X
تبلیغات
دکتر جمشید دَوَنلو متخصص مغز و اعصاب

دکتر جمشید دَوَنلو متخصص مغز و اعصاب

اطلاعات تماس در سایت www.drdavanlou.com درج گردیده

بیکاری در میان دانش‌آموختگان

افزایش نرخ بیکاری در میان دانش‌آموختگان در ایران

 

رئیس مرکز آمار ایران از رشد نرخ بیکاری میان دانش‌آموختگان خبر می‌دهد. معاون این سازمان از موج یک میلیونی کاریابان تحصیل‌کرده در ۴ سال آینده می‌گوید. مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار، اتباع بیگانه را عامل بیکاری می‌داند.

 

محمد مدد، رئیس مرکز آمار ایران از افزایش نرخ بیکاری تا ۲ / ۱۰ درصد در تابستان امسال خبر داد. به گزارش خبرگزاری "مهر"، رئیس مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری در میان دانش‌آموختگان، از۶ / ۱۴ درصد در سال ۸۵ به ۴ / ۱۵ درصد در سال ۸۶ افزایش یافته است. بر اساس این گزارش سهم عمده‌ی بیکاری مربوط به زنان است.

 

از سوی دیگر به گفته‌ی علیرضا زاهدیان، معاون مرکز آمار ایران، متولدین سال‌های ۶۰ تا ۶۵ که بالغ بر ۹ میلیون نفر هستند هم به سن اشتغال رسیده‌اند. این گروه سنی، به اعتقاد زاهدیان، موج دوم تقاضا در بازار کار را تشکیل می‌دهند. بنا بر گزارش‌های مرکز آمار ایران، جمعیت ۲۴ ساله‌ها در ایران در سال‌های ۸۵ تا ۸۹ به یک میلیون و ۹۰۰ هزار نفر خواهد رسید که این رشد نسبت به سال‌های گذشته بی‌سابقه است. معاون مرکز آمار ایران می‌گوید، ۳۱ درصد از کل جمعیت در سال ۹۳ را ۲۴ ساله‌ها تشکیل خواهند داد. در ادامه‌ی گزارش مرکز آمار ایران آمده است که شمار ورودی‌ها به دانشگاه در سال ۸۵ به ۷۳۰ هزار نفر رسیده که نسبت به سه سال گذشته افزایشی ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد. این رقم بنا بر گزارش مرکز آمار در سال ۸۶ به بالاترین میزان یعنی یک میلیون نفر رسیده است.

 در سال ۸۶ یک میلیون جوان ایرانی به دانشگاه راه یافتند. شورای نگهبان روز ۲ آبان افزایش ۱۰ درصدی ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های مادر را تأیید کرد   در سال ۸۶ یک میلیون جوان ایرانی به دانشگاه راه یافتند. شورای نگهبان روز ۲ آبان افزایش ۱۰ درصدی ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های مادر را تأیید کرد

به این ترتیب ایران در ۴ سال آینده با یک میلیون نفر تحصیل‌کرده‌ی جوینده‌ی کار مواجه‌ خواهد بود. به اعتقاد زاهدیان، کاهش نرخ بیکاری با توجه به ورود این نسل به بازار کار تنها با ایجاد یک میلیون و دویست هزار شغل در سال مسیر است. به گزارش سایت "کارگزاران" در صورت عدم توقف روند افزایشی نرخ بیکاری، پیش‌بینی‌های اکونومیست از افزایش نرخ بیکاری ایران به ۵ / ۱۲ درصد در سال جاری، به واقعیت نزدیک می‌شود.

 

علت رشد نرخ بیکاری در ایران چیست؟

  

وزیر کار و امور اجتماعی می‌گوید، "سیاست انقباضی بانک مرکزی" عامل اصلی نرخ بیکاری دورقمی در ایران است. جهرمی در گفت‌وگو با سایت "کارگزاران" کمک و حمایت بانک‌ها از اشتغال و تولید را باعث ایجاد رونق اقتصادی و کاهش تورم می‌داند. وزیر کار و امور اجتماعی اظهار امیدواری کرده است، در سال جاری با سیاست‌های جدید اتخاذشده از سوی بانک مرکزی و بانک‌های عامل، مشکلات اعطای تسهیلات به کل بنگاه‌های اقتصادی و از جمله بنگاه‌های زودبازده حل شود.

محمد حسین صالحی، مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار ایران، اتباع خارجی را عامل اصلی    محمد حسین صالحی، مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار ایران، اتباع خارجی را عامل اصلی "اشغال اشتغال" در ایران و افزایش روند بیکاری ایرانیان عنوان کرده است 

گسترش بنگاه‌های کوچک اقتصادی زود بازره و کارآفرین توسط برخی وزارتخانه‌ها در ایران یکی از راه‌هایی است که مسئولان برای جلوگیری از افزایش نرخ بیکاری به آن اندیشیده‌اند.  به گفته‌ی رئیس مرکز آمار ایران، این بنگاه‌ها در کاهش نرخ بیکاری تأثیر داشته‌اند.

 

رئیس مرکز آمار ایران دلیل افزایش نرخ بیکاری را خشکسالی و بیکاری حدود ۴۰۰ هزار زن روستایی عنوان کرده است.

 

محمد حسین صالحی، مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار ایران، اما در مصاحبه‌ای با "مهر"، اتباع خارجی را عامل اصلی "اشغال اشتغال" در ایران و افزایش روند بیکاری ایرانیان عنوان کرده است. به گفته‌ی صالحی در حال حاضر "افاغنه" مشاغل تخصصی را در انحصار خود درآورده‌اند. منظور او از مشاغل تخصصی "صنعت ساختمانی و بخش خیاطی و صنعت کفش" است. او خواستار لزوم طی مراحل قانونی برای اشتغال اتباع بیگانه شده است.

 

علت بیکاری در میان قشر تحصیل‌کرده

 

ابتدایی‌ترین دلیلی که در این رابطه به ذهن می‌رسد، اشباع بازار کار و حجم انبوه دانش‌آموختگان است.

برای اشتغال و به کارگیری نیروی تحصیل‌کرده در برخی شهرهای ایران، با همکاری سازمان کار و امور اجتماعی، طرح جذب نیروی کارورز به اجرا گذاشته شده است. بر اساس این مدل، دانش‌آموختگان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به صورت کارورز جذب واحدهای تولیدی می‌شوند. مبلغ حقوق پرداختی به این نیروها ۷۰ تا ۹۰ درصد حداقل حقوق به تصویب رسیده در این واحدهاست.

رئیس مرکز آمار ایران دلیل افزایش نرخ بیکاری را خشکسالی و بیکاری حدود ۴۰۰ هزار زن روستایی عنوان کرده است   رئیس مرکز آمار ایران دلیل افزایش نرخ بیکاری را خشکسالی و بیکاری حدود ۴۰۰ هزار زن روستایی عنوان کرده است 

علت دیگر رشد نرخ بیکاری در میان تحصیل‌کردگان، متناسب نبودن رشته‌ی تحصیلی دانش‌آموختگان با نیازهای بازار کار است. گزینش از طریق کنکور و متناسب نبودن رشته‌ی انتخابی با علایق و توانایی‌ها، دلیل دیگر بیکار ماندن پس از تحصیل است. ولی دلیل دیگری که سهم بسیار زیادی در بیکاری نیروی تحصیل‌کرده بازی می‌کند، نبود آموزش مهارت ضمن تحصیل به منظور برخورداری از مهارت و توانایی کافی پس از تحصیل است. کارورزی در حین تحصیل که در کشورهای غربی جایگاه ویژه‌ای دارد، به دانشجو کمک می‌کند که از یک سو آموخته‌های خود را در رشته‌ی خود به طور عملی به کار بندد و از سوی دیگر دست به بازبینی توانایی‌های خود و انطباق آنها با رشته‌ی تحصیلی بزند. ایجاد شبکه‌های ارتباطی که به دانشجو پس از تحصیل در پیدا کردن شغل کمک می‌کنند، یکی دیگر از مزایای کارورزی در حین تحصیل است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 21:15  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

کشف سیاره ای شبیه کره زمین

کشف سیاره ای شبیه کره زمین 

طرحی فرضی از موقعیت ماهوارۀ فرانسوی corot.(عکس: AFP)

طرحی فرضی از موقعیت ماهوارۀ فرانسوی corot.
(عکس: AFP)

هفتۀ گذشته، پژوهشگران مرکز مطالعات فضایی فرانسه موفق شدند کوچکترین سیاره ای را که تا کنون یافت شده، در فاصلۀ بیش از 400 سال نوری با کرۀ زمین کشف کنند.

در این زمینه باید یادآوری کرد که پس از سال ها تلاش، مرکز مطالعات فضایی فرانسه با کمک مرکز مطالعات علمی این کشور و همکاری اقتصادی کشورهای آلمان، اطریش، بلژیک و اسپانیا در سال 2009 ماهواره ای را بنام corot به فضا فرستاد.

این ماهواره در واقع یک تلسکوپ بسیار دقیق است به دور محور کرۀ زمین می چرخد و هدف اصلی آن کشف دیگر سیاره هایی است که بدور ستاره های دیگری به غیر از خورشید می چرخند و ویژگی هایی مثل کرۀ زمین دارند.

دکتر محمد حیدری ملایری، اختر فیزیکدان.

دکتر محمد حیدری ملایری، اختر فیزیکدان.

کشف این سیارۀ جدید، نخستین موفقیت بزرگ مرکز مطالعات فضایی فرانسه به کمک ماهوارۀ corot به حساب می آید.

دکتر محمد حیدری ملایری، اختر فیزیکدان رصد خانۀ پاریس در این باره محقق خاصی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:54  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

فسردگی و بیماری‌های روانی در افغانستان

افزایش افسردگی و بیماری‌های روانی در افغانستان

 

وزارت بهداشت افغانستان از افزایش امراض روانی در این کشور خبر می دهد. مسئولان این وزارتخانه می‌گویند بیشتر مشکل‌های روانی در این کشور بر اثر جنگ‌های سی سال گذشته هستند که باعث پناه بردن شهروندان به مواد مخدر هم می شوند.

 

جنگهای سی ‌ساله و چالش‌های پس از آن، چون فقر، بیکاری و از دست دادن اعضای خانواده باعث افسردگی و افزایش امراض روانی در بین شهروندان افغانستان شده است. هم اکنون بیش از ۶۰ درصد مردم افغانستان مبتلا به امراض روانی خفیف و شدید هستند.مسئولان “بیمارستان صحت روانی“ در افغانستان می‌گویند: در طول سال ۲۰۰۸ بیش از ۴۵ هزار نفردر بیمارستانهای پایتخت و سایر ولایت‌ها بستری بوده‌اند، اما افراد بستری‌شده کسانی بود‌ه‌اند که خانواده‌‌شان وضع اقتصادی مرفهی دارند.

 

شمار اشخاصی که از بیماری روانی رنج می‌برند، اما توانایی مراجعه به بیمارستانها را ندارند، زیاد است. عبدالله فهیم، سخنگوی وزارت بهداشت  یا صحت عامه‌ی افغانستان می گوید: «ما از طریق مساجد، برنامه‌های رادیویی و تلویزیون برای کاهش این امراض فعالیت‌های زیادی داشته‌ایم و در سرتاسر کشور تا کنون ۴۰ مرکز روانی فعال است که در پذیرش و مشورت‌دهی بیماران روانی عمل می کنند.» اما مردم افغانستان عملکرد وزارت صحت عامه را ناچیز دانسته و خواهان افزایش این فعالیت‌ها هستند.

 

 وزارت صحت عامه‌ی افغانستان بزرگترین چالش را کمبود بودجه و مراکز درمانی اعلام کرده است. اما عده‌ای معتقدند که این وزارتخانه اگر بودجه هم داشته باشد، در کارش سهل‌انگاری می‌کند، به طوری که اعضای پارلمان افغانستان تصمیم گرفتند وزیر بهداشت را استیضاح کنند.

 

رمضان بشردوست، یکی از اعضای پارلمان افغانستان می‌گوید: «پزشکان بیمارستانها مانند قصاب عمل می‌کنند و افراد زیادی بر اثر بی‌توجهی آنها می‌میرند، اما وزیر هیچ توجهی نمی‌کند. یکی از شهروندان کابلی به نام علی‌شاه می گوید: «در جریان جنگ حدود سه میلیون نفر را از دست دادیم، ولی هنوز هم جنگ ادامه دارد؛ مسلم است که مردم ما افسرده می‌شوند.» سمیه، یک شهروند دیگر می‌گوید:« دلیل امراض روانی کمبود امکانات اولیه‌ی زندگی است. از سویی گرسنگی، عدم وجود برق، گاز، آب آشامیدنی، و از سوی دیگر ناامنی باعث شده است مردم ما بیماری روانی داشته باشند.» وی می‌افزاید:«وزارت بهداشت در درمان این بیماران کوتاهی می کند.» به گفته‌ی سمیه مدتهاست در محله شان شخصی زندگی می‌کند که از بیماری‌ای روانی رنج می‌برد. این شخص شبانه روز در کوچه‌ها قدم زده، خاک و گل دیوار را می خورد و خانه ای هم ندارد. اما هیچ یک از ارگانهایی که در این رابطه به آنها مراجعه شده، اقدامی برای درمان وی نکرده‌اند.

 

عبدالله فهیم، سخنگوی وزارت بهداشت افغانستان، تعداد بالای فرزندان در یک خانواده را عاملی دیگر برای افزایش امراض روانی و سوق دادن آنها به سوی مواد مخدر می‌داند. شماری از آگاهان بر این باورند که اگر دولت افغانستان برای درمان و رسیدگی به بیماران روانی تلاش نکند، با گذشت چند سال، مشکل دولت چندین برابر می شود، زیرا در آن صورت مجبور خواهد بود وقت و سرمایه خود را صرف درمان کسانی کند که از فرط افسردگی، معتاد و آلوده به مواد مخدر شده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 19:49  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آینه های فضایی برای مقابله با گرم شدن زمین

نصب آینه های فضایی برای مقابله با گرم شدن زمین

آینه های فضایی

آینه های فضایی اشعه خورشید را از زمین دور می کنند

معتبرترین نهاد علمی بریتانیا به نام انجمن سلطنتی قرار است چندین طرح بلندپروازانه را برای مقابله با گرم شدن آب و هوای زمین بررسی کند.

یکی از این طرحها قرار دادن آینه های بزرگ در فضا برای منحرف کردن بخشی از اشعه های خورشید از زمین است. ایده دیگر کشت جلبک در اقیانوسها به منظور جذب دی اکسید کربن است.

انجمن سلطنتی می گوید می خواهد علم را از مطالب علمی تخیلی مجزا کند. برخی از ایده های پیشنهاد شده به این نهاد علمی شاید تخیلی به نظر آید، اما دانشمندان بریتانیایی مصمم هستند بفمند کدام ایده می تواند در کاهش گرمایش زمین موثر باشد.

یکی از ایده ها پاشیدن آب دریا بسوی ابرهاست تا سفیدتر شوند و بتوانند پرتوهای بیشتری از نور خورشید را منحرف کنند. ایده دیگر، رها کردن ذرات غبار در استراتوسفر است تا مانند سپر مقابل خورشید قرار بگیرد.

دانشمندان بریتانیایی علاوه بر ارزیابی این نکته که کدام طرح شایسته بررسی جدی تر است، اثرات منفی احتمالی این پیشنهادها را نیز بررسی خواهند کرد

پروفسور اندرو واتسون از اعضای کار گروه انجمن سلطنتی بریتانیا می گوید: "یک راه احتمالی برای کاهش گرمایش زمین شاید منحرف کردن پرتوهای خورشید به کمک آینه باشد. ما قصد داریم به مجموعه مفصلی از ایده های گوناگون برای مهندسی کردن آب و هوا بپردازیم. فکر می کنم اولین خط دفاع برای مقابله با این معضل کاهش تولید دی اکسد کربن است."

فعالان محیط زیست اذعان می کنند که کاستن از گازهای گلخانه ای اولویت اصلی است. در حقیقت آنها نگرانند که جستجو برای یافتن راه حلهای فنی شاید بهانه ای بشود تا برخی از دولتها از تولید گازهای گلخانه ای نکاهند.

دانشمندان می گویند نباید اجازه داد چنین حالتی پیش آید، چرا که این نوع فناوری تازه در مرحله آغازین قرار دارد. آنها قصد دارند گزارش خود را در اواسط سال آینده منتشر کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 18:9  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

تأثیرات طرح 787 میلیارد دلاری براقتصاد آمریکا

تأثیرات طرح 787 میلیارد دلاری براقتصاد آمریکا

بالاخره، طرح ٧٨٧ میلیارد دلاری برای دوباره راه اندازی اقتصاد آمریکا در ساعات پایانی دیشب، جمعه، به تصویب کنگره آمریکا رسید. این طرح در سنای آمریکا با ٦٠ رأی موافق در برابر ٣٨ رأی مخالف، و در مجلس نمایندگان آمریکا با ٢٤٦ رأی موافق در برابر ١٨٣ رأی مخالف به تصویب رسید. تصویب این طرح پیروزی بزرگی برای "باراک اوباما"رئیس جمهور جدید آمریکا محسوب میشود. در سنای آمریکا، اکثریت دموکرات از آرای سه سناتور میانه رو جمهوری خواه سود جستند. آرای این سه سناتور موجب گردید که مخالفین در سنا نتوانند حداقل قانونی لازم برای توقف ویا تعلیق این طرح رااحراز نمایند. بر خلاف سنا، در مجلس نمایندگان آمریکا هیچیک از جمهوری خواهان به نفع این طرح رأی ندادند. به هر حال این طرح در کنگره به تصویب رسید و پس از امضای رئیس جمهور آمریکا به مرحله اجراء در خواهد آمد.

این طرح که بیش از ٣٠٪ آن کاهش مالیاتها، خصوصآً درسطح شرکتها را هدف گرفته، به دولت آمریکا امکان میدهد که در زمینه های زیر ساختاری، نوآوری های علمی و تکنولوژی، انرژی های نو و جایگزین، بهداشت، آموزش و تعلیم و تربیت مبادرت به سرمایه گذاری های بنیادی نماید. با اجرای این طرح پیش بینی میشود که طی دو سال آینده، تقریباً ٣٫٦ میلیون فرصت شغلی جدید در آمریکا بوجود آید.

