهام بانک‌ها و شرکت‌های در آستانه ورشکستگی را خرید. سهام خریداری شده، در سال‌های پیش از بحران مالی جهانی، دوباره ارزش یافت و به وسیله دولت فروخته شد. این تدبیر، توان اقتصادی ژاپن را برای مقابله با بحران مالی بین‌المللی در سال‌های بعد افزایش داد.

 

کارشناسان اقتصادی پیش بینی می‌کنند که با توجه به موفقیت ژاپن در بازارهای آسیا و اروپا، بورس‌های جهانی از خرید سهام بزرگترین تولید کننده نیکل این کشور استقبال خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 16:53  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

چگونگی بوجود آمدن هوش در مغز انسان

دانشگاه آکسفورد با هزینه ای ۱۵ میلیون پوندی مرکز تحقیقاتی جدیدی را به نام “مرکز تحقیقات مدارهای عصبی و رفتاری” راه اندازی کرده است تا دانشمندان در این مرکز بتوانند پاسخی برای منشاء هوشمندی در مغز انسان بیابند.

از نظر پروفسور “گرو میسنبک” مدیر مرکز تحقیقاتی جدید آکسفورد، درک چگونگی تعامل دسته ای از سلولهای عصبی برای ایجاد رفتارهای هوشمندانه یکی از بزرگترین مشکلات و ناشناخته ها در زیست شناسی محسوب می شود.

اگر قادر به دیدن ارتباط نورونها باشیم متوجه ساختار و عملکرد مدارهای مغزی نیز خواهیم شد.

همچنین اگر امکان کنترل خاموش و روشن شدن نورونها از راه دور وجود داشته باشد، می توان دریافت سیگنالهای نورونها چگونه حرکات، احساسات و خاطرات ما را تحت کنترل خود دارند.

آخرین تکنیکهای ژنتیکی و تکنولوژی عکسبرداری در علم عصب شناختی در حال آغاز است تا امکان تحقیقات بیشتر را در این زمینه فراهم آورد و مرکز تحقیقاتی جدید آکسفورد نیز یکی از پیشتازان در این زمینه تحقیقاتی خواهد بود.

در این مرکز در حدود ۶۰ محقق با پشتیبانی مالی مناسب به انجام تحقیقات عصب شناختی مشغول خواهند بود.

بر اساس اطلاعیه ای که دانشگاه آکسفورد منتشر کرده، مطالعات این مرکز جدید بر روی جانورانی مانند مگس میوه، زبرافیش، موشها و تمامی مدلهای حیوانی جدیدی که با تندرستی و سلامت انسان در ارتباط باشند، متمرکز خواهد بود.

مطالعات جدیدی که در این موسسه توسط “میسنبک” انجام می گیرد نشان دهنده نوع تحقیقاتی است که در این مرکز تحقیقاتی انجام خواهد شد وی در ارائه و استفاده از شیوه ای متحول کننده که می تواند با استفاده از تابشهای نور، سلولهای عصبی ویژه ای در مغز مگس میوه را به منظور فعال سازی نوعی کنترل از راه دور فعال کند، پیشقدم بوده است.

در این شیوه برای ساخت گروه کوچکی از نورونهای حساس به نور از مهندسی ژنتیک استفاده شده است سپس پرتوهای لیزری اعصاب را تحریک می کنند تا سیگنالهای الکتریکی را از خود تابش دهند و رفتار متعاقب حشره می تواند عملکرد مدار مغزی کنترل از راه دور را تعیین کند.

“میسنبک” معتقد است بخش فوق العاده چنین شیوه ای این است که دانشمندان دیگر مانند گذشته تنها ناظرانی منفعل نیستند و حال می توانند به صورت مستقیم بر روی مدارهای عصبی تاثیر گذاشته و اطلاعات بیشتری به دست آورند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 16:21  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

بازار چین، امید بزرگ خودروسازان آلمان


صنایع خودروسازی آلمان طرح‌های بزرگی برای سرمایه‌گذاری در بازار خودروی چین تهیه کرده‌ است. جمهوری خلق چین با یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت اکنون به بزرگترین بازار اتومبیل جهان تبدیل شده‌ است.

 

در حال حاضر از هر هزار نفر جمعیت چین، تنها ۲۱ نفر دارای خودروی شخصی هستند. این رقم، مثلا در مقایسه با آلمان، بسیار پائین است. در آلمان، از هر هزار نفر ۵۰۰ نفر دارای خودروی شخصی هستند. اما این تناسب، به سرعت در حال تغییر است.

 

رشد انفجاری بازار

 

رشد اقتصادی سبب شده است که تقاضای خودرو در چین به سرعت بالا برود. در حالی که خود چینی‌ها می‌کوشند با تولید خودروهای ارزان‌قیمت به نیازهای خانواده‌های متوسط پاسخ ‌دهند، شرکت‌‌های بزرگ خودروسازی جهان غرب و پیش از همه آلمان، نوثروتمندانی را هدف قرار داده‌اند که شمارشان رو به افزایش است.

 

در ماه آوریل امسال، هنگام برپایی نمایشگاه اتومبیل پکن، "وانگ چیا" عضو دبیرخانه این نمایشگاه به خبرنگاران خارجی گفت: «بازار داخلی چین به سرعت در حال رشد است. حتی بحران مالی جهانی به این رشد شتابنده کمک کرده است».