با توجه به اینکه این طرح زمینه های ساختاری و زیر ساختاری اقتصاد آمریکا را هدف گرفته است، بسیاری از اقتصاد دانان آمریکا عقیده دارند که نمی تواند اثرات فوری براقتصاد آمریکا داشته باشد و اقتصاد این کشور در سال 2009 همچنان در حالت رکود باقی خواهد ماند. دراین خصوص با "حسن منصور" اقتصاد دان واستاد اقتصاد دانشگاه لندن گفتگوئی انجام داده ایم و نظر اورا درباره تأثیرات احتمالی این طرح بر اقتصاد آمریکا جویا شده ایم. "حسن منصور" میگوید که این طرح یکی از سه طرح بسیار بزرگی است که در دستور کار دولت "باراک اوباما" قرار دارد. این طرح بزرگ تقریباً ٨٠٠ میلیارد دلاری در کنار طرح دیگر ٥٠٠ میلیارد دلاری که برای ضمانت و تأمین وام مسکن برای آمریکائی هایی که مساکن آنان در معرض مصادره میباشد، قرار دارد. درکناراین دو طرح، طرح دیگری با دو ترلیون دلار برای تأمین سرمایه بانکها در نظر گرفته شده است. بدین ترتیب، دولت آمریکا خود را آماده میکند که مبلغی در حدود ٣٫٣ تریلیون به طور مستقیم و غیر مستقیم به اقتصاد آمریکا تزریق کند. اجرای این سه طرح بدهی های دولت آمریکا را تا مبلغ ١٤ تریلیون بالا میبرد. وی افزود که هر دو امکان موفقیت و شکست این طرح وجود دارد. لیکن ضمن امیدواری برای موفقیت این طرح، در صورت شکست این طرح، آثار و عواقب بسیار ناگواری برای اقتصاد آمریکا و سایر کشورهای جهان خواهد داشت.

حسن منصور

از "حسن منصور" پرسش میکنیم که با توجه به موارد محافظه کارانه پیش بینی شده در این طرح آیا امکان زیر سئوال بردن موازین اقتصاد آزاد جهانی وعملکرد سازمان تجارت جهانی وجود ندارد؟ وی میگوید که مرحله کنونی موقتی وزود گذر بوده و جنبه سیاست گذاری نداشته و مستقیماً با شرایط حاد اقتصادی کنونی مرتبط است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:9  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ویکتور هوگو

نمایشگاه بینوایان در خانۀ ویکتور هوگو

خانۀ ویکتور هوگو، نویسندۀ شهیر فرانسوی، موزه ای است که این روزها نمایشگاهی از معروف ترین اثر وی، بینوایان در آن در جریان است.©DR

خانۀ ویکتور هوگو، نویسندۀ شهیر فرانسوی، موزه ای است که این روزها نمایشگاهی از معروف ترین اثر وی، بینوایان در آن در جریان است.

در فرانسه رسم است که محل سکونت و منازل افراد نامدار فرهنگ و هنر این دیار در صورت امکان تبدیل به موزه می شود و به جمع بناهای تاریخی سازمان میراث فرهنگی می پیوندد.

در این میان، در پاریس، خانۀ "ویکتور هوگو"، نویسندۀ صاحب نام فرانسوی تبدیل به یکی از همین موزه ها شده است. موزه ای که در حالت عادی قابل بازدید است و علاقمندان می توانند در آن با حال و هوای زندگی نویسنده و بسیاری از آثارش آشنا شوند.

و اما در حال حاضر نمایشگاهی استثنایی در این موزه تدارک دیده شده است، نمایشگاهی غیر متعارف که تنها به یک اثر و آن هم معروفترین اثر ویکتورهوگو یعنی "بینوایان" اختصاص دارد. شایان ذکر است که چهل سال پیش، به مناسبت صدمین سالگرد انتشار این رمان، نمایشگاه کوچکی برای گرامیداشت آن برگزار شده بود، ولی این بار مسئولین خانۀ "ویکتور هوگو" پس از ماه ها تلاش موفق شدند رویدادی را تدارک ببینند که به گفتۀ کارشناسان، یکی از کاملترین فعالیت های ممکنه پیرامون یک رمان است که تا به حال انجام پذیرفته است.

کوزت، یکی از شخصیت های بینوایان.DR

کوزت، یکی از شخصیت های بینوایان.

"بینوایان" رمانی است که بنا به نتایج یک نظر سنجی که در سال 2006 در فرانسه انجام گرفته بود، پس از انجیل، پر خواننده ترین کتاب این کشور به حساب می آید.

رمان بینوایان به حدی در ادبیات و فرهنگ فرانسه تأثیر گذار بوده که نام بسیاری از شخصیت های این رمان به اصطلاحاتی در زبان فرانسه تبدیل شده است، به طور مثال افرادی را که مظلوم واقع می شوند و یا مظلوم گرایان را به یاد دختر بچۀ داستان بینوایان، "کوزت" می نامند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 16:49  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

آخرین پدرخوانده

آخرین پدرخوانده / جان‌ فولاین


سال‌ها قبل وقتی در سینمای جهان یک کارگردان نوگرا اثری جذاب به نام "پدر خوانده" را روی پرده برد، کمتر کسی درباره‌ی رمانی صحبت کرد که الهام بخش تالیف فیلمنامه آن فیلم بود. رمانی اجتماعی نوشته ماریو پوزو در سال 1969 میلادی که توانست به معنای واقعی کلمه به لایه‌های درونی واژه مافیا بپردازد. گروهی که گفته می‌شود در بسیاری از کشورهای جهان می‌توان ریشه‌هایی که دوانده را مشاهده کرد.

از گروه‌های رسمی و غیر رسمی فعال در کشتار انسان‌ها، از روسیه گرفته تا دولتی‌های صرب در قتل عام مسلمانان در دهه 90 میلادی و... هیچ کدام نمی‌توانند به تمیزی و شسته‌رفتگی گروه‌های مافیای سیسیل اهداف شیطانی‌شان را به مرحله‌ی اجرا بگذارند.
مسئول اشاعه این تفکر در سراسر جهان را نیز به طور حتم باید "هالیوود" بنامیم چرا که از گروه‌های محلی کاپولا در محله‌های قدیمی سیسیل و ناپل، تصویری پیچیده‌تر از واقعیت و البته جهانی ساخته است تا بتواند به اهداف پشت پرده خود دست یابد.

به گزارش کتاب‌نیوز، "پدرخوانده" روایت زندگی انسان‌های سنتی و عمیقا پرورش یافته در اخلاق و مناسبات عشیره‌ای است که می‌کوشند در جامعه مدرن آمریکایی نه تنها زنده بمانند؛ بلکه رشد کنند و به ثروت‌های کلان دست یابند. نظام قبیله‌ای برای سیسیلی‌های مهاجر کلید جادویی پیروزی بر جامعه مدرن است. جامعه‌ای که بر فردگرایی مفرط استوار است و آنان را به قله‌های قدرت و ثروت در این جامعه رهنمون می‌کند. پوزو در این کتاب هر چند موضوع اصلی خود را گروه‌های جنایتکار ایتالیایی انتخاب کرده است؛ ولی در اصل جامعه آمریکا را به نقد می‌کشد.

حال به نظر شما در اروپای شرقی چگونه می‌توان با گروه‌هایی فعال در یک جزیره تمام دنیا را تحت سلطه‌ی خود درآورد؛ در حالی که بیشتر مراکز جرم و جنایت در آمریکا قرار دارد؟!
در حقیقت پسر عموهای بزرگتر گروه‌های محلی مافیا در سیسیل و ناپل به سادگی می‌توانند دولت‌ آمریکا را در کنار زدن شوروی و بلوک شرق کمک کنند و همین موضوع نیز مبحث اصلی جدیدترین کتاب درباره گروه‌های مافیایی تحت عنوان "آخرین پدرخوانده" نوشته "جان فولاین" است.

وی در کتابش می‌نویسد "مافیای افسانه‌ای هم به فساد کشیده شده است. از نام و معنی‌اش تا سنت و منش‌اش، زیرا نسل‌های جدید احترامی برای پدران و سنتهای‌شان قائل نیستند. متولدین آمریکا دیگر سنت‌های پدران سیسیلی‌شان را نمی‌فهمند. از "اصل" خود که قدرتمند و ثروتمندشان کرده دور شده و نابود می‌شوند و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا می‌رسد؛ کلمبیایی‌ها، روس‌ها، چینی‌ها، ژاپنی‌ها و بسیاری دیگر... و اکنون مافیا همه جا هست. از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیر گاو و تره بار و کود حیوانی!"

در "آخرین پدرخوانده" به نظر می‌رسد فولاین بر همان راه قبل ایستاده و سعی در به تصویر کشیدن همان فضاهای قدیمی دارد ولی در اصل از وجود مافیای خطرناک‌تری هشدار می‌دهد که در هرجای جهان نمی‌توان از وجود آنها در امان بود. او معتقد است به طور کلی هرجا که پول باشد باید منتظر ظهور گروه‌هایی بود که می‌توانند با زور و تهدید اهداف خود را پیش ببرند.

کتاب فولاین بیشتر از آنکه داستان و افسانه باشد گزارشی دقیق از حوادث اطراف انسان‌هایی مدرن است که بر خلاف پدران و گروه‌های قدیمی مافیایی که حداقل سنت و احترام به پدران برایشان معنی داشت، امروز به جای فیلم‌های سیاه و سفید قدیمی، پدرخوانده‌هایی رنگی‌ پیدا کرده‌‌اند که برایشان چیزی مهم‌تر از اسکناس‌های رنگی‌تر وجود ندارد.

فولاین با نقل حوادثی شاید واقعی از درگیری بین پلیس ایتالیا و گروه‌های مافیایی که اوج آن را باید قتل قاضی فالکونه در یک انفجار عظیم دانست؛ هر چند از درگیری‌های داخل ایتالیا سخن می‌گوید ولی از گروه‌هایی خبر می‌دهد که این مافیاها را نیز به وحشت می‌اندازند که نمونه آن را می‌توان پخش سریع هروئین در سراسر جهان و بدون حضور مافیای سنتی دانست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:2  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

كشند قرمز به سواحل خوزستان رسيد

كشند قرمز به سواحل خوزستان رسيد
متخصص مركز ملي اقيانوس شناسي تصريح كرد: ادامه اين پديده باعث مرگ حجم قابل توجهي از ماهيان و آبزيان شده و صيادان ماهي به ويژه ماهيان تزئيني را در اين منطقه با مشكلات جدي معيشتي مواجه كرده است.
در پي وقوع پديده كشند قرمز در درياي خليج فارس و عمان، كارشناسان مركز ملي اقيانوس شناسي از حركت اين پديده تا مرز آب‌هاي ساحلي استان خوزستان خبر دادند.

به گزارش ايسنا، دكتر حميد رضايي از متخصصان مركز ملي اقيانوس شناسي در اين زمينه اظهار كرد: هم اكنون از فعاليت اين پديده در اطراف جزاير فارور، كيش و آب‌هاي سطحي بندر لنگه كاسته شده است و شواهد موجود از حركت اين جلبك‌ها به سمت آب‌هاي ساحلي استان خوزستان خبر مي‌دهد.

رضايي افزود: شواهد موجود حاكي از آن است كه از تاريخ 12 بهمن ماه سال جاري آثار عيني مربوط به پديده كشند قرمز از آب‌هاي ساحلي جزيره فارور كاسته شده است، به نحوي كه آب‌هاي اطراف اين جزيره به علت كاهش قابل توجه زئوپلانكتون‌ها (جانوران شناور) و ماهيان ساكن در اين منطقه كاملا شفاف شده است، اين در حالي است كه هنوز در اطراف آب‌هاي جزاير قشم و لارك اين پديده به وضوح مشاهده مي‌شود.

متخصص مركز ملي اقيانوس شناسي تصريح كرد: ادامه اين پديده باعث مرگ حجم قابل توجهي از ماهيان و آبزيان شده و صيادان ماهي به ويژه ماهيان تزئيني را در اين منطقه با مشكلات جدي معيشتي مواجه كرده است.

وي ادامه داد: جلبك‌هاي قرمز از آغاز فعاليت خود از شهريور 87 خسارات بسياري به صيادان، استخرهاي پرورش ميگو، صنعت گردشگري و محيط زيست اين منطقه وارد كرده و هنوز برآورد دقيقي از ميزان خسارات ناشي از اين پديده در دست نيست، اما اداره شيلات به تازگي از اتلاف حدود 30 تن ماهي در اين منطقه خبر داده است كه اين رقم شامل مرگ و مير ماهيان غير شيلاتي، بي‌مهرگان و نرم‌تنان، خارپوستان، سخت پوستان، ‌مارماهيان، سنگفرشان مرجاني و ماهيان تزئيني نيست.

رضايي افزود: به دنبال وقوع پديده كشند قرمز كه سطح وسيعي از خليج فارس و تنگه هرمز را در بر گرفت اين مساله به بحراني زيست محيطي تبديل شده است. اگر چه در روزهاي اخير شكوفايي پلانكتون‌ها كاهش يافته است، اما اين مشكل همچنان به صورت حل نشده باقي مانده است.

به گزارش ايسنا، طبق گزارش كارشناسان گروه علوم زيستي مركز ملي اقيانوس شناسي، كشند قرمز بر اثر شكوفايي فيتوپلانكتوني از جنس Cochlodinium كه از تاريخ هفتم مهرماه تا به امروز در آبهاي ساحلي استان هرمزگان مشاهده شده، سبب مرگ و مير ماهيان مرجاني و شيلاتي زيادي در سواحل اين استان شده است.

فيتوپلانكتون Cochlodinium داراي سم عصبي (نوروتوكسين) است كه بر انسان تاثيري ندارد. اين فيتوپلانكتون از گروه جلبك‌هاي زيان آور (HAB) است زيرا در غلظت زياد سبب مصرف زياد اكسيژن محلول در آب شده و در نتيجه سبب مرگ و مير ماهيان مي‌شود. غلظت زياد اين فيتوپلانكتون‌ها همچنين بر رشد و بقاي برخي از زئوپلانكتونها مثل لارو دو كفه‌يي‌ها تاثير مي‌گذارد.

Cochlodinium يك دينوفلاژله پلانكتوني و داراي كلروپلاستهاي زرد، سبز تا قهوه اي است و به رنگ قهوه‌اي متمايل به قرمز آشكار مي‌شود.

در سالهاي اخير، اين دينوفلاژله سبب مرگ و مير بسياري از ارگانيزم‌هاي دريايي در كشور كره جنوبي شده است.

مكانيسم سميت اين دينوفلاژله تاكنون مشخص نشده است، اما ظاهرا عوامل متعددي سبب مكانيسم سميت اين دينوفلاژله ها مي‌شود.

ظاهرا فعاليت‌هاي انساني مثل پساب‌ها و مواد مغذي خروجي از استخرهاي پرورشي و بارش باران و تنشهاي ناشي از باد باعث تسهيل وقوع شكوفايي چنين دينوفلاژله‌هايي مي‌شوند.

مواد مغذي متراكم شده در استخرهاي پرورشي بر اثر عمل بادهاي محلي و آب روان‌ها به آب دريا ريخته مي‌شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 14:36  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

باربی

باربی، پیرزن ۵۰ ساله‌ی بدون چین و چروک

 

در حدود ۲۹ سانتی‌متر قد دارد و ۲۰۶ گرم هم وزن. همیشه خوش لباس بوده و هیچ‌گاه تناسب اندامش را از دست نداده است. با این‌که باربی امسال پنجاه سالگی‌اش را جشن می‌گیرد، اما هیچ ردی از گذر عمر بر چهره‌اش دیده نمی‌شود.

 

روز ۱۳ فوریه‌ی سال ۱۹۵۹ نخستین "باربی" از یک مغازه‌ی اسباب‌بازی فروشی در آمریکا سر در آورد؛ عروسکی که زاییده‌ی ذهن "روت هندلر"، بانویی آمریکایی بود که تصمیم داشت برای دخترش یک همبازی‌ خلق کند. باربی قرار بود  به دختر روت، "باربارا" و همینطور سالیان بعد به میلیون‌ها دختربچه‌ی دیگر امکان "بودن" چیزی را بدهد که آن‌‌ها همواره در آرزوهایشان تصویر می‌کردند: زیبا، خوش‌اندام و شیک‌پوش.

 باربی در طول پنجاه سال عمرش موفق شده است دل بسیاری از دختربچه‌ها را در سراسر جهان به دست بیاورد و آنها را همراه خود کند، از کیف و کفش گرفته تا بازی‌های کامپیوتری و کارتون‌های سینمایی. به طور متوسط از هر ده دختربچه، نه تای آنها دست‌کم صاحب یک عروسک باربی هستند.

 

این عروسک بلوند آمریکایی تا به اینجا به تنهایی به شکل و شمایل ۵۰ ملیت مختلف درآمده و بیش از ۷۰ طراح مد، لباس‌هایش را طراحی کرده‌اند. کافی است که نام باربی را گوگل کنید تا این موتور جستجوگر خبر از وجود ۷۰ میلیون صفحه‌ی اینترتی بدهد که نام باربی در آن‌ها آمده است.

 

اندام زیبا اما غیر واقعی

 

مسئولان شرکت اسباب‌بازی سازی "متل" (Mattel) که روت هندلر آن را سال‌ها پیش از تولد باربی تأسیس کرده بود، به خوبی از این نکته آگاهند که منتقدان این عروسک کم نیستند. زنانی که اعتقاد دارند باربی نماد زنی سطحی و مصرف‌گرا است که باعث شکل‌گیری ایده‌آل زیبایی دروغین شده است. آن‌ها می‌گویند، این عروسک تنها در خدمت ذهنیت مردان است، و به هیچ‌وجه تصویر واقع‌بینانه‌ا‌ی را از یک زن به نمایش نمی‌گذارد.

 

باربی مورد علاقه‌ی بسیاری از کلکسیونرهاست. سه عروسک فوق متعلق به دهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۶۰ میلادی هستند که سه سال پیش در حراج کریستی در لندن به مزایده گذاشته شدند    باربی مورد علاقه‌ی بسیاری از کلکسیونرهاست. سه عروسک فوق متعلق به دهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ۶۰ میلادی هستند که سه سال پیش در حراج کریستی در لندن به مزایده گذاشته شدندمتخصصان ارتوپد تناسب میان اندام‌های باربی را آنچنان نامعقول می‌‌دانند که اظهار می‌کنند اگر زنی حقیقتا چنین اندازه‌هایی را داشت، نمی‌توانست حتی قدم از قدم بر دارد. یکی از منتقدان پیش‌بینی می‌کند: «سینه‌های باربی چنان بزرگند و کمرش آنچنان باریک که اگر این عروسک زنده بود، یقینا با صورت به زمین می‌خورد.»

 

از سوی دیگر تیغ تیز انتقاد مخالفان، روش ساخت باربی را هم نشانه گرفته است. سالیان درازی است که این زن بلوند آمریکایی به دست کارگران چینی ساخته می‌شود که بدون هیچ‌گونه لباس محافظی در معرض بو و سموم شیمیایی در کارخانه‌های "متل" کار می‌کنند.

 

البته این انتقادها بدون جواب نمانده است. سخنگوی شرکت "متل" بر این نکته تأکید می‌کند که نباید با عینک بزرگسالی به باربی نگریست و تناسب بدنش را زیر سئوال برد. به گفته‌ی او باربی برای دختربچه‌ها تنها یک همبازی است و اگر به طور مثال فردی در کودکی با یک عروسک مخملی و پردار بازی کرده، این بدین معنا نیست که در بزرگسالی هم آرزوی داشتن پشم را داشته است!

 

باربی در مظان اتهام

 

باربی شغل‌های متفاوتی را تجربه کرده: از افسری پلیس، پزشکی، مهمانداری و دندانپزشکی گرفته تا رفتن به فضا به عنوان یک فضانورد، آن هم سال‌ها پیش از آن‌که نخستین زن آمریکایی قدم به داخل یک سفینه‌ی فضایی بگذارد. در سال ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ باربی برای اولین بار به هیبت یک نامزد کسب مقام ریاست جمهوری درآمد و به تازگی هم عروسک‌های باربی صدراعظم آلمان،آنگلا مرکل به بازار آمده‌اند.

 

مسئولان شرکت "متل" می‌گویند که باربی حتی نمادی برای جنبش‌های زنان هم بوده و به عبارت "قدرت زنانه و دخترانه" معنا بخشیده است. از همین رو به اعتقاد آن‌ها دختران نسل‌های متمادی از باربی الهام گرفته‌اند تا "دنیایی بدون مرز را کشف کنند و آن را تحت سلطه‌ی خود دربیاورند".

 

باربی در تهران همواره تحت تعقیب بوده است. سال گذشته نیز حکم    باربی در تهران همواره تحت تعقیب بوده است. سال گذشته نیز حکم "خطرناک" بودن باربی توسط دادستان کل کشور صادر شد.البته این عروسک مدرن و شیک‌پوش در همه‌ی کشورها مهمان عزیزی نبوده، تا آنجا که حتی گاهی فروشندگانش مجبور شده‌اند ردپاهای او را دست‌کم از ویترین یا سردر مغازه‌هایشان پاک کنند. اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۷ باربی‌های مقیم ایران از سوی دادستان کل کشور، قربانعلی دری‌نجف‌آبادی عروسک‌هایی "خطرناک" شناخته شدند که می‌بایست هرچه سریع‌تر جلوی آنها گرفته می‌شد. دادستان کل کشور در نامه‌ای به معاون رییس‌جمهور هشدار داده بود که «نمایش شخصیت‌هایی نظیر باربی، بتمن، اسپایدرمن و هری پاتر زنگ خطری برای مسئولان حوزه‌ی فرهنگی است.»

 

 این نخستین‌باری نبود که باربی طعم ممنوعیت در ایران را می‌چشید، زیرا پیش از آن هم فروختن این عروسک‌های آمریکایی ممنوع شده بود و هراز چندگاهی هم مقاله‌هایی در مطبوعات وابسته به دولت بر ضد باربی منتشر می‌شد.

 

رقیبان باربی 

 

باربی در عمر پنجاه ساله‌ی خود با رقیبان مختلفی دست و پنجه نرم کرده است. یکی از این رقیبان "فولا" نام دارد که چند سالی از آمدنش به بازار اسباب بازی در کشورهای عربی می‌گذرد. فولا در سال ۲۰۰۳ توسط یک شرکت تولید اسباب‌بازی در کشور سوریه طراحی شد.

 

این عروسک عربی، از لحاظ ظاهری تا حد زیادی به همتای آمریکایی خودش شباهت دارد. تنها تفاوت فولا با باربی در نوع لباس پوشیدنش است، زیرا او روزها در خانه "دامن بلند و بلوز آستین‌بلند" به تن می‌کند و یک مانتوی بلند مشکی‌رنگ همراه با روسری، پوشش بیرون از خانه‌ی فولا است. هرچند دختربچه‌های مسلمان می‌توانند لوازم جانبی فولاهمانند عطر یا کیف را تهیه کنند اما به لحاظ دینی خبری از عروسک‌های پسر "کن" (دوست باربی) نیست. البته قرار است شرکت تولیدکننده‌ی عروسک، پسری را روانه‌ی بازار کند که در واقع "برادر" فولا خواهد بود.

 

   "رضانه" یکی از رقیبان مسلمان باربی است که توسط یک فلسطینی مقیم آمریکا طراحی شده استرقیب دیگر باربی، عروسک "برتس" (Bratz) است که در قالب چهار شخصیت و از روی یک داستان مصور طراحی شده است. سر و کله‌ی این عروسک‌ها در سال ۲۰۰۱ در آمریکا پیدا شد و در عرض مدت کوتاهی توانستند به فروش چشمگیری دست پیدا کنند. البته نمی‌توان منکر این نکته بود که باربی در مقابل برتس، بسیار "سربه زیر" است!

 

در سال ۱۳۸۳ بود که از بازار اسباب‌بازی ایران خبر تولید عروسک‌هایی "ملی" توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به گوش رسید که آن را رقیب باربی معرفی می‌کردند. این عروسک‌ها "سارا" و "دارا" نام داشتند که قرار بود جای عروسک‌های باربی را در اتاق بچه‌های ایرانی پر کنند. البته برادر سارا از همان ابتدا دست در دست خواهر روانه‌ی بازار شد و به این ترتیب سارا یک گام از "فولا" جلوتر قرار گرفت.

 

سارا و دارا را می‌توان ضعیف‌ترین رقیبان باربی قلمداد کرد. نه تنها طراحی ضعیف و وزن سنگین عروسک، که قیمت بالای آنها هم مزید بر علت بود که این خواهر و برادر که هر بار لباس یکی از اقوام ایرانی را به تن داشتند، نتوانند حتی در مقایسه با عروسک‌های معمولی چینی هم موفقیتی را کسب کنند.

 

البته در این میان وسایل جانبی سارا و دارا نظیر دفتر، برچسب و ...تولید شد اما در نهایت این‌ها هم نتوانست گره‌ای از کار بگشاید، طوری که بنا بر مقاله‌ای از محمد علی زم، رییس پیشین حوزه‌ی هنری «باربی دست کودک شما را گرفته و با خود به جایی برده است که سارا هم اگر رویش می‌شد لباسش را عوض می‌کرد و به دنبالشان می‌تاخت.»

 

عروسک‌های باربی چه آزاد و چه تحت تعقیب، در هر حال با ظاهری زیبا و خندان و بدون ذره‌ای چین و چروک همچنان در حال یکه‌تازی‌اند. برای همین شاید از این نظر بتوان باربی را "مدونای" عروسک‌ها دانست زیرا باربی هم سرشار از انرژی و شادابی است، درست همانند "مدونای" خواننده، در سن ۵۰ سالگی.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:40  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

توفان سرخ در اهواز


توفان سرخ در اهواز

 

 

توفان شن و غبار، هوای اهواز را آلوده و زندگی عادی در این شهر را مختل کرده است. نابودی پوشش گیاهی و طبیعی منطقه در پی خشکسالی، سبب شده که وزش باد از سوی عراق و عربستان، خاک و سایرآلاینده‌ها را به فضای زیست مردم وارد کند.

 

این پنجمین مرتبه است که  زمین و آسمان اهواز قرمز می‌شود و مردم خانه نشینی پیشه می‌کنند. "توفان سرخ"، نامی است که اهالی خوزستان بر این پدیده گذاشته‌اند. دلیل اصلی، وزش بادهای غربی از جنوب عراق و کویت و عربستان و گذر آنها از مناطق بیابانی است. مردم، برای آمد و شد در این هوا، از ماسک استفاده می‌کنند.

موسی سیادت یک کارشناس جغرافیا از اهواز  می‌گوید: «سه رودخانه مهم کشور در خوزستان هستند ولی بخش بزرگی از آب آنها را با کانال‌هایی که زده‌اند، به نقاط مرکزی می‌فرستند. کارون و کرخه و جراحی، دیگر آبی ندارند و مثلا اهالی شادگان، با موتور و دوچرخه از عرض جراحی رد می‌شوند. پوشش گیاهی به دلیل خشکسالی خیلی کم شده و اهواز اساسا کمربند سبز ندارد. این است که با وزش کوچکترین باد، اینجا چنین توفانی می‌شود.»

الهه موالی‌زاده، شهردارمنطقه دو اهواز از خطرات این هوا برای سلامتی دستگاه تنفسی و پوست مردم می‌‌گوید. او که کوشیده در منطقه تحت مسئولیت خود، فضای سبز مناسبی ایجاد کند، از آسیب "توفان سرخ" به گلکاری‌ها و از غمباری محیط نازیبا و خاک‌آلود شهر یاد می‌کند. به نقل از الهه موالی‌زاده، کار شهرداری این است که با سیستم‌های مکانیزه و ماشین‌های آتش‌نشانی منطقه را بشوید.

اکرم صفی‌خانی، کارشناس محیط زیست از اهواز هم به دویچه‌وله می‌گوید: «طول عمر درختان اکالیپتوس اهواز که ریشه‌های بسیار ضخیمی دارند، با این توفان‌، بسیار کم می‌شود. صفی‌خانی، مواد آلاینده میکروژنی و حرارتی موجود در منطقه، آلودگی‌های ناشی از گردش صنایع نفت، صنایع فولاد، نیروگاه زرگان یا کارخانه کربن بلک در کوی باهنر و سپیدار را مزید بر سایر علت‌های طبیعی و اقلیمی  در بروز توفان سرخ در خوزستان می‌‌داند.»

به گفته‌ی موسی سیادت، مردم اهواز در خانه‌های خود  زندانی شده‌اند و آب شرب شهر، شور، بدمزه و احتمالا مسموم شده است. به تاکید سیادت، آب آشامیدنی مردم اهواز از رود کارون تامین می‌شود که فضولات بیمارستانی، صنعتی، کشاورزی و انسانی به آن می‌ریزد. موسی سیادت می‌گوید: «بسیاری از بچه‌های اهوازی این روزها، تهوع و مشکلات تنفسی دارند و به مدرسه نمی‌روند.» سیادت می‌گوید: «مغازه‌داران هم ترجیح می‌دهند خانه بمانند ولی برای ارتزاق ناچارند چند ساعت در روز، سرکار باشند».

هوای اهواز حدود نه ماه از سال بسیار گرم است. کولرها از فروردین تا آذرماه کار می‌کنند و هوا حتی در بهمن ماه نیز حدود ۳۰ درجه است. به نقل از موسی سیادت، رنگ قرمز توفان و باد  در اهواز به دلیل  خشونت طبیعت منطقه، گرمای شدید و عبور از صحاری خشک است. این کارشناس جغرافی از شایعه‌ای نیز می‌گوید که بین مردم می‌چرخد: «موادی که آمریکا در جنگ عراق به کار برده و حتی فضولات اتمی عراق، این‌ها در گرد و خاک کنونی نقش دارند».

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:33  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

ولنتاین و قلب‌های سوزان


ولنتاین و قلب‌های سوزان

 

«قلب مهربانت مثلثی را می‌ماند در دریای عشق، مرا در خود کشیدی برمودای من!» مثلث برمودای مورد نظر، این نوشته را به خاطر روز "ولنتاین" از یکی از هواخواهانش دریافت کرده که قصد داشته او را با یک SMS ولنتاینی غافلگیر کند.

 

 هرچند تاریخچه‌ی روز ولنتاین یا "روز عشاق" در اروپا به قرن‌ها پیش باز می‌گردد، اما این روز در ایران قدمت زیادی ندارد. درواقع تنها چند سالی است که از اواسط بهمن ماه ویترین بیشتر مغازه‌ها به رنگ قرمز در می‌‌آیند و قلب‌های آتشین کوچک و بزرگی هستند که از در و دیوار فروشگاه‌ها آویزان می‌شوند. البته این تصویر بیشتر در مراکز تجاری و مغازه‌های پایتخت به چشم می‌خورند و تب و تاب سوزان روز عشاق هنوز آنچنان به شهرهای کوچک‌تر سرایت نکرده است.

هدیه‌های روز ولنتاین همه از یک ردیف هستند، قلب‌های قرمز که اصولا باید حکایت از قلب سوزان عاشق داشته باشند، لوازم تزئینی و عروسک‌های پشمالوی کوچک یا شکلات‌هایی در بسته‌بندی‌های رنگی و مختلف. اما اگر چند روز مانده به ولنتاین سری به مغازه‌ها بزنید، بیشتر از همه دختران خریدار را می‌بینید تا پسران. البته نمی‌توان گفت که پسران مشتریان ولنتاین به حساب نمی‌آیند، اما با این حال تعداد دخترانی را که با سر و صدا در جستجوی یک عروسک «بانمک و ناز» هستند بیشتر از پسرانی است که تنها به دنبال هدیه‌ای آمده‌اند و انگار مایلند تا هر چه زودتر خلاص شوند. در چند سال اخیر هم، فرستادن پیامک‌‌های ویژه‌ی ولنتاین بسیار رایج شده و از محبوبیت فراوانی برخوردار است.

درصد بالایی از جوانان ایرانی‌اهل ولنتاین، چیزی درباره‌ی پیشینه‌ی این روز نمی‌دانند و تنها از آن به عنوان روزی یاد می‌کنند که در کشورهای دیگر به عنوان روز عشاق شناخته می‌شود. مثلا در فيليپين راس ساعت ۱۲ نيمه شب، هزاران زوج با بوسيدن يکديگر، به پيشواز روز عشاق مى روند یا در کشور ژاپن زنان به همسران و همكاران مرد خود شكلات‌های معمولی هديه مى‌دهند و يك ماه بعد، از آنها شكلات‌هايى سفيد پس مى‌گيرند. در فنلاند هم اين روز را به عنوان روز دوستى‌ها جشن مى‌گيرند که عاشقان با ارسال كارت به كسى كه دوستش دارند، مراتب علاقه‌ى خود را به او اظهار می‌کنند.

ولنتاین در پیچ ‌و خم انتقاد

سابقه‌ی روز ولنتاین به زمان کلاودیوس دوم، امپراتور روم بازمی‌گردد. گفته می‌شود که او ازدواج را ممنوع اعلام کرده بود تا اینکه مردهای جوان بتوانند به ارتش بپوندند و وابستگی خانوادگی نداشته باشند. اما در همین زمان کشیش مسیحی جوانی بنام «والنتینوس» بطور پنهانی عشاق را به‌ عقد یکدیگر در می‌‌آورد و از باغ خانه‌اش گل‌هايى را به آنها هديه می‌داد. كلاديوس دوم از اين ماجرا آگاه شد و دستور داد تا در روز چهاردهم فوريه سال ۲۶۸ ميلادى سر از تن كشيش والنتاين جدا سازند.

 

تفسیرها از روز ولنتاین چه در ایران و چه در کشورهای دیگر بسیار متفاوت است‌ و هر کسی با دیدی کاملا شخصی به آن نگاه می‌کند. برخی بر این باورند که ولنتاین به معنای محدود کردن دوست داشتن تنها به یک روز است و برخی دیگر هم به این روز به چشم مصرف‌گرایی صرف نگاه می‌کنند که تنها به نفع فروشندگانی است که از این راه سود فراوانی را به دست می‌آورند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:47  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

دوما، الکساندر(پدر)Dumas (pere), Alexandre(اشنایی با مشاهیر)

 

دوما، الکساندر(پدر) رمان­ نویس و نمایشنامه­ نویس فرانسوی (1802-1870) پدر الکساندر دوما، ژنرال ارتش جمهوری بود و پس از مرگ خود در 1806 خانواده را در فقر شدید باقی گذارد. الکساندر پس از چند سال تحصیل نامنظم ناچار گشت که برای تأمین معاش بکار بپردازد، در پانزده سالگی در چندین دفتر وکالت دعاوی مشغول شد و در بیست سالگی به پاریس رفت و به سفارش یکی از دوستان متنفذ در دفتر یک دوک بکار پرداخت، اما جز به فکر کسب شهرت از راه نویسندگی نبود و همین که وضع مالیش بهبود یافت، با مطالعه شخصی بر وسعت معلوماتش افزود و به نشر چند شعر و داستان دست زد و از 1825 برای تئاترها نمایشنامه نوشت، اما شهرت اصلی را در 1829 با نوشتن نمایشنامه "هانری سوم و دربارش" Henri III et sa Cour به دست آورد. این اثر منثور در پنج پرده در 11 فوریه 1829 در کمدی فرانسز بر صحنه آمد و موفقیت بزرگی به دست آورد. موضوع نمایشنامه اشکال‌تراشیها و دسیسه­های پیچیده سیاست درباری، در ضمن ماجراهای عشقی درباریان بود. این اثر استادی خارق­العاده دوما را در بهره گرفتن از منابع تاریخ ملی فرانسه و استخراج نمایشنامه‌های رمانتیک از این ذخایر پایان­ناپذیر نشان می­داد و او را راهگشای هنر تئاتر جدیدی معرفی می­کرد که تقریباً ربع قرن بر صحنه­های تئاتر فرانسه تسلط یافت. ادراک عمیق دوما از هنر نمایشی و سهولت بیان او را از چنان پیروزی­ای در این راه برخوردار کرد که ویکتورهوگو، پیشرو واقعی تئاتر رمانیتک هرگز به آن دست نیافت. از جمله نمایشنامه­های تحول­انگیز دوما این آثار است: "آنتونی" Antony (1831) تئاتر رمانتیک موفق. موضوع این نمایشنامه عشقهای افراطی بود که حد و مرزی نمی­شناخت و با آیین و قراردادهایی که بر اجتماع حکومت داشت، پیوسته در مبارزه بود. "برج نل" La Tour de Nesle در پنج پرده که در 1832 برصحنه آمد و از توفیق بسیار برخوردار گشت. عنوان نمایشنامه مربوط به افسانه­ای است که از برج نل مخفیگاهی برای جنایت می­سازد، خاصه این افسانه که همسر لوئی دهم پادشاه فرانسه و خواهرش در پی شبی عاشقانه عشاق خود را در آن به قتل