 

آمار رسمی اظهارات آقای چیا را تایید می‌کند: سال گذشته میلادی، در حالی که مثلا آلمان برای نجات صنایع خودروسازی به هر شهروند ۲۵۰۰ یورو یارانه می‌داد تا اتومبیل فرسوده‌ی خود را با یک خودروی نو عوض کند، ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار خودرو در چین به فروش رسید.

 

هر ۵ چینی، یک خودروی آلمانی

 

در نمایشگاه اتومبیل پکن، ۲۱۰۰ تولید‌کننده از ۱۶ کشور جهان، ۸۶ مدل جدید خودرو را به معرض نمایش گذاشتند. خودروهای آلمانی در این میان سهم بزرگی داشتند.  "ماتیاس ویسمن"، رئیس اتحادیه سازندگان خودروی آلمان، همان زمان در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «از هر پنج خودرویی که در چین شماره‌گذاری می‌شود، یکی ساخت آلمان است.»

 

در سال ۲۰۰۹ فولکس‌واگن آلمان با فروش یک میلیون و ۴۰۰ هزار خودرو، بیش از ده درصد بازار داخلی چین را به خود اختصاص داد. "مرسدس بنز" و "بی‌ام ‌و" نیز به ترتیب ۶۷ هزار و ۴۶ هزار خودرو به چینی‌ها فروخته‌اند.

 

به برکت صادرات، ظرف شش ماهه‌ی نخست سال جاری میلادی، صنایع خودروسازی آلمان چنان رونق گرفت که اکنون برخی از سیاستمداران و احزاب می‌گویند که خودروسازان باید کمکی را که دولت در دو سال گذشته به خریداران خودروهای نو کرده است، به صندوق دولت بازگردانند.

 

اتحادیه صنایع خودروسازی، این پیشنهاد را رد می‌کند. مسئولان این اتحادیه استدلال می‌کنند:«دولت در اصل به حفظ فرصت‌های شغلی در صنایع خودروسازی کمک کرده است و کمک‌های پرداختی را از محل مالیات کارکنان این صنعت باز پس می‌گیرد. رونق فعلی بازار خودرو سبب اشتغال بیشتر می‌شود و درآمدهای مالیاتی دولت را باز هم بالا می‌برد.»

 

چین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، امید بزرگ

 

در شش‌ماهه نخست سال‌جاری، خودروسازان آلمان بیش از ۳۱۲ هزار خودرو صادر کردند. این رقم ۶ درصد بیشتر از نیمه‌ی نخست سال ‌گذشته میلادی است. خودروهای آلمانی که در خطوط تولید خارج از آلمان تولید شده‌اند در این آمار منظور نشده‌اند.

 

رونق بازار خودروهای آلمانی، تنها مدیون صادرات است. بازار داخلی، همچنان تحت تاثیر بحران مالی جهانی است. در شش ماهه‌ی گذشته، در داخل آلمان تنها ۳۲۷ هزار و ۵۰۰ خودرو فروخته شد. این تعداد ۳۰ درصد کمتر از شش‌ماهه‌ی مشابه سال پیش بود.

 

به همین دلایل است که خودروسازان آلمان اعتماد زیادی به بازار داخلی ندارند و به بازارهای خارجی امید بسته‌اند. در این میان، بازار چین بزرگترین است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 8:55  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

نشانه‌های رشد و رونق در اقتصاد جهان


 

بحران مالی که در دو سال اخیر اقتصاد جهان را در چنگ خود داشت، رو به پایان است. در سراسر جهان صنعتی شواهد رشد اقتصادی هر روز آشکارتر می‌شود. اما هنوز تضمینی وجود ندارد که بحران بار دیگر ظهور نکند.

 

صندوق بین‌المللی پول تخمین رشد اقتصادی را در سال جاری از ۲/ ۴ به ۶/ ۴ درصد بالا برد. به ویژه در آلمان میزان تولید و صادرات با شتاب بالا رفته است. گفته می‌شود که آمریکا با ۳ / ۳ درصد و کانادا با ۶ / ۳ درصد رشد، در صف مقدم جهان صنعتی قرار دارند.

 

در اروپا میزان رشد متفاوت است. برخی از کشورهای واحد پولی یورو همچنان با بحران دست و پنجه نرم می‌کنند، اما برخی دیگر به مدار رشد عادی باز گشته‌اند. صندوق بین‌المللی پول برای آلمان رشدی حدود ۴ / ۱ درصد پیش بینی می‌کند، اما بنیادهای اقتصادی آلمان با خوش‌بینی بیشتری، به رشدی میان ۲ تا ۲ و نیم درصد چشم دوخته‌اند.

 

طبق آمار تازه صادرات آلمان بیش از پیش رو به فزونی است. آمار رسمی نشان می‌دهد که میزان صادرات این کشور در ماه مه امسال نزدیک ۳۰ درصد نسبت به همین مقطع در سال گذشته افزایش داشته است. این میزان از رشد، در ۱۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است. امسال صادرات در مجموع رشدی برابر ۸ درصد خواهد داشت. با وجود آن که میزان واردات  نیز به میزان حدود ۳۴ افزایش داشته، اما به طور کلی عدم موازنۀ ارقام تجارت خارجی بالا رفته است.

 

بنا به آمار رسمی، اقتصاد آلمان در ماه مه حدود ۷۵ و نیم میلیارد یورو صادرات و حدود ۶۵ و نیم میلیارد یورو واردات داشته است. به این ترتیب مازاد صادرات به واردات به لحاظ ارزش اندکی بیش از ۱۰ میلیارد یورو بوده است. تنها حدود ۱۰ سال پیش، یعنی  در سال ۲۰۰۰ بود که صادرات آلمان با رشدی چنین بالا همراه بود.