می رسانند و این خود موضوعی برای تئاترهای رمانتیک می­گردد. نمایشنامه برج نل با بیانی پرطمطراق و رنگین حوادث جالب توجه و در عین حال غم­انگیز عاشقانه­ای را که جا به جا با این برج رابطه می­یابد، پیش چشم می­گذارد."دون ژوان مارانیا یا سقوط فرشته" Don Juan de Marana ou la Chute d’un ange (1837) نمایشنامه­ای خیال­انگیز که نویسنده در آن آسمان و زمین را در برابر تجاوز این اغواگر معروف قرار می­دهد، حتی فرشته­ای که به صورت راهبه برای نجات روح گناهکار دون ژوان به زمین می­آید، به او دل می­سپارد، از فرشته­خوئی دست می­کشد و خود را به او تسلیم می­کند. دوما بعدها از رمانهای خود نیز تعداد فراوانی نمایشنامه اقتباس کرد و در حدود پانزده نمایشنامه نیز پس از مرگش بر صحنه آمد. وی با آنکه نویسنده بزرگ آثار نمایشی به شمار می­آمد، از 1839 به رمان‌نویسی دست زد و از رمانهای تاریخی آغازکرد. او که ذوق نمایشی عمیقی داشت، در رمانهای تاریخی نیز به حوادث جالب توجه و اعمال رنگارنگ و مردان بزرگ علاقه نشان می‌داد. در واقع تاریخ در نظر دوما سرچشمه­ای از هیجانها بود که تنها از امور استثنایی و غیرعادی پدید می­آمد، نه از واقعیتهای ساده. خود او نیز در خلق مکالمه­ها و صحنه­های پرتحرک استعداد شگرفی داشت که خاص رمان نویسیش بود. تعداد رمانهای دوما به هشتاد می­رسد که غالب آنها، تنها نوشته شده و بعضی نیز با همکاری ماکه Maquet که دوما از 1839 تا 1851 با وی همکاری داشته است، نوشته شده است. از معروفترین رمانهای دوما که با همکاری ماکه نوشته شد، "سه تفنگدار" Les Trois Mousquetaires (1844) است. اشخاص این داستان سه نجیب­زاده و سه دوست جدانشدنی، از تفنگداران لوئی سیزدهم­اند که بعدها چهارمین نیز به نام "دارتانیان" D’Artagnan به جمع آنان می­پیوندد و قهرمان اصلی داستان می­گردد. ارتباط حوادث در این رمان بزرگ استعداد فراوان دوما را در هنر نقل نشان می­دهد. در واقع دوما از توده­های مطالب تاریخی اثری افسانه­ای و بدیع و جاندار آفریده است که از غنای فراوان صور ذهنی و سهولت بیان برخوردار است. سه تفنگدار در میان آثار فراوان دوما و جانشینان او شاهکاری بی­همتا به شمار آمد و هنوز از کتابهای پرخواننده جهان محسوب می­شود. پیروزی این داستان چنان برق­آسا و کامل بود که دوما دنباله آن را در داستان "بیست سال بعد" Vingt ans après پی گرفت و سال بعد، در 1845 انتشار داد. در این داستان دارتانیان می­خواهد که گروه چهارنفری معروف خود را که بر اثر حوادث و گذشت زمان پراکنده شده­اند، جمع کند. سومین داستان از این رمان بزرگ با عنوان "ویکنت دو بروژلن" Le Vicomte de Bragelonne در 1848 انتشار یافت. داستان اول این سلسله شخصیت مستبد "ریشلیو" Richelieu را معرفی می‌کند، داستان دوم شخصیت "مازارن" Mazarin و عصر آشفته حکومت "آن دوتریش" Anne d’Autrich را پیش چشم می­گذارد و در سومین داستان، خواننده به دوره پرشکوه و پرجاه و جلال سلطنت لوئی چهارده برده می­شود. قهرمان داستان اخیر همان دارتانیان است که به میانسالی رسیده، سه تفنگدار دیگر را رها کرده و با مأموریتهایی که انجام داده، از نزدیکان لوئی چهارده گردیده است. داستان در این بخش صورت وقایع­نگاری به خود می­گیرد و عشقهای شاه و سقوط "فوکه" Fouquet و روی کار آمدن "کولبر" Colbert و سایر وقایع تاریخی را منعکس می­کند. از نظر تصویر وقایع تاریخی، داستان اخیر مهمترین بخش به شمار می­آید و از نظر توصیف محیط عصری خاص، صادقانه­ترین بخشها. این رمان عظیم که در آغاز از طرف نویسنده برای دو جلد درنظر گرفته شده بود، به چهار جلد رسید، زیرا تاریخ که در شروع کار تنها زمینه حوادث بود، در جلدهای بعد به تدریج مقام مهمی یافت. رمان بسیار معروف دیگر دوما "کنت دومونت کریستو" Le Comte de Monte-Cristo در 1845 منتشر شد و توجه عامه را به خود جلب کرد. داستان سرگذشت مسافر مرموزی است با چهره­های گوناگون که با ثروت افسانه‌ای خود قصد دارد جامعه اشرافی پاریس را دگرگون کند، زیرا سالها پیش در شب عروسی خود به وسیله رقیب عشقیش به تهمت طرفداری از ناپلئون به زندان افتاده است. غنای تخیل و نقل حوادث خارق­العاده ، موجب شده است که کتاب برای خواننده کشش فوق­العاده در بر داشته باشد. شهرت این داستان با نمایشنامه­ای که خود نویسنده از آن اقتباس کرد، ادامه یافت. دوما که در عالم تئاتر موفقیتی به دست آورده بود، مصمم شد که تئاتری خصوصی دایر کند، پس تئاتر تاریخی Theatre Historique را به وجود آورد و مخارج گزافی برای ساختن آن متحمل شد و نمایشنامه­های خود را در آن برصحنه آورد که کارش با وجود استقبال تماشاچیان، سرانجام به ورشکستگی انجامید و دوما از ترس طلبکاران به بلژیک گریخت. در بلژیک یک سلسله رمان دنباله­دار با عنوان کلی "خاطرات یک پزشک" Memoires d’un Medecin نوشت، از آن جمله داستان "ژوزف بالسامو" Joseph Balsamo مردی، با قدرت شگرف هیپنوتیزم که به وسیله این قدرت حوادث آینده را در کشورهای مختلف پیش­بینی می­کند و قصد دارد در جوامع گوناگون و حتی در محیط دربار که به سبب فساد در راه سقوط است، انقلابی پدید آورد. پس دسیسه­های پنهانی آغاز می­کند، تصویرهای خیره­کننده از دربار، صفات قهرمانان و اختلاط عجیب عالم واقع و خیال، به این اثر قدرتی فراموش­ناشدنی می­بخشد. شاید دوما هرگز چنین پرده‌ای از صور ذهنی و هیجان و ریزه­کاری در دسیسه پیش چشم نگسترده باشد. از داستانهای دیگر این سلسله "گردنبند ملکه" Collier de la Reine (1849) و "آنژ پیتو" Ange Pitou (1851) است که هردو با پیروزی همراه بود. رمان "شوالیه دو مزون روژ" Le Chevalier de Maison Rouge نیز در 1846 توفیق بسیار به دست آورد. دوما چندین اثر تاریخی نیز انتشار داد که از آن جمله است: "کشور گل و فرانسه" Gaule et France (1832)، "ژاندارک" Jeanne d’Arc (1842)، "لوئی چهارده و قرن او" Louis XIV et son Siecle و مانند آن. سلسله سفرنامه Impressions de Voyage که مربوط به سفرهای دوما در کشورهای اروپایی میان سالهای 1835 و 1859 است، او را استاد درجه اول نقل و گزارش معرفی می­کند، توصیفهای بیشمار و یادداشتهای فراوان درباره کشورهای مختلف آمیخته با لطیفه­ها، نظریه­های تاریخی و نوشته­های جغرافیایی، کتاب را چون میدان وسیعی ساخته است که دوما با قدرت نقل و بینش جهانی در آن امکان جولان یافته است. "خاطرات من" Mes Memoires از 1852 تا 1854 در بروکسل به صورت پاورقی منتشر شد که زندگی دوما را چون رمانی ماجراجویانه و قصه­هایی دنباله­دار ساخته که هم سرگرم­کننده و پرجاذبه است و هم مدرکی گرانبها از نقطه نظر تاریخی و تحلیل روانی به شمار می­آید. دوما در 1853 به پاریس بازگشت و به نشر روزنامه و مجله­ای پرداخت که دخالت مقامات سانسور موجب شد تا دست از آن بردارد و بار دیگر پاریس را ترک کند. این بار دوما به ایتالیا رفت و در مبارزه­های استقلال­طلبانه "گاریبالدی" Garibaldi شرکت کرد و پس از چهار سال اقامت در ناپل و ماجراهای بسیار به پاریس بازگشت.

آلکساندر دوما که در سراسر زندگی از آثار خود ثروت فراوان به دست آورده و چشمان مردم پاریس را به وسیله پذیراییهای پرشکوه و زندگی مجلل خود خیره ساخته و قصر و تئاتر شخصی بنا کرده بود، آخرین سالهای عمر جیره­خوار پسر و دختر خود گشت. وی در حدود سیصد رمان و نمایشنامه و تعداد بی­شماری مقاله از خود باقی گذاشت. آثار کامل او شامل 103 جلد است. این مطلب درست است که دوما سبک خاصی نداشت و تاریخ ادبیات فرانسه به همین جهت چندان او را نستود، اما آثار عظیمش مانند آثار هوگو و بالزاک از پرخواننده­ترین آثار عصر رمانتیک به شمار آمده و قهرمانان داستانهایش با وجود عدم ثبات روحی، اشخاصی فراموش نشدنی مانده­اند. شاید نتوان دوما را با معیار ارزشهای دیگر نویسندگان سنجید، اما وی خالق افسانه­هایی است که فرانسه از قرنها پیش به خود ندیده بود.

سه تفنگدار
کنت مونت کریستو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:29  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

گزارش اقتصادی: مشاغل سبز؛ کلید احیای اقتصاد



Green building standards were used to turn this historic Portland, Oregon brewery into a thriving new neighborhood

سازمان های کارگری و فعالان محیط زیست با تشکیل یک ائتلاف جدید ادعا می کنند مشاغل سبز نقش کلیدی در احیای اقتصاد باز خواهد کرد.

در حالی که بسته مشوق اقتصادی در کنگره ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفته است، کارآفرینی در زمینه انرژی قابل بازیافت و دیگر خدمات حافظ محیط زیست در مرکز این طرح قرار دارد.

اما در گزارشی که توسط طرفداران محیط زیست و سازمان های کارگری منتشر شده، هشدار داده شده است دراین کارآفرینی تنها به نام «سبز» نباید اکتفا کرد.

این مشاغل باید با استانداردهایی که چرخه اقتصاد ومعیشت خانواده ها را به جریان می اندازد هم خوانی داشته باشند و در عین حال از محیط زیست نیز محافظت کنند.

این گزارش خواستار سرمایه گذاری در مشاغل با درآمد مناسب و با کیفیت عالی شده تا بتوانند به حفظ زمین کمک کنند.

حامیان این ایده در محل کنگره گرد آمده اند تا به اجرای این طرح کمک کنند.

دبی استانو، سناتور میشیگان می گوید :« مشاغل بسیاری در صنعت خودروسازی میشیگان از دست رفته است و یک طرح متمرکز بر مشاغل سبز می تواند به برطرف کردن تاثیرات منفی این روند کمک کند. در «مینه سوتا» از آسیاب های بادی استفاده می شود و میشیگان نیز باید با ساخت این تجهیزات از نیروی باد بهره بگیرد.»

وی اظهار داشت عدم بهره گیری از مشاغل در زمینه صنعت انرژی باد و خورشید و صادرات آن، به دلیل وجود کارگر ارزان در مکزیک و چین، از دست دادن یک فرصت طلایی است.

فیلیپ مارتا، مدیر پژوهشی سازمان غیر انتفاعی « اولویت با مشاغل خوب» و نویسنده اصلی این گزارش می گوید :« شرایط کاری کارگران صنایع تولیدی سبز در ایالات متحده متفاوتند و ما نمونه هایی از مشاغل سبز در صنایع انرژی باد و خورشیدی و حتی بازیافت دیده ایم که از درآمد بسیار بالایی برخوردارند، اما در ضمن شرکت هایی هم وجود دارند که در شرایط کاری نامساعد، حقوق های زیر سطح استاندارد و مزایای ناکافی به کارگران خود می پردازند.»

ترنس اوسالیوان، رهبر جنبش کارگری می گوید یک شغل سبز همیشه شغل مناسبی محسوب نمی شود.

وی مصرانه از قانون گذاران خواسته است تا اطمینان حاصل کنند طرح احیای اقتصاد در بر گیرنده مشاغل سبز منطبق با استانداردهای کارگران طبقه متوسط است.

اوسالیوان می گوید:« مشاغل سبز باید از مفاد اولیه و اصلی درآمد برخوردار باشند و با توجه به تعهد پرزیدنت اوباما مبنی بر تثبیت بیمه درمانی همگانی، این مشاغل باید کارگران را تحت پوشش مزایای خدمات درمانی قرار دهند. ما به سرمایه گذاری در اقتصاد سبز و آموزش در این زمینه باور داریم. ما و دولت مسئولیم تا سرمایه گذاری هایمان از مردم و خانواده ها حمایت کنند.»

این راهکار بازرگانی الهام بخش جردینگ ادلن، شرکت توسعه املاک در پورتلند اورگان بوده است.

یکی از پروژه های استثنایی این شرکت، تبدیل یک کارخانه تولیدی در منطقه ای قدیمی به مجموعه ای از دفاتر کار، مغازه و منزل مسکونی بوده است.

این شرکت صفحات خورشیدی نصب کرده و استانداردهای زیست محیطی ساختمان سازی را با ساخت پارکینگ های زیرزمینی و بازیافت تقریبا" همه نخاله های ساختمانی رعایت کرده است.

دنی وایلد، مدیر اجرایی این شرکت می گوید:« فعالیت های این شرکت به آموزش بازیافت و محافظت از محیط زیست در این شهر متعهد بوده است. ما مصالح ساختمانی را از مقاطعه کاران محلی خریدیم و با افزایش کارآیی انرژی و سقف های سبز به محیط زیست کمک کرده ایم.»

وی هم کارگر آمریکایی و هم صنعت سبز را برنده نهایی این استراتژی می نامد و می گوید:« ما متقاعد شده ایم که اتخاذ این شیوه نمونه یک تجارت موفقیت آمیز و راهکاری برای پروژه های آینده است. ما می توانیم به حفظ محیط زیست کمک کنیم و شهرهایمان را بازسازی کنیم، کارآفرینی نموده و اقتصاد سبز را ترویج کنیم. من معتقدم نه فقط ساختمان سازی بلکه این شیوه یک نمونه ملی جدید برای پیشبرد امور اقتصادی ست.»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:14  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

يک ايرانی نامزد دريافت جايزه اسکار ۲۰۰۹ شد

يک ايرانی نامزد دريافت جايزه اسکار ۲۰۰۹ شد


اوکتاپودیوب سايت آکادمی علوم و هنرهای تصویری موسوم به فستيوال اسکار نام عماد مخبری، کارگردان ايرانی الاصل فيلم کوتاه انيميشن اوکتاپودی Oktapodi را به همراه تيه ری مارشان از جمله نامزدان دريافت بهترين فيلم کوتاه انيميشن سال Short Animated Film معرفی کرده است.

ساير نامزدان اين کاتگوری فيلم های زير هستند که سازندگان همه آنها همچون مخبری برای نخستين بار نامزد دريافت اسکار شده اند.

La Maison en Petits Cubes
Lavatory – Lovestory
Presto
This Way Up
عماد مخبری نهمين ايرانی است که از دهه ۱۹۹۰ به اين طرف نامزد دريافت جايزه اسکار شده است. ساير نامزدها بطور فهرست آور در جدول زير آمده است.

سال نامزد بخش نام فيلم (فارسی) نام فيلم (انگليسی)
۱۹۹۷ حبيب زرگرپور تمهيدات سينمايی گردباد Twister
۱۹۹۷ داريوش خنجی فيلم برداری اويتا Evita
۱۹۹۸ حسين امينی فيلمنامه بال های فاخته The Wings of Dove
۱۹۹۹ مجيد مجيدی فيلمهای خارجی بچه های بهشت Children of Heaven
۲۰۰۰ مهدی نوروزيان فيلم کوتاه کشتن جو Killing Joe
۲۰۰۱ حبيب زرگرپور تمهيدات سينمايی توفان کامل The Perfect Storm
۲۰۰۴ شهره آغداشلو بازيگر زن دوم خانه ای ازشن ومه The House of Sand and Fog
۲۰۰۷ کامی عسگری اديت صدا اپاکاليپتو Apocalypto
۲۰۰۹ عماد مخبری انيميشن کوتاه اکتاپودی Oktapodi


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 16:12  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

میمون‌ها پیانو می‌نوازند

میمون‌ها پیانو می‌نوازند: درباره‌ی سهم داروین در هنر

کتاب "درباره‌ی پیدایش انواع" نوشته‌ی داروین تقریباَ همه چیز را در جهان تغییر داد و بر بسیاری از نقاشان نیز تأثیر گذاشت. گالری هنری "شیرن" در فرانکفورت قصد دارد این تأثیرگذاری را با نمایش آثار نقاشان نشان دهد.

بعضی از هنرمندان با الهام از نظریه‌ی داروین تصاویر باشکوهی آفریده‌اند و برخی دیگر با کشیدن کاریکاتورهایی در مجله‌های تصویری دیدگاه‌های زیست‌شناختی او را به مسخره گرفته‌اند. ماکس هولاین، مدیر گالری شیرن در شهر فرانکفورت آلمان، بر این باور است که فرهنگ دیداری در قالب تصاویر تأثیر گسترده‌ی نظریه‌های داروین را منتقل کرده است. از دید او بازتاب گسترش داروین‌گرایی در عرصه‌ی هنر تا امروز توجه نسبتاَ کمی یافته و هدف نمایشگاه شیرن جبران این کاستی خواهد بود.

گل‌های ایوانی و مرغ‌های مگس: کاری از مارتین جانسون هید گل‌های ایوانی و مرغ‌های مگس: کاری از مارتین جانسون هید

جانوران زیبا

اتاقکی در قسمت میانی نمایشگاه نمونه‌ای است که نشان می‌دهد هنر و علم در زمان داروین در یکدیگر تنیده و هم‌پیوند بوده‌اند: درون ویترین‌هایی جمجمه‌ها، استخوان‌ها، سنگ‌ها و ابزارهای دوران ماقبل تاریخ، نقاب‌ها، مجسمه‌‌های آیینی و نمونه‌های جانوران به‌چشم می‌خورند که اتاق پژوهش گابریل فون ماکس، استاد هنر و مجموعه‌دار شیفته‌ی چنین آثاری را به‌نمایش می‌گذارد. این استاد آلمانی به میمون‌ها علاقه‌ی بسیاری دارد. او این حیوانات را در خانه‌ی تابستانی خود نگه‌داشته، آنها را زیر نظر گرفته، نقاشی کرده و پس از مرگ آنها را کالبدشکافی کرده است. تابلوهای او در نمایشگاه فرانکفورت هوش از سر بیننده می‌برند: این تصاویر میمون‌ها را در نقش‌هایی انسانی، یعنی در حال نواختن پیانو، خواندن کتاب، بازی در صحنه‌ی نمایش و در جایگاه ناظر هنری تابلوی نقاشی نشان می‌دهند.

هنرمندان در جنگل‌های انبوه

بسیاری از هنرمندان با تأثیر از سفر پژوهشی داروین با سگ خود، بیگل، سفرهایی به دورافتاده‌ترین نقط جهان کرده و از آن مناطق برای کارهای هنری خود الهام گرفته‌اند. برای نمونه مارتین جانسون هید، نقاش آمریکایی، تصاویر زیبای خود را به جنگل‌های چنین مناطقی اختصاص داده است که در نوع خود کشفی دوباره به‌شمار می‌روند. ارنست هکل، زیست‌شناس و نقاش زبردست آلمانی به منطقه‌ی مدیترانه سفر کرده بود. او به عنوان یکی از راهگشایان نظریه‌ی تکامل داروین در آلمان شناخته می‌شود.

هنرمندان دیگری چون، آلفرد کوبین، نقاش و نویسنده‌ی اتریشی، آدیلان ردان، نقاش فرانسوی یا ماکس ارنست، نقاش فرانسوی در آثار خود امور شگفت‌انگیز، نابودی، انحطاط موجودات و تنازع بقا را به‌تصویر می‌شکند.

آدم‌سان‌ها: کاری از فرانتیشک کوپکا: آدم‌سان‌ها: کاری از فرانتیشک کوپکا

جهانی از موجودات ترکیبی

خانم پاملا کورت، متولی این نمایشگاه، درباره‌ی آن می‌گوید: «بسیاری از کارهایی که ما در این گالری به‌‌نمایش می‌گذاریم، موجودات ترکیبی و حیوان‌گونه را نشان می‌دهند. این آثار، موجودات مسخ‌شده، اشیاء رو به نابودی و چیزهایی را موضوع قرار می‌دهند که به پایان هستی خود رسیده‌اند. نمایشگاه برپا شده در گالری شیرن فرانکفورت، بیننده را به مسیرهای گوناگونی می‌برد: پرتگاه‌های وحشت‌انگیز و دوران پیشا-تاریخی بشریت یا راه‌های جنگلی رنگارنگ با جلوه‌های روشن درونمایه‌ی آثار نمایشی هستند. به‌همین دلیل این نمایشگاه سفری هیجان‌انگیز به جهان داروین به‌شمار می‌رود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 15:27  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

روان درمانی زندانیان صدام حسین در برلین

روان درمانی زندانیان صدام حسین در برلین

هفت سال پس از سقوط صدام حسین، برای بسیاری از آن‌ها که زندان‌های رژیم بعث را تجربه کردند، فراموش کردن خاطره تلخ آن روزها هنوز سخت است. سازمان قربانیان شکنجه در برلین، برنامه روان-درمانی برای این گروه ارائه می‌کند.

از چند ماه پیش برنامه "اینتراپی" در سایت "سازمان قربانیان شکنجه در برلین" فعالیت خود را آغاز کرده است. در این برنامه روانپزشکی، بیمار در خانه خود و پزشک معالج در مطلب نشسته است. این دو، هرگز رو در رو با هم مواجه نمی‌شوند. فاصله میان بیمار و پزشک چندین هزار کیلومتر است. اینتراپی مخفف تراپی یا روان‌درمانی اینترنتی است، برنامه‌ای که ظرف چند سال گذشته جای خود را در کشورهای غربی باز کرده است.

"سازمان قربانیان شکنجه در برلین"این برنامه را به زبان عربی هم عرضه می‌کند. برنامه عربی ویژه عراقی‌هائی است که شکنجه شده‌اند.

چرا اینتراپی؟

با وجود اینکه برخی از کارشناسان معتقدند که تاثیرگذاری چنین روشی بسیار کمتر از روش‌های معمول روان‌درمانی است."کریستیانه کنه‌ولسرود"‎ مدیر پروژه اینتراپی نظر دیگری دارد.

او می‌گوید:« طبیعی است که بسیاری چنین سوالی را مطرح می‌کنند، من هم می‌گویم که پاسخ این سوال تا حد زیادی روشن است. در مورد تأثیر روان‌درمانی اینترنتی تا به حال صدها تحقیق و بررسی صورت گرفته و تا حد زیادی هم ثابت شده که چینین روشی در مواردی بسیار موثر است.»

از نظر کریستیانه کنه‌ولسرود‎ اینجا، جای چنین سوالی نیست که اینتراپی بهتر است یا روش معمول روان‌کاوی. او توضیح می‌دهد:«در واقع من هیچ فکر نمی‌کنم که روان‌کاوی حضوری بهتر از این روش است. به نظر من هر کدام از این روش‌ها برای گروه مشخصی از بیماران مناسب‌اند. مثلأ روان‌درمانی اینترنتی برای آن‌هایی که خجالتی هستند یا می‌ترسند به روانپزشک یا روانکاو مراجعه کنند، سودمند است. در ضمن من فکر می‌کنم که زمان ما تغییر کرده، ‎هماهنگ کردن وقت‌ و نوبت جلسه روان‌کاوی در برنامه روزمره سخت است، خیلی‌ها سراغ اینتراپی می‌روند.»

هلند نمونه موفق استفاده از این روش

نمونه‌های موفق پاسخگو بودن چنین روشی هلند است. هلند یکی از پیشتازان روان‌درمانی آنلاین است. از ده سال پیش مرتب در مورد تأثیر این روش تحقیق می‌شود. برنامه ‌تراپی اینترنتی در کشور هلند تا کنون چندین بار در جهت بهبود کیفیت تغییر کرده و گسترش بیشتری یافته است. از چندی پیش حتی بیمه‌های درمانی هم هزینه استفاده از این روش را پرداخت می‌کنند.

روان‌درمانی اینترنتی در اصل برنامه پیچیده‌ای نیست. درمان به سه مرحله تقسیم می‌شود. در نخستین مرحله که در عین حال سخت‌ترین مرحله نیز هست به عنوان مثال از فرد خواسته می‌شود چهار ایمل بنویسد و در این ایمل‌ها دردناک‌ترین تجربه‌های زندگی‌خود را شرح دهند. مرحله دوم، نوشتن چهار ایمل دیگر خطاب به دوستی خیالی است که او هم، همان اندازه رنج کشیده است. و در مرحله سوم و نهایی دو ایمل دیگر یکی خطاب به خود و دیگری خطاب به انسان‌های که مسبب درد و رنج او شدند. از نظر تئوری این روش در پنج هفته قابل اجرا و پاسخگوست. اما در مرحله عمل، گاه تا شش‌ماه هم طول می‌کشد.

بایگانی خاطرات و سپس حذف آنها

خانم کنه‌ولسرود در مورد این‌که چنین ایمیل‌هائی چطور بر بیمار تأثیر می‌گذارد، می‌گوید:« با نوشتن این ایمیل‌ها به ترتیب، فرد خاطراتش را منظم می‌کند. بعد راحت‌تر می‌تواند بگوید:" گذشته است." به دلیل این‌که، چنین تجربیاتی مثل یک نوار ویديویی مدام تکرار می‌شوند، انگار که همین حالا و همین‌جا اتفاق می‌افتند. پاک کردن چنین نواری از ذهن وقتی ممکن است که ابتدا برای این خاطرات جایی در زندگی‌نامه فرد در نظر گرفته شود تا کمی از حال حاضر فاصله بگیرد.»

تصویری از زنان عراقی. تصویری از زنان عراقی. در مورد عراق، بیشتر مراجعین افرادی از نقاط دورافتاده کشور و زنان هستند. بیش از نیمی از مراجعه‌کنندگان زنانی هستند که امکان مراجعه به روانکاو را ندارند. از سوی دیگر انتقال یک روش درمانی غربی، به سرزمینی شرقی چندان ساده نیست.

کریستیانه کنه‌ولسرود می‌گوید:« البته این رابطه بیشتر حالت مدیریت یکطرفه دارد. اگر بخواهم ساده توضیح دهم اینطور است که بیشتر رابطه پزشک و بیمار است و نه آنچه ما به عنوان روانکاو و مراجعه کننده به طور معمول می‌شناسیم. مثلأ آنطور که بگوییم: من تصور می‌کنم این کار می‌تواند مفید باشد، یا نظرت در مورد این راه چیست؟ نه در اصل ما فقط دستورالعمل‌های واضح و روشن می‌دهیم.‎»

تردید و سوظن مراجعه کنندگان عراقی

با این‌که تلاش "سازمان قربانیان شکنجه در برلین" این است که نیازهای مراجعه کنندگان عراقی در نظر گرفته شود، به دلیل ارتباط از راه دور، جلب اطمینان مراجعه‌کننده سخت است. خانم کنه‌ولسرود اینطور شرح می‌دهد: «ما مراجعه‌کنندگانی داریم که سراغ ما می‌آیند، اما بعد درمان را قطع می‌کنند. بعد ما تلاش می‌کنیم که از طریق تماس تلفنی پیدایشان کنیم. خیلی‌ها می‌گویند که با دوستانشان صحبت کردند و آنها گفتند:" ای خدا! تو چقدر ساده‌ای. این برنامه سی‌آی‌ای است و موساد هم پشتش هست! یا چنین چیزهایی. ضریب سوظن بالاست و اطمینان کم.»

با این حال به نظر می‌رسد اینتراپی روش موفقی است. این برنامه حتی از سایر کشورهای عربی هم مراجعه کنندگان زیادی دارد. اگر ارتباط اینترنتی دچارمشکل شود، درمان از طریق ارتباط با فکس ادامه پیدا می‌کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 9:50  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

انرژی اتمی در اروپا

 

گرایش دوباره به انرژی اتمی در اروپا

 

در اروپا استفاده از انرژی اتمی موضوع روز شده است. این فرایند با وجود مخالفان، مدافعانی بسیاری دارد. زباله‌ی هسته‌ای و گرانی اورانیوم کارشناسان را به بحث واداشته است. انرژی‌های جایگزین همچنان رقیب جدی انرژی اتمی هستند.

 

شعار جدید اروپا در مبارزه با گرمایش زمین استفاده از نیروگاه‌های اتمی است. در حالی که کارشناسان حفاظت اقلیمی در شورای نمایندگان آلمان قصد ندارند در ارزیابی انرژی اتمی بیش از حد خوش‌بینی به‌خرج دهند، سیاستگذاران صنعت در مجلس آلمان در گزارشی دو صفحه‌ای درباره‌ی آینده‌ی تأمین انرژی در اروپا بر لزوم استفاده از انرژی اتمی تأکید کرده‌‌اند. نمایندگان پارلمان اروپا از کشورهای عضو خواسته‌اند، سرمایه‌ی عظیمی برای گسترش استفاده از انرژی هسته‌ای اختصاص دهند.

خانم ربکا هارمس، عضو حزب سبزها در پارلمان اروپا، از این موضوع ناخشنود است. از نظر او استفاده از تکنولوژی خطرناک هسته‌ای که به قرن اخیر تعلق دارد، یک رسوایی به‌شمار می‌رود و چنین گرایش تازه‌ای در پارلمان اروپا حیرت انگیز است. خانم آنگلیکا نیبلر، نماینده‌ی دیگری از حزب سوسیال مسیحی (CSU) که رئیس شورای صنعتی بانفوذی نیز هست، با این تغییر دیدگاه در اتحادیه‌ی اروپا مخالف نیست و می‌گوید:«معقول است که انرژی اتمی را به‌عنوان بخشی از انواع انرژی فراموش نکنیم.» اکثریت نمایندگان پارلمان اروپا نیز این دیدگاه را تأیید کرده‌اند. اکنون باید بحث‌هایی عمومی و بی‌پیش‌داوری برای بهره‌گیری از انرژی اتمی انجام گیرند. این بدان معناست که جریان مخالف بهره‌مندی از انرژی هسته‌ای، در کشورهایی چون آلمان و اتریش باید دیدگاه خود را تغییر دهند.

گذشته از این کمیسیون اتحادیه‌ی اروپا باید در بروکسل زمینه را برای ساخت نیروگاه‌های جدید آماده کند. برای این کار باید بی‌درنگ چارچوب یکنواخت حقوقی و اقتصادی فراهم شود. به بیان روشن‌تر، بروکسل باید سرمایه‌ی لازم برای نیروگاه‌های جدید را فراهم کند. ربکا هارمس، نماینده‌ی حزب سبزها این دیدگاه را نوعی ماجرایی‌جویی می‌داند. او به انفجار قیمت‌های بازساخت نیروگاه اتمی فنلاند در سال ۲۰۰۸ اشاره می‌کند. قیمت ساخت چنین نیروگاهی در ای کشور در اصل ۳ میلیارد یورو برآورد شده است. اما اکنون این رقم به دو برابر رسیده است. البته کار ساخت و گسترش نیروگاه‌های هسته‌ای برنامه‌ای ده ساله خواهد بود که از نظر کارشناسان امر از بعد اقتصادی چندان خوشایند نیست.

پرسش مهم دیگری که همچنان بی‌پاسخ مانده، زباله‌های اتمی خواهد بود. اروپا مانند گذشته همچنان انبار مستقلی برای زباله‌های رادیواکتیوی در اختیار ندارد. نمایندگان پارلمان اروپا از کشورهای عضو خواسته‌اند که تا محلی برای دفن زباله‌های اتمی بیابند. اما این هدف هنوز دور از دسترس است.

تصمیم جدید سوئد

فرانسه، ایتالیا، انگلیس و اکنون سوئد طرح ساخت نیروگاه‌های اتمی جدیدی را پیش کشیده‌اند. اگر این طرح‌ها به واقعیت بپیوندند، در آینده‌ای نزدیک شاهد دوران نوزایش انرژی هسته‌ای خواهیم بود. دولت راست‌گرای سوئد، امروز خروج از معاهده‌ی اتمی خود را اعلام و ساخت نیروگاه‌های جدید به‌جای نیروگاه‌های قدیمی را در دستور کار قرار داده‌اند.

نشانه‌های دیگری نیز از گسترش برنامه‌های اتمی چین و هند خبر می‌دهند و روسیه قصد دارد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را برای ایران تا پایان سال جاری به‌انجام برساند. نشست زمستانی انجمن انرژی اتمی آلمان در برلین نیز می‌تواند با کامیابی همراه باشد؛ زیرا این گروه به خروج آلمان از معاهده‌ی اتمی و منع استفاده از انرژی هسته‌ای پس از انتخابات مجلس امیدوارست. سوئد خود را پیشتاز تأمین انرژی بدون آلودگی می‌‌داند. فردریک راینفلد نخست وزیر این کشور دوشنبه‌ی گذشته (۱۴ بهمن) تأکید کرد که در دوران کنونی مردم کشورش به نشانه‌های امید برای آینده‌ی تأمین انرژی نیاز دارند و دولت او تغییراتی در این زمینه ایجاد خواهد کرد.

هر چند که سوخت‌های فسیلی همواره کمیاب‌تر می‌شوند، اما این دلیل مناسبی برای گسترش نیروگاه‌های اتمی نیست. تجربه‌های ناخوشایند گذشته از جمله قطع برق در یک نیروگاه اتمی سوئدی و جاری شدن آب در انبار پایانی نیروگاه "آسه دو" در آلمان تردید عده‌ای را برانگیخته است.

مشکل اصلی انرژی هسته‌ای از دید کارشناسان یافتن محلی برای زباله‌های رادیواکتیو است. این مشکل به گفته‌ی والتر هوله‌فلدر، رئیس جدید انجمن اتمی آلمان، قابل حل است، اما درهیچ کشوری به‌طور کامل عملی نشده است.

گذشته از این تهیه‌ی اورانیوم با توجه به منابع بسیار کم آن دشوار و گران خواهد بود. امروزه استفاده از انرژی‌های جایگزین مانند انرژی باد، خورشید، توده‌ی طبیعی و گرمای زمین در حال پیشرفت‌های شایان توجهی‌ست. اگر قیمت چرخ‌های مورد نیاز نیروگاه‌های بادی در پی تولید انبوه همچنان کاهش یابد، نیروگاه اتمی تا چند سال دیگر از نظر اقتصادی مقرون به‌صرفه نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:39  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

دهن‌کجی به والنتینو، طراح مشهور ایتالیایی

دهن‌کجی به والنتینو، طراح مشهور ایتالیایی

 

در حاشیه‌ی هفته‌ی نمایش مد در ایتالیا، رمی‌ها یکی از پسران مشهور شهرشان را رنجاندند. والنتینو‌، طراح سرشناس دنیای مد نمی‌تواند صاحب موزه‌ای در این شهر شود. این‌روزها او و شهردار رم مشغول دادن اره و گرفتن تیشه هستند.

 

بحث و جدل میان والنتینو و مسئولان شهر رم، بر هفته‌ی نمایش مد در این شهر سایه‌ی انداخته است. آنطور که رسانه‌های ایتالیایی می‌گویند، موضوع اصلی این مرافعه به موزه‌ای بازمی‌گردد که شهردار سابق پایتخت، وعده‌ی تأسیسش را در تابستان سال ۲۰۰۷ و در زمان آخرین نمایش مد والنتینو، به او  داده بود. 

 

داستان از آنجایی آغاز می‌شود که مسئولان شهر رم اعلام کردند که قصد تأسیس یک موزه‌ی پنج هزار متر مربعی را در محل سابق بازار ماهی‌فروشان این شهر دارند. این به اصطلاح "خانه‌ی مد" قرار است نمایشگاهی از طراحی‌های تمام نام‌داران ایتالیایی دنیای مد باشد. اما از آنجایی که همیشه آدم‌های معروف تا اندازه‌ی زیادی خوش‌اشتها هستند، والنتینو هم از این قاعده مستثنی نبوده و گفته است که او تمام این پنج هزار مترمربع را برای خودش می‌خواهد.

 

پس از این حرف، نماینده‌ی شورای شهر رم در امور گردشگری و مد، سخنی را بر زبان رانده که باعث از کوره به در رفتن طراح ایتالیایی شده است. او گفته اگر والنتینو به موزه علاقه دارد، می‌تواند به عنوان "سردمدار" این پروژه باشد.

 

طبیعی است که این اظهار نظر بدون جواب باقی نمی‌ماند، از همین‌رو هم والنتینو به مسئولان شهر رم اطلاع داده است که «رم هرگز صاحب آرشیو تاریخی من نخواهد شد.» از سوی دیگر سخنگوی او هم تأکید کرده است که تا به حال والنتینو حتی یک نامه‌ی رسمی مبنی بر تغییر در برنامه‌هایی که پیش از این وعده داده شده بودند، دریافت نکرده است.