 

بنیادهای اقتصادی هشدار می‌دهند که روندهای مثبت اقتصادی الزاما به معنای از بین رفتن کامل بحران مالی و سایر مخاطرات نیست. یکی از علایم نابهنجاری اقتصادی در کشورهای درحال توسعه است که از عدم موازنۀ معاملات تجارتی رنج می‌برند. این کشورها باید تلاش کنند میزان صادرات خود را بالا ببرند و در برابر کالای کمتری وارد کنند.

 

مشکل بزرگ دیگر که عمومیت دارد، افزایش بدهی‌های دولت هاست. دولت‌های حوزه یورو باید به تدریج کسری بودجه خود را برطرف کنند تا امنیت و ثبات به بازارهای مالی برگردد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 8:48  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

علت حساسیت به جواهرات بدلی


 

ده درصد زنان و یک درصد مردان در کشورهای صنعتی، به جواهرات بدلی حساسیت دارند. این کالاهای ارزا‌ن‌قیمت اغلب از فلز نیکل تهیه می‌شوند. پژوهشگران آلمانی دلیل حساسیت پوست به این فلز را پیدا کرده‌اند.

 

هنوز چند دقیقه از بستن قفل گردنبند در پشت گردن نگذشته که پوست ملتهب می‌شود. ابتدا دور گردن قرمز می‌شود. بعد پوست شروع به خارش می‌کند و اگر به سرعت گردنبند را از دور گردن بازنکنید حساسیت ناگهانی تا جایی پیش می‌رود که پوست تاول می‌زند. تعداد کسانی که چنین تجربه‌ای داشتند، کم نیست. پژوهشگران آلمانی می‌گویند جواهرات بدلی ارزان‌قیمت که اغلب از جنس نیکل هستند در تماس با پوست، ذراتی آزاد می‌کنند که موجب تحریک سیستم ایمنی می‌شود. سیستم ایمنی این ذرات را به اشتباه باکتری شناسایی می‌کند و در برابر آنها واکنش نشان می‌د‌هد.

 

پزشکان از سال‌ها پیش می‌دانند که یک عامل خارجی موجب بروز چنین حساسیتی می‌شود. در این مورد نیز مانند بسیاری از حساسیت‌های دیگر آنتی‌بادهای موجب التهاب، خارش و تاول زدن پوست می‌شوند. اما برای شروع چنین واکنشی، ابتدا بایستی دسته‌ای از گلبول‌های سفید که به سلول‌های تی معروف‌اند فعال شوند. این سلول‌ها زمانی فعال می‌شوند که سیگنالی خارج از بدن دریافت کنند. این سیگنال خارجی تا کنون شناخته شده نبود.

 

یون‌های نیکل واکنش سیستم ایمنی را برمی‌انگیزند

 

پژوهشگران آلمانی که در مورد "حساسیت‌" تحقیق می‌کنند می‌گویند گیرنده‌هایی به نام گیرنده TLR4 در این پروسه دخیل است. این گیرنده  در سطح خارجی دسته مشخصی از سلولهای تی قرار دارد. پژوهشگران آلمانی با دستکاری ژنتیکی موش‌های آزمایشگاهی نقش این گیرنده را بررسی کردند.

 

 

این گیرنده زمانی روشن می‌شود که پروتئین شناخته‌شد‌ه‌ای روی آن بنشیند. این پروتئین در ساخت پوشش خارجی دسته‌ای از باکترها شرکت می‌کند. یون‌های نیکل درست مانند این پروتئین عمل می‌کنند و گیرنده TLR4 را روشن می‌کنند. جواهرات بدلی که از فلز نیکل ساخته می‌شوند در تماس با پوست مرطوب شده و یو‌ن‌های نیکل را آزاد می‌کنند. این یون‌ها درست روی این گیرنده‌ها نشسته و موجب واکنش سیستم ایمنی بدن می‌شوند. واکنشی که مشابه واکنش بدن در برابر هجوم باکتری‌هاست. 

 

برای پژوهشگرانی که در مورد حساسیت‌ها تحقیق می‌کنند  گیرنده TLR4 گیرنده شناخته شده‌ای است. نقش TLR4 در حساسیت به گردو‌خاک خانگی نیز پیش از این مشخص شده بود. در موارد شدید حساسیت به گردوغبار این گیرنده‌ها کاملأ بلوکه شده و حتی زمان ورود باکتری‌ها به بدن نیز از کار می‌افتند. پژوهشگران می‌گویند در مقایسه گرد‌وغبار، یو‌ن‌های نیکل آسیبی به این گیرنده نمی‌رسانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 8:44  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ده مکان فوق محرمانه جهان


منظره مجتمع وزارت دفاع آمریکا واقع در آرلینگتون در ایالت ویرجینیا که به شکل هندسی ۵ ضلعی ساخته شده و به همین دلیل به آن پنتاگون می‌گویند. این مجتمع از لحاظ امنیتی و حفاظتی تحت مراقبت بسیار شدید قرار داشته و انواع و اقسام تجهیزات حفاظتی در آن نصب شده‌اند. تنها بخش کوچکی از قسمت اداری آن به روی افراد عادی باز است.


منظره هوایی دولت شهر واتیکان که در قسمت بالای عکس تصویر کتابخانه مشهور واتیکان مشخص است. کتابخانه واتیکان یکی از محرمانه‌ترین اماکن جهان به شمار رفته و ورود به آن برای عموم ممنوع است. تنها افراد نادری قادر هستند به داخل این کتابخانه که برای کتاب‌ها و دستنوشته‌هایش در کلیه ادوار و نیز نوشته‌های ممنوعه شهرت دارد، وارد شوند.