 

البته در این میان برخی از طراحان مد هم از تصمیم شورای شهر دفاع کرده‌اند. لورنزو ریوا، یکی از همین طراحان اظهار داشته «اگر والنتینو یک موزه‌ی شخصی می‌خواهد، بهتر است خودش یکی برای خودش بسازد.»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:56  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

دافنه دوموریه(اشنایی با مشاهیر)(Daphne Du Maurier)

دافنه دوموریه (Daphne Du Maurier) در 13 مه سال 1907 در لندن به دنیا آمد. وی دومین دختر سر جرالد دوموریه هنرپیشه و تهیه‌کننده معروف نمایش در انگلستان است. تحصیلات خود را در انگلستان گذراند و برای تکمیل معلومات خود به پاریس رفت. در پاریس شروع به نوشتن داستان‌های کوتاه نمود و در سال 1913 اولین نوول او به نام "روح دوست‌داشتنی" منتشر گردید و متعاقب آن دو نوول دیگر او به طبع رسید. اعتبار و اهمیت او با نوشتن بیوگرافی کامل و صحیح پدرش جرالد به نام "یک تصویر" و نول معروفش "میکده جامائیکا" آشکار شد. با انتشار "ربه‌‌کا" در سال 1938 جزو بزرگ‌ترین و معروف‌ترین نویسندگان معاصر درآمد و فیلمی که بر اساس این کتاب در سال 1940 توسط آلفرد هیچکاک ساخته شد نیز سهمی از جوایز اسکار را به خود اختصاص داد.

او و خانواده‌اش بیش از بیست سال در منابیلی اقامت کردند و اکثر آثارش را در همان‌جا به وجود آورده است. دافنه دوموریه با سر فردریک برونینگ که از امرای نیروی هوائی انگلستان است و مدت‌ها سمت فرماندهی گارد محافظت از کاخ سلطنتی و آجودانی دوک اینبورگ را داشته است، ازدواج کرد .دیگر آثار این نویسنده: "برجیس بود"، "دخترعموی من راشل"، "زنجیر عشق"، "کوهستان"، "رؤیای من"، "رازهای زندگی یک زن"، "مادام دو وال"، "ایزولدا"

 
 مطالب مرتبط 
کتابی برای زندگی خالق ربکا
مهمانخانه جامائیکا
ربه‌کا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:20  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

فروغ فرخ‌زاد؛ خاطره‌ی ماندگار


فروغ فرخ‌زاد؛ خاطره‌ی ماندگار

 
آرامگاه فروغ فرخزاد در ظهیرالدوله

پنجشنبه ۲۴ بهمن، سالروز در گذشت فروغ فرخزاد بود؛ شاعری که ۳۲ سال بیشتر عمر نکرد اما به یکی از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران تبدیل شد. فروغ با انتشار پنج مجموعه شعر درهای تازه­ای به روی شعر امروز گشود و تاثیر فراوانی بر شاعران پس از خود گذاشت.

 

مرگ غیرمنتظره‌ی فروغ فرخزاد در یک تصادف رانندگی، هنگامی رخ داد که شاعر تازه تولدی دیگر را آغاز کرده بود. «تولدی دیگر» عنوان چهارمین مجموعه شعری است که فروغ در زمان حیات منتشر کرد و انتخاب این عنوان اتفاقی نبود. فروغ پس از انتشار سه مجموعه‌ی "اسیر"، "دیوار" و "عصیان" در مصاحبه‌ای می‌گوید «من سی ساله‌ام و سی سالگی برای زن سن كمال است، اما محتوای شعر من سی ساله نيست، جوانتر است. اين بزرگترين عيب من است. بايد با آگاهی و شعور زندگی كرد. من مغشوش بودم.» این سخنان اغراق‌آمیز و فروتنانه است. شعرهای "تولدی دیگر" که انتشار آن حادثه‌ای بزرگ در تاریخ شعر معاصر محسوب می‌شود، همه پیش از سی سالگی شاعر سروده شده‌اند. مجموعه آخر شعرهای فروغ "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" نام دارد که هفت شعر او را در برمی‌گیرد.

از غزلسرایی تا قله‌ی شعر مدرن

فروغ  سرودن شعر را در ۱۳ و ۱۴ سالگی  با غزلسرایی آغاز کرد. پس از آن به سبک نیمایی شعرهای بعضا احساساتی و رمانتیکی سرود که در فاصله‌ی هفده تا بیست و دو سالگی در سه مجموعه منتشر شد. فروغ با انتشار همین شعرها، که خود آن‌ها را خام و جوان می‌خواند، بی‌پروایی و جسارتی از خود نشان داد که در شعر زنان کم‌سابقه بود و توجه بسیاری از خوانندگان و منتقدان را به او جلب کرد.

شعرهای مجموعه‌ی تولدی دیگر با زبان و نگاهی کاملا متفاوت با شعرهای قبلی فروغ، سادگی و عمق حیرت‌آوری دارند. شاعر در شعری که نام مجموعه از آن گرفته شده می‌سراید:

[...]
دستهايم را در باغچه می‌كارم
سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهريم
تخم خواهند گذاشت

گوشواری به دو گوشم می‌آويزم
از دو گيلاس سرخ همزاد
و به ناخن‌هايم برگ گل كوكب می‌چسبانم

كوچه‌ای هست كه در آنجا
پسرانی كه به من عاشق بودند، هنوز
با همان موهای درهم و گردن‌های باريك و پاهای لاغر
به تبسم‌های معصوم دختركی می‌انديشند كه يكشب او را
باد با خود برد
[...]

عکسهای مراسم خاکسپاری

فروغ در سی و دو سالگی درگذشت و یک روز پس از مرگ در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. جمع بزرگی از مشهورترین هنرمندان و نویسندگان آن زمان جنازه شاعر را تا گور بدرقه کردند. یحیی دهقان‌پور از این مراسم عکس‌هایی گرفته که تا چهارم بهمن ماه امسال بسیاری از آن‌ها را کسی ندیده بود. دهقان‌پور چهل و دو سال پس از مرگ فروغ ۴۰ قطعه از عکس‌های مراسم خاکسپاری او را در گالری راه ابریشم در تهران به نمایش گذاشت. عنوان این نمایشگاه با نگاهی به شعر تولدی دیگر " آن روز فروغ را در باغچه کاشتند" بود. دهقان‌پور که امروز از استادان به نام عکاسی ایران است، در مراسم خاکسپاری فروغ ۲۵ سال داشت. او در عکس‌های مراسم خاکسپاری چهره‌ی غمگین و بهت‌زده‌ی نامدارانی چون ابراهیم گلستان، جلال آل‌احمد و احمد شاملو را ثبت کرده است. متاسفانه این نمایشگاه منحصر به فرد که تا بیستم بهمن ماه ادامه داشت، در رسانه‌ها و در میان اهل هنر، بازتابی متناسب با اهمیت موضوع و عکاس نیافت.

می‌خواستم یک زن یعنی یک انسان باشم

روی جلد مجموعه‌ی آثار فروغ :  روی جلد مجموعه‌ی آثار فروغ فروغ فرخزاد در شانزده سالگی ازدواج کرد. این ازدواج، به رغم عشق و علاقه شدید میان او و همسرش پرویز شاپور، چند سال بعد به جدایی انجامید. فروغ دو سال پس از جدایی، سال ۱۳۳۵ برای تحصیل و اقامت در ایتالیا ایران را ترک کرد. او در سفرنامه‌اش یکی دیگر از دلایل این کار را رهایی از «فشار زندگی، فشار محیط و فشار زنجیرهایی که به دست و پایم بسته بود» عنوان می‌کند. فروغ می‌نویسد «من می‌خواستم "یک زن" یعنی "یک انسان" باشم.» در یادداشت‌های سفرش می‌خوانیم «در آن روزها من در غاری زندگی می‌کردم که در ظلمت آن راه فرار به طرف روشنایی را گم کرده بودم. در روح من هیچ چیز جز تاریکی و سرگردانی مطلق حکومت نمی‌کرد و وقتی دست‌هایم را دراز میکردم، هیچ چیز که دست‌هایم را پرکند و عطش جست و جو را در روحم فرونشاند در اطرافم وجود نداشت.»

آشنایی با ابراهیم گلستان

فروغ فرخزاد در دوران اقامت در اروپا بیش از پیش به کار فیلم و سینما علاقمند می‌شود. این علاقه به آشنایی با ابراهیم گلستان، فیلمساز و داستان‌نویس بزرگ معاصر می‌انجامد که در تحول زندگی و کار هنری او تاثیری بسیار دارد. ساخت فیلم مستند "خانه سیاه است" و انتشار تولدی دیگر که به گلستان تقدیم شده، به سال‌های پس از این آشنایی بازمی‌گردد. زمستان ۱۳۴۳، همزمان با سی سالگی فروغ، جایزه‌ی بهترین مستند جشنواره اوبرهاوزن به فیلم "خانه سیاه است" اهدا می‌شود. فروغ که فعالیت‌های دیگری نیز در زمینه فیلم‌سازی، بازیگری، و ترجمه داشت در اوج خلاقیت و در ابتدای تولدی دوباره از میان رفت. اما شهرت و محبوبیت او پیش از مرگش آغاز شده بود. شعر فروغ را نخستین صدای زنانه‌ی تاریخ ادبیات ایران می‌خوانند که تاثیری عمیق بر شاعران پس از خود گذاشت.

شعرهای ممنوع

فروغ یکی از معدود شاعران معاصر است که شعرهایش پس از حدود نیم قرن همچنان در سطحی وسیع منتشر و با شوق خوانده می‌شود. کتاب‌های فروغ در داخل و خارج از ایران بارها به شکل‌های گوناگون منتشر شده است. یکی از کامل‌ترین مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد با ویرایش بهنام باوندپور در آلمان منتشر شد. باوندپور در این مجموعه‌ی دو جلدی با گردآوری همه‌ی کارهای چاپ شده‌ی شاعر و مقایسه چاپ‌های مختلف

انجام شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 9:48  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

جلوه‌های دلدادگی

جلوه‌های دلدادگی در دو فیلم عرضه شده در برلیناله

 

«غول» و «ماموت» از فیلم‌هایی هستند که در این دوره از جشنواره برلین، در کنار فیلم‌های دیگر بر سر کسب خرس طلایی رقابت می‌کنند. در این دو فیلم، عشق، عاطفه و دلدادگی به تصویر کشیده شده‌اند. هر دو فیلم محصول مشترک چند کشورند.

 

فیلم «غول» یا «غول آسا» که در بخش مسابقه جشنواره سینمایی برلین شرکت دارد، اثری از آمریکای لاتین است که در تهیه آن اوروگوئه و ارژانتین و چند کانال تلویزیون اروپایی سهیم بوده‌اند.

 

این فیلم سینمایی که به زبان اسپانیول به نمایش در آمد، اولین فیلم بلند آدریان بینیز است که پیش از این دو فیلم کوتاه موفق ساخته و در همان کارهای کوچک تسلط خود را بر بیان تصویری نشان داده است.

 

فیلم داستانی ساده و کوچک دارد که آن را با مهارت پیش می برد. طرح یک خطی و فشرده ی فیلم با تنها دو هنرپیشه اصلی، فیلم را به کارهای خوب سهراب شهید ثالث و عباس کیارستمی، سینماگران ایرانی و اکی کوریسمکی، فیلمساز فنلاندی نزدیک می‌کند. لحن فیلم اما برخلاف آثار سینماگران یادشده شاد و بشاش است.

 

فیلم یک داستان عشقی جمع و جور را روایت می‌کند: مرد تنومند ٣٥ ساله‌ای به نام خارا به خاطر هیکل قوی و بزرگش مشاغل نگهبانی را به عهده می‌گیرد. او مأمور کنترل یک فروشگاه است و در «دفتر حراست» فروشگاه با دوربین‌های ویدیویی، کارکنان و خدمه را زیر نظر دارد تا کالاهای فروشگاه را کش نروند.

 

خارا زندگی خالی و یکنواختی دارد. گذران او به کار ملال‌انگیز شبانه و تماشای تلویزیون و بازی‌های کامپیوتری خلاصه می‌شود. او مثل بچه‌ای غول پیکر بازیگوش است و به خاطر هیکل نخراشیده و خجالتی بودن هیچ رابطه‌ای با زنان ندارد، درحالیکه طی چند صحنه گویا نشان می‌دهد که با طبعی حساس و ظریف تشنه رابطه‌ای عاطفی است.

 

او با کنترل شبانه نسبت به زن جوانی به نام خولیا حساس می‌شود و به تدریج زن به مرکز زندگی او بدل می‌شود. او در زندگی زن کنجکاوی نشان می‌دهد و همه جا به تعقیب او می پردازد. در می یابیم که زن نیز زندگی خالی و بی‌نشاطی دارد، اما برخلاف خارا فعال است و می‌کوشد بر تنهایی و یکنواختی زندگی خود غلبه کند.

 

علاقه خارا به زن جوان رابطه‌ای یکطرفه و غیرفعال است، تا اینکه اخراج زن از فروشگاه فرصتی به او می دهد تا عزم خود را جزم کند و به دلدادگی خود شکلی فعال بدهد. او که اخراج زن را از فروشگاه ظالمانه می‌داند، با طغیانی خشم آلود کاری می‌کند تا او را نیز از فروشگاه اخراج کنند. او به این ترتیب همبستگی خود را با زن نشان می دهد.

 

در آخرین صحنه فیلم که زن در کنار دریا تنها نشسته، خارا را می‌بینیم که سرانجام بر بزدلی و تردید خود غلبه می‌کند و به سوی زن می‌رود. زن با لبخندی زیبا او را پذیرا می شود. گفت‌وگوی آنها شنیده نمی‌شود: تنها آوای دریاست که به جای آن دو سخن می گوید.

 

فیلم صمیمانه و دلنشین غول با بیان تصویری قوی، میزانسن دقیق و ریتم مناسب حاصل کار فیلمسازی جوان است که دستمایه خود را به خوبی می شناسد، به تماشاگر احترام می‌گذارد و قصد ندارد او را با پرگویی و ترفندهای فنی مسحور کند.

 

آخرین نسل انسان!

 

لوکاس مودیسون، کارگردان سوئدی، فیلم «ماموت» را با سرمایه بین‌المللی ساخته است.

 

صحنه‌ای از فیلم «ماموت» :  صحنه‌ای از فیلم «ماموت»داستان فیلم در دو قاره و سه کشور (آمریکا و تایلند و فیلیپین) می‌گذرد. یک زوج جوان موفق نیویورکی زندگی خوب و مرفهی دارند. مرد کارشناس برجسته بازی های کامپیوتری است (با بازی گال گارسیا برنال) و زن، جراحی فعال و پرکار است (با بازی میشل ویلیامز).

 

زن و مرد برای موفقیت شغلی خود بهای سنگینی می‌پردازند. آنها با درآمد خوب به رفاهی بالا رسیده‌اند، اما برای زندگی خانوادگی وقت ندارند. هر برنامه مشترک آنها با یک مأموریت یا گرفتاری شغلی به هم می‌ریزد. آنها نگه داری از دختر هشت ساله خود را به زنی فیلیپینی سپرده‌اند که خود دو پسر خردسالش را در وطن رها کرده و برای درآمد بیشتر به ایالات متحده آمده است. زندگی زناشویی زوج جوان که با ظاهری مرفه، پایدار می‌نماید، با سفر کاری مرد به بانکوک (پایتخت عیاشی‌های آنچنانی) به هم می‌ریزد.

 

بدین ترتیب داستان فیلم «ماموت» در سه کشور دنبال می‌شود: در نیویورک که پایگاه خانواده است، در بانکوک که مرد به دنبال موفقیت مالی بحرانی عاطفی را تجربه می‌کند، و در فیلیپین که دو پسربچه، چشم به راه مادر خود هستند. از این نظر فیلم تا حدی به ساختمان فیلم بابل ساخته آلخاندرو گونزالس، فیلمساز مکزیکی شباهت دارد، بی‌آنکه البته از نیروی تأثیر آن برخوردار باشد.

 

فیلم پیامی روشن دارد که زیاد هم تازه نیست؛ در روند جهانی شدن، انسان در پرتو «نظم نوین جهانی» به رفاهی بی‌سابقه می‌رسد، اما زندگی از معنا و ارزش درونی تهی می‌شود. پیوندهای عاطفی رنگ می‌بازد و جای خود را به روابط ماشینی می‌دهد. با ادامه این وضعیت دوزخی بعید نیست که در آینده‌ای نه چندان دور، نوع بشر نیز، مانند ماموت‌ها، به سوی انقراض برود.

 

فیلم سینمایی «ماموت» با امکانات مناسب و بودجه‌ای سنگین تولید شده، اما تا حد زیادی به پرگویی و آشفتگی ساختاری گرفتار است. فیلم نمی‌تواند میان شخصیت‌ها و فضاهای گوناگون تعادلی مناسب ایجاد کند و حتی تماشاگر آسان‌گیر را هم نومید می‌کند.‌

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:29  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

هشت قلوها

دومین هشت قلوهای تاریخ در آمریکا متولد شدند

برای دومین بار در تاریخ علم پزشکی ، مادری در ایالت کالیفرنیای آمریکا ، هشت فرزند به دنیا آورد .

 نخستین باری که زنی در جهان هشت قلو زائیده بود ، در سال 1998 و باز هم در آمریکا بود که هنوز هفت فرزند هنوز زنده اند و در پایان سال 2008 میلادی ، جشن تولد ده سالگی خود را به همراه مادرشان جشن گرفتند.

 و اما هشت نوزاد اخیر ، شش پسر و دو دختر کاملأ سالم هستند و وزن آنها از 820 گرم تا یک کیلو و نیم می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:19  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

خطر جدیدی که آبهای خلیج فارس را تهدید می کند


 

خطر جدیدی که آبهای خلیج فارس را تهدید می کند

جلبک های دریایی

جلبک های دریایی

پس از آلاینده های نفتی و یا شیمیایی و همچنین مشکلات ناشی از فاضل آب ها که به آب دریا روانه می شوند، بلای دیگری گریبانگیر آب های خلیج فارس شده است و تعادل زیست محیطی آنرا شدیدأ به خطر انداخته است.

این پدیده که "کشند قرمز" نام دارد، جلبکی است که به سرعت رشد کرده، از طرفی سبب کاهش اکسیژن آب شده، بوی تعفن ایجاد می کتند و از سوی دیگر آبزیان را از بین می برد.