منظره هوایی کمپ آموزشی FBI یا دفتر تحقیقات فدرال که به آکادمی FBI مشهور است. در این کمپ ماموران جدید این سازمان آموزش دیده و محل آن در شهر کوچک کوانتیکو در ایالت ویرجینیا واقع است.


منظره هوایی نیروگاه هسته‌ای فلامانویل در غرب شهر شربورگ فرانسه و در حاشیه دریای مانش. تنها تعداد بسیار اندکی از افراد می‌توانند از رازهای این نیروگاه اتمی که به عنوان منطقه ممنوعه دائمی ثبت شده و بنابراین پرواز برفراز آن نیز ممنوع است، آگاه شوند. این تصویر توسط یک ماهواره گرفته شده است.


این دشت عجیب مملو از آنتن و گیرنده‌های بشقابی یکی از مرموزترین اماکن جهان محسوب می‌شود. در سایت منویت هیل در بریتانیا ایستگاه شبکه شنود جهانی اشلون واقع شده است.


تصویر ساختمان «واکسهال کراوس» محل سرویس‌های مخفی ملکه در حاشیه رودخانه تایمز در شهر لندن که شبیه یک قلعه معاصر است. در این ساختمان سرویس‌های جاسوسی انگلستان از جمله MI5 که مسئول امنیت داخلی است و MI6 که مسئول جاسوسی خارجی و مبارزه ضد تروریستی است، واقع شده است.


منظره هوایی ZONE 51 (ناحیه ۵۱) این منطقه نویسندگان داستان‌های علمی تخیلی را به رویا فرو می‌برد. ZONE 51 یک پایگاه نیروی هوایی آمریکا واقع در صحرای نوادا است که براساس شایعات محل آزمایشات بر روی موجودات فرازمینی است. در پایین عکس تاسیسات نظامی و در قسمت سفید منطقه ممنوعه آن قرار دارد. ZONE 51 از سال ۱۹۵۴ به روی همه اشخاص ممنوع بوده و پلیس داخلی آن افراد کنجکاو را تا فاصله ۴۰ کیلومتری پیرامون آن بازداشت می کنند.


منظره هوایی مقر اینترپل، پلیس بین‌الملل در شهر لیون فرانسه که ورود به آن برای عموم ممنوع است. تنها اعضای اینترپل و یا سران کشورها قادر هستند وارد این مکان شوند.


تصویر هوایی پایگاه یونگبیون در کره شمالی که توسط ماهواره‌ها گرفته شده است. کره شمالی نخستین آزمایش هسته‌ای خود را در روز ۹ اکتبر ۲۰۰۶ در این پایگاه انجام داد. علاوه بر تاسیسات هسته‌ای یک کارخانه شیمیایی آزمایشگاه‌ها منطقه غنی‌سازی سوخت هسته‌ای و یک راکتور ۵ مگابایتی اتمی نیز در یونگبیون مستقر هستند.



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 8:35  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

فشار روحی ناشی از داشتن فرزندان مشکل‌دار


 

رنج و ناراحتی والدین فرزندان مساله‌دار، بیش از آن است که قبلا تصور می‌شد. روانشناسان آمریکایی در جریان یک نظرسنجی متوجه شده‌اند که حتی موفقیت فرزندان دیگر نمی‌تواند فشار روحی ناشی از داشتن چنین فرزندانی را برای والدین کاهش دهد.

 

آرزوی هر پدر و مادری این است که فرزندانشان در زندگی شخصی خود موفق باشند و هر خانواده به نوبه خود در این راستا تلاش می‌کند. اما اراده مادر و پدر همیشه در شکل‌گیری زندگی فرزندانشان موثر نیست و بسیاری از آنها با مشکلات مختلفی مواجه می‌شوند. در بیشتر موارد قبول کردن این واقعیت برای خانواده به قیمت سلامتی و فشار روحی تمام می‌شود.

نکته غافلگیرکننده این است که عدم موفقیت فرزندان بیشتر از موفقیت آنها روی پدر و مادر تأثیر می‌گذارد. در یک نظرسنجی از ۶۰۰ خانواده در مورد فرزندانشان و تأثیر زندگی آنها در روحیه مادر و پدر سؤال شده است.

"کارن فینگرمن" روانشناس آمریکایی از دانشگاه "پوردو" Purdue University در این باره می‌گوید: «داشتن یک کودک موفق در خانواده صرفا نمی‌تواند تأثیرات منفی وجود کودک مساله‌دار را خنثی کند.»

در این نظرسنجی ۶۰۰ خانواده در مورد موفقیت فرزندان بالغ خود گفته‌اند. بیشتر این خانواده‌ها بیش از یک فرزند دارند و از این رو "کارن فینگمن" بیش از ۱۲۰۰ گزارش در مورد فرزندان بالغ این خانواده‌ها جمع‌آوری کرده است. در همین راستا از مادر و پدرها در مورد وضعیت روحی آنها و روابط‌شان با فرزندان خود سؤال شده است. آنها همچنین باید به این پرسش پاسخ می‌دادند که آیا یکی از فرزندانشان مشکل خاصی در زمینه برخورد با دیگران و به طور کلی در سبک زندگی‌اش دارد، از جمله درگیری با قانون، اعتیاد به مواد مخدر و الکل و مشکلات جدی در زندگی مشترک.

نتیجه این بررسی نشان داده که ۶۸ درصد خانواده‌ها فرزندی دارند که در دو سال گذشته حداقل از یکی از مشکلات نام‌برده رنج می‌برده است و ۴۹ درصد فرزندی دارند که بسیار موفق بوده است. در این میان ۱۷ درصد از فرزندان این خانواده‌ها در روند زندگی خود هیچ مشکل بخصوصی نداشته‌اند.

"کارن فینگرمن"، روانشناس آمریکایی در جریان این بررسی مشاهده کرده که موفقیت فرزندان می‌تواند در روحیه مادر و پدر تأثیر خوبی بگذارد. اما او همچنین دریافته که عدم موفقیت آنها تأثیر بسیار عمیق‌تری بر روحیه و سلامت مادر و پدر دارد، حتی زمانی که فرزندان دیگر موفق هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 8:33  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

میلیونر سخاوتمند با قلبی برای جوانان


 

یک میلیونر هامبورگی حدود ۱۵ میلیون یورو در اختیار "بنیاد شهروندان هامبورگ" گذاشت. این بنیاد سال‌هاست که با سرمایه‌ای حدود یک میلیون یورو در زمینه‌ی فراهم‌‌آوردن امکانات اجتماعی برای جوانان فعالیت داشته است.

 

  یک میلیونر بلندطبع هامبورگی که مایل نیست شناخته شود، با هدیه‌ی ۱۵ میلیون یورویی خود به یک بنیاد غیرانتفاعی، سرمایه‌ی اصلی آن را ۱۵ برابر افزایش داد. "بنیاد شهروندان هامبورگ" یکی از نهادهای غیرانتفاعی است که ۱۵ سال پیش در این شهر تشکیل شد. این بنیاد تا به ‌حال برای این که بتواند به فعالیت‌های خود ادامه دهد، می‌بایست روی پشتیبانی مالی افراد نیکوکار یا شرکت‌های خصوصی حساب کند: هرچند سرمایه‌ی اصلی "بنیاد شهروندان" یک میلیون یورو است، ولی سالانه تنها ۳۰ هزار یورو (بهره‌ی ۳ درصدی سرمایه) برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌ها‌ی آن در اختیار مسئولان قرار می‌گرفت. این رقم، با احتساب کمک مالی میلیونر، به ۴۸۰ هزار یورو در سال افزایش می‌یابد.

دوره‌ی بازنشستگی، زمان خدمت به مردم

اداره‌ی "بنیاد شهروندان هامبورگ" به‌طور کامل از سوی افرادی که بدون چشمداشت مالی یا دستمزد با این نهاد همکاری می‌کنند، صورت می‌گیرد. این اعضا اغلب معلمان، روزنامه‌نگاران و حقوق‌دانان و ... بازنشسته هستند که برای یاری به جوانان، دانش و توانایی‌های خود را در اختیار این بنیاد می‌گذارند.

گستره‌ی فعالیت‌های این اعضا که حدود ۳۰۰ تن هستند، بسیار متنوع است: از کتاب‌خواندن برای کودکان و جوانانی که به اقشار کم‌بضاعت جامعه تعلق دارند، گرفته تا به مرحله‌ی اجرا گذاشتن برنامه‌های ورزشی، پروژه‌های رقص و موزیک... یکی از این گروه‌های رقص و موزیک "لوکولوله (Lukulule)" نام دارد که جوانان و نوجوانان در آن از جمله آواز خواندن به سبک "رپ" را فرامی‌گیرند.

اعضای تیم اعضای تیم "بنیاد شهروندان هامبورگ"یکی از اعضای این بنیاد که با گروه "لوکولوله" همکاری می‌کند، کارستن پلوگ (Karsten Plog)، روزنامه‌نگار بازنشسته است. پلوگ و ظیفه‌ی برقراری رابطه با رسانه‌ها را برای این گروه انجام می‌دهد. او درباره‌ی همکاری خود با "بنیاد" می‌گوید: «این کاری است که هر دو طرف از آن سود می‌برند. هم جوانان و نوجوانان از امکانات مالی و تجربی اعضا بهره‌مند می‌شوند و هم اعضا می‌بینند که می‌توانند برای این نسل و برای شهر خود کاری انجام دهند.»

پلوگ به عنوان مثال از قطعه‌ی موزیکال "پابلو" نام می‌برد که گروه "لوکولوله" چندی پیش در هامبورگ ‌به روی صحنه آورد. این قطعه حاصل کار جوانانی بود که تجربه‌های خود را در زمینه‌ی اعمال خشونت در مدرسه و در خیابان به شکلی موزیکال به نمایش گذاشتند. بسیاری از اعضای این گروه، جوانان مهاجرتبار هستند که در زندگی خود با جلوه‌های فقر و خشونت آشنا شده‌اند.

پلوگ اجرای این قطعه‌ی موزیکال را یک "موفقیت بزرگ" ارزیابی می‌کند و می‌گوید: «این جوانان در اجرای "پابلو" توانایی‌های خود را به خوبی به نمایش گذاشتند؛ این که می‌توانند بخوانند، بازی کنند، شعر بسرایند و "رپ" اجرا کنند. روی صحنه می‌توانستی جوانانی را ببینی که می‌درخشند و اعتماد به‌نفس دارند. این برای همه‌ی دست‌اندرکاران یک رویداد بزرگ بود و نشان ‌می‌داد که این نسل از چه توانایی‌ها و استعدادهایی برخوردار است.»