افزایش و رشد و توسعۀ این جلبک در ماه های اخیر سبب شده بخشی از سواحل خلیج فارس کاملأ تغییر رنگ دهند و از آبی رنگ به سرخی و حتی سیاهی تبدیل شوند.

این پدیده کاملأ صنعت ماهیگیری را متوقف کرده و کار به جایی رسیده که سازمان حفاظت از محیط زیست ایران تصمیم گرفته است تا یک کمیتۀ اختصاصی برای مقابله با "کشند قرمز" را راه اندازی کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:17  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

غزه: از میانه ویرانه ها


غزه: از میانه ویرانه ها

جرمی بوئن، سردبیر خبرهای خاورمیانه در بی بی سی حملات نظامی 22 روزه اسرائیل در غزه را پوشش داد و اکنون در برنامه تلویزیونی پانوراما درباره نتیجه بمباران پی در پی این منطقه باریک که جمعیت متراکمی را در خود گنجانده است، گزارش می دهد.

آنچه در ادامه می خوانید یکی از این گزارش هاست که دوشنبه شب (9 فوریه)، از تلویزیون بی بی سی پخش شد:

دختران و خواهرزاده دکتر عزالدین ابوالعیش در آتشبار ارتش اسرائیل در غزه کشته شدند

در جریان جنگ، ارتش اسرائیل حدود 1300 فلسطینی - مردان مسلح، غیرنظامیان و صدها کودک - را کشت. این نیروها هکتارها خانه و محل کسب و کار را ویران کردند.

اگر آسیب های واردشده به خاطر هدفی موجه و یا واکنش نظامی متناسبی نبوده باشد، تخریب بی دلیل انگاشته می شود که ناقض قوانین جنگ است. تاثیر دیگری که این گونه تخریب ها در پی دارند، افزایش میزان نفرت از اسرائیل است چون هر تله خاک و ویرانه ای که به جای مانده یا خانه کسی است یا محل کسب و کارش.

اسرائیل می گوید که کارزاری که به راه انداخت، موجه بوده است. ارتش این کشور نمی خواهد به سوالاتی که ما در باره جزئیات این حملات پرسیدیم، پاسخ بدهد و می گوید سرعت تحقیقات در این باره با مقتضیات رسانه ها تنظیم نمی شود بلکه با روند کاری در ارتش هماهنگ می شود.

اما اسرائیل یک گزارش را در باره حملات در غزه منتشر کرده است. این گزارش در باره حمله به خانه دکتر عزالدین ابو العیش، دکتر فلسطینی است که سه دختر و خواهرزاده اش را در آتشبار تانک های اسرائیلی از دست داده است.

ارتش اسرائیل گفته است حمله ای که را صورت داده اقدامی عاقلانه بوده است.

وقتی با میر شطریت، وزیر کشور اسرائیل که عضو کابینه امنیتی این کشور نیز هست، ملاقات کردم ماجرای این دکتر را با او مطرح کردم و از او پرسیدم چگونه این حمله می توانسته عاقلانه باشد.

شطریت می گوید حماس باعث کشته شدن 1300 نفر فلسطینی در غزه شده است

آقای شطریت گفت: "ما خیلی از این بابت متاسفیم اما برای این اتفاق باید حماس را شماتت کنید. حماس از داخل محله های پرجمعیت به اسرائیلیان شلیک می کند و تسلیحات خود را در این منطقه ها انبار می کند. حتی اگر در خانه دکتر ابوالعیش سلاحی پنهان نشده بوده در نزدیکی آن انبار تسلیحات حماس بوده است. ما چاره نداشتیم."

وزیر کشور اسرائیل در واکنش به این موضوع که شمار تلفات دو طرف نامتناسب بوده و تعداد کشته شدگان فلسطینی در سه هفته عملیات نظامی اسرائیل در غزه صد برابر اسرائیلیان بوده است، گفت: "اکثر کشته شدگان جنگجویان بوده اند. ما به 250 هزار شماره تلفن زنگ زدیم و گفتیم که جانشان در خطر است. صدها کودکی که کشته شدند به خاطر این بوده که حماس از آنها به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است."

به او گفتم آیا به این ترتیب شما می گوئید که کشته شدن فلسطینیان تقصیر خود آنها بوده است؟ میر شطریت حماس را مقصر کشته شدن آنها دانست.

حماس خواستار آتش بس با اسرائیل شده است اما وزیر کشور اسرائیل این گروه را دروغگو می خواند و می گوید که حماس به دنبال نابود کردن کشور اسرائیل است.

به دیدن دکتر عزالدین ابوالعیش در منزلش در اردوگاه جبلیه در نوار غزه رفتم. او مردی است که سال های متمادی برای صلح میان فلسطینیان و اسرائیلیان مبارزه کرده است.

ارتش اسرائیل می گوید دو گلوله تانک زمانی آتش شده است که سربازانش فکر کرده اند خبرچین های گروه حماس را در یک ساختمان دیده اند. ارتش اسرائیل می گوید در محله ای که ساختمان در آن قرار داشته، نبرد در جریان بوده است.

اتاقی که دختران و خواهرزاده دکتر فلسطینی در آن کشته شدند مثل اتاق خیلی از نوجوان های همسالشان بود

دکتر ابوالعیش می گوید وقتی حمله صورت گرفته این محله آرام بوده است.

دخترها و خواهرزاده دکتر عزالدین به قدری احساس امنیت در این ساختمان می کردند که در اتاقی در کنج آپارتمان نشسته بودند و تکالیف مدرسه خود را انجام می دادند.

وقتی من از این ساختمان دیدن کردم، اتاقی که دخترها در آن کشته شده بودند، هنوز دست نخورده بود.

اتاقی بود مثل اتاق خیلی از نوجوان های همسال آنها، با میز تحریر، کامپیوتر، پوستر روی دیوار، عروسک های پارچه ای ... اما بعد از حمله، تکه پاره و از هم دریده شده.

جای گلوله روی تمام دیوارهای باقی مانده از این اتاق دیده می شد؛ وسایل آنها روی زمین، در هم و برهم، همه جا پراکنده بود. خونی که روی یک دیوار می دیدم باقیمانده مغز متلاشی شده یکی از دخترها بود. سر یکی دیگر هم در گوشه ای دیگر در اثر انفجار متلاشی شده بود.

دکتر عزالدین در محل دفن اعضای خانواده اش به من از آرزوهای دخترانش و خواهرزاده اش می گوید؛ از این که یکی می خواسته پزشک شود و دیگری روزنامه نگار.

در جنگ هایی که میان گروه های کوچک مانند حماس و ارتش های ملی بزرگ مانند ارتش اسرائیل رخ می دهد، طرف پیروز، بسته به نحوه تعبیر و تفسیرها و نظرهای مختلف تعیین می شود.

برای حماس همین که هنوز می تواند بگوید کنترل غزه را در دست دارد و هنوز هم در برابر اسرائیل مقاومت می کند، فرقی با پیروزی ندارد.

همه فلسطینی هایی که من ملاقات کردم - از جمله مخالفان حماس که می گویند راکت پرانی های بی پروای این گروه اسرائیل را تحریک به حمله کرده بود، بر این باورند که حملات اسرائیل جنایت کارانه بوده است.

حرف زدن با اعضای گروه حماس آسان نیست. رهبران ارشد حماس پنهان شده اند چون معتقدند هدف حمله اسرائیل هستند.

'ما از مناطق باز و خالی برای حمله به اسرائیل استفاده کردیم'

اما ما توانستیم با یکی از اعضای "گردان شهدای عزالدین القسام"، شاخه نظامی حماس، حرف بزنیم. او که در حین گفتگو صورت خود را با پارچه پوشانده بود، خود را ابو حمزه معرفی کرد.

به او گفتم اسرائیل می گوید دلیل این که شمار زیادی غیرنظامی فلسطینی در نوار غزه کشته شدند این بوده که شاخه نظامی حماس از ناحیه های غیرنظامی نشین دست به راکت پرانی زده و برای انجام عملیات خود از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است.

او گفت به پیکارجویان دستور داده شده بود که از فضاهای خالی و باز به سمت اسرائیلیان آتش کنند. حماس از غزه در برابر حملات اسرائیل دفاع کرده است و اسرائیل دروغ می گوید که از غیرنظامیان به عنوان سپر انسانی استفاده شده است.

در منشور حماس آمده است که سرزمین فلسطین متعلق به مسلمانان است و به این ترتیب جایی برای کشور اسرائیل وجود ندارد. از او پرسیدم آیا حماس می خواهد کشور اسرائیل را نابود کند. او گفت: "ما در گردان عزالدین القسام انعطاف داریم. به آنچه در جریان است نگاه می کنیم و می بینیم که سرزمین ما اشغال شده است. در این باره که شکی وجود ندارد. همه جهان این واقعیت را می داند پس ما چه کار باید بکنیم."

از او پرسیدم که اگر نوار غزه، کرانه باختری و بیت المقدس به فلسطینیان داده شود، آیا حماس سلاح به زمین خواهد گذاشت؟

این عضو گردان شهدای عزالدین القسام در پاسخ گفت: "ما می خواهیم در صلح زندگی کنیم. نوار غزه و کرانه باختری را به ما پس بدهند و گذرگاه ها را باز کنند و محاصره را لغو کنند. ما هم برای چند سال - مثلا 10-15 سال با آنها همزیستی صلح آمیز خواهیم داشت بعد از آن هم، به نسل های فلسطینی آینده بستگی دارد که چگونه با اسرائیلیان رفتار کنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 6:28  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

داستان های 'حسنی'

 

خالق داستان های 'حسنی' درگذشت

منوچهر احترامی

منوچهر احترامی از نویسندگان مجله گل آقا و بچه ها گل آقا بود

منوچهر احترامی، طنزپرداز ایرانی، شاعر، نویسنده کودکان و پژوهشگر درگذشت.

آقای احترامی روز ۲۲ بهمن در اثر عارضه قلبی در سن ۶۷ سالگی در تهران درگذشت.

از مشهورترین آثار آقای احترامی داستان های "حسنی" است که در میان آن داستان "حسنی نگو یه دسته گل" یکی از مشهورترین آثار او و یکی از محبوب ترین داستان ها نزد کودکان ایرانی است.

سوژه این داستان که زبانی شعر گونه دارد، پسر بچه نامرتبی است که می خواهد باحیوانات مختلف دوست شود اما حیوانات به علت نامرتبی اش با او صحبت نمی‌کنند، اما سرانجام این پسر بچه به حمام می‌رود و تمیز می‌شود و حیوانات هم با او دوست می شوند.

آقای احترامی در مصاحبه ای تیراژ این کتاب را بیش از ۵ میلیون نسخه عنوان کرده بود.

او متولد سال ۱۳۲۰ در تهران بود. آقای احترامی در مدرسه دارالفنون در رشته ادبی تحصیل کرده بود و از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس حقوق داشت.

او از طنزنویسان مجله فکاهی "توفیق" بود که همکاری اش را با این مجله از سن ۱۷ سالگی آغاز کرد. او پس از انقلاب نیز با انتشار مجله طنز گل آقا از نویسندگان ثابت آن بود.

آقای احترامی سابقه فعالیت در مجله تهران مصور و فرودسی را هم در کارنامه خود داشت و مدتی هم در برنامه "صبح جمعه با شما" که از برنامه های تفریحی رادیو ایران بود فعالیت کرد.

او بیش از ۵۰ کتاب داستان برای کودکان نوشته است که عمده این کتاب ها در اوایل دهه شصت همزمان و در روزهای اوج جنگ هشت ساله ایران و عراق منتشر شد و برخی از آن نیز هم اینک تجدید چاپ می شود.

آقای احترامی در سال‌های اخیر با حضور در کلاس‌های طنزنویسی مؤسسه‌ گل‌آقا و دفتر طنز حوزه‌ هنری، تجربیاتش را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌داد. موسسه گل آقا با انتشار اطلاعیه ای درگذشت آقای احترامی را به جامعه فرهنگی ایران تسلیت گفته است.

مراسم تشییع پیکر منوچهر احترامی روز جمعه ۲۵ بهمن‌ماه از مقابل تالار وحدت تهران برگزار می‌شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:29  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

تاثیر استاتین در جلوگیری از سکته قلبی و مغزی

 تاثیر استاتین در جلوگیری از سکته قلبی و مغزی

استاتین

استاتین موجب کاهش میزان کلسترول می شود

تا کنون داروهای حاوی استاتین فقط برای پائین آوردن کلسترول بیمارانی که میزان کلسترول خونشان بیش از حد طبیعی است و یا دچار بیماری های قلبی اند تجویز می شد.

بالا بودن میزان کلسترول می تواند موجب بیماری های قلبی و سکته قلبی یا مغزی شود.

ولی نتیجه تحقیقاتی که به تازگی صورت گرفته نشان می دهد که حتی افراد سالم نیز با مصرف استاتین می توانند خطر ابتلا به بیماری ها و سکته قلبی را تا حدود 50 درصد کاهش دهند.

پرفسور راجر بویل مدیر ملی مرکز بیماری های قلبی و سکته در بریتانیا، می گوید با این نتیجه گیری، دولت بریتانیا باید اکنون به این مسئله رسیدگی کند که آیا برای کسانی هم که هیچ نشانی از بیماری ندارند، داروهای حاوی استاتین تجویز شود یا نه.

پرفسور بویل می گوید افزایش تعداد کسانی که از استاتین استفاده می کنند می تواند هر سال جان هزاران نفر را نجات دهد.

در حال حاضر داروهای حاوی استاتین برای کسانی تجویز می شود که دارای بیماری های قلبی هستند. تعداد این بیماران در انگلستان و ولز، به 4 میلیون نفر می رسد.

با تعمیم استفاده از این داروها، تعداد مصرف کنندگان این داروها به دست کم 7 میلیون نفر خواهد رسید.

پرفسور بویل خاطر نشان می سازد که اجرای این برنامه بستگی به این دارد که تا چه اندازه سازمان بهداشت رایگان بریتانیا آمادگی اجرای آن را خواهد داشت و تا چه حد اشخاصی که احساس سلامت می کنند حاضر به استفاده از استاتین برای پیشگیری از بیماری های قلبی خواهند بود.

طبق دستورالعملی که اکنون در بریتانیا اجرا می شود استاتین تنها به کسانی که دارای علایم بالینی بیماری های قلبی هستند و نیز اشخاصی که احتمال دچار شدنشان به این بیماری ها در 10 سال آینده، 20 درصد یا بیشتر است داده می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:24  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

کامو، آلبر (اشنایی با مشاهیر) Camus, Albert

 