هامبورگ، شهر نهادهای شهروندی

هامبورگ تنها شهری در آلمان نیست که در آن نهادهای شهروندی برای کمک به جوانان و سایر اقشار جامعه شکل گرفته است، ولی بی‌شک یکی از نادر شهرهای این کشور است که شمار بنیان‌های مدنی آن از هزار هم می‌گذرد. هامبورگ، اصولاً شهر ثروتمندی ‌است و قدمت فعالیت‌های شهروندانش به ۸۰۰ سال می‌رسد: این بنیاد خیریه، "بیمارستان روح‌القدوس" نام دارد و هشتصد سال پیش برای کمک به بیماران و سالمندان ساخته شد.

نهادهای شهروندی در آلمان از ۱۵ سال پیش پاگرفتند. این نهادها تشکل‌هایی هستند که برای رفاه همگانی در شهر یا منطقه‌ی خود تلاش می‌کنند. فعالیت‌های این بنیان‌ها از بهره‌ی سرمایه‌ی اصلی‌ای که نباید به مصارف جاری برسد، تأمین می‌شود. بهره‌ی این سرمایه‌ها هم تنها باید برای انجام هدف‌هایی که برای دستیابی به آن‌ها این نهادها تأسیس شده‌اند، هزینه شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 23:38  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ثروت کوروش



http://amouzegar.persiangig.com/Cyrus.jpg

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 10:30  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

پیوستن افغانستان به جمع کشورهای نفت‌خیز


 

به گزارش رویترز در شمال افغانستان حوزه‌ی نفتی‌ای کشف شده که حاوی حدود ۸ / ۱ میلیارد بشکه نفت است. پیش از این وزیر معادن افغانستان اعلام کرده بود که این کشور به زودی برداشت از ذخایر نفت و گاز خود را آغاز خواهد کرد.

 

حوزه‌ی نفتی کشف‌شده در شمال افغانستان، در منطقه‌ای میان شیبرغان و بلخ قرار دارد.

 

جواد عمر سخنگوی وزارت معادن و صنایع افغانستان امروز (۱۵ اوت / ۲۴ مرداد) به خبرنگاران گفت که تخمین می‌زنند که این حوزه‌ی نفتی حاوی ۸ / ۱ میلیارد بشکه نفت باشد.

 

خبرگزاری رویترز از قول این مقام افغان نوشته است: من نمی‌دانم بهای این میزان نفت در بازار چقدر است و تصور می‌کنم میزان نفت در این معدن بیش از آنی باشد که تخمین زده شده است.

 

حوزه‌ی نفتی شمال افغانستان را یک تیم زمین‌شناسی متشکل از کارشناسان داخلی و خارجی کشف کرده‌ است.

 

برنامه‌ی بهره‌برداری

 

خبر وجود منابع نفت در شمال افغانستان پیشتر نیز اعلام شده بود. حدود دو ماه پیش وحید الله شهبازی، وزیر معادن و صنایع افغانستان در حاشیه‌ی یک کنفرانس صنعتی در لندن گفت که «ذخایر نفت افغانستان هم اکنون حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون بشکه برآورد می شود». او از برنامه‌ی دولت برای بهره‌برداری از این ذخایر خبر داد و اعلام کرد که «افغانستان هم اکنون برای برداشت از ذخایر نفت و گاز خود وارد عرصه‌های جهانی شده است».

 

افغانستان هم ‌اکنون نیازهای خود به سوخت فسیلی را از ایران و پاکستان و کشورهای آسیای میانه تأمین می‌کند.

 

بهره‌برداری از ذخایر کشف‌شده به این کشور اجازه می‌دهد که در گام نخست از واردات نفت بی‌نیاز شود. پیش‌برد چنین برنامه‌ای نیازمند وجود امنیت در مناطق نفت‌خیز کشور است.

 

معادن فلز

 

خبر کشف نفت در شمال افغانستان در کنار خبر مشابه دیگری در مورد وجود معادن غنی فلزات پربها در این کشور قرار می‌گیرد.

 

حدود دو ماه پیش، چاپ گزارشی در روزنامه‌ی آمریکایی "نیویورک تایمز" در مورد کشف ذخایر طلا، مس و لیتیوم در افغانستان بازتاب وسیعی یافت. در این گزارش آمده بود که «درآمد ناشی از این گنج می‌تواند اقتصاد افغانستان را، که تا امروز صرفا به تریاک وابسته بوده، کاملا نوسازی کند».

 

"نیویورک تایمز" در این گزارش همچنین به نقل از مقامات بلندپایه آمریکایی نوشته بود  که کشف منابع فلزات می‌تواند مسیر جنگ افغانستان را نیز تغییر دهد و ضمن آفریدن امیدی تازه، دامنه تنش‌ها را هم گسترش دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:12  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

نابغه هشت ساله نقاشی محافل هنری را به هم ریخت


نابغه هشت ساله نقاشی محافل هنری را به هم ریخت / عکس


  کایران ویلیامسن کوچک‌ترین هنرمند بریتانیایی است که این روزها نامش در تمامی محافل هنری بر سر زبان‌ها است.

به گزارش خبرآنلاین، ویلیامسن که به تازگی هشت ساله شده با وجود شهرت ناگهانی‌‌اش در دنیای کودکی سیر می‌کند.

او می‌گوید: «کشیدن گاو از هر چیزی ساده‌تر است، لازم نیست به فکر جزئیات باشی.»

ویلیامسن که مطبوعات بریتانیا او را «مونه کوچک» لقب داده‌اند در نمایشگاه قبلی‌اش 33 اثر شامل کار با پاستل، آبرنگ و رنگ روغن ارائه کرده بود که تمام آنها به فروش رفت. این نمایشگاه 235 هزار دلار سود برای او به همراه داشت.

خریداران آثار او که از سراسر نقاط دنیا به این نمایشگاه آمده بودند تمام طول شب را در صف پشت در گالری سپری کردند. تخمین زده می‌شود سه هزار نفر منتظر نقاشی‌های جدید ویلیامسن از مناظر برفی، آسمان و مزارع قارچ هستند، نقاشی‌هایی که همگی نشانه‌های مکتب امپرسیونیستی را دارند.

این هنرمند هشت ساله صاحب وبسایت شخصی و کارت ویزیت است. حتی مردم برای گرفتن امضای او روی نمونه‌های کوچک آثارش به گالری او مراجعه می‌کنند، علاوه بر این روزنامه‌نگاران سفر طولانی به شرق انگلستان را بر خود هموار می‌کنند تا با او مصاحبه کنند.

کایرون ویلیامسن با این مسئله کنار آمده و می‌گوید: «به نظرم همه چیز معمولی است.» اما این مسائل برای کیت و میشل ویلیامسن والدین او معمولی نیستند. آنها شگفت‌زده و مغرور هستند و البته نگران استعداد و تاثیر این مسائل بر فرزندشان. 

میشل مادر 37 ساله کایرون که پزشک غذایی است می‌گوید:«طاغت‌فرسا است.» او به همراه پدر 44 ساله، مادر و بیلی-جو، خواهر شش ساله‌اش در آپارتمانی کوچک زندگی می کنند.

او در کودکی مثل تمامی بچه‌ها سرشار از انرژی بود و زمانیکه دو سال پیش در جریان تعطیلات از مادر و پدرش تقاضای مداد و کاغذ کرد آنها شگفت‌زده شدند. او که در آن زمان پنج سال و خورده‌ای داشت نقاشی بی‌نقص از یک قایق در ساحل کشید. سرعت پیشرفت او بسیار بالا بود. به زودی نقاشی‌های بسیار زیبایی از مناظری که بسیار شبیه مناظر منطقه نورفالک، در نزدیک خانه‌اشان بود می‌کشید.

میشل می‌گوید:«من و کیت نقاشی بلد نیستیم، برایمان سخت بود بفهمیم در سرش چه می‌گذرد. نمی‌توانستیم درک کنیم. نمی‌دانستیم از کجا این استعداد را پیدا کرده، اما او مصمم بود این کار را ادامه بدهد. وقتی فرزندتان چنین موهبت و استعدادی دارد باید از او حمایت کنید.»

با این حال والدین کایرون مطمئن نیستند این حجم از توجه مردم به فرزندشان مفید است یا مضر. آنها آثار کایرون را به گالری محلی نشان دادند. این گالری تا کنون دو نمایشگاه برای او برپا کرده و کنار آمدن با انبوه مخاطبان را برای خانواده ویلیامسن ساده کرده است.

میشل در این مورد افزود: «طبیعی نیست که فرزندتان را زیر ذره‌بین مطبوعات قرار بدهید. با گرگ‌های بسیاری مواجه شده‌ایم. فقط دنبال پول هستند. اصلا به جنبه حسی موضوع کاری ندارند. هنر از کایرون جداکردنی نیست.»

او که بسیار درون‌گرا است بلوز و شلوارک به تن می‌کند و اصلا شبیه نابغه‌های گلخانه‌ای کت و شلوارپوش نیست. او عاشق فوتبال است و در پست دفاع تیم مدرسه بازی می‌کند.

با این حال زمانیکه در مورد هنرش صحبت می‌کند حرف‌هایش آمیزه‌ای جذاب از بزرگسالی و کودکی است. او با اعتماد به نفس درمورد انتخاب رنگ و همچنین بازی نور و تاریکی صحبت می‌کند و به راحتی جزئیات خاص را به ذهن می‌سپارد.

نظر اهل فننظر اهل فن درمورد آثار کایرون متفاوت است. روزنامه‌ای با چنین تیتری به استقبال او رفته بود: «آیا کایرون جذاب‌ترین نقاش بریتانیا نیست؟» اما برخی دیگر با شک به موضوع نگاه می‌کنند و معتقد هستند اگر او بزرگسال بود این چنین نقاشی‌هایش مورد توجه قرار نمی‌گرفت و استعدادش نیز ماندگار نیست.

پابلو پیکاسو نقاش مشهور نظر جالبی درمورد نابغه‌های خردسال دارد: «برعکس موسیقی، نابغه خردسال در نقاشی معنایی ندارد. آنچه مردم نبوغ زودهنگام می‌خوانند همان نبوغ دوران کودکی است. با رشد کردن این نبوغ محو می‌شود.»

این درحالی است که پیکاسو خودش نابغه خردسال محسوب می‌شود، نابغه خردسالی که در بزرگسالی نقاشی را متحول کرد. همچنین می‌توان از جان اورت میلائیس نام برد، نقاش انگلیسی قرن نوزدهم که در 11 سالگی عضو اکادمی سلطنتی هنر شد.

اما برعکس پیکاسو، میلائیس و موزارت بسیاری دیگر از نوابغ خردسال در بزرگسالی به جایی نرسیدند. صحبت‌های روانشناسان در این زمینه نامربوط نیست. 

جک بویل، روانشناس کودکان در گلاسگو می‌گوید: «اغلب نابغه‌های هشت ساله که فوتبالیست یا نوازنده پیانو هستند تا بزرگسالی دوام نمی‌آورند.» 