کامو، آلبر Camus, Albert رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس و مقاله‌نویس فرانسوی (1913-1960) کامو در الجزایر زاده شد، پس از پایان تحصیلات عمیق و وسیع در ادب و فلسفه، در الجزایر به تدریس پرداخت و به علل مزاجی دنباله آن را رها کرد و به تئاتر روی آورد. در 1935 گروه تئاتر "اکیپ" L’Equipe را به وجود آورد که از گروه جوانان پیشرو تشکیل شده بود و تا 1938 کارگردانی نمایشنامه‌ها و سرپرستی آن را برعهده داشت؛ پس از آن در شمال افریقا یا در پاریس به روزنامه‌نگاری پرداخت. میان سالهای 1937 و 1941 آثاری درباره جنگ انتشار داد که او را به شهرت رساند. در 1937 "پشت و رو" L’Envers et l’ Endroit را انتشار داد که مجموعه‌ای بود از خاطرات و در 1938 "مراسم ازدواج" Noces را. اثری کوتاه، آمیخته با نگرانی که در آن احساس درباره عالم طبیعت به نوعی عرفان وتصوف می‌رسید. در 1942 "بیگانه" L’ Etranger کامو را به توده وسیع مردم شناساند و موفقیت فراوان به دست آورد. کامو در این رمان بیهودگی و پوچی دنیایی را نشان می‌دهد که آدمی از سازش با آن عاجز می‌ماند. "افسانه سیزیف" Le Mythe de Sisyphe (1942) مقاله‌ای فلسفی است که کامو در آن مانند "ژان پل سارتر" فلسفه اصالت وجود انسان Existentialisme را عرضه کرده است. کامو سالها از دوستان و همکاران و همفکران نزدیک سارتر بود و به هنگام اشغال فرانسه به وسیله آلمان نازی به نهضت مقاومت پیوست و چون سارتر از پیشروان طبقه روشنفکر این نهضت گشت و پس از مدتها آوارگی در شهرستانها و مناطق به ظاهر آزاد، در پاریس مقیم شد و در سازمان انتشارات گالیمار به کار پرداخت. در 1944 نمایشنامه "سوءتفاهم" Le Malentendu را برصحنه آورد. در این نمایشنامه کامو نشان می‌دهد که چگونه تقدیر از افراد بیگناه، جنایتکار می‌سازد. کامو از 1933 سردبیر روزنامه زیرزمینی "کومبا" Combat را برعهده گرفت و تا 1946 که فعالیت ادبیش را آشکار ساخت، به این کار اشتغال داشت. شعار روزنامه کومبا «از مقاومت تا انقلاب» بود. نمایشنامه "کالیگولا" Caligula در دسامبر 1945 اولین بار برصحنه آمد و پس از تجدید نظر در 1958 بار دیگر به نمایش گذارده شد. کامو در این اثر بیان می‌کند که هیچ مقیاس مشترکی میان عواطف و امیال و خواستهای ما و اراده تقدیر که بر ما حکومت می‌کند، وجود ندارد و یگانه راه آن است که آدمی به وسیله اعمال پوچ ارادی خود به پوچی سرنوشت پاسخ گوید و بدین طریق آزادی و رهایی خود را از تقدیر به دست آورد. "حکومت نظامی" L’etat de siege در 1948 بر صحنه آمد و نمایشنامه‌ای متوسط تلقی شد. در این نمایشنامه که ثمره همکاری کامو و "ژان لوئی بارو" Barrault است، با وجود توجه به اشغال فرانسه و وضعی که فرانسویها در برابر اشغالگران به خود می‌گیرند، پا از مسأله جاری فراتر گذارده شده است و قدرتهایی در آن عرضه گشته که به آدمی امکان می‌دهد تا در برابر تقدیر قد برافرازد. از این‌رو نمایش حکومت نظامی تا حدی درهم و دور از ذهن شناخته شد. نمایشنامه "دادگران" Les Justes (1949)، حدود عادلانه و منصفانه جنایت و ایجاد وحشت و ترس را تعیین می‌کند. کامو در ضمن کار تئاتر رمان "طاعون" La Peste را در 1947 منتشر کرد که اقبال فراوان و مداومی یافت و تا 1960 ششصد و پنجاه هزار نسخه از آن به فروش رفت و دامنه شهرت و افتخار کامو در فرانسه و خارج از آن گسترش داد و به دریافت جایزه منتقدان نایل آمد. موضوع رمان طاعون به ظاهر توصیف شهر طاعون‌زده اوران Oran است. شهری بازرگانی که در نظر کامو بسیار زشت می‌نماید و در آن عشق، ثروت و سودجویی، همه‌چیز را تحت‌الشعاع قرار داده است. در حقیقت طاعون اشاره‌ای است به زندگی مردم فرانسه به هنگام اشغال ارتش آلمان و همچنین اشاره‌ای به بدبختی مشترک بشر. از نظر کامو در جامعه طاعون‌زده هرگز عدالت و آزادی حکومت ندارد و سوداگران و پول‌پرستان بلایی چون طاعونند که جز مرگ ره‌آوردی برای جامعه به همراه نمی‌آورند. کامو پیوسته درصدد نابود ساختن ستمگری و خشونت و مکر وخدعه از پهنه جهان است . تسلیم در برابر ستمگری را خود گناهی بزرگ می‌شمرد، طغیان و ازنو ساختن را یگانه وظیفه بشر می‌داند و مقاومت و کوشش خستگی‌ناپذیر و مشترک را در برابر  تقدیر می‌ستاید. کامو به نیروی پایداری بشر ایمان دارد. در 1950 کامو مقاله‌های گوناگون خود را درباره سیاست، اجتماع و ادبیات که از 1944 تا 1948 انتشار داده بود، در مجموعه "نوشته‌های جاری" Actuelles فراهم آورد. انتشار کتاب "مرد عصیانگر" L’Homme revolte (1951)، تحلیلی از انقلاب روسیه، موجب شد که رابطه معنوی و همفکری کامو و سارتر قطع گردد. مناظره و مشاجره قلمی این دو متفکر با قطعه‌های گوناگون دیگر که میان سالهای 1948 تا 1953 نوشته شده بود، در دو جلد از مجموعه نوشته‌های جاری وجود دارد که در 1953 انتشار یافت. کامو از احساس و عواطف انسانی پشتیبانی می‌کرد، اما برای برقراری عدل راه خشونت و بی‌عدالتی را مطرود می‌دانست و انقلاب را از راه اعمال زور و آدم‌کشی محکوم می‌کرد، در حالی که سارتر معتقد بود که انسان در مبارزه ناچار از اعمال زور و خشونت است و کسی که بخواهد دور از پیکار بماند، چنان است که گویی با بیدادگران همکاری می‌کند. انسان مبارز چون سربازی است که باید در صف دیگران بجنگد نه به تنهایی. اختلاف کامو و سارتر در جریان جنگ الجزایر شدت یافت، کامو عشق ومسالمت، و سارتر مبارزه را برگزید. کامو برخلاف زمان جنگ دوم جهانی در جنگ الجزایر سکوت اختیار کرد و سارتر با شهامت از منافع مردم الجزایر دفاع کرد. کامو در 1953 به تئاتر بازگشت و نمایشنامه‌هایی از فاکنر Faulkner و داستایفسکی اقتباس و کارگردانی کرد. در 1954 مجموعه "تابستان" L’Ete را، شامل نوشته‌های گوناگون، انتشار داد و در روزنامه "اکسپرس" L’Express با فعالیت بسیار به کار پرداخت. در رمان "سقوط" La Chute (1956) به نظر می‌آید که کامو به جانب یأس و سرخوردگی کشیده می‌شود. انسانی که در رؤیای فضیلت بسر می‌برد، بی‌هیچ پروایی به شیطنت سوق داده می‌شود و با لحنی تلختر از طاعون از دشواریهایی سخن می‌گوید که در راه یافتن روشی عملی برای زندگی وجود دارد. راهی که هم با ادراک کلی از پوچی زندگی، سازگار باشد و هم در عین محدودیت و آزادی فردی، در رابطه انسانی با دیگران. کامو در 1957 در مجموعه "تبعید و دیار خویش" L’Exil et le Royaume شش داستان کوتاه فراهم آورد که موضوع همه آنها برادری در عالم بشریت و دشواریهایی است که در این راه وجود دارد. در همین سال یعنی 1957 کامو به دریافت جایزه ادبی نوبل نایل آمد و جوانترین نویسنده‌ای بود که این افتخار را به دست آورد. خطابه‌هایی را که به مناسبت دریافت این جایزه در سوئد ایراد کرد، در 1958 با عنوان "خطابه‌های سوئد" Discours de Suede انتشار داد. سومین جلد نوشته‌های جاری در 1958 به مسائل مربوط به الجزایر اختصاص یافته است. کامو در چهارم ژانویه 1960 در حادثه اتومبیل جان سپرد. قطعه‌های گوناگون چاپ نشده‌ای از آثار کامو مانند نمایشنامه "دون ژوان" Don Juan و رمان "نخستین بشر" Le Premier Homme پس از مرگش منتشر شد.

کامو در عین حال که در مجاورت نزدیک امور واقعی و جاری کشورش بسر می‌برد، از وقایع پا فراتر می‌نهاد تا به مسائل واقعی‌تر و والاتر دست یابد. شیوه بیان کامو به شیوه نگارش باب روز بستگی ندارد و از فصاحت و سادگی سبک کلاسیک برخوردار است.

 

 

 
 مطالب مرتبط 
نامه‌های کامو به سارتر منتشر شد
زندگی مطبوعاتی آلبر کامو در یک کتاب
"نام‌آوران فرهنگ" به جلد ششم رسید
"سقوط " کامو مجددا ترجمه شد
نه به طاعون / آلبر کامو
راستان
مرگ خوش
طاعون
سقوط
طاعون
سقوط
اسطوره سیزیف
بیگانه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 11:12  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

اتومبیل فوق العاده"

بوگاتی قدیمی بیش از سه میلیون یورو فروخته شد

یک اتومبیل بوگاتی قدیمی که مدت نیم قرن در حال خاک خوردن در گاراژی در منطقه تاینساید، در شمال انگلستان، بوده است در یک حراجی در پاریس، پایتخت فرانسه فروخته شد.

مرکز حراج بونامز در کاتالوگ خود کالای شماره 17403 را یک "نماد خودروسازی" که موتورش نیم قرن است روشن نشده، توصیف کرده بود.

اقوام دکتر هارولد کار، بوگاتی ساخت سال 1937، مدل 57-اس آتالانتا را در گاراژ منزل او در شهر نیوکاسل پیدا کردند. اقوام دکتر کار، او را فردی گوشه گیر توصیف کرده اند.

اولین مالک این اتومبیل "ارل هو" - نخستین رئیس کلوب "رانندگان مسابقات اتومبیل رانی بریتانیا" - بوده است. از این مدل بوگاتی فقط هفده عدد ساخته شده است.

"اتومبیل فوق العاده"

مرکز حراج بونامز برای ترغیب کردن خریداران به خریدن این خودرو در کاتالوگ خود آورده بود: "افتخار روشن کردن موتور "اس 26" این اتومبیل و شنیدن صدای آن که شبیه موتورهای توربینی است نصیب مالک جدید آن خواهد شد. ارل هو هنگام خریدن این بوگاتی از نمایشگاه اتومبیل سورل در سال 1937، از شنیدن صدای موتور آن به وجد آمده بود."

این اتومبیل مدت نیم قرن خاک می خورده است

در ادامه این توضیحات آمده: "یک بار دیگر بوگاتی 57502، اتومبیلی به واقع فوق العاده با مدارک بی عیب و نقص، در صحنه جهانی ظاهر می شود."

ارل هو این اتومبیل دو سرنشینه آتالانتا را پس از تکمیل ساخت در سال 1937 تحویل گرفت و مدت هشت سال مالکیت آن را در دست داشت.

ارل هو بعد آن را فروخت. این اتومبیل یکی دو دست چرخید تا سرانجام دکتر کار آن را در سال 1955 از لرد ریدلی، یکی از اشراف منطقه نورت آمبرلند خرید.

دکتر کار از این اتومبیل تا سال 1960 استفاده کرد اما بعد از آن تا پس از مرگ در سال 2007 در گاراژ منزلش پارک شده بود.

این اتومبیل فقط 26 هزار و دویست و هشتاد و چهار مایل مسافت را طی کرده است و در حراجی بونامز با قیمت سه میلیون و چهار صد و هفده هزار و پانصد یورو به فروش رسید.

بوگاتی 57-اس مورد علاقه زیاد کلکسیونرهاست و گفته می شود که دست کم چهار نمونه آن در موزه ملی اتومبیل مال هاوس فرانسه نگهداری می شود. باقی هفده اتومبیلی که ساخته شده است در مالکیت خصوصی قرار دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:48  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

جواکین فونیکس

 

اولین کنسرت جواکین فونیکس، هنرپیشه‌ی هالیوود

حدود سه ماه پیش بود که جواکین فونیکس، هنرپیشه‌ی ۳۴ ساله و برنده‌ی جایزه اسکار، رسما اعلام کرد که بازیگری را کنار خواهد گذاشت و تمام وقتش را روی موسیقی متمرکز خواهد کرد. اما اولین کنسرت او خواننده، چندان موفق نبود.

زمانی که جواکین فونیکس در نقش "جانی کش" خواننده‌ی پرآوازه‌ی آمریکایی ظاهر شد، بازی درخشانش آن‌قدر به مذاق آکادمی اسکار خوش آمد که با اهدای اسکار بهترین هنرپیشه‌ی مرد در سال ۲۰۰۶ از او قدردانی کردند. فونیکس بعد از آن در چند فیلم دیگر هم جلوی دوربین قرار گرفت، اما در ماه اکتبر سال ۲۰۰۸ به ناگاه اعلام کرد، فیلم "دو عاشق" آخرین نقش‌آفرینی او در سینما خواهد بود و قصد بازی در فیلم دیگری را ندارد. در عوض هواداران این هنرپیشه‌ی آمریکایی، می‌توانند شاهد کنسرت‌های او باشند، چون فونیکس دلیل کناره‌گیریش را از سینما، تمرکز بر "خوانندگی" خواند.

 

به تازگی کلوبی در شهر لاس‌وگاس، تبدیل به محل اجرای اولین کنسرت فونیکس شد و هنرپیشه‌ی دیروز، این بار در نقش یک خواننده‌ی رپ به روی صحنه رفت. از لحاظ ظاهری، فونیکس فاصله‌ی زیادی با روزهای سینمایی خود داشت و دیگر خبر از کت و شلوارهای مارکدار مخصوص فرش قرمز نبود، بلکه برعکس ریش پرپشت، شلوار جین گشاد و تا اندازه‌ای بدقواره به همراه یک کلاه بیس‌بال، لباس روی صحنه‌ی فونیکس را تشکیل می‌دادند.

 

فونیکس اجرایش را با گفتن این جمله آغاز کرد که «بعد از تمام آن سال‌هایی که فیلم‌نامه‌ها را خواندم، این بار شانس این را دارم که بالاخره مستقیم از قلبم بخوانم.» در طول اجرای کنسرت او بار دیگر تأکید کرد که واقعا با هنرپیشگی خداحافظی کرده است و خوانندگی هم برای او جنبه‌ی شوخی ندارد.  

 

البته کم‌تجربگی فونیکس در امر خوانندگی باعث شد تا در یک قسمت از اجرا ناگهان زیر پایش در برود و به این ترتیب از روی سن به میان جمیعت پرت شود. همین موضوع به همراه صدای ضعیف و کم جان باعث شد تا یکی از نویسندگان "لس آنجلس تایمز" اجرای فونیکس را ناموفق توصیف کند و در نقد خود این نکته را ذکر کند که: «همه‌ی ما دلمان می‌خواست که کنسرت فونیکس خوب شود.»

 

جواکین فونیکس در این کنسرت سه آهنگ از آلبوم جدیدش را اجرا کرد. هنوز تاریخ معینی برای انتشار آلبوم اعلام نشده است. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:9  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

کباب،سوشی!

خداحافظ کباب، به امید دیدار سوشی!

 

غذاهای فوری در شهر لوکای ایتالیا، حال و روز خوشی ندارند. تبعیض نژادی گریبانگیر غذاهایی شده که پیشینه‌ی ایتالیایی ندارند و اصالت این شهر را زیر سئوال برده‌اند. از نظر شورای شهر لوکا، گشودن رستوران‌های خارجی ممنوع است.

 

این روزها در شهر لوکا، واقع در شمال مرکزی ایتالیا، جنب و جوش خاصی به راه افتاده است. البته سال‌هاست که این شهر تاریخی با رفت و آمد توریست‌ها خو گرفته، اما این بار جنس این هیاهو با همیشه متفاوت است.

 

اگر شهر لوکا، برای توریست‌هایی که هرکدام از کشورهای مختلف راهی شده‌اند تا طعم مشهور مهمان‌‌نوازی ایتالیایی‌ها را بچشند، میزبان سخاوتمندی بوده، در عوض روزگار را برای غذاهای رنگ و وارنگ خارجی که پیشینه‌‌اشان بویی از ایتالیا نبرده، سیاه کرده است. همبرگر فروشی‌ها، دکه‌های غذافروشی ‌و رستوران‌هایی که در آشپزخانه‌هایشان غذاهای ملیت‌های دیگر طبخ می‌شود، جایی در بخش قدیمی شهر لوکا نخواهند داشت. 

 

از نظر اعضای شورای شهر لوکا، هیچ دلیل موجهی برای توجیه این قضیه که در این شهر پنج عدد کباب‌فروشی از این طرف و آن طرف سر برآورده‌اند، وجود ندارد. برای همین هم انگار که کاسه‌ی صبرشان لبریز شده‌، چون تصمیم گرفته‌اند که از پس به هیچ دکه‌ی غذافروشی مجوز کسب و کار ندهند.

 

البته این جنبش شکمی به همین‌جا ختم نمی‌شود و دامن رستوران‌ها را هم گرفته است. بر طبق صلاح‌دید شورای شهر، رستوران‌دارها باید در قدم اول دستی به سر و گوش منوهایشان بکشند و تعداد غذاهای سنتی لوکایی را بالا ببرند. مثلا سوپ گندم یا کیک "تورتا کوی بچی" که از کشمش، دانه‌‌های میوه‌ی درخت کاج و همینطور نوعی سبزی شبیه به برگ‌های کاهو درست شده است، می‌بایست عضو ثابت منوهای رستوران‌ها شود. بعد از آن نوبت طراحی داخلی فرا می‌رسد که رستوران‌دارها را موظف می‌کند کمی به سبک چیدمان میزها و در مجموع زیبایی داخلی بپردازند و دست‌آخر هم این پیشخدمت‌ها هستند که باید اونیفورم‌های خوش‌دوخت و شکیل به تن کنند.

 

رقابت سرسختانه‌ی کباب با کالباس

 

توریست‌ها باید بدانند که نباید دلشان را برای خوردن سوشی صابون بزنندتصمیم شورای شهر لوکا، سر و صداهای زیادی در ایتالیا به پا کرده است. سیاست‌مداران چپ‌گرا، اعضای این شورا را متهم می‌کنند که رفتاری تبعیض‌آمیز نسبت به خارجیان در پیش گرفته‌اند و در حال به راه انداختن جریان "نژادپرستی شکمی" هستند. از سوی دیگر بعضی‌ها هم نسبت به شکل‌گیری رژیمی آپارتایدی ـ همانند آنچه زمانی در آفریقای جنوبی حاکم بود ـ هشدار داده‌اند. با این تفاوت که این رژیم، از راه آشپزخانه رسوخ پیدا می‌کند!

 

توریست‌ها باید بدانند که نباید دلشان را برای خوردن سوشی صابون بزنند

شهردار شهر لوکا نسبت به این اعتراض‌ها بی‌اعتنا نبوده و در مقام دفاع برآمده است. او تأکید کرده که اعضای شورای شهر هیچ خصومتی با خارجی‌ها ندارند، بلکه تنها می‌خواهند از سنت آشپزی لوکا محافظت کنند. برای اثبات این گفته، شهردار اعلام کرده است که این ممنوعیت شامل دکه‌های پیتزافروشی هم می‌شود.

 

یکی دیگر از طرفداران بانفوذ که وارد گود شده، وزیر کشاورزی ایتالیاست. او با رویی خوش از ممنوعیت فروش غذاهای خارجی استقبال کرده و گفته است، از نظر او بسیار بهتر است که جوانان سالامی و کالباس‌های درجه‌ی یک بخورند تا کباب. به این ترتیب آنها کمی با تاریخ شهر محل سکونتشان هم آشنا می‌شوند.

 

تصمیم واگیردار

 

اقدامات اخیر لوکایی‌ها به مذاق مسئولان استان لومباردی ایتالیا خوش آمده است و آنها هم در نظر دارند تصمیم مشابهی در این زمینه بگیرند. در همین راستا، کارشناسان اتاق بازرگانی شهر میلان در بررسی‌هایشان متوجه شده‌اند که یک چهارم رستوران‌ها و بارهای موجود در این شهر، از سوی خارجیان گردانده می‌شود.

 

اما جدا از این بحث و جدل‌ها، سؤالی که مطرح می‌شود، این است که آیا پشت پرده‌ی این ممنوعیت، مسائل نژادپرستی نهفته یا اینکه واقعا موضوع حفاظت از سنت‌ها در میان است؟ به عقیده‌ی اولریش کولمن، یک دورگه‌ی آلمانی ـ ایتالیایی‌ که برگزارکننده‌ی تورهای سیاحتی مختلف به لوکاست، بسیاری از توریست‌هایی که به لوکا می‌آیند مشتاقند تا چهره‌ی زیبای تاریخی این شهر را ببیند و برای همین هم تصمیم شورای شهر کاملا به جاست. از دید او اصلا زیبا نیست که روزی تمام شهرهای دنیا شبیه به هم شوند و انگار فرقی نداشته باشد که شما به شانگهای مسافرت می‌کنید یا مونیخ، چون به هر حال در هر جا یک فروشگاه محصولات مارک "گوچی" یا تعدادی کباب‌فروشی خواهید دید.

 

با این حال حدس زدن این امر دشوار است که در مبارزه ‌میان کباب و سوشی از یک طرف و سوپ‌های ویژه‌ی لوکا از طرف دیگر، کدام‌یک برنده خواهد شد. تنها چیزی که می‌تواند بر سرنوشت همه‌ی غذاهای طرفین دعوا تأثیر بگذارد، شکم گرسنه‌ی توریست‌هایی است که بعد از چندین ساعت پرسه زدن در موزه‌ها و دیدن بناهای تاریخی، باید تصمیم بگیرند که آیا کباب دوای گرسنگی‌اشان خواهد بود یا سوپ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 7:41  توسط Dr. Jamshid Davanlou  | 

مطالب قدیمی‌تر