او که معتقد است استعداد کایرون هیچ ضرری برای او ندارد افزود: «بچه‌ها دوست دارند موفق و بهترین باشند، نظر من چیست؟ پول را بردار و فرار کن! روی دیگر توانایی‌هایش کار کنید و تا جایی که می‌توانید از نقاشی‌هایش بهره ببرید.»

با آغاز فصل مدرسه کایرون به دنیای معمول هم سن و سال‌هایش بازمی‌گردد. اخیرا دو تابلو از او برای حراج عرضه شده‌اند و نمایشگاه بعدی‌اش تابستان آینده برگزار می‌شود.

کایرون از اکنون می‌داند که در آینده می‌خواهد فوتبالیست و نقاش شود. هرچند پدر و مادرش از اینکه او روزی دست از نقاشی بکشد اصلا شگفت‌زده و ناراحت نمی‌شوند.

در آخر او توصیه‌ای هم برای نقاشان جوان دارد: «هرگز تسلیم نشوید. تلاش کنید و به راهتان ادامه دهید. و فقط یک آسمان آبی نکشید!»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 8:11  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مشکلی به نام عفونت مثانه


 

پژوهشگران آمریکایی پاسخ تازه‌ای برای یکی از مشکلات عمده خانم‌ها یعنی علت ابتلا به عفونت مثانه پیدا کرده‌اند. به عقیده این پژوهشگران، نه فقط سیستم ایمنی ضعیف بلکه سیستم ایمنی بسیار قوی نیز موجب عفونت مثانه می‌شود.

 

یکی از توصیه‌های مهم برای مقابله با عفونت مثانه بین خانم‌ها، توصیه پوشیدن لباس زیر گرم است. توصیه‌ای که چندان هم بی‌ربط نیست. گردش خون با کاهش دما در دمای مرطوب کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه با کاهش مخاط خارجی مجرای ادرار و مثانه محیط برای رشد و تکثیر باکتری‌ها فراهم می‌شود. نکته اینجاست که علت بروز اغلب عفونت‌های مثانه در خانم‌ها، دسته‌ای از باکتری‌های ساکن روده بزرگ هستند که وارد لوله پیش‌راه و مثانه ‌می‌شوند.

در حالیکه مردان به ندرت دچار مشکل عفونت مثانه می‌شوند از هر دو زن یکی دستکم یک‌بار گرفتار عفونت مثانه شده است. بسیاری از خانم‌ها بارها و بارها گرفتار چنین مشکلی می‌شوند و برخی حتی گرفتار عفونت‌های مزمن می‌شوند. علت این مسئله چیست؟

واکنش شدید سیستم ایمنی و احتمال تکرار عفونت

گروهی از پژوهشگران دانشگاه واشینگتن که در مورد علت بروز عفونت‌های مثانه تحقیق می‌کنند، نتیجه تحقیقات اولیه خود رادر این زمینه منتشر کردند. یافته‌‌های این پژوهشگران حاکی از آن است که عفونت‌های مکرر می‌توانند حاصل واکنش شدید سیستم ایمنی آماده باشند.

پژوهشگران مثانه گروهی از موش‌های آزمایشگاهی را به باکتریهای ساکن روده بزرگ آلوده کردند. آن دسته از موش‌ها که سیستم ایمنی قوتری داشتند دچار عفونت‌های مکرر مثانه شدند. پژوهشگران از فاکتورهای مهم در توضیح این مسئله را گیرنده‌ای به نام گیرنده TLR4 در خون گروهی از گلبول‌های سفید می‌دانند. از سوی دیگر موش‌هایی که یکبار گرفتار عفونت طولانی مدت شدند بیشتر مستعد ابتلا به عفونت دوباره مثانه هستند.

تحقیقات بعدی نشان می‌دهند در صورتی که سیستم ایمنی این موش‌ها با دارو یا با دستکاری ژنتیکی تضعیف شود، ‌موش‌ها هرگز دوبار دچار عفونت مزمن مثانه نمی‌شوند.

آناتومی بدن زنان علت مساعد بودن شرایط برای تکثیر باکتری‌ها

به عقیده این پژوهشگران، از قرار معلوم برای بدن سخت است که شدت واکنش سیستم ایمنی را در برابر عفونت مجرای ادرار تعیین کند. واکنش بایستی در حدی باشد که عامل عفونی را از بین ببرد اما به بافت‌مثانه و مجرای ادرار صدمه نزد. به نظر می‌رسد تعیین تعادل این واکنش چندان هم ساده نیست.

اگر نتیجه این تحققیات اولیه این پژوهشگران در تحقیقات بعدی ثابت شود می‌توان به ابداع روش‌های نوینی در درمان عفونت مثانه امیدوار بود. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند در بدن موش‌های حساس، که سیستم ایمنی آنها مقاوم نیست پس از گذشت ۲۴ ساعت بعد از ورود باکتری به بدن میزان گیرنده TLR4 که احتمالأ عامل بروز عفونت در مثانه است، در خون افزایش پیدا می‌کند.

اینکه چرا خا‌نم‌ها بیشتر از آقایان گرفتار عفونت مثانه می‌شوند هم با این حساب تنها به دلیل آناتومی بدن آنهاست. از آنجا که فاصله مجرای ادرار و مقعد بسیار اندک است باکتری‌های روده که در اغلب موارد عامل عفونت مثانه هستند راحت‌تر وارد مجرای ادرار و مثانه می‌شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 7:59  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مطالب قدیمی‌تر